چهل حديث دوستي اهل بيت
بنياد اسلام
1- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : الإِسلامُ
عُريانٌ ، فَلِباسُهُ الحَياءُ وزينَتُهُ الوَقارُ ومُروءَتُهُ العَمَلُ الصّالِحُ
وعِمادُهُ الوَرَعُ . ولِكُلِّ شَيءٍ أساسٌ ، وأساسُ الإِسلامِ حُبُّنا أهلَ
البَيتِ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : اسلام برهنه است وجامه آنحياست وزيورش،
وقارومردانگىاش، كردار نيك و ستونش، پارسايى. هر چيزى بنيادى دارد و بنياد اسلام،
دوست داشتن ما اهل بيت است.
ايضًا الإمام عليّ عليهالسلام : قالَ لي رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله
: يا عَلِيُّ ، إنَّ الإِسلامَ عُريانٌ ، لِباسُهُ التَّقوى ، ورِياشُهُ الهُدى ،
وزينَتُهُ الحَياءُ ، وعِمادُهُ الوَرَعُ ، ومِلاكُهُ العَمَلُ الصّالِحُ ، وأساسُ
الإِسلامِ حُبّي وحُبُّ أهلِ بَيتي . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام: رسول خدا صلىاللهعليهوآله به من فرمود: اى على،
اسلام [به منزله پيكرى ]برهنه است كه لباس آن، پرهيزگارى مىباشد و اثاث خانهاش،
هدايت و زيورش، حيا و ستونش، پارسايى و قوامش، كردار نيك و بنياد اسلام، دوست
داشتن من و دوست داشتن اهل بيت من است.
2- الإمام الباقر عليهالسلام ـ عَن أبيهِ عَن
جَدِّهِ ـ : لَمّا قَضى رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله مَناسِكَهُ مِن
حَجَّةِ الوَداعِ رَكِبَ راحِلَتَهُ وأنشَأَ يَقولُ : لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إلاّ
مَن كانَ مُسلِمًا. فَقامَ إلَيهِ أبو ذَرٍّ الغِفارِيُّ رحمهالله فَقالَ: يا
رَسولَ اللّهِ ،ومَا الإِسلامُ ؟ فَقالَ صلىاللهعليهوآله: الإِسلامُ عُريانٌ،
لِباسُهُ التَّقوى، وزينَتُهُ الحَياءُ، ومِلاكُهُ الوَرَعُ ، وجَمالُهُ الدّينُ
(كَمالُهُ ـ خ ل) ، وثَمَرُهُ العَمَلُ الصّالِحُ ، ولِكُلِّ شَيءٍ أساسٌ وأساسُ
الإِسلامِ حُبُّنا أهلَ البَيتِ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام ـ از پدرش از جدش ـ : چون رسول خدا صلىاللهعليهوآله
مناسك حجة الوداع را به پايان برد، بر اشتر خود سوار شد و شروع به گفتن اين جمله
كرد: به بهشت نرود مگر كسى كه مسلمان باشد. ابوذر غفارى رحمهالله برخاست و عرض
كرد: اى رسول خدا، اسلام چيست؟ حضرت فرمود: اسلام برهنه است و جامهاش، پرهيزگارى
است و زيورش، حيا و قوامش، پارسايى و جمالش [كمالش] ديندارى و ميوهاش، كردار نيك
است. هر چيزى بنيادى دارد و بنياد اسلام، دوست داشتن ما اهل بيت است.
3- الإمام عليّ عليهالسلام ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ
يَذكُرُ فيها آلَ مُحَمَّدٍ صلىاللهعليهوآله ـ : هُم دَعائِمُ الإِسلامِ ،
ووَلائِجُ الاِعتِصامِ ، بِهِم عادَ الحَقُّ إلى نِصابِهِ ، وَانزاحَ الباطِلُ عَن
مَقامِهِ ، وَانقَطَعَ لِسانُهُ عَن مَنبِتِهِ . اهل بيت
در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام ـ درخطبهاى كه طىّ آن ازخاندان محمّد سخن مىگويد ـ:
آنان تكيهگاه هاى اسلامند و پناهگاه هاى امن،به واسطه [پايمردى ]ايشان، حقّ به
جايگاه خود بازگشت و باطل از جايش بركنده و دور شد و زبانش از بيخ قطع گرديد.
4- عنه عليهالسلام : بُنِيَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ
: عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّومِ وَالحَجِّ وَالوَلايَةِ ، ولَم يُنادَ
بِشَيءٍ كَما نودِيَ بِالوَلايَةِ اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام: اسلام بر پنج چيز بنا شده است: بر نماز و زكات و روزه
و حج و ولايت و به هيچ چيزى به اندازه ولايت فرا خوانده نشده است.
دوست داشتن اهل بيت، دوست داشتن خداست
5- الإمام عليّ عليهالسلام : سَمِعتُ رَسولَ
اللّهِ صلىاللهعليهوآله يَقولُ : أنَا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ ، وأنتَ يا
عَلِيُّ وَالأَئِمَّةُ مِن بَعدِكَ سادَةُ اُمَّتي ، مَن أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ
اللّهَ ، ومَن أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ اللّهَ ، ومَن والانا فَقَد والَى اللّهَ
، ومَن عادانا فَقَد عادَى اللّهَ ، ومَن أطاعَنا فَقَد أطاعَ اللّهَ ، ومَن
عَصانا فَقَد عَصَى اللّهَ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام: از رسول خدا صلىاللهعليهوآله شنيدم كه مىفرمايد:
من سرور فرزندان آدم هستم و تو، اى على و امامان پس از تو، سروران امّت من هستيد؛
هركس ما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است و هركس ما را دشمن داشته باشد، خدا
را دشمن داشته است، هركه با ما دوستى ورزد، با خدا دوستى ورزيده و هركس با ما
دشمنى كند، با خدا دشمنى ورزيده است. هركس از ما اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده و
هركه از ما نافرمانى كند، خدا را نافرمانى كرده است.
6- الإمام الصادق عليهالسلام : مَن عَرَفَ حَقَّنا
وأحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام صادق عليهالسلام: هركه حقّ (و مقام) ما را بشناسد و دوستمان بدارد بى
گمان خداى تبارك و تعالى را دوست داشته است.
7- الإمام الهادي عليهالسلام ـ فِي الزِّيارَةِ
الجامِعَةِ الَّتي يُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ عليهمالسلام ـ : مَن والاكُم فَقَد
والَى اللّهَ ، ومَن عاداكُم فَقَد عادَى اللّهَ ، ومَن أحَبَّكُم فَقَد أحَبَّ
اللّهَ ، ومَن أبغَضَكُم فَقَد أبغَضَ اللّهَ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام هادى عليهالسلام ـ در زيارت جامعه كه بدان امامان را زيارت مىكنند ـ :
هركه با شما دوستى كند با خدا دوستى كرده است و هر كه با شما دشمنى كند با خدا
دشمنى كرده است، هر كه شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته است و هركه شما را
دشمن داشته باشد خدا را دشمن داشته است.
دوست داشتن اهل بيت، دوست داشتن رسول خداست
8- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : أحِبُوا
اللّهَ لِما يَغذوكُم مِن نِعَمِهِ ، وأحِبّوني بِحُبِّ اللّهِ ، وأحِبّوا أهلَ
بَيتي لِحُبّي . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : خدا را به خاطر نعمتهايش كه به شما مىدهد
دوست بداريد و مرا به خاطر خدا دوست بداريد و اهل بيتم را به خاطر من دوست بداريد.
9- زيدُ بنُ أرقَمَ : كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّهِ
صلىاللهعليهوآله فَمَرَّت فاطِمَةُ عليهاالسلام عَلَيها كليم حديث ، وهِيَ
خارِجَةٌ مِن بَيتِها إلى حُجرَةِ نَبِيِّ اللّهِ صلىاللهعليهوآله ، ومَعَهَا
ابناهَا الحَسَنُ وَالحُسَينُ ، وعَلِيٌّ عليهمالسلام في آثارِهِم ، فَنَظَرَ
إلَيهِمُ النَّبِيُّ صلىاللهعليهوآله فَقالَ : مَن أحَبَّ هؤُلاءِ فَقَد
أحَبَّني ، ومَن أبغَضَهُم فَقَد أبغَضَني . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
زيد بن ارقم: در خدمت رسول خدا صلىاللهعليهوآله بودم كه فاطمه
عليهاالسلام، در حالى كه جامهاى پشمى به تن داشت و از خانهاش بيرون آمده به اتاق
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله مىرفت، از كنار ما گذشت. فرزندان او حسن و حسين
نيز همراهش بودند و على عليهالسلام در پى آنان حركت مىكرد. پيامبر
صلىاللهعليهوآله نگاهى به ايشان كرد و فرمود: هركس اينان را دوست بدارد مرا
دوست داشته است و هركس ايشان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.
10- الإمام الباقر عليهالسلام : أحِبُّوا اللّهَ
وأحِبّوا رَسولَ اللّهِ لِحُبِّ اللّهِ ، وأحِبّونا لِحُبِّ رَسولِ اللّهِ
صلىاللهعليهوآله . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام: خدا را دوست بداريد و رسول خدا را به خاطر خدا دوست
بداريد و ما را به خاطر رسول خدا صلىاللهعليهوآله دوست بداريد.
هديهاى الهى
11- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله
: إنَّ اللّهَ خَلَقَ الإِسلامَ فَجَعَلَ لَهُ عَرصَةً وجَعَلَ لَهُ نورًا
وجَعَلَ لَهُ حِصنًا وجَعَلَ لَهُ ناصِرًا ، فَأَمّا عَرصَتُهُ فَالقُرآنُ ، وأمّا
نورُهُ فَالحِكمَةُ ، وأمّا حِصنُهُ فَالمَعروفُ ، وأمّا أنصارُهُ فَأَنَا وأهلُ
بَيتي وشيعَتُنا ، فَأَحِبّوا أهلَ بَيتي وشيعَتَهُم وأنصارَهُم ، فَإِنَّهُ لَمّا
اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ الدُّنيا فَنَسَبَني جَبرَئيلُ عليهالسلاملِأَهلِ
السَّماءِ استَودَعَ اللّهُ حُبّي وحُبَّ أهلِ بَيتي وشيعَتِهِم في قُلوبِ
المَلائِكَةِ ، فَهُوَ عِندَهُم وَديعَةٌ إلى يَومِ القِيامَةِ ، ثُمَّ هَبَطَ بي
إلى أهلِ الأَرضِ ، فَنَسَبَني إلى أهلِ الأَرضِ فَاستَودَعَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ
حُبّي وحُبَّ أهلِ بَيتي وشيعَتِهِم في قُلوبِ مُؤمِني اُمَّتي ، فَمُؤمِنو اُمّتي
يَحفَظونَ وَديعَتي في أهلِ بَيتي إلى يَومِ القِيامَةِ . اهل بيت در قرآن و حديث
ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : خداوند اسلام را آفريد و براى آن عرصهاى و
نورى و حصارى و ياورى قرار داد. عرصه آن قرآن است و نورش، حكمت و حصارش، نيكى و
ياورانش، من و اهل بيت من و شيعيان ما هستيم. پس اهل بيت من و شيعيان و ياوران
آنان را دوست بداريد؛ زيرا شبى كه مرا به آسمان دنيا بالا بردند و جبرئيل مرا به
اهل آسمان معرفى كرد، خداوند محبّت مرا و محبّت اهل بيت من و شيعيان آنها را در
دلهاى فرشتگان به وديعت نهاد و اين محبّت تا روز قيامت در دلهاى آنان سپرده است.
سپس [جبرئيل] مرا به سوى زمينيان فرود آورد و مرا به اهل زمين معرفى كرد و خداوند عز
و جل محبّت من و محبّت اهل بيت من و شيعيان آنها را در دلهاى مؤمنان امّتم به
وديعت نهاد. بنابراين، مؤمنان امّتم اين وديعه مرا درباره اهل بيتم تا روز قيامت
حفظ مىكنند.
12- الإمام الباقر عليهالسلام : إنّي لَأَعلَمُ
أنَّ هذَا الحُبَّ الَّذي تُحِبّونّا لَيسَ بِشَيءٍ صَنَعتُمُوهُ ، ولكِنَّ
اللّهَ صَنَعَهُ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام: من مىدانم كه اين محبّت شما نسبت به ما چيزى نيست كه
خود شما آن را ساخته باشيد، بلكه كار خداست.
13- الإمام الصادق عليهالسلام : إنَّ حُبَّنا (أهلَ
البَيتِ) يُنَزِّلُهُ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن خَزائِنَ تَحتَ العَرشِ
كَخَزائِنِ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ ، ولا يُنزِلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ ، ولا يُعطيهِ
إلاّ خَيرَ الخَلقِ ، وإنَّ لَهُ غَمامَةً كَغَمامَةِ القَطرِ ، فَإِذا أرادَ
اللّهُ أن يَخُصَّ بِهِ مَن أحَبَّ مِن خَلقِهِ أذِنَ لِتِلكَ الغَمامَةِ
فَتَهَطَّلَت كَما تَهَطَّلَتِ السَّحابُ ، فَتُصيبُ الجَنينَ في بَطنِ اُمِّهِ اهل
بيت در قرآن و حديث ج2
امام صادق عليهالسلام: محبّت به ما [اهل بيت] را خداوند از خزانههايى كه زير
عرش اوست و مانند خزانههاى زر و سيم مىباشند، از آسمان فرو مىفرستد و آن را جز
به اندازه نفرستد و جز به بهترين آفريدگان عطايش نكند. اين محبّت را ابرى است،
همچون ابرهاى بارانزا؛ پس هرگاه خداوند بخواهد آن را به بندهاى كه دوستش مىدارد
اختصاص دهد به آن ابر فرمان مىدهد و باران محبّت فرو مىريزد، همچنان كه ابرهاى
باران زا مىبارند و اين باران به جنين در شكم مادرش مىرسد.
برترين عبادت
14- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله
: حُبُّ آلِ مُحَمَّدٍ يَومًا خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَنَةٍ ، ومَن ماتَ عَلَيهِ
دَخَلَ الجَنَّةَ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : يك روز محبّت ورزيدن به آل محمّد، بهتر از
يك سال عبادت است و هركه با اين محبّت از دنيا رود، وارد بهشت شود.
15- عنه صلىاللهعليهوآله ـ في وَصِيَّتِهِ
لِأَبي ذَرٍّ ـ : اِعلَم أنَّ أوَّلَ عِبادَتِهِ المَعرِفَةُ بِهِ . . . ثُمَّ
الإيمانُ بي وَالإِقرارُ بِأَنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أرسَلَني إلى كافَّةِ
النّاسِ بَشيرًا ونَذيرًا وداعِيًا إلَى اللّهِ بِإِذنِهِ وسِراجًا مُنيرًا ،
ثُمَّ حُبُّ أهلِ بَيتِيَ الَّذينَ أذهَبَ اللّهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهَّرَهُم
تَطهيرًا . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : در سفارش خود به ابوذر ـ : بدان كه نخستين
گام عبادت خدا، شناخت اوست... سپس ايمان داشتن به من و اقرار به اين كه خداوند عز
و جلمرا به سوى همه مردم فرستاد تا آنان را به امر خدا نويد و هشدار دهم و به سوى
خدا فرا خوانم وچراغى فروزان هستم؛ سپس دوست داشتن اهلبيت من، كه خداوند ناپاكى
را از ايشان زدود و پاك و پاكيزهشان گردانيد.
16- الإمام عليّ عليهالسلام : أحسَنُ الحَسَناتِ
حُبُّنا ، وأسوَأُ السَّيِّئاتِ بُغضُنا . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام: بهترينِ نيكيها، محبّت و علاقه به ماست و بدترينِ
بديها، دشمن داشتن ماست.
17- الإمام الصادق عليهالسلام : إنَّ فَوقَ كُلِّ
عَبادَةٍ عِبادَةً ، وحُبُّنا أهلَ البَيتِ أفضَلُ عِبادَةٍ . اهل بيت در قرآن و
حديث ج2
امام صادق عليهالسلام: بالا دست هر عبادتى عبادتى است و محبّت به ما اهل بيت
بالاترين عبادت است.
18- الفُضَيلُ : قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ عليهالسلام
: أيُّ شَيءٍ أفضَلُ ما يَتَقَرَّبُ بِهِ العِبادُ إلَى اللّهِ فيمَا افتَرَضَ
عَلَيهِم ؟ فَقالَ : أفضَلُ ما يَتَقَرَّبُ بِهِ العِبادُ إلَى اللّهِ طاعَةُ
اللّهِ وطاعَةُ رَسولِهِ ، وحُبُّ رَسولِهِ صلىاللهعليهوآله واُولِي الأَمرِ .
اهل بيت در قرآن و حديث ج2
فضيل: به ابوالحسن عليهالسلام عرض كردم: در ميان چيزهايى كه خداوند بر بندگان
واجب كرده، برترين چيزى كه مايه تقرّب آنان به خدا مىشود چيست؟ فرمود: برترين
چيزى كه بندگان به وسيله آن به خدانزديك مىشوند اطاعت از خدا و اطاعت از رسول او
و دوست داشتن رسول خدا و اولوا الامر است.
دوست داشتن اهل بيت از جمله باقيات الصالحات است
19- مُحَمَّدُ بنُ إسماعيلَ بنِ عَبدِ الرَّحمنِ
الجُعفِيُّ : دَخَلتُ أنَا وعَمِّيَ الحُصَينُ بنُ عَبدِ الرَّحمنِ عَلى أبي عَبدِ
اللّهِ عليهالسلامفَأَدناهُ وقالَ : اِبنُ مَن هذا مَعَكَ ؟ قالَ : اِبنُ أخي
إسماعيلَ ، فَقالَ : رَحِمَ اللّهُ إسماعيلَ وتَجاوَزَ عَنهُ سَيِّئَ عَمَلِهِ ،
كَيفَ خَلَفتُموهُ ؟ قالَ : بِخَيرٍ ما آتاهُ اللّهُ لَنا مِن مَوَدَّتِكُم ،
فَقالَ : يا حُصَينُ ، لا تَستَصغِروا مَوَدَّتَنا ، فَإِنَّها مِنَ الباقِياتِ
الصّالِحاتِ ، قالَ : يَا بنَ رَسولِ اللّهِ ، مَا استَصغَرتُها ، ولكِن أحمَدُ
اللّهَ عَلَيها . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
محمّد بن اسماعيل بن عبدالرحمنجعفى: من وعمويم، حصين بن عبدالرحمن به حضور
امام صادق عليهالسلام رسيديم. حضرت، عمويم را نزديك خود نشاند و فرمود: اين كه با
توست، پسر كيست؟ عرض كرد: پسر برادرم، اسماعيل. فرمود: خدا اسماعيل را رحمت كند و
از گناهانش درگذرد، چگونه جانشينى براى او بودهايد؟ عرض كرد: بعد از او، بهترين
چيزى را كه خداوند به ما عطا فرموده، يعنى محبّت به شما را، حفظ كردهايم. حضرت
فرمود: اى حصين، دوستى ما را دست كم نگيريد؛ چرا كه از جمله باقيات الصالحات است.
عمويم عرض كرد: اى پسر پيامبر خدا، من آن را دست كم نگرفتهام، بلكه خدا را به
خاطر آن سپاس مىگويم.
نشانه حلال زادگى
20- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله
ـ في صِفَةِ عَلِيٍّ عليهالسلام ـ : يا أيُّهَا النّاسُ ، امتَحِنوا أولادَكُم
بِحُبِّهِ ، فَإِنَّ عَلِيًّا لا يَدعو إلى ضَلالَةٍ ولا يُبعِدُ عَن هُدًى ،
فَمَن أحَبَّهُ فَهُوَ مِنكُم ، ومَن أبغَضَهُ فَلَيسَ مِنكُم . اهل بيت در قرآن و
حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : اى مردم! فرزندان خود را با محك محبّت على
بيازماييد؛ زيرا على هرگز به گمراهى فرا نمىخواند و از راه راست دور نمىشود. پس،
هريك از فرزندانشما على را دوستداشت از شماست وهر كدام او را دشمن داشت، از شما
نيست.
21- الإمام عليّ عليهالسلام : قالَ النَّبِيُّ
صلىاللهعليهوآله : يا أبا ذَرٍّ ، مَن أحَبَّنا أهلَ البَيتِ فَليَحمَدِ
اللّهَ عَلى أوَّلِ النِّعَمِ . قالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، وما أوَّلُ النِّعَمِ
؟ قالَ : طيبُ الوِلادَةِ ، إنَّهُ لا يُحِبُّنا إلاّ مَن طابَ مَولِدُهُ . اهل
بيت در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام: پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى اباذر! هركه ما
اهل بيت را دوست دارد پس خدا را بر نخستين نعمت سپاس گويد. ابوذر پرسيد: اى رسول
خدا، نخستين نعمت كدام است؟ فرمود: حلال زادگى. ما را دوست نمىدارد، مگر كسى كه
حلال زاده باشد.
22- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : يا عَلِيُّ ،
مَن أحَبَّني وأحَبَّكَ وأحَبَّ الأَئِمَّةَ مِن وُلدِكَ فَليَحمَدِ اللّهَ عَلى
طيبِ مَولِدِهِ ، فَإِنَّهُ لا يُحِبُّنا إلاّ مَن طابَت وِلادَتُهُ ، ولا
يُبغِضُنا إلاّ مَن خَبُثَت وِلادَتُهُ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : اى على! هر كه مرا و تو را و امامان از نسل
تو را دوست دارد پس خدا را برحلالزادگىخود سپاسگويد؛ زيرا ما را دوست ندارد،
مگر حلالزاده و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده.
ايضًا عنه صلىاللهعليهوآله ـ
لِعَلِيٍّ عليهالسلام ـ : لا يُبغِضُكَ مِنَ العَرَبِ إلاّ دَعِيٌّ . اهل بيت در
قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله ـ به على عليهالسلام ـ : كسى از عرب تو را
دشمن ندارد، مگر حرام زاده.
ايضًا الإمام عليّ عليهالسلام : لا يُحِبُّني كافِرٌ ولا وَلَدُ زِنًا . اهل
بيت در قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام: كافر و زنازاده مرا دوست ندارند.
23- الإمام الباقر عليهالسلام : مَن أصبَحَ يَجِدُ
بَردَ حُبِّنا عَلى قَلبِهِ فَليَحمَدِ اللّهَ عَلى بادِئِ النِّعَمِ . قيلَ :
وما بادِئُ النِّعَمِ ؟ فَقالَ : طيبُ المَولِدِ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام: هر كه صبح كند و خنكاى محبّت ما را در دلش احساس كند
پس خداوند را بر نخستين نعمت سپاس گويد: عرض شد: نخستين نعمت كدام است؟ فرمود:
حلالزادگى.
24- الإمام الصادق عليهالسلام : مَن وَجَدَ بَردَ
حُبِّنا عَلى قَلبِهِ فَليُكثِرِ الدُّعاءَ لاُِمِّهِ ، فَإِنَّها لَم تَخُن أباهُ
. اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام صادق عليهالسلام: هركه خنكاى محبّت ما را در دلش يافت، براى مادرش زياد
دعا كند؛ زيرا [معلوم مىشود كه] به پدرش خيانت نكرده است.
25- اِبنُ بُكَيرٍ عَنِ الإِمامِ
الصّادِقِ عليهالسلام : مَن كانَ يُحِبُّنا وهُوَ في مَوضِعٍ لا يَشينُهُ فَهُوَ
مِن خالِصِ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى . قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، ومَا المَوضِعُ
الَّذي لا يَشينُهُ؟ قالَ: لايُرمى فيمَولِدِهِ. ـ وفي خبر آخر: لَميُجعَل
وَلَدَزِنًا ـ اهل بيت در قرآن و حديث ج2
ابن بكير از امام صادق عليهالسلام: هركس مارا دوست بدارد و در وضعى هم نباشد
كه مايه عيب و ننگ او باشد، چنين كسى از مخلصان خداى تبارك و تعالى است. عرض كردم:
فدايت شوم، يعنى چه در وضعى نباشد كه مايه عيب و ننگ او باشد؟ فرمود: در نسبش متهم
نباشد.
در خبرى ديگر آمده است: زنازاده نباشد.
26- الإمام الصادق عليهالسلام : وَاللّهِ لا
يُحِبُّنا مِنَ العَرَبِ وَالعَجَمِ إلاّ أهلُ البُيوتاتِ وَالشَّرَفِ وَالمَعدِنِ
، ولا يُبغِضُنا مِن هؤُلاءِ وهؤُلاءِ إلاّ كُلُّ دَنَسٍ مُلصَقٍ . اهل بيت در
قرآن و حديث ج2
امام صادق عليهالسلام: به خدا سوگند كه از عرب و عجم ما را دوست ندارند مگر
كسانى كه خانوادهدار و شريف و اصيل هستند و از اين رو از اينان و آنان ما را دشمن
ندارد، مگر كسى كه آلوده و بىنسب باشد.
27- عَبادَةُ بنُ الصّامِتِ : حديث كُنّا نَبورُ
أولادَنا بِحُبِّ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليهالسلام فَإِذا رَأَينا أحَداً
لايُحِبُعَلِيَّبنَ أبيطالِبٍ عَلِمنا أنَّهُ لَيسَمِنّا وأنَّهُ لِغَيرِ
رَشدَةٍ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
عبادة بن صامت: ما فرزندان خود را با محك دوستى على بن ابى طالب
عليهالسلاممىآزموديم؛ اگر يكى از آنها را مىديديم كه على بن ابى طالب را دوست
ندارد، مىفهميديم كه از [نطفه] ما نيست و حرام زاده است.
28- مَحبوبُ بنُ أبِي الزِّنادِ : قالَتِ الأَنصارُ
: إن كُنّا لَنَعرِفُ الرَّجُلَ لِغَيرِ أبيهِ بِبُغضِهِ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ . أقول : ذَكَرَ عيسَى بنُ أبي دُلَفُ أنَّ
أخاهُ دُلَفَ ـ وبِهِ كانَ يُكَنّى أبوهُ أبا دُلَفَ ـ كانَ يَنتَقِصُ عَلِيَّ بنَ
أبي طالِبٍ ، ويَضَعُ مِنهُ ومِن شيعَتِهِ ، ويَنسِبُهُم إلَى الجَهلِ ، وأنَّهُ
قالَ يَومًا ـ وهُوَ في مَجلِسِ أبيهِ ، ولَم يَكُن أبوهُ حاضِرًا ـ : إنَّهُم
يَزعُمونَ أن لا يَنتَقِصَ عَلِيًّا أحَدٌ إلاّ كانَ لِغَيرِ رَشدَةٍ ، وأنتُم
تَعلَمونَ غَيرَةَ الأَميرِ ـ يَعني أباهُ ـ وأنَّهُ لا يَتَهَيَّأُ الطَّعنُ عَلى
أحَدٍ مِن حَرَمِهِ ، وأنَا اُبغِضُ عَلِيّاً ! قالَ : فَما كانَ بأَوشَكَ مِن أن
خَرَجَ أبو دُلَفَ ، فَلَمّا رَأيناهُ قُمنا لَهُ ، فَقالَ : قَد سَمِعتُ ما
قالَهُ دُلَفُ ، وَالحَديثُ لا يَكذِبُ ، وَالخَبَرُ الوارِدُ في هذَا المَعنى لا
يَختَلِفُ ، هُوَ وَاللّهِ لِزَنيَةٍ وحَيضَةٍ، وذلِكَ أنّي كُنتُ عَليلاً فَبَعَثَت
إلَيَّ اُختي جارِيَةً لَها كُنتُ بِها مُعجَباً ، فَلَم أتَمالَك أن وَقَعتُ
عَلَيها وكانَت حائِضًا فَعَلِقَت بِهِ ، فَلَمّا ظَهَرَ حَملُها وَهَبَتها لي . فَبَلَغَ
مِن عَداوَةِ دُلَفَ هذا لِأَبيهِ ونَصبِهِ ومُخالَفَتِهِ لَهُ ـ لِأَنَّ الغالِبَ
عَلى أبيهِ التَّشَيُّعُ وَالمَيلُ إلى عَلِيٍّ ـ أن شَنَّعَ عَلَيهِ بَعدَ
وَفاتِهِ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
محبوب بن ابى الزناد: انصار مىگفتند: ما حرامزاده بودن افراد را از طريق
دشمنى با على بن ابى طالب مىشناختيم.
عيسى بن ابى دُلَف مىگويد برادرش دُلَف ـ كه به مناسبت نام او پدرش را ابودلف
مىگفتند ـ از على بن ابى طالب بد مىگفت و او و پيروانش را تحقير مىكرد و آنان
را به نادانى نسبت مىداد. يك روز كه در مجلس پدر خود نشسته بود و پدرش حضور
نداشت، گفت: اينها مىگويند كه هركس از على عيب جويى كند حرامزاده است و شما غيرت
امير را ـ مقصود او پدرش بود ـ مىدانيد و امكان ندارد به احدى از اهل حرم او گمان
بد برده شود، ولى با اين حال من على را دشمن مىدارم! عيسى مىگويد: هنوز اين سخن
را تمام نكرده بود كه ابودلف وارد شد و ما با ديدن او به احترامش بلند شديم. او
گفت: آن چه را دُلَف گفت، شنيدم. حديث، دروغ نيست و خبرى كه در اين باره وارد شده
است، محل اختلاف نمىباشد. به خدا قسم، او (دُلَف) زنا زاده و نطفه حيض است؛ زيرا
من بيمار بودم و خواهرم كنيزى را كه متعلق به او بود و من دل بستهاش بودم، نزد من
فرستاد. طاقت نياوردم و با او كه حيض بود همبستر شدم و آن كنيز، دُلف را حامله شد
و وقتى معلوم شد حامله است، خواهرم او را به من بخشيد.
پس، دشمنى دلف با پدرش و عداوت و مخالفتش با وى ـ كه اظهار تشيّع و علاقه به
على مىكرد ـ به آن جا رسيد كه بعد از مرگ پدرش، از او بدگويى مىكرد.
شرط توحيد
29- جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ
الأَنصارِيُّ : جاءَ أعرابِيٌّ إلَى النَّبِيِّ صلىاللهعليهوآله فَقالَ : يا
رَسولَ اللّهِ ، هَل لِلجَنَّةِ مِن ثَمَنٍ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : ما ثَمَنُها
؟ قالَ : لا إلهَ إلاَّ اللّهُ ، يَقولُهَا العَبدُ الصّالِحُ مُخلِصًا بِها . قالَ
: وما إخلاصُها ؟ قالَ : العَمَلُ بِما بُعِثتُ بِهِ في حَقِّهِ ، وحُبُّ أهلِ
بَيتي . قالَ : وحُبُّ أهلِ بَيتِكَ لَمِن حَقِّها ؟ قالَ : أجَل ، إنَّ حُبَّهُم
لَأَعظَمُ حَقِّها . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
جابربن عبداللّه انصارى: باديه نشينى نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله آمد و
عرض كرد: اى رسول خدا، آيا بهشت، بهايى دارد؟ فرمود: آرى. عرض كرد: بهايش چيست؟
فرمود: كلمه لااله الااللّه كه بنده صالح آنرا از روى اخلاصبگويد: عرض كرد:
اخلاص آن چيست؟ فرمود: عمل كردن به آن چه براى آن فرستاده شدهام و دوست داشتن اهل
بيت من. عرض كرد: دوست داشتن اهل بيت شما، از حقوق اين كلمه است؟ فرمود: آرى، دوست
داشتن آنان بزرگترين حقّ آن است.
30- إسحاقُ بنُ راهَوَيهِ :
لَمّا وافى أبُو الحَسَنِ الرِّضا عليهالسلام بِنَيسابورَ وأرادَ أن يَخرُجَ
مِنها إلَى المَأمونِ اجتَمَعَ إلَيهِ أصحابُالحَديثِ ، فَقالوا لَهُ : يَابنَ
رَسولِ اللّهِ ، تَرحَلُ عَنّا ولا تُحَدِّثُنابِحَديثٍ فَنَستَفيدَهُ مِنكَ ؟!
وكانَ قَد قَعَدَ فِي العُمارِيةِ ، فَأَطلَعَ رَأسَهُ وقالَ : سَمِعتُ أبي موسَى
بنَ جَعفَرٍ يَقولُ : سَمِعتُ أبي جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ يَقولُ : سَمِعتُ أبي
مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ يَقولُ : سَمِعتُ أبي عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ يَقولُ :
سَمِعتُ أبِيَ الحُسَينَ بنَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ يَقولُ : سَمِعتُ أبي أميرَ
المُؤمِنينَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ يَقولُ : سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ
صلىاللهعليهوآله يَقولُ : سَمِعتُ جَبرَئيلَ يَقولُ : سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ
جَلالُهُ يَقولُ : لا إلهَ إلاَّ اللّهُ حِصني ، فَمَن دَخَلَ حِصني أمِنَ مِن
عَذابي . قالَ : فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا : بِشُروطِها ، وأنَا مِن
شُروطِها . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
اسحق بن راهوَيه: هنگامى كه ابوالحسن الرضا عليهالسلام به نيشابور رسيد و
خواست كه آن جا را به قصد رفتن نزد مأمون ترك گويد، راويان حديث، گردش را گرفتند و
عرض كردند: اى پسر پيامبر خدا، از پيش ما مىروى و برايمان حديثى كه از محضرتان
فيضى بريم، نمىگويى؟! حضرت كه در كجاوه نشسته بود سرش را بيرون آورد و فرمود: از
پدرم، موسى بن جعفر شنيدم كه مىفرمايد: از پدرم، جعفر بن محمّد شنيدم كه
مىفرمايد: از پدرم، محمّد بن على شنيدم كه مىفرمايد: از پدرم، على بن الحسين
شنيدم كه مىفرمايد: از پدرم، حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مىفرمايد: از
پدرم، اميرالمؤمنين على بن ابى طالب شنيدم كه مىفرمايد: از رسول خدا
صلىاللهعليهوآله شنيدم كه مىفرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مىفرمايد: از خداوند
جلّ جلاله شنيدم كه مىفرمايد: (كلمه) لا اله الا اللّه حصار من است و هركس وارد
حصار من شود از عذابم در امان است. اسحاق مىگويد: چون شتر به راه افتاد حضرت با
صداى بلند به ما فرمود: اما اين شرطهايى دارد و من از شرطهاى آن هستم.
31- الإمام عليّ عليهالسلام : إنَّ لِ «لا إلهَ
إلاَّ اللّهُ» شُروطًا ، وإنّي وذُرِّيَّتي مِن شُروطِها . اهل بيت در قرآن و
حديث ج2
امام على عليهالسلام: «لا اله الا اللّه» شروطى دارد كه من و فرزندانم از
جمله شروط آن هستيم.
نخستين چيزى كه در روز قيامت از آن سؤال مىشود
32- أبو بَرزَةَ : قالَ رَسولُ
اللّهِ صلىاللهعليهوآله : لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ
: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ ، ومالِهِ مِن أينَ
اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ . فَقيلَ : يا رَسولَ
اللّهِ ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم ؟ فَضَرَبَ صلىاللهعليهوآله بِيَدِهِ عَلى
مَنكِبِ عَلِيٍّ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
ابو برزه: رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: [در روز قيامت] هيچ بندهاى
قدم از جاى خود بر ندارد تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در
چه راه آن را فرسوده است، از عمرش كه در چه راه صرف كرده است، از مالش كه از كجا
آورده و در چه راه خرج كرده است و از محبّت نسبت به ما خاندان، عرض شد: اى رسول
خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟ حضرت دست خود را بر شانه على زد.
نشانه ايمان
33- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : عاهَدَني
رَبّي أن لا يَقبَلَ إيمانَ عَبدٍ إلاّ بِمَحَبَّةِ أهلِ بَيتي . اهل بيت در قرآن
و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : ايمان كامل نشود مگر با دوست داشتن ما اهل
بيت.
34- الإمام عليّ عليهالسلام :
أما إنَّهُ لَيسَ عَبدٌ مِن عِبادِ اللّهِ مِمَّنِ امتَحَنَ اللّهُ قَلبَهُ
لِلإِيمانِ إلاّ وهُوَ يَجِدُ مَوَدَّتَنا عَلى قَلبِهِ ، فَهُوَ يُحِبُّنا .
ولَيسَ عَبدٌ مِن عِبادِ اللّهِ مِمَّن سَخَطَ اللّهُ عَلَيهِ إلاّ وهُوَ يَجِدُ
بُغضَنا عَلى قَلبِهِ ، فَهُوَ يُبغِضُنا . فَأَصبَحَ مُحِبُّنا يَنتَظِرُ
الرَّحمَةَ، وكَأَنَّ أبوابَ الرَّحمَةِ قَد فُتِحَت لَهُ . وأصبَحَ مُبغِضُنا
عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ ، فَهَنيئًا لِأَهلِ
الرَّحَمةِ رَحمَتُهُم ، وتَعسًا لِأَهلِ النّارِ مَثواهُم . اهل بيت در قرآن و
حديث ج2
امام على عليهالسلام: هان! هيچ بندهاى از بندگان خدا نيست كه خداوند دلش را
براى ايمان خالص كرده باشد مگر اين كه دوستى ما را در دلش مىيابد و لذا ما را
دوست مىدارد و هيچ بندهاى از بندگان خدا نيست كه خداوند بر او خشم گرفته باشد
مگر اين كه دشمنى با ما را در دلش مىيابد و از اين رو ما را دشمن مىدارد.
بنابراين، دوستدار ما، چشم به راه رحمت است و گويى درهاى رحمت به رويش گشوده شده
است و كينه توز ما، بر لبه پرتگاهى در حال ريزش است كه با آن، در آتش دوزخ فرو
مىافتد. پس، گوارا بادا اهل رحمت را، رحمتشان و نابود بادا جايگاه دوزخيان .
35- رسول اللّه صلىاللهعليهوآله : مَن أبغَضَ
عَلِيًّا فَقَد أبغَضَني ، ومَن أبغَضَني فَقَد أبغَضَ اللّهَ ، لا يُحِبُّكَ
إلاّ مُؤمِنٌ ، ولا يُبغِضُكَ إلاّ كافِرٌ أو مُنافِقٌ . اهل بيت در قرآن و حديث
ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : هركه على را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است
و هر كه مرا دشمن بدارد، خدا را دشمن داشته است؛ تو را (اى على) جز مؤمن، دوست
ندارد و كسى جز كافر يا منافق، دشمنت نمىدارد.
ايضًا اُمُّ سَلَمَةَ : سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلىاللهعليهوآله يَقولُ
لِعَلِيٍّ عليهالسلام : لا يُبغِضُكَ مُؤمِنٌ ، ولا يُحِبُّكَ مُنافِقٌ . اهل بيت
در قرآن و حديث ج2
امّ سلمة: شنيدم رسول خدا صلىاللهعليهوآله به على عليهالسلام مىفرمايد:
مؤمن، تو را دشمن نمىدارد و منافق، دوستت نمىدارد.
ايضًا الإمام عليّ عليهالسلام : عَهِدَ إلَيَّ رَسولُ اللّهِ
صلىاللهعليهوآله أن لا يُحِبَّني إلاّ مُؤمِنٌ ، ولا يُبغِضَني إلاّ مُنافِقٌ .
اهل بيت درقرآن وحديث ج2
امام على عليهالسلام: رسول خدا صلىاللهعليهوآله به من فرمود كه مرا جز
مؤمن، دوست ندارد و جز منافق، كسى دشمنم نمىدارد.
36- الإمام عليّ عليهالسلام : لَو ضَرَبتُ خَيشومَ
المُؤمِنِ بِسَيفي هذا عَلى أن يُبغِضَني ما أبغَضَني ، ولَو صَبَبتُ الدُّنيا
بِجَمّاتِها عَلَى المُنافِقِ عَلى أن يُحِبَّني ما أحَبَّني ، وذلِكَ أنَّهُ
قُضِيَ فَانقَضى عَلى لِسانِ النَّبِيِّ الاُمِّيِّ صلىاللهعليهوآله أنَّهُ
قالَ : يا عَلِيُّ ، لا يُبغِضُكَ مُؤمِنٌ ، ولا يُحِبُّكَ مُنافِقٌ . اهل بيت در
قرآن و حديث ج2
امام على عليهالسلام ـ در حكمتى از حكمتهايشان ـ : اگر با همين شمشيرم بر
بينى مؤمن كوبم كه با من دشمن شود، دشمن نشود و اگر همه دنيا را به پاى منافق ريزم
كه مرا دوست بدارد، باز هم دوست نخواهد داشت و اين از آن روست كه حكم خدا بر زبان
پيامبر امّى صلىاللهعليهوآله گذشت كه فرمود: اى على، هيچ مؤمنى با تو دشمنى
نكند و هيچ منافقى دوستدار تو نشود.
37- عنه عليهالسلام : مَن أرادَ أن يَعلَمَ أنَّهُ
مِن أهلِ الجَنَّةِ فَيَعرِضُ حُبَّنا عَلى قَلبِهِ ، فَإِن قَبِلَهُ فَهُوَ
مُؤمِنٌ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
امام باقر عليهالسلام: هر كه مىخواهد بداند كه اهل بهشت است [يا نه]، دوستى
و محبّت ما را به قلبش عرضه كند، اگر آن را پذيرفت، مؤمن است.
38- عنه صلىاللهعليهوآله : لا تَزولُ قَدَما
عَبدٍ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعٍ : عَن عُمُرِهِ فيما أفناهُ ،
وعَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ ، وعَن مالِهِ فيما أنفَقَهُ ومِن أينَ كَسَبَهُ ، وعَن
حُبِّنا أهلَ البَيتِ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله : در روز قيامت، هيچ بندهاى قدم از جاى خود
برندارد، تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از عمرش كه در چه راه صرف
كرده است، از بدنش كه در چه راه آن را فرسوده است، از مالش كه در چه راه خرج كرده
و از كجا به دست آورده است و از محبّت به ما خاندان.
39- أبو بَرزَةَ : قالَ رَسولُ
اللّهِ صلىاللهعليهوآله : لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ
: عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ ، ومالِهِ مِن أينَ
اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ . فَقيلَ : يا رَسولَ
اللّهِ ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم ؟ فَضَرَبَ صلىاللهعليهوآله بِيَدِهِ عَلى
مَنكِبِ عَلِيٍّ . اهل بيت در قرآن و حديث ج2
ابو برزه: رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: [در روز قيامت] هيچ بندهاى
قدم از جاى خود بر ندارد تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در
چه راه آن را فرسوده است، از عمرش كه در چه راه صرف كرده است، از مالش كه از كجا
آورده و در چه راه خرج كرده است و از محبّت نسبت به ما خاندان، عرض شد: اى رسول
خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟ حضرت دست خود را بر شانه على زد.
40- حَنانُ بنُ سَديرٍ : حَدَّثَني أبي قالَ : كُنتُ
عِندَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام فَقَدَّمَ إلَينا طَعامًا ما أكَلتُ
طَعامًا مِثلَهُ قَطُّ ، فَقالَ لي : يا سَديرُ ، كَيفَ رَأَيتَ طَعامَنا هذا ؟ قُلتُ
: بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، ماأكَلتُ مِثلَهُ قَطُّ ، ولا
أظُنُّ آكُلُ أبَدًا مِثلَهُ . ثُمَّ إنَّ عَيني تَغَرغَرَت فَبَكَيتُ ، فَقالَ :
يا سَديرُ ، ما يُبكيكَ ؟ قُلتُ : يَابنَ رَسولِ اللّهِ ، ذَكَرتُ آيَةً في
كِتابِ اللّهِ تَعالى . قالَ : وما هِيَ ؟ قُلتُ : قَولُ اللّهِ في كِتابِهِ :
«ثُمَّ لَتُسأَلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ حديث » ، فَخِفتُ أن يَكونَ هذَا
الطَّعامُ (مِن النَّعيمِ) الَّذي يَسأَلُنَا اللّهُ عَنهُ . فَضَحِكَ حَتّى
بَدَت نَواجِذُهُ ، ثُمَّ قالَ : يا سَديرُ ، لا تُسأَلُ عَن طَعامٍ طَيِّبٍ ، ولا
ثَوبٍ لَيِّنٍ ، ولا رائِحَةٍ طَيِّبَةٍ ، بل لَنا خُلِقَ ولَهُ خُلِقنا ،
ولنَعمَلَ فيهِ بِالطّاعَةِ . قُلتُ لَهُ : بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ
اللّهِ ، فَمَا النَّعيمُ ؟ قالَ : حُبُّ عَلِيٍّ وعِترَتِهِ ، يَسأَلُهُمُ
اللّهُ يَومَ القِيامَةِ : كَيفَ كانَ شُكرُكُم لي حينَ أنعَمتُ عَلَيكُم بِحُبِّ
عَلِيٍّ وعِترَتِهِ ؟ . اهل بيت درقرآن وحديث ج2
حنان بن سدير: پدرم به من گفت: نزد جعفر بن محمّد عليهماالسلام بودم. آن حضرت
غذايى در برابرم نهاد كه هرگز غذايى مانند آن نخورده بودم. پس به من فرمود: اى
سدير! غذاى ما را چگونه يافتى؟ عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى پسر پيامبر خدا،
تاكنون چنين غذايى نخوردهام و گمان هم نمىكنم كه ديگر غذايى مانند آن بخورم. آن
گاه چشمانم پر از اشك شد و گريستم. فرمود: اى سدير! چرا گريه مىكنى؟ عرض كردم:
يابن رسول اللّه، آيهاى از كتاب خدا را به ياد آوردم. فرمود: كدام آيه؟ عرض
كردم: اين آيه «سپس در آن روز از نعمت بازخواست مىشويد». مىترسم اين غذا جزو
همان نعمتى باشد كه خداوند درباره آن بازخواست مىكند. حضرت خندهاى كرد به طورى
كه دندانهاى عقلش نمايان شد، سپس فرمود: اى سدير، از تو، نه درباره خوراك لذيذ
سؤال خواهد شد و نه درباره جامه نرم و نه درباره بوى خوش، بلكه اينها براى ما
آفريده شده و ما براى استفاده از آنها خلق شدهايم و ما بايد در آنها به طاعت خدا
عمل كنيم. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى پسر پيامبر خدا، پس آن نعمت كدام است؟
فرمود: دوستى على و عترت او؛ در روز قيامت خداوند مىپرسد: در برابر نعمت دوستى
على و عترت او كه آن را به شما عطا كردم چگونه شكر مرا به جا آورديد.
منبع : اهل بيت در قرآن و حديث ج2
0000000000000000000000000000000000000