حجاب و بی حجابی و علت های آن

تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور

درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه

http://hodarayaneh.org

سايت هدي بلاگ

http://hodablog.net

 

 

 

چرا حجاب؟

از جمله سوالاتی كه برخی از افراد می پرسند ،‌ این است كه فلسفه حجاب برای‌زنان چیست ؟

چنین سوالاتی می تواند دو جنبه داشته باشد : عده ای به قصد رسیدن به حقایق و برخی‌ دیگر به نیت اعتراض و وارد كردن اشكال سوال می‌كنند .

در این قسمت از بحث ، به فلسفه و ماهیت حجاب می پردازیم و اینكه چرا زنان مسلمان باید حجاب را رعایت كنند؟

رعایت حجاب نه تنها برای خود زن ارزش می‌ آفریند ، بلكه می تواند خانواده ، اجتماع و ... را نیز تحت تاثیر قرار دهد . همان طور كه رعایت آن به عنوان یك امر ضروری می تواند مفید باشد ،‌عدم رعایت آن نیز پیامدهایی منفی را به همراه دارد .

اینك نگاهی كوتاه می اندازیم به فواید و اثرات رعایت حجاب و پیامدهای آن و پاسخی مناسب به این سوال كه چرا حجاب برای زنان ضروری است ؟ و جواب سوال فوق را در موارد زیل بررسی می نماییم :

1- حجاب در اسلام یك قانون است .

2- حجاب به عنوان سر چشمه می تواند زن را به كمال برساند .

3- حجاب از بی بند و باری و مفاسد اجتماعی جلوگیری میكند .

4- حجاب باعث استواری و تداوم كانون گرم خانواده ها می شود .

حجاب در اسلام قانون ست

بر زن مسلمان فرض است كه بدون هیچ گونه قید و شرطی قانون حجاب را بپذیرد . بدون شك استقلال فكری و روحی انسان اجازه نمی دهد كه بی قید و شرط تسلیم انسان دیگری شود ،‌ چرا كه او هم مثل خودش یك انسان است و ممكن است در برخی موارد اشتباه كند .

ولی اگر انسان نسبت به خدا تسلیم نشود ، گمراه است ،‌چرا كه فرمان خداوند عاری از هر گونه اشتباهی است ، از این گذشته فرمان خداوند حافظ منافع انسان است .

آیا ممكن است یك انسان عاقل این حقیقت را تشخیص دهد و با این وجود مصالح خود را زیر پا بگذارد ؟‌ هر چه داریم از خداوند سبحان داریم و باید در برابر دستورات او تسلیم شویم .

اسلام از تسلیم گرفته شده است :‌ (( الاسلام هو التسلیم )) تسلیم شدن روح اسلام است . واضح است كه خداوند و پیامبر(ص) هیچ نیازی به تسلیم مردم ندارند، بلكه انسان به دلیل عدم اطلاع كامل برخی مصالح خویش را فراموش می كند كه خداوند می داند و به پیامبرش دستور می دهد .

این درست به آن می ماند كه یك طبیب ماهر به بیمارش بگوید : در صورتی به درمان تو می پردازم كه در برابر دستوراتم تسلیم محض باشی و از خود هیچ اراده ای نداشته باشی . این نهایت دلسوزی طبیب را به بیمار نشان می دهد و خدا از چنین طبیبی برتر و بالاتر است .

مردم در برابر دستورات خداوند سه دسته اند :

گروه اول : تنها در مواردی تسلیم حق هستند كه با منافعشان تطبیق كند : (( در حقیقت اگر ایمان هم آورده اند ، به خاطر منافعشان است نه به حكم خداوند .

گروه دوم : كسانی كه ارده و خواسته هایشان ، خواسته و اراده ی خداست و اگر منافع زود گذرشان با فرمان خداوند در تضاد بود ، از منافع خود چشم می پوشند و تسلیم فرمان خداوند می شوند ،‌اینان مومنان و مسلمانان راستین اند .

گروه سوم : از گره دوم هم برترند و در واقع جز آنكه خدا اراده كند ، ‌اراده ای ندارند و جز آنچه او می خواهد،   خواسته ای در دل آنها نیست . آنها به جایی رسیده اند كه فقط چیزی را دوست می دارند كه او دوست دارد و از چیزی متنفرند كه او نمی خواهد ،‌ در واقع تسلیم محض خداوند تبارك و تعالی هستند .

 و این همان معنای آیه 36 از سوره مباركه احزاب است كه می فرماید :

(( هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی كه خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند ،‌اختیاری از خود ( در برابر فرمان خدا ) داشته باشد و هر كس نافرمانی خدا و رسولش را كند ، به گمراهی آشكاری گرفتار شده است.))

و در سوره مباركه نور آیات شریفه 51 و 52 آمده است :

(( مومنان هنگامی كه به سوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری كند ،‌سخنانشان تنها این است كه می گویند شنیدیم و اطاعت كردیم و رستگاران واقعی آنان هستند و هر كس خدا و پیلمبرش را اطاعت كند و از پروردگار بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد ،‌ آنها رستگارند.))

حضرت امام خمینی (ره) احیا گر اسلام ناب محمدی در عصر كنونی می فرماید :

آنها كه میخواهند زنان ملعبه مردان و ملعبه جوان های فاسد قرار بدهند ، جنایتكارند . زن ها نباید گول بخورند ، زن ها گمان نكنند كه این مقام زن است كه باید بزك كرده بیرون برود ، با سر باز و لخت ، این مقام زن نیست ،‌این عروسك بازی است نه زن .

و در نهایت اینكه حجاب منشا كمال زن است و به زنان حرمت و احترام می بخشد . زنان باید پاكی و صداقت را از حضرت مریم ، آسیه ، هاجر ،‌خدیجه و فاطمه زهرا (س) به ارث ببرند و باید میراث دار پاكی آنها باشند و نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردند .

جامعه ای كه زن را برهنه می خواهد ، جامعه ای كه روز به روز زن را به آرایش بیشتر دعوت می كند و به خاطر زیبایی و قوه جنسی اش از او به عنوان یك تابلوی تبلیغاتی استفاده می كند و جامعه ای كه از زن برای جلب جهانگردان و ... استفاده می كند ،‌هرگز نباید امتظار داشته باشد كه در آرامش به سر برد .

در چنین جامعه ای شخصیت زن تا حد یك عروسك و یا یك كالای بی ارزش سقوط می كند و ارزش های والای انسانی او به كلی از دست می رود و در این صورت او تنها به زیبایی و جوانی اش میتواند بنازد ، نه به ارزش های درونی و معنوی خود ،‌ و چه دردناك است كه بدانیم این جوانی و زیبایی مانند بهاری است كه خزانی را در پی دارد ، ولی ارزش های درونی و معنوی و ذاتی برای همیشه باقی و ماندگار است .

وای خواهر !

از تو انتظار می رود كه با حفظ حجاب از كرامت ، شرافت ، كمال ، قداست ، عظمت ، حیثیت و تمام كمالات انسانی خود به نحو احسن پاسداری كنی .

حجاب ،‌مانع آلوده شدن جامعه به فساد

حجاب همچون سدی محكم از آلوده شدن جامعه جلوگیری می كند و نمی گذارد كه جامعه در منجلاب فساد های اجتماعی فرو رود .

پیدایش مفاسد اجتماعی علت های زیادی كه یكی از علت های آن ریشه در بی حجابی زنان دارد .

امام صادق (ع) فرموده است :

نگاه ، تیری از تیرهای شیطان است .

امیر المومنین علی (ع) فرموده است :

ای بسا آتش عشق كه از یك نگاه كردن پدید می آید .

در امان ماندن محیط زندگی جامعه از افتادن در انحراف و فساد و ... همگی از بركات حجاب است . سعادت و شقاوت جامعه تا حدودی در گرو زنان می باشد .

امام خمینی (ره)  می فرماید :

زن مربی جامعه است ، از دامن زن انسانها پیدا می شوند ، مرحله اول مرد و زن صحیح از دامن زن است . مربی انسان ها زن است ، سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است ، زن با تربیت صحیح خودش ، كشور را آباد می كند . مبدا همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود ، زن مبدا همه سعادت ها باید باشد .

از گفتار، حركات و سكنات نیكوی مادران و زنان است كه مرد عروج می كند و به درجات بالا می رسد . زن با رعایت حجاب نقشه های شیاطین را خنثی و آنها را نا امید می كند ،‌ و آنها را وادار می كند تا دام هایی را كه برای افراد جامعه به ویژه جوانا گسترده اند ،‌ جمع كنند . زنان جامعه باید با رعایت حجاب امید ها را در دل جوانان زنده كنند . رعایت حجاب میزان امید به زندگی ، كار ، تلاش ، تحصیل و كسب فضایل را در جوانان افزایش می دهد و باعث ترقی و پیشرفت جوانان در عرصه های مختلف می شود . 

مرحوم علامه شهید مرتضی مطهری (ره)‌ می فرماید :

زن مسلمان باید آن جنان میان مردم رفت و آمد كند كه علایم عفاف و وقار و سنگینی و پاكی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود و در این وقت است كه بیمار دلان دنبال شكار می گردند ، از آنها مایوس می شوند و فكر بهره كشی از آنها در مخلیه شان خطور نمی كند ،‌ می بینیم كه جوانان ولگرد همیشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عریان می گردد . وقتی كه به آنها اعتراض می شود كه چرا مزاحم می شوید ؟ می گویند : اگر دلش این چیز ها را نخواهد ، با این وضع بیرون نمی آید .

بنا بر آنچه گفته شد ، نجات جوانان از گرداب گناه و منجلاب فساد از بركات رعایت حجاب در جامعه می باشد . به امید آن روزی كه زنان و دختران با شعور ما به اهمیت رعایت حجاب پی ببرند و با رعایت حجاب هم به سلامت جامعه بیافزایند و هم كرامت و شان خود را حفظ نمایند .

http://www.efaf89.mihanblog.com/

00000000000000000000000000000

مومنان باید كاملا تسلیم باشند

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا«نساء64»

ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود.(هردستوري درهرزمينه اي ازپيامبر صادرشد مؤمنان بگويند چشم) و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

فَلَا وَرَبِّكَ لَا یؤْمِنُونَ حَتَّى یحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لَا یجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیتَ وَیسَلِّمُوا تَسْلِیمًا«نساء65»

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.(هرحكمي درهر زمينه اي ازپيامبر صادرشد درمقابل آن تسليم محض باشند واز خود هيچگونه ناراحتي بُروزندهند)

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَیهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا یوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَیرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِیتًا«نساء66»

اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‌دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید»، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‌کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند، برای آنها بهتر بود؛ و موجب تقویت ایمان آنها می‌شد.

(بعضي از مسلمانان كه همان منافقين باشند در مقابل دستورات پيامبر تسليم محض نيستند وازبعضي ازدستورات شانه خالي ميكنند،درمقابل مؤمنان دربرابر تما دستورات تسليم محض هستند وازهيچ دستوري سرپيچي نميكنند)

وَإِذًا لَآتَینَاهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْرًا عَظِیمًا«نساء67»

و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‌دادیم.(اين پاداش براي آناني است كه دربرابر دستورات پيامبرتسليم هستند)

وَلَهَدَینَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا«نساء68»

و آنان را به راه راست، هدایت می‌کردیم.(كساني كه دربرابر دستورات پيامبر تسليم محض باشند به صراط مستقيم الهي هدايت ميشوند)

وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا«69»

و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند!(ازجمله موارد اطاعت ازخداورسول براي خانمها ودخترخانمها حجاب وحيا و وقار است)

ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِیمًا«70»

این موهبتی از ناحیه خداست. و کافی است که او، (از حال بندگان، و نیات و اعمالشان) آگاه است.(حجاب وحياهم موهبتي است ازجانب خداوندبراي خانمها ودخترخانمهاي محجبه پس قدرش را بدانند)

00000000000000000000000000000000000000000

حجاب در اسلام قانون است  و رعایت آن لازم و ضروری است .

لذا بر زنان مسلمان فرض است كه با رعایت حجاب به مخالفین حجاب ثابت كنند كه پیرو دین الهی و حضرت فاطمه (س)  سیده زنان عالم هستند و با این كار خود سنت پیامبر (ص) و حضرت صدیقه ی فاطمه زهرا (س) را زنده نگاه میدارند .

اسلام حجاب را لازم و واجب نموده تا زمینه لازم برای رشد و كمال معنوی ما باشد و از طرفی آیا زنان بی حجاب دلایل منطقی بر برهنگی و بی حجابی خود دارند ؟ و اكر دلیلی متقن و محكم دارند ، فواید و مزیت های بی حجابی خود را بیان كنند .

امام صادق (ع) می فرمایند :

روز قیامت آن زن زیبایی را كه به خاطر زیبایی و قشنگی اش فریب خورده است ، برای مجازات می آورند . او می گوید : پروردگارا ! آنچه من كردم به خاطر این بود كه تو مرا زیبا آفریدی .

در پاسخ به این زن حضرت مریم (س)‌ را می آورند و می گویند :‌تو زیبا تری یا ایشان ؟ ما او را هم زیبا آفریدیم ، اما او فریب نخورد .

مرد زیبا را هم كه فریب زیبایی اش را خورده است ، می آورند . او هم برای توجیه كار خود می گوید : خدایا ! مرا زیبا آفریدی و همین سبب چنین كاری شد .

در این هنگام حضرت یوسف (ع)  را می آورند و می گویند :‌ تو زیباتری یا یوسف ؟ ما او را نیز زیبا آفریدیم ، اما او فریب نخورد .

و نیز كسی را كه به خاطر بلا و مصیبت گول خورده است ، می آورند . او برای اینكه كار خود را توجیه كند ،‌می گوید: خدایا !‌بلاهای زیاد باعث شد كه گول بخورم .

در این هنگام حضرت ایوب (ع) را می آورند و می گویند : بلا و مصیبت تو سخت تر بود یا این / او هم بلاهای زیادی دید ، اما فریب شیطان را نخورد .

امام خمینی (ره) نیز در این رابطه می فرمایند :

خطری كه حس می كنیم ، این است كه زنان دو مرتبه به آن ابتذال ها كشانده شوند ،‌اما حجاب اسلامی چه معنی دارد ؟ حجاب اسلامی یعنی وقار ، حجاب ، شخصیت ، ساخته من فقیه و دیگران نیست ،‌این نص صریح قرآن است . آن قدری كه قرآن مجید بیان كرده نه ما می توانیم از آن حدود خارج شویم و نه زنانی كه به این كتاب بزرگ آسمانی معتقد هستند .

حجاب ، سرچشمه كمال زن

حجاب به عنوان یك سراپرده مجلل ، شخصیت و قداست زن را در بر می گیرد و روز به روز بر درخشندگی و شخصیت زن می افزاید .

زن در سایه حجاب می تواند به تكاپو و فعالیت بپردازد بدون آنكه گوهر شخصیتی خود را از دست بدهد . حجاب،   زن را از افتادن به گودال نابودی نجات می دهد . زنی كه حجاب دارد ، همه چیز دارد : ایمان ،‌شخصیت ، عزت ، عظمت و آبرو و حیثیت اجتماعی .

زن در پرتو حجاب همانند یك غنچه زیباست كه علی رغم زیبایی كسی نمی تواند لطافت او را مورد تیر چشم زخم قرار دهد و تا زمانی كه این غنچه شكفته نشده است ، هیچ كس حق چیدن و چپاول آن را ندارد . اما وقتی شكفته شد ،‌خیلی زود مورد تعرض قرار می گیرد . دیری نمی پاید كه آن غنچه زیبا از شاخه جدا می شود و گلبرگ های لطیف آن در زیر پای كامجویان در سایه شعارهای فریبنده ،‌حجاب را از سر غنچه های لطیف می گیرند تا روز به روز گلستان اجتماع را ویران و ویران تر كنند .

زن چون عطری خوشبوست و حجاب او چون شیشه ای زیبا و محكم كه باعث می شود این عطر برای مدت ها پا بر جا بماند و از هر گونه دستبردی در امان باشد و با هر نگاه آلوده ای نپرد . آیا می شود دور یك باغ زیبا و پر گل را دیوار نكشید و بدون حفاظ گذاشت ؟

حجاب چون صدفی گرانبهاست كه مروارید شخصیت زن را در خود جای می دهد و نمی گذارد كه این گوهر گرانبها در بازار داغ و پر مخاطره انسان های بوالهوس به قیمت ارزان فروخته شود .

ارزش زن به حجاب اوست . وقار و ارزش زن همچون گنجی پر ارزش است كه نیاز به مراقبت و نگهداری دارد و هر كس كه این گنجینه را بیشتر دوست دارد ، از آن مراقبت بیشتری می كند . این گنجینه با نگهداری روز به روز گرانبها تر می شود ، ولی اگر در معرض دیده همگان قرار بگیرد ، تكراری می شود و خریداران خود را از دست می دهد .

زنانی كه برای حجاب ارزش قائل نیستند ، در حقیقت به همان دوره گردانی می ماند كه كالای وجود خود را به خریداران ارزان می فروشند و آیا هیچ زن عاقلی حاضر به این كار می شود ؟ حجاب زیبایی و زینت زن است .

از امیرالمومنین علی (ع) روایت شده است كه ما روزی خدمت رسول اكرم (ص) نشسته بودیم ایشان ، فرمودند:

به من خبر دهید بهترین زینت از برای زنان چیست ؟

هیچ كدام از اهل مجلس جواب ندادند و از هم متفرق شدند . من به نزد فاطمه (س) آمدم و سوال پیامبر (ص) را برتی او نقل كردم و در ضمن گفتم : هیچ كدام از ما جواب رسول الله را نمی دانستیم .

حضرت فاطمه (س) فرمود : من جواب این سوال را می دانم :

بهترین زینت از برای زنان آن است كه هیچ مردی آنان را نبیند و آنان هم هیچ مردی را نبینند .

من به نزد رسول خدا (ص) برگشتم و گفتم : یا رسول الله ! بهترین زینت زنان این است كه هیچ مردی آنان را نبیند و آنان هم هیچ مردی را نبینند .

حضرت با تعجب فرمودند :

شما كه فبلا اینجا بودید چیزی نگفتید ، این جواب را از كجا آوردی ؟

گفتم : این جواب از فاطمه (س) است .

پیامبر تعجب كردند و فرمودند : به راستی فاطمه پاره تن من است .

خداوند در قرآن مجید سوره مباركه احزاب آیه شریفه 59 می فرمایند :

روسری های خود را اطراف گردن خود بیفكنند ،‌ این كار برای آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند ،‌بهتر است .  

http://www.efaf89.mihanblog.com/

000000000000000000000000000000

حجاب يا پوشیدگی زن در برابر بیگانگان

یکی از مسائل مهم در اسلام پوشیدگی زن در برابر بیگانگان است که با عنوان حجاب مطرح می شود.

در معنی واژه حجاب در دانشنامه جهان اسلام امده است :معنی مصدر آن پنهان کردن و منع از وارد شدن است و معنی اسمی آن پرده می باشد.

تاریخچه حجاب :

مسئله حجاب محدود به اسلام نمیشود .در ادیان گذشته مسیحی ،یهودی ، زرتشتی و ادیان هندو انواعی از حجاب تعریف شد ه است . در بسیاری موارد هر چه طبقه اجتماعی فرد بالاتر بوده حجاب بیشتری وجود داشته و پوشش به نوعی نشان دهنده منزلت اجتماعی فرد بوده است . در دین اسلام این مسئله کاملتر و ظریفتر مطرح شده است.

مسئله حجاب در قران

در چند سوره از قران کریم مسئله حجاب تصریح شده است که نشان از اهمیت موضوع دارد .در آیاتی از سوره نور ،احزاب و انفال به حجاب و عفت زنان اشاره شده است.لفظ حجاب در آیه ۵۴سوره احزاب اورده شده ."حجاب مخصوص که در قران کریم برای زنان است :یکی خمر(مفرد آن خمار= به کسر "خ" و فتح "م" به معنای روسری است ) در آیه ۳۱ سوره نور است و دیگرجلابیب(مفرد آن جلباب=لباس بلند زنانه)است که در آیه ۵۹سوره احزاب به ان اشاره شده است "(دانشنامه جهان اسلام)

در سوره احزاب آیه ۵۹ میخوانیم : ای پیامبر به زنان خود و دختران و زنان مومن بگو روسریها و مقنعه های خود را بپیچانند این جور به عفیفه بودن و شریف بودن شناخته می شوند ،تا کسی معترض ایشان نشود وایشان را ازار ندهد و خداوند امرزنده و مهربان است.

قرائتی در کتاب گناه شناسی آورده است :در قران با تعبیرات گوناگون از حیا سخن به میان امده است : حیا در زبان (انعام ۱۰۸)،حیا در طرز سخن گفتن (احزاب ۳۲)،حیا در راه رفتن (قصص۲۵)،حیا در شرکت در مجالس میهمانی (احزاب ۵۳)،حیا در نگاه کردن (نور۳۰ و ۳۱)،حیا در امور اقتصادی (بقره۲۷۳)،حیا در ورود به منازل (نور ۵۸و ۵۹)

فلسفه حجاب

در دوره های مختلف تاریخی در مورد فلسفه حجاب دلایل مختلفی ذکر شده که بر هریک اشکالاتی وارد است .شهید مطهری این دلایل غیر صحیح را به چند دسته تقسیم کرده است که دارای ریشه های اقتصادی ،اجتماعی،اخلاقی،فلسفی و روانی است. شهید مطهری در فلسفه حجاب از دید اسلام چند دلیل را مطرح میکند که به اختصار بیان میکنیم:

۱.آرامش روانی: به علت اثری که دیدن یک زن زیبارو در یک مرد میتواند داشته باشد به خصوص پسرهای نوجوان(حتی پیش از بلوغ) که دچار طوفان های شخصیتی و شهوانی میشوند و از آنجا که امکان ارضای این میل برایشان وجود ندارد ممکن است دچار صدمات روحی و یا خودارضایی شوند. در اینجا وجود حجاب باعث میشود که چنین طوفانهایی با تأخیر صورت گیرند و موکول به زمانی میشوند که پسرها به بلوغ فکری و جنسی رسیده اند.

۲_استحکام پیوند خانوادگی: وجود عارضۀ خیانت به همسر(رابطۀ شوهر با زنانی غیر از هسرش) ، در همه جای دنیا از عوامل از هم پاشیدگی خانواده است. جالب است که در این موارد فقط مرد محکوم میشود در حالی که در هر خیانتی زنی دیگر هم بوده که از این مرد متأهل دلبری کرده است. از آنجا که بخش عظیمی از میل جنسی مرد با چشمانش پاسخ داده میشود حکم حجاب برای زن در برابر مرد غریبه و حفظ چشم برای مرد در برابر زن غریبه خود یکی از بهترین عوامل ممانعت از اینگونه خیانتهاست.

۳-استواری اجتماع: اگر نوجوانان و جوانان ما دچار طوفانهای شهوانی شوند(چنانکه در بالا ذکر شد.) بیشتر وقت آزاد خود را به فکر کردن به این موضوع یا متلک پرانی به دخترها یا دوستیابی و خلاصه در یک کلام با جنس مخالف سپری میکنند. از آنجایی هم که تمکن مالی و فکری لازم برای ازدواج ؛ معمولا" در سنین پایین ایجاد نمیشود این فکر از مخیلۀ جوانان خارج ناشدنیست. حتی در ممالک غیر اسلامی که این روابط جنسی آزاد هستند هم میبینیم که نوجوانان و جوانان با هر بار رابطه فقط برای مدت کوتاهی قانع میشوند و دوباره خیلی زود به این موضوع باز میگردند . در یک کلام وقتشان را با این میل میگذرانند. خب شاید بگویید ایرادش چیست؟ ایرادش اینست که جوانان و نوجوانان آینده سازان ما هستند. اگر ما جوانان به فکر ساختن جامعه نباشیم پس چه کسی میخواهد جامعه را بسازد؟ اگر این مدت زمانی را که برخی پسرها به ...چرخ زدن(با عرض معذرت!) میگذارنند و به دخترها متلک میپرانند تا شاید برگردند و در جوابشان چیزی بگویند تا فقط صدایشان را بشنوند!!! زمانی را که برای دلربایی کردن از دوست دخترشان میگذرانند و مدتی را که به دیدن فیلمهای شهوانی(یادش به خیر یه زمانی فقط عکس بود!!) میگذرانند را صرف کسب علم و آموختن صنعت کنند میدانید چه پیشرفتی پیش میاید؟ ولی در صورتی میتوانند چنین کاری کنند که دچار طوفانهای شهوانی نباشند.

از سوی دیگر با وجود حجاب، زنان بهتر و در آرامش بیشتری میتوانند در جامعه حاضر شوند و در ساخت جامعه یاری کنند. زیرا دچار عشق و عاشقیهای بیدلیل مردها آنهم در محل کار نمیشوند.

باز هم گقتنیست اکثر از موارد تجاوز به عنف و مزاحمتهای خیابانی حاصل همان طوفان فوق الذکر است.

۴-ارزش واحترام زن: عجیب است که برخی میگویند حجاب توهین به زن است. حجاب حامل احترام به زن است. بی احترامی به زن اینستکه به برای جذب مشتری برای یک شرکت در بروشور تبلیغاتیش یک عکس آنچنانی از یک زن قرار میدهند. زن میشود وسیلۀ تبلیغ آنهم نه به اسم یک انسان به اسم یک موجود جذاب! این توهین به زن است که او را به جای یک انسان به عنوان یه موجود لطیف و ... بشناسند.

اینکه به جای اینکه به فکر و عقل و هنر زن فکر کنند به اعضا و جوارحش فکر کنند اهانت است و عجب دارم از زنانی که توهین را نادیده گرفته، حجاب را که حامل احترام است را توهین مینامند.

تذکر:دوستان عنایت داسته باشند که علت اصلی اینکه حجاب را بر زنان مسلمان واجب میدانیم دستور خداست. ما با اثبات توحید و نبوت و اثبات الهی و بی تحریف بودن قرآن خود را موظف میدانیم هر دستوری که در قرآن آمده باشد(البته با توجه به آیات ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه) را به مرحلۀ اجرا در آوریم زیرا دستور خداست.

دلایل فوق الذکر، صرفا" برای کسانیست که میخواهند فلسفۀ این فرمان را درک نمایند.

ویژگی ذاتی زن و مرد

زن به طور طبیعی گرایش دارد که خود را زیبا و آراسته جلوه دهد ،هرچند قصد اغوا کردن مرد را نداشته باشد."آنچه مرد را تهییج میکند سه چیز است :زیبایی ،زیور و حرکات اغوا کننده که در قران مجید از آنها به تبرج یاد شده است "(قران و مقام زن).که زنان معمولا از این موضوع غافلند و به چیزی جز زیبایی خود نمی اندیشند.گرایش به زیبا جلوه دادن از طرف زن از یک سو موجب دلپذیر شدن محیط خانواده می شود و از سوی دیگر در صورتیکه مهار نشود بسان سیلی بنیان کن تمامیت حیات معنوی انسان را دست خوش زوال و نابودی قرار میدهد و آنها را در چارچوب دنیای مادی رها میکند .

مسئله پوشش در دنیای امروز

در دنیای امروز غرب پوشش مانعی برای آزادی فردی و اجتماعی تلقی میشود و با این سیاست از زن سوء استفاده های مختلف میشود.حتی در جریان جنبش های فمینیسم در خارج از کشور یکی از مسائلی که به شدت مورد انتقاد قرارمیگیرد موضوع حجاب زنان در کشورهای اسلامی است .این موضوع گریبانگیر جامعه ما نیز شده است .میل به خودنمایی به گونه ی نامطلوب بروز کرده که فقط محدود به خانمها نمیشود .یکی از این معضلات تقلید از انواع گروههای متالیست بدون اطلاع از دلایل ایجاد ان (که عموما اعتراض به جامعه زمان خود بوده است)است. این امر نشان از عدم اگاهی جوان از شخصیت خویش و کمبود معنویات در زندگی است .

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=6308

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

حجاب قرآني و نقش آن در نهاد خانواده

نويسنده: مرضيه قاسمي /حجة الاسلام سيد محمد رضا علاءالدين)

چکيده:

پوشش و حجاب پرتوئي از آفرينش الهي است که فلسفه وجودي آن حفظ مقام و ساحت مادي و معنوي زن و مرد و زمينه ساز رشد و کمال آن ها تا مراتب عالي انسانيت است. يکي از قوانين رباني در شرايع الهي مسأله حجاب و پوشش بوده است و خالق بشر که بر تماي اسرار و رموز آفرينش، عالم خبير است، زيبايي، امنيت، رشد و تعالي انسان ها به خصوص زن را در پوشش و عفاف و حجاب دانسته است، آيات نوراني قرآن کريم اين حکم الهي را به نحو مطلوب تبيين و سيره ي قرآني معصومين (عليهم السلام) به ويژه سيره معصومه کبري فاطمه زهرا (س) آن را به بهترين شکل به منصه ظهور و اجراء در صحنه زندگي رسانده اند. در اين مقاله، پوشش به عنوان يک خواسته فطري و عقلاني انسان مورد توجه قرار گرفته و بر همين اساس اين حکم امضائي اسلام در شرايع و اديان آسماني قبل از اسلام نيز مورد جستجو و بيان، واقع گرديده و آن گاه معناي لغوي و اصطلاحي حجاب در قرآن کريم مشخص و آثار و برکات حجاب از جمله رشد و حفظ عفاف و حيا مورد توجه و نقش آن در پايداري نهاد مقدس خانواده بيان گرديده است و در پايان آثار زيانبار بي حجابي و بد حجابي ارائه شده است. از آن جا که اين موضوع قرآني نقش بارز و آشکاري در نهاد خانواده (از حيث آباداني و رشد يا تخريب آن) دارد سعي شده همه اين موضوعات با رويکرد به جايگاه نهاد خانواده از منظر قرآن ارائه گردد.

کليد واژگان:

حجاب و پوشش، حيا جايگاه خداوند در قرآن و روايات

مقدمه:

وضع و جعل احکام دين از طرف شارع مقدس حضرت حق تبارک و تعالي منطبق با فطرت، عقل و حکمت بوده و هر کدام از آن ها از هدفمندي خاصي براي رشد و تعالي انسان برخوردار بوده اند حجاب و پوشش قرآني يک حکم از مجموعه احکام واجب الاجراء الهي است که از اهداف، آثار، برکات و نقش آفريني هاي خاصي برخوردار است و اگر حقيقت اين حکم براي انسان ها روشن و آشکار گردد بعيد است که فطرت هاي سالم و خداخواه تسليم آن نشوند و آن را اطاعت ننمايند. قرآن کريم دين را فطري مي داند يعني دين بنيان کننده ي طبيعي ترين قوانين وجود بشري است و به عبارت ديگر دستورات اسلامي منطبق بر مسير شکوفائي فطرت بشري است و با کمي دقت بر اين دستورات و احکام فطري، اهداف، آثار و نتايج عقلاني و حکميانه آن ها نيز آشکار مي گردد. بر همين اساس حجاب و پوشش اسلامي که يکي از اوامر انسان ساز الهي و يکي از احکام حيات بخش اسلام در زندگي طيبه است و منطبق بر فطرت بشر و مبتني بر نيازها و شرايط رواني او و زمينه ساز پويائي و کمال انساني خواهد بود و اصولاً عمل به قوانين اسلام يک عمل اعتباري و قراردادي نيست بلکه عمل به قوانين اسلام يعني پاسخ گوئي به نياز فطرت است.

جنس زن از ديدگاه اسلامي داراي شخصيت شايسته و موقعيتي الهي است که مي تواند مدارج کمال را طي کرده و به مراتب عالي انسانيت راه يابد. دامن زن مدرسه انسان کمال جو است و جايگاه الهي و والاي اين گوهر آفرينش اقتضاء دارد که در قلعه مستحکم حجاب و پوشش قرار گيرد تا ارزش هاي او مصون و محفوظ بمانند.

طرح يک سؤال

اگر ميل به پوشيدگي و حجاب ريشه در فطرت آدمي دارد پس چرا ميليون ها انسان در سراسر جهان نيم برهنه و بي حجاب هستند؟

پاسخ به اين سؤال جواب هاي متنوع و متعددي را مي طلبد که به ترتيب به طرح آن هاي مي پردازيم:

*ج1) ميله به پوشيدگي ريشه در فطرت انسان دارد و تمايل به پوشش و حجاب کامل بازگشتي به فطرت اصيل انساني است. قرآن کريم انسان را صاحب فطرتي مي داند که نيازهاي او و پاسخ گوئي به آن ها را براساس آن (فطرت) و در امر به پوشش و حجاب به عنوان يک امر و نياز فطري و وجودي انسان آن را سبب ساز برمي شمرد.

سلامت جسمي، روحي و رواني و فکري و زمينه ساز پويائي و کمال انساني قلمداد مي کند کساني که اين فطرت الهي را در ساختار وجودي خود ناديده گرفته و به آن پشت پا زده و به انکار آن پرداخته اند به سمت برهنگي و نيمه عرياني روي آورده و انحراف آنان ربطي به واقعيت وجدان طبيعي و ساختمان فطري ايمان و اخلاق بشر ندارد.

*2) غفلت از نيازهاي فطري و يا تغيير دادن نحوه پاسخگوئي به آن نيازها ناشي از ناآگاهي و دوري از آموزش ها و هدايت هاي الهي است که موجب گرديده ناخواسته در مسيري بر خلاف فطرت الهي خود گام بردارند.

*3) دين زدائي و تبليغات عليه دين و ارزش هاي ديني که منطبق با فطرت است از يک سو و تمايلات نفساني و شيطاني انسان و گرايش او به هوس راني و تنوع طلبي بي حد و حصر و تلقين هاي رنگارنگ در قالب آموزش هاي اجتماعي از سوي ديگر موجب دوري انسان از فطرت و سقوط در برهنگي و عرياني و بي حجابي عصر حاضر شده است.

حجاب و پوشش حکم امضائي اسلام:

لباس پوشيدن و پوشش اندام، شأني از شئون انساني و پديده اي است که تقريباً به اندازه طول تاريخ بشر سابقه و به قدر پهنه ي جغرافياي امروزين زمين گسترش داشته و دارد و اين موضوع رابطه مستقيمي با سلامت خانواده و تحکيم و استمرار او دارد. و اما پرداختن به اين موضوع مستلزم نگرشي به تاريخ مستند حجاب و پوشش در اديان الهي است. با بررسي متون ديني اعم از تورات، انجيل و قرآن کريم و بررسي قوانين مدني در جوامع قبل از اسلام مانند هند، يونان و ايران که تابع اديان الهي و متون مقدس بوده اند در خواهيم يافت که حجاب و پوشش زنان و مردان يک فضيلت اخلاقي و انساني در تمدن هاي بشري به حساب مي آمده و مردم خود را مُقيد به آن مي دانسته و انحراف از آن به نوعي بداخلاقي و مقابله با ارزشهاي تثبيت شده تمدن هاي بشري بوده که مؤاخذه و مجازات به همراه داشته است. قرآن کريم حجاب و پوشش را در خصوص اولين رسول الهي و خانواده او مطرح مي سازد و حضرت آدم (ع) و همسر گرانقدر او (حضرت حوا) را داراي حجاب و پوشش مناسب دانسته که با امکانات زمانه مظاهر شرم و حيا و عفت را به خوبي پوشش داده و خود را با آن پوشش و حجاب محفوظ داشته اند. همچنين قرآن کريم در آيه 31 نور تاريخ حجاب را در جزيرة العرب قبل از تشريع حکم حجاب را مطرح ساخته که زنان عرب با استفاده از روسري بلند خود را مي پوشانده اند.

(و قل للمومنات ... و ليضربن بخمر هن علي جيوبهن) (نور – 31) از اين که زنان مومن به قرار دادن روسري هاي خود بر گريبان ها (سينه ها) امر شده اند معلوم مي شود اين نحوه پوشش متعارف بوده است (خُمُر) جمع خمار به معناي مقنعه است که پوششي براي سر زنان و دو طرف آن در جلوي سينه رها بوده است (مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 217) همچنين آيه 59 سوره احزاب اشاره بر اين موضوع دارد زنان در جاهليت و صدر اسلام براي پوشاندن بدن خود از روپوش هاي بلند استفاده مي نمودند.

اسلام عزيز با قوانين و احکام وحياني اش به جنس زن احترام بخشيد و او را به مقام واقعي اش رساند و براي حفاظت و حراست از او و ارزش هاي او حکم حجاب را امضاء و آن را به کمال رساند. زن مسلمان آن گاه که پيکر خويش را در حصار امين حجاب قرار مي دهد ارزشمندي و جايگاه رفيع خود را مي يابد و احساس مي کند.

حجاب در قرآن کريم:

حجاب در لغت به معناي پرده، پوشش و حايل بين دو شيء است. زن محجوب، زني است که با پوششي مناسب خود را به طور پوشانده باشد، مقصود از حجاب در اين جا پوشاندن در طبق موازين شرع در برابر نامحرم است. ما در بررسي قرآني حجاب ابتداء فلسفه حجاب، اهميت حجاب و آثار حجاب و نقش آن در نهاد خانواده و احکام حجاب خواهيم پرداخت:

فلسفه حجاب:

در سوره احزاب آيه ي 59 آمده است:(يا ايها النبي قل لاَزواجک و بناتک و نساء المومنينَ يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يُوذَين)

اي پيامبر به زنان و دختران بگو که فلسفه حجاب و پوشش کامل، امنيت، مصونيت و سلامت شما از آزار و اذيت ديگران است و موجب پاکي و عفت شما مي شود و اي پيامبر تو موظف به آموزش و تعليم کيفيت و کميّت حجاب و پوشش هستي و بايستي فرمان خدا را به آنان ابلاغ نمائي. آيات 6 سوره نور، 53 و 55 و 59 سوره احزاب بر اين مفاهيم دلالت دارند.

اهميت حجاب:

قرآن کريم پوشش زن را نشانه عفت و پاکدامني او دانسته و برآن تأکيد دارد.

(و القواعد من النساء الّاَتي لايرجون نکاحاً فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرّجات بزينه ...) (سوره نور – 60)

همچنين قرآن رعايت حجاب از سوي زنان و دختران را نشانه پرهيزگار و تقوا پيشگي آن ها مي داند

(لا جناح عليهن في آبائهن و لا ابنائهن و لا ... و اتقين الله ان الله کان علي کل شيء شهيدا) (احزاب – 55)

در آيه 60 سوره نور حجاب و پوشش حتي براي زنان سالخورده و بي رغبت به زناشوئي مايه ي خير و صلاح شمرده شده است.

(والقواعد من النساء الاتي لا يرجون نکاحاً ... و ان يستعفِفن خير لهن) (سوره نور – 60)

آثار حجاب:

قرآن کريم در مجموعه آياتش پنج اثر را از آثار بارز و ظاهر رعايت حجاب از سوي زنان و دختران مي داند.

رعايت عفت و حجاب، مايه ي بهره مندي زنان از آمرزش الهي مي گردد.

(يا ايها النبي قل لازواجک بناتک و نساء المومنين يدنين عليهن من جلا بيبهن ... و کان الله غفوراً رحيماً) (سوره احزاب – 59)

رعايت حجاب و پوشش براي زنان و دختران حتي زنان سالمند در جهت خير و صلاح و سلامت آن هاست.

(و القواعد من النساء الاتي لا يرجون نکاحاً ... و ان يَستعفِفن خير لهن) (سوره نور – 60)

رعايت حجاب و پوشش مناسب، راهي براي شناخته شدن زنان آزاده و با شخصيت است.

(يا ايها النبي قل لازواجک بناتک و نساء المومنين ... ذلک ادني ان يعرفن) (احزاب – 59)

رعايت حجاب و پوشش مناسب زنان و دختران، مايه ي حفظ طهارت و پاکي مردان و زنان است.

(و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهُن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن) (احزاب – 53)

رعايت حجاب و پوشش زنان مايه ي مصونيت آنان از تعرض هوسرانان و سلامت يابي آن ها مي شود.

(يا ايها النبي قل لازواجک بناتک و نساء المومنين يدنين عليهن ... ادني ان يعرفن فلايوذين) (احزاب – 59)

صاحب مجمع البيان در ذيل آيه نوشته است احتمالاً مقصود از (يعرفن) شناخته شدن به عفاف و پاکي است که در نتيجه، اهل هوس مزاحم آنان نشوند و مقصود از جلابيت روسري و مقنعه بوده که سر و صورت خود را با آن مي پوشاندند.

احکام حجاب:

در قرآن کريم پانزده حکم کلي پيرامون حجاب و پوشش و نحوه ي آن در موقعيت ها و در نزد اشخاص و حالات ارائه نموده است.

واجب نبودن حجاب براي سالخورده و نااميد از زناشوئي، در صورت اجتناب از خودآرائي و آرايش (نور – 60)

حرمت آشکار ساختن زينت ها و محلهاي آن ها در بدن بر زنان و دختران (نور – 31)

واجب نبودن پوشش صورت و دستها در زنان (نور – 31)

وجوب حجاب براي همسران و دختران پيامبر (ص) به عنوان الگوي زنان ديگر (احزاب – 59)

وجوب پوشش زيورآلات و مواضع آن از سوي زنان مسلمان به هنگام روياروئي با زنان غير مسلمان (نور – 31)

واجب نبودن حجاب بر زنان براي شوهر، پدر، پدرشوهر، پسران و ... (نور – 31)

عدم وجوب پوشش زيورآلات و مواضع آن بر زنان مومنه هنگام روياروئي با زنان مومنه ديگر (نور – 31)

واجب نبودن پوشش زيورآلات و مواضع آن براي زنان به هنگام برخورد با غلامان مملوک خود (نور – 31)

واجب نبودن

پوشش زيورآلات و مواضع به هنگام مواجهه با خدمتگزاران بي رغبت به امور زناشوئي (نور – 31)

واجب نبودن پوشش زيور آلات ومواضع آن برزنان در روياروئي با کودکان غير مميز (نور-31)

اولويت رعايت حجاب بر زنان و دختران پيامبر (ص) (احزاب – 59)

زنان مؤمنه موظف به پوشاندن سر و گلو و سينه خود از نگاه نامحرمان هستند (نور – 31)

زنان مؤمنه موظف به پوشاندن پاها و زينت هاي آن هستند (نور – 31)

زنان مؤمنه موظف به رعايت پوشش و حفظ خود از نامحرم هستند (احزاب – 53 و 54)

واجب نبودن حجاب براي زنان مومنه در مواجهه با محارم خود (پدران، پسران، پسران برادر، خواهر و زنان مومنه ديگر (احزاب – 55)

حجاب و پيوند با آن حيا:

برآيند تفسيري قرآن دلالت بر پيوستگي حجاب با حيا مثبت دارد. از اين رو اين بخش از پژوهش به مفهوم حيا و حيا در قرآن و ضرورت حيا در بانوان پرداخته شده است.

مفهوم حيا:

معادل فارسي حيا شرم و آزرم است علامه مجلسي درباره حقيقت حيا مي نويسد حيا است که موجب گرفتگي نفس از ارتکاب کار زشت مي شود و باعث خودداري نفس از انجام کاري بر خلاف آداب، از ترس سرزنش مي گردد.

حيا مانع از آن مي شود که انسان هر چيزي را که از قلبش مي گذرد بر زبان آورد، حيا براي هر انساني نيکوست اما در بانوان نيکوتر و زيبنده تر مي باشد، لذا در رواياتي حيا به ده قسمت تقسيم شده است که نه قسمت آن، از آن زنان و يک قسمت از آن مردان شمرده شده است

حيا در قرآن

(فَجاءتْهُ إحْدَا هُما تمشيَ عَلي اسْتِحْياء قالَتْ أنَّ أبي يَدْعُوکَ) (قصص – 25)

ناگهان يکي از دو زن، به سراغ او آمد در حالي که با نهايت حيا گام برمي داشت گفت: پدرم از تو دعوت مي کند...»

ضرورت حيا در بانوان

حياي زن همانند دژي است که زن به خودي خود در روابطش با مردان براي خويش در نظر مي گيرد.

يکي از دلايل اصلي وجود حيا در انسان حفظ عفت و کنترل شهوت است. امام علي (ع) مي فرمايد: علت پاکدامني حياست.

حيا يکي از بهترين نيروهاي کنترل کننده دروني است. پوشش و حيا دو مقوله ي جدايي ناپذيرند زيرا تا جلوه اي از حيا در زني وجود نداشته باشد، پوشش را هم به طور کامل رعايت نخواهد کرد. زنان با حيا کساني هستند که با پوشش کامل از نمايش دادن موي سر و زينت هاي خود شرم دارند.

*نقش حجاب و پوشش مناسب درحفظ نهاد خانواده:

زن و مرد به عنوان دو رکن خانواده، لباس هم و آبروي هم هستند و حجاب زن آسودگي فکر مرد و سلامت خانواده را به همراه دارد واين موضوع درآيات وروايات مورد تاکيد قرار گرفته است.

1- آرامش روحي:

خانواده (زن و شوهر) در قرآن کريم آياتي از آيات خدا و مايه آرامش روحي شمرده شده است.

چنان که خداوند فرموده است:

(وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خلق لکم مِنْ أنْفُسِکُمْ أزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَکُمْ مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً أِنَّ في ذَلکَ لَآياتٍ لِّقَومِ يَتَفَکَّرُون) (روم – آيه 21)

و ازنشانه هاي او اين است که همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد در اين امر نشانه هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند.

2- زينت بخشي يکديگر:

(هُنَّ لِباسٌ لَّکُمْ وَ أنْتُمْ لِباسٌ لَّهُنَّ) (بقره – آيه 187)

آن ها لباس شما هستند، و شما لباس آن ها؛ هر دو زينت هم و سبب حفظ يکديگرند.

لباس وسيله پوشش و حفاظت بدن است.

و به قول علامه طباطبائي در اين آيه استعاره بسي لطيف به کار برده شده است. زن براي مرد و مرد براي زن به عنوان لباس و پوشش مي باشد که همديگر را از آلودگي و فجور محافظت مي کند و نيز همان طوري که لباس مايه زينت و زيبايي براي انسان است، زن و مرد نيز مايه زينت و زيبايي براي يکديگرند.

3- محبوبيت و عزت بخشي:

نظام خانواده نظام ارزشمند و محبوبي است که در اسلام هيچ بنايي محبوب تر از او پايه ريزي نشده است.

پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: (در اسلام هيچ نهادي محبوب تر و عزيزتر از تشکيل خانواده در نظر خداوند بنا نشده است).

نظام خانواده از چنان جايگاه و مقام شايسته در اسلام برخوردار است که حتي تأثيري روي ثواب عبادت و بندگي مي گذارد، تا جايي که دو رکعت نماز کساني که تشکيل خانواده داده اند برتر از عبادت فرد مجردي است که شب و روز نماز بخواند.

امام باقر (عليه السلام) فرموده است: (دو رکعت نماز مرد متأهل افضل و بهتر از نماز مرد مجردي است که شب را به عبادت بايستد و روز را با روزه سپري کند).

اين روايات و نيز روايايتي قريب به اين مضمون که در متون اسلامي، وارد شده به خوبي جايگاه و ارزش والاي خانواده و تشکيل آن را تعيين مي کند.

*نتايج حجاب در استحکام و سلامت بخشي خانواده:

بدون شک جامعه اي از سلامت کامل برخوردار است که خانواده به عنوان جزء کوچک آن جامعه از سلامت و استحکام کامل و کافي برخوردار باشد، از اين رو، اگر خواهان سلامت و تقويت بنيان جامعه هستيم، بايد همه نيروهاي خود را در جهت استحکام و تقويت پيوندهاي خانوادگي بسيج کنيم. در جامعه اي که برهنگي بر آن حاکم است هر زن و مردي، همواره در حال مقايسه است مقايسه ي آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ريشه ي خانواده را مي سوزاند اين است که اين مقايسه آتش هوي و هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند. زني که با بيست يا سي سال در کنار شوهر خود زندگي کرده و با مشکلات زندگي جنگيده و درغم و شادي او شريک بوده است، پيداست که اندک اندک بهار چهره اش شگفتي خود را از دست مي دهد و روي در خزان مي گذارد.

در چنين حالي که سخت محتاج عشق و مهرباني و وفاداري همسر خويش است، ناگهان زن جوان تري از راه مي رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقايسه اي مي دهد؛ و اين مقدمه اي مي شود براي ويراني اساس خانواده و بر باد رفتن اميد زني که جواني خود را نيز بر باد داده است.

آري با بي حجابي روابط آزاد و نامشروع جنسي جامعه را فرا مي گيرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده و آمار ازدواج کاهش مي يابد و ازدواج هاي گذشته هم به کاهش مي يابد و ازدواج هاي گذشته هم به جدايي و طلاق منجر مي شود. بنابراين وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.

پي نوشت:

1-مکارم شيرازي – ناصر – تفسير نمونه، ج 16(جمعي از نويسندگان)، تهران، داراکتب الاسلاميه، 30 شعبان 1399 ھ . ق. (مصادف با 1358 ھ . ش)، ص 23و

2-احمدي، علي اصغر، فطرت بنيان روان شناسي اسلامي، تهران، انتشارات اميرکبير، 1362.

3-همان.

4-فلسفي، محمد تقي، گفتار فلسفي کودک از نظر وراثت و تربيت (مجموعه اي از سخنراني دانشمند معزز آقاي فلسفي)، تهران، هيأت نشر معارف اسلامي، 1381 ھ . ق، ص 29.

5-استاد ملک، فاطمه، حجاب و کشف حجاب در ايران، تهران، عطايي 1367، ص 15 – 13.

6-همان.

7-حداد عادل، غلامعلي، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، تهران، سروش 1363 ھ . ش، ص 53.

8-حر العاملي، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه ج 14، بيروت، داراحياءالتراث العربي 1403 ھ . ش، ص 139 – 138

9-ضياء پور، جليل، پوشاک زنان ايران از کهن ترين زمان، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر 1347 ھ . ش، ص 165.

10-شرتوني، سعيد، اقرب المواردفي فصح العربية و الشوارد، تهران، دارالاسوه للطباعه و النشر 1374.

11-مجلسي، محمد باقر، مرآت العقول، ج 8، ص 187.

12-محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمه، ترجمه حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، 1377، ج 3، ص 1360.

13-همان.

14-وشنوه اي، قوام الدين، حجاب در اسلام، ترجمه و اضافات از احمد محسني گرگاني، قم، بي نا، 1352، ص 14.

15-اشتهاردي، محمد، پوشش زن در اسلام، قم، انتشارات ناصر، بي نا 70.

16-مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران دارالکتب الاسلاميه 1372 ھ . ش.

17-طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 2، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1402 ھ . ش.

18-صدوق، محمد بن علي، الهداية، چاپ اول، قم ناشر مؤسسه امام هادي (عليه السلام)، 1418 ھ . ق، ص 257.

19-حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج 14، چاپ دوم، قم آل بيت، 1414 ھ . ق، ص 7.

(پژوهشگر علوم قرآني و استاد راهنماي سطوح حوزه)/**(مربي و پژوهشگر علوم قرآني

منبع:فصلنامه قرآني کوثر / شماره 33

http://www.rasekhoon.net/Article/Show-61120.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

زن در حجاب هم چون مروارید در صدف است

البته كه بی جا گفته نشده است ، زنانی كه بی حجابی تمایل دارند ، در حقیقت دارند مروارید وجود خود را در معرض دیدگان آلوده قرار می دهند . اگر این زنان یك لحظه با خود بیندیشند و شخصیت های زنان نمونه تاریخ را مورد مطالعه قرار دهند ، به روشنی خواهند فهمید كه :

با گذشت هزار و چهارصد سال از شهادت بانوی بزرگ اسلام ، سرور زنان عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) هنوز نام و رفتار آن حضرت زنده و پویاست و هر روز كه می گذرد افكار نیكوی فاطمه زهرا (س) گویاتر و نمایان تر می شود . آیا این چنین شخصیتی نمی تواند الگوی زندگی باشد

البته كه می تواند ، اگر زنان مسلمان ما درست فكر كنند و به رفتار خویش ایمان داشته باشند ، زنان مسلمان الگوهای زیادی دارند ، الگوهایی چون حضرت مریم ، هاجر ، آسیه ، زینب كبری ، ربابه همسر امام حسین(ع)،

شهذ بانو والده مكرمه امام سجاد (ع) ، نرگس مادر امام زمان (عج) و ... .

ای زنان و بانوان آزاده مسلمان بیدار باشید !

امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند :

بنده دیگری مباش ؛ چرا كه خداوند تو را آزاد آفریده است .

و امام باقر می فرمایند :

هر مذهبی شما را به راهی نبرد .

و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) می فرماید :

تا این خانم ها ( شما را نمی گویم ، شما توده هستید ، آن خانم ها را می گویم ) تا آنه توجهشان به این است كه فلان چیز باید ، فلان مد از غرب به اینجا بیاید ، فلان زینت باید از آنجا به اینجا سرایت بكند ، تا یك چیزی آنجا پیدا می شود ، اینجا هم تقلید می كنند .

تا از این تقلید بیرون نیایید ، نمی توانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید . اگر بخواهید شما را به اینكه یك ملتی هستید ، بشناسند و بشوید یك ملت ، از این تقلید غرب باید دست بردارید ، تا در این تقلید هستید ، آرزوی استقلال را نكنید .

و در جای دیگر حضرت امام (ره) فرموده است :

یكی از امور دیگری هم كه باز من گفته ام ، این است كه ما را جوری بار آورده بودند كه یا باید فرنگی مآب باشیم یا هیچی . یك نفر جوان ، یك نفر خانم اگر سر تا پایش فرنگی مآب است ، این معلوم می شود خیلی عالی مقام است و اگر چنانچه مثل سایر مسلمان هاست ، این خیلی عقب افتاده است . عقب افتادگی و جلو رفتن را به این می دانستند كه فرنگی مآب باشند . یعنی فرض كنند فرم لباسش چه جور باشد ، فرم كفشش چه جور باشد یا مثلا هر چه كه از خارج می آید ، صرف بكند . مصرفی بار آوردند ما را ، برای همین جهت ما را مصرفی بار آورده اند .

http://www.efaf89.mihanblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@

حجاب ، عامل تحكیم خانواده

تحكیم و اقتدار خانواده ،‌ خود عاملی است كه از فلسفه حجاب ناشی می شود . در جامعه ای كه زنان آن بدون حجاب در برابر دیدگان نا محرم و غیر خودی ظاهر می شوند ،‌دیگر نباید انتظار داشت كه خانواده هایی با اقتدار و متین در آن جامعه شكل گیرد .

وقتی زنی بدون حجاب ظاهر شد ، دیگر قداست خانواده معنایی ندارد ، چرا كه بینندگان یك زن بی حجاب تنها خانم ها نیستند ،‌ بلكه این فیلم شوم و ویرانگر بینندگان دیگری دارد و آن هم مردان هستند كه بعضا مجردند و هنوز ازدواج نكرده اند . وقتی مردان به راحتی می توانند بیننده چنین فیلمی باشند كه بازیگر اصلی آن یك زن بی حجاب است و وقتی كه می شود به راحتی از چنین زنانی كام دل گرفت و تا زمانی كه زنان هرزه و نیمه عریانی در اجتماع یافت می شوند كه كالا را به قیمت بسیار ناچیز در اختیار مشتریان آلوده خود قرار می دهند ، نمی توان انتظار داشت كه افراد خانواده هایی كه اصول اخلاقی را رعایت می كنند از این بلا به دور بمانند . و چه درد ناك است اگر با خود نمایی و ناز و كرشمه زهر آگین این گونه افراد ، جوانان پاك ما هم یك لحظه در دل قصد گناه كنند .

بنابراین یك فرد بی حجاب مسول بر باد رفتن قداست و استواری خانواده هاست . اگر بگوییم جوانان ما فقط به دلیل مشكلات شغلی و اقتصادی ازدواج نمی كنند ، حق مطلب را به درستی ادا نكرده ایم ، چون به استناد به گفته های فوق ، بی حجابی و هرزگی زنان ، خود تیشه ای است كه به ریشه درخت خانواده می خورد و از طرفی مانع از آن می شود كه نهال یك خانواده جدید با دستان جوانان سالم ما در گلستان اجتماع كاشته شود .

چرا بی حجابی ؟  

یكی از عوامل بی حجابی زن در جامعه را می توان نا آگاهی و نادانی وی نسبت به مسئله حجاب دانست .

آیات زیادی در قرآن و روایات فراوانی از حضرت ائمه معصومین (ع) ذكر شده كه جهالت و نادانی را موجب انحراف و انخطاط یك قوم و افراد دانسته و بنیان همه بد بختی های بشر را نادانی معرفی نموده است .

دو گره اهل جهنم اند

اگر زنان مسلمان بدانند كه پیامبر بزرگ اسلام (ص) زنان بی بند وبار و غیر محجب را اهل جهنم معرفی كرده، ‌این امر مهم را جدی گرفته و حجاب را رعایت می كنند .

رسول اكرم حضرت محمد (ص) می فرمایند :

مانند دو گروه از اهل جهنم را ندیده بودم ( كه یكی از آن دو گروه اینانند ): زنانی كه لباس های نازك (نیمه عریان) می پوشند ، با چهره های نپوشیده از روی تكبر شانه هایشان را بجنبانند و سر های خود را به وسیله موهایشان چون كوهان بلند شتر های قوی گردن بیارایند .  وارد بهشت نمی گردند و با اینكه بوی بهشت از مسافت های زیاد به مشام می رسد ، به مشام آنها نمی رسد .

آن زن گوشت بدن خود را می خورد

حضرت عبد العظیم حسنی از امام نحمد تقی (ع) نقل كرده كه:

امیر المومنین فرمودند : روزی من و فاطمه (س) به خدمت حضرت رسول (ص) رفتیم و آن حضرت بسیار گریست .

عرض كردم : جانم به فدایت ! علت گریه شما چیست ؟

پیامبر فرمودند : آن شبی كه مرا به آسمان بردند ، زنی چند از امت خود را در عذاب سخت دیدم و گریه من برای آنهاست .

زنی را دیدم به موی سر آویخته و مغز سرش می جوشد .

زنی را دیدم كه گوشت بدن خود را می خورد .

زنی را دیدم كه گوشت بدم او را از پیش و پس با مقراض های آتش می برند .

فاطمه زهرا (س) فرمودند :

ای حبیب و نور دیده من ! خبر ده كه این ها كیانند .

حضرت فرمودند : ای دختر گرامی ! آن زنی كه به آویخته بودند ، زنی بود كه موی خود را از مردان نامحرم نمی پوشاند و آنكه گوشت خود را می خورد ،‌زنی بود كه خود را برای نامحرم زینت و آرایش می كرد و آنكه گوشت بدنش را مقراض می كردند ، خود را به مردم نشان می داده كه به او میل پیدا كنند .

به امید روزی كه زنان نا آگاه از حجاب از نادانی و آگاهی لازم برخوردار شوند .

خانواده

بخشی از بد حجابی یا بی حجابی زنان و دختران مربوط به نوع تربیت آنها در خانواده است . بدون شك تربیت فرزند وظیفه سنگین و مسولیتی بس بزرگ است كه بر عهده پدر و مادر گذارده شده است و آنان نمی توانند از این مسولیت بزرگ شانه خالی كنند .

خانواده اولین و مهم ترین كانون شكل گیری تربیت فرزندان است . در احدیث زیادی كه از ائمه اطهار (ع) بیان شده ، تاكید فراوانی بر تربیت فرزندان در كانون گرم خانواده شده است كه به نقل چند مورد از آنها بسنده می شود .

تربیت در احادیث

امام زین العابدین می فرمایند :

بار خدایا ! مرا در تربیت و ادب فرزندانم یاری و كمك بفرما .

پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند :

حق پدر بر فرزند آن است كه ... و حسن ادب او بكوشد .

مردی محضر حضرت رسول (ص) رسید و گفت :

یا رسول الله ! حق این پسر برمن چیست ؟

پیامبر (ص) فرمودند : نام نیك بر او بگذاری و او را خوب ادب كنی .

و نیز از حضرت رسول اكرم (ص) نقل شده :

اگر كسی فرزند خود را ادب كند ، بهتر از این است كه هر روز نیم صاع صدقه بدهد .

پیامبر اسلام (ص) به امیر المومنین علی (ع)‌ فرموده اند :

ای علی ! لعنت خداوند بر پدر و مادری كه فرزند خود را بد تربیت كنند و موجبات عاق خود را فراهم نمایند .

پدرو مادر نه تنها فرزند خود را از نظر مادی و جسمی اداره می كنند ، بلكه مهم تر از آن در تربیت روح و ایمان فرزند خویش نیز نقش مهمی دارند

پدران و مادران مسلمان وظیفه دارند از دوران كودكی ، فرزند خود را با خدا ، قرآن ، اهل بیت (ع) و احكام دینی آشنا نمایند و با عباداتی مثل نماز و روزه تمرین و پرورش دهند .

آری ! همان طور كه گفته شد ، خانواده یكی از عوامل موثر در شكل گیری تربیت فرزند است و بدون شك خانواده است كه می تواند روح ایمان و تقوا را در فرزند خود پی ریزی كنند .

تربیت صحیح و اسلامی فرزند در درجه اول موجب افتخار پدر و مادر است و چنانچه والدین در این كار اهمال و سستی كنند ، دچار مشكلات دنیوی و اخذوی خواهند شد .

امام جعفر صادق (ع)‌ می فرمایند :

هر چه زود تر و سریعتر معارف اسلامی را به فرزندان خود بیاموزید ، پیش از آنكه منحرفان با آموزش های انحرافی از شما سبقت بگیرند .

بنابراین توضیح درباره فلسفه وجودی و آموزش حجاب كه یكی از نمودهای تربیتی ، اخلاقی و دینی است ، باید از خانواده شروع شود .

والدین به ویژه مادران وظیفه دارند كه دختر خود را از همان دوران كودكی به حجاب سفارش كرده و آثار و فواید بركات حجاب در جامعه را به او بشناسانند تا فرزند وی با اطلاع كامل نسبت به حجاب و پوشش وارد جامعه شود و طرز فكر و برداشت صحیح و درستی از حجاب در ذهن داشته باشد .

پدر و مادر باید به فرزند دختر خود آموزش دهند كه حجاب و رعایت آن برای زن شخصیت آور است و چون اسلحه ای برای تامین شرافت و عظمت زن كار ساز است .

بی توجهی والدین نسبت به فرزند دختر خود به ویژه در سن تكلیف ، زمینه ساز بی حجابی فرزند می شود . چیزی كه ذز سالهای اخیر هم به چشم می خورد این است كه به مسئله حجاب دختران كم سن كم تر توجه می شود و بسیلر مشكل است دختری را كه تا قبل از تكلیف هیچ الزامی برای رعایت حجاب نداشته است به یك باره به حجاب فراخواند . بنا براین حجاب مسئله ای است كه خانواده ها باید قبل از سن تكلیف به آن توجه داشته باشند و قبل از رسیدن به تكلیف آنها را به رعایت آن ملزم كنند .

جای بسیار تاسف است كه در جامعه ، مادرانی محجب ظاهر می شوند ، كه همراه آنان دخترانی بد حجاب دیده می شوند .

والدین باید از همان دوران بچگی دختران خود را به حفظ حجاب عادت دهند تا حجاب ملكه ذهن آنها شود و هنگام خارج شدن از منزل خود را ملزم به پوشش نمایند .

پیش از آنكه شیاطین و مخالفان حجاب ، با زمزمه های زهر آگین خود دختران و زنان را مورد هدف قرار دهند، این خانواده است كه باید دختر خود را نسبت به حجاب آماده سازد . پدر و مادر باید به دختر خود بگویند كه حجاب به عنوان یك پوشش برای زن مسلمان ، واجب است رعایت شود .

و به یقین پدر و مادری كه چنین رفتار كنند ، در پیشگاه خداوند دارای پاداش خواهند بود و از جایگاه رفیعی در بهشت برخوردارند و از عذاب دوزخ رهایی می یابند .

امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :

از شیعیان ما نیستند ، آنان كه زنان و دختران خود را به عفاف و پاكدامنی ارشاد و راهنمایی نكنند .

تربیت دختر

پیامبر اسلام می فرمایند :

هر كس دختری داشته باشد و او را نیكو تربیت نماید و علم بیاموزد و از نعمتی كه خدایش ارزانی فرموده برای دختر گشایشی دهد ، این عمل مانع از آتش برای او خواهد بود .

درود و صلوات خداوند و ملائكه و انبیا و مقربان الهی برآن خانواده ای كه در حفظ حجاب زن و دختر خود دقت داشته و كوشا باشد .

حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت های مختلف در جمع بانوان كشور فرمایشاتی داشته و در مورد دامن مادران كه اولین مكتب و محل تربیت فرزندان می باشد ، تاكید زیادی كرده اند و مادران را موظف می دانند كه فرزندان خود را خوب تربیت كنند و در این وظیفه هیچ گونه كوتاهی را جایز نمی شمارند .

ایشان می فرمایند :

{مادر ها مبدا خیرات هستند ، اگر خدای نا خواسته مادرانی باشند كه بچه ها ر ابد تربیت كنند ،‌مبدا شرّند .}

{شما در اول كه بچه ها در دامن شما بزرگ می شوند ، مسئول افعال و اعمال آنها هم هستید . همان طور كه اگر یك بچه ای خوب تربیت كنید ، ممكن است كه سعادت یك ملت را همان یك بچه تامین كند .}

{دامن مادر بهترین  مكتب است برای اولاد .}

{دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است كه بچه در آنجه تربیت می شود .}

{اگر از دامن مادر این تربیت خوب شروع شد و مادر ، بچه را خوب تربیت كرد و به دبستان تحویل داد ، دبستان هم خوب تربیت كرد و به دبیرستان تحویل داد ، آنجا هم همینطور تا دانشگاه یا ودارس علمی دیگر ، آنها هم خوب تربیت كردند ، یك وقت در یك برهه از زمان می بینید كه جوان ها همه خوب از كار در آمده اند و یك مملكت را به سوی خوبی می كشانند .}

{ دامن مادرها ، دامنی است كه انسان از آن باید درست شود ، یعنی اولین مرتبه تربیت ، تربیت بچه است در دامن مادر . برای اینكه علاقه بچه به مادر بیشتر از همه علایق هست و هیچ علاقه ای بالاتر از علاقه مادری و فرزندی نیست . بچه ها از مادر بهتر چیز یاد می گیرند . }

چنانچه ملاحضه می شود ، حضرت امام (ره) تاثیر و نقشی كه زن و مادر در تربیت و شكل گیری شخصیت فرزندان دارد را فراتر و موثر تر از دیگر عوامل می داند .

http://www.efaf89.mihanblog.com/

00000000000000000000000000000

کیفیّت پوشش و لباس زنان

لباس زن محجّبه باید شرایط زیر را دارا باشد:

1ـ غصبی نباشد.

2ـ لباس شهرت نباشد. (لباسی که جلب توجّه کند.)

3ـ لباس مردان را نپوشد.

4ـ تنگ و نازک و بدن نما نباشد.

5ـ غیر از دست ها تا مچ و گردی صورت، باید تمام بدن و مویش را بپوشاند. البته مشروط به این که اولاً این دو عضو دارای زینت نباشد و ثانیاً کسی به قصد لذّت و هوس نگاه نکند والّا همین هم حرام است.

چند سؤال و جواب شرعی [1]:

حدود حجاب اسلامی برای بانوان چیست؟  آیا برای این منظور لباس بلند و آزاد، شلوار و روسری کفایت می کند و اصولاً چه کیفیتی در لباس و پوشش زن در برابر نامحرم باید رعایت شود؟

جواب:

واجب است تمام بدن زن به جز قرص صورت و دست ها و مچ از نامحرم پوشیده شود و لباس مذکور اگر مقدار واجب را بپوشاند مانعی ندارد. ولی پوشیدن چادر بهتر است.

سؤال: چنان چه زن با خود زینت داشته، مانند حلقه ازدواج یا انگشتری در دست یا چهره آراسته کرده باشد، آیا واجب است وجه (صورت) و کفین (دست ها) را بپوشاند؟

جواب: پوشاندن از نامحرم در فرض مذکور، واجب است.

سؤال: آیا سرمه کشیدن یا ابروچیدن، انگشتر عقیق، ساعت عینک طبی زیبا برای زنان زینت به حساب می آید که پوشش آن لازم باشد؟

جواب: هر چه در نظر عرف مردم زینت محسوب می شود، اظهار آن در برابر نامحرم جایز نیست.

سؤال: حنای دست زن را اگر نامحرم ببیند چه صورت دارد؟

جواب: باید از نامحرم مستور کند(بپوشاند).

سؤال: آیا شوهر خواهر و برادر شوهر نیز همچون باقی نامحرمانند؟

جواب: در حکم با هم تفاوتی ندارند و بایستی به همان گونه که زن از دیگر نامحرمان خود را حفظ می¬کند، از آنان نیز خود را حفظ نماید.

سؤال: آیا پوشیدن جوراب ضخیم، بدون شلوار با این که حجم بدن از بیرون مشخص و در بعضی موارد مهیّج است و یا پوشیدن کفش هایی که در هنگام راه رفتن، صدای مهیّج دارد، جایز است؟

جواب: از پوشیدن هرگونه لباس مهیّج، باید خودداری کرد.[2]

ـ در کتاب داستان هایی از پوشش و حجاب به نقل از فرزند مرحوم امام آمده است:

 وقتی امام (ره) در ترکیه تبعید بودند ،عمویم می خواستند پیش ایشان بروند، لذا نزد مادرم آمدند که اگر می خواهند پیامی بی واسطه بدهند بگویند. لذا از پشت درب سلام کردند و ایشان جواب دادند و چند جمله ای باعمویم صحبت کردند. ولی بعدها می گفتند برای اوّلین بار بود که در نبودن آقا(امام) به نامحرمی سلام کرده ام، اگر راضی نباشند چه؟عرض کردم از  شما سِنّی گذشته و امام هم در مواقع ضروری حرفی ندارند و اشکال نمی گیرند.

معمّایی جالب:

ـ در کتاب پندهای جاویدان صفحه ی 512 نقل شده که:

امام جواد (علیه السّلام) از یحیی بن اکثم پرسید: مردی صبح به زنی نگاه کرد، نگاه او حرام بود وقتی که آفتاب بالا آمد، آن زن بر او حلال شد.هنگامی که ظهر شد، آن زن بر او حرام شد. وقتی که عصر شد، آن زن بر او حلال شد. هنگامی که غروب شد، آن زن بر او حرام شد. هنگامی که طلوع فجرشد، آن زن به او حلال شد. وقتی که روز بالا آمد، آن زن بر او حرام شد. وقتی که ظهر شد، آن زن بر او حلال شد. چگونه چنین چیزی می شود؟

یحیی بن اکثم نتوانست جواب بدهد. ابن برّاج در کتاب جواهر الفقه، این سؤال را این چنین جواب می دهد:

این مرد، صبح به کنیز قومی بی اجازه ی آن ها نگاه عمدی شهوی کرد و این نگاه حرام است. وقتی که آفتاب بالا آمد او را از صاحبش خرید، برایش حلال شد. هنگام ظهرکنیز را آزاد کرد، بر او حرام شد.هنگام عصر با او ازدواج کرد، بر او حلال شد. هنگام غروب با او ظهار کرد، بر او حرام شد. ظهار یعنی کسی همسر خود را به مادر یا خواهر تشبیه کند و بگوید: (ظَهرُکَ کَظَهرِ اُمّی، اَو اُختِی اَو بِنتِی، پشت تو مانند پشت مادرم یا پشت خواهر یا پشت دخترم است. در صورت اجتماع شرایط آن زن بر آن مرد حرام  می شود. مگر کفّاره ی ظهار را بدهد یعنی یک بنده آزاد کند یا دو ماه روزه بگیرد یا شصت مسکین طعام بدهد که دوباره آن زن بر او حلال می شود).

هنگام عشاء کفاره ی ظهار را داد، بر او حلال شد. نصف شب آن مرد از اسلام مرتد شد، آن زن بر او حرام شد. هنگام طلوع فجر به اسلام مراجعت کرد، بر او حلال شد. وقتی که روز بالا آمد او را طلاق خلعی داد، (طلاق خلع یعنی شوهری که زنش به او مایل نیست مهر یا مال دیگری به شوهرش می بخشد تا او را طلاق دهد) مجدداً عقد او را به عنوان ازدواج با او خواند، بر او حلال شد.

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

00000000000000000000000000000000000000000000

1- جواب سئوالات مذکور تقریباً نظر عموم مراجع عظام می باشد و اختلاف در فتاوای حضرات، جزئی می باشد، برای اطلاع دقیق از نظر مرجع مورد نظر به رساله ی عملیه ی ایشان مراجعه فرمائید.

2ـ اجوبه الاستفتائات، مراجع عظام تقلید با اندکی تفاوت.

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=577:1389-10-24-17-29-02&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

عنایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یک زن محجّبه 

عنایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یک زن محجّبه

مرحوم آیت الله سید باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله سیدعلی و سید محمود سیستانی برای این که خدمت امام زمان مشرّف شود، 40 زیارت عاشورا در چهل جمعه در یکی از مساجد مشهد می خواند.

خود ایشان می گوید: در یکی از جمعه ها نوری را دیدم به طرفم آمد و رفت. من بدنبال آن نور رفتم تا وارد خانه ای شد. در زدم. وقتی در را باز کردند، حضرت ولی عصر(عج) را در کنار جنازه ای مشاهده کردم که روی آن پارچه ی سفیدی کشیده بودند. در محضر آن حضرت خیلی گریه کردم(اشک شوق). امام فرمودند: چرا این گونه دنبال من می گردی و رنج ها را متحمّل می شوی؟ مثل این زن باشید تا من دنبال شما بیایم.

بعد فرمود: این بانویی است که در دوران بی حجابی(رضاخان پهلوی) چند سال از خانه بیرون نیامد، تا مبادا نامحرم او را ببیند.[1]

شعری پیرامون حجاب و عفاف زنان

 در کتاب رساله ی حجابیّه، اشعاری پیرامون حجاب آمده که گزیده ای از آن را با اندک تغییرات نقل می کنیم:

زن های  مسلمان را،  آیین حجاب  امروز

                             باید که به رخ گیرند، درکوچه نقاب امروز

باید که بگیرد رو، هر زن که مسلمان است

                              زیرا که حجاب زن، معلوم ز ایمان است

هم عصمت وهم عفّت، در پرده ی نِسوان است

                              قانون حیا مسطور، در سوره ی قرآن است

قرآن خـدا حجّت،انـدر همه بـاب آمد

                              از بـهـر  رسـول الله،  آیـات حـجاب آمـد

ما  ملّـت  ایـرانی،امـروز  مسـلمانیـم

                             هم شیـعه ی اخـلاص و هــم تابع قرآنیم

جز قاعده ی اسلام،ما هیچ  نمی دانیـم

                              در  روز قـیـامت هـم،جـویای  شـفیعانیم

در ممالک  اسلام، اسـلام کجا رفتــه؟

                             گویا که کـلام  حـق،جـسته به هـتوا رفته

هان! ای علماء امروز، ترویج شریعت کو؟

                             دین می رود از این شهر،ازشرع حمایت کو؟

زن های گرامی را،  آثار نـجابـت کو؟

                             مـردان عظامی  را، آن غـیرت و همّت کو؟

ای محترمات  شهر، گر صاحب ایمانید

                             تا چند چنین بی هوش، از فریب شیـطانید

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوری کرمانی

000000000000000000000000000000000000000000

1ـ همان مدرک، ص247

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=601:1389-11-01-15-25-48&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@

داستان شعوانه

در کتاب شریف معراج السّعاده، صفحه ی 445 و کتاب پندهای جاویدان صفحه ی554 آمده است.

شعوانه زنی آوازخوان در شهر بصره بود که از راه مجالس فسق، ثروتی کسب کرده بود و کنیزان زیادی داشت. روزی با جمعی از کنیزان از کوچه ای می گذشت که صدای خروش و ناله جمعی را از خانه ای شنید.

یکی ازکنیزان را فرستاد خبر بیاورد. آن کنیز به داخل خانه رفت و نیامد.دوّمی همین طور، به سوّمی دسـتور داد تا زود بـرگردد. وقتی آن کنیز آمد، گفت: اینجا مجلس گنه کاران است و جمعی مشغول مناجات هستند. واعـظی صالـح به منـبر رفته و ایـشان را موعـظه می کند. شعوانه وارد شد. دید شیخی آن جمع را از آتش دوزخ بیم می دهد و این آیه را می خواند:

بَل کَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدنَا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسَّاعةَ سَعيِراً،اِذا رَأتْهُم مِن مَکانَ بَعيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُُّظاً وَ زَفيـراً وَ اِذَا اُلْقُوا مِنهَا مَکانَا ضَيِّقاً مُقَرَّنيِِنَ دَعُوا هُنالَکَ ثُبُوراً

کسانی که روز قیامت را دروغ می شمارند ما برای آن ها آتش دوزخ را آماده کرده ایم چون دوزخ آنان را از مکانی ببیند خروش و فریاد خشمناک دوزخ را از دور به گوش خود می شنوند. چون دست بسته به مکان تنگی از جهنّم افتادند در آن حال فریاد واویلا از دل کشند.[1]

شعوانه چون این آیات را شنید، با صدای بلند گریه کرد و در همان حال گریه گفت:

یا شیخ اگر من توبه کنم، خدا مرا می بخشد یا نه؟

آن واعظ صالح فرمود: آری خداوند توبه پذیر است. حتی اگر گناهانت به اندازه گناهان شعوانه باشد.

شعوانه گفت: یا شیخ! من همان شعوانه هستم،آیا توبه ام قبول می شود؟

فرمود: آری! خداوند ارحم الرّاحمین است.

غرق گنـه! نا امید، مشـو ز درگاه ما   

                                   که عفو کردن بود، در همه دم کار ما

بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من      

                                       بیا بهشتت دهم،نرو تو در  نار  ما

خواهم اگر بگذرم، از همه ی عاصیان      

                                 کیست که چون وچراکند، به درگاه ما؟

 

شعوانه بیرون آمد. همه ی بندگان و کنیزان را آزاد کرد و آن قدر عبادت کرد تا بدنش نحیف و لاغر شده بود. تا جایی که گاهی بعضی از زنان زاهد و عابد در مجلس وعظ او حاضر می شدند.

در حال موعظه بسیار گریه می کرد و همه با او می گریستند.

روزی به او گفتند: می ترسیم از شدت گریه نابینا شوی؟

گفت:کور شدن در دنیا، بهتر از کوری آخرت است.

شبی با سوز و گداز با خداوند مناجات می کرد که پرسید: خدایا! آیا توبه ام پذیرفته است؟

ناگهان صدای سروش غیبی به گوشش رسید:

هان ای شعوانه! خوشحال باش! خداوند توبه ات را پذیرفت. بزودی مقام بسیار ارجمند خود را در قیامت خواهی دید.

سایه ی حق، برسـربـنده بـود        عاقبـت جـوینـده، یابنـده بـود

گرنشینـی بـر سر،کوی کسـی      عاقبت بینی تو هم،روی کسـی

گرزچاهی برکنی،چندی تو خاک     عاقبت انـدر رسی، بـر آب پاک

پروردگارا!

بس که چشم برپشت این دردوختم   راه ده،آتـش گـرفتم سـوختم

آن قـدردر می زنم، این خانه را         تا ببینـم روی، صاحب خانه را

توصیه ای در پایان بحث حجاب به خواهران عزیز:

اگر تا به حال نسبت به امر الهی در مورد حجاب به هر دلیلی کوتاهی کرده اید و غافل بوده اید، بیائید توبه کنید و به ارزش واقعی زن که به فرموده ی علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه «زن ریحانه آفرینش است» دستیابی پیدا کنید و بدانید که خداوند ارحم الرّاحمین و آمرزنده است.

بیـابیـا  بیـابیـا، بنـده ی بـی نوای من     

                            بیـا بـگـو بیـا بـگـو، درد دلـت بـرای مـن

غم مخور ای بنده بیا درد و غم و محنت تو

                           روا کنم حاجـت  تو، ای که تـویی گـدای من

مرو  به پیش این و آن، مبر تو آبروی خود

                           نخورده کس غم  تو را،در این جهان سرای من

جزتو و بخشش من،اشک تو وعده ی من

                           بـیـابـیـا بـیـابـیـا  خـواهـی اگـر لـقـای من

رحمت من برای تو، ناله تو برای من

                           بـیـابـیــا بـیـابـیـا تـا شـنـوی صـدای من

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوری کرمانی

000000000000000000000000000000000000000000

1ـ سوره ی مبارکه ی فرقان آیات شریفه ی 11و12و13

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=602:1389-11-01-15-36-57&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

000000000000000000000

حجاب و پوشش

یکی از راه های علاج چشم چرانی، عامل حجاب و پوشش و آثار مثبت حجاب و مضرات بی حجابی است که به آن می پردازیم:

حجاب انواعی دارد. مثل:

1ـ حجاب خودبینی: یعنی انسان از خودش راضی باشد و نواقص خود را نبیند.

ـ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می فرمایند: آدمی که خصوصیت فوق الذکر را دارد عیوبش آشکار می  شود.(1)

2ـ حجاب آراء فاسده: گاهی انسان به چیزی چنان علاقه مند می شود که از حالات اعتدال خارج می شود، در این حالت چشمش نمی بیند و گوشش نمی شنود.

3ـ حجاب معاصی: با هرگناه، پرده ای بر چشم و گوش و دل می افتد که با توبه این حجاب برداشته می-شود.

4ـ حجاب معاصرت: قرارگرفتن زیاد در کنار نعمتی، باعث کم ارزش شدن آن نعمت در نزد انسان می-شود، مثلاً اگر امام زمان (عج) غایب نبود، شاید این مقدار عشق و علاقه به دیدن آن حضرت هم وجود نداشت کما این که بسیاری از اصحاب و یا مردم زمان ائمه اطهار(علیهم السّلام)قدر ایشان را نمی-دانستند.

5ـ حجاب و پوشش: که منظور مستور ماندن اندام زن و مرد از نامحرم است که بحث ما هم در همین مورد پنجم است.

یکی از مهم ترین عوامل پیشگیری از چشم چرانی و نگاه هوس انگیز حجاب زنان است.

به راستی آیا اگر زنان خود را در معرض دیدگاه مردان قرار دهند کار به همین نگاه ختم می شود و هیچ فسادی مترتّب بر این نوع پوشش و نگاه نمی شود؟

این همه روابط نامشروع دختران و زنان شوهردار در تمام جهان بر چه اساسی انجام می پذیرد؟

بعضی از عشق های نامقدّسی که کانون خانواده ها را از هم می پاشد و حتّی گاهی موجب کشتار چندین نفر بر سر یک زن شده، ازکجاست؟

آیا کودکان بی صاحب، نتیجه ی خوش گذرانی های موقّت زنان و مردان اغفال شده نیست؟

آیا نخستین جرقه ی این همه آتش خانمان سوز از یک نگاه ساده نبوده است؟

آیا همین نگاه ساده، هزاران زن فاحشه و هزاران کودک بی سرپرست را انگل جامعه نکرده است؟

اگر زنان اندام زیبای خود را از نگاه های مسموم می پوشاندند و با قیافه تحریک کننده در جامعه ظاهر نمی شدند و خود را آلت شهوت و هوس بازی مردان نمی کردند و برای خود شخصیّتی قایل بودند و از راه ازدواج مشـروع بـه خـواسته های خـود جـامه ی عمـل می پوشاندند، این اتفاقات ناگوار به بار می آمد؟!

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

0000000000000000000000000000000000000000000

1ـ ره رستگاری، ج3، ص114 به نقل از غررالحکم

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=546:1389-10-16-10-24-58&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@

آثار مثبت حجاب

اوّل)  قرار گرفتن در زمره ی بهترین زنان

ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: بهترین زنان شما، زنان با عفّت و غیر عقیمی هستند که تنها برای شوهرانشان، خود را می آرایند و در مقابل بیگانه کاملاً پوشیده اند.

و بدترین زنان شما، زنانی هستند که در برابر بیگانه آرایش کنند و نزد شوهر پوشیده باشند.[1]

ـ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می فرمایند:

ما جمعی از اصحاب در محضر رسول خدا بودیم. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: بهترین کار برای زنان چیست؟

همه از پاسخ درمانده شدیم تا این که به خانه آمدم و موضوع را با حضرت زهرا(سلام الله علیها)بیان کردم. فاطمه (سلام الله علیها)گفت: من پاسخ این سؤال را می دانم. سپس فرمود:

خَيرٌ للنِّساءِ اَن لاَيَرينَ الرِّجالَ و لايَراهُنَّ الرِّجال

بهترین دستور و کار برای زنان آن است که نه آن ها مردان نامحرم را بنگرند و نه مردان نامحرم آن ها را ببینند.

برگشتم و جواب را به پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) عرض کردم.

پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود آن زمان که پرسیدم چرا جواب نگفتی؟ چه

کسی این پاسخ را به تو آموخت؟

عرض کردم: فاطمه (سلام الله علیها)

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)خوشحال شد و فرمود:

اِنَّ فَاطِمَةَ بِضعَةُ مِنّی

فاطمه، پاره تن من است.[2]

هان ز اغیار بپوشان، رخ  زیبا  زنهار

نرسد میوه در آن باغ، که دیوارش نیست

دوّم) حجاب و سلامت زنان

اگر زنان محجّبه باشند، امتیازات ظاهری محو گشته و اذهان متوجّه علم و ادب و هنر و اخلاق ایشان می شود و دیگر تمام توان زن صرف ظاهر و زیبایی نمی گردد، بلکه وقت و توانش به چیزهایی صرف می شود که بسیار ارزشمند تر است. میوه با پوست، عمر طولانی تر دارد ولی وقتی پوست آن گرفته شد، بیش از دقایقی دوام نخواهد داشت.

حجاب، هم مانند پوست میوه که محافظ سلامت و تازگی میوه است، برای زنان نیز امنیت، طراوت، زیبایی و تازگی می آورد.

ـ امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند:

حجاب زن،برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر است.[3]

سوّم)  استحکام خانواده

اگر حجاب در جامعه رعایت شود و روابط جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان نیز تمایل بیشتری به ازدواج پیدا می کنند و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری خواهند گرفت و در نتیجه منفعت بیشتری عاید زنان خواهد شد، زیرا از محبّت و حمایت مالی مردان برخوردار خواهند بود.

ولی اگر روابط جنسی در غیر محیط خانواده میسّر گردد، جوانان مشکلات ازدواج را نخواهند پذیرفت و خانواده های تشکیل یافته هم متزلزل می شود. زیرا مردان با دیدن زنان بی حجاب تحریک شده و آسیب پذیرمی شوند و درنتیجه کانَون گرم خانوادگی به سـردی می گراید، محبّت در خانواده جای خود را به تنفّر خواهد داد؛ زیرا همسر قانونی مانع روابط جنسی جدید به حساب می آید.

جورج کامینکسی، جامعه شناس معروف، عامـل اصلی اختلاف (زن و شـوهـرهـا در طـلاق) را روابـط نـامشـروع می داند. با افـزایش طلاق و فروپاشی خانواده، اعتیاد، استفاده از مشروبات، بزهکاری و فساد اخلاقی هم افزایش می یابد.[4]

چهارم) استحکام جامعه

بی حجابی از عوامل اصلی تباهی اجتماعات بشری بوده است. به طوری که می توان این تجربه را به عنوان یکی از قوانین حاکم بر ملّت ها برشمرد. ما هم در این مبحث به دو نمونه آن اشاره می کنیم:

نمونه ی اوّل) عامل شکست موسی (علیه السّلام)

موسی علی نبینا و آله و علیه السلام پس از پیروزی بر ستمگران و به اهتزار درآوردن پرچم توحید و عدالت، برای توسعه ی خداپرستی می کوشید.

شهری بود به نام انطاکیه (در ترکیه فعلی)  با سابقه و پرجمعیت ولی تحت تسلّط ستمگران بود، موسی برای نجات مردم انطاکیه  راهی جز مبارزه تا تسلیم شدن حکّام ستمگر نداشت. لذا سپاهی به فرماندهی یوشع و کالب به سوی آن شهر عازم کرد.

آن قوم نادان و ستمگر از دانشمند و عابد خود « بلعم باعورا» که اسم اعظم را می دانست، تقاضای نفرین بر سپاه موسی را کردند، او هم بر اثر هواپرستی و پس از اصرار ایشان، پذیرفت.

سوار الاغش شد تا برکوهی برود که سپاه موسی از بالای آن پیدا بود.در بین راه الاغ از حرکت ایستاد و هرچه کرد، حرکت نکرد. سرانجام زیر ضربات تازیانه کشته شد و با پای پیاده رفت. از آنجا که دعا و نفرین او علیه حق و عدالت بود، پذیرفته نشد. هرچه تلاش کرد، اسم اعظم به یادش نیامد. ولی برای شکست سپاه موسی (علیه السّلام) راهی را به مردم انطاکیه نشان داد که استعمارگران برای نابودی هر ملّتی از آن استفاده می کنند.

مردم انطاکیه از راه کشف حجاب، برداشتن پوشش، اشاعه ی فحشاء و حضور زنان زیبا با آرایش و چهره ای تحریک کننده، کم کم سپاه موسی را در پرتگاه انحراف جنسی قرار دادند.

 کار به جایی رسید که یکی از فرمـاندهـان سپـاه موسی(علیه السّلام)بـه آن حضـرت گفت: تـو می گویی همبستر شدن با این زن که همراه من است، حرام است. به خدا سوگند دستور تو را اجرا نخواهم کرد و آن زن را به خیمه برد و با او آمیزش کرد.

کم کم بر اثر شهوت پرستی، اراده ها سست شد و بیماری های مقاربتی و طاعون زیاد گردید. حدود 20 هزار نفـر از سپاه موسی(علیه السّلام)به خـاک سیاه افتادند و لشکر موسی (علیه السّلام)از هم پاشید و با وضع ننگینی سقوط کرد.[5]

نمونه ی دوّم) شکست مسلمین در اندلس

اندلس یا اسپانیای امروز، که در جنوب غربی اروپا قرار دارد، از کشورهای حاصل خیز و خوش آب و هوای این قارّه است. در سال 711 میلادی (زمان خلافت بنی امیّه) توسط طارق بن زیاد، با لشکری 12 هزار نفـری از راه جبل الطـّارق فتح و مسلـمین حدود

800 سال بر این کشور حکومت کردند و اروپا به دانش و تمدّن قابل توجّهی رسید.

دانشمند معروف فرانسوی (دکتر گوستاو لیون) می نویسد:

در زمان مسیحیان تمدن اسپانیا شبیه وحشیان گوت بود ولی پس از فتح مسلمین در زمانی کمتر از یک صد سـال زمین های خشـک به زیر کشت درآمد، بناهای عالی ساخته شد، ارتباطات خارجی برقرارگردید،کتاب های یونانی و لاتینی به زبان عرب ترجمه شد، دانشگاه های بزرگ تأسیس شد و مرکز نشر علوم و معارف در تمام قارّه اروپا گردید.مسیحیان هیچ راه نفوذی بین مسلمین پیدا نکردند تا اینکه با رواج فـساد و بی حـجابی و مشـروبات الکلی، بعد از 800سال مسلمانان را شکست داده و از اسپانیا راندند. ایشان به همراهی افسر خائن مسلمان به نام«براق بن عمّار»، دو کار کردند:

1ـ مشروبات الکلی را به حدّ وفور و با قیمت ارزان در شهرهای اسپانیا، در اختیار جوانان قرار دادند.

2ـ دختران طنّاز و دلربای اروپایی را آموزش داده و گروه گروه وارد شهرها کردند.

ـ دکتر گوستاو لوبون می نویسد:

بعد از سقوط حکومت مسلمین، ابتدا مسلمانان را به زور وادار به قبول دین مسیح کردند و بعد در محکمه های تفتیش عقاید آن ها به جرم این که حقیقتاً مسیحی نشده اند، سوزاندند و بقیه مسلمین را وادار به مهاجرت کردند. در سال 1610 میلادی به دستور دولت، تمام اعراب را از اسپانیا بیرون کردند که در مسیر مهاجرت اکثر مسلمین توسط مسیحیان کشته شدند.

ـ ایشان به نقل از «سدیلو»  مورّخ معروف می نویسد:

از زمانی که«فردیناند»،اسپانیا را فتح کرد تا آخرین مهاجرت اعراب، 3 میلیون نفر از نفوس اسپانیا کاسته شد.[6]

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

0000000000000000000000000000000000000000000

1ـ فروع کافی، ج5، ص235

2ـ داستان هایی از پوشش و حجاب، ص49، به نقل ازبحارالانوار، ج43، ص54

3ـ فلسفه ی حجاب،استاد مطهری، ص42

4- همان مدرک

5ـ داستان هایی از پوشش و حجاب، ص158، پوشش زن در اسلام، ص48

6ـ همان مدرک

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=584:1389-10-27-15-53-10&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@@@@

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست میآید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛

اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-

از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه رفتن است.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.

البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

00000000000000000000

حجاب نزد فاطمه زهرا(س)

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»

فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»

رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»

وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »

رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

000000000000000000000000

حجاب و پوشش داراى چه آثار و فوايدى است؟

خبرگزاري فارس: يكى از فوايد و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه است كه يكى از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار ميان زن و مرد، هيجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سكس را به صورت عطش روحى و يك خواست اشباع نشدنى درمى آورد كه مخلّ آرامش روانى افراد است.

حجاب و پوشش، آثار و فوايد فراوانى دارد كه به بعضى از مهم ترين آنها اشاره مى كنيم:

الف) ايجاد آرامش روانى در فرد

يكى از فوايد و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه است كه يكى از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار ميان زن و مرد، هيجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سكس را به صورت عطش روحى و يك خواست اشباع نشدنى درمى آورد كه مخلّ آرامش روانى افراد است. غريزه ى جنسى، غريزه اى نيرومند، عميق و درياصفت است و هر چه بيش تر از آن اطاعت شود بيش تر سركش مى گردد; هم چون آتشى كه هرچه هيزم آن زيادتر شود شعلهورتر مى گردد. بهترين شاهد بر اين مطلب اين است كه در جهان غرب كه با رواج بى حيايى و برهنگى، اطاعت از غريزه ى جنسى بيش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى سكس نيز زيادتر شده و تيراژ مجلات و كتب سكسى بالاتر رفته است. اين مطلب پاسخ روشن و قاطعى است به كسانى كه قايل اند همه ى گرفتارى هايى كه در كشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غريزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدوديت هاست; و اگر به كلى هرگونه محدوديتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد، اين حرص و ولع از بين مى رود.

البته از اين افراد بايد پرسيد: آيا غرب كه محدوديت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بكاهد يا آن را افزايش داده است؟![1]

پاسخ هر انسان واقع بين و منصفى به اين سؤال اين است كه نه تنها حرص و ولع جنسى در غرب افزايش يافته است، بلكه هر روز شكل هاى جديدترى از تمتّعات و بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسميت مى يابد.

يكى از زنان غربى منصف، وضعيت جامعه ى غرب را در مواجهه با غريزه ى جنسى اين گونه توصيف كرده است:

كسانى مى گويند مسئله ى غريزه ى جنسى و مشكل زن و حجاب در جوامع غربى حل شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و يا هم جنس روى آوردن حل مسئله است، البته مدتى است اين راه حل صورت گرفته است!![2]

ب) استحكام بيشتر كانون خانواده

يكى از فوايد مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص يافتن التذاذهاى جنسى به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذكور، باعث پيوند و اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتيجه، استحكام بيش تر كانون خانواده و، برعكس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. يكى از نويسندگان، تأثير برهنگى را در اضمحلال و خشكيدن درخت تنومند خانواده، اين گونه بيان كرده است:

در جامعه اى كه برهنگى بر آن حاكم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقايسه است; مقايسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ريشه ى خانوده را مى سوزاند اين است كه اين مقايسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى كه بيست يا سى سال در كنار شوهر خود زندگى كرده و با مشكلات زندگى جنگيده و در غم و شادى او شريك بوده است، پيداست كه اندك اندك بهار چهره اش شكفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنين حالى كه سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خويش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقايسه اى مى دهد; و اين مقدمه اى مى شود براى ويرانى اساس خانواده و بر باد رفتن اميدِ زنى كه جوانى خود را نيز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند كه هيچ جوانى نيست كه به ميان سالى و پيرى نرسد و لابد مى دانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند كه بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ايجاد كنند كه خود آنان امروز براى خانواده ها ايجاد مى كنند.[3]

بنابراين بايد گفت زنى كه چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولين قدم را در حفظ كانون گرم خانواده برداشته، بلكه آبرو و شرافت مادرى را بدين وسيله فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذيت ها و نگاه هايى كه همچون تير به قلب خانواده اصابت مى كند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.

ج) حفظ و استيفاى نيروى كار در جامعه

يكى از فوايد مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استيفاى نيروى كار در سطح جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث كشاندن لذت هاى جنسى از محيط و كادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروى كار افراد جامعه مى گردد. بدون ترديد، مردى كه در خيابان، بازار، اداره، كارخانه و ... همواره با قيافه هاى محرّك و مهيّج زنان بدحجاب و آرايش كرده مواجه باشد، تمركز نيروى كارش كاهش مى يابد. برخلاف نظام ها و كشورهاى غربى، كه ميدان كار و فعاليت هاى اجتماعى را با لذت جويى هاى جنسى درهم مى آميزند،[4]اسلام مى خواهد با رعايت حجاب و پوشش، محيط اجتماع از اين گونه لذت ها پاك گردد و لذت هاى جنسى، فقط در كادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]

پژوهش ها نشان مى دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها داراى حجاب كاملى شامل: پيراهن بلند چين دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند. برابر متون تاريخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان با آن كه آزادانه در محيط بيرون از خانه رفت و آمد مى كردند و همپاى مردان به كار مى پرداختند، داراى حجاب كامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگيز شديداً پرهيز مى كردند.

د) فايده ى اقتصادى حجاب

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15032

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

من حجاب راانتخاب كردم

گفتگو با خانم اميد مريچ جامعه شناس تركمترجم: داود وفايي

منبع: باشگاه اندیشه 23/12/1383

افكار عمومي{ تركيه} او را بيشتر به عنوان دختر جميل مريچ انديشمند بزرگ{ ترك} مي شناسد. اميدفقط دختر مرحوم جميل مريچ نبوده است، بلكه در حقيقت مدت 33 سال كه پدر از قدرتبينايي محروم شد كتابهاي او را نگارش مي كرد، براي او كتاب مي خواند، همكار، همفكرو در يك كلمه چشم بيناي او بود.اميد مريچ علاوه بر اين كه فرزند جميل مريچاست، از روشنفكران بنام و زنان دانشمند و متفكر جامعه تركيه بشمار مي رود.پروفسور دكتر اميد مريچ مدت 30 سال در دانشكده ادبيات دانشگاه استانبول به عنواناستاد فعاليت كرده است. او اولين زني بود كه در كرسي جامعه شناسي كه باني آن ضياگوك آلپ مي باشد، به عنوان رييس گروه و استاد مشغول فعاليت شد و مديريت مركزتحقيقات جامعه شناسي را نيز بر عهده گرفت. مشاراليها در سال 1999 داوطلبانهدرخواست بازنشستگي كرد، او در واقع مجبور به انجام چنين كاري شد. زيرا هنگامي كهسراسر منطقه مرمره بر اثر پس لرزه هاي زلزله بزرگ شب نوزدهم اگوست مي لرزيد، تصميمگرفته بود كه حجاب را رعايت كند. او نمي توانست حجاب داشته باشد و در عين حال عضوهيت علمي دانشگاه هم باشد. مجبور به انتخاب يكي از آنها بود، و چنين بود كه حجابرا برگزيد. براي گفتگو در باره داستان با حجاب شدن خانم مريچ نزد او رفتيم. امااو به توضيح رابطه اش با خدا بيشتر تمايل نشان داد.

اگر موافق باشيد درابتدا كمي از شرح حالتان بگوييد. به عنوان زني كه 53 سال بي حجاب بوده است به مابگوييد چگونه حجاب را انتخاب كرديد؟

من كسي هستم كه بدون تربيت ديني بزرگشدم و بخش قابل توجهي از زندگيم را به عنوان فردي اگنوستيك گزرانده ام. مدرس جامعهشناسي هستم. سي سال جامعه شناسي تدريس كرده ام. يعني تلاشم اين بوده است كه جامعهرا بشناسم و بشناسانم. اما نهايتا به جايي رسيدم كه احساس كردم اندوخته هايم اگرچهجنبه عقلاني وجودم را ارضا مي كند اما خواسته هاي روحي ام را تامين نمي كند. سيسال از عمرم را صرف جامعه شناسي كردم، ولي نتيجه در بعدي وسيع حيرت و سرگشتگي بود.در باره هستي سوالهاي اساسي داشتم كه نتوانستم برايشان پاسخي بيابم و دچاريكبحران روحي شدم. چيزي نمانده بود دست به خودكشي بزنم. ادامه زندگي به آن صورتبرايم غير ممكن بود.

چه سوالهايي برايتان مطرح بود؟

اين كه آيا فراتراز جسم و بدن روحي هست يا نه، ماهيت روح چيست، انديشه مرگ، وحشت از مرگ، ترس ازدست دادن نزديكان، سوالهايي فلسفي از اين دست كه مربوط به آفرينش و مفهوم آن مي شد.دريافتم كه من در اين مدت با غفلت از روح، در حال پرورش بدن و جسمم بوده ام. صبحيكي از روزهاي بحراني ام بود كه روحم براي اين عطش راه حلي يافت. تصميم گرفتم نمازبخوانم. سال 1977 بود. در همان نماز اولم بود كه پي به حكمت وجودي ام بردم. خدارا كه هر لحظه با من در ارتباط بود كشف كردم. اين چيزي بود مانند كشف دوبارهآمريكا.

آيا با كشف خدا از دانش فاصله گرفتيد؟ از دانشي كه موجب حيرت وسرگشتگي شما شده بود سلب اعتماد كرديد؟

ابدا. من علم و دانش را بسيار دوستدارم. اگر حتي به معناي پوزيتيويستي هم علم را مورد پرستش قرار ندهم و به ناتوانياش آگاه باشم، باز هم براي علم احترام قايلم. اما علم همه آن چيزي را در بر ميگيرد كه مربوط به دنياست و داخل دو پرانتز قرار دارد. من پاسخ سوالهايي را كه درپي شان بودم در سجده يافتم. اين كه مي گويم به معني انكار عقل نيست، عبور بهفراسوي عقل است. اساسا دين فراتر از عقل است، ضد آن نيست.

بسيار خب، ترساز مرگ به كجا رسيد؟

بر آن كاملا غلبه يافتم. حالا در حسرت مرگ بسر مي برم.مرگ حالا براي من يك تجربه جديد و بسيار بزرگ است. شروع يك گشت و گذار جالب است.مرگ براي من بزرگ شدن، گسترش يافتن، نجات روح از قفس تن و رهايي از مرزهاي زمانو مكان خواهد بود.

شروع به نماز خواندن كرديد اما هنوز بي حجاب بوديد !

بله...راستش من هميشه به نماز خواندن بيشتر از با حجاب بودن اهميت دادهام. فكر مي كنم از آرامشي كه در سجده بدست مي آيد نمي توان چشم پوشي كرد. در آندوره به حجاب فكر نمي كردم. مثلا به حج فكر مي كردم اما حجاب و اين كه موي سرم رابپوشانم فكرم را مشغول نمي كرد. در دانشگاه عضو هييت علمي بودم و در جامعه و بينمردم جايگاه مشخصي داشتم. همينطور، زني بودم كه زينت و آرايش را دوست داشت و بهخودش مي رسيد. بدم نمي آمد در نگاه همسرم زني زيبا باشم و او مرا دوست داشته باشد.شايد به دليل جمع بودن همه اين عوامل بود كه به حجاب فكر نمي كردم. اين موضوعادامه داشت تا سال 1999، زماني كه زمين لرزه اي بزرگ رخ داد....

چه شد درآن زمين لرزه؟

زلزله بزرگي كه در روحم ايجاد شد باعث نماز خواندم گرديد، وزلزله اي كه در طبيعت اتفاق افتاد موجب شد به سوي حجاب بروم. شب سوم زمين لرزه 17اگوست در آرموتلو بودم. پس لرزه ها ادامه داشت. ما در حياط خانه خوابيده بوديم.شبي كه 19 اگوست را به 20 اگوست پيوند مي داد در من احساسي به وجود آمد كه گوييفردا قيامت بپا خواهد شد. پس از نماز عشا با علاقه دو ركعت نماز ديگر خواندم و بهنيايش پروردگار پرداختم. دعا كردم و از خدا خواستم كه مردم را مورد بخشش خود قراردهد. همان لحظه در درونم احساس شرمساري كردم و با خود انديشيدم كه از خداوند ميخواهم جهانيان را ببخشايد اما فرامين الهي را انجام نمي دهم و حجاب را رعايت نميكنم. در آن لحظه و از آن شب تصميم گرفتم حجاب را رعايت كنم و موهايم را بپوشانم.از آن پس تا كنون هميشه با حجاب بوده ام و هيچكس موهاي مرا نديده است. البته يكمدت روسري اي سر مي كردم كه گردنم ديده مي شد. آن دوره را شايد بتوان يك دوره گذارناميد. بعدها شروع به رعايت كامل حجاب كردم، همينطور كه حالا مي بينيد. حالابيشترين نگراني ام رعايت نكردن حجاب است. گاه و بيگاه در خواب مي بينم كه بي حجابهستم و موهايم را مي بينند. احساس مي كنم نمي دانم چه بايد بكنم. با دستانم، بالباسم سعي بر پوشاندن خود مي كنم و در صدد فرار بر مي آيم، تا اينكه با ترس و لرزاز خواب بر مي خيزم.

آيا رعايت حجاب و پوشاندن موها به لحاظ روحي و روانيبر شما تاثير داشته است؟ مثلا اين فكر كه ديگر در نگاه جنس مخالف جاذبه گذشته رانداريد بر شما تاثير روحي داشته است؟

من وقتي تصميم گرفتم موهاي خود رابپوشانم و حجاب را رعايت كنم حدود پنجاه سال داشتم. يعني آن زمان دوره اي بود كهجاذبه داشتن در مقابل جنس مخالف برايم اهميتش را از دست داده بود. اما حقيقت ايناست كه من اصلا فكر نمي كنم حجاب باعث افت جنسيت زن بشود. به نظر من زنان بااستفاده از حجاب زيباتر مي شوند. وانگهي من به عنوان يك زن با حجاب هميشه مراقبنظافت و پاكيزگي ظاهر هم هستم. براي مثال پيش از اين كه از من عكسبگيريد احساسكردم بايد ظاهرم را مرتب كنم. خب كمي هم آرايش كردم.

شما مي توانيد ايننظر را داشته باشيد كه زن، با حجاب زيباتر مي شود اما انديشه اصلي در حجاب، پنهانكردن جاذبه جنسي زن و ممانعت از تحريك جنس مخالف است. نظرتان در اين باره چيست؟

من قبول دارم كه حجاب داراي چنين جنبه اي هم هست. اما به گمانم هدف اصلياين نيست. فكر مي كنم حجاب، زن بودن زن را در رده دوم قرار مي دهد. حجاب ميخواهد بگويد زن در درجه اول انسان است. شما ببينيد اگر هدف، فقط پنهان كردن جاذبهجنسي بود ديگر نيازي نبود زنان بالاي 70 و 80 سال حجاب را رعايت كنند. اينطور نيست؟

حالا از خانم اميد مريچ به عنوان يك جامعه شناس مي پرسم كه معضل حجاب درتركيه از نظر اجتماعي بيانگر چه چيزي است؟ اين موضوع را چگونه بايد تحليل كرد؟

جنبه فردي حجاب بيش از جنبه جامعه شناسانه آن براي من جالب توجه است، وراستش را بخواهيد فكر مي كنم ارزيابي هاي اجتماعي فراواني صورت گرفته و لازم است تكتك افراد هر كدام درصدد معنا دادن به حجابشان برآيند. من اين سوال را هم كه بسيارپرسيده مي شود �? چرا دختران ترك حجاب را بر مي گزينند؟ “ اساسا سوال نامربوطي ميدانم. ما وقتي از منظر تاريخ به موضوع نگاه مي كنيم مي بينيم زنان اين ديار بيش از 1000 سال است كه با حجابند. و بي حجابي در كشور ما حداكثر 100 سال سابقه دارد.مادر من شايد از اولين نسل بي حجابان اين كشور بوده است. منظورم اين است كه به جايآن سوال كه �? چرا دخترانمان باحجاب مي شوند “ بايد پرسيد �? چرا برخي بي حجاب شدهاند “

متوجه ام. شما در واقع اعمال چنين قاعده اي را به چالش مي خوانيد.اما با اين حال وقتي بي حجابي امري عادي به شمار آيد اين سوال ايجاد مي شود كه چرابرخي فراتر از اين امر عادي مي روند و مثلا حجاب را رعايت مي كنند.

اولااين طور نيست كه همه با گذر از يك مسير و با يك دليل به حجاب رسيده باشند. عده ايباحجابند اما نه به اين دليل كه خواهان رعايت مقررات اسلامي باشند. به طور سنتيباحجابند. برخي از شهرستان ها آمده اند و در شهرهاي بزرگ زندگي مي كنند و طبقعادت،حجابشان را رعايت مي كنند. عده اي تحت فشار والدين باحجاب هستند. عده ايهستند كه با پروژه مدرنيسم ميانه اي ندارند و براي درامان بودن از بمباران مدرنيته، حجاب را سنگر هويتي خود ساخته اند و در آن موضع گرفته اند. اين گروه اخير از جنسديگري هستند. در ميان آنان كساني را هم ممكن است ببينيم كه نماز نمي خوانند و بااين حال حجاب را رعايت مي كنند. البته مي دانيم كه پوشاندن سر از شرايط پنجگانهاسلامي نيست. اما چطور مي شود شما حجاب را رعايت كنيد ولي براي نماز صبح از خواببرنخيزيد؟ و عده اي هم مانند من هستند كه آمريكا را از نو كشف كرده اند ! اين سليقه و فكر هم البته منحصر به تركيه نيست و پديده اي است كه در همه نقاط جهان به چشم ميخورد.

اگر موافق باشيد در باره اين گروه اخير صحبت كنيم...

برايكساني كه در اين گروه قرار مي گيرند، حجاب نه يك امر سنتي است، نه سمبل است، نهسنگر است و نه چيزهاي ديگر از اين قبيل... چيزي است مربوط به ارتباط انسان و خدا.اين مفهوم، فوق سياست و دمكراسي است. مساله بسيار عالي تري است. يك مسالهاگزيستانسيال است. دمكراسي براي اين جهان لازم است اما آيا اسلام هم به همين قياساست؟ هويت دمكرات من در اين دنيا باقي خواهد ماند اما هويت اسلامي من چيزي است كهپس از مرگ هم تداوم خواهد داشت. من صاحب اختيار هستي ام هستم و داراي اين حق همهستم كه از وجودم طبق خواست خداوند استفاده كنم.كساني كه از اين گروه بشمار ميآيند شكل هاي مختلف زندگي را تجربه كرده اند، ماجراهاي متفاوت روشنفكري را از سرگزرانده اند و با تحمل هزاران درد و بلا درصدد كشف خداوند برآمده اند. من برايچنين ايماني ارزش بسيار زيادي قايل هستم. فكر مي كنم اين شكل ايمان و اسلام بسيارمستحكم و ارزشمند است. به موازات طرح موضوع جهاني شدن، در سراسر دنيا افرادي رامي بينيم كه چنين مسيري را پشت سر گذاشته و مسلمان شده اند. جهاني شدن به انسانهاكمك مي كند همديگر را بيابند، با هم آشنا شوند، و بر هم تاثير بگذارند.

به نظر شما ممنوعيت حجاب در برخي از كشورهاي اروپايي مانند فرانسه چهدليلي دارد؟ دليل آن ضعف دمكراسي است يا برداشت غلط از مفهوم لاييك؟

فكر ميكنم به دليل بيش از حد مسيحي بودنشان است. اروپا خيلي مسيحي است. آنها هنوز دارايروح صليبي هستند. به نظر من فرانسه به يك �? انقلاب فرانسه جديد “ نيازمند است.لازم است آنها دوباره با سه ركن اصلي انقلاب فرانسه يعني آزادي، عدالت، و برابريآشنا شوند. من به آمريكا بيشتر اميدوارم. آمريكا هيچگاه جنگ صليبي نداشته است،آريستوكراسي نداشته است. اما از تجربه سياهان بهره مند است. اين است كه به آمريكابيشتر اميدوارم.

شما به دليل حجابتان مجبور شديد از فعاليت در دانشگاهكناره گيري كنيد. زيرا آنها معتقد بودند داشتن حجاب براي كسي كه در دستگاه دولتيفعاليت مي كند به معني ضديت با نظام لاييك است.

من وقتي تصميم به رعايتحجاب گرفتم فاصله گرفتن از دانشگاه را پذيرفته بودم. اين ضرر در مقابل چيزهايي كهبدست آوردم آنقدر كوچك است كه حتي به آن فكر هم نكردم.اما بهرحال اينها غلط بودنچنين ممنوعيتي را توجيه نمي كند. اولا در باره قلمرو فرد و دولت بايد بگويم حيطهفرد عرصه اي است كه خارج از قلمرو دولت قرار دارد. اين يك مفهوم است نه تعريف مثلايك مكان معين. يعني فقط اين نيست كه دولت نمي تواند در داخل خانه من مداخله كند.دولت بايد از اين حق نيز حفاظت كند كه من به هر شكلي كه مي خواهم زندگي كنم، البتهبا اين شرط كه براي كسي ضرري نداشته باشم. انسان در نگاه اول در لباس خود ساكن است، و بعد در خانه اش. اينها قلمروهاي شخصي من محسوب مي شوند. وجود من در لباسم ودر خانه ام تبلور مي يابد. اما در باره اين كه گفته مي شود نوع پوشش امثال من باقوانين لاييكي در تضاد است بايد بگويم سيستم لاييك در كتاب �? تعليمات شهروندي “ دوره ابتدايي به عنوان نظامي تعريف مي شود كه در آن دولت به امور ديني و دينداراندخالتي نمي كند. دولت در امور مربوط به هستي من كه فوق قلمرو اوست داراي حق مداخلهنمي باشد. اين يكي ازحقوق من است كه مربوط به نحوه زندگيم مي شود. حقي است كه باهستي ام ارتباط دارد. حقي است كه با فرامين الهي مرتبط است. در اين مورد نهفرزندم مي تواند مداخله اي كند، نه همسايه ام و نه دوستم.دولت لاييك حق ندارد درنحوه دينداري من كه اعتقاد مرا تشكيل مي دهد دخالت كند. اين برخورد با معيارهايلاييكي در تضاد است.

آيا اگر همين ممنوعيت در سياست هم مانع شما نمي شدوارد عرصه سياست مي شديد؟

آقاي اردغان {نخست وزير تركيه} با همسر و دودخترش به خانه ما آمدند.او به من پيشنهاد كرد وارد كارهاي سياسي شوم. اين البتهچهارمين بار بود كه چنين پيشنهادي مي كرد. به او گفتم �? آقاي اردوغان من حجاب راانتخاب كردم و سرم را پوشاندم و هيچوقت هم حجاب را كنار نخواهم گذاشت. و به همينخاطر هيچوقت وارد سياست نخواهم شد. زيرا حجاب براي من از هر پست و مقامي،وزارتخانه اي يا مشاورت نخست وزيري با ارزش تر است. “ البته حجاب تنها دليلخودداري من از ورود به عرصه سياست نيست.دليل ديگر اين است كه من نام خانوادگي جميلمريچ را بر خود دارم. فكر نمي كنم اين حق را داشته باشم كه نام خانوادگي پدرم راوارد عرصه سياست كنم. گذشته از اينها من هنگام تدريس جامعه شناسي هميشه بهدانشجويانم مي گفتم: �? شما در قبال تماميت يك كاخ بسيار عظيم و بزرگ مسئوليت داريد.مبادا خودتان را در يكي از اتاق هاي اين كاخ محبوس كنيد. “ و بالاخره اينكه مناساسا خودم را فردي مناسب با فعاليتهاي سياسي نمي بينم. من دوست دارم انديشه هايمرا همانطور كه هست، بي آن كه خود را محصور در ديسيپلين هاي حزبي كنم با ديگران درميان گزارم. اين را آزادي بزرگي مي دانم. هميشه دوست داشته ام نداي حق و حقيقتباشم. البته مسير دولت فعلي را خوب مي بينم و آن را مي پسندم.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1953

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

حجاب از گذشته تا کنون . . .

کتيبه ها، سکّه ها، تنديس ها، نقاشي ها، فرش ها، ظروف نقره اي و نقش هاي برجسته تاريخي حاکي از آن هستند که انسان ها از روزي که پا بر اين کره خاکي نهاده اند، پوشش را مراعات مي کرده اند.

طبق قراين و شواهد موجود در ايران باستان و در ميان يهود و احتمالاً در هند ، حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده، به مراتب سخت تر بوده است.

از کتاب مقدّس برمي آيد که در عهد حضرت سليمان عليه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن، روبند بر صورت مي انداختند.(1) و بر طبق گفته ي قرآن در عهد حضرت سليمان عليه السلام حتي ملکه سبا، که خورشيدپرست بود، پوشش کامل داشت؛ زيرا از آيات مربوط به داستان ملکه سبا چنين به دست مي آيد که وقتي او وارد قصر حضرت سليمان عليه السلام شد و خواست به نزديک تخت او برود، چون حضرت سليمان عليه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگي آبگينه فرش نمايند، بلقيس دامنش را بالا کشيد تا هنگام رد شدن خيس نشود.

در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام نيز حجاب رايج بود. نامزد اسحاق وقتي او را ديد ، برقع بر صورت انداخت.(2)

زنان ايراني در دوره هاي گوناگون، از مادها، هخامنشيان، اشکانيان و سامانيان داراي پوشش بودند.

طبق قراين و شواهد موجود در ايران باستان و در ميان يهود و احتمالاً در هند ، حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده، به مراتب سخت تر بوده است.

ويل دورانت درباره قوم يهود مي نويسد:

«اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت. چنان که ـ مثلاً ـ بي آنکه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نخ مي رشت يا ميان مردم مي رفت و با هر سنخي از مردم درد دل مي کرد يا صدايش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.»(3)

در زمان زرتشت، زنان منزلتي عالي داشتند و با کمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم و جامعه رفت و آمد مي کردند. اما پس از داريوش، مقام زن، به خصوص در طبقه ثروتمند ، تغيير کرد.

زنان فقير، چون براي کار کردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند ، آزادي خود را حفظ کردند ، ولي در مورد زنان ديگر، گوشه نشيني در يك زمان مخصوص که برايشان واجب بود، به تدريج امتداد پيدا کرد و سراسر زندگي اجتماعي آن ها را فراگرفت.

زنان طبقه بالاي اجتماع جرئت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار ، از خانه بيرون بيايند و حق نداشتند حتي پدران و برادران خود را ببينند؛ زيرا پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شدند. به همين دليل، در نقش هايي که از ايران باستان بر جاي مانده، هيچ صورت و شمايل زني ديده نمي شود.

اين که حجاب از گذشته وجود داشته و در تمام اعصار لزوم آن احساس شده است ، خود يکي از دلايل منطقي و صحيح بودن حجاب است . اما در ميان اين دستورات متفاوت و همراه با افراط و تفريط آنچه اسلام دستر داده است کامل ترين و جامع ترين و کاربردي ترين است.

پي نوشت :

1- کتاب مقدّس (عهد عتيق و عهد جديد) و ترجمه فاضل خان همداني، وليام گلن و هنري، کتاب سرود سليمان، تهران، اساطير، 1380، فصل پنجم، سفر نشيد الاناشيد، ب 5، ص 1003، آيه 8.

2- همان، سفر تکوين، باب 24، آيه 66.

3- ويل دورانت، تاريخ تمدّن، ترجمه ابوالقاسم ظاهري، انتشارات فرانکلين و اقبال، کتاب چهارم، «عصر ايمان»، بخش سوم، «عصر عظمت».

منبع : برگرفته از مقاله " تبييني بر مسئله حجاب " – باشگاه انديشه

تنظيم براي تبيان : داوودي

000000000000000000

حجاب وافزايش اعتما دبه نفس

بنابر گواهی متون تاریخی ، دراكثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است ؛ هرچند درطول تاریخ ،فراز ونشیب های زیادی راطی كرده وگاهی با اعمال سلیقه حاكمان ،تشدید یا تخفیف یافته است ، ولی هیچگاه بطور كامل ازبین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر می شدند ،یاد می كنند.

دانشمندان ، تاریخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاریخ وعصر حجر نسبت می دهند ، كتاب « زن درآینه تاریخ » پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب ، می نویسد : باتوجه به علل ذكر شده وبررسی آثارونقوش به دست آمده ،پیدایش حجاب به دوران پیش ازمذاهب مربوط می شود، وبه این دلایل ، عقیده عده ای كه می گویند « مذهب » موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه دردگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است .1

1- پوشش زن دریونان وروم باستان:

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته ، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش كه شفاف وبسیار زیبا بود، درجزایر كورس وامرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلای كلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی « بنیلوب » ( همسر پادشاه « عولیس » فرمانروای ایتاك ) نیز با حجاب بوده است . زنان شهر « ثیب » دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت كه حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی كه برجای مانده ، حكایت می كند كه زنان سررا می پوشانده ، ولی صورت هایشان بازبوده است ، ووقتی به بازارمی رفتند ، برآنان واجب بوده است كه صورت هایشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساكنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری كه وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد. 2

یكی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره « الهه عفت » كه یكی ازخدایان یونان باستان است، می گوید : « آرتمیس » ، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابك وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. 3

همچنین درباره مردم یكی ازقبائلی كه نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می كرده اند، آمده است: « بالاتر ازارمیان ودركنار دریای سیاه ، « سكاها» بیابانگردی می كردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سرمی بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند.4

این مورخ درجای دیگر می گوید: « زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند كه كاملا درحجاب باشند.5

همچنین ازقول یكی ازفلاسفه یونان باستان ، درباره شدت پوشش زن، نقل می كند : نام یك زن پاك دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت. 6

2- پوشش زن درایران باستان:

درمورد پوشش زنان ایران باستان ،مطالب زیادی درتاریخ وجود دارد . ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واین كه حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : « زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز درتخت روان روپوش دارازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد كه آشكارا با مردان آمیزش ( اختلاط) كنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند . در نقش هایی كه درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد. 7

ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست می آید كه حجاب دربین مادها وپارس ها وجود داشته است. 8 همچنین درتفسیر اثنی عشری 9 آمده است : « تاریخ نشان می دهد كه حجاب در فرس قدیم وجود داشته است.» دركیش « مازدیسنی » نامه شت مهاباد ،آیه 90 گوید : زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید و براو منگرید و با او میامیزید.»

نصوصی كه بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد كه زنان دردوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها ( هخامنشیان ) ، اشكانیان و سامانیان دارای حجاب وپوشش بوده اند، كه به چند نمونه آن اشاره می شود :

دوره مادها:

دركتاب « پوشاك باستانی ایرانیان » آمده : « اصلی كه باید درنظر داشت ، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شكل ( باكمی تفاوت ) با پوشاك مردان یكسان است. 10

وی درادامه برای توضیح نقوش برجای مانده می نویسد : « مرد وزن به واسطه اختلافی كه میان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تمیز داده می شوند . به نظر می رسد كه زنان پوششی نیز روی سرخود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.» 11

دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):

پارسی ها به وسیله كوروش ، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تاسیس كردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است : « ازروی برخی نقوش مانده ازآن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم كه ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افكنده ودرزیر آن ، یك پیراهن بادامن بلند ودرزیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است. » 12

دوره اشكانیان:

دراین دوره نیز هماهنند گذشته ، حجاب زنان ایرانی كامل بوده است . دراین باره چنین می خوانیم : « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ، گشاد ، پرچین ، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند وقد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی كردند .» 13

درجای دیگر آمده است : « چادر زنان اشكانی به رنگ های شاد و ارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر درزیر یك تخته فلزی بیضی منقوش یا دكمه كه به وسیله زنجیری به گردن افكنده شده ، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده كه عمامه ( نوعی كلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است . »14

دركتاب «پارتیان» نیزآمده است : « زنان عهد اشكانی قبایی تا زانو برتن می كردند ، با شنلی كه برافكنده می شد ونیز نقابی داشتند كه معمولا به پس سرمی آویختند.»

دوره ساسانیان:

دراین دوره اردشیر پسر ، بابك با استفاده از ضعف اشكانیان ، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده های ویران را بازسازی نمود . زنان دراین دوره كه احكام دینی زرتشتیان دركشور اعمال می شده است ، همچنان دارای حجاب كامل بودند . درمورد پوشاك زنان چنین آمده است : « چادر كه از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است . » 15

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت كه « حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان ، تا پشت پاكشیده شده است .» 16

برای اثبات توجه زنان دراین دوره به حجاب ، كافی است این نقل تاریخی را ازمنابع اسلامی مرور كنیم : هنگامی كه سه تن از دختران كسری ، پادشاه ساسانی ، را با ثروت فراوانی ازاموال ، برای عمر آوردند ، شاهزادگان ایرانی رادربرابر عمر درحالی كه با پوشش ونقاب ، خود را پوشانده بودند ، ایستاندند، خلیفه دستورداد، با آوازی بلند برآنان فریاد كشند كه : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی ازبرهنه كردن صورت خودداری كردند و مشت برسینه نماینده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خلیفه خشمناك شد و خواست با تازیانه آنان رابیازارد، درحالیكه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا كن ؛ ازپیغمیر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم كه می فرمود : « بزرگ و شریف هرقومی را كه خوار وفقیر شده ، گرامی بدارید » عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه كرد : « با دختران ملوك نباید معامله دختران بازاری ( كنیزان ) كرد . »17

3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ):

درآئین مقدس حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) مساله پوشش زنان ، حائز اهمیت بوده است . دركتاب تورات چنین می خوانیم : « رفقه »چشمان خود را بلند كرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد ، زیرا ازخادم پرسید : این مرد كیست كه درصحرا به استقبال ما می آید ؟ خادم گفت : آقای من است . پس برقع خود را گرفته ، خود را پوشانید .» 18

ازاین بیان روشن می شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام وجود داشته است ؛ زیرا « رفقه » در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود ، ازشتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد .

حجاب درآیین یهود:

دراصول اخلاقی « تلمود » كه یكی از كتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است ، آمده : « اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنكه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می كرد یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون درخانه اش تكلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اوراطلاق دهد . » 19

حجاب درآیین مسحیت:

در كتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتیان تصریح می كند :

« اما می خواهم شما بدانید كه سرهرمرد ، مسیح است و سرزن ، مرد وسر مسیح ، خدا. هرمردی كه سرپوشیده دعا یا نبوت كند سر خود رارسوا می نماید . اما هرزنی كه سربرهنه دعا كند ، سرخود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است كه تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا كه مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است و نیز مرد اززن نیست ، بلكه زن ازمرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلكه زن برای مرد . ازاین جهت زن می باید عزتی برسرداشته باشد ، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است كه زن نا پوشیده نزد خدا دعا كند.» 20 پس در جایی كه برای دعا باید سرزن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.

ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو تاوس می گوید : « وهمچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا وپرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلكه چنان كه زنانی را می شاید كه دعوای دینداری می كنند به اعمال صالحه . » 21

عباس رجبی

شمیم یاس/ شماره 32

پی نوشت ها :

1- علی اكبر علویقی ، زن در آیینه تاریخ ؛ اگر منظور نویسنده این است كه حجاب یك امر فطری است وبراثر یك رسم اكتسابی به وجود نیامده ، ما هم قبول داریم ، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است ؛ زیرا اولا دوران پیش ازمذاهب ، پیش فرض باطلی است .چون بنا برآموزه های دینی ، اولین انسان خود پیامبر ودارای مذهب بوده است ، ثانیا اگرحجاب را جزئی ازتعلیمات مذهب بدانیم ، به فطری بودن آن نقصی وارد نكرده ایم ، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی كامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.

2- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

3- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص 520

4- همان ، ص 336

5- همان ، ص 340

6- همان

7- همان ، ص 434

8- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

9- تفسیر اثنی عشری ، ج 10 ، ص 490

10- ضیاء پور ، پوشاك باستانی ایرانیان ، ص 51

11- همان ، ص 54

12- همان ، ص 56

13- جلیل ضیاء پور، پوشاك زنان ایرانی ، ص 194

14- همان ، ص 197

15- همان ، ص 114

16- علی سامی ، تمدن ساسانی ، ج 1 ، ص 186

17- السیره الحلبیه ، ج 2 ، ص 234

18- سفرپیدایش، باب 24 ،آیه 64 و 65

19- ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 4 ص 461 .

20- باب 11 ،آیه 3 تا 14

21- باب دوم ، آیه 9 تا 11

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13615

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تاملاتي در مساله حجاب

صاحب اثر :

عليرضا - باونديان

منبع :

باشگاه انديشه

از جمله مباحثي که همواره به عنوان يک موضوع بحث برانگيز و جنجالي، مطرح بوده، ذهن و ضمير انسان ها و جوامع بشري را به خود معطوف و مشغول ساخته است، مقوله حجاب و تعيين حدود و ثغور آن، بوده است. عده اي رعايت حجاب و پوشش اسلامي را مانع حضور زنان در اجتماع تلقي کرده و مدعي هستند که رعايت حجاب براي خانم ها دست و پاگير بوده و مانع فعاليت هاي آنها در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي شود و از اين ناحيه، آسيب هاي اقتصادي به جامعه و پيامدهاي روحي و رواني براي خانم ها به ارمغان مي آورد! برخي ديگر، قانون حجاب را مغاير اصل آزادي و دموکراسي معرفي نموده و با جديت تمام با آن مخالفت مي کنند و با کساني که با ميل و رغبت، حجاب و پوشش شان را به عنوان يک وظيفه و تکليف رعايت کرده و در اجتماع ظاهر مي شوند با شدت برخورد کرده و از امتيازات اساسي و مهم اجتماعي مثل رفتن به مدرسه، دانشگاه، استخدام در ادارات دولتي و گرفتن گذرنامه و... محروم مي کنند، آن هم در کشورهايي که خود را مهد فرهنگ و تمدن و پايه گذار دموکراسي معرفي کرده و از آزادي هاي فردي و اجتماعي دم مي زنند!

عده اي قابل توجه نيز حجاب را به عنوان يک اصل و رعايت آن را در جامعه لازم و ضروري دانسته و از آن دفاع و حمايت مي کنند. هر يک از اين گروه ها از راه و روش خاصي پيروي کرده و ضرورت رعايت حجاب را از منظرهاي مختلفي بيان داشته اند. برخي ضرورت رعايت حجاب را از منظر روان شناسي مطرح کرده و به بحث و ارزيابي آن پرداخته اند و با توجه به نيازهاي روحي و رواني انسان، ضرورت رعايت حجاب را براي رشد و ترقي و تمرين تعالي او، معرفي کرده اند(1).

برخي ديگر حجاب را به عنوان يک امر فطري، تلقي کرده و براي اثبات ادعاي خود به شواهدي از اوستا، تلمود، تورات و انجيل تمسک نموده اند. اين دسته مدعي هستند که حجاب به عنوان يک اصل مشترک در تمام اديان، جايگاه خاصي داشته و دارد(2).

دسته اي ديگر با توجه به فرهنگ مبتذل غرب و رواج برهنگي و آسيب هاي فراوان و پيامدهاي منفي آن «که از اين رهگذر متوجه قشر حساس خانم ها شده، آمار و ارقام به خوبي آن را نشان داده و حکايت مي کند» به ضرورت رعايت حجاب استدلال کرده و آن را حريم امن براي خانم ها و رشد و سلامت خانواده و اجتماع ديده اند و معرفي کرده اند.»(3)

عده اي ديگر حجاب را به عنوان تکليفي الهي تلقي کرده و در انجام رعايت آن، مثل ساير واجبات الهي، خود و ديگران را ملزم مي دانند و در انجام تکليف و پوشش اسلامي از سرزنش و ملامت ملامتگران و توهين و تحقير اين و آن، افسرده و عصباني نمي شوند بلکه آن را به عنوان تکليف الهي که باعث عفاف و پاکدامني افراد و بهداشت و سلامت خانواده و اجتماع شده و رشد، ترقي و کمال آنان را به همراه دارد با عشق و علاقه رعايت مي کنند و رعايت آن را به ديگران نيز توصيه نموده و به انجام آن تشويق و ترغيب مي نمايند.

البته طرح و دسته بندي نظريات به معناي مخالفت آنها با يکديگر نيست به گونه اي که قابل جمع نباشد. بلکه مي توان گفت: رعايت حجاب را همه قبول دارند منتهي هر دسته از زاويه اي خاص بر ضرورت آن استدلال کرده اند.

در اين ميان اگر آيات شريفه قرآن کريم در ارتباط با مقوله حجاب را ارزيابي کنيم متوجه خواهيم شد که مسئله حجاب و پوشش که به عنوان يک پديده بحث برانگيز و جنجالي در دنياي امروزي مطرح است امر جديد و نوظهوري نيست که با آمدن دين مبين اسلام، تشريع شده باشد، بلکه اگر نگوييم اين مسئله ريشه در فطرت انسان دارد، لااقل مي توان ادعا کرد که همراه با خلقت انسان، حتي قبل از هبوطش در عالم خاکي، مطرح بوده است، هنگامي که آدم ابوالبشر و همسرش حوا، توسط دشمن قسم خورده اي به نام ابليس، وسوسه شده و به منطقه ممنوعه نزديک، و از حد و مرز تعيين شده تجاوز مي نمايند، يک باره خود را عريان و برهنه احساس مي کنند، سراسيمه اين طرف و آن طرف، دنبال پناهگاهي مي روند و بالاخره قسمت هايي از بدن خود را با برگ درختان مي پوشانند. «هنگامي که از آن درخت، چشيدند، عورت شان نمايان شد و آن دو براي پوشاندن عورت خود، به برگ درخت روي آوردند.»(4) بنابراين مسئله حجاب، ريشه در تاريخ انسان داشته، همراه و همزاد او از ابتدا تا حال و تا امتداد تاريخ، بوده و خواهد بود.

در اين نوشته بر آنيم تا اهميت مسئله حجاب و رعايت پوشش اسلامي را از زاويه ديگري ارزيابي نموده و نکاتي را يادآور شويم. چنانچه در ابتدا ذکر شد برخي مدعي هستند: رعايت حجاب و پوشش اسلامي، مانع حضور زنان در اجتماع بوده و فعاليت هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي آنان را محدود مي سازد. در جواب بايد گفت: اولاً: ادعاي ذکر شده، فريب و نيرنگي بيش نيست و اين نيرنگ هم از سوي کساني مطرح مي شود که از يک طرف حضور زنان را در مجامع عمومي و خصوصي براي تلذذ، عياشي و خوشگذراني مي خواهند و از سوي ديگر، به خاطر خصومت و دشمني که با اسلام و پيروان آن دارند، براي مخدوش ساختن چهره و حيثيت آن، از هر وسيله و ابزاري استفاده مي کنند. از جمله ابزار و وسايلي که براي رسيدن به اهداف شوم و استعماري خود، بهره برداري مي کنند اين است که ارزش هاي اسلامي را به عنوان قوانين دست و پاگير، غيرکارآمد و ارتجاعي، معرفي کرده و به خورد جامعه و مردم مي دهند. متن ذيل را که گوينده آن يکي از مزدوران انگليسي است به عنوان نمونه مرور مي کنيم:

«در مسئله بي حجابي زنان بايد کوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها کردن چادر، مشتاق شوند، بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخي ثابت کنيم که پوشيدگي زن از دوران بني عباس، متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نيست. مردم همسران پيامبر را بدون حجاب مي ديدند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگي، دوش به دوش مردان فعاليت داشته اند پس از آن که حجاب زن، با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان غير مسلمان کشانده و زنان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آن تقليد کنند.»(5)

ثانياً: اگر به تاريخ اسلام نگاه منصفانه داشته باشيم متوجه خواهيم شد که فراوان بوده اند زنان مؤمن متدين و پاکدامني که با رعايت حجاب و پوشش اسلامي در کنار مردان مؤمن و مسلمان در صحنه هاي سياسي، فرهنگي و حتي نظامي، حضور داشته و فعاليت نموده در شرايط فعلي زنان مسلمان در جاهاي مختلف از جمله زنان ايراني با رعايت حجاب و پوشش اسلامي در کنار ساير اقشار جامعه، در پست ها و مناصب گوناگون، مشغول تلاش و فعاليت هستند، رعايت حجاب را نه تنها مانع فعاليت هاي اجتماعي خود نمي بينند بلکه آن را به عنوان سد محکم و دژ نفوذناپذيري مي دانند که گوهرگران سنگ عفاف و حريم حرمت شان را در برابر تيرهاي زهرآلود هوسبازان شرور و خدانشناس حفاظت مي نمايد.

ثالثاً: رعايت حجاب و پوشش اسلامي، نه تنها مانع حضور زنان در صحنه هاي سياسي و اجتماعي نمي باشد بلکه بر عکس، تشريع حکم حجاب از سوي شارع مقدس، در حقيقت مجوز حضور زنان در صحنه هاي اجتماعي به حساب مي آيد، والا نشستن در منزل و ماندن در کنار اعضاي خانواده، رعايت نوع حجاب مورد نظر را نمي خواهد تا درباره آن حکمي صادر شود لذا صدور حکم پوشش اسلامي از سوي شرع مقدس بهترين دليل بر اين مطلب است که دين مبين اسلام نه تنها با فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي زنان مخالف نيست بلکه خود زمينه حضور آنان را در فعاليت هاي اجتماعي فراهم کرده است.

منتهي شرط حضور در اجتماع و فعاليت هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي به خصوص براي قشر خانم ها، ايجاد امنيت لازم در جامعه خواهد بود و از جمله عوامل بسيار مهم و اساسي که در جهت آرامش و آسايش فرد و خانواده و امنيت در اجتماع، نقش ايفاد مي کند، داشتن حجب و حيا، رعايت اصول و ارزش هاي ديني و مذهبي از جمله رعايت حجاب و پوشش اسلامي توسط زنان و مردان مؤمن و متدين خواهد بود. اگر به آيات شريفه قرآن کريم و احاديث معصومين در ارتباط با پوشش اسلامي دقت کرده و اشارت ظريف و لطيف آن، مورد ارزيابي قرارگيرد. اين اصل و استنباط به دست خواهد آمد که حجاب، محدوديت نيست بلکه مصونيت است. مصونيتي که فرآيند و محصول مبارک آن، سلامت، بهداشت و آرامش افراد خانواده ها و امنيت در جامعه خواهد بود.

قرآن کريم، زنان و مردان مؤمن را مورد خطاب قرار داده و به آنان دستور مي دهد: «چشم چراني نکنيد، دامن هاي خود را آلوه نساخته و حفظش کنيد»(6) به زنان تأکيد بيشتري نموده مي گويد: «حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کرده، زينت هاي خود را آشکار نسازيد... و در نشست و برخاست هم به گونه اي عمل نمائيد که متوجه زيورآلات شما نشوند.»(7) و در صحبت ها و مکالمات روزمره نيز با ناز و کرشمه، صحبت نکرده، ادا و اطوار زنانه که آتش شهوت را شعله ور سازد، از خود نشان ندهند.»(8) «و مانند زنان نيمه عريان دوران جاهليت، تبرج نکرده و با خودنمايي و خودآرايي و لباس هاي نازک و بدن نما(9) از خانه خارج نشويد»(10)

همه اين دستورات براي آن است که رعايت آن، علاوه بر اسقاط تکليف و امتثال اوامر الهي، سلامت و بهداشت روحي و رواني و آرامش و امنيت فردي و اجتماعي را به دنبال دارد و تخلف و سرپيچي از آن، يعني چشم چراني، آلوده کردن دامن، آشکار ساختن زينت و زيورآلات، صحبت کردن با ناز و کرشمه و لهجه هاي مخصوص و مهيج و پوشيدن لباس هاي نازک و بدن نما، هر کدام به نوبه خود، باعث فساد، عياشي، تجاوزگري و اضطراب و ناامني مي شود و جامعه را به هرج و مرج مي کشاند. در احاديث نوراني که از معصومين نقل شده است، نگاه کردن به نامحرم و چشم چراني، به عنوان تير زهرآلود شيطاني، معرفي شده است، لذا امام صادق(ع) مي فرمايد: «نگاه (و چشم چراني) تيري از تيرهاي مسموم شيطان است.»(11) در حديث ديگري بازهم از امام صادق(ع) مي خوانيم «نگاه کردن تير زهرآلودي از ناحيه شيطان است چه بسيار نگاه هايي که بعدها، حسرت و تأسف طولاني را به دنبال خواهد داشت.»(12)

امام علي(ع) نيز مي فرمايد:«کسي که نگاهي را رها سازد، حسرت و تأسف او زياد مي شود»(13) در جاي ديگري مي فرمايد: «چه بسيار نگاه هايي که آه و حسرت به دنبال دارد.»(14) و در جملات ديگري آن امام همام مي فرمايد: «نگاه و چشم چراني، پيشاهنگ تمام فتنه هاست»(15) «چشم ها دام هاي شيطان هستند.»(16) و «چشم راهبر دل است»(17) به قول شاعر:

ز دست ديده و دل هر دو فرياد

هر آنچه ديده بيند دل کند ياد

بسازم خنجري نوکش ز فولاد

زنم بر ديده تا دل گردد آزاد

در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.

لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند، رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند. آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»(18) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.

در ارتباط با شأن نزول آيات 30 به بعد از سوره نور، تفاسير شيعه و سني نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور نازل گرديد(19).

در آيات شريفه سوره نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتاده امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.

در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.»(20) چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(21) تمام اين برنامه و تأکيدها براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند(22) و چشم طمع ندوزند.(23) و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.

در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان، بسيج خواهيم کرد، در آن صورت، مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.»(24) تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.

از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن و مسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.

پي نوشت:

1- آيا حجاب ضرورت دارد؟، دکتر شهريار روحاني.

2- حجاب در اديان، علي محمدي، ماهنامه پيام زن شماره هاي 18و 19و .20

3- نگاه پاک زن و نگاه هاي آلوده به او، آيين بهزيستي اسلام، ج3، دکتر احمد صبور اردوباري.

4- قرآن کريم، اعراف/22

5- قره العين «درآمدي بر تاريخ بي حجابي در ايران»، ص40، سينا واحد، مؤسسه انتشاراتي نور.

6- برداشت آزاد، از آيه 30 و 31 سوره نور ترجمه آزاد

7- قرآن کريم، نور 31

8- قرآن کريم، احزاب 32 ترجمه آزاد

9- محاسن التأويل، ج 13، ص 349، محمد جمال الدين قاسمي، يکي از معاني تبرج را لباس نازک، ذکر کرده است.

10- قرآن کريم، احزاب 33 ترجمه آزاد

11- دعائم الاسلام، ج 2، ص 202

12- وسائل الشيعه، ج 14، ص 138

13- غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 195

14- همان، ج 4، ص 549

15- همان، ج 1، ص 262 «الحظ رايد الفتن»

16- همان، ج 1، ص 335 «العيون مصائد الشيطان»

17- همان، ج 1، ص 100 «العين بريد القلب»

18- غررالحکم و درر الکلم، ج5، ص 449

19- ر.ک: تفسير صافي، ج3، ص 430؛ الدر المنثور، ج5، ص 40؛ کافي، ج5، ص .521

20- برداشت از آيه 32 و 33 سوره احزاب.

21- قرآن کريم، احزاب/ 59: ترجمه آزاد

22- برداشت از آيه 59 سوره احزاب

23- قرآن کريم، احزاب/ 32

24- قرآن کريم، احزاب/ 60 [/FONT]

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=3431

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

حجاب؛ از واقعيت تا حقيقت

حجت الاسلام علي اکبر دلدار

حجاب از ضروريات دين اسلام و مبتني بر فلسفه تعالي و تکامل نفوس انساني است.نگرش مبتني بر اعتقاد به قوانين خلقت مي تواند در تعامل اجتماعي و تقيد اخلاقي، مسير صحيح را ارائه کند. اما در مقابل، نگرش سطحي با معيارهاي اجتماعي صرف، انسان را از حقيقت ارزشها دور مي سازد. در خصوص پديده بي حجابي و بدحجابي که اين روزها به شدت مورد اعتراض مؤمنان قرار گرفته است، به جاي بازگشت کامل به ارزشها، با نگاهي مسامحه گرانه و غير علمي، پديده موجود را ناچيز مي شمارند، اما آنچه در سيره اهل بيت (ع) مشهود است نگاهي عميق، پايه اي و اساسي به موضوع است. موضوع پوشش از ضروريات دين اسلام و از شعائر ارزشمند تمام اديان الهي است.

ضرورت اصل پوشش، فارغ از مقدار آن به تناسب مکان و زمان، يک امر قراردادي و اعتباري نيست که قابل خدشه باشد، بلکه مبتني بر خواست فطري است که پدر و مادر همه انسانها - آدم و حوا - وقتي در مقام مجازات الهي به خاطر تخلف از امر خدا از بهشت خارج شدند، پوشش آنها کنار رفت و آنها احساس خجالت وشرمندگي کردند (سوره نساء). امور فطري، منشأ فلسفي محکمي دارند  که در خلقت انسان توسط رب العالمين ايجاد گرديده است. در مورد پوشش که شامل مردان و زنان مي شود نيز با تدبر در آيات و روايات مربوطه متوجه فلسفه متعالي آن مي شويم که شاخصي انکارناپذير براي حيات حقيقي انسان است و تخلف از آن و گرايش به برهنگي، انسان را در حيوانيت و طبيعت غرق مي کند و از آنجا که ذلت در حيوانيت است و برهنگي مظهري از آن است، پيوسته دشمنان در صدد ايجاد محيطي با فرهنگ برهنگي بوده اند وطبق شواهد تاريخي، يکي از عوامل پيروزي آنها و استثمار انسانها، تحميل فضاي شهواني بوده است و امروز هم ما در تيررس دشمن مجهز به ابزارهاي رسانه اي مختلف جهان هستيم.

اما نکته مهم اينجاست که آنها از آثار زيانبار بدحجابي و بي حجابي آگاهند و ما به همان مقدار از برکات رعايت پوشش غافل هستيم و امروز که به شکل سازمان يافته به آنها مبتلا شده ايم شايسته است به مسئله با نگاه عميق انسان شناسي  و جامعه شناسي و روانشناسي نگاه کنيم نه از حوزه محدود مسئوليت اجتماعي. اين نوشتار، نقدي بر نگاه تسامح آلود برخي از دست اندرکاران به پديده بدحجابي است؛

مدتي است بدحجابي و يا به تعبيري بهتر با حفظ حرمت کلمات، بي حجابي تبديل به يک مسئله اجتماعي و فرهنگي شده و مؤمنان غيرتمند ايراني را به اعتراض و عکس العمل مسئولانه واداشته و در سطح رسانه ها و محافل مختلف در حال طرح و نقد و بررسي است و هر کس بنا به دانش ديني يا موقعيت شغلي يا جايگاه معنوي يا آسيب ديدگي و شايد رضايت به اين امر، اظهار نظر مي کند و يا اقداماتي در حال صورت گرفتن مي باشد. اما چرا؟ پاسخ دقيق به اين سئوال، اعماق و لايه هاي موضوع را به شفافيت نشان مي دهد و بايدها و نبايدهاي حقيقي را عيان مي سازد و اين مهم به ديدگاه جامعه چه در سطح مردم و چه در سطح مسئولين پيرامون مسئله حجاب بر

مي گردد که سه ديدگاه معرفتي به موضوع قابل تصور است؛

1- حجاب، واجب الهي و پوشش، مرضي رضاي حق است و نبايد به هيچ عنوان واجب الهي ترک و حرام الهي صورت گيرد. اين ديدگاه و تقيد و تأمل، فارغ از فلسفه آن، يک امر الهي است يعني ولو فايده مورد نظر شارع (فلسفه احکام) قابل فهم و تعلم براي ما نباشد، نفس اطاعت، تقرب مي آورد و ترک واجب الهي موجب عذاب است. اين نگاه عميق معرفتي در قليلي از مؤمنان وجود دارد. اولياي الهي رمز موفقيتشان در چنين  تلقي اي از شعائر ديني است و برايشان فرقي نمي کند در سال 1358 باشند يا 1389يا بعد از آن و البته اين گروه به فلسفه اعمال نيز توجه خاص دارند.

2- نگاه متأثرانه و بازگشت معترضانه و اظهار تنفر. زماني که آسيبهاي جدي بي عفتي و فحشاء، آنها را تهديد نمايد لب به اعتراض مي گشايند و دادستاني مي کنند و اين ديدگاهي سطحي نسبت به حجاب است.

3- ديدگاه ميانه که نه به عمق معرفت دسته اول است، نه لاابالي گري و مسامحه کاري، بلکه نگاه آنها به شعائر الهي، فلسفي است. به اين معنا که در انجام منهيات مولي، فساد و نقصان و در انجام مأموريت الهي، صلاح و خير است و هر زمان امور ديني مورد بي توجهي قرار گيرد بايد منتظر تبعات منفي آن بود و لذا هرازگاهي اعتراض مي نمايند و خواهان اصلاح هستند.اين

 دسته بندي به ما کمک مي کند تا ماهيت عکس العمل مسئولين و مردم نسبت به پديده بدحجابي که بعضأ تامل برانگيز و اعجاب آور است، با دقت بيشتر تحليل شود، خصوصاً اين روزها پاي سخن برخي از آنها تازه مي فهميم حکايت از چه قرار است و اين اعترافات ناخواسته و اقرار با بيان حال است. از بيانات واقعي برخي از دست اندرکاران در باره واقعه بد حجابي موجود چه نتيجه اي مي گيريم؟

اميرالمومنين علي (ع) فرمودند: هرگاه پيشامد ناگواري روي داد، ثروت را فداي جان  کنيد و چنانچه امري پديد آمد که مجبور به حفظ جان يا فدا کردن دين شديد، جان را فداي دين کنيد. بدانيد نابود شده کسي است که دينش نابود شده باشد (اصول کافي ج 1 ص216). قبل از بيان جايگاه عفاف وحجاب و خواص انهدامي بي حجابي و بي عفتي در هر مقياسش که لازمه اثبات مدعا در اين نوشتار است به ماهيت و علت برخي اظهارات تسامحي و شايد هم جاهلانه اشاره مي کنيم. واقعيت اين است که برخي به جاي مراقبت از حيثيت اسلام و نظام اسلامي، به دفاع از حيثيت خود مي پردازند و گويا طي سالها بين شخص آنها و حيثيت فلان سازمان، پيوند ايجاد شده است. از آنجا که پيکانِ نقد به سازمان او هم مربوط مي شود، ظاهراً به دفاع ازسازمان و واقعاً به دفاع از خود مي پردازند. برخي نيز در يک فضاي کاذب علمي و کارشناس نمايي، خود را براي مردم، شيرين مي کنند. حال يا حادثه را نمي بينند يا نمي فهمند يا نمي خواهند بپذيرند، يا قبول دارند اما به صلاح خودشان نمي دانند که به آن اقرار کنند (هر چند به نظر عقلا اين اقرار ضمني است).

در اينجا به اختصار، به علل اين اهمالها اشاره مي کنيم؛

1- بي اطلاعي از تأثيرات سوء برخي ناهنجاريهاي اجتماعي (مثلاً بدحجابي) 2- عدم تهذيب روحي و اخلاقي و ارزشي که حساسيت و غيرت را نسبت به هنجارهاي هماهنگ با فطرت از بين مي برد 3- عدم علم به ابعاد رواني و اخلاقي و ارزش وجودي انسانها 4- نداشتن همت عالي و شجاعت و اراده قوي و طبعاً راهکار مناسب جهت جبران نقايص 5- نگرش سطحي و روبنايي و غفلت از عوامل زيربنايي 6- نقدگريزي که از خودبرتربيني انسان نشأت

مي گيرد و انسان را از واقعيات موجود دور مي سازد.

علت تحليل غلط و انکار حقايق هر چه باشد نتيجه آن نا خوشايند است. برخي از ايشان خطر بي حجابي را به شکل حجيم آن خطرناک مي دانند! در اين قسمت تسامحاً با نظر آنها همراه

مي شويم که مي گويند حجم يا مقدار بدحجابي بسيار پايين است حال يا به انگيزه (مثبت) سياسي که بزرگنمايي از معضلات نشود تا مبادا دشمن بهره برداري کند يا با انگيزه هاي ديگر. اما به هر حال فعلاً قول ايشان را مي پذيريم که مثلاً چون اين مقدار که ظهور و  بروز دارند بزرگنمايي

مي شود و... اما باز هم حجت ما عليه ايشان باقي است که مگر اين حجم  قبلاً کمتر نبوده و امروز بيشترشده است؟! مگر همين حجم قليل، آسيبهاي جدي نرم افزاري به جمعيت کثير مؤمنان وارد نساخته اند؟! مگر پيوسته يک نفر زن بدحجاب يا بي حجاب در يک روستا يا يک شهر، فضا را تخريب نکرده است؟ مگر همين تعداد کم، فضاي سمعي بصري جامعه را آلوده نساخته اند؟ آيا اين مقدار کم فقط تعدادشان قليل است يا قدرتشان در تأثيرگذاري نيز قليل و ضعيف است؟ اگر اينها قليلند و اثر آنها نيز محدود است، پس تقاضاي کالاهاي غربي يا نامتناسب با فرهنگ ايماني جامعه، ازطرف چه کسي صورت مي پذيرد!؟ چه کسي حساسيت مؤمنان به ارزشها را با يک نمايش رواني خطرناک و منفي از بين مي برد؟ آيا حجم جمعيتي آنها که هر کدام نماينده موفق شيطان در عرصه ايمان است ودل مؤمنان را حد اقل در حد توجه بصري (ناخواسته) با خود همراه مي کنند، کم است؟ آيا اين تعداد را مي توان چون قسمت گنديده سيب جدا کرد و از پيکره جامعه دور ساخت يا اينکه اينها به اشکال گوناگون مثل سرپرستي خانواده، مادري و... آثار وضعي خودشان را خواهند گذاشت؟ آيا عرضه متراکم کالاهاي متناسب با ايشان در فروشگاههاي مختلف بازار (اعم از لباس، لوازم زينتي و...) و ايجاد محدوديت براي مؤمنان و متدينين، نشانه کم و ضعيف بودن آنهاست؟ و (البته شايد بدحجابي و بي حجابي را به نيمه برهنگي تفسير کنند! بعد دراين صورت مي توان ادعا کرد در دانشگاههاي ما اصلأ بدحجابي وجود ندارد يا کمتر از پنج درصد است!!). آيا اصلاً آنها کفار خارجي هستند يا مؤمناني که ما مسئول حفظ و هدايت و تعليم آنها هستيم؟ نکته مهمي که لازم است بدان اشاره کنيم تا انگ تندروي يا جنجال طلبي متوجه ما نشود، اين است که ما قبول داريم بايد از به کار بردن برخي اصطلاحات با توجه به تعريفي که عرف جامعه از آن دارد و شايد تأثير رواني منفي داشته باشد مانند کلمه (بحران) پرهيز نمود اما نتيجه اين توجه، وارونه جلوه دادن واقعيات نيست، چرا که ما اگر مي خواهيم برنامه ريزي کنيم، بدون ملاحظه واقعيات چگونه مي توان تدبير لازم را اتخاذ نمود؟ حقيقت آن است که از واقعيت حاکم بر جامعه در بين مردم تا حقيقتي که توسط اهل بيت (ع) به شکل قول و عمل به ما رسيده، فاصله بسياراست و بدون شک ترسيم چشم انداز بلند  براي جامعه به مقايسه با ملل ديگر که راه را گم کرده اند نيست، بلکه به  تطبيق با اخلاق علوي و فاطمي (ع) است. (و بدون شک حق ما در تعالي علمي و معنوي بيش از اينهاست که نيازمند بحثي مفصل است.) واقعيات اداره انسان و جامعه بايد مبتني بر معرفت کامل و دقيق از زواياي وجود انسانها باشد، و لذا شايسته است براي تصوير درست مدعا، نگاهي به پوشش از منظر اسلام بيندازيم که در اينجا برخي روايات را پيرامون پوشش (ستر) و تبعات نقصان در پوشش جهت استشهاد مي آوريم و قضاوت را به خواننده محترم واگذار مي کنيم؛

پوشش از نامحرمان:

1- تحف العقول: علي (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود براي اينکه چشم زنان به نامحرمان نيفتد، آنان را در پرده نگه دار، زيرا هرچه بيشتر در پرده باشند، براي تو و آنها بهتر است و بيرون رفتن آنها بدتر از اين نيست که اشخاص نامطمئن را بر آنان وارد کني. اگر تواني کاري کني که مردي جز تو نشناسند اين کار را بکن (معناي اين حديث اثبات پرده نشيني نيست بلکه با حفظ جايگاه زن، مديران را بر آن مي دارد تا محيط امني براي زنها ايجاد کنند که بحث در اين موضوع مجال ديگري مي طلبد.)

2- تنبيه الخواطر: زنان خود را موقعي که بيرون مي آيند با پوشش حفظ کنيد. (ج 2 ص 78).

بي حجابي، مظهر بي حيايي:

1- علي (ع) فرمود:علت پاکدامني، حياست. (غررالحکم، ص 340)

2- امام صادق (ع) فرمود: ايمان ندارد کسي که حيا ندارد. (الکافي، ج 2 ص 106)

3- رسول خدا (ص) فرمود: وقتي حيا نداشتي، هرکاري مي خواهي بکن. (الرضا،ج 2 ص 56)

بي حجابي، زمينه نگا ههاي آلوده:

1- حضرت عيسي (ع) فرمود: هرگاه زني خود را خوشبو کند و بيرون رود تا بويش به  مشام ديگران برسد، زنا کار است و هر چشمي که او را بنگرد زناکار است. (تنبيه الخواطر، ج1 ص 28)

2- حضرت عيسي (ع) فرمود: نبايد به زني که به تو تعلق ندارد نگاه کني، چون تا زماني که چشم خود را نگه داري، مرتکب زنا نشوي. اگر تواني حتي به جامه زن نامحرم هم نگاه نکني، چنين کن. (تنبيه الخواطر، ج1 ص 62)

3- پيامبر اسلام (ص) فرمود: براي هر عضوي از انسان بهره اي از زنا نوشته شده است که لاجرم به آن مي رسد، مثلاً زناي چشم، نگاه کردن است و... (کنز العمال)

4- امام  رضا (ع) فرمود: نگاه کردن به موي زنان به اين علت حرام شده است که باعث تحريک مردها مي شود و اين به فساد و ارتکاب اعمال حرام و ناشايست منجر مي شود. (عيون الخبار الرضا ،ج 2 ص 97)

5- رسول خدا (ص) فرمود: نگاه اول از آن توست، نگاه دوم به زيان توست و نگاه سوم مايه هلاکت توست.

6- امام صادق (ع) فرمود: نگاه بعد از نگاه، بذر شهوت را در دل مي کارد و اين خود براي به فتنه کشاندن صاحبش کافي است. (الفقيه ،ج3 ص658)

7- رسول خدا (ص) فرمود: انبياي گذشته گفتند زنا نکنيد و من مي گويم نگاه هم نکنيد.

بي حجابي زنان، زمينه ظهور شيطان:

1- رسول خدا (ص) فرمود: ابليس را لشکري بزرگتر از زنان و خشم نيست. (کافي، ج 5

ص 515) (زنان در عين حال که از شأن و مقامي والاتر از مرد برخوردارند اما با عملکرد غير اخلاقي مثل بدحجابي به قويترين لشکر شيطان تبديل مي شوند.)

2- امام صادق (ع) فرمود: نگاه آلوده، تيري است از تيرهاي زهر آلود ابليس. (الفقيه،

ج 4 ص 18)

3- حضرت علي (ع) فرمود: چشمها دام شيطانند. (غررالحکم، ص950).

و صدها روايت از اين قبيل که نکاتي قابل توجه و حياتي را به انسان گوشزد مي کنند.

1- اسلام در مقام نهي، مکلفين را متهم نمي کند بلکه خطر را به آنها گوشزد مي کند و انبياي عظام و امامان معصوم (ع) نيز به بهانه عصمتشان هرگز در اين زمينه ها وارد نشدند و نفرمودند چون ما خود را ساخته ايم، پس نگاه مي کنيم.

2- علت ذکر روايات با صبغه انذاري بدان جهت بود که اين نوشتار در مقام نقد است.

3- روايات از علم کامل به ماهيت انسان صادر گرديده، يعني انسان شناسي در تمام ابعادش (نه اجتهاد شخصي فلاسفه غرب)

4- کسي ادعا نکند در فضاي آزاد جامعه، زنان مي توانند به هر شکلي بگردند و مردان هم نگاه کنند، زيرا که اين سلب آزادي و ايجاد فضاي گناه است (که در جاي خود قابل اثبات است)

5- حجاب تنها حفظ بشره (پوست) و مو نيست بلکه بالنسبه شامل سخن، نوع لباس، نوع راه رفتن و... نيز مي شود.

6- عدم پوشش مناسب تنها يک معضل اجتماعي کوچک نيست که بتوان با محدوديت سخت افزاري بساط آن را برچيد، بلکه دين مرتکبين آن و ديگران را منهدم مي کند.

7- زنان به همان اندازه که قدرتمند و مستعد رشد و کمال فراتر از مردان هستند، زمينه تباهي را نيز دارا مي باشند.

8- پوشش تنها مختص زنان نيست اما از آنجا که عدم پوشش در آنها مفاسد فراوان دارد، اين موضوع به نحو تغليب در باره آنها مطرح است.

نتيجه:

موضوع مورد بحث را با حقايق آن بايد تحليل نمود نه تفسير شخصي. اما نگاه سطحي و

 ساده انگاري موضوع به همين جا ختم نمي شود ودر مقام ارائه راهکار نيز همين منطق حاکم خواهد شد. دايره نفوذ بي حجابي و بدحجابي بسيار است و ابعاد سياسي، امنيتي و اقتصادي دارد که تجارب تلخ آن فراوان و مشهود است که در اين مجال فرصت پرداختن به آنها نمي باشد، ولذا شايسته نيست کساني که رسالت مرزباني شعائر الهي به آنها سپرده شده، با سهله و سمحه بي جا وغفلت از کنار ارزشها بگذرند. مگرغير از اين است که آيات شريفه قرآن پايه هاي محکم تمدن بزرگ انساني را محصول اخلاق، عفاف و تقوا مي دانند. چگونه مي توان شاهد زمينه هاي فحشا و آلودگي در ميان جوانان بود و انتظار رشد معنوي از آنان را داشت؟! اميد است با اجراي احکام فردي و اجتماعي اسلام و در پاسخ به اعتماد مردم خصوصاً در فضاي زيبا و شعارهاي عدالت محورانه دولت دهم وعنايت ويژه رئيس جمهور به مباني و ارزشهاي ديني، مسئولين، امانتداري نمايند تا شاهد شکوفايي جامعه باشيم. اميد است همه چيز را در راه حفظ ارزشها ي ديني فدا کنيم و با پرهيز از نمايشهاي دانشمند مآبه، با جدّيت و قدرت تمام که از اعتماد ملت به نظام و پشتيباني آنها و فرامين رهبري نشأت مي گيرد به فکر حفظ اسلام باشيم.

http://www.resalat-news.com/fa/?code=35561

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

راه هاي مبارزه با بد حجابي و بي ‌حجابي

حجاب و پوشش، سنگر سعادت ، پيروزي و رستگاري زنان و جامعه است، که اگر اين سنگر آسيب ببيند و يا فروريزد، عوامل سعادت، پاک زيستي و شرافت آن ها فرو مي ريزد.مراد از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن به عنوان يکي از احکام وجوبي اسلام، اين است که زن، هنگام معاشرت با مردان بدن را بپوشاند و به جلوه‌گري و خودنمايي نپردازد.

تاريخچه حجاب

تاريخ حجاب به آفرينش اولين موجودات روي زمين يعني آدم و حوا بازگشت مي‌ کند و فراز و نشيب ‌هاي بي شمار تاريخ، قدرت محو آن را نداشته است.

«يا بني آدم قد انزلنا عليکم لباساً ...» سوره اعراف آيه 26 اي فرزندان آدم براي شما لباس فرو فرستاديم که اندام شما را مي ‌پوشاند و مايه زيست شماست و لباس تقوي بهتر است اين از آيات خدا است باشد که متذکر شده پند گيريد. اين آيه بيانگر اهميت لباس، پوشش، ستر و ساتر از نظر قرآن است.

حجاب از نظر قرآن

اصل وجوب حجاب براي زنان از ضروريات دين اسلام است، و منکر آن در حکم منکر دستورات ضروري اسلام است و کسي که از روي عمد و آگاهي منکر ضروريات اسلام شود، در حکم کفر است، مگر اين که معلوم باشد که منکر خدا و يا رسول خدا نيست.

در قرآن براي وجوب و حدود آن، به چهار آيه که صراحت بر آن دارند تمسک شده ولي در مورد حفظ عفت و پاسداري از حريم آن، در قرآن بيش از ده آيه وجود دارد.

در آيه 30 سوره نور (به عنوان نخستين آيه‌ اي که صراحت بر وجوب حجاب دارد) مي‌ خوانيم: «و قل للمومنات يغضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ماظهر منها و ليضربن بخمر هن علي جيوبهن و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن ...»

اي پيامبر به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را(از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که نمايان است ـ آشکار نسازند و(اطراف، روسري هاي خود را بر سينه خود افکنند(تا کردن و سينه با آن پوشيده شود) و زينت خود را آشکار نسازند مگر براي شوهرانشان و ساير افراد محرمشان ...

آثار و فوائد حجاب

1- حجاب و نقش آن در سلامت اجتماع و آرامش رواني:

 رعايت حجاب در سلامت و پاکي اجتماع مؤثر است، به علت تأثير زياد آن در استحکام خانواده بعنوان پايه و اساس اجتماع و نيز تأثير آن در ساختن فرزندان با تربيت صحيح و پاک نگه داشتن محيط اجتماع از عوامل تحريک آميز حيواني.

2- حجاب و نقش آن در مسئوليت ‌هاي اجتماعي:

امام خميني(ره)، در مورد نقش زنان در انقلاب اسلامي مطالب مهمي بيان کرده‌اند که از آن جمله خطاب به آنان چنين مي ‌فرمايند: «نقش شما زنان در اين نهضت از مردها بيشتر بوده» نيز مي ‌فرمايند: «همان طور که مردها وارد ميدان بودند، بانوان محترم هم وارد بودند، بلکه زحمات اين ها بيشتر از مردها بود.»

3- خروج از لشکريان دشمن و ايمني از عذاب الهي و کسب ثواب اخروي:

شيطان از روابط زن و مرد براي به گناه انداختن، استفاده مي‌ کند لذا بدحجابي و بي‌حجابي و نيز عدم رعايت اصول شرعي در روابط با نامحرم، شخص را در معرض خشم خدا قرار مي‌ دهد.

4- پوشش اسلامي و حفظ نسل از خطر سقوط:

يکي از آثار بي ‌حجابي، بي ‌بند و باري و روابط نامشروع در ابعاد وسيع است چنان که در دنياي غرب، به خوبي ديده مي ‌شود و آثار نکبت‌ بار روابط نامشروع برکسي پوشيده نيست.

 يکي از آثار، آلوده شدن نسل و به دنبال آن سقط جنين و تولد فرزندان نامشروع و غيرقانوني است که متأسفانه بر اثر عدم رعايت عفت و پوشش اسلامي، اين آثار روز به روز بيشتر مي‌ شود و آمار نشان مي ‌دهد که اين موضوع در کشور‌هايي که پوشش اسلامي رعايت نمي ‌شود به مراتب بيشتر از جاهايي است که پوشش اسلامي رعايت مي ‌شود.

5- مبارزه با نفس:

ميل به خودنمايي و جلوه ‌گري به مصالحي در سرشت زن، نهفته است که بايد در مسير درست و هدفي والا بکار گرفته شود. چرا که هيچ گرايشي بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است. اما اگر اين گرايش، مرزي نداشته باشد و همه جا نمود داشته باشد فساد آفرين است.

راه هاي مبارزه با بد حجابي و بي ‌حجابي

1- تقويت ايمان و اعتقاد:

اين جمله بلند حضرت علي(ع) که فرموده: «المرد بايمانه والمؤمن بعمله» نشانگر آن است که باورها و ايمان هاي راسخ عالي ‌ترين نقش را در کيفيت زندگاني انسان ايفا مي‌ کنند.

2- احياء فرهنگ اصيل اسلامي:

احياء ارزش هاي اصيل اسلامي و فراخواني زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش ها و آفريدن روح تعهد و تعهد نسبت به اين ها نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت و زن مومن بايد به آن چه اسلام بعنوان ارزش بدان مي‌ نگرد باور داشته باشد و بداند که عظمت و شخصيت او در گرو روح بلند، انديشه والا، قلب پاک و جان پيراسته از آلودگي است که او را به روشي انساني و منشي اسلامي فرا خواهد خواند و بداند تن آرايه بسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست.

3- شناساندن الگوهاي والا:

کلامي از امام صادق(ع) تأمل برانگيز و قابل توجه است: «الهوهن حب علي عليه السلام و ذر وهن بلها» به زنان دوستي آل علي(ع) را الهام کنيد و به همين مسائل اندک رهايشان کنيد زن اگر حب علي را فراگرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را به عنوان الگو پذيرفت و بر راهي رفت که اهل بيت(ع) رفته‌اند و آنان را سرمشق قرار داد و حضورش در جامعه دلهره آفرين نخواهد بود.

مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره راهبردهاي گسترش فرهنگ عفاف

1- توسعه فرهنگ تأمل و تفکر در مفاهيم ديني توسط جوانان براي پذيرش دروني و قلبي و عمل به آن ها.

2- تبيين دايمي جايگاه والا و پرافتخار زنان در اسلام و مقايسه آن با ساير مکاتب براي احساس برتري شخصيت زن مسلمان نسبت به زنان ساير مکاتب و پرهيز از روي آوردن به جنبه ‌ها و شخصيت ‌هاي کاذب.

3- تقويت بنيه اعتقادي، اخلاقي و اصول و مباني تربيت براي والدين، خصوصاً مادران نسبت به امر عفاف و حجاب و ايجاد حساسيت در آن ها نسبت به آسيب‌ هاي ناشي از رعايت نکردن آن براي خود، خانواده و فرزندان.

4- اتخاذ تدابير مناسب براي جذب، تربيت و بکارگيري نيروي انساني شايسته نظير مديران، معلمان و استادان معتقد و عامل به رعايت حجاب و عفاف در کليه مراکز اداري و آموزشي.

5- تبيين آموزه‌هاي ديني در خصوص ضرورت رعايت اصول حيا و عفت متناسب با قابليت‌ ها و ويژگي هاي زنان و مردان و ايجاد تعادل در روابط اجتماعي آن ها.

6- احيا و ترويج سنت حسنه امر به معروف و نهي از منکر.

7- ارتقاي سطح آگاهي جوانان در زمينه ارتباط ‌هاي صحيح انساني و اخلاقي بين آن ها و حفظ حدود عفاف و حجاب در جامعه و خانواده.

8- تبيين فلسفه و پيامدهاي مثبت فرهنگي اجتماعي، رواني و اخلاقي عفاف و حجاب در عرصه ‌هاي مختلف زندگي و اثرات منفي عدم رعايت آن در سست کردن بنيان هاي اخلاقي خانواده و جامعه.

9- تبيين ديدگاه اسلام در خصوص عفاف، پوشش، حجاب و ضرورت بيان فلسفه، احکام و دستاوردهاي مثبت رعايت آن در جامعه متناسب با شرايط سني جوانان و نوجوانان با شيوه‌ هاي جذاب.

10- توجه دادن به رعايت و نيز باور پوشش نه بعنوان يک اجبار اجتماعي بلکه بعنوان يک ارزش انساني، ديني و معنوي و يک باور قلبي جهت مصونيت از زشتي ‌ها و آسيب ‌هاي اجتماعي.

11- افزايش آگاهي والدين نسبت به رعايت حجاب و عفاف خصوصاً در خانواده و نقش الگويي آنان در اين امر.

12- اهتمام جدي نهاد خانواده نسبت به تأمين نيازهاي عاطفي و شخصيتي فرزندان بويژه دختران و تأثير آن در شکل‌گيري هويت ديني و اجتماعي آن ها.

13- تبيين نقش عفاف و حجاب در تقويت هويت ملي و فرهنگي جوانان و تأثير آن بر استقلال فرهنگي و سياسي کشور.

14- تقويت روحيه تعادل در جوانان در رويکرد آنان به مدگرايي و بيان مستدل و منطقي اثرات و پيامدهاي مدگرايي افراطي و پرهيز از تقليد کورکورانه از مدهاي غربي و تقويت مدگرايي ملي.

15- تبيين ريشه‌ هاي تاريخي و فرهنگي و نشانه ‌هاي روشن از وجود حجاب و پوشش در اديان الهي و جوامع داراي سابقه تاريخي و تمدن فرهنگي.

16- زمينه ‌سازي اجتماعي مناسب براي دختران و پسران جهت کشف هدايت و بروز قابليت ‌ها و توانمندي ها و تأمين مطالبات خود براي جلوگيري از بروز جلوه‌گري ها مناسب در حيطه فرهنگ عفاف و حجاب.

17- اختصاص بخشي از موضوعات تحقيقاتي به بررسي«زمينه، علل و موانع گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه» و بررسي تأثيرات محصولات فرهنگي کشور بر اين موضوع.

18- تشويق و ترغيب خانواده‌ ها و جوانان به ازدواج آسان و آشنا کردن با معيارهاي شرعي انتخاب همسر، حقوق و وظايف يکديگر، تقويت روحيه ساده زيستي و قناعت پيشگي در زندگي.

19- تقويت هماهنگي بين دستگاه هاي ذيربط در برنامه‌ريزي و تأمين امکانات لازم جهت رفع مشکلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود بر سر راه ازدواج جوانان.

20- توسعه فعاليت ‌هاي بنيادهاي ازدواج به منظور جلب مساعدت دولت و خيرين در امر ازدواج جوانان.

21- ارتقاي مهارت‌ هاي فني و حرفه‌اي و توانمندي هاي جوانان جهت توسعه طرح هاي خود اشتغالي و آشنايي با بازار کار و زمينه مختلف فعاليت به عنوان زمينه ساز ازدواج، تشکيل خانواده و نهايتاً توسعه فرهنگ عفاف.

22- اهتمام جدي مراکز فرهنگي و کليه رسانه‌ هاي کشور نسبت به ارائه الگوي مطلوب از عفاف و حجاب در محصولات فرهنگي خود(فيلم، سريال، تئاتر و ...) و پرهيز از ايجاد تضاد و تناقض براي جوانان در اين امر.

23- جذب، تربيت و بکارگيري نيروي انساني آگاه و عامل به مباني ديني عفاف و حجاب در برنامه‌ هاي فرهنگي و تبليغي.

24- جهت دهي و تقويت امر عفاف و حجاب با استفاده از قابليت ‌ها و ظرفيت سازمان‌ ها، احزاب، تشکل‌هاي غيردولتي و هيئت هاي مذهبي در کشور.

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

يکي از نکات اساسي که زمينه اي براي عمل به احکام است شناخت جايگاه هرچيز در نظام هستي است. البته در نظامي که خداوند متعال در جاي جاي آن ديده مي شود و ارتباط اشيا و اعمال با خداوند بسيار مشهود است و با درک اين ارتباط و حضور، بسياري از مشکلات زندگي بشر حل مي شود.«حق» به عنوان زيباترين و پسنديده ترين واژه آفرينش در تمامي اديان و جوامع بشري مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و اداي آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و اديان است.در واقع هر فردي از هر طبقه اجتماعي و از هر دين و مليت، نسبت به اداي حقوق ديگران حساسيت نشان مي دهد واين مطلب، حق و حقوق را فرازماني و فرامکاني مي کند.برخي از انديشه گران و حکيمان بر اين باورند که حجاب، حق الله است و در اين باره مي گويند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي باشد. همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد شد، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است. لذا کسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم.

از اينکه قرآن مي گويد: هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا کنيد، معلوم مي شود عصمت زن حق الله است.»(?) پر واضح است که آدمي نمي تواند حقوق الهي را کاملا ادا کند ولي با انجام برخي کارها مي تواند رضايت الهي را به دست آورد.

حضرت رسول (ص) مي فرمايند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت هاي خداوند بيشتر از آن است که به شمارش آيد» و حضرت علي(ع) مي فرمايد: «خداوند بر بندگان حقي قرار داده و آن اين است که او را اطاعت کنند.»

اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نيست ولي اداي وظايف و اطاعت از خداوند متعال به نوعي اداي حق محسوب مي شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان يکي از احکام ضروري دين آن را واجب کرده است بايد حفظ شود.

حفظ اين واجب الهي اطاعت از اوست و اطاعت از او حقي است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندي بايد تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومي و... اين حق و حد الهي را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش ميزان عبوديت واطاعت بندگان است.

بانوان با حفظ حجاب مي توانند اطاعت را که روح و پيام اصلي عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت کنندگان الهي قرار گيرند. بانوان به عنوان نيمي از جامعه اسلامي که در دامان خود انسان هاي پاک و برجسته مي پرورانند، داراي حرمت واحترام ويژه اي مي باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پيکره اجتماع، با محبت و تربيت آنها استوار خواهد ماند.

مفسران وانديشه گران بر اين باور هستند که «قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن مي گويد، مي فرمايد: حجاب عبارت است از يک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن که نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند.

در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنين ذکر مي کند که: ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين، يعني براي اينکه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»

با اندکي تدبر در آيات قرآن فلسفه حجاب را به گونه اي صريح مي بينيم و مي يابيم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقيقي و يا يکي از فلسفه هاي حجاب است براستي اگر معرفت انسان به شريعت و تعاليم ديني بالا رفته و قرآن را که آئين نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پي برده و مي فهمد بدحجابي و بي حجابي ثمره عدم معرفت و شناخت حقيقي جايگاه زن در هستي

پسران بيشتر تمايل به ازدواج با دختران با حجاب دارند

دبير دفتر هم انديشي اساتيد نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران گفت: نتايج يک پژوهش نشان مي دهد از نظر دانشجويان پسر، دختراني که پوشش مناسبتري دارند براي ازدواج و زندگي قابل اعتمادترند.

هادي بهرامي ادامه داد: نتايج اين پژوهش که بر روي دانشجويان دانشگاه تهران انجام شده مشخص کرد پسران دانشجو معتقدند که در دانشگاههاي ايران نيز بايد همانند دانشگاههاي معتير دنيا براي پوشش دانشجويان ضوابطي وجود داشته باشد.

تهاجم فرهنگي مفهوميست در برابر تبادل فرهنگي

"تهاجم فرهنگي" مفهوميست در برابر "تبادل فرهنگي". در "تبادل"، فرهنگها مضامين مفيد و سودمند خود را مبادله ميکنند. بعنوان مثال رسوم ميهمان پذيري و وفاي به عهد و ميثاق، و يا نظم کاري و پايبندي به خانواده ميان فرهنگها مبادله شدني هستند.

اما هرگاه "اشکالات" و "معضلات" يک فرهنگ، عالمانه و عامدانه به فرهنگي ديگر عرضه و حتي گاهي با زور تحميل ميشود، آنچه رخ داده است را "تهاجم يک فرهنگ به فرهنگ ديگر" مي نامند.

 به زعم بسياري از کارشناسان مستقل علوم اجتماعي در سراسر دنيا، فرهنگ برهنگي به معناي عام آن که در جهان امروز – به دلايلي که در گنجايش اين نوشتار نيست - رو به گسترش نهاده است، از "اشکالات" و "معضلات" فرهنگ "غربي" است و هيچگاه در شرق سابقه و ريشه نداشته است.

حجاب به زن حرمت مي بخشد

پوشيدگي بدن انسان ها در برابر يكديگر از مباحث بسيار مهم و اساسي است كه از ديرباز مورد توجه بوده است. پاسخ به اين پرسش كه برهنگي خلاف طبيعت و فطرت انسان است يا خير، از مسائل مهم و تعيين كننده در حوزه تنظيم روابط اجتماعي زن و مرد است.

 قرآن كريم در اين زمينه آن گاه كه داستان آفرينش حضرت آدم و همسرش حوا را به تصوير مي كشد، به موضوع نياز دروني آدم و حوا نسبت به پوشيدگي اشاره كرده است كه نشان مي دهد قرآن تمايل به پوشيدگي را ناشي از عمق جان انسان مي داند.

قرآن كريم پس از بيان مسئله جاي گرفتن حضرت آدم و همسرش در بهشت (اعراف، 19) و تأكيد خداوند بر خودداري آن دو از نزديك شدن به درخت ممنوعه، ماجراي وسوسه و فريب شيطان را چنين شرح مي دهد:

شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتي هايشان آشكار شود و آن دو نيز به سبب اين فريب از ميوه درخت ممنوعه چشيدند و در اين هنگام اندام هايشان (عورت هايشان) بر آنها آشكار شد و آنان بر آن شدند تا با برگ هاي (درختان) بهشت خود را بپوشانند. (اعراف- )

در ادامه، خداوند خطاب به همه انسان ها مي گويد: «اي فرزندان آدم به راستي براي شما لباس فرو فرستاديم كه زشتي هاي شما را مي پوشاند و زينت شماست، اما لباس پرهيزگاري بهتر است.»(اعراف )

«عفاف» يا «عفت» يكي ديگر از فضايل اخلاقي است كه همواره در تعاليم اسلامي جايگاه والايي داشته و توجه خاصي بدان شده است. در روايات متعددي عفاف بهترين عبادت شمرده شده است.

اميرالمومنين علي(ع) آن را بهترين خوي و خصلت و سرمنشاء هر خير و نيكي خوانده و مقام و منزلت عفيف را با مقام شهيد در راه خدا مقايسه كرده است.

حجاب باعث كاهش تقاضاي مدپرستي بانوان مي شود

استفاده از حجاب و پوشش به ويژه در شكل چادر مشكي به دليل سادگي و ايجاد يكدستي در پوشش بانوان در بيرون منزل، مي تواند در بعد اقتصادي نيز تاثير مثبت در كاهش تقاضاي مدپرستي بانوان داشته باشد البته به شرط اينكه خود چادر مشكي دست خوش اين تقاضاها نگردد.

مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب:

مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است به عنوان نمونه فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده اند، گفت: «مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!».

حفظ حجاب و امنيت اجتماعي و درك روابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهكارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:

باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواج موفق اسلامي مي گردند.

جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل به شركت در فعاليتهاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي كنند.

حفظ حجاب نه تنها باعث ايجاد امنيت اجتماعي فراگير مي شود، بلكه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي مسئولان را از واردات كالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي كند.

http://naghdnews.ir/news-analytics/social/9020-news.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

پویشی در زمینه های بی حجابی

انسان در ذات خود موجودی دو بعدی : «الهی، شیطانی» یا «انسانی، حیوانی» است. در صورت تلاش و تحقیق و برنامه ریزی صحیح، در جهت انسانیت و فطرت و سرشت الهی و گرنه در مسیر حیوانیت و خواسته های نفسانی و شیطانی حرکت خواهد کرد.

آفرینش آدمی به گونه ای است که همچون تمامی سیستم های مجهز و پیچیده ، بدون پیروی از برنامه ها و دستورالعمل های مندرج در کاتالوگ های مربوط نمی تواند به طور سالم و هدفمند به حیات و بقای خود ادامه دهد.

استفاده ی مطلوب و مفید از یک دستگاه ساخته ی دست بشر که به مراتب ساده تر از سیستم پیچیده ی روح و جسم آدمی است، محتاج بهره گیری از دفترچه های ویژه ای است که سازندگان آن دستگاه در اختیار استفاده کنندگان قرار می دهند.

براساس این اصل علمی و تجربی که مورد تأیید و تأکید منابع وحیانی و قرآنی نیز می باشد، آفریننده و خالق انسان نیز به منظور قرار گرفتن او در فرآیند تعالی و تکامل دستورالعمل ها و احکام جامع و کاملی را توسط حاملان وحی بر بشر نازل فرموده تا ضمن پیشگیری از به هدر رفتن انرژی و توانایی های جسمی و روحی انسان ابزار و شیوه های دست یابی به مراتب والا و بالای انسانی، الهی را به وی یادآور شود.

به رغم گرایش های فطری و الهی و نیز انزال کتب و ارسال رسل برای هدایت و سعادت بشر، لیکن بنا به دلایل و عللی که در این نوشتار به عمده ترین آن ها اشاره خواهد شد انسان در بسیاری موارد در دام و دامن شیطان گرفتار شده و دچار بیماری ها و آسیب های روحی، روانی و اخلاقی می شود.

پرداختن به انحرافات و آسیب های مذکور همواره توجه پژوهشگران و محققان دینی و غیر دینی را به خود جلب نموده و کتاب ها و مقالات و آثار متعددی تدوین، تنظیم و به مخاطبان ارایه گردیده است.

دراین جا به دور از کلی گویی های رایج و تجزیه و تحلیل های خاصه مقالات و آثار تحقیقات و پژوهش های مفصل، سعی شده است، تنها ریشه یابی و ارایه راه کارهای عملی در مورد یکی از ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی و فرهنگی که مدت هاست مردم مسلمان و دلسوز و متفکران فرهنگی و اجتماعی کشورمان را رنج می دهد (یعنی بدحجابی) را مورد بحث قرار داده و متنی آموزشی مبتنی بر رویکرد جامعه شناختی و آموزه های وحیانی، به علاقه مندان ارایه شود. www.zibaweb.com

این نوشتار در دو بخش کلی تنظیم و ارائه می گردد:

1. بخش اول: به ریشه ها و علل عمده ی گسترش بدحجابی و شکسته شدن قبح آن در بین لایه هایی از افراد جامعه می پردازد.

2. بخش دوم: پس از بازشناسی ریشه ها، راه های برون رفت از معضل مذکوررا مورد بحث قرار می گیرد.

ذیلاً به منظور تسهیل در تفهیم و انتقال مطالب، عوامل عمده ی گسترش بدحجابی را در دو بخش عوامل داخلی و بیرونی تنظیم و تبیین می کنیم.

امّا بجاست قبل از ورود به بحث اصلی مفاهیم و واژه های مورد تأکید، تعریف و تبیین شوند.

تعریف بدحجابی

باتوجه به تعریف حجاب به عنوان یکی از اصول و ارزش های اسلامی و انسانی و تعیین حدود و چارچوب آن در منابع قرآنی و اسلامی مفهوم بدحجابی نیز به روشنی مشخص خواهد شد.

منظور از حجاب، همان پوشش اسلامی به معنای پوشانیدن تمامی بدن و برجستگی های آن به جز گردی صورت و دست ها از مچ به پایین، توأم با رفتار و گفتاری است که منجر به خودنمایی و جلب نظر نامحرم نگردد.

بنابراین پوشش اسلامی می بایست دو مشخصه ی بارز داشته باشد:

1. حدود شرعی مذکور (در رساله های علمیه) لحاظ شود.

2. باخودنمایی و جلب نظر و نگاه نامحرم همراه نباشد.

براساس این تعریف از حجاب، مفهوم بدحجابی و مصادیق آن روشن تر می شود. به عبارتی دقیق تر استفاده از لباس ها و تن پوش های تنگ و کوتاه، با رنگ ها، نوشته ها و نقش های محرّک و آرایش های غلیظ و افراطی که اغلب با گفتار و رفتار تحریک آمیز همراه می باشد و نیز بعضاً استفاده از چادرهای نازک و بدن نما در برابر نامحرم از مصادیق بدحجابی به شمار می آیند.

واژه ی بدحجاب، در سال های بعد از پیروزی انقلاب طرح و تکرار شده است.  تا قبل از پیروزی انقلاب در برابر واژه ی با حجاب از عبارت بی حجاب استفاده می شد. کسانی بی حجاب تلقّی می شدند که از روسری و یا چادر برای پوشاندن حتی بخشی از موهای سر استفاده نمی کردند و نیز از لباس های کوتاه و بدن نما به عنوان پوشش استفاده می کردند..

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت بانوان به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی روی آوردند و اقلیتی نیز ضمن استفاده از روسری و تن پوش ها و حتی چادر، حدود شرعی پوشش و رفتار و گفتار با نامحرم را رعایت نمی کردند. این معضل و ناهنجاری (در پوشش) در سال های اخیر بنا به دلایلی رو به گسترش بیشتری نهاده و به عنوان یک تهدید برای تحکیم خانواده ها و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه مورد توجه و تأکید مراجع ذی ربط قرار گرفته است.

تعریف فرهنگ (culture)

در این جا بجاست برای قرار گرفتن بحث حجاب و بدحجابی در ذیل مباحث مربوط به حوزه فرهنگ و تکرار این عبارت در متن مطالب، تعریفی اجمالی از این واژه را به جهت روشن تر شدن فرآیند بحث مرور و مورد توجه قرار دهیم:

فرهنگ، برگردان واژه ی کولتور فرانسوی و کالچر انگلیسی است. این عبارت در اصل به معنی کشت و کار، آباد کردن، کاشتن زمین و بارور ساختن بود که به تدریج در ادبیات و علوم انسانی راه یافت و در قرن هجدهم میلادی نویسندگان آن را به معنی پرورش روانی و معنوی به کار بردند. به مرور از طریق تمثیل برای تشخیص پیشرفت فکری و اجتماعی به طور عام مورد استفاده قرار گرفت.

بعضی از دانشمندان علوم اجتماعی، فرهنگ را شامل دو بخش می دانند:

1. فرهنگ مادی.

2. فرهنگ غیر مادی.

فرهنگ مادی عبارت از آن قسمت از فرهنگ است که قابل لمس و ارزیابی و مقایسه می باشد. یعنی آن بخش از عناصر فرهنگی را در بر می گیرد که جنبه ی کمّی دارد، مانند اشیای مادی، ابزار کار و وسایل صنعتی، کشاورزی، عکاسی، ‌موسیقی، آموزشی، لوازم خانه، لباس، کیف، مسکن و ... گاهی این بعد از فرهنگ را معادل با واژه ی تمدن دانسته اند.

فرهنگ غیر مادی یا معنوی نیز شامل موضوعات کیفی و غیر کمی و غیر قابل لمس می باشد مثل آداب و رسوم، باورها، اخلاقیات، آموزش و پرورش، آثار ادبی و هنری؛ بنابراین در مجموع داشته های افراد یک سرزمین اعم از داشته های فکری، علمی و عملی و عینی را فرهنگ مردم آن سرزمین می خوانند.

هر جامعه و ملتی با توجه به پیشینه ی تاریخی و ملی و مذهبی خود از فرهنگ خاصی برخوردار است. طرز رفتار، گفتار، پوشش، آداب معاشرت، عبارات و واژه های مورد استفاده ی نوشتار از مبانی و مواضع فرهنگ آن ملت سرچشمه می گیرد.

کارکردهای فرهنگ

1. فرهنگ، وجه تمایز انسان و حیوان می باشد به طوری که اگر انسان فاقد فرهنگ بود با حیوان هیچ تفاوتی نداشت.

2. فرهنگ عامل انسجام و یگانگی جامعه است.

3. فرهنگ عاملی جهت تمایز یک جامعه از جوامع دیگر است.

4. فرهنگ عامل نظم و کنترل اجتماعی (بدون نیاز به دستگاه ها و اهرم های قهری) در جامعه است.

5. فرهنگ عامل همکاری و ایجاد ارتباط هدفمند در بین مردم است. لذا به هر میزان فرهنگ مورد احترام و التزام عملی مردم قرار گیرد به همان میزان نظم، همکاری، ثبات و امنیت و تعالی و تکامل مردم بیش تر خواهد شد.

هنجارها (Norms)

زندگی و رفتار اجتماعی افراد و گروه ها بر اساس قواعد نوشته ها یا نانوشته ای انجام می گیرد. این قواعد تعیین کنندی بایدها و نبایدهای رفتار اجتماعی افراد و گروه ها و ترسیم کننده الگوهای پذیرفته

شده ی فرهنگی آنان (اعم از آداب و رسوم و نحوی معاشرت و تعامل های اجتماعی، نگرش ها و باورها می باشد).

بی توجهی به هنجارها در هر جامعه ای با عکس العمل و برخورد توام با تنبیه افراد یک گروه یا یک جامعه همراه می گردد. بنا به میزان اهمیت و نفوذ و گستری هنجارها، عکس العمل ها نیز با شدّت و ضعف همراه خواهد شد. در بسیاری موارد هنجارها به قدری از نفوذ، قدرت و سیطره برخوردارند که بعضاً دین و منطق و عقلانیت را نیز تحت الشعاع خود قرار می دهند.

ارزش ها (Values)

بسیاری معتقدند ارزش ها همان هنجارها هستند که در علوم اجتماعی از آن ها یاد می شود. در حالی که وجوه تمایزی بین آن ها وجود دارد که نباید مورد غفلت قرار گیرد.

هنجارها پیامدگرا هستند، یعنی پذیرش آن ها به خاطر مطلوبیت خود هنجارها نیست بلکه به خاطر پیامدهایی است که در زندگی فردی و اجتماعی به دنبال دارد.

در حالی که پذیرش ارزش ها به جهت مطلوبیت خود آن هاست، ارزش ها را ضرورت های قطعی و مطلوب دانسته اند، اما هنجارها را قواعد و یا رفتار (مطلوب یا نامطلوب) پذیرفته شده و رایج در گروه های انسانی تلقی نموده اند.

ارزش ها مانند عدالت، راستگویی، ظلم ستیزی، ‌پاکدامنی، همیشه و همه جا مطلوب، ضروری و قابل احترام می باشند. در حالی که هنجارها به دلیل مورد پذیرش بودن در بین گروه های انسانی لازم الاجرا و مورد احترام شده اند.

اگر پذیرش یا عمل به یک موضوع توسط کنشگران به صورت غیر مشروط و غیر پیامدگرا باشد، ارزش است، اگر چه جنبه هنجاری نیز داشته باشد. هر چه دامنه ی‌ ارزش ها بر دایره هنجارها منطبق شوند، جامعه، فرآیند سامان یافته تر و سالم تری خواهد داشت و هر چه تباین و تعارض بین ارزش ها و هنجارها بیش تر باشد، کجروی ها و نابسامانی های فرهنگی و اجتماعی و ... در جامعه بیش تر خواهد شد.

بازشناسی و بازیابی مفاهیم ارزش ها و هنجارها در شناخت موارد تعارض و تفاهم آن ها و از تباین آن در موارد مختلف بسیار مفید و لازم می باشد.

زمانی می توان حصول جامعه ی سالم را تضمین کرد که هنجارها بر ارزش ها منطبق گردند. به طور مثال پوشش و طرز رفتار و گفتار مورد پذیرش مردم (هنجارها) بر اساس معیارها و موازین پذیرفته شده و در مبانی اعتقادی و آرمانی (ارزش ها) برگزیده شوند.

بحث در مورد بدحجابی به طور مجرد و انتزاعی به عنوان یکی از مصادیق بارز ناهنجاری های فرهنگی، اجتماعی نه ممکن است و نه مفید. چرا که مقولات و پدیده های اجتماعی و فرهنگی، سیاسی، اقتصادی با یکدیگر پیوندی وثیق داشته و تأثیرات متقابل آن ها همواره مورد تأکید و توجه جامعه شناسان و روان شناسان و پژوهشگران اجتماعی بوده است.

نمی توان در جامعه شاهد تحکیم پایه های اقتصادی لیبرالیستی بود ولی از پیدایی و گسترش فرهنگ لیبرالیستی پیشگیری کرد.

بنابراین در بازکاوی عوامل عمده ی بدحجابی نمی توان از نهادها، پدیده ها و عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری، علمی و آموزشی غفلت ورزید و به چند مقوله ی مرتبط اکتفا نمود.

عوامل بدحجابی، در یک تقسیم بندی کلان به دو عامل عمده تقسیم می شود:

1. عوامل داخلی

بدون شک بازشناسی و بازکاوی عوامل زمینه ساز ایجاد و گسترش ناهنجاری ها و ضد ارزش ها در داخل کشور از اصلی ترین پیش شرط های آسیب زدایی و بستر سازی برای مقابله با عوامل خارجی آسیب ها و ناهنجاری ها به شمار می آید. چرا که ساختار جامعه ی انسانی همچون ساختمان بدن انسان بوده و میزان صحّت و سلامت و قدرت آن به میزان موفقیت مردم و متولیان امر در ریشه کن نمودن ویروس ها و عوامل آسیب زای داخلی بستگی تام و تمام دارد.

همان طور که ساختمان بدن انسان در صورت ضعف و اختلال در فرآیند حیات سلول ها در برابر میکروب ها و عوامل خارجی آسیب پذیر خواهد شد، یک جامعه ی انسانی نیز در صورت پیدایی و تکوین ضعف ها، کاستی ها و اختلالات در پدیده های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به طور قهری و طبیعی از عوامل خارجی نیز صدمه خواهد دید.

باعنایت به این مهم ذیلاً عمده ترین عوامل داخلی بدحجابی به عنوان یکی از ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم:

1- 1 – فقدان راهبردی مشخص و مدون در حوزه برخورد با مسایل فرهنگی تا آشنایی با عوامل کلان تأثیرگذار ما را در کنترل این تأثیرات یاری رساند. اجتماعی جامعه از جمله مسأله ی فساد و بدحجابی: این کاستی مهم و کلیدی که از اوان انقلاب تاکنون باعث پیدایی و تکوین بسیاری از ناهنجاری ها در کشور گردیده است، مردم و مسئولان در طراحی و تدوین و اجرای تقنینی، قضایی و اجرایی مبتنی بر راهبرد کلان فرهنگی - اجتماعی کشور را دچار سردرگمی، دوباره کاری و اقدامات موازی و بعضاً متضاد نموده است.

در صفحات آتی در این باره بیش تر بحث خواهیم کرد.

2-1 – خانواده؛ به تحقیق نخستین و مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتی انسان، محیط خانوادگی و اولین مربیان و معلمان او پدر و مادر می باشند. خانواده به مثابه هسته ی اصلی و اولیه ی جامعه بوده و حالات فکری و روانی انسان را شکل می دهد. خانواده با کودک از تولّد تا سالیانی چند در تماسی مستقیم و انحصاری می باشد.

کودک در محیط خانواده طریقه ی خوردن، ‌نحوه ی سخن گفتن، لباس پوشیدن، راه رفتن را می آموزد، سلسله اعصاب و مغز و ذهن حساس و ظریف کودک از همان آغاز ولادت مانند دستگاهی دقیق از صحنه ها، حوادث، رفتار و اعمال و حالات پدر و مادر فیلمبرداری نموده و افکار و رفتار و عقاید خود را شکل می دهد.

عدم رعایت پوشش اسلامی از سوی مادر و ارتباط پدر و مادر با نامحرم بدون عنایت به موازین اخلاقی واسلامی به شدّت در کاهش حساسیت های اعضای خانواده به ویژه فرزندان نسبت به هنجارها و ارزش های دینی تأثیرگذار خواهد بود.

بر اساس تحقیقات به عمل آمده، خانواده ی اکثر قریب به اتفاق دختران و زنان بدحجاب و بزهکار یک یا چند ویژگی ذیل را داشته اند:

1-2-1 – از هم پاشیدگی کانون خانواده، اعم از آن که ناقص یا کامل، اتفاقی یا ارادی (بر اثر طلاق، جدایی یا ترک و ...) اتفاق افتاده باشد.

2-2-1– عدم مراقبت والدین از فرزندان در اثر جهالت، گرفتاری و یا نقیصه های جسمی، حسی یا عاطفی.

3-2-1– اعتیاد، بزهکاری وانحراف یک یا چند عضو خانواده.

4-2-1– فضای نامطلوب خانوادگی در اثر تبعیض و تحقیر اعضای خانواده به ویژه مادر و فرزندان دختر و یا نازپروردگی و خشونت، حسادت، کثرت عائله و ...

5-2-1– اختلافات مذهبی یا نژادی، ناهماهنگی در اصول تربیتی.

6-2-1– ضعف اعتقادات دینی و عدم حضور و مشارکت پدر و مادر در مراسم و اجتماعات مذهبی .

7-2-1– رفاه بیش از حدّ و درآمدهای نامشروع و بادآورده.

8-2-1– فقر، بیکاری و مشکلات شدید مالی.

در جایگاه و نقش خانواده بر نحوه ی پوشش و طرز رفتار و گفتار و آداب معاشرت فرزندان همین بس که در رژیم فاسد پهلوی به رغم تبدیل شدن بی حجابی به عنوان هنجار اجتماعی، لیکن برخی پدران و مادران توانستند در سایه ی عفاف و حجاب و اخلاق دینی فرزندانی پاک، متدین و پای بند به ارزش های اسلامی (از جمله پوشش اسلامی) را تربیت نموده و تحویل جامعه دهند.

در این میان مادر به جهت برخورداری از موقعیت ویژه و استثنایی در مقایسه با سایر اعضای خانواده تاثیر فوق العاده ای را در تعیین رویکرد فرزندان به مسأله ی حجاب و پوشش و اخلاق اسلامی دارد. چرا که نه ماه ارتزاق از جان و جوهر مادر (در رحم) و حدود دو سال تغذیه از شیره ی وجودی مادر و ارتباط تقریباً انحصاری مادر با کودک در این دوره (حدود 3 ساله) باعث گردیده مادر حتی در مقایسه با پدر از نقش مهم تر و عمیق تری در گرایش فرزندان به امور اخلاقی، تربیتی و پذیرش عفاف و حجاب به عنوان مؤلفه ممتاز زن مسلمان از سوی دختران جوان برخوردار باشد.

اینجاست که رسول گرامی اسلام می فرمایند: سعادت و شقاوت هر کس از زمانی شروع می شود که در رحم مادر زندگی می کند.

و نیز امام صادق (ع) می فرمایند: «خوشبخت کسی است که مادرش دارای گوهر گرانبهای عفت باشد».

امام خمینی (ره)، نیز درخصوص میزان نفوذ و تأثیر تربیتی مادران در شخصیت کودکان می فرمود : «سعادت بچه ها از دامن مادر شروع می شود. آن قدری که اخلاق مادر در بچه کودک نورس تأثیر دارد و به او منتقل می شود، از دیگران عملی نیست. مادرها مبداء خیرات هستند و اگر خدای نخواسته مادرانی باشند که  بچه ها را بد تربیت کنند مبدا شرورند. یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه، یک امّت را نجات بدهد و ممکن است بد تربیت کند و موجب هلاکت امّت بشود.»

امروزه پزشکان امراض روحی پس از سال ها تحقیق و تجربه ثابت کرده اند که 66٪ کودکان مبتلا به امراض روحی، بیماری ها را از مادران خود به ارث برده اند. یک خانم باردار که از جهت جسم و جان در آرامش کامل باشد، شادمان، خیرخواه، با ایمان، نوع دوست و با محبت زندگی کند، تنی سالم و روانی پاک داشته باشد، جنینی که در رحم او شکل می گیرد نیز از

جهت جسم و جان در آرامش خواهد بود. پرورش و رشد در یک چنین محیط سالم و امنی بدون شک در شخصیت جسمی و روانی کودک تأثیر فراوانی خواهد داشت. در حالی که بی ایمانی، کینه توزی، ترس و اضطراب شدید، پریشانی و هیجان های روانی مادر، وضع تغذیه ی کودک را بر هم زده و آرامش روانی او را دستخوش اختلال می سازند و بدین ترتیب زمینه را برای بروز اخلاق زشت و بیماری های روانی، آماده خواهند ساخت.

بنابراین بسیاری از مفاسد اخلاقی و رفتارهای نابهنجار، نظیر زنا، بی عفتی، بدحجابی و ... ثمره ی تلخ نهالی است که ریشه اش در میان خانواده های بی ایمان و بی اعتقاد و لاابالی (به طور اعم) و مادران بی توجه به دین و ارزش های اخلاقی (به طور اخص) رشد نموده است. در این زمینه آگاهی رسانی به مادران از مهمترین راهکارهای فرهنگی است

3-1 – نهادهای آموزشی

1-3-1 – کودکستان ها: زندگی ماشینی و ورود زنان به عرصه ی فعالیت های اجتماعی و اقتصادی باعث گردیده تا بسیاری از کودکان قبل از دبستان به کودکستان و مهد کودک ها سپرده شوند تا مربیان، به جای مادران به مراقبت، تغذیه یا تعلیم و تربیت آنان بپردازند. کم و کیف امکانات و برنامه های اعمال شده در محیط کودکستان ها تأثیرات مثبت یا مخرب پایداری را در شکل گیری شخصیت، رفتار و اخلاق کودکان خواهد داشت.

‌کم نیستند کودکستان هایی که از نارسایی ها و کاستی های سخت افزاری و نرم افزاری رنج برده و تأثیرات مخربی را بر روح و روان و رفتار کودکان بر جای می گذارند در موارد بسیاری مشاهده شده است که متولیان و مربیان کودکستان ها از پوشش و آرایش و رفتار مناسبی برخوردار نبوده و بعضاً با کم پوشی و آرایش های غلیظ و تعاملات نه چندان صحیح و مناسب با نامحرمان ، تاثیرات نامطلوبی را بر ذهن و ضمیر بی آلایش کودکان گذاشته و آنان را در آغاز زندگی اجتماعی نسبت به پوشش و ارتباط با گروه غیر همجنس بی تفاوت و بی قید می کنند. لذا تذکر اهمیت گزینش کودکستان از اهم امور تربیتی است.

2-3-1 – مدارس: پس از محیط خانه و نیز پدر و مادر، مدرسه و معلم تأثیر و رسالت بسیار مهمّی در تربیت، تهذیب و پرورش کودک و نوجوان به عهده دارند. در شکل گیری و تحصیل عادت ، کیفیت معلومات، کسب ارزش ها و معیارهای زندگی، ‌مدرسه و معلم از برخی جهات، مؤثرتر و مهمّ تر از خانواده هستند. از لحاظ اجتماعی مدرسه محیطی جدی تر و وسیع تر است. کودک در این محیط، می کوشد نیروی خود را بیشتر به کار اندازد تا بتواند با محیط و دیگر همسالان خود همگامی بهتری داشته باشد.

چه بسا خانواده هایی که فرزندان خود را بر اساس موازین اخلاقی و اسلامی تربیت کرده باشند، ولی پس از وارد شدن در محیط مدرسه و اجتماع دچار انحراف و آلودگی های اخلاقی بشوند.

برای توجه به اهمیت ارتباط مدرسه و معلم و متون درسی با انحرافات اخلاقی کودکان و نوجوانان و بررسی مجاری بی عفتی، بدحجابی و بی بند و باری و ... می باید محورها و موارد زیر را مورد توجه قرار داد:

الف – تعهد معلّمان

در بین ارتباطات موجود میان معلم و دانش آموز این اصل اثبات شده است که معمولاً دانش آموزان معلم خود را الگو و سرمشق اخلاق و رفتار خویش قرار می دهند و در موارد زیادی از وی تقلید می کنند. لذا، ‌یکی از علل عمدی عدم رعایت ضوابط اخلاقی و استفاده ی دانش آموزان از لباس های نامناسب و مبتذل در مدارس را باید در طرز تفکر و رفتار مربیان و معلمان آن مدارس جستجو کرد. چرا که تاکنون از سوی مسئولین و کارگزاران آموزش و پرورش بارها نسبت به رعایت ضوابط و قوانین اخلاقی و رعایت پوشش اسلامی در مدارس (به گردانندگان مربوطه) تذکرات لازم داده شده ولی به علت عدم تنفر و انزجار اولیای برخی از مدارس نسبت به ناهنجاری های اجتماعی از جمله بد حجابی تذکرات فوق چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. امّا، از سوی دیگر مدارسی که دارای مدیران و مربیان متدین ومعتقد به اصل حجاب و پوشش اسلامی می باشند، از فضای اسلامی و معنوی بیشتری برخوردارند. لذا هر برخوردی که معلم با دانش آموز دارد در حقیقت بر ساخته شدن جامعه ی پیرامونی خودش تأثیرگذار است.

ب- معیشت معلمان

همان طور که گفته شد معلمان و مربیان مدارس، نقش بسیار مهم و حساسی در تربیت، ارشاد و هدایت دانش آموزان و جوانان به عهده دارند. و چون آرامش روحی و روانی معلمان و همچنین میزان معلومات و اطلاعات آنان در کم و کیف عملکردشان نقش مستقیم و مؤثری دارد، لذا نباید در رفع نگرانی ها و ناآرامی های فکری و موانع و عوامل بازدارنده تا مطالعات و تحقیقات علمی و فرهنگی معلمان، کوتاهی و اهمالی نمود. زیرا، این گونه مسایل ارتباطی مستقیم با هدایت و گمراهی جوانان دارد. به عبارتی بی توجهی به رفع مشکلات معیشتی آموزگاران و مربیان مدارس، بی توجهی نسبت به ارشاد و هدایت حدود 14 میلیون دانش آموز به شمار می آید.

امروزه نیازهای مادی و مشکلات زندگی جامعه فرهنگیان بر همگان مشهود و مسلم است. عجیب نیست اگر می بینیم یا می شنویم که معلمان، برای جبران کمبودهای معیشتی خود به هفته ای چهل الی پنجاه ساعت تدریس (در مدارس و مراکز آموزشی مختلف) یا به شغل دیگر در کنار شغل معلمی می پردازند. مسلماً اغلب این گونه معلمان و مربیان که تعدادشان زیاد است به علت صرف توان و نیز وقت برای شغل دیگر (که ممکن است با کار تدریسشان هم کاملاً مغایر باشد) نمی توانند به طور بایسته و شایسته در کار آموزشی و پرورشی شان نیرو صرف کنند.

بی تردید این معضل نقش بسیار مهم و گسترده ای را در تضعیف ارزش ها و اصول اخلاقی و دینی از جمله مسأله ی حجاب و پوشش اسلامی به عهده دارد. بازگشت به احساس اولیه ی رضایت شغلی و پروردگار را ضامن حسن انجام کار و قرار دادن پیش شرط هر توفیقی در امر فرهنگ می باشد.

ج – مراسم مذهبی

از جمله برنامه هایی که بعد از پیروزی انقلاب در مدارس مرسوم و معمول گردیده است، برگزاری مراسم و برنامه های مذهبی، سخنرانی، نماز جماعت و ... می باشد که اگر بدون دقت کامل و برنامه ریزی انجام گیرد و یا متناسب با استمرار و موقعیت سنی و علاقه جوانان و نوجوانان نباشد نه تنها در هدایت و ارشاد آنان نقش مثبت و مؤثری نخواهد داشت، بلکه موجب دلزدگی، بی اعتنایی و کم توجهی نسل نو نسبت به این گونه برنامه ها و مراسم شده، زمینه ی جذب آنان به محافل و مجالس غیر مذهبی و احیاناً ضد اخلاقی را فراهم ساخته و در نتیجه طرز پوشش، سخن گفتن و طرز رفتار آنان را به ابتذال می کشاند. برای مثال: این که از دانش آموزان - به مناسبت های مختلف - بخواهیم چندین ساعت در حیاط مدرسه – و در سرمای زمستان – بعد از استماع قرائت قرآن و خواندن دعا (توسل، فرج، وحدت و ...) و سخنرانی (تکراری) یک ساعته فلان مدیر یا معاون یا مربی تربیتی و ... را در مورد لزوم و آثار رعایت حجاب و پوشش اسلامی گوش کنند، عملاً (خودآگاه یا ناخودآگاه) زمینه های بی میلی آنان نسبت به مراسم و برنامه های مذهبی و اسلامی و تمایل آنان نسبت به فساد و بدحجابی، بی بند و باری و ... را فراهم آورده ایم. یعنی با دفاع غلط از حجاب موجب رشد بی تفاوتی و حتی انزجار دانش آموزان نسبت به (ارزش حجاب اسلامی ) می شویم. امروزه بسیاری از دانش آموزان به دلیل ارتباط الکترونیکی، شبهات زیادی را در زمینه های مختلف از جمله مسأله پوشش و ارتباط با گروههای غیر هم جنس مطرح می کنند که در صورت ناتوانی معلمان از پاسخگویی به آنان حجاب و ارزش های اسلامی روز به روز حاشیه ای تر تلقی می شوند.

مطالعات و اطلاعات عمومی معلمان می بایست مطابق با فرآیند توسعه ی علمی، ‌فرهنگی روز افزایش یافته و به دانسته ها و معلومات دیرینه و کهنه ی خود اکتفا ننمایند. به سئوالات جدید می بایست پاسخ های جدید ارایه کرد.

به راستی چند درصد از معلمان و مربیانی که درخصوص حجاب و اهمیت و ضرورت رعایت پوشش اسلامی و نحوه ی تعامل با گروه غیر همجنس برای دانش آموزان سخن می گویند دست کم کتاب مسأله ی حجاب و حقوق زن در اسلام استاد شهید مرتضی مطهری را مطالعه کرده اند؟

د-باندهای فساد

نظر به اینکه مدارس محیط های بسیار مستعد و مناسبی جهت فعالیت باند، افراد و عناصر فاسد و فرصت طلب می باشند و از آن جایی که نفوذ در بین جوانان به هزینه ی کمتری نیاز دارد و بهتر و راحت تر

می توانند از آنان به عنوان ابزار توسعه ی فعالیت های فساد ساز و توزیع محصولات و تولیدات خود استفاده نمایند. از این رو با ترویج و اشاعه ی مفاسد اخلاقی و رفتاری در بین دانش آموزان و جوانان و تشویق آنان به بی بند و باری و بی حجابی سعی دارند از طریق مدارس منافع و مطالع خود را تأمین نمایند.

ه – ساختار آموزشی ضوابط و قوانین کاذب

سیستم آموزش و پرورش نقش مؤثری در تشدید و گسترش فساد و تباهی در بین دانش آموزان مدارس به عهده دارد. برای مثال کم اهمیت جلوه دادن اخلاق، افکار و رفتار دانش آموز و صرفاً درج یک نمره ی انضباط در کارنامه موجب گردیده است تا برخی از دانش آموزان نسبت به موازین اخلاقی – انضباطی بی توجه و بی تفاوت شوند و به عبارتی دیگر هیچگونه تفاوت و امتیازی بین دانش آموز مقیّد و وظیفه شناس و دانش آموز لاقید و بی بند و بار (به جز در چند نمره ی انضباط) وجود نداشته باشد. نداشتن کارنامه ی انضباطی که نشانگر وضعیت اخلاقی و رفتار دانش آموز باشد، ارزش و اهمیت پرورش را نسبت به آموزش ( در محیط مدارس) پایین آورده و در واقع (در سیستم آموزش و پرورش ما) کسب مدارک و در نتیجه غصب منصب، مهم تر و با ارزش تر از تربیت و تزکیه و رعایت شئونات دینی و اخلاقی شناخته شده است. ضمناً کمبود امکانات و فضای ورزش و بازی و سرگرمی سالم و نیز توزیع ناعادلانه ی ‌امکانات مذکور در سطح مدارس کشور، هم چنین عدم تنوع در شیوه ی تدریس متون درسی (به ویژه دروس علوم انسانی)، عدم ارتباط مستمر و منظم والدین دانش آموزان با مسئولین مدارس و خلاصه نفوذ (هر چند معدود) معلمان و مربیان بی تفاوت! نسبت به ارزش های دینی از جمله پوشش اسلامی در مدارس نیز از عوامل بروز و گسترش آلودگی های اخلاقی و بدحجابی در بین دانش آموزان به شمار می آید که به جهت اختصار از توضیح آن ها خودداری می شود.

و – مربیان تربیتی

امور تربیتی، ‌یکی از نهادهای اصیل و مقدس انقلاب اسلامی است که در دوران حساس و سرنوشت ساز انقلاب به همّت شهید رجایی و شهید باهنر به وجود آمده و تثبیت شد. امور تربیتی در تحکیم و تعمیق ارزش های اسلامی و انقلابی و مبارزه و طرد گروهک های ملحد و منافق (خصوصاً در اوان انقلاب) و هم چنین در ایجاد کلاس های آموزشی فوق برنامه، اردوها و مراسم مختلف سیاسی، عقیدتی، اخلاقی و ... در سطح مدارس نقش بسیار فعال و موثری را به عهده داشته است.

مربیان امور تربیتی که از نیروهای آگاه، جوان و حزب اللهی تشکیل شده بودند با انزجار و تنفر شدید، کلیه آثار و مظاهر طاغوتی و فاسد به جای مانده از رژیم سابق را از صحنه ی مقدس مدارس زدوده، تمامی تبلیغات و تلقینات گروه های سیاسی و ضد انقلاب را خنثی نمودند. در آن زمان مشخص گردید که برای هر 250 دانش آموز یک مربی امور تربیتی ضرورت دارد تا کار فرهنگی عظیمی را شروع کنند، به همین منظور 12000 ردیف استخدامی به امور تربیتی اختصاص داده شد و از سوی دانشسراهای تربیت معلم در رشته ی پرورشی مخصوص امور تربیتی،‌آموزش مربیان امور تربیتی را به عنوان اصلی ترین و جدی ترین مسأله مورد توجه قرار دادند. اما متاسفانه بعد از شهید باهنر و پس از حل مسأله گروهک ها و طرد عناصر فاسد و طاغوتی، ‌مربیان امور تربیتی مورد بی توجهی و بی مهری برخی از مسئولین قرار گرفتند و حتی عده ای اذعان داشتند: «امور تربیتی فلسفه ی وجودیش را از دست داده و دیگر نیازی به حضور آن ها در مدارس نیست» ! لذا بودجه امور تربیتی از یک دویست و پنجاهم به یک سیصدو هفتاد و پنجم تنزل کرد. 3500 نفر از نیروهای آن سرگردان شده، بیش از 10000 ردیف استخدامی از آن حذف و دروس تعلیمات دینی در مقاطع ابتدایی از مربیان گرفته شد و ... بدیهی است این گونه برخوردها پیامدهای شوم فراوانی داشته است که از آن جمله ظهور و حضور (دوباره) آشکار و پنهان عناصر فاسد و لاقید و فرصت طلب در محیط مدارس و در نتیجه بروز و گسترش فساد، بی بند و باری، بی حجابی و ... در میان برخی از دانش آموزان مدارس بود (که با گذر و نظر بر برخی از مدارس شمال شهر تهران آشکارا از کم و کیف آن مطلع می شویم).

ز – کتب درسی

حدود 12 سال از عمر دانش آموزان در مدارس و مطالعه و به خاطر سپاری متون درسی سپری

می شود. بدیهی است کاستی ها و ضعف های موجود در کتب درسی مدارس نقش مخرب فوق العاده ای را در ذهن و زندگی دانش آموزان خواهد داشت. در این اجمال به همین مقدار اکتفا می شود که کتب درسی مدارس دارای اشکالات ذیل می باشد:

1. عدم انطباق آن ها با استعداد، نیازها و مطالبات دانش آموزان و نیز ناهماهنگی با نظام فرهنگی و اجتماعی و اقتضائات بومی.

2. تحمیلی و اجباری تلقی نمودن دروس و اکتفا به سپردن آن ها به حافظه و گرفتن نمره ی قبولی و عدم نیاز جدی به دانستن مطالب کتاب های درسی از سوی دانش آموزان.

3. تغییرات مستمر و سلیقه ای در متون درسی.

4. بی توجهی یا کم توجهی به مطالب، تصاویر و آموزه های متون درسی در حوزه ی مربوط به حجاب و پوشش اسلامی و تعریف و تعیین چارچوب و نحوه ی ارتباط با گروههای غیر هم جنس.

5. با یک بررسی اجمالی در کتاب های درسی مدارس در طول سال های بعد از انقلاب این واقعیت تلخ آشکارتر خواهد شد که اکثر تصاویر مربوط به زنان و دختران با حجاب، نازیبا و ناشیانه ترسیم شده و حجاب مانع آزادی، فعالیت و تحرک دختران می شود. در متون و تصاویر زنان و دختران با حجاب اغلب به کارهای سطحی و غیر پویا و مردان به کارهای کلیدی، عمیق و حیاتی مشغول بوده و حضوری درجه دوم و حاشیه ای در مسایل مهم اجتماعی به عهده دارند، به طور مثال در درس «انقلاب اسلامی» (کتاب فارسی اول دبستان) در تصویری که در رابطه با تظاهرات هفدهم شهریور ترسیم شده، هیچ زن یا دختری حضور ندارد، و فقط مردان تظاهر کننده را نشان می دهد.

هیچ تصویری از زنان با حجاب در انجام فعالیت های علمی و تخصصی چون پزشکی و مهندسی و ... دیده نمی شود. در کتاب های درسی (دوره ابتدایی) اثری از تصاویر زنان ادیب، دانشمند، فقیه و عالم ایرانی و حتی غیر ایرانی نیست. لذا دبیران در حاشیه ی تدریس و فعالان فرهنگ با ارایه ی الگوی عینی از زن مسلمان امروز می توانند در رفع این نقیصه فعالیت نمایند.

این فضای ارزشی حاکم بر تصاویر کتاب های درسی رویکرد دانش آموزان نسبت به زن و حجاب و پوشش اسلامی را به شدت تضعیف نموده و به بهترین و مؤثرترین شیوه (غیر مستقیم) علیه حجاب و زن مسلمان تبلیغ می کند و عدم ارتباط هدفمند و مناسب بین اولیا و مربیان در جهت ایجاد همسویی و انطباق روش هایی در زمینه های مختلف رفتاری و تربیتی به ویژه مسأله ی حجاب و ارتباط با گروه های غیر همجنس بر فرهنگ حجاب تأثیر گذار است.

3-3-1 – دانشگاه ها

بعد از خانه و مدرسه، دانشگاه به عنوان علمی ترین نهاد اجتماعی در فرآیند هویت یابی و رشد شخصیت فکری و فرهنگی و اعتقادی نسل جوان از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.

امروزه یکی از عوامل مهم انحطاط و انحراف مردم اکثر کشورهای تحت سلطه وابستگی و فساد حاکم بر سیستم دانشگاهی این کشورها می باشد. دانشگاه ها از اولین مراکز پرورش فرهنگ ضد اسلامی، ضد اخلاقی و مادیگری بوده اند. استعمارگران همواره حکام و سلاطین مزدور و متخصصین و کارشناسان وابسته ی محلی خود را از میان تحصیلکرده های دانشگاه ها انتخاب می کنند.

رژیم منحط پهلوی نیز در همین راستا با مساعدت و هدایت آمریکا و اروپا با اعزام دانشجویان به کشورهای غربی به ویژه آمریکا، و گماردن استادان فاسد و غربزده، تشکیل کلاس های مختلط و القای اندیشه و تفکرات غربی در بین دانشجویان و تهیه ی متون درسی از کتب و منابع کشورهای امپریالیستی ... سعی در زدایش ارزش ها و موازین اسلامی و انقلابی از سطوح مؤسسات فرهنگی و دانشگاه ها داشته، و در این زمینه موفقیت های چشمگیری نیز کسب کرده بود.

در یک نگاه اجمالی دانشگاه بر طرز زندگی، ‌طرز لباس پوشیدن و سخن گفتن و ... تأثیر می گذارد. اگر چه بسیاری از دانشگاهیان به دلیل تربیت خانوادگی و تعلقات دینی محکم و پایدار نه تنها تحت تاثیر شرایط خاص دانشگاه قرار نمی گیرند بلکه دیگران را تحت تاثیر رفتار و اخلاق خود قرار می دهند. عوامل مؤثر دانشگاهی اعم از مثبت و منفی:

الف – عالمانه تر بودن محیط دانشگاه در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی.

ب – وابستگی متون درسی (حتی در رشته های علوم انسانی) به منابع برون مرزی و تدریس و تبلیغ غیر مستقیم آموزه های فرهنگ و رویکرد سکولاریستی و اومانیستی مغرب زمین در بین نسل دانشگاهی و به دنبال آن فراهم آمدن زمینه های فکری و علمی تغییرات عمده در زمینه های رفتار، گفتار، پوشش و آرایش و روابط با گروه های غیر هم جنس، یکی دیگر از دلایل تأثیرپذیری شدید جوانان از دانشگاه می باشد.

ج – اختلاط دختران و پسران جوان در محیط کلاس، فضای آموزشی، مساعد بودن فضا و فرصت برای به منصه ظهور رسیدن خصوصیات روانی و رفتاری نسل جوان به ویژه در حوزه ی ارتباطات و تعاملات با گروه غیر هم جنس و خودنمایی و خودآرایی و استفاده از تن پوش هایی که باعث جلب نظر و نگاه دیگران شود.

د – عدم نظارت صحیح و سامان یافته بر رفتار و زندگی دانشجویان از سوی پدر و مادر و افراد تأثیرگذار و احساس استقلال و عدم نیاز به نصایح و پندهای بزرگان از سوی دانشجویان جوان.

ه –تجميع جوانانی با آداب و رسوم و گرایش های خاص فکری، فرهنگی و بومی از قومیت ها و فرهنگ ها و حتی مليت های مختلف در یک مکان (دانشگاه و خوابگاه) و بروز تکثر و تعدد و تعارض در رویکردها و قرائت های مختلف دینی، اخلاقی و در نتیجه رشد نسبی گرایی فرهنگی در بین لایه های مختلف دانشجویی.

این امر در سست شدن باورهای دینی و تغییرات عمده در گرایش های اخلاقی و طرز پوشش و آرایش و کنش دانشگاهیان تأثیرات فوق العاده ای خواهد داشت.

و – دانشگاه تقریباً آخرین حلقه ای است که دانشجویان دختر و پسر را با نهادهای اجتماعی بزرگتر یعنی ادارات ،‌موسسات و مراکز عمده ی تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور مرتبط می سازد. به همین دلیل خروجی دانشگاه (فرآیند فوق) نقش بسیار مهمی را در طرز زندگی، طرز لباس پوشیدن، سخن گفتن و ارتباطات اجتماعی افراد جامعه خواهد داشت.

ز – دسترسی آسان و کم هزینه دانشجویان به رسانه های الکترونیک (ماهواره، اینترنت) و نیز مجلات و کتب برون مرزی یکی دیگر از عوامل تشدید کننده ی تغییرات فکری، فرهنگی و رفتاری نسل دانشجو می باشد.

لازم به توضیح نیست که اختلاط آزاد زن و مرد، عدم پای بندی به اخلاق و قواعد دینی و پوشش اسلامی از جمله آموزه هایی است که تقریباً در تمامی تولیدات رسانه ای ارسالی از مغرب زمین وجود دارد.

ح – سرمایه گذاری کلان احزاب، گروه ها و جریان های فاسد، به منظور نهادینه سازی رویکرد ماتریالیستی و مصرف گرایانه در بین دانشجویان به منظور استفاده ی ابزاری از نسل جوان دانشجو برای تأمین و تضمین منافع مادی خود.www.zibaweb.com

تحقق برنامه های شوم جریان های مذکور در گرو ایجاد تغییرات عمده و غیر دینی در رفتار و افکار و طرز لباس پوشیدن و آرایش کردن نسل دانشگاهی (به طوری که با فرهنگ منحط و مصرفی همسو و همسان گردد) می باشد.

ط – فقر و نیاز مالی گروهی از دانشجویان و رفاه بیش از حد گروهی دیگر باعث گسترش روحیه ی محرومیت و نیازمندی در عده ای و در نتیجه روی آوردن به امور فساد ساز از یک سو و به وجود آمدن روحیه و نگرش خود برتر بینی و مستکبرانه در عده ای دیگر از دانشجویان از سوی دیگر خود به خود زمینه های فساد، بی بند و باری و بدحجابی و ارتباطات ناسالم بعضی از دختران و پسران دانشجو می شود که در بازشناسی عوامل آسیب زا در محیط دانشگاهی نباید مورد غفلت قرار گیرد.

ی – دفاع غلط و افراطی از ارزش ها و مقدسات دینی و انقلابی و عملکرد ضعیف و نادرست. برخی از دانشگاهیان ارزشی نیز در ایجاد و گسترش افکار و رفتار غیر ارزشی و بی توجهی گروهی از دانشجویان به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و رعایت شئون اسلامی (در روابط و تعاملات اجتماعی) نقش گسترده و مخربی را در سال های بعد از پیروزی انقلاب به عهده داشته اند.

در یک جمع بندی مفهومی می بینیم که دانشگاه ها چنان که امام راحل (ره) فرمودند منشاء فساد و صلاح جامعه اند؛ در این بازار علمی جوانان خود را در کنار آماده سازی برای کنکور می بایست نسبت به خطرات فرهنگ دانشگاه آگاه نماییم و ذهنیت تقدیس از علم گرایی محض را بزداییم تا او جهت اصلاح خود و جامعه وارد دانشگاه گردد.

4-3-1 – رسانه های ارتباط جمعی

– که در جای دیگر به توضیح آن خواهیم پرداخت و همین مطلب را بیان می داریم که زنان به دلایل گوناگون وقت زیادی را صرف بهره گیری از رسانه ها همچون تلوزیون و سینما می نمایند که توجه به آثار ناخودآگاه فرهنگ آن می بایست مورد تذکر قرار گیرد.

عدم شناخت فلسفه ی وجودی و کار ویژه های تلویزیون و استفاده ی نادرست ( به جای تریبون و منبر خطابه و سخنرانی) از آن ضمن به هدر دادن سرمایه ی کلان این رسانه ی پر هزینه، زمینه های بی توجهی و بی اعتنایی مخاطبان نسبت به آموزه های حاصل از تلویزیون و شرطی شدن منفی آنان در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم می سازد. همچنین در بسیاری از موارد از تلویزیون به جای رادیو استفاده می شود در حالیکه کارکرد رادیو با سخنرانی و خطابه بیشتر هماهنگ می باشد تا تلویزیون که همه ی این موارد نیز قابل توجه است و تذکر به اشکالات فرهنگ آن به کل اعتماد ملی صدمه وارد نسازد.

الف -تلويزيون:

تلويزيون درواقع مجموعه‌اي از سينما، راديو، كتاب و مطبوعات است كه به راحتي در اكثر خانه‌ها، هتل‌ها، هواپيماها،ترمينال ها، قطارها، اتوبوس‌هاي بين شهري و حتي اتومبيل‌هاي سواري جاي گرفته است.

امروزه در مطالعات آسيب‌شناسانه به منظور بازشناسي علل و عوامل كاهش يا افزايش ناهنجاري‌هاي اجتماعي و فرهنگي نمي‌توان كارهاي ويژه‌ي صداوسيما و تأثيرگذاري آن‌ها در ذهن و زندگي مردم را ناديده انگاشت. چراكه راديو و بخصوص تلويزيون از طريق آموزش مفاهيم فرهنگي و اعتقادي و ترسيم و معرفي مصاديق بارز اسوه‌ها و الگوهاي مثبت و منفي و تبليغ و ترويج مصرف كالاها و محصولات داخلي يا خارجي و نهادينه‌سازي هنجارهاي مذموم يا ممدوح و حتي در تغيير ذوق و ذائقه‌ي مخاطبان از تأثيرگذاري كاملاً استثنايي برخوردار است.

در اين ميان زنان و دختران به دليل گذراندن اوقات فراغت بيشتري پاي تماشاي تلويزيون، بيش از مردان تحت تأثير آموزه‌ها و القائات اين رسانه‌ها قرار مي‌گيرند.

طبق مطالعات به عمل آمده اين واقعيت آشكارتر شده است كه بخش مهمي از آداب و عادات، نوع كالاهاي مصرفي، مدل لباس، آرايش و حتي اصطلاحات و عبارات مورد استفاده از سوي زنان و مردان جوان به شدت تحت تأثير تبليغات و تعليمات صداوسيما مي‌باشد.

به همين دليل هيچ دولت و ملتي نمي‌تواند (در عصر رسانه‌ها) بدون اتكاء به اقتدار اين رسانه‌ها در تكامل يا تنزل فرهنگي، اجتماعي مردم تأثيرگذار باشد.

در جامعه‌ي جوان ما (كه از انعطاف بيشتري در برابر رسانه‌ها برخوردار است) براي شناخت ريشه‌ي بسياري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي و كمرنگ شدن ارزش‌هاي اسلامي و نيز شكسته شدن قبح بدحجابي مي‌بايست به مطالعه و بررسي عملكرد صداوسيما پرداخت، اگرچه پيشرفت‌هاي كمي و كيفي قابل تحسين و مهم صداوسيما در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب قابل انكار نيست، اما متأسفانه كاستي‌ها و ضعف‌هاي عده‌اي در فرآيند عملكرد تلويزيون ملاحظه مي‌شود كه بدون بازكاوي و رفع آن‌ها نمي‌توان شاهد كاهش آسيب‌هاي اجتماعي علي‌الخصوص مسأله‌ي بدحجابي و روابط نامناسب گروهي از زنان و مردان در جامعه بود. لذا ذيلاً عمده‌ترين اشكالات و كاستي‌هاي موجود در رسانه‌ي ملي كه در رشد و افزايش فساد و بدحجابي در جامعه دخالت دارند را مرور مي‌كنيم:

1- ماهيت ايدئولوژيك و آرماني انقلاب اسلامي باعث گرديده است تا متوليان سيما در طول سال‌هاي انقلاب اسلامي در استفاده از الگوهاي ارائه شده از سوي ليبرال سرمايه‌داري غرب و سوسياليسم شرق جانب احتياط و حتي مقابله را برگزيده و در توليد و توزيع محصولات خود مستقل عمل نموده و به توانايي‌هاي خود اكتفا نموده‌اند.

علاوه بر محدوديت فوق كم‌تجربگي و ندانم‌كاري‌هاي مديران و دست‌اندركاران توليد و توزيع برنامه‌هاي سيما موجب فراهم آمدن زمينه‌هاي افزايش معضلات متعدد در فرآيند فعاليت صداوسيما گرديده است.

روي آوردن گروهي از مخاطبان سيما به رسانه‌هاي غربي و در نتيجه سست شدن اعتقادات آنان به ارزش‌هاي ديني از جمله حجاب و پوشش اسلامي از جمله آثار و عوارض ناخوشايند معضل مذكور بود.

2- دفاع غلط و بعضاً متعصبانه وغيرعالمانه از اصول و اسوه‌ها و الگوهاي اسلامي و اخلاقي از يك‌سو و مقابله و نفي ناشيانه (و نه نقد عالمانه) فرهنگ و ارزش‌هاي بيگانه از سويي ديگر نيز در رشد و گسترش فساد و بدحجابي و ناهنجاري‌هاي اجتماعي نقش مؤثري را به عهده داشت.

به عنوان مثال: تكرار سوژه‌هاي منفي از روستاييان ساده، صادق و بي‌ريا به عنوان افراد ساده‌لوح، نادان و بي‌سواد و بي‌نزاكت تحت عنوان دهاتي و يا دادن نقش‌هاي منفي (نظير همسر معتاد، فضول، سخن‌چين، خرافاتي، بي‌سواد، بداخلاق و ...) به زنان باحجاب و برعكس ارائه‌ي الگوهاي برتر در قامت زنان بدحجاب اما متخصص، محقق، پزشك، مهندس، داروساز و ... يكي از بهترين و مؤثرترين شيوه‌هاي تبليغي (نامحسوس و تأثيرگذار) عليه حجاب و پوشش اسلامي زنان مسلمان و اشاعه‌ي بدحجابي در سطوح مختلف جامعه مي‌باشد.

به عبارت روشن‌تر اين شيوه‌ي تبليغ رسانه‌ي ملي اين نگرش را در بين مخاطبان آسيب‌پذير نهادينه مي‌كند كه: اصول، ارزش‌ها و حجاب اسلامي، تداعي‌كننده‌ي خرافات، بي‌سوادي، اعتياد، عقب ‌ماندگي بوده و رفاه، تكنولوژي، پيشرفت و ترقي و علم و دانش با حفظ حجاب اسلامي و رعايت شؤونات ديني به طور كامل در تعارض مي‌باشد.

3- با تغيير دولت‌ها و جابجايي احزاب، ميزان بهره‌برداري جناحي و حزبي از رسانه‌ي ملي و تغيير و تحريف و تحليل اخبار و رويدادها و واقعيت‌هاي موجود جامعه در جهت تأمين منافع و مطامع باندها و جناح‌هاي صاحب قدرت و ناديده گرفتن نيازها و مطالبات مخاطبان صداوسيما افزايش يافته و در نتيجه بسياري از مخاطبان اعتماد خود را نسبت به جايگاه و صداقت مديران رسانه‌ي ملي از دست داده و به رسانه‌هاي پرنفوذ بين‌المللي روي مي‌آورند. حاصل اين معضل چيزي نيست جز اشاعه‌ي فرهنگ بيگانه با همه‌ي آثار و عوارض تلخ آن از جمله شكسته شدن قبح بدحجابي و شايع شدن مدها، آرايش‌هاي مضحك، اختلاط زنان و مردان در معابر و اماكن عمومي.

4- محدود كردن سخنرانان، انديشه‌ورزان و صاحب‌نظران فرهنگي، ديني و سياسي و اجتماعي به چند چهره‌ي سرشناس و تكراري، يكي ديگر از عوامل تأثيرگذار در فرآيند كمرنگ شدن باورهاي ديني و فرهنگي مردم و محروم شدن مردم از درك نقطه‌نظرات كارشناسان لايق و باكفايت در حوزه‌ي مسايل مهم از جمله مسأله‌ي حجاب و ارتباطات اجتماعي بين زنان و مردان جوان بوده است.

5- عدم شناخت فلسفه‌ي وجودي و كار ويژه‌هاي تلويزيون و استفاده‌ي نادرست (به جاي تريبون و منبر خطابه و سخنراني) از آن ضمن به هدر دادن سرمايه‌ي كلان اين رسانه‌ي پر هزينه،‌زمينه‌هاي بي‌توجهي و بي‌اعتنايي مخاطبان نسبت به آموزه‌هاي حاصل از تلويزيون و شرطي شدن منفي آن در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم مي‌سازد. هم‌چنين در بسياري از موارد از تلويزيون به جاي راديو استفاده مي‌شود در حالي‌كه كاركرد راديو با سخنراني و خطابه بيشتر هماهنگ مي‌باشد تا تلويزيون.

ب – سینما

بحث در مورد مسایل مربوط به سینما بسیار است اما در این جا به این مقدار اکتفا می شود که: سینمای بعد از انقلاب به رغم تحولات و دگرگونی های مفید و لازم، به ویژه در دهه ی اول انقلاب (به لحاظ کیفی) در سال های بعد از جنگ به خصوص در دهه ی 80 به افول گراییده است.

با نگاهی اجمالی و مقایسه ای به فیلم های سینمایی مربوط به سال های دهه 60 تا سال های دهه 80 این واقعیت به خوبی آشکار خواهد شد که پوشش و حجاب زنان در دهه های فوق الذکر به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

در اکثر فیلم های سینمایی دهه ی 60 زنان از حجاب و پوشش کامل تر و ساده تری برخوردار بوده، از زیورآلات، آرایش های غلیظ، تن پوش های عجیب و غریب و لوازم لوکس و غیر ضروری در زندگی آنان کمتر دیده می شد.

در حالی که در فیلم های تولید شده در سال های دهه 80 موارد بسیار کمتر دیده می شود که زنان با حجاب و بدون استفاده از آرایش های جلب کننده نظر و نگاه نامحرم ایفای نقش کنند. بدیهی است فرآیند فوق در شکسته شدن قبح گرایش به بدحجابی، آرایش های غلیظ و عادی شدن ارتباطات نامناسب بین زنان ومردان در سطوح مختلف جامعه تأثیر غیر قابل انکاری داشته و دارد که بهره مندی از این رسانه را نیز تأمل انگیز می نماید.

مطبوعات از طریق چاپ و انتشار اخبار، داستان های دنباله دار و رویدادهای گوناگون و نیز معرفی کتاب ها، فیلم های سینمایی، مصاحبه با افراد و اشخاص علمی، فرهنگی، هنری، تحلیل علل و راه های مقابله با ناهنجاری های اجتماعی و نقد و بررسی کارشناسانه و برون داد فعالیت های قهرمانان مثبت و منفی در

حوزه های مختلف زندگی و ده ها مورد و محور دیگر می تواند در تعیین و ترسیم رویکرد فرهنگی، اجتماعی‌ مردم به ویژه اقشار باسواد سهم بسیار وسیع و گسترده ای داشته باشد.

مطبوعات کشورمان اگر چه در سال های طولانی (قریب به سه دهه گذشته) نقش عمده ای در رشد و بالندگی فکری و فرهنگی مخاطبان خود داشته اند، امّا نباید فراموش کرد که بنا به دلایل ذیل به نوعی در رشد ناهنجاریهای اجتماعی از جمله شکسته شدن قبح بدحجابی و گرایشات لایه هایی از نسل جوان به سطحی نگری، رفاه طلبی، خودآرایی و خودنمایی و خرید و مصرف رقابت آمیز کیف، کفش ، لباس، لوازم آرایش در جهت جلب توجه جنس مخالف و روابط و اختلاط زن و مرد نیز تأثیرگذار بوده اند.

ج- مطبوعات

در عرصه ی مطبوعات آسیب هایی وارد است:

1 – سیاست زدگی مطبوعات (به دلیل غیبت احزاب از عرصه فعالیت های سالم و هدفمند) و حاشیه ای تلقی شدن رسالت اصلی (فکری، فرهنگی، هدایتی) آن ها و در نتیجه فرو غلتیدن در دام و دامن احزاب و باندهای مختلف سیاسی و اقتصادی به منظور به دست آوردن قدرت و ثروت بیشتر.

فرآیند بیمار فوق (در برخی مطبوعات) بنیه ی فرهنگی، علمی، ادبی و معرفتی و معنوی مخاطبان را تضعیف نموده و مسایل و موضوعات سطحی و مقطعی و زودگذر را در نگاه خوانندگان مطبوعات افزایش داده است.

2 – ابهامات قانونی و حقوقی در حوزه ی فعالیت های مطبوعاتی باعث گردیده برخی از متولیان و گردانندگان مطبوعات آگاهانه و یا ناآگاهانه با درج مطالبی با گرایش های لیبرالیستی در حوزه ی فرهنگ، اخلاق و معاشرت زنان و مردان به نوعی بر دامنه ی ناهنجاری های اجتماعی، مفاسد اخلاقی و بدحجابی و بی عفتی بیفزایند. در طول سال های بعد از انقلاب کم نبوده اند مجلات و نشریاتی که به دلیل ابهام در مواد مصوب قانون مطبوعات و چالش های فرساینده در این خصوص با چاپ و انتشار رمان ها و داستان های دنباله دار و گزارش های و مقالات و استفاده ی ابزاری از جذابیت های زنانه در تبلیغ کالاهای مصرفی و به دنبال آن رواج اختلاط زنان و مردان و روابط ناسالم دختران و پسران و گسترش بدحجابی و خودنمایی و خودآرایی در سطح جامعه تلاش نموده اند.

در موارد متعددی شاهد چاپ مقالاتی در خصوص اعتیاد، طلاق، بی سوادی، فقر، فساد، افسردگی و اضطراب، ... در برخی مطبوعات بوده ایم که به عنوان زینت صفحه تصویر زنی با چادر و حجاب اسلامی به چاپ رسیده است.

به عبارتی هر کجا (در مطبوعات مورد نظر) فساد، تباهی، فقر و بی سوادی وطلاق و افسردگی هست قامت یک زن مسلمان محجبه هم دیده می شود. (بهترین و مؤثرترین شیوه ی تبلیغ علیه حجاب اسلامی).

با توجه به بالا رفتن سطح سواد زنان جامعه تأثیرگذاری مطبوعات نیز بیشتر شده است.

کتاب، نقاشی، موسیقی، تئاتر، پوسترهای تبلیغاتی و ... از رسانه های تأثیرگذار و مهمی می باشند که تبیین آسیب شناسانه عملکرد آن ها در طول سال های گذشته خود کتابی مستقل و مفصل خواهد شد. چون ممکن است نوشتار حاضر به تفصیل گراید، لذا از طرح و تشریح نقش این رسانه ها در توسعه ی فرهنگ و اخلاق پلورالیستی و اشاعه ی خودآرایی و خودنمایی و بدحجابی خودداری می شود. امید است در جای دیگر مورد بحث و تأمل لازم قرار گیرد لاکن از کانون توجه فعالان فرهنگ نبایست مغفول واقع گردد.

4-1 – روشنفکران

اگر چه لایه های بسیار وسیعی از روشنفکران همواره در خدمت رشد وکمال و بالندگی افراد جامعه بوده و در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقش هدایتی، مدیریتی مفیدی را به عهده داشته اند، اما نباید از فعالیت شمار اندکی از روشنفکران مرعوب و مترجم فرهنگ فرنگ که به عنوان کارگران فکری غرب ماتریالیست به شمار می آیند غفلت ورزید.

این گروه از روشنفکران به دلیل کپی برداری از قرائت لیبرالیستی روشنفکری سکولار بعد از رنسانس در اروپا، خود آگاه و ناخودآگاه در پی به حاشیه راندن دین، مسجد، روحانیت و به دنبال آن ها حذف اصول و مقدمات دینی و اخلاقی و از جمله حجاب و پوشش اسلامی از ذهن و زندگی مردم به ویژه نسل جوان بوده است.

این افراد بیش از آن که بر علم، صنعت و تکنولوژی غرب تکیه داشته باشند ، برمد، لباس و طرز رفتار، پندار و باورهای غربیان تأکید داشته اند و چنان وانمود می کردند که چاره ی رفع واماندگی شرق، شستشوی کامل شخصیت و تخلیه ی خود از محتوای فرهنگ، تاریخ و دین خویش و پر کردن آن با فرآورده های فکری و عقیدتی غرب است.

به طور مثال میرزا ملکم خان که بارزترین چهره ی روشنفکران غربزده در دوران مشروطه محسوب می شد، چنین اعتراف می کند: «در اروپا که بودم ... طرحی ریختم که عقل و سیاست مغرب را با خرد و دیانت مشرق به هم آمیزم ... از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه ی دین عرضه داشتم» و در جای دیگر می گوید: «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری حق نداریم در صدد اختراع باشیم بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی محتاج سرمشق (از غرب) بوده و هستیم» و یا تقی زاده می گوید: «من اولین نارنجک تسلیم در برابر غرب را چهل سال پیش بی پروا انداختم»

برخی از هجویات و تراوش های ذهنی نویسندگان و شعرای غربزده نسبت به حجاب و زنان محجبه که در جلد سوم کتاب با ارزش «آیین بهزیستی در اسلام» نوشته دکتر احمد صبور اردوبادی نیز به آن اشاره هایی شده است، گوشه ای از تلاش فرهنگی و هنری! این مغزهای علیل و مریض را بیش از پیش افشا می کند.

ابوالقاسم لاهوتی شعر معروف خود درباره ی زن را تحت عنوان «دختر ایران» در سال 1918 میلادی در اسلامبول به زبان فارسی در هجو حجاب سروده است.

گرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اغلب شاعران، ادیبان، نویسندگان و روشنفکران فاسد و طاغوتی به دامن اربابان امپریالیستی خود پناه برده اند و همچون گذشته از برکه ی آلوده و متعفن آنان ارتزاق می کنند، لیکن نباید از نفوذ و فعالیت (هرچند محدود) بازماندگان و برخی از این به اصطلاح روشنفکران، در حیطه ی شعر و ادب و هنر و ... غفلت نمود.

5-1 – معیشت کارگزاران

بدون شک، کردار و طرز تفکر و زندگی کارگزاران به ویژه مدیران و مسئولانی که ردای تبلیغ به تن دارند، به دلیل موقعیت و مقام خاصی که در جامعه دارند، به منزله ی معیار خوبی و بدی رفتار افراد جامعه و زندگی فردی و اجتماعی محسوب می گردد. به عبارتی مردم آیینه ای را می مانند که سلوک کارگزاران به ویژه روحانیان را در خود منعکس می کنند، یکی از موارد بارز و آشکار تقلید همین جاست و از این روزنه است که اخلاق منحط و یا مترقی به جامعه راه می یابد و نبض آن را در اختیار می گیرد.

مردم شیوه ی زندگی مسئولین و زمامدارانشان را بشدت زیر نظر داشته و نوع مسکن، ‌مرکب، خوراک و پوشش آنان را به عنوان الگو و مدل در زندگی خود تلقی می کنند.

در هر جامعه هنگام مطالعه و ارزیابی وضع فرهنگ و آداب و عادات مردم، رفتار و افکار و معیشت مسئولان و مدیران کشور را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند. چرا که نه تنها با تجمیع تجارب بشر بلکه بر اساس آیات و روایات متعدد اسلامی بسیاری از مردم با رهبران و پیشوایان خود وارد بهشت یا جهنم می شوند.

در روایتی از امیرالمومنین علی (ع) چنین آمده است: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم»

«شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر است از شباهت آنان به پدرانشان»

این قاعده مبتنی بر تجربه و وحی در حکومت های دینی از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و اکثر مردم طرز زندگی و تعامل و معیشت مسئولان را(به خصوص اگر لباس تبلیغ دین را نیز بر تن داشته باشند) به عنوان مصادیق بارز زندگی و معیشت اسلامی تلقی نموده و رفتار و افکار خود را بر این اساس شکل می دهند. بدیهی است زندگی اشرافی و غیر دینی مسئولان زمینه های گسترش فساد، تباهی و آثار و مظاهر بی عفتی و بی بند و باری در جامعه را فراهم ساخته و مردم را در گرداب آلودگی های اخلاقی و رفتاری گرفتار می سازد.

به همین دلیل، رهبران و مصلحان آسمانی ضمن تأکید بر این مهم تأکید می کنند: «سرچشمه ی همه ی مصیبت هایی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفّه و اشراف و اعیان می باشند... (این وضع طبیعی این گونه حکومت هاست که اساساً مردم را به حساب نمی آورند) امّا وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفّه است و از خود این مردم تشکیل شده است‌، این است که با مردم باشد و خدمت کند... تا وضع این طوری است حکومت اسلامی (وتمامی مظاهر آن ازجمله معیشت، معاشرت و پوشش اسلامی) برقرار است.»

شکاف طبقاتی بین مردم و مسئولان و رواج فرهنگ اشرافی در بین برخی از مدیران کشور به خصوص در سال های بعد از پایان جنگ تحمیلی نقش و نفوذ عمیقی در ذهن و زندگی مردم داشته و گروهی از آنان را (به دلیل دینی بودن حکومت) به سمت کم توجهی به احکام و ضوابط دینی و شرعی فرد غلتانیده و ناهنجاری های مختلف از جمله خودنمایی و خودآرایی و بدحجابی و روابط نه چندان سالم بین زنان و مردان را دامن زده است.

بنابراین می توان ادعا کرد که یکی از ریشه های اصلی گسترش مفاسد اجتماعی و بدحجابی در بین مردم را می بایست در سبک و سیاق معیشت و موقعیت زندگی مسئولان به ویژه روحانیان که بعضاً مدیریت نهادهای کلیدی کشور را به عهده دارند، جستجو کرد. انعکاس موارد صالحه می تواند در ایجاد امنیت فکری جامعه مؤثر باشد.

7-1 – توزیع ناعادلانه ثروت

در یک نگاه سطحی بنظر می رسد رابطه ی بسیار ضعیفی بین مسأله ی رواج بد حجابی و توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. امّا با نگاهی عمیق و محقّقانه در خواهیم یافت که: دارایی های جامعه همچون خونی است که می بایست به طور عادلانه در کلیه ی اعضای بدن جریان داشته باشد و اگر به بخشی از اعضا خون کمتر و به بعضی دیگر بیشتر برسد باعث بیماری و احیاناً مرگ بدن (جامعه) خواهد شد.

افراد جامعه وقتی به دو گروه محروم و برخوردار تقسیم شد، هر دو گروه دچار آفت ها و آسیب های مختلف روحی، روانی و اخلاقی می شوند. گروه برخودار خود را فرادست و برتر از دیگران دانسته و به بیماری غرور و استکبار مبتلا شده و گروه دیگر دچار عقده حقارت و احساس محرومیت می شود.

بدین ترتیب هر دو گروه به فساد و تباهی و ابتذال گرایش می یابند. مگر عده ای قلیل که در برابر فشارهای سخت و شکننده ناشی از بی عدالتی مقاومت نموده و سلامت و بهداشت روحی و روانی خود را حفظ کند. تمام سعی دست اندرکاران فرهنگ بالابردن سطح مقاومت و مصونیت طبقات اجتماعی نسبت به ارزش ها می بایست مصروف گردد.

اینجاست که استاد مطهری نیز با نگاهی عالمانه و محقّقانه تأکید می کند که: «یکی از اموری که قطعاً در فساد اخلاق (و بدحجابی و بی عفتی) تأثیر دارد و روحیه را مسموم و بیمار می کند، شیوع بی عدالتی های اجتماعی است،» وی می افزاید: من تأکید می کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید و این خطر وجود دارد که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد.»

بانگاهی کوتاه به (حتی) سطح ظاهری کلان شهرها این واقعیت تلخ به روشنی مشاهده خواهد شد که به رغم همه ی تلاش های سخت و صادقانه ی بعضی از مدیران کشور روند رو به افزایش شکاف طبقاتی در جامعه عملاً افراد جامعه را به دو گروه فقیر و غنی (محروم و مغرور) تقسیم نموده است. حاصل این شکاف چیزی نیست جز بروز و گسترش ناهنجاری های متعدد اجتماعی که بارزترین آن ها رواج اشرافیت و خودآرایی، بدحجابی و روابط نامناسب برخی از زنان و مردان در جامعه.

8-1 – تقلیل ازدواج

براساس تجارب به دست آمده بشری و نیز آیات و روایات اسلامی از ازدواج و پیوند زناشویی به عنوان یکی از عمده ترین عوامل باز دارنده ی ایجاد و گسترش فساد و فحشا و ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی نام برده شده و عزوبت مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته و بستر ساز گناه و معصیت تلقی شده است.

چنان که رسول گرامی اسلام می فرماید:

«من تزوج فقد أحرز نصف دینه» هر کس ازدواج کند نیمی از دین خود را احراز کرده است.

و یا در جای دیگر می فرماید:

«شرار امّتی عزابها» «جوانان بی همسر بدترین افراد امّت من هستند.»

تأخیر و تقلیل ازدواج زمینه های پاسخگویی به نیازها و مطالعات عاطفی، غریزی و جنسی نسل جوان را از بین برده و آسیب ها و انحرافات گوناگونی را در زندگی فردی و اجتماعی آنان به وجود می آورد. جوامع مدرن شهری به دلایل عدیده اغلب در چرخه باطل تقلیل ازدواج و گسترش فساد و روابط نامشروع و خودآرایی و بی حجابی فرو غلتیده و سرمایه های کلان و امکانات فراوانی را به منظور کاهش آثار و عوارض ناگوار آن اختصاص می دهند.

فرآیند فوق اگر چه به طور محدود تر به دلایل ذیل در کلان شهرهای کشور ما نیز ملاحظه می شود که می بایست اهتمام به رفع آن نمود:

1-8-1 – تقبیح آداب و رسوم و ارزش های غلط و کوته نظری بعضی از پدران و مادران و مطامع مادی آنان یکی از دلایل عمده ی تأخیر و تقلیل ازدواج می باشد که متأسفانه روز به روز بر غلظت و پیچیدگی آن افزوده می شود.

2-8-1 – کمک به رفع مشکلات معیشتی از جمله فقر مالی، بیکاری، گرانی، مشکل مسکن.

3-8-1 – طولانی شدن دوران تحصیل و مسأله ی سربازی، سن ازدواج را تا حدود 27 و 30 سالگی افزایش داده و باعث سرکوب نیازهای غریزی و طبیعی و ایجاد روابط ناسالم بین گروههای غیر همجنس و رواج خودآرایی و بدحجابی در بین برخی دختران شده است.

4-8-1- امکان ارتباط های نامشروع

قابل دسترس بودن، کم هزینه بودن و عدم برخورد قاطع و قانونی با بزهکاری ها و تشکیل دهندگان باندهای فساد و فحشا نیز در بی انگیزه شدن نسل جوان برای انجام پیوند زناشویی مشروع و در نتیجه تقلیل ازدواج و آثار و پیامدهای آن از جمله روابط ناسالم زنان و مردان و نیز خودآرایی و بدحجابی در بین گروهی از زنان و دختران ضعیف النفس شده است.

9-1 – عدم همگونی و هماهنگی بین نهادهای فرهنگی، اجتماعی کشور

بی برنامگی ها، دوباره کاری ها و ناهماهنگی های نهادهای ذی ربط در زمینه های آموزشی، تبلیغی، هنری و چند گانگی در عرضه ی الگوها و ارزش های اجتماعی از یک سو موجب بی اعتنایی و دلزدگی و حتی انزجار مردم خصوصاً نسل جوان نسبت به آثار هنری و تبلیغی فوق گردیده از سوی دیگر باعث کشش و گرایش آنان به تفریح و سرگرمیهای آلوده، مبتذل و خودآرایی و بدحجابی می شود.

با نگاهی به فرآیند فعالیت های رسانه های گروهی، دستگاههای تبلیغاتی، مراکز آموزشی و حتی مساجد و هیأت های مذهبی این واقعیت روشن می شود که چه بسا آموزه های دینی ارایه شده از طریق مساجد و هیأت ها و نمازهای جمعه در جهت مخالف معیارها و ارزش هایی است که از طریق سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون و مطبوعات تبلیغ و ترویج می گردد.

در تبیین مبانی می بایست قدرت جمع بندی و تحلیل دریافت های فکری را به مخاطب منتقل نمود تا از بین تضادها در گمراهی فرو نرود و راه درست را پیدا کند. به طور مثال:

نظام آموزش و پرورش کشور دانش آموزان را به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و عدم تأسّی به پوشش و آرایش غربی (از جمله استفاده از کراوات و پاپیون! توسط دانش آموزان پسر) تشویق و ترغیب می کند در حالی که روزنامه ها و مجلات بعضاً با چاپ تصاویر دانش آموزان نمونه و ممتاز با پاپیون و کروات در برابر تعلیمات نظام آموزشی اقدام به خنثی نمودن تصمیمات فوق می کند.

برخی نهادها بودجه ها و امکانات کلانی را برای معرفی قهرمانان بزرگ ملی، مذهبی اختصاص می دهند و برخی دیگر از نهادها با چاپ و پخش مبتذل ترین کتاب ها و معرفی قهرمانان پوچی و نیهیلیسم و نیز تولید و اکران فیلم های عشقی، جنایی، به تبلیغ روابط آزاد زنان و مردان و اشاعه تجمل گرایی، بدحجابی و خودآرایی می پردازد.

10-1 – عدم تغذیه صحیح سیاسی، عقیدتی جوانان

خلاء ایدئولوژیکی و رشد و گسترش بی تفاوتی و بی علاقگی نسبت به سرنوشت جامعه و اوضاع و شرایط سیاسی - اجتماعی کشور یکی دیگر از عوامل و مجاری عمده ی بروز و گسترش فساد و بد حجابی در جامعه به شمار می آید.

هنوز نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی مان را فراموش نکرده ایم که چگونه دختران و پسران و زنان و مردان جوان در صفوف مقدّم تظاهرات و راهپیمایی ها قلب خود را در برابر گلوله های سربازان رژیم آمریکایی پهلوی قرار داده و با جان و مال خود آثار شوم استبداد و استکبار را از عرصه های مختلف اجتماع زدودند و از علایق نفسانی و امیال دنیوی خویش به راحتی گذشتند و در سال های بعد در طول 8 سال دفاع مقدس جانانه با ایثار و شهامت و شهادت خود به تثبیت و تحکیم اصول و ارزش های اسلام و انقلاب پرداختند.

در آن دوران تظاهر کنندگان به فسق و فجور و اشرافیت و بی عفتی و بی حجابی کمترین فرصت و فضایی را برای حضور در عرصه های اجتماعی، سیاسی، هنری و آموزشی در اختیار نداشتند.

شور و شعور سیاسی و عقیدتی نسل جوان همچون سدّی استوار در برابر هجمه ی فرهنگی و ابتذال ناشی از نظام سرمایه داری غرب مانع نفوذ و رواج آلودگی ها و آسیب های فرهنگی، اجتماعی در سطوح مختلف جامعه شده بود.

در آن دوران خبری و اثری از اختلاط و ارتباط علنی و ناسالم زنان و مردان و به راه انداختن کارناول های رقص و پایکوبی آن هم متشکل از دختران و پسران بزک کرده و مانور مانکن های خیابانی نبود و اگر در موارد نادری حرکت های نامشروعی دیده می شد، فشار افکار عمومی و حساسیت مسئولان ذی ربط مانع گسترش آن در شئون مختلف جامعه می شد.

متاسفانه در سال های پایانی دهه 60 حرکت خزنده و آرامی در جهت به حاشیه راندن ارزش ها و الگوهای دینی و اخلاقی و طرح و ترویج دوباره تجمل گرایی، عشق به دنیا، ثروت اندوزی، مدگرایی و خودآرایی به وجود آمد. و همان طور که در صفحات قبل گفته شد خودآگاه و ناخودآگاه بار دیگر صحنه های اجتماع (هر چند بطور محدود) عرصه حضور شوم زنان و مردان ضعیف النفس و بوالهوس گردید و قدرت جولان دختران و زنان بدحجاب و آلوده به میکروب ها و ویروس های روحی و روانی و اخلاقی افزایش یافت راه تعالی پرورش همان شور و شعور فرهنگی در نسل های نوجوان و جوان است که زمینه را برای آلودگی تنگ می نماید.

 پویشگر: دانایی

 لطفا از  مطلب فوق  با درج این لینک و منبع استفاده نمایید :حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com

http://www.zibaweb.com/hejab2.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

علل و عوامل بی حجابی و ابتذال در پوشش

علل و عوامل مختلف و متعددی در پیدایش و گسترش پدیده ی بی حجابی سهیم و دخیل بوده اند که برخی از آن ها انگیزه ی سیاسی ،پاره ای ریشه ی فرهنگی و پاره ای نیز مبنای اقتصادی داشته اند و برخی به عوامل روانی و فردی بر می گردد که به اختصار به چند مورد از آن ها اشاره می شود.

الف- استعمار و استکبار خارجی

در طول تاریخ بشر، قدرت های سلطه جو و استکباری برای تحمیل حاکمیت نامشروع خویش بر جوامع گوناگون و برای نابودی فرهنگ ملی و بومی آنان که لازمه ی حیات استکباری آن ها بوده است،از طبیعت تنوع طلب و زیبایی پسند آدمی سوء استفاده نموده و با دامن زدن به فساد و فحشا زمینه را برای پذیرش و توسعه ی فرهنگ استکباری خویش فراهم نموده اند. در این میان جوانان و زنان اصلی ترین گروه هایی بودند که آماج تیرهای توطئه آمیز و گمراه کننده ی آنان قرار گرفته اند.....بقیه در ادامه مطلب

در جوامع اسلامی نیز توطئه های استعمارگران غربی از نخستین و مهمترین عوامل ترویج بی حجابی در میان مسلمانان به شمار می آید.

وزارت مستعمرات کفتار پیر در قرن 18،در کتابی که به عنوان دستورالعمل و شرح وظایف جاسوسان خویش در ممالک اسلامی تهیه کرده است،یکی از نقاط قوت و نیرومندی اسلام و علل پیشرفت مسلمانان را:«تأکید به حجاب زنان،که خود سبب جلوگیری از فساد و روابط نامشروع می گردد»(خاطرات همسفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی-ترجمه ی دکتر محسن مؤیدی-ص74)،بر می شمارد.آنگاه در فصل دیگری از همین کتاب توصیه هایی برای نابود ساختن اسباب نیرومندی و توانایی مسلمانان و ناتوان و ضعیف کردن آنان به جاسوسان خود می نماید،که از جمله ی آن ها این توصیه است:«در مسأله ی بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست.مردم همسران پیامبر را بدون حجاب می دیده اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی،دوش به دوش مردان،فعالیت داشته اند».( خاطرات همسفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی-ترجمه ی دکتر محسن مؤیدی-ص84)

می بینی خواهرم این پدیه ریشه در کجا دارد؟!و تو چه ناشیانه بازیچه ی دست آنان شده ای،و چه ناهشیارانه به خواسته های شیطانی آنان پاسخ مثبت داده ای؟!

تازه این اول کار بوده است.این سخن مربوط به 300 سال پیش است و آن ها امروز تجربه ی سیصد ساله را پشت سر گذاشته و امکانات پیش رفته را پیش روی دارند،و تا آنجا که بتوانند به بهانه های مختلفی چون دست و پاگیر بودن چادر،غیر بهداشتی بودن و... ،و تحت عناوین زرق و برق داری مانند آزادی و تساوی زن،دفاع از حقوق زن و... زنان و دختران ما را از حجاب و چادر اسلامی خارج می کنند، و آنجا که این حنایشان رنگ بازد برای زنان چادری ما هم برنامه می ریزنند،چادرهای نازک و براقی تولید می کنند،و جوراب های نازک تر از آن به بازار عرضه می کنند،تا اندام زنان در آن نمایان و فریباتر باشد،و از دور چشم مردان بیگانه را به خود جلب نمایند.

وقتی در جامعه ی ما بیرون آمدن با بلوز و دامن در سطح خیابان ها مجاز و متعارف نباشد،مانتوهایی می دوزند که فقط نام مانتو بر خود دارند و وقتی پوشیده می شوند،گویی بلوز و دامن پوشیده اند و خلاصه هر روز مدلی جدید و رنگی تازه تر را عرضه می کنند تا تو و جوانان جامعه ی تو را به خود مشغول دارند،تا از سرنوشت کشور و ملت و هم کیشانت در اقصی نقاط عالم غافل بمانی!

ب-مستبدین خارجی

«استعمار خارجی»برای اجرای نقشه های توسعه طلبانه ی خود در جوامع شرقی همواره از «استبداد داخلی»مدد جسته است.از این روی برای ترویج پدیده ی بی حجابی و سایر مظاهر فرهنگ مبتذل غربی در جوامع شرقی مسلمان،در آغاز قرن جاری،سه عنصر پلید را مأمور کردند که هم زمان در ایران و ترکیه و افغانستان،به اسلام زدایی بپردازند و فرهنگ غرب را جایگزین اسلام کنند:

1. رضاخان در ایران

2. امان الله خان در افغانستان

3. کمال آتاتورک در ترکیه

این سه نفر هر کدام ضربات شدیدی بر اسلام و اجتماع وارد کردند.

کمال آتاتورک،یک رژیم خودکامه و مستبد را در ترکیه بوجود آورد.او در سال 1343 قمری(1924 میلادی)دستور داد:هر چیزی که مربوط به تاریخ گذشته،ترک ها و امپراطوری عثمانی،یا درباره ی اسلام باشد،از برنامه های درسی تمامی مدارس ترکیه حذف گردد.سیاست«جدایی دین از سیاست»را اجرا نمود،و سیستم«لائیک»رابر همه ی اوضاع کشور،حاکم کرد.اتحاد شکل درلباس برای زن و مرد را جزء برنامه قرار داد وکشف حجاب را در همه جا مرسوم کرد،و هم اکنون نیز در ترکیه در همان مسیر است تا آنجا که حجاب و پوشش در دانشگاههای این کشور ممنوع می باشد.

عنصر پلید دیگر امان الله خان، دیکتاتورافغانستان بود که تصمیم گرفت فرهنگ غرب را جایگزین فرهنگ اسلام کند ولی در برابر صلابت مسلمانان افغان شکست خورد و چندان توفیقی بدست نیاورد.

سومین عنصر پلید رضاخان بود که در ایران با حمایت انگلیس روی کار آمد و از عوامل مختلف برای گسترش فرهنگ غرب و برچیدن فرهنگ اسلام بهره جست. رضاخان مأمور و سر سپرده ی دولت استعمارگر انگلیس بود که وظیفه داشت«ایران را هر چه زودتر از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و از گمراهی به شاه راه ترقی هدایت نماید!»و درپی اجرای همین مأموریت موظف بود به زور لباس مردان را متحدالشکل کند و بر سر همه ی آنها«کلاه پهلوی»بگذارد و چادر را نیز از سر زنان برداد. رضاخان روز17 دی سال 1314شمسی اعلام کشف حجاب اجباری نمود ،و پسرش محمد رضا پهلوی این روز را به عنوان روز کشف حجاب،روز جشن ملی اعلام نمود.

به هر حال تجری و تجاسر رضاخان و دستور«کشف حجاب» او که خود و خانواده ی نگون بختش،به منظور جلب نظر و خوشایند ارباب،در این راه پیش قدم بودند،در پیدایش و گسترش این پدیده بسیار پر تأثیر بود.در این میان مقاومت گسترده ی ملت مسلمان در برابر آن به ویژه حماسه ی غرور انگیز ماجرای مسجد گوهر شاد مشهد در خور ستایش و تحسین بسیار است و سند افتخار ملتی است که تا پای جان می کوشد از معنویت و فرهنگ الهی خود دفاع کند.

پ-مسلک های استعماری

مسلک های استعمار ساخته ی بابیت و بهائیت،که به قصد در هم شکستن و نابودی فرهنگ اسلامی به وجود آمدند نیز از  عوامل ترویج بی حجابی . بی بندوباری جنسی و اخلاقی بوده اند.

یکی از احکام و قوانین آئین باب،تصریحی است که او در باره ی «تساوی حقوق زن و مرد»و«رفع حجاب» از زنان کرده است. او دستور «کشف حجاب» را در کتاب «تفسیر سوره ی یوسف»بیان کرده است.در این کتاب می گوید:

«کسانی که در میان پیروان ما پرورش یابند،چه مرد باشند و چه زن،حلال است به همدیگر نگاه کنند،سخن بگویندو...»

در جای دیگر می گوید:

«بگو که خدا در کتاب قرآن به مردان مؤمن اجازه داده است که به زنان نگاه کنند،و به زنان هم اذن شده که اگر خواستند به مردان مورد علاقه ی خود نگاه کنند ولی نباید به آنچه خدا دوست ندارد،نگاه کنند.خدا می خواهد زنان و مردان آن چنان آزاد باشند که دوست دارند در بهشت نیز این گونه باشند».(دکتر یوسف فضایی-تحقیق در تاریخ و عقاید-ص149)

مسلک منحط و استعماری بهائیت،که ادامه ی بابیت بود نیز بنا به خواست و فرمان اربابان خویش،در ترویج بی بندوباری تلاش می نمود و به «کشف حجاب»دست زد.«شبکه ی محارم»در آیین بها بسیار محدود و کم شده و بهاءالله به جز زن پدر،همه ی زنان مانند خواهر،مادر،دختر خواهر،دختر برادر،عمه و خاله را برای ازدواج حلال دانسته است.

ت-عدم آگاهی و ناآشنایی با احکام پوشش و لباس

ناآشنایی تعدادی از خانواده های مسلمان با احکام و حدود حجاب و پوشش اسلامی و محرم و نامحرم و بی دقتی آنها در این مسئله و نیز بی خبری از اهمیت و ضرورت حجاب و مضرات بی حجابی و... یکی دیگر از علل بروز پدیده ی بدحجابی و ابتذال در پوشش است.

کم نیستند خانواده هایی که هنوز مرز دقیق محرم و نامحرم را نمی شناسند و فی المثل هنوز نمی دانند که پسر یا دختر عمو و عمه زاده و یا فرزندان خاله و دایی محرم نیستند و یا برادر شوهر یا شوهرخواهر و بالعکس را محرم می پندارند،از این روی در رفت و آمدها و نشست و برخاست ها و ارتباطات خانوادگی با سر و روی برهنه در کنار هم به گفت و گو و خنده و...می نشینند.

پاره ای نیز که به اصطلاح از قشر متشرع ترند، برای اینکه در این گونه محافل و مجالس فامیلی آزادتر و برهنه تر بگردند، با خواندن صیغه ای میان همدیگر محرمیت ایجاد می کنند،غافل از اینکه طرف مقابل مردی است با همه ی غرایز جنسی و همان هوس های نفسانی پیشین .و با یک عمل صوری و ظاهری کار درست نمی شود.

بر این ناآگاهی،بی دقتی ها را هم باید افزود:بسیاری از زنان مسلمان و نمازخوان را می بینی که با پای بدون جوراب در کوچه و در منظر نامحرم ظاهر می شوند.گویا تصور می کنند همان گونه که در نماز پوشیدن پا تا مچ واجب نیست، پوشاندن آن از نامحرم هم واجب نیست. یا با پیراهن آستین کوتاه در زیر چادر و یا بدون روسری برای خرید نان و سبزی و ...به خیابان می روند و هنگام پرداخت پول به نانوایی و مغازه دار تا بالای آرنج و یا زیر گردن و گاهی موها هم نمایان می شود.

بارها مشاهده شده که زنان مسجدی با پوشیدن جوراب های نازک و گاهی بدن نما حتی در مسجد حضور پیدا می کنند و یا در صحن های متبرکه ی حرم امام رضا(ع) در برابر دیدگان صد ها تن مرد نا محرم وضو می سازند و... .نمونه های بسیاری از این بی دقتی ها و کم توجهی ها را می توان برشمرد.

بی تردید اگر روزی آگاهی و آشنایی لازم به این دسته از مردان و زنان داده شود،یقیناً در صدد اصلاح رفتار و پوشش خویش بر خواهند آمد.

ث-تعلیم و تربیت نادرست

تعلیم و تربیت غربی به یادگار مانده از دوران سیاه رژیم ستم شاهی و خوگرفتن پاره ای از خانواده ها با آن،به گونه ای که پاره ای از خانواده های اهل نماز و عبادت هم بی حجابی و ابتذال در پوشش را چندان مهم نمی شمرند،خود از جمله عوامل ترویج این پدیده است.

باور های غلط در باب مسائل تربیتی از قبیل:

*اعتقاد به این که اگر دختران نزدیک سن بلوغ و حتی سال های اولیه ی بلوغ را به پوشیدن چادر و رعایت حجاب وا داریم،اورا عقده ای می سازد!شاید به وفور دیده باشید زنان چادری را که دخترکی بدحجاب همانند عروسکی با لباس های رنگارنگ و نیمه برهنه همراه خویشتن دارند.اگر از او بپرسی،خانم محترم شما که خود مسلمانید و باحجاب،چرا دخترتان را این گونه در معرض دید نامحرمان قرار می دهی؟در پاسخ می گوید:او فعلاً بچه است و دوست دارد از این گونه لباس ها بپوشد.اگر مانعش شویم،عقده ای می شود و یا این که فعلاً جوان است و باید لذت ببرد و... .

*اعتقاد به قانون عرضه و تقاضا در خصوص مسأله ی ازدواج و این که اگر دختر جوان با چهره ی آرایش شده و لباس های جذاب و قیافه ی زیبا بیرون نیاید،روی دست مادر می ماند و به اصطلاح عامیانه «می ترشد».اگر خود را «عرضه»نکند،«تقاضایی» هم برای او وجود نخواهد داشت.

*اعتقاد به این که حضور دختران در مجالس جشن و عروسی و حتی داشتن دوست پسر و مکاتبه با او نشانه ای از «اجتماعی شدن» آن ها است.

*اعتقاد به این که بایستی به کودکان و نوجوانان آزادی داد تا هر گونه که می خواهند بپوشند و آرایش کنند و... تا قدرت تصمیم گیری آن ها در این گونه مسائل بروز نماید.

*اعتقاد به این که رعایت حجاب و پوشیدن چادر محدود به زمان یا مکان خاصی است،فی المثل در مدرسه یا مسجد و یا گاه تشرف به زیارت و مجالس عزاو...بایستی حجاب داشت و چادر سر کرد،اما در مجالس مهمانی و عروسی و بازار و خیابان و پارک و تفریح و...چندان مهم و ضروری نیست.

*اعتقاد به این که چادر و حجاب مال مادربزرگ ها و قدیمی ها است،زنان و دختران جوان امروزی را نمی توان به رعایت حجاب و چادر واداشت.

و ده ها باور غلط از همین قماش،نمودها و رسوباتی به جا مانده از تعلیم و تربیت منحط غربی است و بی تردید نقش خانواده در ایجاد باور های غلط یا درست تربیتی و به ویژه نقش الگویی «مادر» در آموزش حجاب به فرزندان خویش بسیار مؤثر و تعیین کننده است.

ج-بدآموزی های برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی و مطبوعات

پاره ای از برنامه های تلویزیونی به ویژه سریال های خارجی و حتی سریال های داخلی و نیز برخی فیلم های سینمایی،با به نمایش گذاشتن زنان و دختران بی حجاب و بدحجاب با آرایش های آن چنانی و لباس های مدل دار مد روز آن چنانی تر،قبح این قبیل موارد را در ذهن و فکر افراد جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان از میان برده و کم کم زمینه ی گرایش به مدپرستی و آرایش های مبتذل و بی حجابی را در میان زنان و دختران و پسران مسلمان فراهم می آورند و به گونه ای نامرئی و تدریجی، شیوه ها و ارزش های زندگی غربی و غرب مآبانه را در روح و فکر جامعه رسوخ می دهند.

بسیار اتفاق افتاده که وقتی در خیابان به خانم بدحجابی اعتراض شده،باقیافه ای حق به جانب و از موضع قدرت اظهار داشته است: من که از فلان خانمی که در تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش می گذارید بدتر و بی حجاب تر نیستم؟!!با اینکه مسئله ی حجاب و پوشش(اعم از زن ومرد)یکی از مسائل مبتلا به جامعه است،تا کنون برنامه های جذاب و مفیدی که بیانگر اهمیت و حدود و ضوابط این پدیده و یا در ترویج و تشویق به آن باشد،چه در صدا و چه در سیما،کمتر دیده ایم.

حال چگونه می خواهید فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی،عمومی و فراگیر شود؟به قول دوستی«ترویج حجاب پیش کش،بی حجابی را تبلیغ ننمایید!»

چ-عوامل اقتصادی و اجتماعی

مسائلی از قبیل فقدان الگوی مصرف،تکاثر و افزون طلبی مرفهین بی دردی که ثروت های باد آورده را در اختیار دارند، عیاشی ها و خوش گذرانی های این گروه،مسافرت های پی در پی به خارج از کشور،فعالیت سودجویانه ی بوتیک داران و تولید کننگان و فروشندگان لباس های مبتذل و... از یک سو و مهاجرت های بی رویه ی روستائیان به شهرها،حاشیه نشینی، مشکل کمبود مسکن،آپارتمان نشینی،مشکل ازدواج و بی کاری و طولانی شدن مدت تحصیل،بحران های خانوادگی و... از سوی دیگر،زمینه ی گرایش به فساد و بی بند و باری به طور اعمّ و ابتذال در پوشش به طور اخصّ را فراهم آورده است.

به تعبیری دیگر عوامل دسته ی اول سبب رشد و ترویج پدیده ی بی حجابی در میان شمال شهری ها است که بیشترین بی حجابی ها و زشت ترین جلوه های آن در میان آن ها به چشم می خورد.و عوامل دسته ی دوم سبب رشد و ترویج این پدیده در میان جنوب شهری ها است.

http://javooneirany.persianblog.ir/post/16/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تاریخچه ی بی حجابی

پس از فرمان حجاب توسط پیامبران الهی خصوصاً پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تلاش های زیادی برای حذف حجاب شده است امّا تاریخ بی حجابی به سبک جدید از رنسانس علمی صنعتی اروپا آغاز می شود.

کارخانه داران برای استفاده از نیروی کار ارزان قیمت، یعنی (زنان) زمینه ی حضور ایشان در محل کار را به اسم آزادی فراهم کردند.

ـ نخستین کشور اسلامی که مبادرت به کشف حجاب کرد، افغانستان بود. امان الله خان، پادشاه افغانستان به اروپا مسافرت کرد و بعد در سال 1306 به ایران و پس از مراجعـت به افغـانستان، دستور کشف حجاب را داد ولی درمقـابل قیام عمومی مجبـور بـه استعفا و ترک کشور شد.

ـ دوّمین کشور هم ترکیه است. بعد از سقوط دولت عثمانی در ترکیه، آتاتورک درسال 1313 فرمان منع حجاب را صادرکرد.

ـ در ایران نیز آغازگر بی حجابی زنی بنام قره العین بود که در خانواده ای مذهبی در قزوین بدنیا آمـده بود، او از مـروّجین فـرقه ی ضالّه ی بهائیت بود که با آرایش در مجامع حاضر شد و سرانجام بر اثر فشار افکار عمومی بر دولت ناصرالدّین شاه، معدوم گردید.

ـ در سال 1314، برای کشف حجاب بیش از پنج هزار نفر توسّط قزاقان در مراسمی که علیه کشف حجاب در مسجد گوهرشاد برگزار گردیده بود، کشته شدند و1500 نفر اسیر شدند.

ـ امام خمینی (ره) در بیان خاطرات خود می فرماید:  امروز 17 دی است. من یادم است که این آدم (رضاخان) در 17 دی چه شرارتی کرد و چه اختناقی به وجود آورد. چه محرّماتی هتک شد، چقدر سقط جنین شد،کارهایی او کرده است که نمی توان شرحش داد.

ـ امّا فرزندش محمدرضا پهلوی از راه دیگری وارد شد! ترویج کشف حجاب از طریق استفاده از صدا و سیما، انتشار مقاله، آموزش غیرمستقیم کودکان در مدارس، ممنوعیت چادر برای دانشجویان و کارمندان و... از جمله راه هایی بود که محمدرضا برای بی حجابی استفاده کرد و از پدرش خیلی موفّق تر بود.

طراح این توطئه انگلیس بود، زمینه سازی توسّط بهائیت و مجریان آن مزدورانی همچون امان الله خان، اتاتورک و رضاخان بودند.

اهداف استعمار از کشف حجاب و رواج فساد:

1ـ تحقیر فرهنگی کشورهای جهان سوّم وتحمیل فرهنگ مبتذل غرب.

2ـ صدور فرهنگ تجدّد و مصرف بجای تعلیم مبانی تکنولوژی و علوم.

3ـ ایجاد جمود فکری در اثر اشتغال به کام جویی.

4ـ تهیّه بازار مصرف کالاهای تولیدی و در یک کلمه استعمار اقتصادی.

5ـ زمینه سازی برای تسلّط سیاسی از طریق تسلّط فرهنگی.

6ـ جلوگیری از هرگونه تحرّک و مبارزه علیه منافع استکبار و در یک کلمه تسلّط همه جانبه بر جهان و منابع اقتصادی آن.[1]

ـ چارلی چاپلین که در آوریل 1889 در لندن به دنیا آمد و از کمدین های مشهور جهان است، در نامه ای به دخترش می نویسد:

برهنگی بیماری عصـرهاست و من پیـرم. شاید حرف های خنده آور می زنم امّا به گمان من، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری.[2]

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

1ـ همان مدرک وفلسفه ی حجاب، ص93

2ـ آن چه باید یک زن بداند، ص212

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=585:1389-10-27-18-05-29&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

شیوه های استعمار در انتشار فساد  

1ـ تضعیف مکاتب صحیح و سست کردن عقاید.

2ـ هدایت و تفسیر تاریخ و علوم و حتّی مذهب در جهت منافع خویش.

 از برای مثال پا فشاری و جا انداختن این نکته در اذهان مسلمانان، که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول گشته و مطلقاً جزء سنّت اسلام نیست و مردم همسران پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را بدون حجاب دیده اند.

3ـ مخلوط کردن فرهنگ محلّی با فرهنگ فساد مانند:

در بعضی کشورها سر و گردن نمایان است.

در بعضی سر و گردن پوشیده امّا دامن رنگی و پابرهنه و بدون جوراب باشد.

در بعضی کشورها مثل هندوستان، شکم زن ها نمایان است.

یا به بهانه جشن گندم از اختلاط زن و مرد سوءاستفاده می کنند.

4ـ طرح شعارهای عوام پسندانه

مهم این است که دلت پاک باشد، حجاب یک امر ظاهری است.جامعه ی امروز و عرف این گونه می پسندد، یعنی«مُد» است.

5ـ القاء فرهنگ مطالب غرب در تمام برنامه های صوتی، تصویری،فیلم، تئاتر، مجلّات، کتب، روزنامه ها و.... 

6ـ طراحی و تولید لباس وکفش های تحریک آمیز ارزان قیمت.

7ـ ترویج مُدگرایی

8ـ قالب کردن تجدّد به جای تمدّن، فساد به جای علم، شهوت رانی به جای پژوهش.

9ـ ایجاد خانه های فساد.

10ـ فراهم نمودن امکانات تحصیلات عالیه برای جوانان در کشورهای غربی و جذب ایشان با توجّه به محدودیت هایی که در کشورهای جهان سوم وجود دارد.

امید آن که با هوشیاری ترفندهای دشمن را شناخته و با آن به مقابله برخیزیم و اصالت فرهنگی و مذهبی خویش را پاس بداریم و دشمن را از نفوذ و سلطه ناامید سازیم و از عواقب شوم بدحجابی و فسادکه چه ضررهای غیر قابل جبرانی برای گذشتگان داشته است درس عبرت بگیریم.

ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:

لا يُلدغ المؤمِن مِن حُجرٍ مَرَّتَين

مؤمن، هرگز از یک سوراخ، دوبار گزیده نمی شود.(1)

موعظه ای کوتاه:

مسلمان، باید مسلمانانی کند نه این که خودش را بفروشد و هیچ گونه تصمیمی نتواند برای خودش بگیرد و دایم نگاهش به دهن بیگانه باشد! خفّت و خواری تا کجا؟ تا کی؟ مثلاً گروه های کذایی که از رذل ترین و کثیف ترین گروه ها در غرب هستند ولی متأسفانه بعضی جوان های ما ایشان را سرمشق و الگوی خود قرار می دهند.

ـ آیا به امام حسین(علیه السّلام)علاقه دارید؟ آیا می دانید حسین(علیه السّلام)برای به پا داشتن فرهنگ دینی که یکی از مظاهر آن حجاب است شهید شد؟!

شما که به حضرت زهرا(سلام الله علیها) علاقه دارید آیا می دانید چرا بین درب و دیوار قرار گرفت و همان جراحت باعث شهادتش شد؟!

ـ جناب سلمان در شعری معروف می گوید:

  لاکِنَّها لاذَتْ بِجَنْبِ البابی

رِعایَةً لِسَطْرِ وَ الْحِجابی

وقتی درب خانه را آتش زدند، فاطمه بین در و دیوار قرار گرفت که نامحرم او را نبیند و حجابش را حفظ کرده باشد و...

ای شیعه! چقدر به امام زمانت علاقه داری؟ آیا واقعاً حاضر هستی جانت را فدای امام زمانت کنی؟! پس بیا از همین امروز تصمیم بگیر. ای مرد با غیرت! ای زن متدیّنه!...

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

 حجة الاسلام و المسلمين محمدرضا حاتم پوری کرمانی

0000000000000000000000000000000000000000000

1ـ همان مدرک، فلسفه حجاب، استاد مطهری ص70

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=600:1389-11-01-15-15-39&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

چرا استعمار از حجاب می هراسد؟

به راستی حجاب چیست؟ و چرا استعمارگران این همه از ان می هراسند و هر ساله سرمایه گذاری های آن چنانی می كنند تا حجاب را از جامعه اسلامی بر گیرند و بی بند و باری را جایگزین آن سازند؟

همان طور كه گفته شد ، حجاب همچون سدی محكم در برابر تهاجمات فرهنگی استعمار گران قرار می گیرد و نمی گذارد كه سیل وحشتناك تهاجمات، ارزش و شخصیت زن را با خود ببرد و زنان بی شخصیت و نیمه عریان را شخصیت دهد و آزاد بگذارد، انهایی كه مورد نفرت مردمند. حجاب می گوید زن نباید بازیچه دست های ناپاك شود؛‌ چرا كه او صاحب شخصیت والاست.

در راستای زمینه سازی برنامه های استعمار ، رضاخان مجری طرح بی حجابی در ایران شد ، آن هم با توسل به زور و خشونت . رضاخان بعد از برگشت از تركیه سعی داشت تا به طور صد در صد آداب و رسوم غربی را در ایران پیاده كند و در راه رسیدن به این هدف هر مانعی را از سر راه بردارد .

برای رسیدن به این هدف مقدماتی لازم بود، وی برای  شروع برنامه های  كشف حجاب ، مجالس و جشن هایی را در تهران بر پا كرد كه بعدها به دیگر نقاط ایران سرایت كرد. این جشن ها همگی در راستای كشف حجاب ترتیب داده شده بود. اما چون حجاب در بین مردم از قدمتی طولانی برخوردار بود و در زندگی مردم ریشه دوانده بود، این گونه جشن ها و برنامه ها در ابتدای امر چندان موفقیتی بدست نیاورد، تا اینكه در 27 دی ماه سال 1314 شمسی در دانشسرای مقدماتی جشنی بر پا شد و رضاخان به همراه زن و دختران خویش كه بی حجاب بودند، در این جشن شركت كرد و سعی كرد كه با این كار بی حجابی را در نزد مردم امری نیك جلوه دهد.

از طرفی وزرا و وكلا نیز زنان خود را به صورت بی حجاب در این جشن شركت شركت داده بودند. در این جشن این طور عنوان شد كه تاكنون نصف جمعیت در آمار جمعیت ایران لحاظ شده است؛ چون آنها در پرده به سر می برده اند.

و این گفته یعنی كشف حجاب برای در نظر گرفتن حقوق زنان. رضاخان سخنرانی كرد و همه را به كشف حجاب تشویق نمود و قرار شد كه جشن های دیگری هم ترتیب داده شود تا بیشتر در مورد كشف حجاب سخن گفته شود و چون این گونه جشن ها در توده مردم اثر نداشت و چندان موفقیتی به دست نیاورد، كار به تهدید و شكنجه كشید تا جایی كه مامورین شهربانی پست ترین كارها را در این راه انجام دادند.

هنوز موضوع كشف حجاب مطرح نشده بود كه مردم مشهد به نشانه اعتراض و مقاومت در سال 1314 جلسات متعددی را بر پا كردند. روحنیون پیش قدم شدند و این كار دولت را مقابله با اسلام قلمداد كردند.

در راس آنها فردی به نام آقا شیخ تقی معروف به بهلول بود كه همه او را می شناختند . وی در رابطه با حجاب سخنرانی پر شوری علیه دستگاه حكومتی انجام داد.

وی از 16 مرداد سال 1314 تا 29 دی ماه همان سال جلسات متعددی را در مسجد گوهرشاد برگزار نمود. مردم را دعوت كرد و نسبت به دستگاه حكومتی اعتراض نمود  و مردم را از خطر بی حجابی آگاه نمود كه این كار وی مردم را علیه دستگاه حكومتی به شورش واداشت.

مامورین وی را دستگیر نمودند و به پاسگاه حرم بردند، اما با درخواست مردم و اعتراض آنها، وی آزاد شد، بعد از آزادی به منبر رفت، در همین موقع (احتشام رضوی) نماینده آستان قدس خود را به منبر رساند و با شور و هیجان با مردم سخن گفت، به طوری كه مردم تحت تاثیر سخنان وی قرار گرفتند و گریستند. مامورین صحن را محاصره كردند و اجازه ندادند كسی وارد شود.

در این درگیری كه بین مردم و مامورین در گرفت، 25 نفر جان خود را از دست دادند. فردای آن روز مردم به عزاداری پرداختند، مامورین نظامی اطراف مسجد گوهرشاد جمع شدند و هنگام غروب مسلسل ها به كار افتاد و عده زیادی به شهادت رسیدند و بدین ترتیب بزرگترین فاجعه در مسجد گوهر شاد رقم خورد.

در مشهد مقدس صبح روز جمعه 10 ربیع سال 1354 قمری مصادف با 20 تیر 1314 شمسی مردم را متفرق ساختند و 100 نفر كشته و زخمی شدند.

شنبه یازدهم ربیع مردم در مسجد با چماق و بیل و داس برای دفاع جمع شدند، زنان وسط مسجد گوهر شاد چادر زده و حاضر بودند. مسلسل های سنگین بالای مسجد و عده ای مزدور داخل مسجد بودند. در نیمه های شب حمله آغاز شد، دو الی پنج هزار نفر را كشتند و 500 نفر را دستگیر كردند. گویند 56 كامیون جنازه ها را بردند و این تظاهرات در اعتراض به كشف حجاب بود.

سینا واحد در كتاب قیام گوهرشاد از قول حسین آستانه پرست دبیر علومی آن زمان نقل كرده :

پاسبانی را دیدم كنار دیوار جلوی زنی را گرفته ئ با چوب به پای او می زند و مكرر ناسزا می گوید و حرف های ركیك و با اینكه آن زن با روسری و آنیفورم بود و چادر نداشت، می گفت: این تنوره را از پایت بیرون كن، منظورش شلوار سیاه بلند بود و آن زن می لرزید و اشك می ریخت و التماس می كرد. اكنون هم از یاد آن ستم و بی عفتی اعصابم می لرزد.

امام مهدی (عج) و حجاب

در خاتمه این قسمت شایان ذكر است كه بانوان باور دارند این كشور متعلق به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) است، صاحب اصلی اوست، نباید بپسندند كه در این میهن بدحجابی باشد؛ زیرا آن امام عزیز از فرهنگ بدحجابی آزرده خاطر می شود و رنج می برد. برای روشن شدن مطلب به نقل دو حكایت پرداخته می شود كه حضرت مهدی (عج) سفارش اكید به حجاب بانوان دارد:

دو چیز كمر مرا شكسته است

در زمان رژیم شاه وقتی به اجبار كشف حجاب كرده بود، در همان زمان جناب مستطاب آقای توكلی كه یكی از متدینین و ساكنین مشهد مقدس بوده، می فرمودند:

من در بندر تركمن (بندر شاه سابق) میهمان روحانی آن شهر بودم. بعد از ناهار می خواستم استراحت كنم،‌دراز كشیده بودم، ولی هنوز چشمهایم باز بود و خوابم نبرده بود. ناگهان دیدم در اتاق باز شد و حضرت بقیه الله روحی فداه وارد اتاق شدند و سلام كردند. من جواب سلام آن حضرت را دادم، ولی وقتی خواستم برخیزم،‌آن حضرت با دست اشاره فرمودند كه برنخیز و تصرف ولایتی در من كردند كه من نتوانستم تكان بخورم. سپس آن حضرت نزدیك من آمدند و فرمودند: دو چیز كمر مرا شكسته است. یكی وضع مدارس و فرهنگ ای مملكت است (زمان رژیم رضاشاه) و دیگر بی حجابی زنان هاست و بعد فرمودند: دل مادرم زهرا(س) از پهلویش شكسته تر است. و بعد آن حضرت گریه كردند، من هم اشكم ریخت، اما با مجردی كه با دستم اشكم را پاك كردم و چشمم را باز نمودم،‌آن حضرت را ندیدم.

مثل این باشید، تا من دنبال شما بیایم

یكی از علمای بزرگ – مرحوم آیت الله سید باقر مجتهد سییستانی، پدر آیت الله سید علی سیستانی و مرحوم سید محمود سیستانی- در مشهد مقدس برای آنكه به محضر امام زمان (عج) شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را در چهل جمعه هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می كند. ایشان فرمودند:

در یكی از جمعه های آخرین، ناگهان شعاع نوری را مشاهده كردم كه از خانه نزدیك آن مسجدی كه من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم،‌ می تابید. حال عجیبی به من دست داد، از جای برخاستم و به دنبال آن نور بدر به آن خانه رفتم. خانه كوچك و فقیرانه ای بود،‌ از درون خانه نور عجیبی می تابید.

در زدم، وقتی در را باز كردند، مشاهده كردم حضرت ولی عصر(عج) در یكی از اطاق های آن خانه تشریف داشتند و در آن اطاق جنازه ای را مشاهده كردم كه پارچه ای سفید به روی آن كشیده بودن. وقتی من وارد شدم و اشك ریزان سلام كردم، حضرت به من فرمودند: چرا این گونه دنبال من می گردی و رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این باشید(اشاره به آن جنازه كردند) تا من دنبال شما بیایم.

بعد فرمودند: این بانویی است كه در دوره بی حجابی (رضاخان پهلوی) هفت سال از خانه بیرون نیامده، مبادا نامحرم او را ببیند.

http://www.efaf89.mihanblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@

نقشه سلطه گران بر حجاب

نقشه سلطه گران

طرح و نقشه ای كه دشمنان در سر دارند و آن را با حساسیت خاصی اجرا می كنند یكی دیگر از علت های بی حجابی زنان در جامعه می باشد . سلطه گران دنیا همواره سعی داشته و دارند تا با ترویج بی بند و باری و بی حجابی سنت ها و آداب و رسوم ملی و مذهبی ملت ها را خدشه دار كرده و آنان را با فرهنگ خود بیگانه سازند و از این طریق ارزش های اسلامی را زیر پا گذارند و بر ملت های مسلمان تسلط یابند .

این سلطه گران برای رسیدن به مقاصد شوم خویش و در راستای به بند كشیدن ملت مسلمان ، از راه های گوناگون وارد شده اند و به عملكردهای متفاوتی دست زده اند ، عملكرد هایی چون: جنگ سیاسی ، نظامی،‌روانی و فرهنگی و ... .

 و به نظر می رسد كه در سطح فرهنگی یا به اصطلاح امروز تهاجم فرهنگی تا حدودی موفق بوده و توانسته اند به بخشی از اهداف پلید خود برسند و در این جنگ فرهنگی زنان بیشتر از مردان در تیررس دشمنان بوده اند.

بنابراین بر زنان مسلمان فرض است كه دوشادوش مردان قدم در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی گذارند و با رعایت حجاب نقشه های سلطه گران را خنثی سازند . اگر زنان مسلمان حجاب را رعایت كنند ، تیر های زهرآلود دشمنان به آنها اصابت نخواهد كرد ، چون حجاب سپری است در برابر آماج تیر های سلطه گران ، تیرهایی كه هر یك با هدف و نیت خاصی از كمان رها می شوند .

دشمن در جنگ فرهنگی ، جامعه را از درون تهی و بی محتوا می كند . خسارت ناشی از جنگ فرهنگی به مراتب شدیدتر و بیشتر از جنگ نظامی است ؛ چرا كه در جنگ نظامی گلوله فقط قلب یك نفر را می درد و شادابی و سلامت را از جامعه می گیرد .

در چنین جامعه ی بحران زده ای ، اگر چه افراد به ظاهر پیرو دشمن نیستند، اما از درون به ندای دشمن لبیك گفته اند؛ و مجری برنامه هایی هستند كه دشمن طرح ریزی كرده است .

زمامداری مسیحی از راه فحشا مسلمانان را شكست داد 

كشور اسپانیا در جنوب غربی اروپا قرار دارد و از كشور های حاصلخیز و خوش آب و هوای اروپاست . این كشور در سال 711 میلادی زمان خلافت بنی امیه به دست مسلمانان فتح شد .

طارق بن زیاد فرمانده یك لشگر 12 هزار نفری از راه جبل الطارق – كه هم اكنون به نام اوست- در زمان كمی اسپانیا را فتح كرد و مسلمانان حدود هشتصد سال بر این كشور حكومت كردند . مسیحیان هر چه كردند در این هشتصد سال نتوانستند اسپانیا را با وجود جنگ های خونین پس بگیرند ، تا بالاخره زمامداران مسیحی از راه فحشا مسلمانان را شكست داده ، و آنها را از اسپانیا راندند.

زمامداران مسیحی با یكی از افسران خائن مسلمان به نام (براق بن عمار) هم دست شدند و به كمك وی دو كار انجام دادند:

1- مشروبات الكلی را به حد وفور و زیاد در شهرهای اسپانیا با قیمت های ارزان و نازل وارد كردند و در اختیار جوانان مسلمان قرار دادند .

2-دختران طناز و دلربای اروپایی را گروه گروه وارد شهرها كردند و به آنها راه های جذب جوانان مسلمان را آموزش دادند و وقتی فساد به زمامداری سرایت كرد، مقدمات نابودی و سقوط مسلمین را فراهم شد .

لذا نباید این نكته را فراموش كرد كه دفاع از سرزمین و ناموس یك اصل مقدس است . كسانی كه در عملیات نظامی زخم بر می دارند و مجروح می شوند ، سنبل مقاومت و سر بلندی هستند و افراد جامعه بر آنها ارج می نهند.

اما آسیب دیدگان جنگ فرهنگی سنبل خودباختگی و پوچی هستند و افراد جامعه به دیده ننگ و عار به آنها می نگرند.

مادامی كه جوانان جامعه‌، از پسران گرفته تا دختران با نشاط و پر توان در راستای ارزش های سلامت بخش اسلام گام بردارند، دشمنان هرگز موفق نخواهند شد كه تیرهای خود را به هدف بزنند.

تهاجم فرهنگی به روش های متفاوتی می تواند صورت گیرد، از پخش فیلم های مبتذل ویدیویی و سی دی گرفته تا مقالات و نوشته هایی كه قلم های مسموم می نویسند .

و جای بسیار شرمساری است اگر بگوییم به تازگی لباس هایی وارد بازار شده است كه تصویر هنر پیشه های غربی و خوانندگان مخالف دین و تصاویری كه با فرهنگ اصیل ما سازگار است بر روی آنها نقش بسته است و عده ای با عدم آگاهی از برنامه های تدوین شده در راستای نابودی اندیشه های سالم و دینی به فروش این گونه لباس ها اقدام می كنند و عده ای هم از روی نادانی، با خرید این گونه لباس ها سلطه گران را در رسیدن به هدفشان یاری می كنند ؛ چون فروش یك لباس از این مدل یعنی نصب یك تابلوی تبلیغاتی برای تبلیغ بی بند و باری و بی حجابی.

پس بر ماست كه با شناسایی مجرای تهاجم فرهنگی از جاری شدن این سیل وحشتناك در جامعه جلوگیری كنیم و نگذاریم كه حجاب ها در این سیل از بین برود و افراد بی بند و بار و نیمه عریان در جامعه ظاهر شوند كه اگر این طور شد، دیگر نمی توان یك جامعه سالم و آرمانی داشت.

سال های متمادی است كه استعمار با دست های ناپاك خویش سعی دارد تا جهان اسلام را قتل عام فرهنگی كند.

استعمار پیر سال هاست كه در فكر نابودی اررش های دینی است و به هر دری می زند تا آن را نابود كند و در گلستان شاداب جامعه اسلامی بذرهای شوم و پلید خویش را بكارد و نیك می داند كه با وجود حجاب، عفت و رعایت شئون اخلاقی و اسلامی هرگز در كارش موفق نخواهد بود.

بنابراین در قدم اول زنان جامعه اسلامی را مورد هدف قرار داده اند و سعی دارند با تربیت زنان بی حجاب و نیمه عریان، سلامت روحی و اخلاق بانوان را از بین ببرند و اعتماد به نفس آنان آنان را گرفته و آنها را به خویش وابسته كنند.

هر چادری كه از سر زن مسلمان برداشته می شود، استعمار یك قدم به اهداف نامبارك خود نزدیكتر می شود.

هر چه بیماری سخت تر باشد ، لاجرم دارویش تلخ تر است و باید به هوش باشیم كه بیماری تهاجم فرهنگی نه تنها خطرناك است كه اگر جلوگیری نشود، كشنده می شود و آیا این درست است كه در مقام یك نظاره گر نسبت به جنبه های مختلف تهاجم فرهنگی ساكت بنشینیم؟

http://www.efaf89.mihanblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@

عوامل موثر در بی حجابی

عقده های روحی - روانی  

عقده های روحی – روانی یكی دیگر از عوامل بی حجابی زنان در جامعه می باشد . برخی از انسان ها در زندگی خود به نوعی كمبود عاطفی و شخصیتی دچار می شوند كه ممكن است از این موضوع بی اطلاع باشند و سعی دارند از راه های مختلف آنها را بر طرف كنند و خود را اشباع نمایند.

كمبودهای عاطفی و شخصیتی می تواند دلایل متعددی داشته باشد . برخی از این كمبود ها ممكن است در كودكی از طرف والدین ایجاد شود و برخی دیگر می تواند در نوجوانی و جوانی از طرف اولیاء و مربیان جامعه ایجاد گردد . به هر حال دچار شدن به این گونه كمبودها می تواند عواقب بدی داشته باشد تا جایی كه انسان را تا مرز ورشكستگی درونی و باطنی پیش می برد.

افرادی كه به این گونه بیماری و عقده روانی مبتلا می شوند ، سعی دارند با استفاده از شیوه های غیر عاقلانه و غیر منطقی آن را جبران كنند و در میان مردم جایگاهی برای خود دست و پا كنند ؛ چرا كه انسان دوست دارد همواره در میان مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد و برای نیل به این هدف از دو راه استفاده می كند:

1- از راه های درست و منطقی همچون تحصیل علم ، ایمان ، تقوا ، فضایل اخلاقی و مكارم انسانی .

2- از راه های نا درست .

روانشناسان چه می گویند ؟

طبق نظر سنجی های انجام شده و مطابق گفته روانشناسان ، زنان و دخترانی كه با لباس های رنگارنگ و به اصطلاح مد روز و آرایش های تند و آن چنانی وارد جامعه می شوند و خود را در مقابل دیدگان مردان نا محرم و بیگانه قرار می دهند ، از نوعی بیماری روحی و روانی رنج می برند و به دنبال مطرح كردن خود می باشند.

به طور طبیعی بعضی زنان باور نادرستی نسبت به خود دارند و به نوعی خود را از قافله عقب می دانند . بنابراین برای جبران این ورشكستگی درونی و پر كردن خلا عاطفی خویش ، به روش هایی چون : خود آرایی و خود نمایی در قالب پوشیدن لباس های مبتذل ، آرایش و رنگ آمیزی و حالت موها ، استفاده از انواع و اقسام وسایل آرایشی روی می آورند ولی آنها كاملا در اشتباه هستند و گمشده آنها از این طریق پیدا نمی شود ، بلكه با این كارها ، بیشتر خود را نابود می كنند تا رسیدن به كمال مطلوب .

پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند :

بهترین زنان شما زن با عفت است .

بد ترین زنان شما آرایش كنندگان متكبرانند .

برخی زنان كه از ارزش های انسانی بویی نبرده اند ، در تلاشند تا زیبایی و جاذبه های طبیعی زنانه خویش را به دیگران نشان دهند و از این طریق به كمبود ها و عقده های درونی خویش پاسخی داده باشند ، غافل از اینكه بیشتر افراد جامعه ای نشیوه را نمی پسندند .

زنانی كه همچون یك تابلوی زیبای نقاشی در معرض دید بینندگان بیمار قرار می گیرند ، نه تنها نمی توانند خریدار واقعی برای زیبایی های طبیعی خود به دست آورند ، بلكه روز به روز مورد نفرت افراد جامعه قرار می گیرند و مردم از انها فاصله می گیرند ، اگر چه ممكن است برخی افراد به آنها لبخند بزنند و آنها را به میهمانی شرم آور نگاه های به ظاهر مهربان دعوت كنند، ولی اگر زنی فاقد ارزش های اخلاقی شد ، اگر خود را با طلا و نقره هم بپوشاند ، باز هم نمی تواند ذره ای از مقام و منزلت از دست رفته خویش را به دست آورد.

لباس هاس فاخر و گرانبها هرگز نمی توانند برای زنان ارزش آفرین باشند ، ارزش آفرینی را باید در مقوله حجاب بررسی كرد .

خوشی های زود گذر

ای زنان مسلمان ! ارزش شما بالاتر از قرار گرفتن در معرض دیدگان مردان نا محرم است ، چرا خود را سبك می كنید ؟ به هوش باشید و گوهر وجود خویش را برای هر كسی نمایان نكنید و ارزان نفروشید .

ای زنان ! ارزش شما بالا تر از ان است كه خود را در مقابل چشم های پلید مردان نا محرم و هوسرانان پست قرار دهید و دوستی و محبت خود را فدای محبت و دوستی نا محرمان بوالهوس و عیاش كنید .

سعادت آخرت خود را با خوشی های زود گذر و نا مشروع دنیا عوض نكنید . در اینجا به جاست فرازهایی از فرمایشات امام حسین (ع) نقل می شود كه فرمودند :

ای بندگان خدا ! پرهیزگار باشید و از دنیا حذر كنید ؛ زیرا اگر دنیا برای كسی جاوید می ماند و یا كسی در دنیا باقی و ماندنی بود ، پیامبران خدا بیش از همه شایسته و سزاوار بودند ...

غیر از آن است كه خداوند دنیا را سرای امتحان و اهل ان را برای فنا و كوچ آفریده است ؟ تازه های دنیا فرسوده می شود و نعمت های آن رو به نابودی می نهد و شادی های دنیا به غم و اندوه تبدیل می گردد ؛ زیرا دنیا گذرا و كوچگاه است . پس توشه برگیرید ، كه تقوا بهترین توشه است . پرهیزگار باشید تا رستگار شوید .

ای دختر جوان!

روزی شادابی و طراوت جوانی با تو وداع می كند و تو هستی و خدایت و تنها راه جبران  كمبود ها و عقده های عاطفی ، روحی و روانی و اجتماعی و كسب عزت ، عظمت و شخصیت انسانی در گرو تقوا ، ایمان ، انجام اعمال و كارهای شایسته و مخالفت با هواهای نفسانی امكان پذیر است .

قرآن كریم در این باره می فرماید :

همانا گرامی ترین شما در پیشگاه خداوند با تقوا ترین  شمایند . 

و حضرت سیدالشهدا امام حسین (ع) می فرمایند :

ای آدمیزاد ! به یاد بیاور هنگامی كه با مرگ دست و پنجه نرم می كنی و در قبر پهلو به زمین می نهی ، در پیشگاه خداوند اعضایت علیه تو گواهی خواهند داد ، روزی را كه قدم ها سخت می لرزد و نفس ها حبس می شود .

سرزنش اطرافیان

در واقع ملامت و سرزنشی كه اعضای خانواده چون پدر ، مادر ، همسر ، برادر و اعضای فامیل نسبت به یك دختر روا می دارند ، از موثر تریم علل بی حجابی یا بدحجابی است .

در اسلام سرزنش كردن نا پسند است

اسلام در بعضی مواقع ملامت و سرزنش افراد را به خاطر خطایی كه انجام داده اند ، مردود می داند و معمولا ملامت یعنی سرزنش یك فرد پس از ارتكاب یك عمل ناشایست ، به طوری كه فرد قبل از انجام چنین عملی نسبت به عواقب بد ان كار آگاه شده باشد .

روایات

امام سجاد (ع) فرموده است :

آخرین وصیتی كه خضر به موسی بن عمران (ع) كرد این بود : هیچ كس را به گناهی سرزنش مكن .

امام صادق (ع) فرموده است :

اگر بین تو و برادر مسلمانت ذچیزی اتفتق افتاد ، او را برای گناهش مورد ملامت و توبیخ قرار مده .

هركه مومنی را سرزنش كند ، خدا او را در دنیا و آخرت سرزنش كند .

و نیز آن حضرت از پیامبر اسلام (ص) نقل فرموده است :

هر كه مومنی را به چیزی سرزنش كند ، نمیرد تا مرتكب آن شود .

و امام صادق می فرمایند :

دور ترین بنده از خدا آن كسی است كه با مردی برادری كند و لغزش های او را بر او نگهداری كند كه روزی بر آنها سرزنشش كند .

امیرالمونین علی (ع) می فرمایند :

چه بسا كسی مورد ملامت و سرزنش واقه می شود ، با آنكه گناهی ندارد .

ملامت نه بلكه تشویق

مكتب اسلام تشویق را می پذیرد و آن را از اصول مهم اخلاقی میداند تا جایی كه مبشر بودن و منذر بودن از ویژگی های بارز انبیاء است .

در قرآن بیش از صد و بیست مرتبه مشتقات انذار و بیش از چهل مرتبه كلمه بشارت و مشتقاتش به كار رفته است . بخش مهمی از آیات قرآن نعمت های معنوی و مادی بهشت را توصیف می كند كه این خود تشویقی است برای انجام كارهای نیك . تشویق فرد نیكو كار ، انجام هر چه بیشتر كار های نیك را تقویت می كند .

تشویق باعث می شود كه دیگران به انجام كارهای نیك ترغیب شوند . تشویق خوبان خود تنبیه و ملامتی برای خطاكاران محسوب می شود .

امیرالمونین علی (ع) در قسمتی از نامه ای كه به مالك اشتر ، فرماندار مصر می فرستد ، می فرمایند :

هرگز نباید افراد نیكو كار و بد كار در نظر تو مساوی باشند ؛ زیرا این كار باعث می شود كه افراد نیكو كار در نیكی هایشان بی رغبت می شوند و بد كاران در عمل بدشان تشویق گردند و هر كدام از اینها را مطابق كارش پاداش بده .

از كلام امیرالمومنین (ع) این نكات برداشت می شود :

1-  تشویق فرد نیكوكار و نهی از برخورد با افراد نیكوكار و بدكار به طور مساوی و یكسان .

2-  تشویق ، فرد نیكوكار را به عملكردش دلگرم می كند .

3-  تشویق افراد نیكوكار ، خود تنبیهی برای افراد بدكار است .

4- عدم تشویق نیكوكاران به منزله تشویق بدكاران است .

و امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند :

خطاكار را به وسیله پاداش دادن به به نیكوكار تنبیه كن .

خداوند به پیامبر (ص) دستور داده است كه هر گاه مسلمانی برای پرداخت زكات به نزد تو آمد و بر اساس وظیفه شرعی زكات مالش را پرداخت ، او را دعا كن ؛ چون دعای تو مایه آرامش اوست و او را به كار خیر تشویق می كند .

بنابراین بر مسئولین ، مربیان و متولیان امور فرهنگی لازم است كه زنان با حجاب را تشویق كنند . مدیران و مربیان مدارس باید از دانش آمزان با حجاب در مراسم های مختلف و نیز در كلاس درس تقدیر و تشكر كنند . رؤسا و اساتید دانشگاهها باید از دانشجویان دختر محجبه تقدیر به عمل آورند و نیز مدیران و مسولین ادارات مختلف باید از كارمندان باحجاب تقدیر كنند . صدا و سیما نیز در این مساله نقش بسیار مهمی را بر عهده دارد و در اینجا به دو نكته گوشزد می نماییم . اول اینكه لازم است كه جهت بها دادن به افراد محجب و زنانی كه پوشش اسلمی و منسب را رعایت می كنند ؛ در تهیه گزارش ها و مصاحبه ها از این زنان نیز مصاحبه به عمل آورد .

دیگر اینكه معمولا دیده می شود در سریال ها و فیلم ها ، زنان بی حجاب و كم حجاب دارای شخصیت و احترام خاصی بوده و در طبقات بالای اجتماع قرار دارند و هر گاه بخواهند سیمای یك زن فقیر و درمانده و كم فرهنگ را نشان دهند ، زنی باحجاب و چادر به سر را به نمایش در می آورند . و این نقصیه خواسته یا نا خواسته ، از روی عمد و یا غیر عمد در بعضی و بهتر بگوییم در بیشتر برنامه های صدا و سیما وجود دارد .

حضرت علی (ع) می فرماید :

ای مالم ! پی در پی آنها را تشویق كن و كارهای مهمی كه انجام داده اند ، برشمار؛ زیرا یادآوری كارهای نیك آنها شجاعانشان را به حركت بیشتر ، وادار می كند و آنان كه در كار كندی می ورزند ، به كار تشویق می شوند. ان شاالله .

البته نباید این نكته را فراموش كرد كه زنان مسلمان باید بدون گوش دادن به حرف این و آن و بنابر وظیفه شرعی ، حجاب و پوشش را رعیت كنند ؛ چرا كه زنان مسلمان تسلیم امر خداوند هستند و اگر كسی آنها را به واسطه حجاب مورد توهین و تمسخر قرار دهد ، در اصل سخنان خداوند را مورد استهزا قرار داده است كه خود خداوند بر این مسئله آگاه است .

خداوند در قرآن نوید داده است كه در آینده گروهی را برای حمایت از اسلام برخواهد انگیخت كه یكی از صفات افراد این گروه این است كه از سرزنش گنندگان هراسی به دل راه نمی دهند و به سخنان آنها بی توجه اند .

در دعای شریف ندبه در وصف امیرالمومنین علی (ع) اینطور می خوانیم :

در راه خدا با كی از سرزنش ملامت كنندگان نداشت . در راه خدا خون بزرگان عرب را به خاك ریخت و دلاورانشان را كشت .

پیامبر (ص) می فرمایند :

سه چیز است كه در هر كه باشد ، ایمان او كاما است :

1- كسی كه در كار خدا از ملامت گران بیم ندارد .

2- در كار خویش ریا نمی كند .

3- اگر دو كار پیش آید كه یكی مربوط به دنیا و دیگری مربوط به آخرت است ،‌كار آخرت را به دنیا ترجیح می دهد .

و نیز از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) است كه فرمود :

سه گروه اند كه در سایه عرش آسوده گفتگو می كنند و مردم گرفتار حسابند . اولین آنهاست : كسی كه در راه خدا از ملامت و سرزنش سرزنش گران باك ندارد .

http://www.efaf89.mihanblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دخترانی که آرایش می کنند

نوجوانان در اواسط نوجوانی (حدود 17- 15 سالگی) معمولاً دوره ی اوج جهش رشدی را پشت سر می گذارد و از آنجاییکه قدرت تفکر انتزاعی، برنامه ریزی، توانایی مقایسه کردن و درک آینده را به دست آورده اند، می توانند در مورد شکل بدن و ظاهرشان واقع بین باشند و آن را بپذیرند. این درکی که نوجوان از خود بدست آورده است، می تواند باعث شود که فرد در مورد شکل بدن و یا چهره و ظاهرخود تصور منفی داشته و آن را نپذیرند. اما در اغلب نوجوانان این مساله زودگذر بوده و عمدتا با ابن مساله کنار آمده و توجه و علاقه شان را از ظاهر و چهره، به سمت دنیای بیرون معطوف کنند. اما در برخی از نوجوانان مشاهده می شود که کنار آمدن با ظاهر و چهره صورت نمی گیرد و آنها دایماً با تصویر بدنی که از خود دارند، درگیر هستند.

 البته اکثریت نوجوانان به ظاهر جسمانی خود بسیار حساسند و به آن توجه زیادی می کنند، فقط تجسم کنید که اگر یک لکه روی صورت نوجوان باشد، یا وزن او یک ذره اضافه شود و یا کوتاه قد باشد، چه واکنشی نشان میدهد! در برخی از نوجوانان، هرآنچه که لطمه ای به جذابیت آنها وارد کند، می تواند تخریب کننده ی اعتماد به نفس آنها باشد.

به طوری کلی، واکنش دختران نسبت به عواملی که تصور می کنند نقصی در ظاهرشان محسوب می شود، منفی تر از پسران است. در اکثر جوامع و فرهنگها، زن ها بیشتر براساس ظاهرشان قضاوت می شوند و وضعیت ظاهر در پذیرش اجتماعی آنها نقش اساسی دارد. اما مردها بیشتر بر پایه دلاوری، توانایی های ورزشی و موفقیت های علمی و مواردی مشابه، توجه اطرافیان را جلب می کنند.

به طوری کلی، واکنش دختران نسبت به عواملی که تصور می کنند نقصی در ظاهرشان محسوب می شود، منفی تر از پسران است

از طرف دیگر برنامه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی، ماهواره و... همگی در جهت ترویج زیبایی زنان سوق داده شده است و خواسته یا ناخواسته، دختران و زنانی که ظاهری زیباتر و جذاب تری را دارا هستند، در این رسانه ها مشاهده می گردند. از آنجا که در سنین نوجوانی، افراد بیش از دوره های سنی دیگر به مقایسه خود با دیگران می پردازند و بنابراین از آنجا که الگوهای ارائه شده در جامعه، در سطح بالایی از زیبایی قرار دارند، لذا نوجوان ما نیز علاقمند به نزدیک شدن به این معیارهاست. با توجه به ویژگیهایی که از دختران نوجوان مطرح شد و همچنین قوی تر بودن نیاز به زیبایی در دختران و زنان، مشاهده می شود که گاه دختران برای نزدیک شدن به زیبایی های ظاهری، گرایش بسیاری به استفاده از لوازم آرایشی پیدا می کنند.

البته در گسترش یافتن این اقدام، تنها تمایل به زیبایی را نمی توان مطرح نمود بلکه گروه دوستان و الگوبرداری از آنان، شیوه های فرزند پروری والدین، کمبود اعتماد به نفس، مادرانی که خود الگوی مناسبی برای دخترانشان نیستند، تبلیغات منفی، اسباب بازی های دوران کودکی و... همه از عواملی است که موجب می گردد برخی از دختران به صورت افراطی تمایل به آرایشهای غلیظ و گاه زننده پیدا کنند.

برای مقابله با این وضعیت چه باید کرد؟

والدین باید توجه داشته باشند که توجه بیش از حد به ظاهر و گرایش به آرایش نمودن، تنها تحت تأثیر تغییر و تحولات دوران

بلوغ نیست بلکه عوامل محیطی و تربیتی نیز در بروز این مسأله، تأثیر بسیاری دارد. در حالیکه گرایش به زیبایی، تقریباً در تمام نوجوانان وجود دارد، چرا برخی از دختران ما تا این حد از لوازم آرایشی استفاده می کنند به صورتی که حتی از ظاهر طبیعی خود فاصله بسیاری می یابند. اینجاست که نقش تربیتی والدین خود را نشان می دهد. در ادامه توصیه هایی به شما والدین ارائه می گردد، تا بتوانید مانع از بروز این عادات نادرست در دختران نوجوانتان شوید:

- بسیاری از رفتارها که در دوره ی نوجوانی خود را بروز می دهد، در سنین کودکی (به طور ناخودآگاه) برنامه ریزی می شود. برای مثال مادرانی که مهمترین دغدغه ی زندگی شان رسیدگی به ظاهر و آرایش لباس و صورتشان است، به طور ناخواسته این پیام را به دختر خود می دهند که: «تنها ارزش زن، به زیبایی اوست.». از طرف دیگر مادرانی که اجازه می دهند دختران کوچکشان از لوازم آرایشی در حین بازی استفاده کنند و در این کار هیچ ممنوعیتی قایل نمی شوند، باید انتظار داشته باشند که در آینده دخترشان به اینگونه رفتارهای افراطی روی آورند. لذا توصیه می شود که والدین به خصوص مادران اجازه ندهند کودکشان به وسایل شخصی آنها مانند لوازم آرایشی و ... نزدیک شده و استفاده نمایند.

- وسایل بازی که در کودکی در اختیار برخی از کودکان قرار می گیرد، ارائه دهنده برخی الگوهای منفی و نادرست است. برای مثال در برخی از عروسکهای معروف خارجی مانند «باربی و...» مشاهده می شود که سری کامل لوازم ارایش و...، از ابزارهای اصلی زندگی این عروسکهاست که دختران کوچک دائماً با آن مشغول و در حال بازی هستند. توجه داشته باشید که کودکان با بازی کردن، زندگی را تمرین می کنند و استفاده از این نوع بازی ها و لوازم، به طور قطع در رفتارهای آتی فرزندان ما بی تاثیر نخواهد بود. بنابراین به والدین توصیه می شود که در انتخاب اسباب بازی برای دختران کوچک خود دقت لازم را مبذول نمایید.

آشنا ساختن نوجوان با ارزشهای انسانی و زنانه و همچنین اصلاح الگوی فکری آنها و آشنا ساختن نوجوان با الگوی موفق زنان و دختران، از مهمترین و موثرترین روشها برای جلوگیری و حتی اصلاح این ناهنجاری های رفتاری است

- در بسیاری از موارد کمبود اعتماد به نفس در دختران و زنان باعث افزایش تمایل آنها به آرایش کردن نامتعارف می گردد چرا که به نظر می رسد این دسته از افراد به علت تصویر بدنی منفی که از خود دارند، سعی در پوشاندن این نقطه ضعفها داشته و لذا به آرایشهای افراطی روی می آورند. در این شرایط آشنا ساختن نوجوان با ارزشهای انسانی و زنانه و همچنین اصلاح الگوی فکری آنها و آشنا ساختن نوجوان با الگوی موفق زنان و دختران، از مهمترین و موثرترین روشها برای جلوگیری و حتی اصلاح این ناهنجاری های رفتاری است.

- الگوبرداری نادرست دختران نوجوان از گروه همسالان، گاه باعث بروز این رفتار نامتعارف می گردد. برقراری رابطه نزدیک و دوستانه بین مادر و دختر نوجوان، و توضیح عواقب منفی این عملکرد و همچنین برخورداری از قاطعیت لازم در برابر دختر نوجوان، می تواند در تعدیل این رفتار نقش مؤثری را ایفا کند.

- گوشزد نمودن عوارض منفی پزشکی و بهداشتی استفاده نادرست از لوازم بهداشتی و آرایشی از وظایف دیگر والدین در برخورد با این عادت ناشایست است.

- به والدین توصیه می شود حریم آرایش کردن را برای دختران خود مشخص کنند. برای مثال ما می دانیم که به طور طبیعی نوجوان ما علاقمند به زیباتر شدن است. این علاقه را از آنها نباید دریغ نمود بلکه باید اجازه داد در شرایط و موقعیتهای مناسب مانند مجالس زنانه و خانوادگی، محیط منزل و... به این نیاز خود(البته در حد طبیعی و مطلوب) پاسخ دهد. اما برای وی مشخص سازید که این رفتار در هر موقعیت و مکانی نباید صورت گیرد برای مثال دانشگاه رفتن، خرید رفتن و... مکانهای مناسبی برای این رفتار نیست.

- تربیت دینی و اعتقادی صحیح نوجوانان در جلوگیری از بروز این دسته از رفتارها نقش بسزایی دارد.

- و در آخر بیان این مطلب ضروری است که، هدف ما از عنوان کردن این مطالب مخالفت نمودن با زیبایی و یا سرکوب کردن حس زیبایی دوستی در دختران نوجوان نیست. بلکه قصد داریم عنوان کنیم که هر رفتاری دارای جایگاه و حریم ویژه خود است و در ضمن شرایط سنی نیز در این مساله بسیار دخیل است. در کشورهای اروپایی و آمریکایی زنان میانسال و سالخورده که چهره شان تحت تاثیر افزایش سن قرار گرفته است، به استفاده از لوازم آرایشی می پردازند. اما در کشور ما ایران، با این سابقه تمدن و فرهنگ، چه اتفاقی برای دختران نوجوان و جوان ما افتاده که اینگونه به استفاده از لوازم آرایشی روی آورده اند؟ و متاسفانه بسیار جای اندوه و نگرانی است که این رفتار در سالهای اخیر در پسران نوجوان و جوان نیز، رو به افزایش است

http://www.efaf89.mihanblog.com/

0000000@@@@@@@0000000000000000000000

ریشه‌یابی بی حجابی در جامعه و عوامل اخلاقی

بی حجابی یكی از مسایل و چالش‌های جدی در حوزه اخلاق اجتماعی محسوب می‌شود. در این مقاله به ریشه‌یابی بی حجابی در جامعه و عوامل اخلاقی آن پرداخته‌ایم.

بی حجابی و جلوه‌گری زنان در برابر مردان بیگانه از عوامل فراوانی برخوردار است كه ضمن بحث در مورد آنها به درمان هر یك اشاره می‌كنیم. در این مقاله به مواردی از این عوامل اشاره می كنیم:

1ـ كسب موقعیت

انسان موقعیت‌طلب است و همواره می‌خواهد در میان مردم از جایگاهی درخور توجه برخوردار باشد.

چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و كاذب محقق می‌شود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست می‌آید ، اما برخی زنان كه فاقد این ارزش‌ها هستند با نمایش زیبایی‌ها و جاذبه‌های طبیعی و ساختگی زنانه خود سعی در جلب توجه دیگران می‌كنند تا به كمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. غافل از آنكه هرگز كسی نمایش زیبایی‌های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمی‌گیرد. بی‌حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی‌كند بلكه از او عروسكی می‌سازد كه با رشد و تعالی فاصله‌ها دارد ضمن اینكه موقعیت‌های حاصل از تحركات جنسی تنها نزد بیماردلانی به وجود می‌آید كه خود كمترین ارزشی ندارند.

زن اگر محروم از فضایل و ارزش‌های انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینت‌ها و لباس‌های فاخر تزیین كند ذره‌ای بر ارزش حقیقی او افزوده نخواهد شد چه اینكه هزار من تزیین و زیبایی به یك جو تقوا نمی‌ارزد.

تحصیل موقعیت جز از راه به دست آوردن زیبایی‌های باطنی و فضایل انسانی و كمك پروردگار عالم میسر نیست.

2ـ ضعف ایمان

بی‌حجابی فقر فرهنگ دینی است. فرامین الهی و ازجمله حجاب اسلامی از سوی خدای تعالی به بشر ابلاغ شده است و عمل به آنها جز در پرتوی ایمان به پروردگار عالم كه ریشه اصلی عمل است میسر نخواهد بود. بنابراین كسانی كه از اعتقاد به خداوند در شك و تردید به سر می‌برند و قلب آنها از ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است در عمل به دستورات الهی تسامح می‌ورزند و تا زمانی كه این مشكل اعتقادی برطرف نشود بهبودی حاصل نمی‌شود. چرا كه ایمان به خدا مادر ارزش‌ها است.

3ـ دگرآزاری

ریشه خودنمایی و بدحجابی بسیاری از زنان،عقده‌ دگرآزاری است. برانگیختن تمایلات دیگری همراه با محروم كردن او یك بیماری دگر‌آزاری است. نظیر اینكه شخصی غذایی را به انسان گرسنه‌ای ارایه دهد و تمایل او را به آن غذا برانگیزد و از آن محرومش كند. دگرآزاری جنسی نیز به این است كه زنی خود را بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد تا تمایلات او برانگیخته شود و بدون پاسخ بماند. اگرچه این حركت، مردان جامعه را عقده‌مند می‌كند اما زنان بیمار از حركت خود لذت می‌برند. باید به چنین زنانی گفت آزار دادن مردان جز اینكه گناهی بر گناه خودنمایی آنها می‌افزاید اثر دیگری ندارد، ضمن اینكه آزار دیگران با هیچ منطق و وجدانی سازگار نیست. چه اینكه تبدیل مردان و جوانان سالم جامعه به انسان‌های عقده‌ای كه با شرافت یك زن سازگاری ندارد.

4ـ غربزدگی

تقلید از غرب یكی از مشكلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است كه بدون كمترین تفكر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل كرده‌اند. خمیرمایه اصلی این تقلید را جهل و هوس تشكیل می‌دهد. ترسیم گوشه‌ای از آنچه بر زن غربی می‌گذرد، می‌تواند پرده تاریك جهل فریب‌خوردگان جوامع غربی را پاره كند تا به خود آیند.

غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی خود زندگی زن را به طور كلی متحول كرد و بی‌رحمانه او را از ارزش‌های خود تهی گردانید و اسرار و زیبایی‌های او را در معرض نمایش همگان قرار داد. غرب در برابر گرفتن حجاب زن چیزی به او نداده است بلكه به دنبال آن ارزش‌های دیگر او را ربوده است به گونه‌ای كه زن غربی فقیرترین زن عالم است و این به خاطر سادگی و فریب‌خوردگی تاریخی عهد رنسانس است. اگر زن غربی همانند زن ایرانی مقاومت می‌كرد و با اتكا بر دین به مبارزه با افزون‌طلبی‌های مردان می‌پرداخت به پیروزی می‌رسید اما تسلیم شد و بزرگ‌ترین ضربه‌های تاریخی را كه به واژگونی او منتهی شد دریافت كرد. ضربه‌هایی كه بر زن غربی وارد شد كفاره سرپیچی او از حجاب و عفافی است كه خداوند در همه ادیان برای زن واجب فرموده است.

5ـ زیبایی‌طلبی

برخی دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به اینكه حجاب دینی زیبایی‌های آنها را پوشش می‌دهد سعی در ناقص كردن حجاب خود دارند. به همین منظور بخشی از موهای سر و گردن خود را به نمایش می‌گذارند و .....و غافلند كه سادگی زن، خود نوعی زیبایی ارزشی را به همراه دارد .

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: صیانه المراه انعم الحالها و ادوم لجمالها (1)

پوشیدگی برای زن سودمندتر و زیبایی او را پایدارتر می‌سازد.

جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌كنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.

6ـ ازدواج

عده‌ای از دختران، خودنمایی و سپس ارتباط با نامحرم را پلی برای رسیدن به ازدواج می‌پندارند. آنها گمان برده‌اند كه اظهار زیبایی‌ها می‌تواند جوانان را به آنها راغب كند . غافل از اینكه جوانان با همه خوشرویی‌هایی كه با دختران دارند به ازدواج با آنها تن نخواهند داد. بی‌تقواترین مرد جامعه برای ازدواج خود به دنبال عفیف‌ترین دختر می‌رود. همه جوانان دوست دارند دختری را برای همسری خود گزینش كنند كه برای یك مرتبه طرح دوستی و خوشگذرانی با جوان دیگری نداشته است و اسرار و زیبایی‌های جسمانی خود را تابلوی نامحرمان نكرده باشد. بنابراین بدحجابی و حركت‌های خلاف عفت چشم‌انداز خوبی برای ازدواج ندارد و اگر ازدواجی به خاطر جاذبه‌های جنسی صورت پذیرد از بنیان محكمی برخوردار نخواهد بود. راه ازدواج در رعایت تقوا و درخواست از خداوند و توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت او است.

7ـ ضعف حیا

ضعف این صفت از سستی اعتقاد به مبدأ و معاد سرچشمه می‌گیرد و بی‌حجابی از مصادیق بارز بی‌حیایی است كه از ضعف ایمان ناشی می‌شود.

امام صادق(ع) فرموده است: ایمان ندارد كسی كه حیا ندارد.

پیامبر اكرم(ص) فرموده است: خدا حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد.

پوشش و حیا تفكیك ناپذیرند و تا جلوه‌ای از حیا در زنی وجود داشته باشد، پوشش او نیز با جدیت مراعات می‌شود. زنان با حیا كسانی هستند كه با پوشش كامل خود از نمایش بدن، موهای سر و زینت‌های خود شرم می‌ورزند. پاكی قلب زنان خودنما به سخن ستمكاری شبیه است كه لاف ترحم سر می دهد. زنانی كه اسرار زیبایی‌های جسمانی خود را به نمایش گذارده‌اند ، پرده بین خود و خدا را دریده‌اند. كامیاب كردن چشم‌های گرسنه نامحرمان كم‌ترین ساز شی با پاكی و نجابت ندارد و عفیف‌بودن زن بدحجاب از القائات بی‌اعتبار شیطان است. بدحجابی از آفات پاكدامنی به شمار می‌رود و اساساً زنان پاكدامنی كه از موقعیت سالم روحی برخوردارند از گناهان جنسی پرهیز دارند و بی‌حجابی یك انحراف جنسی است.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده است:

كسی كه پاكدامنی پیشه كند ، گناهانش كم و در نزد خدا منزلتی عظیم دارد.

بی‌حیایی زنان و دختران جوان غالباً از دوستان بی‌حیا، فیلم‌های مبتذل، جهل به ارزش والای عفت و حیا و فرهنگ اقوام و خانواده به‌ویژه روحیه مادر و پدر سرچشمه می‌گیرد .

مسایل اخلاقی و تربیتی از ظرافتی خاص برخوردارند و از پایین‌ترین سنین عمر كودك شكل می‌گیرند. این اشتباه بزرگ است كه به مسایل تربیتی مربوط به شرم و حیای دختران تا 9 سالگی توجه نشود آن‌گاه با رسیدن زمان تكلیف از آنها خواسته شود تا یكباره در خود انقلاب كنند و مسیر چند ساله خود را عوض كنند. امور تربیتی انقلاب‌بردار نیست بلكه حقایقی هستند كه باید به تدریج شكل گیرند. حجاب یك فرهنگ است كه از سالیان قبل از تكلیف باید مورد توجه و ممارست قرار گیرد.

در هر صورت از جمله ریشه‌ها و مبانی خودنمایی و بدحجابی زنان ضعف صفت ارزشمند حیا است. صفتی كه وجود آن به زن ارزشی بزرگ می‌بخشد و فقدان آن او را از خاك پست‌تر می‌سازد.

8ـ اظهار غنای مالی

ریشه خودنمایی برخی زنان تفاخر و خودنمایی‌های مالی است. دوست دارند دیگران شاهد برخورداری‌های مالی‌ آنها باشند و تفاوتی نخواهد بود كه بیننده زن باشد یا مرد. به همین منظور النگوهای خود را به نمایش می‌گذارند و حلقه یا گردنبند گران‌قیمت خود را در معرض دید دیگران قرار می‌دهند و لباس‌های فاخر به تن می‌كنند. آنها ارزش خود را به طلا و جواهرات می‌دانند و این به معنای آن است كه ارزش الهی و انسانی خود را در حد طلای دنیا پایین آورده‌اند و برخی خود را در طلا خلاصه كرده‌اند.

شیطان همه را به یك راه منحرف نمی‌سازد بلكه هر كسی را با توجه به برخورداری‌ها و نوع هوسی كه دارد از راه خدا دور می‌كند.

چنین زنانی باید اندیشه كنند كه این‌گونه فخر كردن‌های مالی همراه با جاذبه‌های زنانه، تمایلات نامحرمان را برمی‌انگیزد و چه بسا موجودیت مالی آنها را طعمه دیگران سازد. بینش چنین زنانی بسیار سطحی و ظاهر بینانه است. اگر آگاه شوند كه انسان خلیفه خداست و می‌تواند ارزشی برتر از ملایك داشته باشد، روحیه و عملكرد آنها عوض می‌شود و دیگر حاضر نخواهند بود برای یك لحظه خود و دارایی خویش را وسیله معصیت خود و غفلت مردان جامعه كنند.

9ـ ملامت دیگران

یكی از ریشه‌های بدحجابی و خودنمایی دختران و زنان ملامت اعضای خانواده، فامیل و دوستان است. چه بانوانی كه به خاطر سلامت نفسی كه دارند، می‌خواهند از حجاب دینی كامل برخوردار باشند اما راهزنان راه خدا به آنها شبیخون می‌زنند و زبان به ملامت می‌گشایند. گاهی ملامت‌ها از سوی مردان فامیل صورت می‌گیرد. ریشه اصلی ملامت اكثر این افراد هواهای نفسانی آنهاست. زیرا با بی‌حجابی و خودنمایی زنان و دختران بهتر می‌توانند به لذت‌های نامشروع خود دست یابند.

10ـ مدگرایی

مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است كه فراموشی دین و عقل را به همراه دارد.

مدگرایی روحیه خاصی است كه برخی زنان به آن مبتلا می‌شوند. مدگرا سعی دارد همواره از تازه‌های لباس و آرایش مطلع شود و با هر زحمت و قیمتی كه هست از آنها بهره گیرد. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است كه فراموشی دین و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشت پرده كه با تحقیقات وسیع و روان‌شناسی لازم به ارایه مدهای جدید می‌پردازند به گونه‌ای به طراحی مدل‌های كفش، لباس و قیافه زنان می‌پردازند كه پوچی، اسارت، مصرف و تحریك‌آمیزی آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلكه از اركان نوآوری‌های آنها باشد.

سخن با چنین زنانی این است كه غالب مدهای ساخته غرب نظیر لباس‌های تنگ با اصول اخلاقی و بهداشتی مغایرت دارند چه اینكه لباس‌های تنگ مانع جریان صحیح خون و تنفس پوستی می‌شوند وانگهی اگر زندگی آدمی به گشتن در خیابان‌ها، بررسی مدها، تازه‌های لباس و امثال آن بگذرد پس مسوولیت انسانی، آرمان الهی، سعادت اخروی و بسیاری از حقایق و ارزش‌های الهی و خلاصه هدف آفرینش آدمی و جهان پس از مرگ چه خواهدشد؟ زنان غربی این زندگی را طی كردند و نتیجه آن چیزی جز سقوط آنها نبود.

11- خانواده

خانواده‌هایی كه از تعالیم دینی فاصله می‌گیرند به یك فرهنگ برزخی بین اسلام و خواسته‌های نفسانی خود می‌رسند. بسیاری از عقاید آنها رنگ مذهبی و دینی ندارد. اینان همان كسانی هستند كه دین را فقط به زبان اظهار می کنند و با كمترین سختی یا تضاد با تمایلاتشان به‌راحتی از دین خدا چشم‌پوشی می‌كنند.

یكی از مسایل مهم اجتماعی كه از ابعاد معنوی مبارزه با نفس برخوردار است پوشش دینی است كه در خانواده‌های شبه مذهبی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و فرزندان آنها نیز به فرهنگ تسامح به دین كه از رهاوردهای تربیتی والدین است خو می‌گیرند و در نتیجه فرزندان آنها نیز نسخه‌های تكراری آنها خواهد بود. یعنی آنها نیز فرهنگ بی‌اعتنایی به احكام دینی را دنبال می‌كنند. بخشی از بدحجابی‌های جامعه منسوب به این خانواده‌ها و والدین شبه مذهبی است كه از غیرت دینی تهی مانده‌اند. خوشا به حال دختری كه از مادری عفیف و پوشیده برخوردار است كه روحیه چنین مادری بهترین زمینه حجاب او خواهد بود.

کانون گفتمان قرانی

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=483066

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دلیل بی حجابی در جامعه اسلامی ایران چیست و برای مقابله باآن چه کار باید کرد؟

عوامل بد حجابی در جامعه به دو دسته تقسیم می‏شود:

الف) عوامل درونی:منظور از عوامل درونی، مجموعه مؤلّفه‏هایی است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشی از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن است. مهم‏ترین آنها عبارت است از:

1. از نظر انسان‏شناختی و روان‏شناختی انسان موجودی است که دارای قدرت اختیار می‏باشد، یعنی، هم توانایی انتخاب راه درست و طی کردن مراتب کمال انسانی را دارد و هم توانایی پیروی از امیال و هواهای نفسانی و طی کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن می‏فرماید: انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا ، (انسان، آیه 3). بر این اساس در جامعه‏ای مانند جامعه اسلامی ما ـ که بسیاری از احکام، ارزش‏ها و معارف اسلامی برای اداره جامعه تبیین شده و جای هیچگونه عذر و بهانه‏ای نیست ـ بعضی از احکام الهی (مانند حجاب) از سوی برخی افراد نادیده گرفته می‏شود، به این اصل و عنصر روان‏شناختی باز می‏گردد. به عبارت دیگر یکی از مهم‏ترین عوامل بدحجابی در جامعه، پیروی از هواهای نفسانی است که خود ناشی از ضعف ایمان و تقوا،تزلزل شخصیت است و... می‏باشد و در مظاهری از قبیل تجمل‏گرایی، خودنمایی در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا می‏کند. یکی از راه‏های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان‏شناختی آن و تقویت ایمان و تقوای افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجرایاحکام الهی و موازین و مقررات اسلامی در سطح جامعه می‏باشد. قرآن کریم می‏فرماید: انّ الله لا یغیّر ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بأنفسهم... ؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییرنمی‏دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه 11).

2. ریشه‏های تاریخی این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوی برای گسترش فرهنگ برهنگی، بی‏بند و باری و کشف حجاب بر می‏گردد، که توانست بخشی از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بی‏حجابی را در خانواده‏ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترشاین معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامی و فضای ناشی از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادی کنترل شد؛ ولی به دلایل متعددی، رگه‏ها و ریشه‏های خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشی جامعه و فاصله گرفتن از فضای معنوی حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوبارهمجال ظهور و بروز پیدا کرد.

3. کوتاهی و بی‏توجهی برخی از مسؤولان فرهنگی کشور در تثبیت ارزش‏ها و احکام اسلامی و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابی است.

گفتنی است که به علت وجود مشکلات ناشی از تثبیت انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، فشارهای خارجی محاصره‏های گوناگون اقتصادی، سیاسی و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژی مسؤولان و دستگاه‏های دولتی به این امور صرف شود و توجه چندانی به مسائلفرهنگی جامعه و اجرای راه‏کارها و برنامه‏هایی در جهت تثبیت و تعمیق ارزش‏ها و احکام اسلامی مبذول نگردد.

4. بعضی از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست‏های پولی و ارزی و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادی، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش‏های جامعه، به سوی هنجارهای مادی، مدرک‏گرایی، تجمل پرستی و...گردید.

5. عملکرد منفی و نامطلوب برخی از دستگاه‏های فرهنگی (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال‏های اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصری که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارند و با استفاد از تسهیلات مادی و معنوی وزارت ارشاد و فضای باز و بدون نظارتجامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوی و ارزشهای حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگی کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه‏ای که مقام معظم رهبری هشدارهای شدید به مسئولین فرهنگی داده، نارضایتی خود را از عملکرد وزارتارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفای وزیر ارشاد گردید.

6. برخی از افراط و تفریطهایی که در سالهای اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بی حجابی و بد حجابی شد از قبیل استفاده روشهای خشونت‏آمیز و فیزیکی و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینی به این حکم الهی گردید.

7. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر یا نظارت ملی به صورت فراگیر و گسترده و نظام‏مند از طرف احاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنی و... شمرده شده است.

ب) عوامل بیرونی:مهمترین عامل بیرونی تهاجم فرهنگی گسترده و همه جانبه غرب به ارزش‏های اسلامی و ملّی ما، برای بی هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهای عقیدتی در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامی در ایران با استفاده از پیشرفته‏ترین وسایل تکنولوژی ـاعم از نرم‏افزاری و سخت‏افزاری، عناصر وابسته داخل در عرصه‏های فرهنگی و اقتصادی و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش‏ها و مظاهر تمدن غرب.

مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامی، معضل بد حجابی در جامعه اسلامی ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه‏های برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش‏بینی می‏باشد:

1. راهکارهای فیزیکی و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.

2. کار بنیادی فرهنگی. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکی و از طریق دستگاههای دولتی، بسیار دشوار و تا حدّی ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامی صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت ولزوم پوشش اسلامی، آثار مثبت و فواید و برکات اجرای این فریضه الهی در ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگی مستمر عمیق و ریشه‏ای با استفاده از دستگاههای فرهنگی و رسانه‏های جمعی و مطبوعات و... به زیباترین و بهترینصورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابی و رواج ارزشهای غربی به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگری که می‏تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعی یاری نماید اهتمام جدی جامعه به انجام فریضه امر بهمعروف و نهی از منکر است. بدیهی است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدی وارد عمل شود و این فریضه الهی را منطبق با شرایط و مراتبی که در شرع مقدس معین گردیده، عملی سازد دستگاههای فرهنگی نیز بهتر می‏توانند در حل این معضل اجتماعی اقدامنمایند.

برای آگاهی بیشتر ر.ک:

1ـ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

2. فرامرز رفیع‏پور، توسعه و تضاد

3. علی ذوعلم، انقلاب و ارزشها

4. شهید مطهری، مسأله حجاب.

http://www.jawab.ir/qa/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF#&slider1=3&slider2=3&slider3=3&slider4=3

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

عدم حیا یكی از عوامل بی حجابی زنان

عدم حیا یكی از عوامل بی حجابی زنان در جامعه می باشد. حیا یعنی شرم، حیا یعنی اینكه انسان از ترس ملامت دیگران از انجام كاری خودداری و پرهیز كند.

اسلام به حیا به دیده احترام می نگرد و به آن توصیه موكد دارد؛ چرا كه این صفت یكی از صفات برجسته و امتیازات آدمی است، به خصوص حیا برای زنان مسلمان.

حیا به زنان مسلمان زیبایی، حرمت، عزت و آبرو می بخشد، همان طور كه اگه حیا نباشد، باعث ذلت و خواری و سبكی وی می شود.

در كلامی از حضرت امیرالمومنین علی (ع)  آمده كه فرمودند:

شش چیز و صفت نیكوست، ولیكن از شش گروه بهتر و نیكوتر است. از جمله آنهاست: حیا نیكو و خوب است برای همگان، ولیكن از زنان نیكوتر است.

امام صادق می فرمایند:

بهترین زنان،‌عاقلان با حیا و خجالت پیشه اند.

حیا را از حضرت زهرا(س) بیاموزیم

حضرت موسی بن جعفر(ع)‌ از پدران خود نقل كرده كه حضرت امیرالمومنین(ع) فرموده: مردی نابینا از حضرت فاطمه(س) اجازه خواست كه به خانه او وارد شود، حضرت فاطمه(س) خود را پوشاند.

رسول خدا(ص) پرسید: چرا خود را از او پوشاندی و رعایت حجاب نمودی؟ او كه تو را نمی بیند؟

حضرت زهرا(س) فرمود:

اگر او مرا نمی بیند، من كه او را می بینم، به علاوه این مرد نابینا بو را كه استشمام می كند.

آنگاه پیامبر فرمود:

من گواهی می دهم كه تو پاره تن من هستی.

حضرت فاطمه(س) می فرمایند:

به پدرم گفتم: آیا اهل دنیا روز قیامت برهنه اند؟

پیامبر(ص) فرمودند: بلی، ای دخترم!

عرض كردم: آیا من هم برهنه ام؟

پیامبر(ص) فرمود: آری، شما هم، ولی آنجا كسی به كسی توجهی ندارد.

عرض كردم: چه قدر جای خجالت است آن روز مقابل خدای متعال.

هنوز خارج نشده بودم كه فرمودك اكنون جبرئیل آمد و به من گفت: ای محمد! به فاطمه(س) سلام برسان و بگو: به جهت حیا و شرمش از خدا، خدا وعده داد كه او را روز قیامت به دو حله از نور بپوشاند.

عدم غیرت ناموسی

می توان گفت دلیل بخشی از بی حجابی زنان در جامعه؛ عدم توجه مردان و رضایت آنها به بی حجابی ناموسشان است.

از زاویه دید غیرت می توان اینگونه نتیجه گرفت: اگر زنی بی حجاب است و خود را در جامعه نمایان می كند، علت آن را باید در بی غیرتی مردان جستجو كرد؛ چرا كه چنین مردانی به گونه ای به بد حجابی بانوان خویش حساسیت لازم را نشان نداده و پذیرفته اند كه زنانشان اینگونه در معرض دید شكارچیان گرسنه قرار گیرند.

اگر مردی دارای غیرت باشد، در نگهداری ناموس خود كوتاهی نمی كند و نمی پسندد ناموسش به عنوان طعمه و شكار شكارچیان ْوده قرار گیرد و همواره بیم آن دارد كه تیر زهرآلود شیطان های دو پا، شریك زندگی او را زخمی كند.

غیرت یعنی رشك بردن، حمیت، ناموس پرستی(ناموس دوستی) و غیرت به معنای كوتاهی نكردن در حفظ و نگاهبانی آنچه لازم و ضروری است، غیرت یعنی دفاع از محبوب در مقابل متجاوز.

ما سه نوع غیرت داریم : 1- غیرت دینی         2- غیرت مالی      3- غیرت ناموسی

كه در تعریف غیرت ناموسی اینگونه بیان می شود:

مرد تكیه گاه زن است، بر مرد لازم است كه از حرمت و كرامت بانوی خویش دفاع كند و یك لحظه از ارزش و كرامت بانوی خویش غافل نشود.

غیرت ناموسی بدین معناست كه مرد ناموس خود را از تیررس مردان نامحرم دور نگه دارد و نگذارد كه گردش های بی موقع فرجامی ناگوار را برای همسر او رقم بزند.

اهمیت غیرت

دین مقدس اسلام غیرت را به عنوان یك پدیده ارزشمند مورد توجه قرار می دهد به گونه ای كه پیامبر اكرم(ص) می فرمایند:

همانا غیرت نشانه ایمان است.

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:

جمعی اسیر را خدمت پیامبر(ص) آوردند و پیامبر(ص) دستور قتل آنها را صادر نمود به جز یكی از انها.

مرد اسیر گفت: ای نبی خدا! چگونه مرا رها كردی از میان آنها؟

پیلمبر(ص) فرمود: جبرئیل از جانب خداوند آمد و گفت كه در تو پنج خصلت است كه خداوند و پیامبرش دوست دارند، كه از انهاست: غیرت سخت و زیاد نسبت به ناموست.

غیرت حضرت موسی(ع)

همانا حضرت موسی(ع) مردی غیرتمند بود، باكسی مصاحبت نداشت، به خاطر آنكه ناموسش دیده نشود (كسی را به خانه نمی آورد).

http://www.efaf89.mihanblog.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@

آثار بی حجابی

مقدمه

خدای تعالی انسان را در دو جنس زن و مرد آفرید و به ایشان نعمت بخشید تا مکمل هم باشند، از ایشان خانواده‌ها تشکیل گردد، نسلها ادامه یافته و باعث سکون و آرامش و رشد و تعالی هم باشند. سپس به هر دو تکالیفی محول فرمود تا با اجرای آنها به سوی سعادت و کمال مطلوب خویش گام بردارند. چرا که زن و مرد هر دو انسانند و هیچ تفاوت و مزیتی از نظر انسان بودن یا در نحوه آفرینش یا رسیدن به سعادت نسبت به همدیگر ندارند بلکه چون زن و مرد دو جنس از یک نوع می‌باشند که نوعشان همان انسان بودنشان است و جنسشان زن و مرد بودن می‌باشد و این تفاوت در جنس آنها نیز به خاطر انتظاراتی است که دستگاه خلقت از هر دوی آنها دارد و الا این تفاوت عامل برتری یکی بر دیگری نیست بلکه ملاک برتریشان در نحوه رفتار و کارهایی است که انجام می‌دهند درست مطلبی که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته که هر کس کار صالحی انجام دهد از مرد و زن او مومن است یعنی ملاک برتری ایشان تقوا و انجام تکالیف الهی ایشان است.

مشترکات زن و مرد

با توجه به این که زن ومرد دارای اشتراکات زیادی هستند مانند هر دو انسانند، هر دو دارای وجدان هستند، هر دو دارای فطرت پاکی می‌باشند هر دو می‌توانند صاحب ثروت باشند و یا فعالیت اقتصادی نمایند در هر دو حس آرمانجویی ، حقیقت طلبی، میل به جاودانگی و صدها وجه مشترک دیگری نیز دارند، دارای یک سلسله تکالیف مشترکی نیز می‌باشند یعنی هر دو برای رسیدن به سعادت باید نماز بخوانند، هر دو باید عمل صالح انجام دهند، هر دو از انجام هر گناهی اعم از غیبت و زنا و غیره دوری کنند، هر دو باید در صورت داشتن امکانات مالی خمس و زکات بدهند، اگر قدرت مالی پیدا کردند باید به حج واجبی بروند و ... .

تفاوتهای زن و مرد

اما چون از نظر جنسی متفاوت هستند با وجود تمام مشترکاتی که با هم دارند دارای یک سلسله تکالیف مخصوص به خود نیز بوده در برخی تکالیف متفاوتند هر چند برخی از راههای رسیدن به کمال آنها متفاوت است مثلا زن در تولید مثل نقش اساسی را نسبت به مرد دارد، عاطفه و عشق با گوشت و خون زن آمیخته شده و در واقع جزئی از وجود زن می‌باشد، حس مادری که در همه اینها نسبت به مرد نقش سرنوشت‌سازی بر عهده دارد، ولی آنها با انجام وظایف مربوط به خویش به کمال خواهند رسید چنانکه مثلا زن با شوهرداری و مرد با جهاد مال و جان ، هر دو ثواب جهاد در راه خدا را خواهند داشت. پس هر چند تکالیف متفاوتند ولی در پاداش و کمال نهایی یکسانند.

حجاب ماموریت ویژه زنان

از جمله تفاوتهای تکلیفی زن و مرد، حجاب زنان می‌باشد ، که بر زنان واجب شده است. حجاب همچنان که می‌دانیم به معنی "پوشیدن" بوده و در اصطلاح فقها ، کلمه "ستر" بکار رفته که به معنی پوشش است. یعنی اینکه زن، خود را به نحوی از دید نامحرم پوشانده و جلب توجه نکند. که در سوره نور آیه 31 به این حکم الهی اشاره شده است با این بیان که ( و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را _ از هر نامحرمی _ فرو بندند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که _ طبعا _ از آن پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش فرو اندازند و زیورهایهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان _ هم‌کیش _ خود یا کنیزانشان یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده‌اند آشکار نکنند و پاهای خود را _ به گونه‌ای به زمین _ نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند معلوم گردد. ای مومنان همگی _ از مرد و زن _ به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.)

در صورتی که زنان از عهده این تکلیف شانه خالی کنند نه تنها باعث از دست رفتن ارزش و کرامت انسانی خود خواهند شد بلکه نتایج بدی نیز در جامعه بر جای خواهد گزارد که در زیر به طور فهرست وار اشاره می‌گردد.

* پشت پا زدن به قانون و فرمان الهی.

* گسستن پیوند خانواده‌ها.

* افزایش کودکان سرراهی و بی سرپرست.

* بیماریهای روحی و روانی.

* فساد و بی بندوباری و شهوترانی

* رکود فعالیتهای اجتماعی

* صرف هزینه‌های غیر ضروری برای خرید وسایل آرایش و تهیه لباسهای مبتذل.

* عذاب الهی

زنان همچون مرواریدهایی هستند که اگر از صدفشان که همانا حجاب آنهاست بیرون بیایند مورد سوء استفاده و دستبرد آلودگان و غارتگران حریم عصمت و حیا واقع شده، ارزش و کرامت خویش را از دست خواهند داد و با جلوه‌گری و آرایش و عشوه‌گری باعث بروز بیماریهای روحی و روانی جوانان، از هم پاشیدن بنیان خانواده‌ها، فساد و فحشا خواهند شد. در اینجا بد نیست جهت اهمیت مطلب نگاهی گذرا به نامه‌ای که چارلی چاپلین به دختر خود نوشت بیاندازیم تا روشن گردد که حجاب فقط یک بحث مذهبی نبوده و یک مسئله فرا مذهبی می‌باشد.

نامه‌ای که چارلی چاپلین به دخترش نوشت.

چارلی چاپلین در بخشهای پایانی نامه خود به دخترش این چنین بیان می دارد: حقیقت را با تو می‌گویم دخترم: مردمان بر روی ریسمان نا‌استوار سقوط می‌کنند. شاید که شبی در خشش گرانبهاترین الماس این جهان، تو رافریب دهد آن شب این الماس، ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبای شاهزاده‌ای تورا گول بزند آن روز بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می‌کنند. دل به زر و زیور نبند زیرا بزرگترین الماس این جهان آقتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه می‌درخشد ...

.... اما اگر روزی دل به مردی بستی، با او یکدل باش. به مادرت گفته‌ام در این باره برایت نامه‌ای بنویسد او عشق را بهتر از من می‌شناسد واو برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است این را می‌دانم. اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می‌زنم. اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می‌داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی، نترس این ده سال تورا پیر نخواهد کرد ...

پس کسانی که به هر طریقی، برهنگی را رواج می‌دهند چه با تولید لباسهای مبتذل، چه با فروش آنها و چه زنانی که در انظار عمومی و نزد نامحرم از این پوششها استفاده می‌کنند، نه تنها همه مخالفت امر خدا و ائمه و پیامبر صلی الله علیه و آله نموده‌اند بلکه در مقابل همه ضرر و زیانهای مختلف فردی، روانی و اجتماعی وبه خطر افتادن سلامتی روانی اجتماعی و به طبع آن انواع مرضهای جسمی مسئول خواهند بود و علاوه بر هلاکت خود زمینه هلاکت دیگران را نیز فراهم خواهند کرد.

مباحث مرتبط

منابع

1- استاد مرتضی مطهری ، مساله حجاب

2- محمد وحیدی ، احکام دختران

3- اسدالله محمدی نیا ، بهشت جوانان

4-نشریه الکترونیکی فصل نو

نویسنده: فاطمه شاه محمدی

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8&SSOReturnPage=Check&Rand=0

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

آثار بد حجابی و خود آرایی         

بررسی علل برقراری قانون حجاب در جامعه  

آثار بد حجابی و خود آرایی                        

بدحجابی پـدیده ای است که از سوی برخی بیمار دلان تشویق و ترغیب می شود، بطوری که آن را ابزاری برای دور زدن قوانین و احکام اسلامی یعنی حکم شرعی حجاب قرار داده اند.

درجامعه اسلامی، بدحجابی به عنوان یک نابهنجاری به وجود آمده که خود عامل بسیاری از مشکلات جنسی، خانوادگی، تعرضات خیابانی و بحران های اجتماعی شده است.

از نظر نویسنده این مطلب، بدحجابی بدتر از بی حجابی است؛ زیرا جامعه عقلانی و اسلامی به طور طبیعی از بدحجابی حمایت نمی کند و به شدت با آن مبارزه می کند؛ ولی از آن جایی که جامعه نسبت به برخی از امور تساهل و تسامح روا می دارد، بدحجابی به عنوان یک شیوه خودآرایی شیوع و رواج می یابد و خود عامل فساد و تباهی درجامعه می گردد؛ زیرا بدحجابی به عنوان خودآرایی، عامل تهییج شهوات جنسی است که پیامدهای آن مانند موریانه آهسته جامعه را از درون متلاشی می کند و اساس خانواده ها را از هم می پاشد.

درمطلب حاضر نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی، برآن است تا تحلیل قرآن از این عمل تهییج کننده را تبیین کند و آثار و کارکردهای زیانبار و آسیب زای آن را تشریح نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

● فلسفه حجاب

حجاب برای این وضع شده تا جامعه درسلامت جنسی باشد و ابزارهای تحریک قوای شهوانی تحدید شود. از این رو، حجاب به عنوان یک قانون کلی وضع شده است تا این سلامت فراهم آید. از آیات قرآن این معنا به دست می آید که نیازی به پوشیدن از کودکانی نیست که قدرت تشخیص میان زن و مرد نداشته و هنوز به مسائل جنسی آگاهی نیافته اند.

اما کسانی که بدحجابی شان عامل برانگیختگی شهوانی است، باید خود را به طور کامل بپوشانند و بر مومنان است که به این افراد بدحجاب ننگرند و چشم خویش را فروافکنند.

به سخن دیگر، مومن در دو حالت باید چشمان خویش را از جنس مخالف بپوشاند: ۱ در زمانی که شخصی بی حجاب یا بد حجاب است، حال چه این بی حجابی یا بدحجابی تحریک کننده باشد یا نباشد؛ زیرا حجاب قانونی اجتماعی است که مراعات آن بر همگان لازم است و اگر کسی مراعات نکرد می بایست با چشم پوشیدن، خود را از احتمال تحریک قوای شهوانی محافظت کند و چشم پوشیدن بر او واجب و لازم است؛ ۲ زمانی که شخص با حجاب است ولی او با دیدن همان مقدار مجاز تحریک شده و قوای شهوانی او برانگیخته می شود، دراین حالت بر او لازم و ضروری است که چشمان خویش را از جنس مخالف بپوشاند و به آن ننگرد.

اصولا حجاب یک قانون اجتماعی است که بر همه شهروندان امت اسلام از زن و مرد لازم است تا آن را اجرا کنند و در صورت تخطی به عنوان جرم تلقی شده و مجازاتی چون تعزیر دارد؛ چنان که گناهی است که عقوبت آن در آخرت و بلکه در دنیا نیز گریبانگیر وی خواهدشد و بسیاری از برکات و نعمت های الهی از او سلب شده و به معیشت سخت و تنگدستی گرفتار می آید.

هدف از وضع حجاب آن است تا زمینه برای سلامت جامعه فراهم گردد و بیماردلان، متعرض مردان و زنان با ایمان نشوند و ایمان ایشان را به غارت و چپاول نبرند.

البته یکی از فلسفه ها و اهداف حجاب را باید ایجاد عفت و پاکدامنی درمیان امت اسلام و شهروندان آن دانست؛ زیرا حجاب شرایط مناسبی را برای پاکدامنی و عفت در جامعه فراهم می آورد؛ چرا که با وجود حجاب مناسب و شرعی، قوای شهوانی، تحریک و تهییج نمی شود و شخص در یک فرآیندی با کمک عقل و شرع، بر نفس خویش مسلط شده و زمام امور نفس را در اختیار عقل می گذارد.

از آموزه های قرآنی این معنا به دست می آید که عفت و پاکدامنی، به معنای چیرگی عقل و مدیریت مهار قوای شهوانی به دست آن است. این حالت اگر به شکل ملکه ای در نفس انسانی در آید، شخص در حالتی قرارمی گیرد که به سادگی تهییج نمی شود و قوای شهوانی نمی تواند سرکشی کند و او را به سوی گناه سوق دهد.

به سخن دیگر، هدف آن است که آدمی در یک فرآیندی به جایی برسد که قوای نفسانی بر او حکومت نکند، بلکه عقل و آموزه های عقلانی و وحیانی بر جان او مسلط شود که همان معنای تقوا و پرهیزگاری واقعی است.

در برخی از روایات آمده است برای هر چیزی مستی و سکری است. انسان ها همان گونه که با شراب دچار مستی می شوند، یا به سبب ترس از مرگ دچار این حالت می گردند. (ق، آیه ۱۹) یا دنیازدگی، ایشان را مست می کند (حجر، آیه۷۲) همچنین برخی از اوقات چشمان آدمی مست می شود و همانند آدم هایی افسون شده می گردد. (حجر، آیه۱۵) این مستی چشمان، شاید به سبب چشمان مست آفرین جنس مخالفی باشد و شاید به تار مو و زلف زنی و شانه ستبر مردی اتفاق بیفتد. از این رو باید انسان چشم، فروهشته دارد تا در دام مست آفرینان گرفتار نیاید. حجاب، مانع بازدارنده ای است که آدمی را از مست آفرینان در امان نگه می دارد. لذا به عنوان یک حکم اجتماعی اسلامی مطرح شده است.

ازنظراسلام، همان اندازه که انسان نسبت به ایمان و عمل صالح خود مکلف و موظف است همچنین نسبت به ایمان و اعمال دیگران نیز مسئولیت دارد؛ زیرا اسلام دینی اجتماعی است و حوزه های فردی آن تا حوزه های اجتماعی کشیده شده است و ایمان واقعی جز به رهایی از خود و دیگران معنا نخواهدیافت. از این رو بر هر فردی این مسئولیت نهاده شده تا با ایجاد حجاب، مانع از برانگیخته شدن شهوات جنسی دیگران شود. بنابراین حجاب برای مرد و زن یک مسئولیت اجتماعی است تا بستر عفاف را در دیگران ایجاد یا تقویت کند. بنابراین اگر به انسان مؤمن گفته شده تا برای حفظ عفاف و یا تقویت آن در خود، چشم بر هر مست آفرینی فروهشته دارد، همینطور از وی خواسته شده تا برای حفظ عفت دیگران و یا ایجاد و تقویت آن، حجاب داشته باشد.

براین اساس، اگر مردی احساس کند و یا احتمال دهد که پوشیدن مقدار واجب و لازم نمی تواند نقش بازدارندگی را ایفا کند، باید بیش از حد واجب اندام خود را بپوشاند و این یک مسئولیت اجتماعی است که به عنوان آداب پوشش مطرح می باشد. چنان که اگر زنی دید که دستان ظریف و لطیف وی نگاه ها را مجذوب می کند و یا چشمان مخمورش دل ها را به بند می کشد و مسحور می سازد، باید به آداب اسلامی پوشش، دستان خویش بپوشاند و یا چشمان را با عینک دودی و یا هر ابزار دیگری مخفی نگه دارد و این گونه حجاب را مراعات نماید.

در حقیقت، مقدار لازم برای مرد و زن مسلمان همان چیزی است که در شریعت بیان شده است ولی مسئولیت اجتماعی و دینی شخص می طلبد که وی با توجه به شرایط حتی برخی از بخش های مجاز را نیز بپوشاند تا شرایط برای تهییج قوای جنسی دیگران فراهم نیاید؛ زیرا هدف از حجاب ایجاد بسترهای لازم برای دست یابی به حالت نفسانی عفاف است که نوعی چیرگی عقل بر قوای نفسانی و ایجاد تعادل و اعتدال در آن است.

عفت در کلام الهی همان عصمتی است که شخص را از انجام گناه باز می دارد و اجازه نمی دهد تا قوای شهوانی حتی در محیط مناسب تهییج برانگیز، خود را بر جان آدمی مسلط و چیره نماید. از این رو عفت حضرت یوسف(ع) وی را از گناه در شرایط مناسبی که زلیخا فراهم آورده بود، بازداشت. (یوسف، آیات ۲۹ و ۳۲ و ۳۳)

همین عفت است که به عنوان یک ارزش مورد توجه قرآن و آموزه های وحیانی آن قرار می گیرد و همه عقلا و خردمندان، دارندگان عفاف را می ستایند و بر آنان آفرین می فرستند. (یوسف، آیات پیشین و نیز ۴۶ و ۵۰ تا ۵۴) بی گمان عفت یکی از مصادیق احسان و صالح بودن انسان است. (یوسف، آیه ۵۶) از این رو حضرت یوسف(ع) مورد ستایش شاه مصر قرار می گیرد.

انسان های عفیف حتی اگر فاقد امکانات پاسخ گویی به نیازهای جنسی خویش باشند، هرگز در دام شهوت نمی افتند و با خویشتن داری نشان می دهند که چگونه عقلشان بر شهوات و قوای درونی و وسوسه های بیرونی چیره است.

زنان و مردان عفیف با همه مشکلات و تنگدستی ها هرگز تن به خفت نمی دهند و خواری تقاضا و سوال را بر خود هموار نمی سازند (بقره، آیه ۲۷۳) چه رسد که در دام آن گرفتار آیند و خود را به دست شهوت بسپارند و بدنام و بی آبرو کنند.

به هر حال هرگونه بدحجابی که به عنوان عامل تهییج شهوات جنسی باشد، به عنوان یک عمل ضداخلاقی و هنجاری شناخته می شود و باید با آن به عنوان یک پدیده زشت از سوی اولیای امور و مجریان قوانین به شدت مبارزه شود و از سوی مومنان و شهروندان محکوم شود.

● بدحجابی، ترفند شیطانی

عفت و پاکدامنی، حالت نفسانی است که داشتن آن بیانگر تسلط عقل بر نفس و چیرگی آن بر قوای شهوانی و مدیریت و مهار آن است. انسان های پاکدامن به سبب آن که کمال را در خدایی شدن می جویند، به عقل گرایش داشته و خردورزی اساس زندگی آنان را شکل می بخشد؛ زیرا می دانند که تسلط عقل بر تن و جانشان، به معنای تسلط حق و حقیقت بر آنان و حرکت در مسیر تعالی است.

افراد پاکدامن به حکم عقل نه تنها کمال را برای خود می پسندند، بلکه آن را برای همگان می پسندند و بدین منظور نه تنها شرایط را برای حرکت های کمالی و عقلانی خود فراهم می آورند، بلکه می کوشند تا شرایط مطلوب و مناسبی نیز برای دیگران فراهم آید. از این رو، از هرگونه ابزاری که قوای شهوانی را تهییج یا تقویت کند، پرهیز می کنند و پرهیزگاری و تقوا در ایشان به عنوان ملکه درآمده است. آنان از هرگونه خودآرایی که موجب تهییج قوای شهوانی و نفسانی جنس مخالف می شود، خودداری می کنند و عفت را برای همگان می پسندند. در همین راستا حجاب در ایشان به عنوان ابزاری مفید و سازنده در دستور کار قرار می گیرد تا ضمن ایجاد دیواره امنیتی برای خود و جلوگیری از هرگونه تعرض از سوی بیماردلان، شرایط مناسب را برای تعالی دیگر افراد جامعه فراهم آورند.

اما در مقابل، بیماردلان و ناپاکدامنان، به سبب فقدان عفت درونی، نه تنها حجاب را ابزار حفاظتی بر نمی شمارند، بلکه آن را به عنوان عامل تهییج قوای شهوانی دیگران و تقویت آن به کار می گیرند و بدحجابی به عنوان یک ترفند فریبکارانه از سوی بی عفتان مورد بهره برداری قرار می گیرد.

البته همه کسانی که بدحجاب هستند، از آن به عنوان یک ترفند بهره نمی برند؛ زیرا بسیار از آنان نسبت به احکام شرعی آگاهی کاملی ندارند و ناخواسته اهتمام و جدیتی نسبت به احکام شرعی از خود بروز نمی دهند و به طور ناخواسته در انجام کامل قوانین و احکام شرعی کوتاهی روا می دارند. این در حالی است که برخی دیگر از افراد، بدحجابی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در برنامه ریزی رفتاری و جنگ نرم و روانی خویش قرار می دهند. بنابراین، بدحجابی به عنوان یک پدیده اجتماعی برنامه ریزی شده، ترفندی است که دشمنان جامعه و بی عفتان خواهان گسترش آن هستند.

بدحجابی به عنوان یک ترفند فرهنگی و سیاسی از سوی برخی از افراد مدیریت و هدایت می شود. این جاست که جامعه با جلوه هایی از خودآرایی مواجه می شود که بحران های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی را به دنبال دارد. از این رو گفته شده، بدحجابی، ترفند بیماردلان و بی عفتان است؛ زیرا هدف این گروه ها آن است که شرایط برای بهره گیری های شهوانی فراهم آید و با طبیعی و عادی و معمولی جلوه دادن این گونه رفتار، هرگونه حساسیتی را از جامعه و مدیران آن بردارند.

● بدحجابی، نوعی خودآرایی

اصولا زنان و مردان گرایش به خودآرایی دارند تا این گونه جنس مخالف را برانگیزند و توجه آنان را به خود جلب و جذب کنند. در اسلام تهییج همسران از طریق خودآرایی مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته و آیات و روایات بسیاری در این زمینه وارد شده است که چگونه همسران به این نیاز طبیعی یک دیگر پاسخ دهند و با پوشیدن و آراستن خود به زر و زیور و جامه های زیبا و خوشنگار، شرایط مناسب و شایسته ای برای پاسخ به عواطف و احساسات یک دیگر در این حوزه فراهم آورند.

بی گمان، این تهییج و برانگیزاندن عواطف و احساسات جنس مخالف، نیازمند پاسخ گویی های جنسی مناسبی از سوی همسران است که در آیاتی از جمله ۵۸ سوره نور بدان اشاره و توجه داده شده است. در این آیات از خلوت های سه گانه همسران در شبانه و روز سخن به میان آمده که برای ارتباط جنسی بوده و هیچ کسی حتی فرزندان نیز مجاز به شکستن حریم خلوت ایشان نیستند.

اما از آن جایی که هرگونه تهییج جنس مخالف از سوی دیگران به معنای شکستن حدود الهی است، امری ممنوع و محرم دانسته شده است. بر این اساس همه عوامل و ابزارهای تهییج جنسی جنس مخالف تحریم شده و قوانین سفت و سختی در این باره وضع شده است تا جامعه در سلامت باقی بماند. از جمله این قوانین حجاب است.

قانون حجاب، اختصاصی به مرد و زن ندارد و همگام موظف به اجرای دقیق آن هستند. هر چند که میزان و شرایط حجاب در مرد و زن فرق می کند و این تفاوت به سبب اختلاف طبیعی در زن و مرد است.

ناگفته نماند که اگر زنی با دیدن حتی بخش هایی از بدن مردان که لازم نیست پوشیده باشد، تحریک شود می بایست چشم خویش را از آن مرد یا مردان بپوشاند. از این رو با آن که مردان با دیدن و زنان با لمس تحریک می شوند؛ خداوند از فرو انداختن چشمان زن و مرد سخن به میان آورده است (نور، آیه ۳۱) زیرا برخی از زنان با دیدن جاهایی که به طور طبیعی حجاب مرد نیست، تحریک می شوند و یا این که مردانی بدحجابی را پیشه می گیرند تا زنانی تحریک شوند و در دام شهوت ایشان گرفتار آیند. بر این اساس بر مؤمنان حکم شده تا چشمان خویش را از نگاه به نامحرم از جنس مخالف بپوشانند تا قوای شهوانی آنان تحریک نشود.

به سخن دیگر، در این جا دو حکم وجود دارد، حکمی که بر همگان است که حجاب مناسب مرد و زن را مراعات کنند و حکمی دیگر آن که در صورت احتمال تحریک، چشمان خویش را بر همان بخش مجاز نیز بپوشانند؛ زیرا برخی از مردان و زنان نسبت به دیدن جنس مخالف واکنش مثبت نشان می دهند و قوای شهوانی ایشان برانگیخته می شود. از این رو، اگر مردی نسبت به دیدن چهره و دست زنی تحریک می شود بر اوست که چشم فرو بندد و آن جا را نیز نبیند؛ هر چند که برای دیگران دیدن آن بخش مجاز باشد و بر زن نیز پوشیدن آن بخش لازم نباشد. هم چنین در زنان هم این حکم جاری است. بنابراین اگر زنی با دیدن فوتبالیست ها و پوشش آنان تحریک شود می بایست چشم از ایشان فرو بندد، هر چند که به طور عموم زنان با دیدن تحریک نشوند.به عبارت دیگر، مبنای احکام، جلوگیری از تهییج جنسی است و اگر مرد و زنی احتمال تحریک جنسی و برانگیخته شدن قوای شهوانی خود را بدهند نمی توانند مواضع و جاهایی را ببینند که دیدن آن جایز و پوشیدن آن لازم نیست. از این رو شخصی که احتمال تحریک خود را می دهد، دیدن این مواضع و جاهائی از زن و مرد جایز نیست و حرام می باشد.

حمید شریف زاده            

روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )

http://noorportal.net/394/436/37251.aspx

000000000000000000000000000000000000

http://www.aftab.ir/articles/view/religion/religion/c7c1274519410_hejab_p1.php/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی سبب افزایش میزان طلاق است

آمارهای قطعی نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان،طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است.چراکه«هر چه دیده بیند،دل کند یاد» و هر چه دل(هوس های سرکش) بخواهد،به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود و به این ترتیب هر روز دل به دلبری می بندد و با دیگری وداع می گوید.

«در محیطی که حجاب است و شرایط دیگر اسلامی رعایت می شود،دو همسر،تعلق به یکدیگر دارند و احساسات و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است.ولی در «بازار آزاد برهنگی» که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی در آمده اند،دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد و خانواده هم چون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می شود و کودکان بی سرپرست می مانند».(تفسیر نمونه-ج14-ص144)

«طبق داده های آماری نسبت طلاق به ازدواج در چند کشور در سال 1919 به این شرح بوده است :

ایالات متحده ی آمریکا : یک طلاق در برابر 6/7 ازدواج

فرانسه:یک طلاق در ازای 21 ازدواج

آلمان: یک طلاق در ازای 24 ازدواج

سوئد : یک طلاق در ازای33ازدواج

این نسبت روز به روز افزایش یافته است،به طوری که در سال 1960در برابر یک طلاق در:

ایالات متحده ی آمریکا:66/3 ازدواج

فرانسه :40/11ازدواج

آلمان :36/11 ازدواج

سوئد: 6/5 ازدواج داشته اند.

یعنی در فاصله ی 41 سال در آمریکا و آلمان تعداد طلاق در مقایسه با ازدواج بیش از 2 برابر،در فرانسه کمتر از 2 برابر و در سوئد تا 6 برابر افزایش یافته است».(احمد رزاقی-عوامل فساد و بدحجابی-ص83)

اگر چه آمارهای فوق مربوط به سال ها قبل می باشد،ولی در عین حال بیانگر این واقعیت است که همواره فساد و بی حجابی به طور چشمگیری در افزایش طلاق نقش داشته است.یکی از روانشناسان اثر سوء فرهنگ برهنگی بر روان فردی و روابط خانوادگی را چنین تبیین می کند :«زنان و مردانی که از چنین فرهنگی تأثیر می پذیرند،طبیعتاً طعم محبت واقعی را نچشیده و مجالی برای مهر ورزی،عشق و قبول مسئولیت ندارند».

شاید به همین دلیل است که اکنون بیش از 63درصد از خانواده های آمریکایی خانواده های تک والدی هستند،یعنی در آن سرزمین از هر 10 خانواده تنها فرزندان 4 خانواده در کنار پدر و مادر زندگی می کنند و فرزندان 6 خانواده ی دیگر یا با پدر زندگی می کنند یا با مادر.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/0

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی از عوامل افت تحصیلی و آموزشی

یکی از پیامد های سوء و ناگوار بدحجابی و ابتذال در پوشش و یکی از نمونه های بارز رکود فعالیت ها،افت تحصیلی و آموزشی در میان دانش آموزان دختر و پسر است.

براستی آیا اگر دختر و پسری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و یا اگر در یک محیط درس می خوانند(مانند دانشگاه ها) بدن خود را بپوشانند و از پوشیدن لباس های جالب توجه و... اجتناب نمایند،بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می دهند و حوصله ی کار و فعالیت دارند،یا وقتی کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با لباس های مدل دار و جالب توجه مردان نشسته باشد؟

«مطالعات دانشمندان تربیتی نشان داده است مدارسی که در آن دختر و پسر با هم درس می خوانند،کم کاری،عقب افتادگی و عدم مسئولیت به خوبی مشاهده شده است. زیرا بدحجابی مشغولیت دختران را فزونی می دهد،تلاش های آنان را به سوی شناخت مدل های گوناگون آرایش موی سر و تقلید از مدل های متنوع سوق می دهد،و وقت زیادی از فرصت های مطالعه را مصروف آرایش ها و آراستگی های سر و صورت و لباس می نماید».

آیا دختری که در یک روز موهای سر خود را ممکن است چند نوع آرایش کند،می تواند فرصتی برای مطالعه داشته باشد؟ از سویی پسران دانش آموز که دوران بحرانی بلوغ را سپری می کنند،ممکن است ساعت ها در کوچه ها وخیابان ها پرسه بزنند تا شاید مزاحمتی برای دختری با این اوصاف فراهم آورند و به اشتیاق دیدن روی چنان دخترانی درس و مطالعه را رها کرده و ساعت ها پس از دیدار در اندیشه فرو روند.و چه زیان بار و خطرناک است آن گاه که مزاحمت ها،مکاتبه ها و دوستی ها را در پی داشته باشد.و از آن پس چه بسا آراستن ها وقت بیش تری به خود اختصاص دهد.

بنابراین پدران و مادرانی که خواهان پیشرفت و تکامل روحی و علمی فرزندان خویش هستند بایستی آموزش های لازم در ارتباط با مسأله ی پوشش و آداب نگاه کردن را به فرزندان خود بدهند.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/5

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

زیانهای اقتصادی بی حجابی و مدپرستی

از نتایج تأسف آور شکستن حصار عفاف و خروج از مرز پوشش اسلامی این است که دختران و زنان به تقلید از غرب و غربیان نه تنها گویا از طرف غرب مأمور انحطاط اخلاق جوانان و رکود فعالیت های ثمربخش هستند،بلکه یگانه مصرف کننده و مصرف ساز کالاهای غرب می باشند.این جا است که درک می کنیم چرا استعمار غرب برای بیرون آوردن زنان از حریم پوشش اسلامی تلاش می کند.

نظام سرمایه داری غرب برای ایجاد بازار بیشتر و به دست آوردن مواد اولیه ی ارزان تر و در نتیجه تحصیل سود بیشتر،نیاز به گسترش هر چه بیشتر بازار مصرف دارد و در این میان برای دست یابی به اهداف پلید خود سعی در بهره کشی از وجود زن می نماید،اما نه از نیروی بدنی و قدرت کار زن،بلکه از نیروی جاذبه و زیبایی او،و از گرو گذاشتن شرافت و حیثیتش.وشاه کلید این امر نیز از میان برداشتن حجاب و عفاف زنان است تا بدین وسیله در ایفای نقش خود که همان اشاعه و تبلیغ کالاهای مصرفی و آرایشی و...است ،آزادتر و موفق تر باشد.بدین ترتیب زنان(مسخ شده) که بایستی نقش مربیان و معلمان و نقش پرستاران روحی و فکری و اخلاقی افراد جامعه را بازی کنند، به برده هایی رام و مطیع و«کنیزانی مدرن!» تبدیل شدند که مهمترین هنرشان خود آرایی و خودنمایی و به نمایش گذاردن مد های مختلف لباس و وسایل آرایشی و... در کوچه و خیابان ها است.

«پس از رفع حجاب در ایران میزان ارزی که بابت خرید و وارد نمودن لوازم آرایشی صرف می شد،سیر صعودی داشته و مصرف این کالا ها به طور تصاعدی بالا رفته است به طوری که در سال 1316(فقط دو سال پس از کشف حجاب رضاخانی)ارزی که بابت خرید لوازم آرایشی از کشور خارج شد،حدود بک میلیون ریال بود.40 سال بعد یعنی در سال 1355 ارز خارجی بابت این نوع کالا ها به 500 برابر یعنی 535 میلیون ریال رسیده است که البته ابن آمار مازاد بر تولیدات داخلی بود.تنها در تهران 180 فروشگاه مخصوص لوازم آرایشی وجود داشت که میزان فروش متوسط آن ها به 100 هزار ریال در روز بالغ می شد». (احمد رزاقی-عوامل فساد و بدحجابی-ص86-87)

آری زن ایرانی باید به بهانه ی«تجدد»و«تقدم»و«مقتضیات زمان» هر روز و هر ساعت با وسایلی که در دنیای سرمایه داری تهیه می شود،خود را در معرض نمایش گذارد تا بتواند چنین مصرف کننده ی لایقی برای کارخانه های اروپایی باشد.اگر زن ایرانی بخواهد خود را فقط برای همسر قانونی و یا برای حضور در مجالس اختصاصی زنان بیاراید،نه مصرف کننده ی لایقی برای سرمایه داران غربی خواهد بود و نه وظیفه ومأموریت دیگرش را که عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده ی آنان و ایجاد رکود در فعالیت های اجتماعی،به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/6

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی بدتر از مواد مخدر

راستی در مقایسه بی حجابی با مواد مخدر کدام یک بدتر از دیگری است؟اگر مواد مخدر زیان های جسمی و روانی در پی دارد،اگر مواد مخدر اراده ها را سست،و مانع کار و فعالیت مفید می گردد،بی حجابی و خودنمایی زنان نیز چنین است.

اگر مواد مخدر زیان های اقتصادی در پی دارد، بی حجابی نیز ضررهای اقتصادی به بار می آورد.اگر مواد مخدر زمینه ساز مفاسد و جرایم متعدد دیگری است،بی حجابی نیز زمینه ساز مفاسد و جرایم گوناگون دیگر و از جمله روی آوردن به مواد مخدر است و... .

اما دو تفاوت اساسی میان این دو مفسده ی اجتماعی موجود است:

نخست اینکه اعتیاد به مواد مخدر در نظر جامعه،بستگان،خانواده و حتی خود فرد معتاد به عنوان یک ضد ارزش تلقی می گردد و مورد نفرت و انزجار همه است. اما بدحجابی،خودآرایی و عشوه گری زنان چه بسا در نظر اعضای خانواده به عنوان یک ارزش و هنر به شمار رود و فرد بدحجاب و خودنما از این جهت در خویشتن احساس گناه نمی کند.

اما تفاوت دوم و اساسی تر این است که بسیاری از افراد در برابر مواد مخدر مصونیت و نوعی معصومیت دارند،بدین معنی که اگر چندین تن مواد مخدر فراهم باشد و هیچ مانعی هم برای استفاده از آن موجود نباشد،بسیاری از افراد هرگز کوچکترین تمایلی بدان نشان نمی دهند.

اما آیا بی حجابی و برهنگی و خودآرایی زن نیز چنین است؟!

کیست که با دیدن بدن زنان نیمه برهنه و آرایش کرده،کوچک ترین تزلزلی در خویش احساس نکند؟کدام نفس مطمئنه ای است که می تواند در برابر تندبادهای نفس و شهوت و غریزه ی جنسی ثابت قدم و استوار بماند و کمترین جنبش و لغزشی نداشته باشد؟از این روی هیچ نابه جا نمی نماید اگر بگوییم:

«بی حجابی و خود نمایی زن از مواد مخدر خطرسازتر است».

http://javooneirany.persianblog.ir/page/7

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی و بی منطقی

کسانی که به هر انگیزه ای به پدیده ی بی حجابی و ابتذال در پوشش دامن می زنند،هیچ دلیل قانع کننده و برهان معقولی برای این عمل خویش ندارند.اگر از این گونه افراد پرسیده شود که چرا به این پدیده با این همه آثار سوء و تبعات منفی که فقط برخی از آنها را برشمردیم،دامن می زنید؟چرا این گونه لباس می پوشید،راه می روید و آرایش می کنید؟!جز ارائه ی پاسخ های مبهم و نامعقول از قبیل:«چون دوست دارم و دلم می خواهد»،«چون مد روز است»،«چون جوانم و...» حرف دیگری برای گفتن ندارند و بی تردید در نظر عقل سلیم هیچ یک از این پاسخ ها نمی تواند مجوزی برای این عمل قبیح باشد.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/8

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی عامل کم کاری و مانع فعالیت های اجتماعی است

حضور بی بندوبارانه ی زن در اجتماع،از سویی نیروی کارایی مردان را دچار توقف و رکود می سازد،و از سویی دیگر مانع از پرداختن جدی خود وی به کار و فعالیت اجتماعی می شود.زنی که در کوچه و خیابان و محل کار همه ی همّ و غمّش خودآرایی و خودنمایی است،آن چنان فکر و ذهنش مشغول انواع و اقسام مدل های گوناگون آرایش و لباس و... است که هرگز فراغت بال و تمرکز فکری لازم را برای پرداختن جدی به کار باز نمی یابد،و از سویی عامل آشفتگی خاطر و جلب توجه مردان و در نتیجه بازماندن آنها از کار و فعالیت مطلوب می گردد.

 شگفت است که هر گاه صحبت از پوشش و سادگی اسلامی به میان می آید،مخالفان،که غالباً یا شیفتگان ناآگاه غربند یا پادوهای مزدور سرمایه داری مصرفی،زبان به سخنرانی می گشایند که بله شما می خواهید زن را از حضور فعال در جامعه محروم کنید و او را در خانه محبوس سازید،شخصیت زن راجدی نگرفته اید،نیمی از جمعیت کشور را از صحنه ی کار اجتماعی بیرون رانده اید و... .

در پاسخ باید گفت:اتفاقاً چون در تفکر اسلامی زن باید به عنوان یک انسان به صورتی بسیار جدی وارد اجتماع شود،لازم است دست از تجمل و خودنمایی بردارد.هر چه حضور زن در جامعه تفننی تر باشد،زن برهنه تر و آرایش کرده تر است.

لازمه اجتماعی بودن این است که فرد کم تر به خود بپردازد و خود را هم چون قطره ای در دریای جامعه غرق کند.لازمه ی اجتماعی شدن این است که «من» از بین برود و «ما» ایجاد شود و اگر قرار شود هر زنی و هر مردی با توجه به لباس و بدن و روی و موی خویش،سعی کند که از خود هر چه بیش تر یک «من» مشخص و انگشت نما بسازد،معلوم می شود او نمی خواهد به اجتماع بپیوندد.

شما در همین جامعه ما، یک روز در مقابل یک اداره بایستید وببینید که چه زنان و مردانی باچه آرایشی بیرون می آیند،و یک روز نیز در مقابل یک کارخانه بایستید،و به زنان و مردان کارگری که به صورت جدی وارد جامعه شده اند نگاه کنید.چه تفاوتی می بینید؟آنجا که مسئله ی کار جدی در میان نیست،تفنن و تجمل و خودنمایی جلوه گر است،و هر کس در اندیشه ی سر و وضع خویش است. و آنجا که صحبت از کار و تولید است،زنان و مردان ساده تر و بی پیرایه ترند.

آری جامعه هر چه جدی تر باشد،زن پوشیده تر است و جمهوری اسلامی از آنجا که می خواهد زنان،نه برای هوس مردان، بلکه برای خدا و در خدمت خلق وارد جامعه شوند،آنان را ساده و پوشیده می خواهد.

به هر حال کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع،نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند.برعکس آن چه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند:«حجاب موجب فلج شدن نیروی نیمی از افراد اجتماع است»،بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی کل اجتماع است.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/4

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی حجابی سبب افزایش فحشا و فرزندان نامشروع است

نمی گوییم عامل اصلی فحشا و فرزندان نامشروع،منحصراً بی حجابی است،نمی گوییم استعمار ننگین و مسائل سیاسی مخرب در آن مؤثر نیست،بلکه می گوییم بکی از عوامل مؤثر آن مسأله ی برهنگی و بی حجابی است.

آمارهای وحشتناکی که از میزان فساد و فحشا و فرزندان نامشروع در جوامع غربی منتشر شده است،بیانگر این است که دنیای امروز در اثر بی توجهی به تعالیم آسمانی و گرایش به بی بند و باری جنسی،در جهنم سوزانی از فساد و فحشا دست و پا می زند و هر روز بیش از پیش در این منجلاب فرو می رود.

تنها به گوشه ای از آمار و ارقام توجه فرمایید:

·در انگلستان در هر سال،000/500 کودک نامشروع به دنیا می آید.

0طبق گزارشی که از طرف اداره ی تحقیقات اجتماعی آمریکا انتشار یافته،تعداد نوزادان غیرقانونی نسبت به ده سال قبل47% افزایش یافته است.

0امروز در جهان 000/000/90 جوان زیر 20سال از خانواده ها طرد شده و بدون خانه و کاشانه، حیران وسرگردان در خیابان ها زنندگی می کنند.

0سالانه 000/27 کودک نامشروع در سوئد 7 میلیونی تحویل جامعه داده می شود.70% دختران قبل از ازدواج به طور نا مشروع در این کشور باردار می شوند.

0در آمریکا از هر 4 نوزادی که متولد می شود یکی نامشروع است.در سال 1979 بیش از 000/597 کودک نامشروع در آمریکا متولد شده است.

0تحقیقات کالج سلطنتی مسائل مربوط به امور زایمان انگلیس نشان می دهدکه در طی 20 سال گذشته،میزان سقط جنین توسط دختران نوجوان 13 تا 19 ساله در انگلیس چهار برابر افزایش یافته است.روزنامه ی تایمز می نویسد: «و همچنین بر اساس تحقیقات در سال گذشته، در انگلستان و ویلز 173900 مورد سقط جنین به طور قانونی صورت گرفته است،که تقریباً 3/1 این رقم متعلق به دختران نوجوان زیر 20 سال بوده است».

این روزنامه افزود که در سال 1969 تعداد زنان 15 تا 19 ساله که سقط جنین کرده اند از 11200 نفر تجاوز نمی کرد،این رقم تا سال 1988 به 37000 نفر افزایش یافت.

0میزان کورتاژهای یک ساله ی ایالات متحده ی آمریکا بالغ بر 000/000/1 فقره است،که  50% آن مربوط به دختران شوهر نکرده می باشد.

بر طبق محاسبه ی فوق در  عرض 10 سال 1960-1970 ده میلیون کودک زنده به وسیله کورتاژ کشته شده اند.

0در مدارس آمریکا سالانه 000/500 کورتاژ انجام می گیرد.

0آمار نشان می دهد سالانه تنها در لندن 000/50 کورتاژ جنایی انجام می گیرد که 50% آن مربوط به دوشیزگان و 40% آن مربوط به داشتن روابط آزاد و نامشروع است...و قس علی هذا.

http://javooneirany.persianblog.ir/page/3

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بدحجابی و عوارض آن

1- عدم آسایش خانواده

دانستیم که حجاب حافظ وقار، شخصیت، کرامت، اصالت و عظمت زن و حافظ زیبایی و منافع او برای شوهر است.

گرمی خانواده ها، استحکام رابطه زن و شوهر، تداوم زندگی، آرامش قلوب مردان، ثبات دلبستگی و عشق و علاقه مرد به همسر قانونی و شرعی خود، برپایی خانه و خانواده، برجایی اعتماد و اطمینان مرد به زن، همه و همه مرهون پوشش و حجاب زنان مملکت است و اینکه مردان زیبایی چهره و زینت و زیور زنانی غیر از زن خود را نبیند.

مردان اگر به راحتی و به آسانی در تمام صحنه های اجتماعی دسترسی به زنان داشته باشند، ضمانتی برای اثبات محبت و دلبستگی آنان به همسرانشان نخواهد بود تحریک هوی و هوس و شهوات، آنان را از زندگی خود دلسرد و خود کلنگی برای خراب کردن کانون گرم خانواده خواهند شد.

تا کنون بی حجابی زن باعث گمراهی میلیونها مرد، و به گناه افتادن دیگران و پیدا شدن هیولای طلاق در خانواده ها، و پدید شدن عشق مرد به زن شوهردار و روابط نامشروع شده و همانطور که یهودیت و مسیحیت می خواسته علت خروج بسیاری از مردان و زنان از عرصه گاه ملکوتی اسلام و دینداری شده است.

عوارض بد حجابی و بی حجابی و آزادی زن در روابط با هرکه دلش بخواهد یکی دو تا نیست و محصولات تلخ این مسئله عددی کامپیوتری است.

مردان با دیدن این مناظر دست از همسران خود کشیدند و به قول معروف از زیر بار مخارج خانه که مسئولیتی بر دوش آنان بوده فرار کرده و برای ارضاء خود روی به بازار آزاد آوردند و جوانان بی زن چون فرونشاندن شعله شهوت را ارزان دیدند، از تشکیل زندگی و ازدواج سرباز زده، دنبال چشم چرانی و صید ناموس مملکت رفتند، بدین گونه نظام خانواده در غرب و در مقلدان شرقی آنان از هم پاشید و اوضاعی شبیه اوضاع جنگل پیش آمد.[1]

2- یک روایت

امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به حضرت مجتبی علیه السلام و در حقیقت خطاب به تمام مردم فرمودند: محرم نامحرم را جداً مراعات کن، زیرا این برنامه برای تو و همه زنان نامحرم مصونیت از افتادن در خیال گناه و خود گناه است، و اگر قدرت داری زنان خانواده تو مردی غیر تو را نشناسند، این برنامه را انجام بده.[2]

3- واقعیتی بهت آور

در روزنامه پر تیراژ کیهان که شماره آن را به خاطر ندارم خواندم:

خانم جوانی، نمونه همانها که در روایت امیرالمؤمنین آمده، بر اثر آزادی از سبک غربی و به خاطر آمد و رفت دوستان شوهرش به خانه، و در معرض بودن وی با سر برهنه و نیمه عریان و رفت و آمد به مجالس مختلط از مرد و زن، با داشت که دختر بچه سه ساله، دل به جوانی بست و در آرزوی رسیدن به او برآمد، جوان غرق در شهوت و هرزه و بی دین که زن جوان شوهردار بیشتر باعث تحریک او شده بود، به زن گفت این کودک مانع برنامه ماست، باید از میان برداشته شود!!

نزدیک به چهارماه در رابطه با طفل معصوم بین عاشق و معشوق از خدا بی خبر، و آن دو حیوان صفت، درگیری بود. به ناچار مادری که کانون مهر و عاطفه و منبع رحمت و رأفت آفریده شده، بر اثر شهوت و میل به آغوش دیگران هویت مادر بودن را فراموش کرد و دخترک موطلایی و زیبا و بی گناه را به حمام خانه برد و او را با دست جهنمی خود خفه کرد تا مزاحم شهوت و شهوترانی از میان برداشته شود و جوان نامحرم آلوده ای برای چند لحظه به کام دل برسد و زن شوهرداری در کمال بی عفتی برای چند دقیقه به لذت جنسی دست یابد، و تا ابد دامن آلوده کند، و شوهر بیچاره را برای همیشه به داغی سوزنده و مصیبتی جانکاه دچار نماید. اگر شوهر این زن غیرت به خرج می داد و از اینکه زن جوان زیبایش آزاد در دسترس هر دیده ای قرار بگیرد و همه بتوانند او را در زیبایی و زینت و عشوه گری و طنازی ببینند مانع می شد، طفلی بی گناه کشته نمی شد، داغی دائمی بر دل پدر قرار نمی گرفت، زن شوهرداری دامن عفتش برای همیشه لکه دار نمی گشت، جوانی به این صورت به بدبختی و بیچارگی دچار نمی شد و کانون گرم خانواده ای جوان و تازه ازدواج کرده از هم نمی پاشید.[3]

4- عواقب بدحجابی

1- ضایع کرن حق شوهر: خداوند سبحان بدن و اعضای آن را به عنوان امانت به ما داده است و صاحب اصلی خداوند بزرگ است. زینت و زیبایی زن که از نعمت و امانت حق تعالی محسوب می شود نیز پی از ازدواج مربوط به شوهرش است نه اینکه آن را در معرض دیدگاه عموم قرار دهد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر زنی که خود را برای غیر شوهرش خوشبو و آرایش کند، خداوند نماز او را قبول نمی کند، تا اینکه برای پاک ساختن خود از آن، غسل کند چنانکه خود را از جنابت، غسل می دهد.[4]

2- محروم از محبت: زن هرچه عفتش بیشتر باشد در قلب مرد بیشتر جای دارد و زن بی بند و بار چون ترس از خداوند در دلش نیست و عفت ندارد نمی تواند محبت شوهرش را به دست آورد.

3- آفت تحصیل علم: هرچه قدر زن، عفت بیشتری داشته باشد، در تحصیل علم موفق تر می باشد.

4- تباهی شخصیت: کمبود تربیت و شخصیت و محبت را نمی توان با عشوه و ناز و کرشمه و با نگاه کردن مردم به دست آورد، جز آنکه آدمی روز به روز از نظر روحی افسرده و ناامیدتر و از لحاظ جسمی زشت تر، و از نظر اجتماعی مورد تنفر انسانهای مؤمن قرار خواهد گرفت.

زن بدحجاب به جای اینکه عفت را که ارزش زیادی دارد حفظ کند تا مردم با عزت و احترام به سراغ او بیایند، با بدحجابی و نشان دادن خود به دیگران، خویش را بی ارزش می کند.

5- اضطراب بی پایان: آنگاه که اصل و کمال در انسان لباس و مدپرستی باشد هرچه می بیند، می خواهد و دائم به فکر تهیه آن است و چون آماده کردن آنها مشکل و گاهی نامقدور است، روح او همیشه مضطرب و پریشان است و مانند کسی است که گم کرده خود را پیدا نمی کند.[5]

5- خنده فرشتگان در عالم قبر

رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت جبرئیل علیه السلام سؤال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود، بله، (یکی از آن جاهایی که فرشتگان می خندند) زمانی است که زن بی حجاب و بدحجابی می میرد، و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت (پدر و برادر و شوهر) از خود غیرت نشان ندادند و او را نپوشاندند ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند.[6]

گردآورنده: مرضیه پور باقر مهنه

مدرسه علمیه حضرت نرجس سلام الله علیها- مشهد

پي نوشت :

1- نظام خانواده در اسلام.

2 - بحار الانوار، ج77، ص 214.

3 - نظام خانواده در اسلام، ص 267.

4- اصول کافی: ج6، ص 507.

5 - بهشت جوانان: ص 176.

6 - همان، ص 172.

http://www.niksalehi.com/public/archives/026720.php

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بيانيه انصار حزب الله تهران:

نزول بلا يا حاصل بدحجابي و منکرات است

انصار حزب الله تهران در بيانيه اي با انتقاد از وضعيت عفاف و حجاب در جامعه، جديت مسوولان امر در همه حوزه هاي مرتبط را در اين باره خواستار شده است.

به گزارش ايسنا در اين بيانيه با اشاره به بخشي از بيانات مقام معظم رهبري با اين مضمون که « توجه به کارهاي زيربنايي نبايد مانع برخورد با مسائل ضدفرهنگي شود» آمده است: مرور حوادث ماه هاي گذشته به خوبي نشان مي دهد دشمنان اسلام و انقلاب از هر فرصتي براي تهاجم به اسلام و نظام اسلامي بهره مي گيرند و با بهره گيري از هر ابزار ممکن بخت خود را در واردآوردن لطمه به مباني عقيدتي و هويتي جامعه آزمايش مي کنند.  جبهه کفر و الحاد و دشمنان دين خدا در طول تاريخ از ترويج فساد و فحشا به عنوان يک سلاح کارآمد در مسير مقابله با جبهه حق و رزمندگان راه خدا بهره برده اند و اين حربه شوم و غيرانساني امروز بيش از هر مقطع ديگري از تاريخ بشر در جهت لطمه واردآوردن به ايمان سربازان جبهه حق و تخريب مباني و باورهاي آنان به کار گرفته مي شود.  رهبر انقلاب در طول بيست سال گذشته با استفاده از مفاهيمي مانند تهاجم فرهنگي، شبيخون و قتل عام فرهنگي، ناتوي فرهنگي و سرانجام مفهوم جنگ نرم، اين مهم را يادآوري نموده و هوشياري جامعه و مسوولان را در برابر اين شيوه تهاجمي خواستار شده اند.  اما با کمال تاسف غفلت، جهالت و خوداجتهادي مسوولان امر در طول دو دهه گذشته مانع از فهم و توجه به هشدارهاي رهبري نظام گرديد تا آنجا که برخي مسوولان با محور قراردادن اقتصاد و فراموشي فرهنگ ديني و برخي ديگر با شعار آزادي نه تنها مقابله با هجوم همه جانبه دشمن به مباني اخلاقي و اعتقادي را وانهادند، بلکه خود و امکانات نظام را خواسته يا ناخواسته در خدمت گسترش مفاسد اجتماعي و اخلاقي قرار داده و به عنوان جاده صاف کن دشمنان اسلام و انقلاب وارد عمل شدند.  در ادامه اين بيانيه آمده است: با روي کارآمدن دولت نهم، اميد همه مومنان و دينداران اين بود که اين دولت به عنوان مدافع ارزش هاي اسلامي و انقلاب وارد صحنه مقابله همه جانبه با سيل بنيان کن مفاسد اجتماعي و اخلاقي شود و با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و قانوني هجوم بي سابقه جبهه کفر و الحاد به اعتقادات و ارزش هاي جامعه اسلامي را مهار نمايد; اما در عمل چنين نشد و شنيدن عباراتي نااميدکننده از يک سو و عدم همکاري در اجراي طرح ملي عفاف و حجاب (که رهبر انقلاب با صراحت آن را تاييد نموده و بر انجام آن تاکيد فرموده اند) از سوي ديگر در عمل فضايي را براي پيشروي دشمن در اين بعد از جنگ نرم فراهم آورد! گسترش بي سابقه بي حجابي و منکرات و مفاسد اجتماعي در طول چند سال اخير چنان بود که حتي رياست محترم جمهور نيز بنا بر قول برخي علماي بزرگ، آن را زمينه ساز نزول عذاب الهي و زلزله عنوان نموده و از مردم خواست تا براي رفع اين بلا دعا کنند!  حال آن که بنا به توصيه معصومين ( عليهم السلام ) راه مقابله با عذاب الهي، نهي از منکر و مقابله با عصيان گري در برابر فرامين و احکام الهي است و اگر اراده خداوند بر عذاب قومي قرار گيرد، مومنان آن ديار نيز به دليل سکوت در برابر منکرات و تعطيلي نهي از منکر همانند بدکاران عذاب را خواهند چشيد!  و البته اهل نظر همين امروز نيز نزول بلايا به واسطه کثرت گناهان به ويژه شيوع وحشتناک بي حجابي و منکرات را مشاهده مي کنند! آيا رسيدن نرخ طلاق در شهر تهران به ميزان 34 درصد يک بلا نيست؟ آيا افزايش 11 برابري از هم پاشيدگي خانواده در شهرهاي مذهبي مانند قم يک فاجعه نيست؟ متاسفانه اهمال دولت و دستگاه قضايي در انجام وظايف قانوني و الهي خود در مسير مقابله با رشد بي سابقه منکرات و بي حجابي تا آنجا پيش رفت که دولت، خود دستور توقف طرح امنيت اجتماعي را صادر کرد و همين امر مفسدان را در زير پا نهادن حرمت احکام الهي و قوانين نظام اسلامي جري تر ساخت تا آن جا که اين روزها در نقاط مختلف شاهد کشف حجاب گستاخانه و هتاکانه از سوي مشتي زنان و دختران فاسدي هستيم که در حکم پياده نظام دشمن به گسترش فساد در ميان جوانان و آينده سازان کشور مشغولند.  خواسته ما از مسوولان قضايي و اجرايي کشور، جدي گرفتن توصيه رهبر معظم انقلاب در مسير برخورد با مسائل ضد فرهنگي است! امروز ديگر هيچ بهانه اي براي غفلت از حکم رهبر انقلاب در اين زمينه وجود ندارد و بدون ترديد درنگ امروز مسوولان فرداي اسارت باري را براي جامعه اسلامي ما به دنبال خواهد داشت!  ورود همه جانبه دستگاه قضايي در برخورد قانوني با مفسدان و مروجان منکرات و بي حجابي و تلاش جدي دولت در اجراي طرح ملي عفاف و حجاب و حمايت همه بخش هاي نظام به ويژه صدا و سيما از نيروي انتظامي در انجام وظايف قانوني خود در مسير برخورد قانوني با مسائل ضدفرهنگي، خواسته جدي امت حزب الله و خانواده هاي شهدا و جانبازان و ايثارگراني است که همه هستي خود و عزيزانشان را به اميد تحقق احکام الهي در جامعه، فداي نظام و انقلاب اسلامي نموده اند و قبل از گشايش در اقتصاد و رفاه، به حاکميت ارزش هاي اسلامي در ايران اسلامي مي انديشند!

http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=75468

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

عيوب بي‌حجابي

الحمدالله رب العالمين، والعاقبه للمتقين، ولاعدوان الا علي الظالمين، والصلاه والسلام علي محمد الذي ارسله ربه رحمه للعالمين و علي آله و صحبه اجمعين.

بي‌حجابي نافرماني خدا و پيامبر است

كسي كه از خدا و پيامبرش نافرماني كند، فقط به خودش ضرر مي‌رساند و به خدا هيچ ضرري نمي‌رساند،. پيامبراكرم صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «همه امتم وارد بهشت مي‌شوند مگر كسي كه خودداري نمايد». صحابه پرسيدند:‌ اي رسول خدا! چه كسي خودداري مي‌كند؟ فرمود:‌ «كسي كه مرا اطاعت كند، وارد بهشت مي‌شود و كسي كه مرا نافرماني كند، در واقع، خودداري نموده است».

بي‌حجابي گناهي بزرگ و مهلك است

اميمه دختر رقيقه خدمت پيامبر اكرم  صلی الله علیه وسلم  آمد تا با وي بيعت نمايد. پيامبر اكرم  صلی الله علیه وسلم   فرمود: «با تو بيعت مي‌كنم كه به خداوند شرك نورزي، دزدي نكني، مرتكب عمل زنا نشوي، فرزندت را به قتل نرساني، ‌به مردم تهمت و افتراء نبندي، نوحه نخواني و مانند جاهليت گذشته، خودت را ميان بيگانگان به نمايش نگذاري». ملاحظه مي‌كنيم كه در اين حديث، پيامبر اكرم  صلی الله علیه وسلم  بي‌حجابي را در كنار بزرگترين گناهان كبيره و هلاك‌كننده ذكر نموده است.

بي‌حجابي باعث لعنت ‌و دوري‌ از رحمت ‌خدا مي‌شود

پيامبر  صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «به زودي در پايان امت من، زناني مي‌آيند كه به ظاهر، لباس پوشيده‌اند ولي در واقع، عريان و لخت‌اند. آنها را لعنت كنيد زيرا آنها ملعون‌اند».

بي‌حجابي از صفات جهنميان است

رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «دو گروه از جهنميانند كه من آنها را نديده‌ام: گروهي تازيانه‌هايي مانند دم گاو به دست دارند و مردم را تازيانه مي‌زنند و گروه دوم، زناني هستند كه به ظاهر، لباس پوشيده‌اند ولي در واقع، عريان و لخت‌اند. آنها با شكل و حركات،‌ مردان بيگانه را به طرف خود جذب مي‌كنند و خودشان هم به سوي مردان، تمايل دارند. سرهايشان مانند كوهان شتر است. اينها، وارد بهشت نمي‌شوند. حتي بوي بهشت هم به مشام آنها نمي‌رسد و اين در حالي است كه بوي بهشت از فاصلة بسيار طولاني به مشام مي‌رسد».

سياهي و تاريكي قيامت در انتظار بي‌حجابان

روايت شده است كه پيامبر اكرم  صلی الله علیه وسلم  فرمود:‌ «كسي كه بيرون از خانواده‌اش در لباس زينت،‌ خرامان راه رود، روز قيامت مانند شَبَه تاريكي است كه نوري ندارد». يعني زني كه برخلاف حجاب، دامن‌كشان و خرامان راه رود، روز قيامت در حالي مي‌آيد كه سياه و تاريك است گويا جسمش از تاريكي ساخته شده است. اين حديث، اگرچه ضعيف بوده اما معنايش صحيح است. زيرا لذت،‌ راحت، سيري، بركت، ‌خوشبويي و نوري كه در دنيا از معصيت و نافرماني خداوند حاصل شود، روز قيامت تبديل به عذاب،‌ خستگي، گرسنگي، بي‌بركتي،‌ بدبويي و تاركي مي‌شود. اما طاعات برعكس‌اند چنانچه بدبويي دهان روزه‌دار و خون شهيد، روز قيامت، خوشبوتر از مشك مي‌گردد.

بي‌حجابي نفاق است

آن حضرت  صلی الله علیه وسلم  فرمودند:‌ «بهترين زنان شما، زناني هستند كه محبوب،‌ زائو، همدرد و موافق شما باشند به شرطي كه تقوا را رعايت كنند. و بدترين زنان شما، زناني هستند كه حجاب را رعايت نمي‌كنند و با ناز و تكبر راه مي‌روند،‌ اين گروه از زنان، منافق‌اند. به همين علت، فقط تعداد كمي از زنان، وارد بهشت مي‌شوند».

بي‌حجابي پرده‌دري و رسوايي است

رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم   مي‌فرمايد: «هر زني، لباسش را در غير خانة شوهرش از تن بيرون آورد و به زمين بگذارد،‌ در حقيقت، پردة ميان خود و خداوند را دريده است».

بي‌حجابي عملي زشت است

زن، عورت است و آشكار كردن عورت، عملي زشت  و منفور است. خداوند مي‌فرمايد:‌ «وَ إِذَا فَعَلُوْا فَاحِشَةً قَالُوْا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا وَ اللهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُوْلُوْنَ عَلَي اللهِ مَالا تَعْلَمُوْنَ».  أعراف ـ‌ 28

(آنها هنگامي كه كاري زشت انجام مي‌دهند، مي‌گويند:‌ پدران خود را بر اين كار يافته‌ايم ـ پدران ما چنين مي‌كردند ما هم از آنها پيروي مي‌كنيم ـ و خدا ما را به آن دستور داده است! بگو:‌ خداوند به كار زشت، دستور نمي‌دهد. آيا چيزي را به خدا نسبت مي‌دهيد كه نمي‌دانيد) ؟

اين شيطان است كه انسان را به انجام كار زشت دستور مي‌دهد: «أَلشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ». بقره ـ‌ 268

(شيطان به شما وعدة فقر و تهيدستي مي‌دهد و شما را به انجام كارهاي زشت، دستور مي‌دهد).

زن بي‌حجاب، ويروسي آلوده و مضر است كه به ترويج فساد و فحشاء در جامعه اسلامي مي‌پردازد. خداوند مي‌فرمايد:‌ «إِنَّ الَّذِيْنَ يُحِبُّوْنَ أَنْ تَشِيْعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِيْنَ آمَنُوْا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيْمٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اللهُ َيعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُوْنَ». نور ـ‌ 19

 (بي‌گمان، كساني كه دوست دارند اعمال زشت، ميان مؤمنان پخش گردد،‌ در دنيا و آخرت، دچار عذابي دردناك خواهند شد. و خداوند ـ سرانجام و آثار مرگبار اعمال زشت را ـ مي‌داند و شما نمي‌دانيد).

بي‌حجابي كار شياطين است

نگاهي به ماجراي آدم و حوا به ما نشان مي‌دهد كه ابليس،‌ اين دشمن خدا، چه علاقه زيادي دارد تا عورات را آشكار سازد،‌ پرده‌هاي حجاب را پاره كند و به فساد و فحشاء دامن زند. مي‌توان گفت كه هدف اساسي ابليس،‌ پرده‌دري و بي‌حجابي است.‌ خداوند مي‌فرمايد:‌ «يَا بَنِيْ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا». أعراف ـ‌ 27.

(اي فرزندان آدم! ـ مواظب باشيد ـ شيطان شما را نفريبد همانگونه كه پدر و مادرتان را ـ فريفت ـ و از بهشت بيرون كرد و لباس‌شان را از تن‌شان بيرون ساخت تا عورات‌شان را براي آنها نمايان سازد).

پس ابليس، مؤسس و بنيانگذار دعوت به بي‌حجابي و لختي است و رهبر كساني است كه حركت به اصطلاح «آزادي زن» را رهبري مي‌كنند. و در واقع، رهبر و پيشواي همه كساني است كه از او پيروي كرده و از دستورات خدا سرپيچي مي‌كنند به ويژه پيشواي آن زنان بي‌حجابي است كه با بي‌حجابي خود، مسلمانان را آزار مي‌دهند و جوانان‌شان را به فتنه و فساد مي‌كشند. آن حضرت صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «بعد از خودم،‌ هيچ فتنه‌اي نگذاشتم كه ضررش براي مردان از زنان بيشتر باشد».

بي‌حجابي كار يهود است

يهود براي نابود كردن و از بين بردن ملت‌ها از طريق زنان، تلاش زيادي نموده اند. به طوري كه مؤسسات مختلف آنها، بي‌حجابي را به عنوان يكي از برنده‌ترين سلاحها مورد استفاده قرار داده‌اند تا جاييكه رسول ‌الله صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «از فتنة دنيا و فتنة زنان، پرهيز كنيد. زيرا اولين فتنه در بني‌اسرائيل از طريق زنان بود». كتابهاي يهود هم حكايت از اين دارد كه خداوند دختران صهيون را به خاطر بي‌حجابي‌شان مجازات نموده است.‌ چنانچه در فصل سوم بخش اشعياي كتاب تورات آمده است كه:‌ «خداوند به زودي دختران صهيون را به خاطر بي‌حجابي و افتخار به صداي خلخال (پاي ‌برنجن) مجازات مي كند و از زيورآلاتي مانند خلخال، گيسو، حلقه، النگو، ‌برقع و سربند، محروم مي‌‌نمايد»

با اينكه پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم  از مشابهت با كفار و پيروي از راه و روش آنها به ويژه در مورد زنان، هشدار داده است اما بيشتر مسلمانان، اين هشدار را ناديده گرفتند و از راه و روش كفار پيروي نمودند تا جايي كه پيشگويي رسول ‌الله صلی الله علیه وسلم  محقق شد:‌ «شما وجب به وجب و گام به گام از راه و روش پيشينيان پيروي مي‌كنيد. حتي اگر آنها داخل لانة سوسماري شده‌اند شما هم داخل مي‌شويد». از پیامبر صلی الله علیه وسلم   پرسيده شد:‌ مقصود از پيشينيان، يهود و نصاري است؟ فرمود: «پس چه كساني است»؟

اين زناني كه امروز از زنان يهود و نصاري تقليد مي‌كنند و با دستورات خدا و پيامبرش مخالفت مي‌كنند، با يهودي كه مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته‌ چقدر نزديك و شبيه‌اند.‌ آن يهودي كه سخنان خداوند را با شعار «سمعنا و عصينا» (شنيديم و نافرماني كرديم) استقبال كردند. و از طرفي با بانوان مؤمني كه دستورات خداوند را با شعار «سمعنا و أطعنا» (شنيديم و اطاعت كرديم) استقبال كردند، چه فاصلة زيادي دارند.

خداوند مي‌فرمايد:‌ «وَ مَن يُّشَاقِقِ الرَّسُوْلَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لّهُ الْهُدَي وَ يَتَّبِعَ غَيْرَ سَبِيْلِ الْمُؤْمِنِيْنَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّي وّ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِيْراً». نساء ـ‌ 115

(كسي كه با رسول اكرم  صلی الله علیه وسلم  مخالفت مي‌كند بعد از اينكه راه هدايت برايش روشن شده است، و راهي جز راه مؤمنان در پيش گيرد، وي را به همان راهي كه در پيش گرفته، وامي‌گذاريم و در دوزخش مي‌سوزانيم. و دوزخ چه جايگاه بدي است)!

بي‌حجابي، جاهليت  است

خداوند مي‌فرمايد:‌ «وَ قَرْنَ فِيْ بُيُوْتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُوْلَي». أحزاب ـ‌ 33.

(در خانه‌هايتان بمانيد و همچون جاهليت پيشين ـ در ميان مردم ـ با آشكار ساختن اندام و زيورآلات خود ـ ظاهر نشويد).

و پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم  دعواي جاهليت را پليد و بد خوانده و از ما خواسته تا آن را رها كنيم و دور افكنيم و همچنين در صفات پیامبر  صلی الله علیه وسلم  آمده است كه:‌ « … يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ». أعراف ـ‌ 157

(چيزهاي پاك را براي ايشان حلال مي‌‌كند و چيزهاي ناپاك را بر آنان، حرام مي‌كند).

پس دعواي جاهليت، مانند بي‌حجابي جاهليت است. هر دو بدبو و ناپاك‌اند. و رسول‌الله  صلی الله علیه وسلم  همة امور جاهليت را ممنوع و حرام نموده است چنانچه در سخنراني حجه ‌الوداع فرمودند: «امروز همة امور جاهليت را زير پا گذاشتم». فرق نمي‌كند چه بي‌حجابي جاهليت باشد، چه دعواي جاهليت، چه حكم جاهليت، چه گمان جاهليت، چه تعصب جاهليت و چه رباي جاهليت، همه يكسانند.

بي‌حجابي، حيوانيت، ارتجاع و عقب‌ ماندگي است

برهنگي، طبيعت و خصلت حيوانات است. هرگاه، انسان به سوي آن گرايش پيدا كند، به عقب برمي‌گردد و به مرتبه‌اي پايين‌تر از مرتبه انسانيت كه خدا به بشر ارزاني داشته و ميل و گرايش به حجاب و پوشش را در نهاد و فطرت او گذاشته،‌ سقوط مي‌كند. اين را بايد بدانيم كساني كه بي‌حجابي و برهنگي را جمال و زيبايي مي‌بينند در واقع فطرتي مريض و ذوقي واژگون دارند. و اين خود، دليل تخلف و عقب‌ماندگي آنها است.

نكتة قابل ملاحظه اينست كه ترقي و پيشرفت بشر با ستر و پوشش ارتباط مستقيم دارد به طوري كه هميشه نتيجه پيشرفت،‌ گرايش به ستر و پوشش بوده است. و نكتة ديگر اينكه حجاب زن با غريزة غيرت كه از روح سرچشمه و نشأت مي‌گيرد، تناسب و سازگاري دارد. اما بي‌بندوباري و بي‌حجابي از شهوت نشأت مي‌گيرد زيرا اين شهوت است كه انسان را به بي‌حجابي و اختلاط مي‌كشاند. و هر كس اين روش دوم (بي‌بندوباري) را انتخاب نمايد،‌ بايد روش اول (حجاب و غيرت) را فدا كند و يا بي‌حجابي و اختلاط با بيگانگان، صداي غيرت را در درونش خاموش نمايد. اينجاست كه بي‌حجابي دليل بر فساد فطرت، قلت حياء، بي‌غيرتي، كودني و بي‌احساسي است:

لحد الـركبتين تشمرينــا           بربك أي نهر تعبرينـا

كأن الثوب ظل في صباح          يزيد تقلصاً حيناً فحينا

تظنين الرجال بلا شعور            لأنك ربما لا تشعرينا

(اي زني كه لباست را تا زانوها بالا زده‌اي! از كدام رودخانه مي‌خواهي عبور كني و بگذري؟ لباس تو مانند سايه صبح است كه لحظه به لحظه، كوتاه‌تر مي‌گردد. گمان ميكني كه مردان نمي فهمند اما در واقع اين تو هستي كه نمي فهمي.

بي‌حجابي دروازة فسادي فراگير است

كسي كه به نصوص شريعت و رويدادهاي تاريخي بينديشد، به مفاسد و ضررهاي بي‌حجابي بر دين و دنيا پي خواهد برد به ويژه هنگامي كه در كنار بي‌حجابي، اختلاط زن و مرد هم باشد.

نتايج بي‌حجابي

1- زنان بي‌حجاب در آرايش حرام و غير شرعي براي جلب توجه هر چه بيشتر با يكديگر به رقابت مي‌پردازند به طوري كه در اين راستا، ارزشهاي اخلاقي پايمال و اموال زيادي حيف و ميل مي‌شود. و زن به شكل كالاي حقير و پستي درمي‌آيد كه براي نگاه تماشاگران به بازار عرضه مي‌شود.

2-  باعث فساد اخلاق مردان، به ويژه جوانان و نوجوانان مي‌شود و آنان را به ارتكاب انواع كارهاي زشت و حرام وامي‌دارد.

3- روابط خانوادگي را به هم مي‌زند. اعتماد افراد خانواده نسبت به يكديگر سلب شده و باعث عدم اعتماد ميان افراد خانواده و شيوع طلاق در جامعه مي‌شود.

4-  با زن به عنوان وسيله‌اي تبليغاتي يا آلت سرگرمي در زمينه‌هاي مختلف تجاري، رفتار مي‌شود.

5-  بي‌حجابي براي خود زن نيز بد تمام مي‌شود زيرا نمايش اندام، خود نوعي اعلان سوءنيت و خبث دروني است و همين امر باعث مي‌شود تا مورد اذيت و آزار افراد شرور و نادان قرار گيرد.

6- انتشار انواع بيماريها:‌ رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد: «هرگاه، زنا در قومي به حدي شيوع پيدا كند كه علني و آشكار گردد، طاعون و انواع بيماريهاي بي‌سابقه ميان آنها شيوع پيدا خواهد كرد».

7- زناي با چشم به سهولت و آساني انجام مي‌گيرد. رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد:‌ «زناي چشم، نگاه كردن است». و حفظ و نگهداري چشم از نگاه به نامحرم كه ما براي رسيدن به رضاي خدا به آن دستور داده شده‌ايم، مشكل مي‌شود.

جامعه‌اي كه بر اثر بي‌حجابي دچار فساد و فحشاء شده است، سزاوار نزول عذابهاي عمومي مي‌گردد كه قطعاً خطرش از بمب‌هاي هسته‌اي و زمين‌لرزه‌ها بيشتر است. خداوند مي‌فرمايد: «وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيْهَا فَفَسَقُوْا فِيْهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيْراً».

(هرگاه، بخواهيم شهر و دياري را نابود كنيم، افراد ثروتمند،‌ خوشگذران و شهوتران را به قدرت مي‌رسانيم، پس آنان در ديار، به فسق و فجور مي‌پردازند در نتيجه، سخن ـ تهديدآميز ـ ما متحقق و قطعي مي‌گردد و اينجاست كه آن مكان را به شدت درهم مي‌كوبيم و نابود مي‌كنيم).

رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «اگر مردم، منكر را ببينند و آن را تغيير ندهند، به زودي خداوند آنها را دچار عذابي فراگير و همگاني خواهد كرد».

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

http://www.blestfamily.com/show-article.php?aid=90

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مسئله بد حجابی و راه مقابله با آن

مقدمه:

در این مقاله ابتدا تاریخچه حجاب و فلسفه آن از نظر خوانندگان میگذرد و سپس به مسئله بد حجابی و راه مقابله با آن پرداخته میشود.

تاریخچه حجاب:

آنطور که در تواریخ آمده حجاب نه تنها قبل از اسلام بلکه قبل از میلاد مسیح علیه السلام هم وجود داشته است.ودر میان ایرانیان باستان –یهود –یونان و برخی ملل دیگرحجاب رواج داشته است.البته شکل آن بسته به آداب وفرهنگ هر قوم متفاوت بوده است.برای اثبات این مدعا چند مثال زیر را به عنوان مشتی از خلوار از نظر خوانندگان عزیز میگذرانیم:

حجاب در یهود:((اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت مثلا بدون آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم میرفت ... در آنصورت مرد حق داشت زن را بدون پرداخت مهریه طلاق دهد.)) تاریخ تمدن ویل دورانت-ج ۴عصر ایمان ص ۴۶۱

حجاب در ایران باستان:((زنان طبقات بالای اجتماع جز در تخت روان حق نداشتند بدون روپوش در اجتماع ظاهر شوند.))

((در نقشهایی که از ایران باستان به جا مانده است هیچ صورت زنی دیده نمیشود.))که این نشان مواظبت از زن بعنوان موجودی حساس در ایران باستان بوده است.

تاریخ تمدن ویل دورانت ج۱ ص۵۵۲

حتی زمانیکه دختران کسری پادشاه شکست خورده ساسانی که به دین زرتشت بودند را به نزذ عمر آوردند با پوشش و نقاب و روپوش بودند.

حجاب در مسیحیت:گذشته از این حجاب در میان مسیحیها هم وجود داشته.به طوری که نقاشان قدیمی مسیحی تصویر حضرت مریم سلام اله علیها را با پوشش کامل میکشیدند.و راهبان بعنوان روحانیون دینی آنها هنوز هم با حجاب در اجتماع ظاهر میشوند که این خود نشان از این دارد که حجاب به دینداری نزدیکتر است.و حتی در قرون وسطی نوعی از چادر در اروپا زینت سر زنان بوده .بعد از انقلاب صنعتی و با آغاز جنگ جهانی دوم بود که جنبش آزادی زنان موسوم به فمنیسم شکل گرفت و بیحجابی را تشویق کرد.

پس این تقریرات نشان میدهد که حجاب مخصوص دین خاصی نبوده بلکه خداوند آن را در فطرت انسانها سرشته است.

فلسفه حجاب:

و اما اینکه چرا باید زنان حجاب را رعایت کنند؟قرآن کریم در آیه ۵۹ سوره احزاب میفرماید((پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مومن بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند.که این کار برای اینکه آنها (به عفت)شناخته شوند و از تعرض(هوسرانان)آزار نکشند.))

آنچه که پر واضح است اینکه فیزیک بدن زنان با مردان متفاوت است.ودیدن قسمتهایی از بدن زنها برای مردها تحریک کننده است.ورویت آن قسمتها توسط مردان موجب التذاذ بصری و افکار پلید میشود.که این موضوع با آزادی زنان مغایر است.و جسم زنان را در حد یک کالا پایین میاورد.پس حجاب همچون صدفی از گوهر وجود زن حفاظت میکند.به بیان لطیف علامه مطهری ((حجاب مصونیت است نه محدودیت))یعنی حجاب در مقابل التذاذ بصری و ظنهای پلید افراد گرگ صفت برای زنها آزادی میاورد.و او را از بند نگاههای پلید آزاد نگه میدارد.پس حجاب آزادی است.

و دلیل دیگر بر واجب بودن حجاب اینکه اسلام خواستار فعالیت عزتمندانه زنان در اجتماع است به طوری که از نگاههای شهوت آلود محفوظ باشد.تصور کنید که مردان و زنان در محیط کار یا دانشگاه تحریک شهوانی شوند آن موقع است که از تمرکز و کارایی آنها کاسته میشود و شهوت بر مناسبات حاکم میشود.ولی ممکن است عده ای بگویند که در کشورهای غربی و آمریکا زنها بی حجاب در مراکز عمومی ظاهر میشوند و مشکلی هم پیش نمیاید.اما به آماری که اداره تحقیقات اجتماعی آمریکا در نزدیکی سال ۸۶ منتشر کردتوجه کنید:((تعداد نوزادان غیر مشروع نسبت به ۱۰ سال قبل در آمریکا ۴۷ درصد افزایش داشته است.))که این خود به علت افزایش بی بند و باری است.چرا که اراده رابطه غیر مشروع حاصل چیزی جز پوشش تحریک آمیز که نگاهها را جلب میکند نیست.

و از همین رو هست که پیغمبر صلوات اله علیه فرمود:زنای چشم نگاه به نا محرم است.پس دیگر فایده حجاب جلوگیری از روابط نا مشروع است.وبرای یک زن آزاده از هر دین و ملتی شایسته نیست که اندامهای خود را وسیله جلب توجه قرار دهد.چرا که آن چیزی که در واقع جلب میکند امواج هوس های آلوده است.

مسئله بد حجابی:

بر خلاف تصور رایج که کلید قفل بد حجابی را در برخورد انتظامی و اجباری می یابداصلا اینگونه نیست.اولا اینکه بد حجابی در مرحله نخست به نظم ربطی ندارد.و اگر هم به نظم مربوط باشد در کنار جرمهایی مثل الواتی و زورگیری نیست که بشود با بدحجابی مثل آنها برخورد بگیر و ببند انجام داد.چرا که اول از همه برای آنها نسبت به حکومت دینی تنفر ایجاد میکند.ودیگر اینکه بر فرض هم اگر فرد بد حجاب دفعه بعد با حجاب ظاهر شد هنوز علت بدحجابی رفع نشده بلکه به خاطر ترس آن را بروز نمیدهد.و حال آنکه بدحجابی یک مشکل اخلاقی است که با ضمانت اجرای ترس حل نمیشود.چرا که ضمانت اجرای اخلاق وجدان آدمی است.اصلا مگر جوانها با زور بد حجاب شدند؟و یا با زور پسر ها زیر ابرو برمیدارند؟جواب خیر است .یک علت مهم و عمده آن تبلیغات گسترده برای ارزشمند نشان دادن نوع تیپ و مدل زندگی غربی توسط ماهواره ها است.و جالب آنکه افرادی هم که ماهواره ندارند از آنها که دارند الگو برداری میکنند.و این فرهنگ غلط مثل دومینو مدام گسترش میابد.به این آماری که روزنامه رسالت در ۲۵ فروردین ۸۸ منتشر کرده توجه کنید:

.پس به بد حجابی باید با دید کلان نگریست وریشه آن را خشکاند.چرا که بریدن شاخه های آن باعث بار بیشتر آن است.

مبارزه نظامی با بد حجابی مثل اینست که دملی در صورت ما سبز شده و ما بخواهیم آنرا با چاقو ببریم.راه درست آن است که با مراجعه به پزشک ریشه آنرا از بین ببریم.یکی از دلایل پیشرفت جوامع غربی این است که در هر کاری از متخصص و دانشمند آن رشته استفاده میکنند.حتی به بیحجابی کشاندن جوانها و ایجاد معضلات فرهنگی در جامعه ما.حال ما چرا از عالمان علم جامعه شناسی –مردم شناسی و متخصصان دینی و فرهنگی استفاده نکنیم؟باید آنها را جمع کرد تا طرحی عملی برای حفظ این ارزش مقدس بریزند.و باید برای به نتیجه رسیدن جانانه هزینه کرد .این همه قراردادهای ۴۰۰-۵۰۰ملیون تومانی با بازیکنان فوتبال تیمهای دولتی بسته میشود و قراردادهای ملیاردی که با مربیان بسته میشود چه عیبی هست اگر مقدار قابل توجهی هم در امر فرهنگ هزینه شود؟ وبا ایجاد شبکه های گسترده ماهواره ای که فیلمهای جذاب وحاوی فرهنگ اصیل دینی داشته باشد.با تشکیل گروه گسترده از سخنرانان جوانپسند و اعزام آنها به دانشگاها و مدارس و... به طور منظم و پیوسته.ویا با نشان دادن زنان محجبه موفق در زمینه اختراع-نویسندگی-نقاشی-هنر و...در رسانه ها به طور گسترده از آنها الگو ساخت.

ونباید فراموش کرد که تبلیغات و ایجاد پشتوانه فکری یکی از راههای موثر در این زمینه هست.الان که ارزشهایی مثل زیبایی-مدوخودنمایی در جامعه حاکم است.میتوان با تبلیغات فراگیر ارزشهایی مثل هنر و علم را برای افراد مهم جلوه داد تا صاحبان این ارزشها در جامعه مهم شمرده شوند .و افراد برای جلب توجه که نیاز انسان است به جای نمایان کردن اندامهای خود به سمت علم و هنر و امثالهم بروند.

هادی تاجیک

مقالات ارسالی به آفتاب

http://noorportal.net/394/436/27537.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مضرّات بی حجابی یا بدحجابی(اول)

اول) مخالفت با دستور خداوند و معصومین (علیهم السّلام)

آیات پیرامون حجاب:

ـ خداوند متعال در سوره های مبارکه نور، آیه 30 و احزاب، آیات

 32ـ  33ـ 53 و 59 به تصریح حجاب را برای زنان واجب و ضروری دانسته است.

وَ قُلْ لِلْمُؤمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِن اَبْصارِهِنَّ ای پیامبر به بانوان بگو که چشم های خود را از نگاه کردن به نامحرم فرو بندند و عورت های خود را بپوشانند و زینت های خود را جز آن مقداری که نمایان است آشکار نسازند و با روسری و چادر سر و گردن و سینه و اندام خود را بپوشانند و برجستگی های اندام خود را هم از زیر چادر ظاهر نکنند، مگر برای شوهرانشان، پدرانشان پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرشان، پسر برادرشان، پسر خواهرشان، زنان هم مذهبشان، کنیزانشان، مردانی که به هر دلیل تمایلی به زن ندارند و کودکانی که از امور جنسی بی اطّلاعند (غیر از ممیّزین) و پاهای خود رابه زمین نکوبند تا زینت های پنهانشان ظاهر شود و همگی به سوی خدا توبه کنید! ای مؤمنان! باشد که رستگار شوید!

ـ یا درسوره مبارکه احزاب آیه 59 می فرماید:

يَا اَيُّهَا النَّبِیُّ قُل لِِّاَزوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَآءِ الْمُؤمِنيِنَ

ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنه بگو! خویشتن را با چادر و روپوش بپوشانند که این چادر پوشیدن موجب می شود به عفّت شناخته شوند و مورد آزار و تعرّض هوس رانان قرار نگیرند و خدا آمرزنده و مهربان است.

البته ما به همین دو آیه اکتفا می کنیم.  اگرچه غیر از پنج آیه مذکور در ابتدای بحث، آیات دیگری هم در زمینه ی حجاب و عفاف داریم ولی این آیات مستقیماً به مسئله ی حجاب برمی گردد.

احادیث و روایات پیرامون حجاب:

ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دو دسته اهل دوزخند و بوی بهشت به آن ها نخواهد رسید:

1ـ ستمگرانی که با تازیانه مردم را به ناحق می زنند.

2ـ زنان بدحجابی که با زرق و برق خود را به مردم نشان می دهند و هوس های مردان را به خود جذب می کنند.(1)

ـ و نیز فرموده اند:

هرکس بطور حرام با زنی مصافحه کند، یعنی به او دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر بسته و سپس در آتش انداخته خواهد شد.(2)

ـ و باز همان حضرت می فرمایند:

یا فاطمه! هر زنی که خود را زینت کند و لباس های زیبایش را بپوشد و از خانه خارج شود که مردم به او نگاه کنند، ملایکه ی آسمان ها و زمین های هفت گانه او را لعنت کنند و پیوسته مورد غضب الهی است و اگر بمیرد دستور داده می شود او را به سوی آتش جهنم ببرند.(3)

ـ همان حضرت (صلّی الله علیه و آله و سلّم)خطاب به سلمان فارسی می فرمایند:

در آخرالزّمان مردان به مردان و زنان به زنان بسنده می کنند. لواط رایج می شـود، هم جنـس بازی فـراوان می گردد که آثـار شـوم آن (مانند بیماری ایدز) دنیا را فرا می گیرد. مردان شبیه زن ها و زن ها شبیه مردان می شونـد. زنـان و دختـران سوار زین (مانند دوچرخه و موتور) می شوند. بر این گونه زنان از امّت من لعنت باد.(4)

ـ و نیز فرمودند: در آخرالزّمان زن ها پوشیده ی برهنه هستند. (یعنی لباسی می پوشند که با برهنه بودن تفاوتی ندارد) روسری هایشان را مثل کوهان شتر درست می کنند. لعنت کنید ایشان را که آن ها ملعونند.(5)

ـ رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حولاء همسر عطاره می فرمایند:

ای حولاء!

زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار مکن! برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد، این عواقب را دارد:

1ـ لعنت همیشگی خداوند.

2ـ خشم و غضب خداوند.

3ـ لعن فرشتگان.

4ـ عذاب دردناک قیامت.(6)

ـ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می فرمایند:

پوشیدن لباس ضخیم بر شما لازم است زیرا کسی که لباسش نازک و بدن نما باشد، دینش ضعیف است.

داستان) تشبیه جالب و مؤثّر     

در کتاب داستان هایی از پوشش و حجاب به نقل از یـکی علـماء و ائمه جماعات تهران درسال 1323 آمده است که روزی در خانه ما را زدند.در را باز کردم زنی نیمه عریان و بی حجاب را دیدم؛ گفت: سؤالی دارم. اوّل خواستم در را ببندم بعد با خود گفتم این که با این وضع آمده شاید معایب بی حجابی را نمی داند و به او اجازه دادم وارد شود.

سرم را پائین انداخته بودم. مسئله ای از ارث پرسید و من جوابش را دادم. گفتم: من هم یک سؤال از شما دارم. گفت: بپرسید. گفتم: اگر شخصی مشغول خوردن غذای لذیذ و مطبوع باشد و گرسنه ای از کنار او بگذرد و لقمه ای تقاضا کند و آن شخص ندهد، آن فرد چگونه آدمی است؟ گفت: بی رحم تر از شمـر.

گفتم: گرسنه دو نوع است گرسنه غذا و گـرسنـه شهوت. حـال اگـر زنی نیمه برهنه و آرایش کرده و معطر از محلی بگذرد و جوانی از او بخواهد که به او توجّه کند و هر چه التماس کند، زن بگوید: من نجیبم، این زن چگونه آدمی است؟

با خودش فکری کرد و بدون این که پاسخی بدهد از منزل رفت. فردای آن روز سرهنگی به خانه ی ما آمد و گفت: حاج آقا من همسر همان زن دیروزی هستم و ما چون از خانواده ای مذهبی بودیم، از او درخواست حجاب کردم و او گفت باشد بعد از عروسی، به وعده خود وفا نکرد ولی از دیروز تا به حال وضع پوشش و لباسش عوض شده و به من هم عبایی داد و تشکر کرد.

ـ نورجان کوجامان دختر دانشجوی نوزده ساله اهل ترکیه بودکه در دانشگاه آنکارا با حجاب می رفت و از منتقدین رئیس جمهور لائیک وقت (کنهان اوژن) بود. او را به جرم تبعیت از امام (ره) و حـفــظ حـجـاب در دانــشــگاه، دسـتـگـیـر و بـه یــک ســال زنـدان محـکوم کردند، بعد از قرائت حکم دادگاه گفت: امام خمینی رهبر دنیای اسلام است و من از طرفداران او هستم.(7)

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

000000000000000000000000000000000000000000

1ـ فروع کافی، ج5، ص519

2ـ فلسفه ی حجاب، استاد مطهری، ص137 به نقل از وسائل الشّیعه، ج14، ص143

3ـ داستان هایی از پوشش و حجاب، ص 29، به نقل از شهاب الاخیار

4ـ همان مدرک، ص29، به نقل از مستدرک حاکم

5ـ همان مدرک، ص30، به نقل از کنزالعمّال، ج16، ص379

6ـ همان مدرک، به نقل از مستدرک الوسائل، ج2، ص549

7ـ همان مدرک، به نقل از روزنامه ملّیت، چاپ آنکارا

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=547:1389-10-16-10-43-16&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

00000000000000000000

مضرّات بی حجابی یا بدحجابی (دوّم و سوّم)

دوّم)  ابتلا به بیماری های خطرناک (فردی و اجتماعی)

یکی دیگر از مضرّات فساد و بی حجابی ابتلاء به بیماری های بسیار خطرناک است.

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ایم، زنی که با آن وضع اسفبار و بزک کرده، به خیابان و یا جلوی نامحرم می آید، غریزه جنسی مردان را تحریک می کند و در نهایت او را وادار به استمناء لواط ، زنا و... می کند مسئول گناه مردان است؟

با توجه به تغییر آمار جرائم و بیماری ها در گذشت زمان، مناسب دیدم از بیان ریز آمار(در چاپ های مجدّد کتاب) خودداری نموده و به بعضی از موارد که از همین بی حجابی، فساد اخلاقی و عدم تربیت صحیح نشأت می گیرد، به صورت کلی اشاره نمایم:

میلیون ها مراکز فحشاء، تجاوز به عنف، خودکشی، کورتاژ و عمل سقط جنین، تولّد نامشروع، امراض تناسلی، طلاق و جدایی، آدم ربایی، مواد مخدّر واعتیاد، بزهکاری و طرد شدن از خانواده و زندگی در خیابان و بسیاری از بیماری های روحی، روانی وجسمانی که هزاران بیمارستان را در دنیا به خود اختصاص داده و ...[1]

به راستی حجاب، شبیه سرشیشه عطر بسته است که وقتی چند ساعتی باز بماند، عطر داخل شیشه هم می پرد. زن چون با حجاب است، بوی خوش، زیبایی و طراوت او حفظ می شود و با برداشت آن حلاوت و زیبایی او هم از بین می رود.

در برگ گل، شمیم گلاب است، مستتر

عطرعفاف، پشت حجاب است، مستتر

سوّم)  تنزّل شخصیّت والای زنان

تنزّل شخصیّت زنان، یکی دیگر از مضرّات بدحجابی یا بی حجابی است. امروزه تصویر برهنه زن برای تبلیغ بی ارزش ترین اجناس چاپ می شود و این حکایت از تنزّل ارزش ایشان تا حدّ یک کالای لوکس دارد که بعد از مدتی برای تنوّع از چهره های زیباتر و جدیدتر استفاده می شود.

سخن گاندی: زن با این که به ظاهر درصدد آزادی برآمده ولی در خطر جدیدی قرار گرفته است و آن خطر بازیچه بودن و وسیله برای هوسرانی های مرد است. من ترجیح می دهم که نسل انسان نابود شود تا این که از ظریف ترین مخلوق الهی به عنوان وسیله برای شهوت رانی مرد استفاده شود و او از حیوان پست تر گردد.

من اگر زن بودم، علیه این بازیچه شدن، سخت عصیان و اقامه دعوی می کردم. ای زنان! اگر آرایش کردن شما تنها به خاطر جلب شهوت مردهاست، از این کار خودداری کنید و زیر بار ننگ چنین خفتی نروید.[2]

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

00000000000000000000000000000000000000000000

1- داستان های پوشش و حجاب، فلسفه ی حجاب به نقل از روزنامه های کیهان جمهوری اسلامی و کتب مختلف

2- همان مدرک

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=565:1389-10-19-19-27-29&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مهم ترین عوامل بدحجابی یا بی حجابی (عامل اوّل تا سوّم)

عامل اوّل) عقده ی حقارت

یکی از عوامل اصلی بدحجابی یا بی حجابی، عقده ی حقارت است. زنان به خاطر کمبود شخصیّت، با نمایش زیبایی ها و نوع پوشش می کوشند تا حس کمبود خود را به نحوی رفع نمایند.

روانشناسان می گویند: زنان و مردانی که در تعویض لباس و انتخاب رنگ های متنوع مبالغه و وسواس دارند، جز جبران یک نقیصه ی ذاتی کار دیگری نمی کنند. زیرا افراط در لباس پوشیدن هم نظیر افراط در حرف زدن است افرادی که دچار کمبود شخصیّت هستند می کوشند با لباسی که به تن می کنند، برای خود نوعی تشخّص و تعیّن ایجاد کنند؛ ولی زنان محجّبه احساس کمبود نداشته و نیازی به جلب توجّه دیگران ندارند و در حقیقت از سلامت روحی برخوردارند.[1]

ـ امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند:

 در خذلان و پستی (عقده حقارت) افراد، همین بس که لباسی می پوشند تا بوسیله ی آن جلب توجّه کرده و مشهور شوند.[2]

عامل دوّم) محیط خانواده و اطرافیان

بعضی بدحجاب ها آدم های خوبی هستند ولی محیط خانواده، اقوام و یا دوستان بدحجابی دارند. آن ها هیچ غرضی ندارند و به صورت تقلیدی از مادر یا خواهر و یا دخترخاله و... یاد می گیرند و قصد دهن کجی به دین را ندارند. که البتّه این توجیه مورد قبول نیست و باید خودشان  را اصلاح کنند.

عامل سوّم) جهل و ناآگاهی

  بعضی نمی دانند بدحجابی و یا بی حجابی حرام است والّا خود را می پوشاندند. چون بعضی از ایشان نماز هم می خوانند و اهل دعا و نیایش هم هستند، ولی متأسّفانه یا از روی جهل و یا غفلت و کم توجّهی به این حرام تن در می دهند.

زنان محرم و نامحرم:

ـ خداوند در سوره ی مبارکه ی نساء آیات شریفه ی  23 و 24 زنانی که محرم هستند و نمی توان با آن ها ازدواج کرد را این گونه معرفی می فرماید:

1ـ مادر 2ـ نامادری (زن پدر) 3ـ دختر 4ـ عمّه  5ـ خواهر 6ـ دختر برادر 7ـ دختر خواهر 8ـ خاله 9ـ دایه 10ـ خواهر رضاعی 11ـ مادر زن 12ـ دختر زنی که با او ازدواج کرده است 13ـ زن فرزند(عروس)  14ـ جمع میان دو خواهر در یک زمان 15ـ زن شوهردار.

در تورات هم این موارد منع شده و زن برادر هم ممنوع گردیده ولی اگر برادر بمیرد، گرفتن آن زن بر برادر واجب است.

ـ غیر از پانزده مورد قرآنی موارد دیگری نیز وجود دارد که برای پسر و دختر همیشه حرام هستند.

1ـ خواهر و مادر و دختر کسی که با او لواط شده باشد.

2ـ دختر نابالغی که با او عمل زناشویی انجام شده باشد.

3ـ تزویج زنی که در عِدّه ی دیگری است. (عدّه ی طلاق یا فوت)

4ـ ازدواج زن مسلمان با مشرک. (یهودی و مسیحی) ولی مرد مسلمان می تواند با ایشان ازدواج موقّت کند.

5ـ ازدواج با زنی در ایّام احرام. ( اگر بداند که این ازدواج حرام است ولی باز این کار را انجام دهد.)

عدّه ای از زنان بطور موقّت حرام هستند

1ـ ایّام اعتکاف

2ـ مردی که چهار زن عقدی دارد و زن پنجم را نمی تواند عقد دایم خود درآورد.

3ـ زن درحال عادت (حیض)

4ـ زن درحال نفاس

5ـ دختر نا بالغ را می توان با اجازه ی پدر عقدکرد ولی زناشویی تا قبل از بلوغ ممنوع است.

6ـ زن و مرد در حال احرام .(اگر مقاربت کنند، باید شتر قربانی کنند).

7ـ زنی که سه مرتبه طلاق داده شده با اجرای محلّل، حلال می شود تا سه مرتبه و برای مرتبه نهم حرام ابدی می شود.

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) - جلد3

حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

0000000000000000000000000000000000000000000

1ـ همان مدرک، ص91

2ـ فلسفه ی حجاب، ص48

http://www.hatampoori.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=571:1389-10-20-17-53-43&catid=118:1389-10-15-14-53-07&Itemid=37