مقالات مواد مخدّر

تهيه وتنظيم توسط حجّة الاسلام حاج سيدمحمدباقري پور

درمؤسسه فرهنگي هدي رايانه

http://hodarayaneh.org

سايت هدي بلاگ

http://hodablog.net

 

استفتائات فقهی راجع به مواد مخدر

 

سايت حقوقي دادخواهي -> مبارزه با قاچاق مواد مخدر و روانگردان

نویسنده: masoudkazem, محل سکونت: تهران پستتاریخ: پنج‌شنبه 22 دی 1384 - 02:53    عنوان:  استفتائات فقهی راجع به مواد مخدر

ستفتائات فقهي راجع به مواد مخدر

 

سؤال ـ استعمال مواد مخدر از قبيل بنگ ، حشيش ، ترياك ، هروئين ، مرفين ، ماري جواناو... به صورتهاي گوناگون (خوردن ، آشاميدن ، دودكردن ، تزريق ، شياف ) چه كمي دارد؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

استعمال به نحو مذكور اضرار به نفس است و حرام مي باشد.

آقاي سيدعلي خامنه اي :

هر نحو استعمال هرگونه مواد مخدر و استفاده از آن به ملاحظه مضرات عتني بهاي فردي و اجتماعي كه بر آن مترتب است شرعاً حرام است مگر در موارد استثنايي .

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

با فرض عدم اعتياد حرام است .

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

اعتياد به مواد مخدر حرام است و بر مسلمانان جواب است كه از اين مواد خانمان سوزدوري نمايند.

آقاي احمد آذري قمي :

صورتهاي گوناگون بدليل ضرر قطعي به سلامت استعمال كننده و اسكار و مست كنندگي قطعي بعضي از آنها و مفسدة اجتماعي آنها در صورت اعتياد حرامست .

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

اعتياد به مواد مخدره مزبوره كه نوعاً آفت اجتماعي دارند جايز نيست .

آقاي سيدكاظم حائري :

به هر صورت كه باشد حرام است

آقاي حسين راستي كاشاني :

هروئين و هر چيزي كه مست كننده باشد حرام است و فرقي بين صور مختلفه استعمال آن نيست .

 

آقاي جعفر سبحاني :

استعمال اين مواد در غير صورت ضرورت و انحصار درمان حرام است .

آقاي سيدحسين شمس :

اين قبيل امور كه موجب فساد افراد جامعه خصوصاً قشرجوان مي شود كه فساد آنهاباعث تباهي فعلي جامعه و آينده آن است به هر نحو كه بايد بدون هيچ ترديد حرام است .

آقاي يوسف صائعي :

استعمال آنها به هر قسم ، حرام لكن آنچه سكر آور است مانند بنگ به عنوان مسكر، حرام وغير آن به عنوان چيزي كه نزد عرف و عقلاء، ضرر زننده و مضر محسوب مي شود حرام مي باشد.

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

آنچه مسلم است در جوامع بشري و مورد تصديق عقلاء مي باشد آن است كه هر چيي داراي نفع معتني به نباشد بلكه چه بسا مستلزم ضرر و زيان قابل توجه باشد انجامش قبيح وحرام باشد و نامبرده شدگان فوق از نظر استعمال در اين مقوله است .

آقاي محمدفاضل لنكراني :

جايز نيست .

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

به هر صورت حرام است

آقاي محمدهادي معرفت :

استعمال مواد مخدر ياد شده با فرض به تباهي كشانده شدن چنانچه تجربه نشان داده است شرعاً حرام و با اهداف شريعت اسلامي كه از آحاد ملت افرادي با شور و حركت ، و امتي با نشاط مي سازد كاملاً منافات دارد.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

حرام است و جايز نيست .

آقاي حسين مظاهري :

حرام است .

 

سؤال 2 ـ آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها، مطلقاً اشكال ندارد و يافقط در صورت انحصار درمان به آنها؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

در فرض ضرورت و انحصار علاج به آن ، حكم ساير ضرورتهاي ديگر را دارد.

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر به تجويز پزشك معالج متخصص امين باشد مانع ندارد.

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

در صورتي كه دواي منحصر باشد جهت معالجه در صورت ضرورت اشكال ندارد.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

استفاده در درمان مانع ندارد مگر آنكه منتهي به اعتياد شود كه در اينص ورتب ايد درمان ،منحصر به مصرف مواد مخدر باشد.

آقاي احمد آذري قمي :

احتياط آن است كه به صورت انحار اكتفا شود چه مظنه اعتياد و قطعي بودن مسكريت بعضي از آنها است .

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

مواد مزبوره كه داخل عنوان مكسر نيستند مصرف آنها در صورت انحصار درمان و نيز درصورت عدم موجب اعتياد، مانعي ندارد.

آقاي سيدكاظم حائري :

در صورت انحصار جايز است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

معالجه با مواد مخدر در صورت انحصار درمان و يا حرجي بودن تحصيل غير آن ، اشكال ندارد.

آقاي جعفر سبحاني :

فقط در صورت انحصار درمان به مواد معالجه جائزاست .

آقاي سيدحسين شمس :

در صورت انحصار به طوري كه عدم معالجه موجب تلف شدن و يا غير قابل تحمل بودن مرض و درد شود اشكالي ندارد و جايز است .

آقاي يوسف صانعي :

آنچه حرمتش از راه اسكار است درمان به آن ، مختص به حالت انحصار و اضطرارمي باشد و غير آن مطلقاً.

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

البته با توجه به مطالب فوق مي بايست جواز استعمال در صورت ضرورت و اضطرارباشد با ملاحظه اهم و مهم اگر مورد امر متعددي باشد.

آقاي محمدفاضل لنكراني :

براي معالجه و درمان مانعي ندارد و اگرچه درمان ، انحصار به آنها نداشته باشد به شرط اينكه زمينة اعتياد فراهم نشود.

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

در صورت انحصار مجاز است .

آقاي محمدهادي معرفت :

برخي از مواد مخدر از قبيل ترياك خود يكي از داروهاي موثر درمعالجه بسياري ازامراض به شمار مي رود و مصرف آن در تركيب داروهاي مربوطه به طور مطلق بلامانع است ،البته مصرف آنها به طور فردي و شخصي در صورت عدم انحصار خالي از اشكال نيست زيرااعتياد به آن احتمال مي رود.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

در صورت انحصار با تجويز دكتر متخصص و اطمينان به تشخيص او.

آقاي حسين مظاهري :

در صورت انحصار اشكال ندارد.

 

سوال 3 ـ زراعت و كشت و پرورش گياهاني از قبيل خشخاش ، شاهدانة هندي ، كوكاو... (كه ترياك ، هروئين ، مرفين ، حشيش ، كوكائين از آنها گرفته مي شود) چه حكمي دارد؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

طبق مقررات بايد عمل نمايند.

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر براي استفاده هاي طبي حلال باشد مانع ندارد.

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

اگر منافع محلل معتد به ، داشته باشد مانع ندارد ولي برخلاف مقررات عمل نشود.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

كشت و فروش مواد مذكور براي مصرف داروسازي حلال و براي مصرف معتادين واشاعه اعتياد چون موجب فساد اجتماع و برهم زدن نظام مسلمين مي شود حرام است .

آقاي احمد آذري قمي :

اگر به قصد گرفتن امور فوق يا فروش به كسي كه اين مواد را مي گيرند، باشد، حرام است و الا حلالست گرچه اجمالاً يا تفصيلاً بدست كسي ميافتد كه امور فوق را مي گيرد.

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

چنانچه امور مزبوره اشاعه و تكثير فساد و اعتياد باستعمال مخدره در جامعه شود اشكال دارد.

آقاي سيدكاظم حائري :

جهت استفاده صحيح و تحت كنترل جايز و جهت استفاده هاي ناصحيح حرام است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

در صورتي كه منافع گياهان مذكوره ، منحصر در حرام باشد و يا زراعت آنها به قصداستفاده در امر حرام باشد، جايز نيست .

آقاي جعفر سبحاني :

زراعت و كشت اينها حرام است مگر اينكه زير نظر حكومت اسلامي ، بخشي از اين كاراختصاص يابد تا در مورد معالجه استفاده شود.

آقاي سيدحسين شمس :

در صورتي كه شيي گرفته شده ، منافع محلله نداشته باشد ويا اگر داشته خارجاً به كار برده نمي شود و يااگر به كار برده شود بسيار نادر بيشتر در منافع محرمة بكار برده مي شود، جايزنيست ، مخصوصاً موجب فساد افراد جامعه است .

آقاي يوسف صائعي :

تمام تقليب و قلبها و كارهاي مربوط به اين گونه اشياء كه فائده متعارف و معمول آن تهيه مواد مخدره است چون منشاء شيوع معصيت و باعث ضرر و زيان بدني و روحي اقتصادي جامعه مي گردد حرام و معصيت مي باشد.

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

حكم اين مسئله بستگي دارد به تعيين جهت فوق در صورتي كه شيئي مورد نيز داراي نفع قابل توجهي نزد عقلاء داشته باشد.

آقاي محمدفاضل لنكراني :

اگر به منظور استفاده صحيح و درمان باشد مانعي ندارد.

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

اگر براي مصارف طبي و تحت كنترل باشد حلال و اگر براي مصارف محرمه باشد حرام است .

آقاي محمدهادي معرفت :

آنچه به عنوان به مصرف دارويي از كانالهاي رسمي مربوط مي شود، بلامانع است و يكي از نيازهاي جامعه و كشور به شمار مي رود.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

اگر مصرف ، منحصر به مواد مخدر باشد آن هم از طريق حرام ، حرام است و جايز نيست .

آقاي حسين مظاهري :

حرام است .

 

سوال 4 ـ حكم خريد و فروش و يا هر نوع استفاده ديگر مثل حمل و نقل ، نگهداري وقاچاق مواد مخدر چست ؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

نبايد چنين كارهايي مرتكب شود.

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر براي استفاده هاي مضرت بخش و حرام باشد جائز نيست .

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

مجوز شرعي ندارد.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

حكم مسأله همان است كه در جواب مسأله 3 آمده است .

آقاي احمد آذري قمي :

حرام است مگر براي استفدة جائز و به قصد آن باشد.

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

حكم از جواب مسأله 3 ظاهر مي شود.

آقاي سيدكاظم حائري :

قاچاق در جمهوري اسلامي حرام است و ساير امور ديگر به منظور منفعت حلال يعني مداوا با فرض انحصال حلال است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

خريد و فروش اشيايي كه منافع آنها منحصر در حرام است و يا به قصد استفاده محرم باشد، حرام است و همچنين ساير تصرفات .

آقاي جعفر سبحاني :

حكم خريد اينها در غير صورت ضرورت حرام است .

آقاي سيدحسين شمس :

هرگونه تصرف و تبادل و تحفظ كه در مير فساد جامعه قرار گيرد جايز نيست .

آقاي يوسف صائعي :

پاسخ آن از پاسخ 3 معلوم است .

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

البته حكم اين مورد مشابه حكم پرسش سوم است . زيرا كه اين نوع از موضوعات از قبيل توابع است از نظر احكام .

آقاي محمدفاضل لنكراني :

قاچاق مطلقاً جايز نيست و خريد و فروش به منظور فوق اشكال ندارد.

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

حرام است .

آقاي محمدهادي معرفت :

اقدامات شخصي بدور از نظارت رسمي دولت عادله اسلامي چون برخلاف مصالح امت است ممنوع و از نظر قانون انتظامات اسلامي جرم به شمار مي رود.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

عيناً حكم مسئله 3 را دارد.

آقاي حسين مظاهري : حرام است .

سؤال 5 ـ درست كردن و به عمل آوردن مواد مخدر اعم از مواد طبيعي (مثل مرفين ،هروئين ، حشيش ، ماري جوانا) و مواد صنعتي (مثل ال اس دي ، پروزاك و...) چه حكمي دارد؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

بدون پاسخ است .

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر براي خصوص استفاده هاي طبي و دارويي مجاز باشد اشكال ندارد وگرنه جايزنيست .

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

اگر فايده حلال معتد به ، ندارد جايز نيست والله العالم .

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

فقط ساختن جهت دارو و مداوا جايز است .

آقاي احمد آذري قمي :

اگر براي استفادة جايز باشد، مانعي ندارد والا حرام است ، چه طبيعي و چه صنعتي .

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

جواب اين مسأله نيز در جواب مسأله 3 معلوم مي شود.

آقاي سيدكاظم حائري :

جهت مصارف طبي منحصر و تحت كنتر حلال و در غير اينصورت حرام است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

تهيه و به عمل آوردن امور مذكور حرام است و فرقي بين تهيه آنها از مواد طبيعي وصنعتي نيست .

آقاي جعفر سبحاني :

صنعت اين نوع امور كه مايه تباهي زندگي فرد و جامعه است حرام است صورت ضرورت براي معالجه مستثني است .

آقاي سيدحسين شمس :

حكم اين مسأله از جواب سؤال سوم استفاده مي شود.

آقاي يوسف صائعي :

از پاسخ 3 معلوم است .

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

صحت و سقم و جواز آن بستگي به جهت مورد استعمال دارد چنانچه در مواردي بخواهد بكار برود كه موجب فساد در جامعه يا اضرار به شخص يا اشخاصي قرار گيرد مسلم قبيح و حرام است در غير اين صورت اشكالي ندارد.

آقاي محمدفاضل لنكراني :

حكم اين دو مسئله از مسائل سابقه روشن سد.

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

حرام است مگر در موارد مربوط به مصارف طبي تحت كنترل .

آقاي محمدهادي معرفت :

جواب اين پرسش در جواب پرسش پيش ارائه گرديد.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

در صورت عدم مصارف ديگر همة اينها حرام است .

آقاي حسين مظاهري :

حرام است .

 

سؤال 6 ـ حكم زراعت ، خريد و فروش ، ساختن و درست كردن مواد مخدر به جهت كاربردهاي پزشكي و درماني چيست ؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

طبق مقررات بايدعمل كنند.

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر براي فقط استفاده دارويي و درماني باشد و يا براي ساير استفاده هاي مشروع اشكال ندارد.

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

براي مورد ضرورت مانع ندارد البته طبق مقررات .

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

فقط جهت كاربردهاي پزشكي مانعي ندارد در صورتي كه داروي ديگري اين كاربرد رانداشته باشد.

آقاي احمد آذري قمي :

مانعي ندارد.

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

چنانچه طوري انجام شود كه نوعاً در كاربردهاي پزشكي ودرماني صرف شود مانعي ندارد.

آقاي سيدكاظم حائري :

در صورت انحصار درمان و تحت كنترل حلال است و در غير اين صورت حرام است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

با جلوگيري از سوء استفاده مانع ندارد.

آقاي جعفر سبحاني :

زراعت براي چنين اغراض زير نظر حكومت اسلامي مانعي ندارد.

آقاي سيدحسين شمس :

در صورتي كه اين امور فقط در موارد جواز استعمال درماني و پزشكي قرار گيرند جائزاست همانطور كه در سؤال دوم گذشت .

آقاي يوسف صائعي :

مانعي ندارد.

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

حكم اين مسئله كه مجموعه سؤالهاي 3 و 4و 5 است از آنها روشن خواهد شد.

آقاي محمدفاضل لنكراني :

حكم اين دو مسئله (6 و5) از مسائل سابقه روشن شد.

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

با شرايطي كه ذكر شد مجاز است .

آقاي محمدهادي معرفت :

تكرار دو پرسش فوق است (5 و4)

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

در صورتي كه منافعش قطعي باشد و چيز ديگري كاربرد او را نداشته باشد و تحت كنترل شديد باشد و سوء استفاده از عنوان او نشود به مقدار رفع نياز اشكالي ندارد.

آقاي حسين مظاهري :

اشكال ندارد.

 

سؤال 7 ـ حكم چيزي كه در جامعه مفسده به بار مي آورد يا باعث اختلال نظام اجتماعي مي شود چيست ؟

حضرت آيات عظام :

آقاي محمد علي اراكي :

(بدون پاسخ است )

آقاي سيدعلي خامنه اي :

اگر محرز باشد كه مفسده انگيز و موجب اختلال نظام است جائز نيست .

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني :

موارد مختلف است و هر موردي حكم مخصوص دارد.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره ):

اگر محرز باشد چيزي در جامعه مفسده و اختلال نظام ايجاد مي كند جايز نيست .

آقاي احمد آذري قمي :

به نظر حقير مجازات مفسد في الارض ، همان مجازات محارب است كسي كه سلب امنيت اجتماعي و تخريب حرث و نسل را سبب شود مفسد في الارض است .

آقاي ميرزا جواد تبريزي :

چنانچه مفسده طوري كه محرز باشد شارع راضي به اشاعه و نشر آن فساد در جامعه نيست حكم بعدم جواز مي شود.

آقاي سيدكاظم حائري :

حرام است .

آقاي حسين راستي كاشاني :

هر عملي كه سبب اختلال نظام اجتماعي شود حرام است .

آقاي جعفر سبحاني :

حرام است .

آقاي سيدحسين شمس :

با فر مذكور در سئوال بدون ترديد حرام است .

آقاي يوسف صائعي :

حرام است و حرمتش قطع نظر از عظم و كبرش جزء بديهيات و ضروريات اسلام است وعقل و نقل بر لزوم تركش متفقند و هر امري كه احتمال انجرار باختلال نظام را بياورد، محرم و بايد جلوگيري شود.

آقاي سيدمحمدعلي علوي گرگاني :

حكم اين مسئله روشن و مبرهن است كه هر چيزي احراز شود كه داراي چنين خصوصيت است ارتكاب و انجامش قبيح و حرام است .

آقاي محمدفاضل لنكراني :

جائز نيست .

آقاي ناصر مكارم شيرازي :

حرام است .

آقاي محمدهادي معرفت :

هرچه از نظر مسئولين آگاه موجب اختلال نظام باشد يا سلامت جامعه را تهديد كند لازم است از آن جلوگيري به عمل آيد.

آقاي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي :

حكم مفسد در اسلام روشن است كه حكم كافر محارب است ولي اين حكم در فسادمطلق نيست والا پاي همه يا اكثريت را مي گيرد اين حكم مخصوص موارد خاص و روشني است كه فساد خيلي بالا باشد و هم چنين است عنوان اختلال نظام .

آقاي حسين مظاهري :

حرام است .

http://www.dadkhahi.net/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&printertopic=1&t=730&start=0&postdays=0&postorder=asc&vote=viewresult&popup=1

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

1- خرید و فروش مواد مخدّر

آیا صحیح است که بگوییم خرید و فروش موادّ مخدّر مانند خرید وفروش شراب است به این معنا که خریدار مالک مواد نمى شود و فروشنده مالک ثمن و مبلغ آن مواد نمى باشد؟

آرى صحیح است و معامله این مواد باطل است.

2- احکام تهیه و توزیع و مصرف مواد مخدر

با عنایت به نیاز شدید جامعه اسلامى ایران نسبت به رفع ابهام حکم شرعى موادّ مخدّر، دانشگاه ما تصمیم به بررسى موضوع فوق نموده است، لطفاً حکم شرع را در این مورد بیان فرمایید.

بى شکّ استعمال موادّ مخدّر به هر مقدار و اندازه که باشد، حرام است. خواه موادّ مخدّر قدیمى باشد، یا آنچه در عصر ما به وجود آمده، یا بعداً به وجود مى آید. و هر گونه کمک براى کشت، داشت، برداشتِ محصول، تهیّه، توزیع، خرید، فروش، نگهدارى و مصرف آن نیز حرام است. و جوامع اسلامى باید به شدّت با این بلاى خانمانسوز مبارزه کنند، و در امر به معروف و نهى از منکر کوتاهى ننمایند.

3- استعمال تریاک برای معتادین

نظر مبارک را در مورد استعمال تریاک براى معتادین، یا کشیدن تریاک به عنوان تفریح، اعلام فرمایید. شرکت در چنین مجالسى، و تهیّه و آماده نمودن وسائل براى چنان اعمالى چه حکمى دارد؟

کشیدن تریاک، خواه تفریحى باشد یا غیر تفریحى، حرام است; مگر این که در حدّ ضرورت باشد. و افراد معتاد تا آن جا که مى توانند براى ترک آن کوشش کنند. هم چنین تهیّه تریاک، خرید، فروش، حمل و نقل آن جایز نیست

4- دلیل حرمت استعمال مواد مخدر

آیا حرام بودن استعمال موادّ مخدر در قرآن آمده است؟ و از آن جا که اعتیاد به آن، بلاى خانمان سوزى است که دامن جوانهاى ما را گرفته، و حتّى در سنین بالا و برخى از مؤمنین آلوده به آن هستند. و سر و صداى مبارزه با موادّ مخدّر متأسّفانه نتیجه چندانى نداده، چرا به جز رساله شما، در رساله هاى علماى دیگر تحریم آن نیامده است؟

بسیارى دیگر از فقها نیز موادّ مخدّر را تحریم کرده اند، و دلیل آن حکم عقل به قبح آن است. علاوه بر این که آیه شریفه «وَ لا تُلْقُوا بِاَیدیکُم اِلَى التَّهْلُکَةِ» نیز چنین اشخاصى را شامل مى شود. بعضى از روایات نیز اشاره به این معنا دارد، که استعمال اشیاى مضر حرام است.

5- احکام مرتبط با استعمال کنندگان مواد مخدر

با توجّه به عمومیّت یافتن استفاده از موادّ مخدّر، و مفاسد مترتّب بر آن، نیاز است که احکام مربوط به این موضوع به صورت واضح مشخّص شود، و در اختیار عموم قرار گیرد. مستدعى است در خصوص موارد زیر نظر مبارک را مرقوم فرمایید.

1ـ حکم استفاده از انواع موادّ مخدّر، مانند: تریاک، هروئین، مرفین، حشیش، چرس، مارى جوانا، ال، اس، دى، و موادّى که اثراتى به مانند این مواد دارند، براى معتاد و غیر معتاد چیست؟

2ـ حکم خرید و فروش موادّ مخدّر چیست؟ آیا شخص در صورت فروش یا خرید مواد، مالک پول دریافتى، یا مادّه خریدارى شده مى شود؟

3ـ حکم شرکت در جلساتى که در آن از موادّ مخدّر استفاده مى شود چیست؟ در مواردى که احتمالِ خطرِ معتاد شدن وجود داشته باشد چه مى فرمایید؟

4ـ ارتباط جوانان با افراد معتاد، به ویژه در مواردى که مى تواند زمینه اى براى اعتیاد آنان باشد، چه حکمى دارد؟

5ـ حکم ازدواج با افراد معتاد چیست؟ آیا سختگیرى خانواده ها در خصوص شرط عدم اعتیاد مرد براى ازدواج، مى تواند مجوّز شرعى داشته باشد؟

6ـ آیا بر افراد واجب است که از باب امر به معروف و نهى از منکر، افراد معتاد را به ترک اعتیاد وادار سازند؟

7ـ آیا بودن مجوّز پزشک، و به بهانه استفاده دارویى و با تشخیص شخصى، مى توان از موادّ مخدّر استفاده کرد؟

8ـ حکم استفاده تفنّنى و سرگرمى از موادّ مخدّر، به خصوص تریاک چیست؟ به ویژه که امروزه استفاده تفنّنى از این مواد، بیشترین کمک به فروشندگان این مواد است، و آنها را در گسترش آن یارى مى کند.

9ـ با نظر به این که شروع اعتیاد اکثر افراد معتاد به موادّ مخدّر از سیگار بوده، و علّیّت مُقدِّمى آن براى اعتیاد به این مواد غیر قابل انکار است، حکم استفاده از سیگار، به خصوص براى نوجوانان و جوانان چیست؟

بدون شک استفاده از تریاک و سایر موادّ مخدّر و خرید و فروش آن و شرکت در جلساتى که در آن از موادّ مخدر استفاده مى شود از گناهان کبیره است. و بر آحاد مردم و جامعه مسلمان و حکومت اسلامى لازم است که با استفاده از تمام وسائل جلوى این کار را بگیرند. و هر گونه کمک به کشت و فروش و حمل و نقل و استفاده از آن نیز از محرّمات واضح است. حتّى استفاده تفنّنى براى سرگرمى از آن جایز نیست، و تبلیغ آن براى افراد دیگر حرام است. استفاده خودسرانه از آن به عنوان دارو نیز جایز نمى باشد. حتّى کشیدن سیگار با توجّه به این که مقدّمه اعتیاد مى باشد، و حتّى با قطع از نظر از این مطلب، به خاطر زیانهاى فراوانى که دارد جایز نیست. خداوند همه مسلمین، مخصوصاً جوانان را، از شرّ این بلاهاى خانمانسوز محفوظ بدارد.

6- تولید و فروش شربت ترک اعتیاد

تولید، فروش و استفاده از شربت ترک اعتیاد چه حکمى دارد؟

اگر واقعاً براى ترک اعتیاد است اشکالى ندارد.

7- استفاده از مواد مخدر به عنوان دارو

توصیه بیماران به استفاده از موادّ مخدر به عنوان درمان بیمارى چه حکمى دارد؟

این کار جایز نیست، مگر به مقدار ضرورت; آن هم در جایى که هیچ راه دیگرى وجود نداشته باشد.

http://www.makaremshirazi.org/persian/estefta/?mit=1117

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

فتاوی آیات عظام در مورد مصرف مواد مخدر

آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها مطلقاً اشكال ندارد و يا فقط در صورت انحصار درمان به آن‌ها ؟

 

حضرات آيات عظام آقاي محمدعلي اراكي

در فرض ضرورت و انحصار علاج به آن حكم ساير ضرورت‌هاي ديگر را دارد.

آقاي سيد علي خامنه‌اي

اگر به تجويز پزشك معالج متخصّص امين باشد مانع ندارد.

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني (ره)

در صورتي كه دواي منحصر باشد جهت معالجه در صورت ضرورت اشكال ندارد.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره)

استفاده در درمان مانع ندارد مگر آن كه منتهي به اعتياد شود كه در اين صورت بايد درمان منحصر به مصرف موادمخدر باشد.

آقاي محمد آذري قمي

احتياط آن است كه به صورت انحصار اكتفا شود، چه مظنه اعتياد و قطعي بودن مسكريت بعضي از آن‌ها است.

آقاي فاضل لنكراني

براي معالجه و درمان مانعي ندارد و اگرچه درمان انحصار به آن‌ها نداشته باشد به شرط اين كه زمينة اعتياد فراهم نشود.

آقاي مكارم شيرازي

در صورت انحصار مجاز است.

http://nejat110.blogfa.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@فتاوی فتاواي آیات عظام در مورد مصرف و خرید و فروش مواد

 

بسياري از افراد مي خواهند بدانند مصرف مواد از نظر شرعي چه حكمي دارد.شما در اينجا مي توانيد از نظرات برخي از آيات عظام و روحانيون برجسته دربارة مصرف و خريد و فروش مواد و همچنين پاسخ آنها به استفتائات انجام شده مطلع شويد.

           

شهيد مرتضي مطهري (متوفي 1400 هـ ق)

 

اگر فرض كنيم در مورد به خصوص از طريق نقل هيچ‌گونه حكم شرعي به ما ابلاغ نشده است ولي عقل به‌طور يقين و جزم به حكمت خاصي در رديف ساير حكمت‌هايي پي ببرد، كشف مي‌كند كه حكم شارع چيست. مثلاً، در زمان شارع ترياك و اعتياد به آن وجود نداشته است و ما در ادلّه نقليّه دليل خاصي دربارة ترياك نداريم، اما به دلائل حسّ تجربي زيان‌ها و مفاسد اعتياد به ترياك محرز شده است. پس ما در اين جا با عقل و علم خود به يك ملاك يعني مفسدة لازم الاحتراز در زمينة ترياك دست يافته‌ايم. ما به حكم اين كه مي‌دانيم چيزي كه براي بشر مضر است و مفسده داشته باشد از نظر شرع حرام است، حكم مي‌كنيم كه اعتياد به ترياك حرام است.

           

امام خميني (متوفي 1409 هـ ق)

 

ترياك آوردن و پخش كردن بين مردم، هروئين آوردن و پخش كردن بين جوان‌هاي ما ملت ما را از بين خواهد برد. اين‌ها خودشان قبل از اين كه آن عذاب الهي برايشان بيايد، قبل از اين كه آن شلاق الهي به آن‌ها بخورد، خودشان ملاحظه بكنند و نكنند، ترك كنند اين را. اين جنايت است، اين كشيدن جوان‌هاي برومند ماست به از بين رفتن اين فساد نسل است، نسل را فاسد مي‌كند. كاسبي مگر قحط است كه ان سان هروئين فروشي بكند؟

من از شما دوستان عزيز و فرزندان محترم كه در سرحدات هستيد كمال تشكر را دارم و اميدوارم كه شما خودتان سرحدات را حفظ كنيد و نگذاريد قاچاق وارد بشود، خصوصاً اسلحه قاچاق و موادمخدره‌اي كه براي ملت ما مضر است.

اصل قضيه مبارزه با فساد مطلقاً و با اين قسم از فساد كه اعتياد باشد، هيچ اشكال ندارد، مطلبي است كه بايد بشود و بايد هم دولت و اشخاصي كه مي‌توانند، كمك كنند كه اين فاسد برداشته بشود، در اين هيچ اشكالي نيست و هر عقلي و هر عاقلي اين معنا را تصديق دارد كه بايد به اين طور فاسدها كه جوان‌هاي ما را به نيستي تقريباً مي‌كشد، مبارزه بشود و آن‌هايي كه عادي هستند بايد آن‌ها را در مراكزي از اعتياد بيرون بياورند و بالاتر جلوگيري از فروش و خريد و پخش اين طور مواد بي‌اشكال لازم است، از نظر شرع هم بايد اين كار بشود.

… اين‌ها مي‌خواستند هر فكري را كه احتمال بدهند اين فكر در مقابل آن‌ها است. اگر بتوانند، فكر را از او بگيرند. فكر را چطور بگيرند؟ به اعتياد به مشروبات. به اعتياد به هروئين و امثال اين مخدرات كه فكر انسان را مي‌گيرد، انسان را ميان تهي مي‌كند.

باب هروئين و ترياك و موادمخدر و مشروبات يك باب است كه كساني كه عادي بشوند به اين‌ها ديگر از آن كار نمي‌آيد شما اگر توجه كرده باشيد در همين جهاد سازندگي كه شما جوان‌ها خداوند حفظتان كند وارد شديد اگر شخصي باشد كه عادت به هروئين داشته باشد نمي‌تواند اين جا كار كند.

           

استفتائات

                       

استفتائاتي كه از حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) منتشر شده بدين شرح است:

 

سؤال 1: كشيدن و خريد و فروش ترياك و كشت خشخاش چه صورتي دارد؟

ج- اعتياد به ترياك جايز نيست و معتاد در صورت عدم لزوم ضرر بايد آن را ترك كند و خريد و فروش يا كشت منوط است به مقررات دولت اسلامي و تخلف جايز نيست.

سؤال 2: فروش هرويين جايز است ياخير؟ و در صورت عدم جواز آيا فرقي است بين اين كه به هروئيني و معتاد بفروشد و بين اين كه به اشخاص غير معتاد بفروشد يا خير؟

ج – جايز نيست و فرق نمي‌كند.

سؤال 3 : كسي كه هروئين فروش بوده و مبالغي از اين راه به دست آورده و الآن توبه كرده آيا آنچه از اين راه پيدا كرده بايد به صاحبان وجه برگرداند و در صورت عدم معرفت صدقه دهد يا اين كه مالك است؟

ج – مالك نيست.

سؤال 4: زوجة شخصي كه شوهرش معتاد به هروئين است و به اشخاصي معتاد نيز هروئين مي‌فروشد و اين زوجه از پول هروئين فروشي شوهرش ارتزاق مي‌نمايد و خرجي اطفالش را هم از همين پول مي‌دهد و درآمد ديگري هم ندارد تكليفش شرعاً چيست و آيا از ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جايز است يا حرام؟

ج – پول هروئين حرام است و ارتزاق به آن جايز نيست.

سؤال 5: استعمال و مصرف موادمخدر و هر نوع مواد اعتيادآور ديگر (بدون دستور پزشك) براي كساني كه معتاد نمي‌باشند از نظر شرع مقدس مجاز مي‌باشد يا خير؟

ج- جايز نيست.

سؤال 6: يكي از نزديكان مخفيانه ترياك مي‌كشد، تكليف من نسبت به او چيست؟

لطفاً فتواي امام را نسبت به خريد و فروش و كشيدن ترياك بنويسيد.

ج – او را ارشاد نماييد، خريد و فروش ترياك جايز نيست.

سؤال 10: خريد و فروش موادمخدر به طور قاچاق چه صورتي دارد؟

ج- جايز نيست و بايد جلوگيري شود.

           

استفتائات منتشر شده از حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره):

 

سؤال 1: استعمال هروئين چه حكمي دارد؟

سؤال 2: استعمال ترياك چه حكمي دارد؟

سؤال 3: استعمال حشيش چه حكمي دارد؟

سؤال 4: تزريق مواد مخدر چه حكمي دارد؟

ج – در مورد سؤال 1، 3، 4 به طور كلي استعمال آن‌ها حرام است و در مورد سؤال 2 كه استعمال ترياك باشد اگر طوري مورد استفاده قرار بگيرد كه اعتياد حاصل شود آن هم حرام است.

سؤال 5: كشيدن ترياك براي معتادين و يا تفريحي و داير كردن مجلس براي آنان و شركت در آن مجلس چه صورت دارد؟

ج- اعتياد به ترياك حرام و ترك آن در صورت تمكّن واجب است و كشيدن آن بر غيرمعتاد نيز در صورت معرضيّت براي اعتياد حرام است و دايركردن مجلس جهت حرام، حرام است.

           

استفتائات منتشر شده از محضر حضرت آيت الله العظمي اراكي (ره):

 

سؤال 1: استعمال ترياك و هروئين و مخدّرات به طوري كه موجب اعتياد شخص بشود جايز است يا خير؟

ج – استعمال به نحو مذكور اضرار به نفس و حرام است و واجب است سعي در ترك اعتياد مضر.

سؤال 2: شخصي معتاد بود و براي ترك اعتياد بايد او را معرفي كنند به مراكز درماني آيا براي زن و فرزند او جايز است او را معرفي كنند يا بدون رضات او را جبراً ببرند يا نه؟

ج: با علم و اطمينان به عدم انجرار معالجه به اتلاف نفس جايز است اخبار و معرفي.

           

برخي از استفتائات مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر از حضرات علماي اعلام

           

سؤال 1: استعمال موادمخدر از قبيل بنگ، حشيش، ترياك، هروئين، مرفين، ماري جوانا و … به صورت‌هاي گوناگون (خوردن، آشاميدن،‌ دود كردن، تزريق، شياف) چه حكمي دارد؟

 

حضرات آيات عظام آقاي محمد علي اراكي

استعمال به نحو مذكور اضرار به نفس است و حرام مي‌باشد.

آقاي سيد علي خامنه‌اي

هر نحو استعمال هرگونه موادمخدر و استفاده از آن به ملاحظة مضرات معتنابهي فردي و اجتماعي كه بر آن مترتب است شرعاً حرام است مگر در موارد استثنايي.

آقاي سيد محمدرضا گلپايگاني (ره)

با فرض اعتياد حرام است.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره)

اعتياد به موادمخدر حرام است و بر مسلمانان واجب است كه از اين مواد خانمان سوز دوري نمايند.

آقاي احمد آذري قمي

صور‌ت‌هاي گوناگون به دليل ضرر قطعي به سلامت استعمال كننده و مست‌كنندگي قطعي بعضي از آن‌ها و مفسدة اجتماعي آن‌ها در صورت اعتياد حرام است.

آقاي ميرزا جواد تبريزي

اعتياد به موادمخدره مزبوره كه نوعاً افت اجتماعي دارند جايز نيست.

آقاي سيد كاظم حائري

به هر صورت كه باشد حرام است.

آقاي حسين راستي كاشاني

هروئين و هرچيزي كه مست‌كننده باشد حرام است و فرقي بين صورمختلفه استعمال آن نيست.

آقاي جعفر سبحاني

استعمال اين مواد در غير صورت ضرورت و انحصار درمان حرام است.

آقاي سيد حسين شمس

اين قبيل امور كه موجب فساد افراد جامعه خصوصاً قشر جوان مي‌شود كه فساد آن‌ها باعث تباهي فعلي جامعه و آينده آن است به هر نحو كه باشد بدون هيچ ترديد حرام است.

آقاي يوسف صانعي

استعمال آن‌ها به هر قسم حرام زيرا آنچه سكرآور است مانند بنگ به عنوان مسكر، حرام و غير آن به عنوان چيزي كه نزد عرف و عقلا ضررزننده و مضر محسوب مي‌شود حرام مي‌باشد.

آقاي سيد محمدعلي علوي گرگاني

آن‌چه مسلم است در جوامع بشري و مورد تصديق عقلا مي‌باشد آن است كه هر چيزي داراي نفع مقني به نباشد بلكه چه بسا مستلزم ضرر و زيان قابل توجه باشد انجامش قبيح و حرام باشد و نامبرده‌شدگان فوق از نظر استعمال در اين مقوله است. نظر استعمال در اين مقوله است.

آقاي محمد فاضل لنكراني

جايز نيست.

آقاي ناصر مكارم شيرازي

به هر صورت حرام است.

آقاي سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي

حرام است و جايز نيست.

آقاي حسين مظاهري

حرام است.

 

سؤال 2: آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها مطلقاً اشكال ندارد و يا فقط در صورت انحصار درمان به آن‌ها ؟

 

حضرات آيات عظام آقاي محمدعلي اراكي

در فرض ضرورت و انحصار علاج به آن حكم ساير ضرورت‌هاي ديگر را دارد.

آقاي سيد علي خامنه‌اي

اگر به تجويز پزشك معالج متخصّص امين باشد مانع ندارد.

آقاي سيدمحمدرضا گلپايگاني (ره)

در صورتي كه دواي منحصر باشد جهت معالجه در صورت ضرورت اشكال ندارد.

آقاي ميرزا هاشم آملي (ره)

استفاده در درمان مانع ندارد مگر آن كه منتهي به اعتياد شود كه در اين صورت بايد درمان منحصر به مصرف موادمخدر باشد.

آقاي محمد آذري قمي

احتياط آن است كه به صورت انحصار اكتفا شود، چه مظنه اعتياد و قطعي بودن مسكريت بعضي از آن‌ها است.

آقاي فاضل لنكراني

براي معالجه و درمان مانعي ندارد و اگرچه درمان انحصار به آن‌ها نداشته باشد به شرط اين كه زمينة اعتياد فراهم نشود.

آقاي مكارم شيرازي

در صورت انحصار مجاز است.

http://www.sapto.hbi.ir/Sentence.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مواد مخدر ؛ حرام يا مباح !؟

مواد مخدر و جنبه هاي شرعي آن ( بررسي حرمت اضرار به نفس ):

پديده اعتياد و ناهنجاري هاي رفتاري ناشي از كاربرد مواد مخدر ، بي شك يكي از معضلات بزرگ امروز جامعه بشري به شمار مي آيد و صاحب نظران و آگاهان متعهد ترديدي ندارند كه حل اين معضل اجتماعي نيازمند مبارزه اي مستمر و همه جانبه از ابعاد نظامي ، انتظامي و سياسي تا تلاشهاي اقتصادي و فرهنگي مي باشد . و نيز از ديد انديشمندان پنهان نيست كه از ميان انواع مبارزه ، ريشه اي ترين تلاش در راه مقابله با اين پديده شوم كه بتواند جامعه را در مسير پيشگيري از اين آفت واكسينه كند ؛ پرداختن به فعاليت فرهنگي در زمينه هاي گوناگون اعتقادي ، فكري ، هنري ، تبليغي و ... است چرا كه تلاش بي وقفه فرهنگي تضمين كننده بهره دهي فعاليت ساير بخشها مي باشد .

 

نكته مهم در كيفيت تقابل فرهنگي با مشكل مواد مخدر ، توجه به ويژگيهاي فرهنگي هر جامعه بالاخص در بعد عقايد مذهبي ـ با توجه به نقش مهم و اساسي مذهب در زندگي انسانها ـ مي باشد .

 

جوامعي كه اكثر افراد آن از مردم مسلمان و معتقدان به احكام نوراني اسلام تشكيل يافته است ، بر عهده دست اندر كاران مسايل فرهنگي و انديشمندان اين جوامع است كه تا تبيين معارف ، اخلاقيات و احكام دين ؛ جامعه و به ويژه جوانان را از ورطه مفاسدي مانند مواد مخدر باز دارند و وظيفه و تكاليف شرعي هر فرد را در اين باره مشخص كنند تا بتوانند جامعه را به سوي مدينه فاضله اي كه ضامن سعادت دنيا و آخرت است سوق دهند .

 

بنابراين يكي از گامهاي بلند در امر مبارزه با مواد مخدر ، تحقيق در زمينه حكم فقهي و روشن شدن تكليف شرعي آن است . حال اگر در منابع و ادله استنباط احكام اوليه اسلام ، عنوان يكي از محرمات شرعي بر مواد مخدر منطبق باشد بايد بر اساس آن حكم فقهي عمل نمود و اگر در عناوين احكام اوليه ، دليل بر حرمت يافت نشد و ادله برائت حاكم شد ، در اين صورت بر اساس مقتضيات زماني ، مكاني و مصالح اجتماعي كه تشخيص آن از وظايف ولي فقيه و مجتهد جامع الشرايط است ، در چارچوب احكام ثانويه كه آنها نيز هماننداحكام اوليه ، حكم الله و نظر شرع مقدس هستند ، وظيفه و تكليف ديني مردم مشخص خواهد شد .

 

ازعناويني كه جاي تحقيق وبررسي دارد واحتمال اندراج مواد مخدردرآنهاهست،مي توان به عنوانهاي« فساد » ،« سكر» ، « اسراف و تبذير » اشاره كرد .

 

يكي ديگر از موضوعات قابل بررسي موضوع « اضرار به نفس » است كه در اينجا به اين موضوع مي پردازيم . ابتدا بايد حكم اضرار به نفس از منابع و ادله فقهي به شيوه استنباط ديگر احكام اسلامي مشخص گردد و سپس تحقيق از اينكه آيا استعمال مواد مخدر از مصاديق اضرار به نفس به شمار مي آيد و تابع حكم آن مي باشد يا نه .

 

نقد و بررسي اجمالي ادله اي كه در اثبات حرمت اضرار به نفس به آنها تمسك شده است :

 

آيه تهلكه : و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه

 

گروهي از فقيهان شيعه و سني براي استنباط حكم اضرار به نفس به اين آيه استدلال كرده اند به اين بيان كه معناي تهلكه فنا و نابودي باشد . در اين صورت نهي در آيه مولوي خواهد بود و حكم به حرمت مشخص مي شود ( اگر به معناي عذاب باشد نهي ارشادي است ) .

 

بر اساس اين مفاد كه از آيه استنباط مي شود انجام و تحقق هر گونه فعلي از ناحيه مكلف كه موجب از بين رفتن توان و قدرت او و به عبارت ديگر هر نوع عملي كه از نظر عرف ، غالباً‌ زمينه نابودي توانايي ها را فراهم مي آورد ، مشمول نهي و حكم تحريم قرار خواهد گرفت .

 

به عبارت ديگر آيه مطلق بوده و هر چه موجب هلاكت گردد به مقتضاي اصاله التطابق بين ظهور و مراد جدي ، در مراد جدي آيه شريفه داخل است . خواه چنين امري در جنبه افراط باشد و خواه تفريط . در قالب يك مثال : چنانكه بخل و امساك از انفاق در زمان جنگ سبب از بين رفتن نيرو و تسلط دشمن مي گردد ، تبذير و انفاق جميع دارايي نيز ، فقر و تنگدستي را در پي دارد كه اين نيز موجب هلاكت در زندگي و نابودي مروت و كرامت انسان خواهد شد .

 

در تفسير الميزان بيان شده كه اختلاف روايات در معني آيه ، مؤيد آن است كه مفاد آيه مطلق است و شامل افراط و تفريط مي شود .

 

يكي ديگر از مؤيدات ، فهم فقيهان دو فرقه از مفاد آيه است .

 

از علماي شيعه مرحوم شهيد اول در « ذكري » ، شيخ انصاري، صاحب « حدائق » و صاحب جواهر .

 

از علماي اهل سنت ابواسحاق شافعي ، عبدالرحمن بن ابي عمر حنبلي و ابن قدامه هستند .

 

بنابراين استفاده حرمت نسبت به اعمالي كه القاي تواني و يا القاي نفس به سوي ضياع و سقوط به حساب مي آيند ، بي اشكال خواهد بود .

 

آيه قتل : لا تقتلوا انفسكم ... .

 

مقدس اردبيلي ، مراد از قتل را جلوگيري از وارد كردن ضرب و جرح بر بدن مي داند .

 

يعني زدن و مجروح كردن و هر نوع ضرري كه به طور عادي موجب مرگ و كشته شدن نمي شود بلكه به نحوي ، انسان آسيب مي بيند و متضرر مي شود .

 

علماي ديگري مثل شيخ طوسي و صاحب جواهر هم اينگونه استدلال كرده اند ولي در بهره جويي از اين آيه براي حرمت اضرار به نفس جاي تأمل است .

 

حديث لاضرر : عن النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ لاضرر و لا ضرار في الاسلام

 

اولين حديثي كه از مفاد آن براي حكم اضرار به نفس مي توان استفاده كرد همين حديث موثق زراه است و از قديم مورد توجه ويژه فقها و عالمان اسلامي بوده و بحثهاي زيادي در اطرافش صورت گرفته و به عنوان يك قاعده از آن ياد شده است.

 

ضرر از واژگان مشترك عربي و فارسي است و استعمال فراواني دارد و به معناي نقص و كاستي مي باشد . خواه در امور مالي ، جاني و يا عرضي .

 

روايت تحريم خمر و ميته :

 

در اين روايت ، ابتدا راوي علت حكم چهار چيز را از امام ابي جعفر ـ عليه السلام ـ سئوال مي كند و امام ـ عليه السلام ـ قبل از جواب دادن به سئوالها ، يك قاعده كلي را درباره علت و فلسفه حرمت و حليت اشيا بيان مي نمايد و مي فرمايد : احكامي را كه خداوند متعال جعل كرده ، و بعضي اشيا را حلال و برخي را حرام دانسته ، نه به خاطر تمايل به حلال و بي رغبتي به حرام بوده بلكه بر اساس مصالح و مفاسدي بوده كه بر طبق آنها ، جعل حرمت و حليت كرده است .

 

هر آنچه به مصلحت مردم بوده ، حلال و آنچه موجب ضرر و زيان آنان بوده حرام نموده است . در نتيجه حضرت يك ضابطه و قاعده كلي را براي تحريم و تحليل بيان كرده اند .

 

حديث فقه الرضا عليه السلام:

 

حضرت مي فرمايند خداوند هيچ خوردني و نوشيدني را مباح نكرده مگر اينكه در آن منفعت صلاحي باشد و چيزي را حرام نكرده مگر آنكه در آن ضرر و فسادي باشد ... .

 

و در ادامه مي فرمايد : و كل مضر يذهب بالقوه او قاتل ، فحرام .

 

اين قسمت به صورت بك كبراي كلي مطرح شده و در آن هر شي مضري كه انسان را ناتوان سازد و يا اينكه وي را به هلاكت برساند مورد تحريم قرار گرفته است .

 

رواياتي كه در رفع تكليف ضرري وارد شده است:

 

محمد بن حسن حر عاملي در بحث حرمت اضرار به نفس به روايات ديگري استدلال كرده اند . مورد اين روايات جايي است كه به خاطر وجود ضرر ، شارع مقدس دست از حكم خود برمي دارد و حكم ديگري كه مناسب با حال مكلف است جعل مي نمايد كه در ابواب مختلف فقهي به چشم مي خورد از جمله در باب مسوغات تيمم ، هنگامي كه به جا آوردن حج مستلزم ضرر بدني باشد ، موردي كه روزه گرفتن براي شخص ضرر داشته باشد ، يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر عدم توجه ضرر مال و جاني مي باشد و ... .

 

البته اين استدلال را مي توان نقد كرد به اينكه اين موارد را شارع مقدس از باب امتنان و سهولت بر بندگان رفع نموده و رفع تكليف ضرري نمي تواند دليل بر حرمت اضرار به نفس باشد . از طرفي گاه هدف مهم تري در نظر شارع مقدس مي باشد كه براي رسيدن به آن هدف ممكن است ضررهايي هم متوجه انسان شود. ولي ارتكاب آن از نظر شارع ثواب هم دارد . مثل جهاد و يا امر به معروف و نهي از منكري كه انجام آن ضروري است .

 

روايات تحريم اكل طين : رواياتي كه از خوردن گل منع مي كند:

 

مرحوم صاحب رياض در باب اطعمه و اشربه در مبحث تحريم اشياي ضاره به اين روايات استدلال مي كند به اين بيان كه تحليلي عام است و هر آنچه كه ضرر و زيان و ضعف در بدن ايجاد كند حرام خواهد بود .

 

اين روايات چند دسته هستند و مواردي را كه صاحب رياض به آنها استدلال نموده ازاين قرار است :

 

1ـ رواياتي كه ضمن برشمردن آثار ، مسأله عقوبت و مؤاخذه را نيز مطرح مي سازد .

 

2ـ رواياتي كه خوردن گل را شركت در قتل نفس دانسته و يا به تعبير ديگر اعانه بر قتل نفس شمرده است .

 

3ـ رواياتي كه از خوردن گل منع و نهي مي كند و علت آن را اعانه بر قتل نفس مي شمارد .

 

البته به اين استدلال نيز مي توان چنين نقد وارد كرد كه علت حرمت اكل طين ضرر و زيان آن نيست و بلكه حرمت آن تعبدي است زيرا حتي مقدار كم آن هم حرام است در صورتي كه مي دانيم مقدار كم آن ضرري ندارد و بر فرض پذيرش در آن مواردي جريان دارد كه اعانه بر قتل و زمينه براي هلاكت نفس باشد .

 

اقوال فقها:

 

به دنبال تحقيق در منابع فقه و تفحص از ادله حكم اضرار به نفس در آيات و روايات ، آگاهي يافتن از آراي فقها و بزرگان دين ضروري به نظر مي رسد .

 

برخي از علماي شيعه در مسأله حرمت اضرار به نفس مدعي اجماع شده اند :

 

مرحوم نراقي معتقد است : الاصل في الاشياء الضاره بالبدن الحرمه .

 

مرحوم صاحب رياض در اين مورد مي فرمايد : السموم القاتله و الاشياء الضاره حرام طلها بجميع اصنافها .

 

ابن ادريس حلي نيز قايل به « وجوب نفع المضار عن النفس » مي باشد .

 

علاوه بر ادعاي اجماع براي حرمت اضرار به نفس از سوي فقيهاني بزرگ مانند مرحوم صاحب رياض مطرح شده كه از مشاهده و تأمل آنها اين نكته آشكار مي شود كه حكم اضرار به نفس در ميان متقدمين شهرت دارد و روايات در صدد بيان حكم كلي اضرار به نفس هستند .

 

حكم عقل:

 

از مهم ترين ادله قايلين به حرمت اضرار به نفس و وجوب نفع مضرات از خويش ، تمسك به حكم عقل است .

 

فقيهان بزرگواري چون شيخ الطائفه ابوجعفر طوسي ، ابن ادريس ، محقق حلي ، شهيد اول ، صاحب جواهر و شيخ انصاري قايل به حرمت اضرار به نفس مي باشند . استدلال آنان تركيب يافته از صغري و كبرايي است كه در صورت پذيرش اين دو قضيه فتوا به عدم جواز اضرار به نفس بي اشكال خواهد بود . صغراي اين قياس را قانون « وجوب دفع المضار عن النفس عقلاً » تشكيل مي دهد و كبراي آن را قاعده ملازمه حكم عقل و شرع يعني « كل ما حكم به العقل ، حكم به الشرع » به خود اختصاص مي دهد .

 

در علم كلام از ادله اي كه شناخت اصول و عقايد ديني را واجب مي شمارد همين حكم عقل ( صغري ) است كه از آن به دفع ضرر محتمل ياد مي كنند و عقل نه تنها ضررهاي متيقن و حتمي را لازم الاجتناب مي شمرد ؛ بلكه در مورد ضررهاي احتمالي نيز چنين حكمي صادر مي كند .

 

سيره عقلا و سيره متشرعين نيز از دليلهايي هستند كه مي توان گفت بر حرمت اضرار به نفس دلالت دارند . با مشخص شدن اجمالي نظر شرع مقدس و عقل در مورد موضوع اضرار به نفس ، نوبت به بيان چگونگي تشخيص و شناخت مصداقي اين موضوع مي رسد .

 

با توجه به اينكه ضرر ، موضوعي عرفي و حقيقي است و تحقق و وجودش از امور اعتباري و اختراع شرعي نيست كه خود شريعت ، حدود آن را تبيين نمايد ، فقط در شريعت مكانيسمي فرا روي مكلفان قرار داده شده است كه بر اساس آن مكلف تا در بر تشخيص اين موضوع گردد و به وسيله آن براي خويش در برابر تكليف الهي ، جهت مورد پذيرش تدارك نمايد .

 

اين مكانيسم عبارت است از : مراجعي كه در فقه اسلامي مشخص گرديده تا به واسطه آنها ، شخص موضوع را بشناسد ، به طوري كه اگر اين تشخيص مطابق با واقع بود ؛ مكلف انجام وظيفه كرده و اگر خلاف واقع بود از آنجا كه اين شيوه تشخيص به وسيله خود شرع مقدس معرفي شده مكلف معذور خواهد بود . چون حجت شرعي در دست دارد .

 

اينك معرض مراجع تشخيص ضرر :

 

اولين مرجع ، شخص مكلف است و آنچه در نظر عقلا و عرف ضرر به حساب مي آيد ، براي او قابل تطبيق بر آن مورد خاص است .

 

دومين مرجع صلاحيت دار تشخيص ضرر ، عرف و عقلا مي باشند . زيرا تفسير موضوعات و تشخيص آنها ، البته زماني كه موضوع ، عرفيه باشد به عهده عرف مي باشد و به طور غير مستقيم در حكم تأثير دارد .

 

سومين مرجع ، كارشناس مي باشد . روش و سيره عقلا رجوع به متخصص هر فن در زمينه تخصص و مهارتش مي باشد و چنين مراجعه اي را واجب مي شمرند و در شريعت نيز اين سيره تأييد شده است تا جايي كه در موضوعي مثل جواز تقليد عامي از مجتهد ، عمده ترين دليل را سيره عقلايي مزبور تشكيل مي دهد .

 

رجوع به كارشناس و خبره در تشخيص ضرر از مصاديق بارز رجوع جاهل به عالم محسوب مي شود .

 

چهارمين مرجع ، اخبار شخص موثق است .از آنجا كه مهم ترين دليل حجيت خبر واحد راسيره عقلا تشكيل مي دهد ، آنان همواره در تمامي امور معيشتي خويش بر خبر افرار مورد اطمينان تكيه مي كنند و اگر انسان متحرز از كذب ، از ضرر بخش بودن ماده اي ، يا وجود ضرر در مسيري و مكاني خبر داد ؛ اين خبر قابلا اعتماد و حجت است .

 

البته اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه اين مراجع گاه ممكن است خطا كنند زيرا بر اساس تجربه هاي حسي و ظاهر ، عالم را تماشا مي كنند و ممكن است از حقيقت به غفلت بگذرند ولي اكثراً تشخيص آنها مصادف با واقع است و از احتمال ناچيز بروز خطاي آنها چشم پوشي مي شود مگر آنكه از موارد مهم و خطير در زندگي فردي و اجتماعي باشد كه در اين صورت ،شريعت با ارشاد و تبيين موضوع و جعل احكام لازم از آن خطا جلوگيري مي كند .

 

موضوعاتي مانند جهاد ، حدود ، قصاص و غيره كه مكلف آنها را ضرر به حساب مي آورد ولي شارع با توجه به اينكه نبود چنين احكامي ضرر به حساب مي آيد و موجب نابودي حيات جامعه اسلامي مي شود ؛ موضوع را مشخص مي كند .

 

مسأله اضرار به نفس از نگاه شريعت و فقه اسلامي مورد بررسي مختصري قرار گرفت و مراجع تشخيص ضرر نيز ارايه گرديد .

 

يكي از اين مراجع نظريه كارشناس مي باشد كه رجوع به اهل خبره امري بديهي و مورد تأييد عقلا مي باشد و بهترين مرجع براي بيان كيفيت و كميت نيز همين مرجع است .

 

در اينجا خيلي مختصر اشاره اي مي شود به نظريات اين كارشناسان در مورد مواد مخدر كه آن را بلايي خانمانسوز ، ويرانگر و ماده اي خطرناك براي جسم و روح دانسته اند .

 

آمفتامين : ماده اي كه به طريق شيميايي به شكل قرصهاي رنگي تهيه شده و به صورت خوردن و گاه تزريق وريدي مصرف مي شود .

 

برخي از صدها ضرر آن : كم شدن تعداد گلبولهاي سفيد خون ، سستي در جريان خون و منتهي شدن به مرگ ، ايجاد درد در قفسه سينه كه موجب سكته و مرگ مي شود ، پريشاني و ناآرامي ، اغما و جنون ، تحريك دستگاه عصبي ، تشنج ، سوء تغذيه ، اختلال گوارشي ، رواني و ...

 

اس ، تي ، پي : ماده نوظهوري كه خطرناك تر از ال ، اس ، دي است و ده برابر آن تأثير دارد و ساعتهاي متمادي شخص را در حال توهم و خيال نگه مي دارد و باعث ضربان سريع قلب و بالارفتن فشار خون ، حالت تهوع ، توهمات و خيالات بصري و ديدن اجسام غير واقعي مي شود .

 

ال ، اس ، دي : اين ماده از قوي ترين تركيبات شيميايي مصنوعي است و به صورت گرد سفيد رنگ ، قرص و يا مايع صاف و روشن و بدون رنگ و بو و مزه يافت مي شود و به صورت خوراكي يا تزريقي مصرف مي شود .

 

باعث از كارافتادن قسمتهايي از مغز و ايجاد ضايعات مغزي مي گردد كه منجر به توليد فرزندان ناقص مي گردد و همچنين موجب مختل شدن حواس شده و در نتيجه رنگها را تيره و يا سفيد و سياه و رنگي مي كنيد ، ترس و اندوه شديد كه فرد را به طرف خودكشي مي كشاند ، مسوميت تشديد و اختلال در اعصاب و ... از آثار آن مي باشد . يك ميلي گرم آن مي تواند عاقل ترين مردم را براي ساعات طولاني به عالم جنون و بي مبالاتي بكشاند .

 

ترياك : ماده اي است از گياه خشخاش و مصرف آن به صورت دودكردن و ياخوردن مي باشد .

 

اثرات سوء آن : اختلال در دستگاه مركزي اعصاب و ناتواني آن ، ايجاد كندذهني ، كودني ، سرگيجه ، تنگي نفس ، برونشيت و آمادگي ابتلا به بيماري سل كه گاه منجر به مرگ مي شود و همچنين باعث بيماريهاي قلبي ، كندي تپش قلب و خفگي قلب شده و اثرات سوء بسياري نيز بر دستگاه گوارش دارد از جمله از كار افتادن كبد كه يكي از اعضاي مهم اين دستگاه است .

 

علاوه بر زيانهاي جسمي ، آثار روحي وخيمي دارد و هر چه مدت اعتياد بيشتر شود عواطف و احساسات كم تر مي شود و هوش و حافظه و صفتهاي پسنديده از انسان گرفته مي شود .

 

اين ماده خطرناك و فريبنده اثرات به ظاهر جذابي نيز دارد كه باعث روي آوردن برخي به اين ماده سمي مي شود . از جمله اينكه پس از مصرف روح انسان در يك حالت نشاط و كيف لطيفي فرو مي رود . احساس مي كند ايده هايش روشن و تصوراتش تحريك شده و از همه مهم تر اينكه شخص از تأثيرات خارجي يا محيطي فاصله مي گيرد و گرايش شديدي به آرامش پيدا مي كند . زيرا اعصابش آرام و اراده سست شده و در خيال فرو مي رود و خود را داراي روشن بيني زياد، قدرت فهم بالا و قضاوت هوشيارانه مي بيند .

 

اما اين تأثير ها زودگذر و موقت است و به موازات ظهور اين حالات ، به تدريج وابستگي و در واقع بندگي و بردگي آغاز مي شود و حالت ضعف و ضايعات فيزيكي و رواني و اجتماعي افزايش مي يابد و باعث زوال شخص مي شود .

 

حشيش، بنگ، ماري جوانا ، چرس : ماده اي قهوه اي رنگ كه از گل و ساقه گياهي به نام شاهدانه هندي به دست مي آيد . دانه هاي فندقي شكل دارد كه از برگ آن ماده سمي حشيش گرفته مي شود .

 

به صورت مخلوط با آب و يا مثل توتون در سرقليان يا چپق يا پيپ و يا داخل سيگار و يا جويدن و يا در دهان گذاشتن استفاده مي شود .

 

زيانهاي بسياري بر مغز و اعصاب ، دستگاه گوارش ، جهاز هاضمه ، قلب و دستگاه گردش خون و همچنين مجاري تنفس و حواس دارد . آثار سوء ديگري نيز بر روح و روان و توليد نسل و قواي جنسي دارد كه حتي ذكر مختصر آنها بسيار به طول مي انجامد .

 

مرفين ، هرويين و كديين : از مشتقات ترياك و خشخاش مي باشند و اثرات سوء آنها نيز مانند ديگر مواد مخدر بسيار زياد مي باشد و برتمام اعضاي بدن اثر سوء دارد و در بسياري موارد منجر به مرگ مي شود و در واقع يك مرگ تدريجي است كه ابتدا زيبا و داراي خواص خيلي خوبي جلوه مي كند ولي بعد از مدت بسيار كمي قدرت تخريب و ويرانگري خود را نشان مي دهد ولي افسوس كه در بسياري از موارد به علت ضعف اراده و آلودگي ، شخص معتاد قادر به ترك نمي باشد و در واقع مرگ او از همان زمان آغاز مي شود .

 

بابررسي بسيارمختصري كه ازدلايل قرآن كريم و روايات ، حكم عقل ، اقوال علما و فقيهان و نظريه كارشناسان بيان شد ؛ هر انسان فهيمي به راحتي درك مي كند كه اين مواد علاوه بر آثار سوئي كه بر جسم و روح انسان دارد ؛ آثار سوء اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نيز به دنبال دارد .

 

ممكن است استفاده يك فرد از اين مواد براي حكم به حرمت آنها خيلي جلب توجه نكند ولي هنگامي كه با ديد وسيع تري تمام ضررهاي فردي و اجتماعي آن در نظر گرفته شود . اگر چه در موارد بسيار استثنايي مثل مصرف دارويي آن هم تحت نظر متخصص بي اشكال خواهد بود ولي به طور كلي مي توان اين مواد را در رديف هلاك كننده ها قرار داد و شكي نيست كه خود را در هلاكت قرار دادن بدون اينكه انگيزه مثبتي ( از نظر عقل و شرع ) باعث آن و يا اثر مطلوبي در پي آن باشد ؛ حرام خواهد بود

http://nejat110.blogfa.com/cat-9.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

فاجعه ی موادمخدر و رسالت مبلغان

 

مقدمه:

 

شناخت کاستی ها، عوامل انحطاط، سقوط جوامع بشری و پاسخ گویی به نیازها و مشکلات آنان، وظیفه قشر متفکر و اندیشمند جامعه بوده و بر عالمان است که با توجه به سوابق و تجربیات خود از لا به لای منابع و متون گوناگون راه حل های اساسی و قابل اجرا را یافته، برای جامعه خویش تبیین نمایند و با موشکافی حقایق، راه مبارزه با انحطاط و کج روی را سهل و آسان گردانند.

 

مکتب اسلام به عنوان یک دین زنده و پویا در قبال مسائل مستحدثه و مشکلات روز از قبیل مواد مخدر و اعتیاد بدون رای و نظر نیست. رسالت حوزه های علمیه، عالمان و اندیشمندان و مبلغان دینی به عنوان پرچم داران اصیل و توانای مکتب اسلام، رساندن پیام اسلام به گوش مردم و بیدار ساختن آن هاست.

 

از دید اندیشمندان پنهان نیست که از میان انواع مبارزه، ریشه ای ترین تلاش در راه مقابله با پدیده شوم اعتیاد به شکلی که بتواند جامعه را در مسیر پیش گیری از این آفت محافظت کند، پرداختن به فعالیت فرهنگی در زمینه های گوناگون اعتقادی، فکری، هنری، تبلیغی و غیره است. تلاش بی وقفه فرهنگی است که تضمین کننده بهره دهی فعالیت در سایر بخش ها است.

 

نکته ی مهم در کیفیت تقابل فرهنگی با مشکل مواد مخدر، توجه به ویژگی های فرهنگی هر جامعه بخصوص در بعد عقاید مذهبی - با توجه به نقش مهم و اساسی مذهب در زندگی انسان ها - است.

 

در جامعه ای که اکثر افراد آن معتقد به احکام نورانی اسلام هستند، بر عهده دست اندرکاران مسائل فرهنگی، عالمان و اندیشمندان اسلامی است که با تبیین معارف، اخلاقیات، آرمان ها و احکام این دین مبین - که ضامن سعادت دنیا و آخرت بشریت است - جامعه و بخصوص جوانان را از ورطه ی مفاسدی چون مواد مخدر و اعتیاد به آن بازدارند. وظیفه و تکلیف شرعی و الهی هر فرد را در این باره مشخص نمایند تا آحاد جامعه و ارگان های مختلف با توجه به شرع و قانون الهی به وظیفه ی خود مبادرت ورزند.

 

مواد مخدر و اعتیاد به آن، مشکلی فراگیر و جهانی است و تاکنون خسارات و زیانهای غیرقابل جبرانی را بر ملل جهان وارد نموده، موجب رشد فساد و تباهی در دهه های اخیر گردیده است.

تبیین وضعیت موجود اعتیاد به مواد مخدر

 

ریشه بحران و معضل اعتیاد به مواد مخدر به 11 هزار سال قبل; یعنی، زمانی که سومریان شیره ی تریاک را می گرفتند، برمی گردد.

 

بر طبق آنچه در تاریخ ثبت شده است، سومریان ضمن استفاده از تریاک به عنوان یک داروی مسکن، تدریجا به عنوان «مخدر» نیز آن را مورد استفاده قرار دادند.

 

دامنه ی این بحران و فاجعه گریبان بیش از 6/445 میلیون نفر را گرفته است. متاسفانه این بلای خانمان سوز کشور اسلامی ایران را نیز در برگرفته است.

 

آمار دقیقی از معتادان قبل از انقلاب در دست نیست و آمار ارائه شده ضد و نقیض است. در گزارشی که توسط انجمن مبارزه با تریاک و الکل در سال (1322) منتشر شد، تعداد معتادان کشور 5/1 میلیون نفر (تقریبا 11% از جمعیت 14 میلیون نفری) بوده است. در گزارش دیگری، تعداد معتادان در سال (1346) بین 300 تا 400 هزار نفر ذکر شده است.

 

در سال (1358) سازمان های بین المللی اعلام کردند که ایران در بین کشورهای جهان بیشترین تعداد معتاد را نسبت به جمعیتش دارا است.

 

آخرین آمار رسمی حاکی از وجود دو میلیون نفر معتاد در کشور است، (000/200/1 نفر معتاد رسمی و 000/800 نفر که به صورت تفننی مصرف می کنند) .

 

در طول سال های (1359 تا 1376) از مجموع 000/300/1 نفری که در ارتباط با مواد مخدر توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند 46% آن ها معتاد بوده اند.

 

به موازات افزایش تولید در منطقه - از 200 تن در سال (59) تا 4500 تن در سال (1376) - مشاهده می شود که میزان دستگیری ها نیز از سال (1359) به بعد سیر صعودی داشته است. میزان کشف مواد مخدر نیز روند رو به رشدی داشته است. چنان که در سال (1376) به تنهایی 197000 کیلوگرم مواد مخدر کشف و ضبط شده است.

 

تعداد مراجعه کنندگان به مراکز بازپروری از 5579 نفر در سال (1362) به 29467 نفر در سال (1376) بالغ گشته که نشانگر رشد فزاینده ای معادل 528% بوده است. (1)

 

طبق آخرین گزارش توسط مسئولین نیروی انتظامی، در سال (1378) بیش از 202 تن انواع مواد مخدر در کشور کشف شده است که نسبت به سال (1377) 61 تن افزایش داشته است. از این مقدار 12 تن مرفین است که تمام آن برای حمل به کشورهای اروپایی در نظر گرفته شده بود، همچنین کشف هروئین در سال (1378) دو برابر کشفیات سال قبل ذکر شده است که نشانگر افزایش تولید این مواد در کشور افغانستان می باشد. (2)

اعتیاد از دیدگاه فقه و حقوق جزا

 

اغلب می پرسند: آیا اعتیاد جرم است یا بیماری؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت:

 

1- در این که اعتیاد به مواد مخدر یکی از مصادیق بارز اسراف و تبذیر است، ابهامی وجود ندارد، براساس یک تحقیق، خسارت های اقتصادی ناشی از اعتیاد در سال (1376) در ایران، حدود 700 میلیارد تومان بوده است. (3)

 

در آیین نورانی اسلام، در مورد منکر و حرام بودن اسراف، قرآ ن کریم در آیات متعددی بدان پرداخته است.

 

توجه کنید:

 

الف: «ان المسرفین هم اصحاب النار» . (4)

 

ب: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب » (5)

 

ج: «کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » . (6)

 

د: «... لا تبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین..» . (7)

 

4- چنان که می دانید، غالب مواد مخدر در دوره های اخیر پدید آمده اند و در زمان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام نبوده است، لذا توقع نمی رود که از آن ها در روایات به طور خاص سخن به بیان آمده باشد گرچه در میان اخبار و روایات رسیده از طریق شیعه و اهل سنت، روایاتی به چشم می خورد که از برخی از مواد مخدر یاد شده است.

 

در میان آیات و روایات مواردی وجود دارد که حکم در آن ها روی عناوین کلی مثل سکر، مضر، ... است و قابل تطبیق بر انواع مواد مخدر می باشد.

 

در احادیث و متون اسلامی اعم از شیعه و سنی، بیانات روشنگری در باب حرام بودن و نهی مسلمین از مصرف مواد مخدر آمده است.

 

الف - عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال:

 

«سیاتی زمان علی امتی یاکلون شیئا اسمه البنج انا بری ء منهم و هم بریئون منی » (8)

 

«زمانی بر امت من خواهد آمد که چیزی بنام بنگ استفاده می کنند. من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.

 

ب - عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال:

 

«سلموا علی الیهود و النصاری و لا تسلموا علی آکل البنج » (9)

 

به یهود و نصاری سلام کنید ولی به استعمال کننده بنگ سلام نکنید.

 

ج - قال رسول ا... صلی الله علیه و آله

 

«من احتقر البنج فقد کفر» (10)

 

هر کس بنگ را کوچک شمارد هر آینه کافر شده است.

 

5- با توجه به مضرات استعمال مواد مخدر، مصرف این مواد بدون تردید از موارد قرار دادن خویش در معرض هلاکت است، که خداوند در آیه شریفه: «ولا تلقوا بایدکم الی التهلکه » (11)

 

از آن نهی فرموده است.

 

آیه فوق از جمله ادله ای است که گروهی از فقیهان شیعه و سنی برای استنباط حکم اضرار به نفس بدان تمسک جسته و استدلال نموده اند.

 

6- احتمالا مرحوم شیخ مفید رحمه الله (متوفی 413- ه ق) نخستین کسی است که از بنگ و سکرآور بودن آن سخن گفته (12) و بعد از ایشان علمای دیگری مطالبی درباره ی مواد سکرآور و مخدر بیان کرده اند.

 

شیخ بهایی رحمه الله (متوفی 1031 ه ق) می نویسد: «خوردن بنگ حرام است » (13)

 

و از زمان مرحوم آیت ا... العظمی حاج سید ابوالحسن اصفهانی - مرجع عالیقدر عالم تشیع اعلی ا... مقامه الشریف - تا زمان ما مراجع بزرگ تقلید فتاوای صریحی درباره حرمت مصرف مواد مخدر صادر نموده اند که از جمله آن ها می توان از حضرت آیت ا... العظمی بروجردی رحمه الله و حضرت امام خمینی قدس سره نام برد.

 

توجه کنید:

 

سؤال: استعمال مواد مخدر از قبیل بنگ، حشیش، تریاک، هروئین، مرفین، ... به صورت های گوناگون (خوردن، آشامیدن، دود کردن، تزریق کردن و...) چه حکمی دارد؟

 

1- آیت ا... العظمی سید محمدرضا گلپایگانی رحمه الله: «با فرض عدم اعتیاد حرام است » . (14)

 

2- آیت ا... العظمی محمد علی اراکی رحمه الله: «استعمال به نحو مذکور اضرار به نفس است و حرام می باشد» . (15)

 

3- آیت ا... العظمی سید علی خامنه ای (16) : «هر نوع استعمال هرگونه مواد مخدر و استفاده از آن به ملاحظه مضرات معتنی به فردی و اجتماعی که بر آن مترتب است شرعا حرام است مگر در موارد استثنایی » .

 

4- حضرت آیت ا... بهجت: «مصرف هروئین و نظیر آن حرام است و آنچه در ارتباط با آن است حکم خود آن را دارد و خرید و فروش آن هم جایز نیست و اعتیاد به تریاک جایز نیست.»

 

5- آیت ا... مکارم شیرازی : «به هر صورت حرام است » .

 

6- آیت ا... موسوی اردبیلی: «حرام است و جایز نیست » .

 

7- آیت ا... یوسف صانعی: «استعمال آن ها به هر قسم حرام است » .

 

8- آیت ا... تبریزی: «اعتیاد به مواد مخدر مزبور، که نوعا آفت اجتماعی دارند جایز نیست » .

 

9- آیت ا... نوری همدانی: «استعمال تریاک و سایر مواد مخدر و حمل و نقل آن ها برای استعمال و خرید و فروش آن ها حرام است » .

 

7- با توضیحات مختصری که داده شد در حرام بودن مصرف مواد مخدر از دیدگاه فقه اسلامی تردیدی نیست. چون قانون مجازات عمومی و اسلامی و حقوق جزای ما نشات گرفته از دین مقدس اسلام است، بدون شک این فعل حرام، جرم است. بر همین اساس و رعایت مقررات بین المللی، مجازات هایی در قانون مجازات عمومی و اسلامی برای مرتکبین معین شده است.

نقش روحانیت در مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر:

 

مراجع عظیم الشان تقلید، علمای اعلام، ائمه ی جمعه و جماعات، خطبا، وعاظ و مدرسین محترم حوزه های علمیه نقش بسیار مؤثری در ارشاد و آگاهی دادن به مردم دارند.

 

همان طور که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره مشکل مواد مخدر را به عنوان یک معضل اجتماعی تشخیص داده و قانونگذاری در جهت حل این معضل را به مجمع تشخیص مصلحت نظام اسلامی ارجاع نمودند، (17) می طلبد تمام روحانیون به این مشکل جامعه توجه خاص مبذول دارند و هر اقدامی که می توانند، برای حل آن انجام دهند.

 

امروزه تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر به منظور اعتیاد عمل منکر است و بر همه خصوصا طبقه روحانی که دارای نفوذ کلام بوده و محافل و مجالس مذهبی را جهت سخنرانی در اختیار دارند، واجب است که مردم را نهی از منکر نموده و از مواد مخدر با ذکر دلایل و نقل فتوا بر حذر دارند.

 

اگر همه ی عزیزان توجه خاص به این مشکل مبذول ندارند، به نظر می رسد به زودی روزی خواهد رسید که جز ندامت و اظهار تاسف عذر موجهی نداشته باشیم تا نسبت به عملکرد مان در این برهه از تاریخ حکومت جمهوری اسلامی درباره آثار سوء و فراگیر مواد مخدر، ابراز داریم.

 

اقدامات قانونی دولت و قوه قضائیه به تنهایی نتیجه بخش نبوده و از کسانی که ارشاد فرهنگی و مذهبی جامعه را به عهده دارند، اسقاط تکلیف نمی کند. اگر اقدامات قانونی و دولتی کافی و کارساز بود، هر روز مواجه با افزایش قاچاق و اعتیاد نبودیم.

 

لازم بذکر است، فعالیتهای فرهنگی مبلغان دینی نیز، از مقامات مسؤول رفع تکلیف نمی کند و ماموران مبارزه با مواد مخدر باید فعالیت های بازدارنده خود را تشدید نمایند.

 

پی نوشت ها:

 

1- وضعیت موجود اعتیاد به مواد مخدر، بروشور توزیع شده در مراسم روز جهانی مبارزه با مواد مخدر سال 1377.

 

2- گزارش تیمسار انصاری جانشین نیروی انتظامی، روزنامه انتخاب، چهارشنبه، 31/1/1379.

 

3- جنگ بدون مرز، ستاد مبارزه با مواد مخدر، ص 10.

 

4- مؤمن/43.

 

5- مؤمن/28.

 

6- اعراف/31.

 

7- بنی اسرائیل/26 و 27.

 

8- مستدرک الوسائل، ج 3، ص 145.

 

9- همان.

 

10- همان.

 

11- بقره/195.

 

12- المقنعة، ص 805.

 

13- جامع عباسی، ص 431.

 

14- مجمع المسائل، ج 3، ص 65.

 

15- رساله توضیح المسائل، ص 568.

 

16- استفتاءات ذیل توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر به صورت جزوه منتشر شده است.

 

17- ابعاد بین المللی مواد مخدر در زمینه مسایل قضایی، ستاد مبارزه با مواد مخدر، ص 289. لازم بذکر است قانون فوق در تاریخ 3/8/1376 در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید.

 

پدیدآورنده: عباس کمساری

مبلغان :: خرداد 1379، شماره 5

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4255&id=28279

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

اسلام به هیچ وجه اجازه تولید و توزیع مواد مخدر حتی برای غیر مسلمانان را نمی دهد

 

    اسلام به هیچ وجه اجازه تولید و توزیع مواد مخدر حتی برای غیر مسلمانان را نمی دهد

    مصرف مواد مخدر همواره برای جامعه انسانی ویرانگر بوده است و فقهای شیعه بالاجماع این مسئله را حرام می دانند.

    خبرگزاري شبستان: نگاهی گذرا به جامعه انسانی و تاریخ آن نشان می دهد که انسان ها از دیرباز با مواد مخدر آشنا بودند و به شکل های مختلف از آنها استفاده می کرده اند. اقوام بیابانگرد ایرانی که در روزگار باستان در مناطقی از آسیای مرکزی زندگی می کردند، شاهدانه را بر روی سنگ داغ می ریختند و بخار آن را استشمام می کردند و دچار حالتی عجیب (نشئگی) می شدند. ترانزیت تریاک در ایران عصر ساسانی رونق داشت و از راه ایران تا دورترین مناطق روم باستان می رفت. ناگفته نماند که بخش اعظم این مواد در این روزگار مصرف دارویی و درمانی داشت.

 

    در روزگار ایران اسلامی هم شواهد و مدارکی در دست است که مبین استفاده از این مواد تخدیرکننده است. در برخی تواریخ آمده است که حسن صباح و جانشینانش فداییان خود را با حشیش از خود بی خود می کردند تا گوش به فرمان آنها باشند و دشمنانشان را از پای درآورند. این مسئله هرچند درست نیست و تبلیغات دشمنان فداییان اسماعیلی علیه آنهاست، دست کم نشان می دهد که ایرانیان سده پنجم و ششم هجری این ماده مخدر را می شناخته اند.

 

    در بسیاری از سفرنامه های اروپاییان مطالبی درباره مصرف تریاک در ایران دیده می شود که معمولا به صورت خوراکی بوده است و به اصطلاح این ماده را ریزریز می کرده و می خورده اند.

 

    از عصر صفوی تا پایان روزگار قاجار تریاک در قهوه خانه ها مصرف می شود و دولت ها با آن مبارزه نمی کردند زیرا مصرف محدود بود و مضرات خود را به شکل جدی نشان نمی داد.

 

    با وقوع انقلاب مشروطه در ایران و بعدها استقرار رژیم پهلوی در ایران تریاک و دیگر مواد مخدر کالای قاچاق به شمار آمدند و با مصرف کنندگان یا توزیع کنندگان آنها به عنوان مجرم برخورد شد.

 

    در جهان امروز همه دولت های صالح و انسان های نوع دوست با سوء مصرف مواد مخدر مبارزه می کنند. علت اصلی این ماجرا متنوع شدن مواد مخدر و گسترش مصرف آنها در جوامع مختلف به ویژه در میان جوانان است. بی جهت نیست که در تقویم جهانی روزی به نام «روز جهانی مبارزه با مواد مخدر» ثبت شده است. این نامگذاری مفهومی نمادین دارد و به جهانیان یادآور می شود که بلای خزنده اعتیاد به بیان جامعه انسانی افتاده است و اگر جامعه انسانی درصدد درمان آن برنیایند بیم آن می رود که هزینه ای جبران ناپذیر بر روی دست جامعه انسانی بگذارد.

 

    حال اگر جوامع استکباری در مبارزه با مواد مخدر تعلل ورزیده اند و حتی در مواردی آن را در کشورهای توسعه نیافته یا شرقی در برهه ای از تاریخ (مانند چین) گسترش داده اند، این برخلاف ابتدایی ترین اصول انسانی و کاری است بسیار ناجوانمردانه و بی شرمانه.

 

    بیکاری، تنبلی، فروپاشی خانواده ها، شیوع بیماری های گوناگون، پشت پا زدن به شرف و غیرت انسانی، رها کردن دین و ایمان، از کار افتادن چرخه تولید، بی تفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران حتی اعضای خانواده شخص معتاد، دزدی و خودفروشی، حراج اموال و دارایی های شخصی و ... همه و همه از پیامدهای مصرف مواد مخدر هستند که اگر برای آن چاره گری نشود هر کدام شان به تنهایی یارای آن را دارند که یک زندگی سالم را از هم فرو بپاشند.

 

    در کشور ما همزمان با وقوع انقلاب اسلامی مردان انقلابی به کانون های فساد و مراکز تولید و توزیع مواد مخدر حمله بردند و سرسختانه با قاچاقچیان درافتادند تا آنجا که برخی از سران آنها را به دار مجازات آویختند و بساط مافیایی بازماندگان بخشی از دربار پهلوی را که واردکنندگان عمده مواد مخدر بودند درهم پیچیدند.

 

    در یکی دو دهه آغازین انقلاب مصرف سوء مصرف مواد مخدر در ایران به حداقل رسید و شمار معتادان بسیار کاهش یافت. متأسفانه در دهه اخیر میزان مصرف مواد مخدر در جامعه ما نسبت به دو دهه اول انقلاب افزایش یافته است، مسایلی نظیر بیکاری و اقدامات خرابکارانه استکبار جهانی و دشمنان انقلاب اسلامی ایران از علل این رخداد تلخ به شمار می آیند، البته دولت جمهوری اسلامی ایران با تمام توان خود در این زمینه ایستاده است و بی شک هیچ کشوری در جهان امروز به اندازه ایران در این زمینه تلاش نکرده است تا جایی که ده ها تن از رشیدان فرزندان ایران در جدال با سوداگران مرگ به شهادت رسیده اند تا مانع ورود این پدیده اهریمنی به ایران و دیگر کشورهای جهان شوند.

 

    مطمئنا بستن مرزها و در افتادن با توزیع کنندگان بزرگ و خرد مواد مخدر تنها راه مبارزه با مشکل اعتیاد نیست. تقویت ایمان مردم، رشد آگاهی، دین باوری، رفع بیکاری، فراهم کردن یک زندگی سالم، درمان معتادان، توجه به نماز و دیگر اعمال عبادی، الگو قرار دادن پیشوایان معصوم (ع) و صالحان، شناسایی و معرفی نیرنگ های بیگانگان برای انحراف نسل جوان ایران و ... از مسایلی هستند که در مبارزه با مواد مخدر باید به آنها توجه شود.

 

    در این میان روحانیت شیعه نیز در برابر اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر هرگز ساکت ننشسته است و آگاهانه رسالت تاریخی و اجتماعی خود را انجام داده است. عالمان و فقیهان امروز کشورمان بالاجماع مصرف مواد مخدر را تحت هر عنوان «حرام» دانسته اند و از دولت و ملت ایران خواسته اند که برای حفظ سلامت خویش به هر طریقی با تولید و توزیع مواد مخدر مبارزه کنند. آیت الله صانعی استعمال مواد مخدر مانند بنگ، حشیش، تریاک، هرویین و ماری جوانا را «به هر قسم حرام» می داند. به گفته وی مصرف آنچه سکرآور است مانند بنگ «سکر حرام» می باشد و باید از تولید و توزیع آن به شدت جلوگیری کرد.1

 

    آیت الله نوری همدانی نیز «کشیدن و خوردن تریاک» را «حرام» و هر دو را مایه «نابودی جامعه اسلامی و شرف انسانی» می داند. البته وی به «افراد مریض» اجازه می دهد که «اگر راهی جز استفاده از تریاک نباشد در حد ضرورت» مصرف کنند. 2

 

    آیت الله مکارم شیرازی مجتهد دیگری است که «استعمال مواد مخدر» را «به هر مقدار و اندازه هم که باشد» حرام می داند و این عمل را «از گناهان کبیره» می شمارد. خواه این مواد قدیمی باشند و خواه در روزگار ما به وجود آمده باشند. این مجتهد در زمینه علت تحریم مواد مخدر به «حکم عقل به قبح آن» اشاره می نماید و به آیه شریفه «ولا تُلقُوا بَایدیکُم اِلی التَّهلکه» استناد می جوید.3 وی یک گام بیشتر می آید و حتی «کشیدن سیگار و انواع دخانیات» را حرام می داند البته اگر به «تشخیص اهل اطلاع» ضرر مهم و ویرانگری داشته باشند.4

 

    آیت الله صافی گلپایگانی یکی دیگر از فقیهان و مجتهدان روزگار ماست که وظیفه شرعی خویش را در برابر «سم های مهلک و خطرناک» انجام می دهد و مصرف آنها را «موجب سلب مصونیت از جامعه اسلامی» می داند. به گفته وی مصرف این مواد «برای دین و ایمان و شرف و استقلال و سلامت روح و جسم و همه شئون جامعه» زیان آور و مخرب است. از این رو هر عملی که به تولید و توزیع آنها بینجامد «موکداً حرام است.»5

 

    آنچه گفته آمد مبین این است که مسئله مواد مخدر آن هم با تنوع و تکثری که در روزگار ما پیدا کرده است نه تنها برای جامعه ما بلکه برای همه جوامع انسانی خطرناک است و انهدام و نابودی آنان نیازمند یک عزم و اراده جهانی است. اراده ای که بایستی دست های قاچاقچیان و باندهای مافیایی جهانی و مستکبران پشتیبان آنها را بشکند و با صلابت و استوار راه سلامت خویش را بجوید.

 

    منابع:

    1. مجمع المسایل، آیت الله صافی گلپایگانی، انتشارات میثم تمار، 1383، ص 271

    2. هزار و یک مسئله فقهی، آیت الله نوری همدانی، موسسه مهد موعود (عج)، 1383، ص 168

    3. استفتائات جدید، ج 3، آیت الله مکارم شیرازی، مدرسه امام علی (ع)، 1383، صص 2-170

    4. توضیح المسایل مراجع، ج 2، دفتر انتشارات اسلامی، ص 791

    5. جامع الاحکام، ج 2، آیت الله صافی گلپایگانی، موسسه حضرت معصومه (س)، صص 8-187

http://forum.patoghu.com/thread60817.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

تغذيه و بهداشت در خانواده

 

قرآن مجيد، انسان را موظف کرده که در طعام خويش نيک بنگرد؛

«فلينظر الانسان الي طعامه»(1)

انسان بايد به غذاي خويش بنگرد.

و در آيه اي ديگر از مسلمانان چنين مي خواهد:

«يا ايها الذين امنوا کلوا من طيبات ما رزقناکم...»(2)

اي کساني که ايمان آورده ايد! از نعمت هاي پاکيزه اي که به شما روزي داده ايم؛ بخوريد.

بهترين دقت و راه صحيح شناخت خوراکي هاي پاکيزه، همان است که فقه اسلامي بيان مي کند که در اين درس به طور فشرده بيان مي شود.

 

الف- خوراکي هاي حلال و حرام

1- حيواني

1/1- دريايي؛ انواع ماهي هاي پولک دار مانند ماهي سفيد، کپور، پرنده و تخم آن ها و ميگو حلال است و ماهي هايي که پولک ندارند مانند مار ماهي و تخم آن، حرام است.(3)

1/2- زميني؛ حيوانات اهلي (گاو، گوسفندن و شتر) و حيوانات وحشي؛ گورخر، خر وحشي، آهو، گاو کوهي و بز کوهي حلال است و انواع درندگان و حشرات حرام است.(4)

تبصره 1-14 جزء حيوانات حلال گوشت نيز حرام است که عبارتند از؛ خون، سرگين، سپرز، آلت تناسلي نر و ماده، دنبلان، مثانه، کيسه ي صفرا، نخاع، دشول، زهدان، پي گردن، غده ي هيپوفيز ( که به شکل نخود در مغز کله وجود دارد) و مردمک چشم.(5)

تبصره 2- خوردن گوش اسب، قاطر و الاغ، مکروه است.(6)

تبصره 3- حيوانات مسخ شده همچون فيل، ميمون، خرس و غيره نيز حرام است. همين طور خرگوش و حيواني که مفعول انسان واقع شده است، مصرف گوشت و پشم مو وفرآورده هاي لبني آن حرام است.(7)

1/3- هوايي؛ الف- حلال؛ انواع کبوتران، انواع مرغ خانگي؛ انواع گنجشک ها، انواع پرندگاني که هنگام پرواز بال هاي خود را بيشتر حرکت مي دهند؛ انواع پرندگاني که داراي چينه دان هستند؛ انواع پرندگاني که داراي سنگدان هستند؛ انواع پرندگاني که داراي خار عقب پا هستند. ب- مکروه؛ هدهد، پرستو، صرد، صوام* و کلاغ سبز. ج- حرام، خفاش، طاووس، باز ، قوش ، عقاب، شاهين، قرقي، لاشخور، کرکس، کلاغ، هر پرنده اي که هنگام پرواز بال هاي خود را کمتر حرکت دهد و بيشتر نگاه دارد و پرندگاني که سنگدان چينه دان و خار عقب پار را ندارند.(8)

يادآوري 1- خوردن گوشت حلال به شکل پخته و خام جايز است و خوردن گوشت خام- پيش از آن که آن را در برابر خورشيد يا آتش قرار دهند يا نمک سود کرده در سايه بخشکانند- مکروه است.(9)

يادآوري 2- کليه ي حيوانات حلال گوشت در صورتي خوردن آن ها حلال است که طبق دستور شرعي ذبح، نحر يا صيد شوند در غير اين صورت مصرف آن ها حرام است.

يادآوري 3- اگر حيوانات درنده و گوشتخوار را - به جز سگ و خوک - به دستور شرعي ذبح يا با اسلحه شکار کنند، گر چه خوردن آن ها حرام است و نمي توان با اجزاي آن ها نماز خواند، ولي پاک هستند.(10)

2- مواد طبيعي

2/1- مواد پاک و بي زيان؛ مصرف اين گونه مواد به حکم شرع و عقل، مجاز است.(11)

2/2- مواد پليد و آلوده؛ خوردن چيزهايي که ذاتا نجس و پليد است و يا نجس و آلوده شده ،تا زماني که نجس است، حرام مي باشد؛ خواه مايع باشد يا جامد.(12)

2/3- مواد زيان بخش؛ خوردن هر چه که براي بدن ضرر دارد، حرام است؛ خواه موجب هلاکت گردد مثل نوشيدن زهر يا موجب هلاکت ديگري گردد مثل اين که زن باردار مايعي بنوشد که موجب سقط جنين شود و خواه سبب اختلال مزاج يا از کار افتادن برخي اعضا و حواس بدن شود، يا سبب گردد که بدن، برخي نيروي خود را از دست بدهد.(13)

يادآوري؛ در حرام بودن مصرف مواد زيان بخش، تفاوتي نيست بين اين که خاصيت هلاکت و ضرر آن قطعي باشديا مظنون، بلکه اگر احتمال ضرر هم بدهد و اين احتمال نزد خردمندان قابل اعتنا باشد، مصرف مواد، حرام است؛ چنان که فرق نمي کند که ضرر و تأثير آن فوري باشد يا مدت دار.(14)

2/4- مواد دارويي، درمان و معالجه با داروهايي که احتمال خطر دارند و حتي گاهي خطر آفرين هم هستند، مجاز است به شرط آن که تجربه و پزشک حاذق و متخصص، گواهي دهد چنين دارويي در بيشتر اوقات اثر بخش است.

هم چنين اگر دارويي، به طور قطع زيان فوري دارد، ولي با مصرف آن، خطر جدي تر و زيان بزرگ تري را از بيمار مي توان دفع کرد، مصرف آن جايز است.(15)

چند يادآوري:

1- موادي که زيادش زيان بخش است، ولي مقدار کم آن ضرر ندارد، خوردن زياد آن حرام و مصرف اندکش جايز است.

2- موادي که اندکش زيان بخش و زيادش بي ضرر يا سودمند است، خوردن کم آن، حرام و مصرف مقدار بيشتر آن، حلال است.

3- موادي که به تنهايي زيان بخش، ولي خوردن آن به انضمام چيز ديگر بي ضرر است، خوردن تنهاي آن، حرام است.

4- موادي که به تنهايي بي ضرر، ولي به انضمام مواد ديگر مضر است، خوردن به انضمام آن، حرام مي باشد.

5- موادي که يکي دو بار آن بي ضرر است ، ولي تکرار آن، زيان آفرين مي شود، تکرارش حرام است.(16)

 

ب- استعمال مواد مخدر

امروزه انواع مواد مخدر، تهيه، توزيع استعمال و عوارض ناشي از آن به يک بحران جهاني تبديل شده که بخش مهمي از تجارت جهاني را به خود اختصاص داده است. مصرف دارويي برخي از مواد مخدر- که ممکن و خردمندانه است- آن را از ممنوعيت شرعي و محکوميت عقلي خارج نمي سازد و بايد گفت: استعمال هرگونه ماده ي مخدر از نظر دين و خرد و عرف و علوم پزشکي ناپسند و نامعقول است، مگر آنچه مجوز پزشکي يا عرفي داشته باشد. به چند استفتا در اين باره توجه فرماييد؛

استفتاء 1- استعمال و مصرف مواد مخدر و هر نوع مواد اعتيادآور ديگر (بدون دستور پزشک) براي کساني که معتاد نمي باشند؛ از نظر شرع مقدس مجاز مي باشد ياخير؟

ج- جايز نيست.(17)

استفتاء 2- تکليف شرعي معتادان در ترک اعتياد چيست؟

ج-ترک لازم است.(18)

استفتاء 3- خريد و فروش مواد مخدر به طور قاچاق چه صورتي دارد؟

ج- جايز نيست و بايد جلوگيري شود.(19)

استفتاء 4- شخصي که ... معتاد به هرويين است و به اشخاص معتاد نيز هرويين مي فروشد... آيا ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جايز است يا حرام؟

ج- پول هرويين ، حرام است و ارتزاق به آن جايز نيست.(20)

ازنظر قوانين جمهوري اسلامي ايران نيز، هرگونه دخالت در توليد، حمل و نقل، استعمال و خريد و فروش مواد مخدر (ترياک، شيره ي ترياک، هرويين، مرفين، کديين، متادون و ديگر مشتقيات شيميايي مرفين و کوکايين، حشيش و روغن حشيش و ...) جرم محسوب مي شود و مرتکبين آن به جريمه ي نقدي، شلاق، حبس، مصادره ي اموال و اعدام محکوم مي شوند.(21)

 

ج- نوشيدني هاي حرام

1-شراب؛ حرمت نوشيدن شراب از ضروريات دين است؛ به طوري که حلال شمارنده ي آن- در صورت توجه به اين که چنين کاري مستلزم تکذيب پيامبر صلي الله عليه وآله است- جزو کافران است. در اخبار و روايات از نوشيدن شراب به شدت منع شده و مرتکب آن را به کيفر سخت، نويد داده اند.(22)

هر چه مست کننده است- خواه جامد باشد يا مايع - ( در حرمت) به شراب انگور ملحق مي شود.

آنچه زيادش، مست کننده است، ولي اندک آن، مستي آور نيست، مصرف کم يا زياد آن حرام است.

چنانچه ماده اي در برخي افراد يا بعضي از نقاط يا در افراد معتاد، سبب مستي نگردد، (ولي ذاتا مست کننده است) موجب حليت آن نمي شود.(23)

2- آبجو؛ يکي ديگر از نوشيدني هاي حرام، آبجو است اگر به حالت جوشش درآيد، هر چه مست کننده نباشد و آن شراب معروفي است که در صدر اسلام، اغلب از جو گرفته مي شد.(24)

آبي که به دستور پزشکان از جو مي گيرند و به آن ماء الشعير گفته مي شود، پاک است و نوشيدن آن مانعي ندارد.(25)

3- آب انگور، کشمش و خرما؛ هرگاه آب انگور، خود به خود يا توسط آتش بجوشد، نوشيدن آن حرام مي شود.

هرگاه عصاره ي کشمش و خرما خود به خود يا با آتش يا حرارت خورشيد به جوش آيد - اگر ثابت شود که مست کننده است- حرام مي باشد.(26)

تبصره 1: کشمشي که در خوراک پخته شده يا در کباب و کوفته و دلمه و مانند آن مي گذارند، اشکالي ندارد.(27)

تبصره 2: انواع عصاره هايي که نوشيدن آن ها حرام است، در صورتي که خود به خود به جوش آمده باشد، جز با تبديل و تحول آن به سرکه، حلال و قابل نوشيدن نمي شود.

تبصره 3: عصاره هايي که نوشيدن آن ها حرام است اگر توسط آتش و مانند آن جوشيده باشند، حرمت آن ها با تبخير دو سوم آن ها از بين مي رود و احوط آن است که تبخير، توسط آتش يا مانند آن، که سبب جوش آمدن مي شود، باشد.(28)

 

پي نوشت :

 

1- عبس (80)، آيه ي 24.

2- بقره (2)، آيه ي 172.

3- تحرير الوسيله، ج 2، ص 155-156، مسأله ي 2-4.

4- همان، ص 156، مسأله ي 5.

5- همان، ص 161، مسأله ي 27 و رساله ي نوين، ج 3، ص 179.

6- همان، ص 156، مسأله ي 5.

7- همان، ص 156- 160، مسأله ي 5 و 22.

* صرد، يا ورکاک، مرغي است که گنجشک شکار مي کند، صوام نيز پرنده اي است خاکي رنگ با گردن دراز که بيشتر در خرمابن آشيانه مي سازد. (فرهنگ دهخدا)

8- همان، ص 156-157، مسأله ي 6و 8 و رساله ي نوين، ج 3، ص 179.

9- تحرير الوسيله، ج 2، ص 162، مسأله ي 31.

10- توضيح المسائل، مسأله ي 824و 2588.

11- ر.ک: تحرير الوسيله، ج 2، ص 164، مسأله ي 8.

12- همان، ص 162، مسأله ي 1.

13- همان، مسأله ي 2.

14- همان، مسأله ي 3.

15- تحرير الوسيله، ج 2، ص 163، مسأله ي 4.

16- همان،مسأله ي 5.

17- رساله ي نوين، ج 3، ص 174.

18- همان.

19- همان، ص 172.

20- استفتائات از محضر امام ، ج 2، ص 35.

21- ر.ک: مجموعه ي مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام، امير هوشنگ، ساسان نژاد، ص 58-68.

22- تحرير الوسيله، ج 2، ص 165، مسأله ي 15.

23- همان، ص 166، مسأله ي 16.

24- همان، مسأله ي 18.

25- همان، مسأله ي 18 و توضيح المسائل، مسأله ي 115.

26- همان، مسأله ي 19.

27- همان، ص 167، مسأله ي 21.

28- تحرير الوسيله، ج 2، ص 167، مسأله ي 22.

منبع: کتاب فقه خانواده

http://www.rasekhoon.net/Article/Print-20902.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دیدگاه شرع و قانون در برخورد با جرایم مرتبط با مواد مخدر

چكیده :

 

هدف عمده این مقاله بررسى كاستیهاى قوانین موجود در مبارزه با جرایم مربوط به مواد مخدر است. از آنجا كه رابطه معنادارى بین اعتقاد به حرمت مصرف مواد مخدر و عدم اعتیاد وجود دارد، همچنین مبانى و نگرشهاى فقهى در تدوین قوانین كشور بى تأثیر نیست، بخش اول مقاله به بیان اقوال و مستندات فقهى در مورد مواد مخدر پرداخته و ضمن مقایسه اجمالى بین دیدگاههاى اهل سنت و فقهاى شیعه، حكم شرعى آن را از زبان فقها بیان مى‏كند. بخش بعدى مقاله به بررسى قوانین قبل از انقلاب اختصاص دارد كه در آن بیشتر سیاستهاى كیفرى، شرایط حاكم و پیامدهاى مصوبات در مقاطع مختلف مورد توجه قرار گرفته است.

بخش پایانى كه عمده مباحث مقاله را تشكیل مى‏دهد، به سیر قانونى برخورد با مواد مخدر در پس از انقلاب اختصاص یافته است. در این بررسى اجمالى، تمركز عمده بر قوانین و مصوبات فعلى است كه ضمن بیان مزایاى این مقررات، نواقص و تناقضهاى موجود را در آنها یادآور شده و در پایان راهكارهایى براى تدوین قوانین جامعتر براى مبارزه جدى با اعتیاد و مواد مخدر، ارائه مى‏دهد.

 

مقدمه

 

در گزارشى از اینترپول، مقدار تریاك تولید شده در افغانستان در سال 1997 حدود 3800 تن برآورد شده است (2) و بر اساس گزارش برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل، افغانستان به تنهایى 50% هروئین موجود در جهان و 80% هروئین در اروپا را تأمین مى‏كند.(3) در سال 1999 افغانستان 42درصد كشت جهانى خشخاش و 79 درصد تولید جهانى تریاك را به خود اختصاص داد(4) و وجود 1925 كیلومتر مرز مشترك با دو كشور تولید كننده و صادر كننده مواد مخدر، بحران اعتیاد را در ایران با مشكلات مضاعفى مواجه ساخته است چرا كه ایران نزدیك‏ترین راه براى قاچاق مواد مخدر به تركیه و مسیر بالكان به شمار مى‏رود.(5) وجود چنین وضعیت جغرافیایى موجب شده است 54% از زندانیان ایران رابطه مستقیم با مواد مخدر داشته باشند و درصد بالایى از جرایم دیگر از جمله سرقت به دلیل اعتیاد به مواد مخدر ارتكاب یافته باشد.(6) افزایش تعداد معتادان، كاهش سن اعتیاد و فراگیر شدن اعتیاد و تسرى آن حتى به خانم‏هاى خانه‏دار(7) و دست به دست هم دادن عوامل فردى، خانوادگى و اجتماعى مختلف براى عمق بخشیدن به بحران اعتیاد، شرایط و وضعیت بسیار نابه سامانى را براى كشور ما فراهم آورده است. از این رو ضرورى مى‏نماید از ابعاد مختلف این مسأله بررسى و راه حل‏هایى براى ریشه‏كن كردن آن اندیشه شود.

 

از آنجا كه اعتقادات دینى در كاهش جرایم تأثیر به سزایى دارد(8) وهمچنین به موجب اصل چهارم قانون اساسى انطباق با شرع از شرایط تصویب قوانین ایران به شمار مى‏رود، ابتدا به بررسى موضع شرع در برابر مواد مخدر پرداخته سپس قوانین مرتبط با آن و سیاستهاى كیفرى را در طول قانون گذارى در ایران بررسى مى‏كنیم.

 

 

استعمال مواد مخدر از دیدگاه شرع

امروزه درصد بالایى از مسلمانان استعمال مواد مخدر را مباح یا مكروه مى‏پندارند از این رو در استعمال آن تسامح مى‏ورزند، در حالى كه اگر اعتقاد به حرمت همچون اعتقاد به سایر مسكرات در بین مسلمانان رواج مى‏یافت مواد مخدر به سادگى نمى‏توانست جوامع اسلامى را فرا گیرد.

 

اغلب علما و صاحب نظران اسلامى هم از آن به عنوان یك پدیده زشت اجتماعى و داراى اثر زیانبار یاد كرده‏اند و مباحث مبنایى دال بر حرمت شرعى آن كمتر مورد توجه قرار گرفته است بر همین اساس در بند 5 قطعنامه اولین سمینار بررسى مسائل اعتیاد(27ـ25 اردیبهشت 1364) بر شناساندن حرمت شرعى مواد اعتیاد آور تأكید شده است.(9)

 

گفتنى است در شبهات تحریمى مادامى كه دلیل بر حرمت اقامه نشده باشد، عموم فقها قائل به حلیت‏اند و براى آن «سیگار كشیدن» را مثال مى‏آورند. بنابراین حرام بودن مصرف مواد مخدر نیاز به دلیل خاص دارد. به اعتقاد بسیارى از فقها ملاك حرمت در این موارد، تحقق ضرر است و چه بسا در مواردى كه ضرر نداشته یا ضرر آن اندك و قابل تسامح عقلایى باشد، نتوان قائل به حرمت شد.

 

ادله‏اى كه از نظر فقهى مى‏تواند مستند حرمت مواد مخدر باشد بدین شرح است:

 

آیات قرآن كه از آن جمله است:

 

الف) «وَ یحِلُّ لَهُمُ الطَّیباتِ وَ یحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبائِثَ»(10)

 

با این استدلال كه چون مواد مخدر جزء خبائث و اشیایى است كه انسان از آن نفرت دارد، به صراحت این آیه حرام است. چنان كه پیداست این استدلال در صورتى درست است كه جزء خبائث بودن مواد مخدر از مسلمات باشد، حال آن كه اشخاص معتاد بى آن كه نفرت از آن داشته باشند، آن را امرى مطلوب مى‏پندارند و حتى در نظر عرف اعتقاداتى از این قبیل وجود دارد كه: «تریاك از سن پنجاه به بالا نه تنها ضرر ندارد، بلكه مفید هم هست»، «در علاج مرض قند سودمند است»، «تنها درمان بیمارانى است كه از ناراحتى قلبى رنج مى‏برند»، «بهترین داروى خواب آور براى نوزادان است»(11) بنابراین، از مصادیق خبائث به شمار آمدن مواد مخدر روشن نیست و نمى‏توان به استناد این آیه آن را حرام به شمار آورد.(12)

 

ب) «وَ لا تُلْقُوا بِأَیدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»(13)

 

استدلال به این آیه بر این مبنا استوار است كه استعمال مواد مخدر موجب مى‏شود انسان خود را به هلاكت افكند. با وجود این در استعمال اندك چون هلاكت صدق ندارد، نمى‏توان آن را مشمول آیه و در نتیجه حرام دانست.

 

ج) «یسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»(14)

 

طریق استدلال چنین است كه هر چند در استعمال مواد مخدر نفعى هم مى‏توان لحاظ كرد ولى به دلیل آن كه ضرر آن بیش از نفع آن است، محكوم به حرمت است.

بدیهى است این استدلال در صورتى كافى خواهد بود كه هر چیزى ضررش بیش از نفعش بود حرام باشد، در حالى كه آیه به خصوص خمر و میسر نظر دارد و تسرى آن به سایر موارد تنها مى‏تواند شبهه حرمت ایجاد كند نه آن كه دلیل قطعى بر حرمت به حساب آید.

همچنین آیاتى از قرآن كریم به استفاده از رزق حلال و طیب دستور مى‏دهند(15) و بر این اساس چنین استدلال شده است كه چون به كارگیرى مواد مخدر خارج از رزق حلال است، از نظر شرع ممنوع مى‏باشد به این بیان كه «در حلال و طیب نبودن مواد مخدر كم‏ترین تردیدى وجود ندارد»(16) و نیز گفته‏اند طبق آیه «الْیوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیباتُ »(17) فقط طیبات حلال است و طیب آن چیزى است كه براى بدن مفید باشد.

نهى انسان از ساختن حرام از حلال‏ها(18) تحریم خبائث و اجتناب از آنها(19) و حرمت تبذیر و اسراف(20) كه در آیات قرآن بر آنها تأكید شده است نیز از نظر برخى بر حرمت بهره‏گیرى از مواد مخدر دلالت دارند.(21)

با این همه هیچ یك از آیات فوق بر حرمت استعمال مواد مخدر در حد اندك و به صورت تفننى دلالتى ندارد و تا چنین حرمتى طبق دلیل محكم ثابت نشود، در موارد تردید حكم حلیت جارى است.(22) بله، استعمال مواد مخدر در حد بالاتر به گونه‏اى كه آثار زیانبار آن محسوس باشدـ چنان كه غالباً در اشخاص معتاد چنین است ـ بى‏تردید مشمول برخى از آیات فوق و محكوم به حرمت خواهد بود.

علاوه بر آیات، از آنجا كه كاشت و استعمال مواد مخدر سابقه‏اى طولانى و حتى قبل از اسلام دارد، روایاتى نیز در مذمت مصرف این گونه مواد وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره كنیم:

1ـ از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است:

«من احتقر ذنب البنج فقد كفر»(23)

هر كس گناه استعمال بنگ را سبك بشمارد، كافر شده است.

2ـ در نقل دیگرى آمده است:

«سلموا على الیهود و النصارى و لا تسلموا آكل البنج»(24)

بر یهود و نصارى سلام كنید ولى بر كسى كه بنگ استعمال مى‏كند، سلام نكنید.

3ـ در روایتى دیگر از آن حضرت مى‏خوانیم:

 

«من اكل البنج فكانما هدم الكعبه سبعین مره و كانما قتل سبعین ملكاً مقربا و كانما قتل سبعین نبیاً مرسلاً و كانما احرق سبعین مصحفاً و كانما رمى الى الله سبعین حجراً و هو ابعد من رحمة الله من شارب الخمر و آكل الربا و الزانى والنمام»(25)

هر كس بنگ استعمال كند همانند كسى است كه خانه كعبه را هفتاد بار خراب كرده هفتاد ملك مقرب را كشته و هفتاد پیامبر مرسل را به قتل رسانده باشد و همچون كسى است كه هفتاد قرآن را سوزانده و... . چنین كسى از رحمت خدا از شراب خوار، ربا خوار، زانى و سخن چین هم دورتر است.(26)

برخى از فقها از روایات یاد شده استفاده حرمت كرده‏اند و بدیهى است وقتى استعمال بنگ و حشیش حرام باشد، استعمال دیگر مواد مخدر هم به طریق اولى حرام خواهد بود.

با وجود این، این احتمال نیز بعید نیست كه روایات فوق به مضرات مواد مخدر توجه كرده و براى دورى از آن به توصیه اخلاقى پرداخته‏اند چنان كه گاه حاضر نشدن در نماز جماعت هم با همین تعبیر «لاتسلموا على الیهود والنصارى» از زبان پیامبر مورد سرزنش قرار گرفته است و بر همین اساس نمى‏توان صرفاً به استناد این قبیل روایات به حرمت مطلق استعمال مواد مخدر ملتزم بود. با وجود این روى آوردن به مواد مخدر در صورتى كه مشمول ادله ضرر و زیان بر نفس باشد، به دلیل كافى بودن ادله حرمت ضرر، بى تردید حرام خواهد بود و فتاواى فقها مبنى بر حرمت نیز بر همین اساس است.

بنابراین، اگر چه در گذشته فقها به تحریم مطلق مصرف مواد مخدر فتوا نداده و آن را منوط به تحقق ضرر كرده‏اند،(27) ولى اكنون كه ضرر داشتن آن بر همه آشكار شده است، در حرمت آن تردیدى باقى نمى‏ماند. تا جایى كه آیت الله فاضل لنكرانى تصریح كرده‏اند كه: «كشیدن تریاك و لو اینكه اطمینان به عدم اعتیاد هم در آن باشد جایز نیست» یا آیت الله گلپایگانى ضمن فتواى صریح به حرمت استعمال تریاك، حشیش و مواد مخدر، استعمال تفریحى آن را در صورتى كه شخص در معرض اعتیاد قرار گیرد، حرام مى‏دانند.(28)

فتاواى دیگر فقها در این خصوص به این شرح است:

آیت الله بروجردى (14 ربیع الاول 1377) همیشه نوشته‏ام مقتضى است مسلمین بلكه تمام عقلا از این سموم مهلكه خود را نجات دهند».(29)

امام خمینى: «جلوگیرى از خرید و فروش و پخش این طور مواد، بى اشكال، لازم است از نظر شرع هم باید این كار بشود»(30) و در جواب از سوءال فروش هروئین و فروش آن به معتاد یا غیر معتاد نوشتند «جایز نیست و فرق نمى‏كند».(31)

شهید مرتضى مطهرى هم از باب مفسده داشتن و ضررداشتن تریاك حكم شرعى آن را حرام مى‏دانند.(32)

در میان فقهاى اهل سنت نیز فتواى به تحریم استعمال حشیش و بنگ سابقه‏اى طولانى دارد.(33)

در این كه مصرف كننده مواد اعتیاد آور بر چه اساسى قابل مجازات است سه نظر در میان آنان به چشم مى‏خورد:

الف) عده‏اى با استناد به «كل مسكر خمر و كل خمر حرام» و «نهى النبى عن كل مسكر و نقر»، مواد مخدر را در زمره مسكرات قرار داده و به نجس بودن، حرمت و مشمول حد شدن مرتكب آن فتوا داده‏اند و مقدار حد را 40 یا 80 ضربه شلاق دانسته‏اند(34) و بر همین اساس گفته‏اند هم قاعده درء (كه مختص حدود است) در آن جارى است و هم توبه از عوامل مخففه به شمار مى‏آید.(35)

در عربستان سعودى، نظر شریعت اسلام در مورد مواد مخدر چنین اعلام شده است:

«حكم مواد مخدر، حكم خمر است از نظر خرید و فروش، وجوب حد، نجاست و عدم جواز به كارگیرى آن براى معالجه. و از جمله مواد مخدر است توتون و تنباكو و هرگونه بهره‏ورى از آن‏ها مثل دود كردن و بوییدن، تزریق و بلعیدن موجب اقامه حد است كه هشتاد یا چهل ضربه تازیانه خواهد بود».(36)

ب) گروهى دیگر، خریدار، فروشنده و حتى كسى را كه مواد مخدر را استعمال مى‏كند، مستحق مجازات محارب دانسته‏اند كه عبارت است از قتل، به‏دار آویختن و...(37)، ولى مجلس هیئت كبار علما در عربستان سعودى در قرار شماره 238 فقط قاچاقچى مواد مخدر را در حكم محارب دانسته است.(38)

ج‏ـ گروه سوم، ضمن فتواى به حرمت مواد مخدر و حرمت معالجه با آن جز در موارد ضرورى، نسبت به كسى كه آن را استعمال كند، قائل به تعزیر شده‏اند.(39) براى نمونه، شربینى هر آنچه را كه موجب زوال عقل شود از موجبات تعزیر مى‏داند (نه حد) و براى آن استعمال حشیش و بنگ را مثال مى‏آورد.(40) یا، حصنكى به حرمت مصرف بنگ وحشیش حكم كرده و مى‏گوید حرمت آن كمتر از حرمت خمر و موجب تعزیر است.(41)

 

جمع ‏بندى

 

مسأله وجوب جلوگیرى از ضرر در فقه شیعه و اهل سنت به حدى اهمیت دارد كه فقها در مواردى مثل روزه با احتمال ضرر وجوب آن را منتفى دانسته و حتى به حرمت آن فتوا داده‏اند. از این رو در مورد مواد مخدر در جایى كه ضرر آن قطعى است به یقین استعمال آن حرام خواهد بود.

در مورد حكم وضعى خرید و فروش هم حضرت امام در جواب استفتایى مرقوم فرمودند: «تخلف از منع دولت نباید بشود ولى حكم وضعى ندارد» و در مورد مجازات قاچاقچیان و در نظر گرفتن حكم اعدام، آن را منوط به صدق افساد فى الارض دانسته و فرموده‏اند: «فساد در صورتى است كه مواد مخدر پخش شود به طورى كه موجب ابتلاى بسیارى شود یا به قصد این عمل یا با علم این اثر».(42)

این در حالى است كه فقهاى اهل سنت نه تنها به تحریم مطلق مواد مخدر ملتزم شده بلكه آن را به استعمال دخانیات هم سرایت داده‏اند و به دلیل الحاق این مواد به مسأله خمر، خرید و فروش آنها را هم باطل دانسته و تصریح كرده‏اند كه صدقه و زكات و حج با این اموال، مردود است.(43)

 

مبارزه با اعتیاد در ایران

 

در ایران مبارزه براى مصرف غیر طبى تریاك، براى اولین بار در سال 939 ق. به فرمان شاه طهماسب اول صورت گرفت و به قول اسكندر بیك تركمان، پانصد تومان تریاك فاروق را كه در انبار شاهى بود به «شبهه حرمت» در آب روان حل كردند.(44)در این گزارش دو نكته قابل توجه است: یكى این كه بحث شبهه حرمت مطرح است نه قطع به حرمت و دیگر آن كه با دید حرمت شرعى به مبارزه با آن بر مى‏خیزند و جالب‏تر آنكه به جاى برخورد با معتادان سعى در از بین بردن زمینه اعتیاد دارند.

این دید مذهبى در قرن یازدهم هجرى تغییر یافته و در زمان شاه عباس كبیر در سال 1621 م فرمانى براى منع استعمال آن و مجازات شدید براى متخلفین صادر مى‏شود كه فقط مدت كوتاهى اجرا مى‏شود(45) و مصرف مواد در بین ایرانیان افزایش یافته و اعتیاد رواج مى‏یابد تا جایى كه قارونیه در 1629م از عادات ایرانیان در مورد استعمال تریاك اظهار شگفتى مى‏كند.(46) قدم بعدى در مبارزه را مى‏توان دوران صدر مشروطیت دانست كه در این زمان فتاواى علما، گفتار شاعران و روزنامه‏ها و مجلات براى مبارزه با مواد مخدر بسیج شد و كسى چون حاج ملا على گنابادى با نوشتن كتاب «ذوالفقار»(47) با استفاده از آیات كوشش زیادى در زمینه بیان جنبه حرمت مواد مخدر نمود.

 

در این موقع، هم معتاد از این نظر كه امرى خلاف شرع را مرتكب شده بود، مجرم و قابل مجازات تلقى مى‏گردید و هم با جنبه شرعى دادن به مسأله قدمى در فرهنگ سازى جامعه براى مبارزه با مواد مخدر برداشته شد.

 

پس از این، دوران قانون‏گذارى و مسأله سیاست جنایى در بر خورد با معتادان مطرح مى‏شود كه بر سه محور دور مى‏زند:

1. معتاد بیمار است و كسى است كه قربانى جرم است نه مجرم.

2. معتاد مجرمى است كه مستحق مجازات نیست، زیرا در شكل گیرى جرم نقش داشته، ولى پس از اعتیاد باید به جاى مجازات به اقدامات تامینى‏دست زد.

3. معتاد مجرم وقابل مجازات است.(48)

 

قانون گذارى در زمینه مواد مخدر را در قالب قوانین قبل و پس از انقلاب مى‏توان بررسى كرد. از آنجا كه بسیارى از این قوانین منسوخ است تنها از این لحاظ كه سیاست كنونى ایران را در زمینه مواد مخدر آشكار ساخته و به كاستیها و پى آمدهاى هر دوره قانون گذارى پرداخته شود، قوانین قبل از انقلاب را به اجمال بررسى كرده و عمده مباحث را بر قانون فعلى و بیان كاستیها و احیاناً امتیازات آن متمركز مى‏كنیم.

 

روشن است توجه به سیاست‏ها و برنامه‏ها از این نظر مفید است كه در شرایط فعلى هم از تجربه‏هاى آن دوران مى‏توان استفاده كرد و هم از كاستیها و نواقص جلوگیرى مى‏شود.

 

 

الف‏ـ دوران قبل از انقلاب

1ـ از ابتدا تا سال 1334 (سیاست كنترل)

نخستین قانون مصوب در زمینه مواد مخدر «قانون تحدید تریاك» مصوب 23/12/1289 است كه نكات عمده در این قانون 6 ماده‏اى بدین شرح است:

 

1. وضع مالیات براى تریاك (ماده1).

2. خرید سوخته تریاك و تهیه شیره از آن (ماده2).

3. پیش بینى مدت هفت سال براى از بین بردن زمینه مصرف تریاك (ماده4).

4. در نظر گرفتن تسهیلات معافیت از مالیات براى تریاكى كه از كشور خارج مى‏شود (ماده5).

5. در این قانون سه نقص عمده وجود داشت كه با هدف تحدید تریاك (عنوان قانون) در تضاد بود:

الف‏ـ خرید سوخته تریاك خود نوعى تشویق براى مصرف آن بود.

ب ـ معافیت از مالیات هم صادرات آن را تشویق مى‏كرد كه لازمه آن تولید یا وارد ساختن مواد مخدر و در نتیجه رواج مواد مخدر در كشور بود.

ج ـ با پیش بینى مدت هفت سال، عملاً در این مدت رواج مواد مخدر به رسمیت شناخته شد.

 

این وضعیت، یعنى رسمیت دادن به ترویج مواد مخدر ادامه داشت تا این كه براى اولین بار ماده 275 قانون مجازات عمومى در سال 1304، استعمال علنى تریاك و الكل و سایر مواد مخدر را جرم دانست.

 

پس از آن «قانون انحصار دولتى تریاك» در 26 تیر 1307 به تصویب شوراى ملى رسید این قانون نیز با آن كه در صدد بود تولید و توزیع تریاك را زیر نظارت و در انحصار دولت قرار داده و در مدت ده سال با كم كردن یك دهم از مصرف داخلى در هر سال، استعمال تریاك در موارد غیر طبى در كشور ممنوع گردد، به دلایل زیر در برآورده ساختن اهداف خود ناكام ماند:

1. تحویل سوخته تریاك به دولت (ماده 10) خود نوعى تشویق به اعتیاد بود.

2. طبق ماده 12 این قانون مسافران حامل تریاك كه به سر حدات وارد مى‏شدند اگر بیش از یك مثقال را گزارش نمى‏دادند، حكم قاچاق به آن تعلق مى‏گرفت و به نظر مى‏رسد هدف از این مقرره چیزى جز دریافت حق گمرك نبوده است.

3. طبق ماده 15 دولت مكلف شد با كسر یك دهم از مصرف داخلى در هر سال، در مدت 10 سال استعمال تریاك را در تمام مملكت متروك كند ولى همین تجویز استعمال 10 ساله خود حركتى بود به سوى مسأله اعتیاد.

4. تبصره ماده 15 مقرر مى‏كرد «موءسسه انحصار براى ورود تریاك از خارجه هیچ اجازه نخواهد داد مگر آن كه اطمینان حاصل نماید كه به مصرف داخلى نخواهد رسید» و این نوعى تشویق به ترانزیت مواد مخدر بود.

 

مى توان گفت «در این دوران. . . چون تریاك یك منبع درآمد ملى محسوب مى‏شد و صادرات قانونى و غیر قانون آن سهیم در تأمین ارز خارجى براى كشور بوده، هیچ یك از قوانین مصوب كوچكترین اثر در اجراى هدف ننمود و دولت وظیفه‏اى در درمان معتادان به عهده نگرفت».(49) قدم بعدى در قانون گذارى، تصویب «قانون مجازات مرتكبین قاچاق تریاك» در 16 مرداد1307 بود كه با هدف مبارزه با صادرات و واردات تریاك بدون اذن دولت، به تصویب كمیسیون عدلیه مجلس شورا رسید. این قانون نیز گر چه به ظاهر قدمى به جلو براى مبارزه با اعتیاد بود، اما به دلایل زیر توانست این هدف را برآورده سازد:

1. طبق ماده 6، حمل و نگه دارى سوخته تریاك تا 16 مثقال مجاز بود و براى بیش از این مقدار جریمه مالى در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این كه تجویز كمتر از 16 مثقال تریاك، خود نادیده گرفتن استعمال تریاك براى تهیه سوخته بود و مى‏توانست یك سهل انگارى قانونى و دولتى ، براى ترویج اعتیاد به شمار آید.

2. طبق ماده 6 داشتن بیش از 16 مثقال تریاك، در هر مثقال یك قران جزاى نقدى در نظر گرفته شده بود ولى در خود تریاك این جریمه عبارت بود از دو قران و پانصد دینار (ماده 2) این در حالى است كه سوخته تریاك خطرى بیش از خود تریاك به همراه دارد و همین سیاست موجب شد قاچاق سوخته تریاك رواج یابد.

3. به دلیل پیش بینى مجازات نقدى و ضبط شیره و آلات و ادوات، و نه مجازات دیگر، دامنه شیره‏كشى وسعت یافت و شیره خانه‏هاى متعددى در سطح كشور تأسیس شد.

 

از قوانین و مصوبات دیگر در این دوران مى‏توان از قانون تخفیف باندرول تریاك (مصوب14/2/1302)، قانون طرز جلوگیرى از قاچاق تریاك (مصوب 3/9/1308)، قانون اصلاح قانون انحصار دولتى تریاك (مصوب4/5/1311)، قانون مجازات مرتكبین قاچاق (مصوب29/12/1312)، نظامنامه هیئت وزیران (مصوب 25/4/1313)، قانون اصلاح بعضى از مواد قانون مرتكبین قاچاق (مصوب 14/3/1319) و تصویب نامه‏هاى هیئت وزیران (مصوب 18/6/1325 و 2/9/1326) در رابطه با مواد مخدر نام برد كه هر یك سعى در ساماندهى تولید و توزیع تریاك داشتند و چنانكه اشاره شده به دلیل سود دهى فراوان تجارت مواد مخدر و داشتن درآمد مالى، هدفى جز سود فراوان دولت در میان نبود و تمام این حركت‏هاى ظاهرى مى‏توانست بر میزان معتادان بیفزاید.

 

2ـ از سال 1334 تا انقلاب (سیاست تولید و توزیع دولتى)

 

چنان كه اشاره شد تا قبل از سال 1334 به دلیل قانونى بودن تولید، توزیع و ترانزیت مواد مخدر هر چند به صورت محدود و تحت نظارت دولت، شمار معتادان به دلیل دسترسى به مواد اعتیاد آور رو به فزونى بود و در واقع مصوبه‏هاى آن دوران حركتى بود براى تأمین منابع درآمد ملى، تا این كه در 7 آبان 1334 با تصویب قانون منع كشت خشخاش و استعمال تریاك قدمى اساسى در مبارزه با اعتیاد بر داشته شد.(50)

این حركت در نخستین گامها به قدرى حركت جدى به شمار مى‏آمد كه ایران در تبصره واحده «قانون الحاق دولت ایران به پروتكل تحدید و تنظیم كشت خشخاش و تولید و تجارت بین المللى و تجارت عمده مصرف تریاك» (مصوب 14/8/1336) بر این امر تأكید كرد كه: «الحاق ایران به این پروتكل به هیچ وجه تأثیرى در قانون منع كشت خشخاش مصوب هفتم آبان ماه 1334 نخواهد داشت».

متعاقباً آیین نامه این قانون در 19/10/1334 به تصویب رسید و در سال 1338 قانون اصلاح قانون منع كشت خشخاش براى رفع كاستى هاى قانون مورد تصویب قرار گرفت كه تعریف و تعیین مواد مخدر را مى‏توان از جمله اقدامت قانون‏گذار در این مقطع دانست. در این مدت «اصل عدم دسترسى به مواد مخدر و توسعه در درمان» مورد توجه بود ولى متأسفانه در این حركت، تجارت غیر قانونى و قاچاق تریاك از خارج به ایران به منظور ارضاى تقاضاى شدید معتادین به تریاك افزایش یافت. تا جایى كه قانون گذار ناچار شد در 13/12/1347 قانون اجازه كشت محدود خشخاش و صدور تریاك» را به تصویب برساند.(51)

ماده 1 این قانون مقرر مى‏كرد: «از تاریخ تصویب این قانون تا زمانى كه كشت خشخاش در كشورهاى همسایه ایران ادامه داشته باشد، وزارت اصلاحات ارضى و تعاون روستایى مجاز خواهد بود در مناطق و به مساحتى كه هر ساله با تصویب هیئت وزیران تعیین مى‏شود به كشت خشخاش مبادرت كند. دولت مكلف است در صورت اطمینان از اینكه كشت خشخاش در كشورهاى همسایه موقوف شده، كشت آن را در ایران متوقف كند».

در مواد بعدى قانون هم مكرر به ترك تریاك و در نظر گرفتن ضمانت اجراى اخراج در مشاغل مهم در نظر گرفته شده و بر آن تأكید شده بود و به نظر مى‏رسد در آن زمان چنین تصمیمى شایسته بود با این حال، مى‏توان این حركت را یك قدم به عقب و برگشت به اعتیاد و معتاد پرورى دانست. خصوصاً با توجه به عنوان قانون (اجازه كشت محدود خشخاش و صدور تریاك) كه هم مواد مخدر را براى معتادان داخلى فراهم مى‏كرد و هم صدور آن مى‏توانست سلامتى كشورهاى دیگر را هم به خطر اندازد. همچنین منوط كردن دست برداشتن دولت از این اقدام نا به جا به موقوف شدن منع كشت خشخاش در كشورهاى همسایه، خود حركتى بود در ترویج اعتیاد و به هر حال تولید حجیم مواد مخدر چه در داخل و چه در خارج و همچنین مجاز دانستن تولید آن براى صدور، مى‏توانست قدم بزرگى در افزایش حجم مواد باشد و از آن جا كه در نهایت این مواد به مصرف مى‏رسید، معتادان بیشترى را هم در دامان جامعه یا حتى كشورهاى دیگر بر جاى گذاشت. در عمل با قانونى شدن كشت تریاك و تأكید صورى بر محدود سازى آن، مسابقه تولید تریاك میان كشورهاى منطقه شروع و به ازدیاد معتادان منجر شد.(52)

در 31/3/1348 قانون تشدید مجازات مرتكبین اصلى جرایم مندرج در قانون كشت خشخاش به تصویب رسید كه ضمن تأیید مجدد قانون كشت خشخاش، براى اولین بار در بند «ه» مجازات اعدام را در جرایم مواد مخدر مقرر كرد و در بند «و» رسیدگى به این جرایم را به دادگاه نظامى واگذار نمود.

متعاقباً در 20/6/1348 آیین نامه اجرایى ماده 3 قانون كشت خشخاش و صدور تریاك به تصویب كمیسیون‏هاى دادگسترى و اصلاحات ارضى و بهدارى مجلسین رسید و ضمن تأكید بر تجویز تریاك آن هم حداكثر به مدت شش روز، اعتیاد را نوعى بیمارى تلقى كرد و در ماده 4 براى معتادان بالاى شصت سال و همچنین كسانى كه ترك اعتیاد آنان براى مدتى مقدور نباشد، مقرراتى را راجع به صدور كارت سهمیه در نظر گرفت.

 

تجویز استعمال مواد مخدر در سنین شصت سال به بالا این توهم را قوت مى‏بخشید كه استعمال مواد در این ایام مفید است و حتى كسانى‏هم كه معتاد نبودند، سعى مى‏كردند بعد از شصت سال به اعتیاد روى آورند.

 

این مقرره ناظر به استفاده معتاد از سهمیه دولتى بود كه مزایاى زیر را مى‏توان براى آن در نظر گرفت:

 

1. معتادان قابل كنترل مى‏شوند و ضمن ادامه اعتیاد، تخلفى قانونى هم صورت نمى‏گیرد (تبصره ماده 3 آیین نامه یاد شده).

2. در همین راستا معتادان فقط به میزان مورد نیاز مى‏توانند مواد تهیه كنند حال آن كه در سیستم بازار آزاد تأمین مواد بیشتر و ذخیره آن ممكن است (بند ب ماده 4).

3. معتاد به عنوان یك بیمار با پزشك رو به روست و پزشك صالح هم تنها به مقدار نیاز آن را تجویز مى‏كند (ماده2).

4. از نظر روانشناسى معتاد احساس نمى‏كند كه از جامعه طرد شده است.

5. امكان ناخالصى مواد و زیان آورى در تریاك دولتى كمتر است.

6. نیازى به تشدید قوانین و در نتیجه وارد شدن قاچاقچیان مجهزتر به میدان نیست.(53)

 

متأسفانه این قانون هم به دلیل نبود فرهنگ مصرف در جامعه و صرفاً برخورد قانونى، با وجود مزایاى یاد شده نتوانست در امر مبارزه با اعتیاد كارگر باشد و این توهم را در بین مردم به وجود آورد كه در سنین شصت سال به بالا نه تنها استعمال تریاك مجاز بلكه لازم است و موجب شد افراد دیگرى هم به سوى اعتیاد روى آورند.

 

 

‏ب- دوران پس از انقلاب (سیاست تحریم و مبارزه)

چنان كه گذشت در قبل از انقلاب حاكمان وقت ضمن آنكه سعى داشتند از طریق تولید و صدور مواد مخدر درآمد ملى كشور را بالا ببرند و به سادگى از این سود سرشار نمى‏توانستند چشم پوشى كنند، قوانینى را هم در این راستا به تصویب رساندند، هر چند توجه به معتادان و درمان آنان نیز هیچگاه دور از نظر قانون گذار نبود و همواره راه‏هاى مختلفى را در نیل به این هدف مى‏آزمودند.

 

با وجود این، كشت مواد در داخل یا امكان ترانزیت آن و حتى خرید سوخته تریاك و عواملى از این قبیل، روز به روز به میزان معتادان افزود تا آن كه در نهایت تصمیم بر این شد كه مواد مخدر با توجه به مزایایى كه سیستم توزیع دولتى دارد، به تقلید از دیگر كشورها در ایران نیز اجرا گردد كه این امر هم به دلیل نبود فرهنگ سازى با موفقیت چندانى روبه‏رو نشد و هم چنان به افزایش دامنه اعتیاد در كشور دامن زد.

 

با آغاز انقلاب اسلامى، به دلیل تازه كار بودن دولت جدید و مشغولیت هاى فراوانى كه در تثبیت حكومت وجود داشت، از توجه به امر اعتیاد غفلت شد و دو مسأله اعتیاد را در كشور تشدید نمود:

 

1. به دلیل آن كه از نظر شرع فتوایى بر حرمت مصرف تریاك وجود نداشت، در تصویب قوانین مرتبط با اعتیاد اصل مسأله مسأله‏اى نامشروع تلقى نمى‏شد و از این رو در آن فضاى حاكم، قانون گذار در صدد منع مطلق آن و برخورد با اعتیاد نبود.

2. سیستم توزیع كوپنى تریاك به دلیل مزایایى كه بر شمردیم، در این زمان سیستم مناسبى به شمار مى‏آمد لذا دولت جدید هم در همین راستا حركت كرد و در اوایل انقلاب با كشت مواد مخدر در داخل موافقت نمود ولى به دلیل كنترل نشدن كشت، علاوه بر موجودى انبارها، مواد دیگرى هم از سوى كشاورزان كشت و بر میزان قبلى افزوده شد و تولید بیشتر با مصرف بالاتر ملازمه داشت كه به نتایج زیانبارى منجر شد.

 

با تصویبنامه مورخ 23/7/1357 هیأت وزیران، دولت موقت چراغ سبزى به كشاورزان نشان داد و باعث شد حدود 40000 هكتار زمین زیر كشت خشخاش قرار گیرد، علاوه بر آن كه 40 تن تریاك در انبارها نگه دارى مى‏شد.(54)

 

به دنبال آن فروش تریاك خریدارى شده از كشاورزان به معتادان به موجب تصویب نامه‏اى (در مورخه 3/6/1358) به مرحله اجرا در آمد و در 6/11/1358، مقرر شد تریاك‏هایى كه توسط كمیته‏هاى انقلاب و سپاه پاسداران كشف مى‏شود، به وزارت كشاورزى و عمران روستایى فروخته شده و وجه آن به كمیته مركزى امام پرداخت گردد.(55)

در نتیجه هم كشت وسیع مواد و همچنین فروش آن در كشور و هم حفظ و نگه دارى موارد قاچاق كشف شده، قدم‏هایى بودند در ترویج اعتیاد. البته در اردیبهشت 1358تصویب نامه‏اى در مورد مواد افیونى و مخدر به تصویب رسید ولى تأكید داشت، چنان‏چه مواد موجود در موادى كه تحویل انبارها خواهد شد، غیر قابل مصرف پزشكى یا آزمایشگاهى باشد، معدوم خواهد شد كه طبعا مقرره‏اى نبود براى معدوم ساختن مازاد بر مصرف؛ شاهد آن پیش بینى تیارى تریاك توسط سازمان معاملات تریاك یا سازمان قائم مقام آن بود (ماده40).

این وضعیت ادامه داشت تا آن كه با تصویب لایحه قانونى «تشدید مجازات مرتكبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تأمینى و درمانى به منظور مداوا و اشتغال به كار معتادین» در 19/3/1359 در ماده 2 براى كشت خشخاش در بار اول 3 تا 15 سال زندان در نظر گرفته شد. با تصویب این قانون كلیه مقررات و قوانین مربوط به منع كشت خشخاش و مجازات مرتكبین آن به استثناى تصویب نامه مورخ مرداد 1338 راجع به فهرست مواد، از تاریخ اجراى لایحه فوق ملغى‏الاثر شد.(56)

 

مهمترین سیاستهاى كیفرى را در این قانون مى‏توان بدین شرح برشمرد:

1. منع كشت خشخاش و پیش بینى مجازات 3 تا 15 سال زندان براى بار اول و اعدام در صورت تكرار آن (ماده 20).

2. پیش بینى اعدام براى وارد كننده، سازنده و فروشنده این مواد و همچنین براى كسى كه بیش از یك كیلو را نگه دارى، حمل یا مخفى كند.

3. مصادره اموال منقول و یا غیر منقول كه به علت ارتكاب جرایم فوق تحت تعقیب قرار گیرند.

4. جرم شناختن اعتیاد و دستگیرى و مجازات معتادان ولگرد.

5. مكلف شدن دولت به تهیه مراكز مجهز براى باز پرورى و آموزش معتادان (ماده 19).

 

همچنین طبق لایحه قانونى مصوب 28/2/1358، رسیدگى به جرایم مواد مخدر به دادگاه انقلاب واگذار شد. چنان كه ملاحظه مى‏شود روح حاكم بر این قانون، مجازات گرایى است و در حالى كه كشت خشخاش در كشور در اوایل انقلاب مجاز شناخته شده بود در این قانون مجازات اعدام براى آن در نظر گرفته شد.

 

البته در ماده 18 به معالجه معتادان هم توجه شده بود كه این امر حاكى از بیمار تلقى شدن معتاد است. همچنین پیش بینى ارائه گواهى عدم اعتیاد در كسبِ برخى از امتیازهاى اجتماعى، از ابتكارات جالب توجهى بود كه مى‏توانست زمینه اعتیاد را از بین ببرد.

 

پس از آن «قانون مبارزه با مواد مخدر» در 3/2/1367 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید0

 

عمده تغییرات این قانون را مى‏توان چنین بر شمرد:

1. پیش بینى مجازات اعدام در قانون قبلى براى كسى كه براى بار دوم به كشت خشخاش اقدام كند، چندان از وجهه شرعى برخوردار نبود و نمى‏توانست چنین مجازات سنگینى توجیه مناسب قانونى داشته باشد، جز شرایط حاكم بر جامعه آن روز كه در قانون جدید مجمع قدمى‏اساسى براى این امر برداشت و اعدام را (در ماده 2) براى كسى پیش بینى كرد كه براى بار چهارم به كشت خشخاش مبادرت كرده باشد.

2. طى استفتاى به عمل آمده از حضرت امام(ره) ایشان جواز حكم اعدام را به صدق مفسد فى الارض منوط كرده بودند كه مصادیق آن مبهم و تنها مستند آن آیه مربوط به محاربه بود.(57)

در قانون جدید قانون گذار در ماده 6 قدمى اساسى برداشته و براى جلوگیرى از آراى گوناگون كسى را كه بیش از پنج كیلوگرم تریاك یا سى گرم از دیگر مواد (هروئین، مروفین، كدئین، متادون و... ماده 8) در اختیار داشته باشد، در حكم مفسد فى الارض دانست. همچنین حكم اعدام را براى قاچاق مسلحانه كه یكى از مصادیق بارز مفسد فى الارض است در ماده 11 تعیین نمود، ولى نامى از مفسد فى الارض به میان نیاورد.

3. تعیین مدت شش ماه براى ترك اعتیاد براى كسانى كه كمتر از 60 سال سن دارند و بعد از این مدت در مواد مذكور در ماده 8 از اول مجازات و در بقیه موارد براى بار اول مجازات تأمینى در نظر گرفته شد.

4. پیش بینى مراكز بازپرورى براى كسانى كه ظرف مدت مقرر فوق ترك اعتیاد نكرده باشند.

5. اجراى احكام اعدام را به تأیید دیوان عالى كشور یا دادستان كل كشور منوط كرد. در این قانون، قید ولگرد كه در ماده 8 قانون تشدید مجازات مرتكبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تامینى و درمانى به منظور «مداوا و اشتغال به كار معتادین » آمده بود، حذف شد و استعمال مواد مخدر حتى با مجوز طبى جرم شناخته شد (بند 5 ماده 1) تنها مورد استثنا معتادان 60 سال و بالاتر بود. . . اما اختلاف نظر در خصوص جرم بودن یا جرم نبودن اعتیاد به مواد مخدر ادامه پیدا كرد.

6. معاف شمردن معتادان بالاى شصت سال.

7. نداشتن استثنا در موارد مذكور در ماده 8 (هروئین، مرفین و كوكائین).

 

این قانون هم به دلیل كاستى هاى آن و به منظور تطبیق با نیازهاى جامعه، دست‏خوش تغییر و اصلاح قرار گرفت و با عنوان «قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادى به آن» مصوب 3/8/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام، در 17/6/76 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید كه هم اكنون قانون قابل استناد در زمینه مواد مخدر است. در ادامه به بررسى آن مى‏پردازیم.

 

 

نگاهى به قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر

قانون یاد شده هر چند سعى كرده است نواقص قوانین قبل را مرتفع ساخته و تجربه چندین سال مبارزه ملى با مواد مخدر را در قالب قوانین مصوب، متجلى سازد، از جهاتى داراى ابهام یا نقص است كه به تفصیل به هر یك از این موارد مى‏پردازیم:

 

در تبصره ماده 1 مقرر شده است:

«منظور از مواد مخدر در این قانون، كلیه موادى است كه در تصویب نامه راجع به فهرست مواد مخدر مصوب 1338 و اصلاحات بعدى آن احصا یا توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى به عنوان مواد مخدر شناخته و اعلام مى‏گردد.» ولى در مواد 4 و 8 براى برخى از این مواد مجازات تعیین شده است كه در نتیجه به نظر مى‏رسد برخى مواد هرچند جزء مواد مخدر باشند، تنها به استناد ماده 1 جرم شناخته شوند بى آن كه مجازات مشخصى داشته باشند، در نتیجه یا به رأى برائت و یا به احكام متفاوت منجر مى‏گردد. همچنین در بند 6 ماده 1 و نیز در دیگر مواد واژه«خرید» به كار رفته كه شامل موارد هبه و معاوضه نمى‏شود و بهتر بود به جاى آن واژه تهیه را به كار مى‏برد.(58)

2. براساس ماده 4 و با عنایت به تبصره آن، چنان چه كسى بیش از بیست كیلوگرم تریاك و دیگر مواد مذكور در این ماده را از كشور ایران به كشورى دیگر صادر كند، هر چند براى بار اول باشد محكوم به اعدام مى‏شود ولى طبق ماده 5 این قانون، خرید و نگهدارى، اخفا و حمل مواد به هر مقدار در بار اول، مجازات اعدام را در پى ندارد. به بیان دیگر، قانون گذار براى دفاع از منافع دیگر كشورها مجازات اعدام را در نظر مى‏گیرد ولى در جایى كه منافع داخلى كشور در خطر است (با توجه به حمل مثلاً هزار كیلو براى بار اول) از مجازات اعدام صرف نظر مى‏كند، در حالى كه شایسته بود قانون گذار بیش‏تر به منافع خود مى‏اندیشید نه منافع دیگران. با وجود این، قانون گذار در ماده 8 این قانون عكس این سیاست را در پیش گرفته است، به این بیان كه:

طبق تبصره یك ماده 8، عدم احراز قصد توزیع یا فروش در داخل كشور با توجه به كیفیت و مسیر حمل» از موجبات مخففه به حساب آمده و با وجود پیش بینى اعدام براى كسى كه بیش از سى گرم هروئین و دیگر مواد مذكور در ماده 8 را تولید، توزیع، صادر، خرید یا فروش كند، در جایى كه شخص تصمیم به توزیع یا فروش آن در داخل كشور نداشته باشد، از مجازات اعدام معاف مى‏گردد. به بیان دیگر در این تبصره، ارتكاب جرمى كه اثرش در خارج تحقق مى‏یابد، از عوامل مخففه به حساب آمده است.(59) به نظر مى‏رسد شایسته است قانون گذار در تمام مراحل منافع ملى را بر منافع دیگر كشورها ترجیح داده و مجازات سنگین را براى كسانى در نظر بگیرد كه به مشكل اعتیاد و توزیع مواد مخدر در داخل كشور دامن مى‏زنند.

نكته دیگر این كه قانون گذار در ماده 4، كلمه توزیع را به كار برده كه تحویل آن به یك نفر، مصداق توزیع نخواهد بود و این برداشت با مقصود قانون گذار در تضاد است.(60)

3. طبق ماده 5 این قانون، حمل و نگه‏دارى و اخفاى مواد مخدر براى بار اول نهایت ده سال حبس و 74 ضربه شلاق و به ازاى هر كیلوگرم دو میلیون ریال جریمه نقدى خواهد داشت و این مى‏تواند مشوّقى باشد براى كسانى كه مى‏خواهند براى یك بار آن هم حتى 1000 كیلوگرم مواد در اختیار داشته باشند.(61)

نكته دیگر این كه خرید، نگه‏دارى، مخفى كردن یا حمل تریاك و دیگر مواد مذكور، طبق تبصره این ماده چنان چه براى مصرف داخل نباشد حتى در بیش از صد كیلوگرم براى بار اول از مجازات اعدام معاف است و در مقابل، اگر همین مقدار براى مصرف داخل باشد مشمول مقررات ماده 4 خواهد بود یعنى حمل مواد بیش از بیست كیلو حتى براى بار اول مجازات اعدام را در پى دارد. به عبارت دیگر، طبق تبصره این ماده منافع داخلى بر منافع بین المللى ترجیح داده شده است و این در حالى است كه در ماده 4 عكس این سیاست در پیش گرفته شده و از این نظر این دو ماده در تعارض‏اند.

توضیح این كه: اگر كسى تریاك و دیگر مواد مذكور در ماده 4 را به كشور دیگر صادر كند، طبق تبصره ماده 4 تحت هر شرایطى حتى اگر براى بار اول باشد محكوم به اعدام خواهد بود. حال آن كه بر اساس ماده 5 چنان چه نگه‏دارى و حمل یا مخفى كردن این مواد براى مصرف داخل باشد، مجازات ماده 4 را دارد و در غیر این صورت (براى مصرف در خارج كشور) در بیش از صد كیلوگرم در صورت تكرار، اعدام را درپى دارد. حال اگر كسى 50 كیلو مواد را براى صادر كردن به كشور دیگر حمل كند، چنان چه موفق به صدور آن شود طبق تبصره ماده 4 اعدام خواهد شد ولى اگر موفق نشود به جرم حمل، كم‏تر از اعدام در انتظار او خواهد بود، و این سیاست به نظر صحیح نمى‏رسد.

4. ماده 11، به قاچاق مواد مخدر به طور مسلحانه اشاره دارد، ولى این كه آیا به كار بردن اسلحه سرد هم مى‏تواند از مصادیق اقدام مسلحانه باشد یا خیر، قانون ابهام دارد و با الحاق یك تبصره به آن مى توان ابهام موجودرا از بین برد.(62)

5. در ماده 12، براى كسانى كه به داخل زندان یا بازداشتگاه یا اردوگاه بازپرورى و نگهدارى معتادان مواد مخدر وارد نمایند، اشد مجازاتهاى مذكور در مواد 4ـ9 در نظر گرفته شده و در مورد مأموران دولت، انفصال دائم از مشاغل دولتى هم بدان افزوده شده است، این در حالى است كه این قبیل جرایم بیشتر توسط سربازان انجام مى‏گیرد و انفصال نسبت به آن‏ها معنا ندارد و ضرورى است قانون گذار مجازات دیگرى مثل: اضافه خدمت و... را تصریح نماید. راه حل كنونى معرفى این افراد به دادگاه نظامى است.(63)

6. در ماده 15، اعتیاد جرم اعلام و در ادامه اجازه مراجعه به مراكز درمانى داده شده است. حال در این كه شخص معتاد براى چند بار مى‏تواند با مراجعه به مراكز درمانى خود را از مجازات معاف كند، ماده 17 سابق تكلیف را روشن كرده بود ولى در حال حاضر با حذف ماده 17 این ابهام هم چنان وجود دارد و با توجه به لزوم تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم قوانین كیفرى، اگر كسى پس از مراجعه به مراكز درمانى دست گیر شود، حتى براى چندمین بار باید از مجازات معاف گردد.

 

البته جرم اعلام كردن اعتیاد براى اولین بار در ماده 15 این قانون صورت گرفته كه با بیمار تلقى كردن معتاد تفاوت دارد و ارفاق امكان مراجعه به مراكز درمانى باید هم در صورت دستگیرى و هم در بیماران خود معرف باشد در حالى كه مجرم دانستن وى با اجراى مجازات همراه بوده و در صورت دستگیرى از چنین حمایتى برخوردار نخواهد بود. چنین حركتى با سیاست كیفرى جهانى در مورد معتادان سازگار نیست و باید براى معتادى كه دستگیر شده است دست كم در مرحله اول اجازه مراجعه به ترك اعتیاد اجبارى باشد.

 

نكته دیگر آن كه در آیین نامه اجرایى راجع به ماده 15 آمده است: «زمانى قرار موقوفى تعقیب صادر مى‏شود كه متهم قبلاً خود را به مراكز درمانى مقرره در این قانون معرفى كرده باشد» حال آن كه برخى ندانسته خود را ممكن است براى ترك اعتیاد به دادگاه معرفى كنند و همچنین الزام معرفى معتادان به مراكز خاص، این محدودیت را ایجاد مى‏كند كه اگر معتاد به مركز دیگر یا حتى پزشك خانواده خود براى ترك اعتیاد مراجعه كرد، از این معافیت برخوردار نباشد.

 

این در حالى است كه اگر اجازه مراجعه معتاد به این مراكز بعد از دستگیرى دست كم در بار اول داده شود، امر به جایى است. همچنین اگر اقربا و خویشان معتاد هم به چنین اقدامى دست زده و معتاد را به مراكز درمانى فرستادند یا اگر اشتباهاً وى را به دادگاه معرفى كردند، لازم است چنین معافیتى در نظر گرفته شود. همچنین انحصار و مراجعه به مراكز درمانى خاص، اگر چه از جهاتى قابل تحسین است ولى این بیم را در برخى معتادان به وجود مى‏آورد كه به راحتى نتوانند بیمارى خویش (اعتیاد) را با پزشك در میان بگذارند و به اصطلاح به اعتیاد خود اعتراف نمایند.

 

7. در ماده 16 دو نكته قابل توجه است:

 

الف‏ـ قانون گذار در صورت تكرار اعتیاد، جریمه نقدى را حذف و تنها به 74 ضربه شلاق حكم كرده است. چنین رویه‏اى موجب این شائبه مى‏شود كه تكرار اعتیاد از عوامل مخففه است و مى‏تواند به نوعى تشویق به اعتیاد باشد.(64)

 

ب‏ـ در این ماده از یك سو انفصال دائم از خدمات دولتى مورد تأكید قرارگرفته و از سوى دیگر با ترك اعتیاد امكان بازگشت به محل كار تصریح شده است كه این دو با هم ناسازگارند اگر چه اقدام قانون گذار در ایجاد زمینه بازگشت معتادان به محل كار قابل تقدیر است.

8. در ماده 18، قانون مبارزه با مواد مخدر، معتاد كردن دیگرى جرم شناخته شده و در صورت تكرار براى بار سوم حتى مجازات اعدام براى آن پیش بینى شده بود كه این جرم و مجازات سنگین با كمال تعجب در قانون اصلاحى حذف شد و در نتیجه مى‏توان گفت طبق این قانون معتاد كردن دیگرى جرم نیست در حالى كه پیش‏گیرى از اعتیاد به مراتب از مبارزه با خود اعتیاد ضرورى تر است.

9. در ماده 19، قانون گذار براى افراد غیر معتاد كه مواد مخدر استعمال مى‏كنند، مجازات شلاق و جریمه نقدى در نظر گرفته است ولى اگر همین افراد خود را به مرز اعتیاد برسانند مى‏توانند از معافیت مجازاتى به شرط معرفى خود به مراكز درمانى استفاده كنند و این سیاست گرچه براى پیش‏گیرى ضرورى است ولى با توجه به امكان تشویق افراد به اعتیاد، سیاست صحیحى نیست و به نظر مى‏رسد تذكر و ارشاد اشخاص در این موارد كافى باشد و مجازات براى چنین موردى علاوه بر این كه وجهه شرعى ندارد، موجب جرى تر شدن و از بین رفتن ترس از مجازات و در نتیجه اعتیاد مى‏شود.

10. در ماده 21، براى اقرباى درجه یك در صورت پناه دادن متهم، مجازات كمترى نسبت به دیگر افراد در نظر گرفته شده است و گویا علت حكم این بوده كه به هر حال رابطه عاطفى بین پدر و فرزند و. . . آن را نباید در این موارد نادیده گرفت؛ در صورتى كه طبق این ملاك در ماده 23 هم لازم بود چنین معافیتى در نظر گرفته شود؛ مگر این كه بگوییم رابطه فرد با فرد غیر از رابطه فرد با آلاتى است كه مى‏تواند به محكوم شدن شخصى بینجامد.

11. در ماده 32، اجراى احكام اعدام به تأیید دیوان عالى كشور و یا دادستان كل كشور منوط شده است و در غیر اعدام، چنانچه به نظر آن دو حكم بر خلاف شرع صادر شده یا قاضى ناصالح باشد، حق نقض دارند بى آن كه حكم غیر قطعى تلقى شود. در انشاى این ماده مدت زمانى براى حق تجدید نظر در نظر گرفته نشده حال آن كه لازم بود مدت آن مشخص گردد. همچنین قطعى تلقى كردن حكمى كه احتمال خطا در آن زیاد است، امر شایسته‏اى نیست.(65)

12. در تبصره ماده 38، همكارى محكومان با نیروى انتظامى یا دیگر سازمان‏ها براى كشف شبكه‏ها از عوامل مخففه به حساب آمده است كه به نظر مى‏رسد این تشویق باید فراگیر شده و منحصر به محكومین نباشد. حتى اگر كسانى قبل از دستگیرى مراجعه و چنین اقدامى كردند، از مجازات معاف باشند.

13. در برخى از مواد این قانون خرید مواد جرم شناخته شده است (مانند ماده 40) كه در نتیجه معاوضه و به دست آوردن رایگان آن را نباید جرم تلقى كرد (به دلیل تفسیر به نفع متهم در قوانین جزایى).

14. پیش بینى نكردن مهلت تجدید نظر براى احكام غیر قطعى، از دیگر نواقص این قانون است.(66)

15. در مورد مواد روان گردان، به رغم الحاق ایران به كنوانسیون 1988 تنها قانون 1354 در دست است كه نیاز به بازنگرى دارد.(67)

 

به رغم كاستى هاى موجود، نحوه تفسیر و اجراى قوانین از سوى قضات، توجه به اصول حاكم بر قوانین جزایى مثل اصل برائت، تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم و. . . و همچنین گرایش قضات به مجازات گرایى یا اصلاح افراد، نقش به سزایى در بر آورده ساختن اهداف قانون‏گذار دارد.

 

 

پیشنهادها

 

علاوه بر رفع كاستى هاى ذكر شده، به نظر مى‏رسد به كارگیرى موارد زیر نیز (كه در قالب چند پیشنهاد مطرح مى‏گردد) در كاهش جرایم اعتیاد نقش به سزایى داشته باشد:

 

1. جرم زدایى، قضا زدایى و مجازات زدایى از جمله راه‏هایى است كه مى‏تواند در كاهش اعتیاد و معتاد پرورى تأثیر به سزایى داشته باشد؛ چون در جهت عكس یعنى برخورد با كسى كه فقط یك بار و بر اثر وسوسه‏هاى نفس به مواد مخدر روى آورده و روانه دادگاه و زندان ساختن وى، موجب از بین رفتن حیثیت اجتماعى فرد و راندن وى به جرگه معتادان مى‏گردد از این رو تصریح به مجازات غیر معتادان در ماده 19 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر جاى تأمل بسیار دارد. به بیان دیگر، طرد نشدن معتاد از جامعه سهم به سزایى در ترك اعتیاد وى دارد، حال آن كه اعمال مجازات در چنین مواردى، خلاف این ایده است.

 

2. لازم است با آموزش قوانین در مراكز آموزشى و سهل‏گیرى در ترك اعتیاد، در جهت جلب اعتماد معتادان گام‏هاى اساسى برداشته شود و و هر معتادى بداند بدون هیچ دغدغه‏اى چنان چه به یكى از مراكز دولتى یا خصوصى براى ترك اعتیاد مراجعه كند، بدون تحمل هیچ مجازات و عقوبتى نهایت همكارى با وى خواهد شد و از آن جا كه مردم به دلیل بى اطلاعى گاه براى ترك اعتیاد به دادگاه مراجعه مى‏كنند، در این جا هم ارفاق‏هاى لازم براى معتادان خود معرف در نظر گرفته شود. این در حالى است كه با تصریح به جرم بودن اعتیاد در ماده 15 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر، معتادان از مراجعه و معرفى خود دائم در هراسند.

 

3. براى كسانى كه در كشف مواد مخدر به مأمورین كمك مى‏كنند و همچنین خود مأموران، حق الكشف مناسبى در نظر گرفته شود تا در مقابل رشوه‏هاى جزئى نخواهند حمل مواد را نادیده بگیرند. این ارفاق لازم است به حدى باشد كه اگر یكى از قاچاقچیان مواد مخدر هم قدمى اساسى در معرفى باند قاچاق برداشت، علاوه بر دریافت پاداش مناسب از تعقیب جزایى هم معاف گردد.

 

4. در مورد معرفى معتاد براى ترك اعتیاد، این حركت وى اگر حتى در مراجعه به پزشك خصوصى خود یا خانواده خویش بود هم از معافیت مجازاتى برخوردار باشد و از این نظر تصریح قانون گذار به معرفى به مراكز خاص در ماده15، نمى‏تواند این اطمینان خاطر را براى معالجه معتادان فراهم آورد، چون دائم از این كه مبادا تحت تعقیب كیفرى قرار گرفته و در جامعه به عنوان معتاد معرفى شوند و منزلت خویش را از دست دهند، در هراسند و از معرفى خود طفره مى‏روند. همچنین اگر معتادى به علت بى اطلاعى به بیمارستان دیگرى مراجعه كرد، طبق ماده فوق باید ملتزم شد كه اصلاً معرفى صورت نگرفته است، در حالى كه پزشك یا دادگاهى را كه به او مراجعه شده است،توان ملتزم كرد كه بیمار را به بیمارستان خاص بفرستند.

 

5. با توجه به این كه طبق ماده 26 قانون مجازات اسلامى وقتى جزاى نقدى با دیگر تعزیرات همراه باشد، جزاى نقدى قابل تعلیق نیست، مصوبه اخیر با این اشكال رو به روست كه معتاد بى‏پول یا قاچاقچى پولدار را با جریمه مالى‏اى رو به رو مى‏سازند كه قاضى هم حق صرف نظر از آن را ندارد و یا تحمیل هزینه ناروا مى‏شود یا كار به جایى مى‏رسد كه همیشه قاچاقچیان بخشى از درآمد را به عنوان جریمه در نظر گرفته و به سادگى پرداخت كنند و در هر صورت، اثر تربیتى نداشته باشد.

 

6. اغوا یا استفاده از كودكان در قانون مبارزه با مواد مخدر به صراحت مطرح نشده و همچنین در وارد ساختن مواد مخدر به زندان، مقرراتى داریم ولى در مراكز نظامى و آموزشى كه اهمیت بیشترى دارند، جاى این مقررات خالى است. تسرى ارفاقهاى كه براى بیماران خود معرف در نظر گرفته شده به خویشان معتاد نیز مى‏تواند در معالجه وى و ترك اعتیاد سهم به سزایى داشته باشد، خصوصاً آن كه بسیارى از معتادان به دلیل هراس از درگیر شدن با دادگاه، از معرفى خود یا اقدامى دیگر در این موارد طفره مى‏روند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

1ـ كارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسى، پژوهشگر دانشگاه مفید.

2ـ یحیى نورى، فتواى تحریم اعتیاد و مواد مخدر، نوید نور، تهران، دى 1378، ص203.

3ـ همان، ص 213.

4ـ آخرین وضعیت مواد مخدر در جهان، نشریه اسوه، ش 52. با این حال برخى گزارشها از تقلیل مواد مخدر در سال2000 حكایت دارد. ر.ك.: خراسان، 5/11/1379؛ كار و كارگر، 27/6/1379. در سالهاى بعد از طالبان، مجدداً تولید مواد مخدر در این كشور رو به فزونى نهاده است.

5ـ امروزه 80 درصد هروئین مصرفى كشورهاى اروپایى از افغانستان تامین مى‏شود و مناسبترین راه براى انتقال آن ایران است. براى اطلاع بیشتر ر.ك.: انتخاب، 30/9/1381، گفت و گو با سیدحسن اسعدى.

6ـ ر.ك.: سید حسن اسعدى، پژوهشنامه‏اى در با ره بحران جهانى مواد مخدر و... ، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، پاییز 1372، ص 28.

7ـ براى اطلاع از آمار ر.ك.: گزارشى از اولین سمینار بررسى مسائل اعتیاد، امیركبیر، تهران، 1365، ص 170.

8ـ تاجایى كه برخى معتقدند امور اعتقادى تنها راه حل براى از بین بردن جرایم، خصوصاً جرایم مربوط به مواد مخدر است. ر.ك.: محمد على‏بار، المخدرات الخطر الداهم، دارالقلم، دمشق، 1408 ق. / 1998 م. صص 326ـ322.

9ـ البته صرف بیان حكم شرعى آن مبنى بر حرمت هم، چنان كه برخى تصریح كرده‏اند، مشكل را حل نمى‏كند. ر.ك.: ایران، 13/11/1377.

10ـ اعراف / 157.

11ـ گزارشى از اولین سمینار بررسى مسائل اعتیاد، ص 343.

12ـ همان، ص 360.

13ـ بقره / 195.

14ـ بقره / 219.

15ـ نظیر: نحل / 114؛ انفال / 69؛ بقره / 168.

16ـ یحیى نورى، پیشین، ص 110 به بعد.

17ـ مائده / 5.

18ـ طه / 81 و ر.ك.: مائده / 87؛ بقره / 211.

19ـ اعراف / 157.

20ـ اسراء / 26.

21ـ براى اطلاع بیشتر از این گونه استدلالها ر.ك.: یحیى نورى، پیشین، ص 10 به بعد؛ محمد على بار، پیشین، ص 5 به بعد و محمد رضا ساكى، جرایم مواد مخدر از دیدگاه داخلى و حقوق بین‏المللى، خط سوم، تهران، 1380، صص 313ـ312.

22ـ هر چند برخى همین مقدار را براى حكم به حرمت كافى دانسته‏اند. ر.ك.: معصومه پورپرشكوهى، احكام مواد مخدر در مذاهب اسلامى، كیهان، 30/4/1381.

23ـ میرزا حسین نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل‏البیت، قم، 1408 ق.، ج 17، ص 86.

24ـ همان، ص 85.

25ـ همان، ص 86.

26ـ براى اطلاع از دیگر روایات در این زمینه ر.ك.: همان و یحیى نورى، پیشین، ص 138 به بعد.

27ـ بسیارى از فقها در گذشته تعزیر را متوجه اعمالى دانسته‏اند كه شخص به سبب استعمال مواد مرتكب آنها مى‏شود ونه براى صرف استعمال مواد. براى نمونه ر.ك.: شیخ مفید، المقنعة، جامعه مدرسین، قم، 1140 ق.، ص705؛ شیخ طوسى، النهایه، فى مجرد الفقه و الفتاوى، انتشارات قدس، قم، ص 721.

28ـ محمدرضا گلپایگانى، مجمع المسائل، دارالقرآن، قم، بى‏تا، ج 3، ص 65.

29ـ به نقل از: محمد رضا ساكى، پیشین، ص313.

30ـ صحیفه نور، ج 7، ص 269.

31ـ امام خمینى، استفتائات، ص 35، مسأله 37.

32ـ مرتضى مطهرى، آشنایى با علوم اسلامى، ص 40.

33ـ ر.ك.: یحیى نورى، پیشین، ص143.

34ـ محمد على بار، پیشین، ص 47، فتواى ابن تیمیه. در بین فقهاى شیعه هم قولى به الحاق حالت پس از استعمال مواد مخدر به حالت سكران و مستى وجود دارد ولى نقد شده است. ر.ك.: محقق حلى، شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، استقلال، تهران، 1409 ق.، ج4، ص99؛ شهید ثانى، مسالك الافهام، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1416 ق.، ج 15، ص 165؛ علامه حلى، قواعد الاحكام، مؤسسه نشر اسلامى، قم، 1413 ق.، ج3، ص 609.

35ـ ر.ك.: یحیى نورى، پیشین، صص383ـ378.

36ـ همان، ص 153 و ر.ك.: ص 50.

37ـ همان، ص 53 به نقل از: مجلة اللواء الاسلامى، ش 195، 3/2/1406 ق.

38ـ همان، ص 53.

39ـ ر.ك.: همان، ص 52.

40ـ شربین، مغنى المحتاج، دار احیاء التراث العربى، 1377 ق.، 1958 م.، ج 4، ص187.

41ـ حصنكى، درّالمختار، دارالفكر، 1415 ق.، ج 4، ص208.

42ـ محمدرضا ساكى، پیشین، ص 184.

43ـ محمد على بار، پیشین، ص 49.

44ـ اسكندر بیك تركمان، تاریخ عالم آراى عباسى، تهران، 1314 ق. به نقل از: حسنعلى آذرخش، «پیشگیرى از اعتیاد و سیر تدریجى آن در ایران»، اعتیاد، بى‏نا، بى‏جا، بى‏تا، ص 22.

45ـ همان، ص 23.

46ـ سفر نامه قارونیه، ترجمه ابوتراب نورى، 1331 ق. به نقل از: حسنعلى آذرخش، پیشین، ص 123.

47ـ تهران، 1334.

48ـ ر.ك.: محمد رضا ساكى، پیشین، صص100ـ99 باتلخیص.

49ـ حسنعلى آذرخش، پیشین، ص125.

50ـ تأسیس سازمان مبارزه با تریاك، از پیامدهاى مهم این قانون بود.

51ـ عوامل خارجى تصویب این قانون عبارت بودند از:

الف) عدم آمادگى ممالك همجوار براى محدود كردن كشت خشخاش و اكراه آنها در اجراى قوانین قاچاق؛

ب) عدم توانایى مراجع مسؤول بین‏المللى براى كنترل قاچاق.

و از علل داخلى مى‏توان به موارد زیر اشاره كرد:

الف) تقلیل قاچاق تریاك در نواحى مختلف مملكت؛

ب) جلوگیرى از گسترش اعتیاد به هروئین؛

ج) جلوگیرى از خروج ارزى كه صرف خرید قاچاق از خارج مى‏شد. ر.ك.: ایرج سیاسى، پیشین، ص152.

52ـ براى اطلاع از پیامدهاى این قانون ر.ك.: حسنعلى آذرخش، پیشین.

53ـ استفاده از سهمیه دولتى در برخى كشورها از جمله انگلستان رایج است. ر.ك.: ایرج سیاسى، پیشین، ص 192 به بعد.

54ـ سید حسن اسعدى، پیشین، ص 1890.

55ـ محمد رضا ساكى، پیشین، صص 139ـ138.

56ـ همان، ص 40 و گزارشى از: اولین سمینار بررسى مسائل اعتیاد، امیركبیر، تهران، 1365، ص 80.

57ـ ر.ك.: محمد رضا ساكى، پیشین، ص 386.

58ـ همان، ص 88.

59ـ همان، ص 192.

60ـ احمد مظفرى، نظرات قضایى در جرایم مواد مخدر، ققنوس، تهران، 1378، ص 58.

61ـ محمد رضا ساكى، پیشین، ص 81.

62ـ همان، ص 230.

63ـ همان.

64ـ احمد مظفرى، پیشین، صص 60ـ59.

65ـ محمدرضا ساكى، پیشین، ص 390.

66ـ براى اطلاع از تفصیل این موارد ر.ك.: محمد رضا ساكى، پیشین، صص 393ـ392. در این قانون، 21مورد حبس، 31 مورد شلاق و 10 مورد اعلام پیش‏بینى شده است. براى مطالعه بیشتر ر.ك.: همان ص 188 به بعد.

67ـ برخى از مواد روان گردان مانند: l.s.pآثار اعتیاد زیان بارترى از مواد مخدر دارند. محمدرضا ساكى، همان، ص 84.

 

نویسنده : اسماعیل آقابابایى بنى

 

منبع : ماهنامه رواق اندیشه، شماره 43

http://www.vakil.net/index.php/maghalat/24-1389-06-07-00-00-32/550-1389-11-06-09-28-01

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ارتباط با موجودات عوالم دیگر

پرسش:

آیا ارتباط با موجودات عوالم دیگر از طریق استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی و یا بعضی علوم غریبه امکان دارد، و اگر ممکن باشد آنچه انسان از آن موجودات می‏فهمد، واقعی است؟

 

پاسخ:

 

جواب اجمالی:

 

اصل این که می توان با برخی عوالم و اهالی آن ارتباط برقرار نمود، جای تردید نیست، اما این گونه نیست که با مواد مخدر و مشروبات الکلی هم بتوان با عوالم و موجودات دیگر ارتباط برقرار کرد.

 

اما ابزار و راه هایی که می توان از آنها برای اطلاع یافتن از امور پنهانی عالم و ارتباط با عوالم دیگر بهره جست از جهت مشروعیت و عدم مشروعیت و ظلمانی بودن و نورانی بودن؛ متفاوت اند. استفاده از ابزاری همچون سحر و ...، استفاده از ابزار ظلمانی محسوب گشته و آثار منفی روانی و... بر جای می گذارند و طبق فتوای فقهای شیعه حرام است.

 

از طرفی دیگر، در مواردی که از این ابزار استفاده می شود، هیچ اعتباری به اخبار و اطلاعات حاصله نیست.

 

 

 

جواب تفصیلی:

 

موضوع "ارتباط با ارواح" و "ارتباط با موجودات عوالم دیگر" و نیز اطلاع از امور پنهانی توسط موجودات نا محسوس از نکات بحث انگیز است، جهت یافتن پاسخ مورد نظر، به مقدمات زیر توجه فرمایید:

 

1. از مجموع آیات، روایات و نیز توضیحاتی که حکمای اسلامی پیرامون "خلقت" و مراتب آن داده اند استفاده می شود که:

 

الف- دامنه ی خلقت، به همین دنیای محسوس محدود نشده، عوالم دیگر با موجودات و زبانی متفاوت، وجود دارد.[1]

 

ب- هر عالم، ساکنین مخصوص به خود را دارد که فرشتگان، شیاطین و اجنه فقط چند نمونه ی آنند.

 

ج- در هر عالم، اتفاقات و اخباری ویژه و منحصر به فرد، جریان دارد.

 

د- این عوالم، همه در یک سطح نبوده و برخی نورانی محض و بعضی تاریک (ظلمانی) محض اند و از این جهت دسته ای علوی و سطح بالا و پاره ای دیگر سفلی و سطح پائین هستند.

 

2. انسان – با توجه به حس غریزی کنجکاوی – جویای ارتباط و آگاهی نسبت به آن عوالم است، اما باید دقت نماید که خیلی از راه ها مثل استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی، یا از اساس او را به جایی نمی رسانند و به خیال پردازی شخص دامن می زنند،[2] یا  ابزار نامناسب در این راه تلقی می شوند و علاوه بر آثار منفی ای که به جای می گذارند به آگاهی های حاصله از آنان اطمینانی نیست.

 

3. گفته می شود: یکی از راه های کسب آگاهی از عوالم دیگر، برقراری ارتباط با ارواح است.

 

در این رابطه به نکات زیر توجه نمایید:

 

الف- چنین ارتباطی به عنوان یک واقعیت، پذیرفتنی است؛ زیرا منابع اسلامی این مطلب را در موارد زیادی تایید کرده است که به عنوان نمونه می توان به ارتباط و سخن گفتن پیامبر (ص) با ارواح مشرکان کشته شده در جنگ بدر[3] و ارتباط آن حضرت با ارواح مؤمنین در قبرستان بقیع[4] و ارتباط و صحبت حضرت علی (ع) با ارواح مردگان،[5] اشاره کرد.

 

ب- روح وقتی که احضار می شود چنان نیست که واقعاً در خارج ماده، تحقق یافته باشد، بلکه روح شخص مورد نظر در مشاعر احضار کننده حاضر شده و او آن را از راه تلقین پیش روی خود احساس می کند و سخنانی از او می شنود، نه این که واقعاً و در خارج مانند سایر موجودات مادی و طبیعی حاضر شود.[6]

 

ج- برای ارتباط نیاز به مراقتب ها و ریاضت های بسیاری است، ریاضت هایی که منجر به این حالت می شود گاهی مشروع است و گاهی نامشروع، ریاضت های مشروع در نفوس پاک نیروی سازنده ایجاد می کند و ریاضت های نامشروع نیروی شیطانی، و هر دو ممکن است منشاء این ارتباط گردند که اولی مثبت و مشروع و دومی مخرب و نامشروع است.[7]

 

د- هیچ اعتباری در خصوص صحت گفته های ارواحی که احضار شده یا اجنه یا پیشگویی منجمان وجود ندارد.

 

پس نباید و نمی توان ادعای هر کسی که مدعی ارتباط با ارواح و ... است، را پذیرفت.[8]

 

علاوه اگر ارتباط واقعا برقرار شده باشد، به همه ی آن پیام هایی که توسط ارواح فرستاده می شود، نمی توان عمل کرد؛ زیرا چه بسا پیامی که به فرد مدعی ارتباط، رسیده باشد، از ارواح خبیثه صادر شده باشد و....

 

ه- قاعده کلی برای شناسایی ییام های صحیح ارواح این است که پیام ها نباید با اصول ادیان الاهی و دعوت پیامبران منافات داشته باشد. بنابراین، برای شناخت پیام های درست از پیام های نادرست، باید اوّل دین و دستورات پیامبران و اولیاء الله (ائمه ی معصومین) را بخوبی شناخت و آن گاه با سنجش پیام ها با تعالیم ادیان الاهی و به ویژه اسلام، درستی و نادرستی آنها را مشخص نمود.

 

و- پیام هایی که ارواح می فرستند (بر فرض صحت ارتباط و صحیح بودن پیام ها و صدور آنها از ارواح پاک) برای ما هیچ گونه التزامی نمی آورد؛ زیرا آنچه را که لازم بوده است که انجام دهیم یا ترک کنیم، اسلام برای ما بیان کرده است و دیگر نیازی به استمداد از دستورات ارواح نداریم. تنها به صورت یقین به ارتباط با ارواح و یقین به مؤمن بودن آن روح می توانیم (اختیار داریم) که از رهنمودهای آن استفاده کنیم، که رسیدن به چنین یقین و اطمینانی نیز بسیار مشکل است. با این حساب باید از خیر پیام های دریافت شده در این ارتباط ها، گذشت.

 

4. گفته شده است از راه های کسب آگاهی از عوالم دیگر استفاده از علوم غریبه است، اما باید دقت کرد که:

 

اوّلاً: در مواردی مثل آنچه از علوم در "لوح محفوظ الاهی" مندرج است، کسی جز خدا (و در مواردی که به ائمه ی اطهار (ع) اذن آگاهی بدهد) به آن دسترسی ندارد و نمی تواند از آن آگاه شود.[9]

 

ثانیاً: در مواردی اگر چه با علومی همانند رمل و جفر، می توان به آگاهی هایی رسید و برخی از مراجع هم، یادگیری آنان را حرام نداسته اند، اما گفته اند: به شرط این که به همان علوم اصلیش بدون نقصان و اشتباهی، دست پیدا شود.[10] ولی این علوم هم به نحو ناقص به دست ما رسیده[11]! و لذا آن دسته از علمایی که آن را می دانسته اند، از تعلم آن پشیمان شده و آن را به فرزندان خود نیز یاد نداده اند.[12]

 

بنابراین، نمی توان به کلیه ی نتایج حاصله از علم رمل و جفر هم اعتماد کامل داشت.

 

5. دیدگاه فقها و دانشمندان اسلامی در این باره:

 

- برخی از فقها، احضار روح را مطلقا حرام  می دانند[13] و برخی دیگر می فرمایند: اگر از راه های صحیح صورت بگیرد، در صورتی جایز است که موجب ضرر، اذیت و آزار آن روح یا احضار کننده یا حاضران، نشده و جنبه ی تحمیل و اجبار نداشته باشد.[14]

 

- استفاده از هیپنوتیزم نیز صد در صد خالی از اشکال نیست[15] و اگر در حین انجام آن هم کار خلافی صورت نگیرد، اما برای اغراض صحیحی از قبیل درمان نباشد، اشکال دارد.[16]

 

- تعلم و بکارگیری علم سحر و جادوگری حرام و ممنوع است، مگر آن که در جهت ابطال سحر دیگری باشد.[17]

 

حضرت امیر المومنین (ع) در این باره می فرمایند:

 

«کسی که سحر بیاموزد – چه کم باشد و چه زیاد – کافر شده و رابطه ی او با خداوند به طور کلی قطع می گردد ...».[18]

 

- استفاده از راه های فال گیری جهت پیشگویی و فال گیری، ممنوع و پرداخت و دریافت پول در قبال آن حرام است.[19]

 

- تسخیر اجنه نیز چنانچه از طریق علم سحر یا کمک گرفتن از شیاطین باشد، حرام است (حتی اگر موجب ضرر یا اذیت کسی نباشد).[20] برخی از علمای اهل سیر و سلوک نیز فرموده اند: اگر شخصی به احضار اجنه و ارتباط با آنان بپردازد، عاقبت به خیر از دنیا نمی رود.[21]

 

حال با عنایت به نکات مطرح شده به چند پرسش، دقت فرمایید:

 

1. از بین گزینه هایی که در ذیل می آید، کدامیک از اولویت برخوردار است؟

 

الف- انسان با عوالم نورانی ارتباط برقرار کند؟

 

ب- انسان با عوالم ظلمانی ارتباط برقرار نماید؟

 

یقیناً شما گزینه ی الف را ترجیح خواهید داد.[22]

 

2. با عنایت به محدودیت فرصت عمر و فزونی نیازهای واقعی و خبرهایی که لازم است از آن مطلع باشیم، کدام گزینه را ترجیح می دهید؟

 

الف- از کلیه خبرهای درست و نادرست مطلع باشید؟

 

ب- فقط در جریان خبرها و مسائل صادق و ضروری باشید؟

 

ج) هم از مسائلی با خبر باشید که درست است و هم از مسائل نادرست؟( حتی اگر توان شناخت صحیح از غیر صحیح را هم داشته باشید).

 

به نظر می رسد، گزینه ی "ب" عاقلانه ترین راه است.

 

حال با در نظر گرفتن عاقلانه ترین گزینه ها، چنین نتیجه گیری نموده و پاسخ می دهیم:

 

1. باید عمر عزیز، در راهی صرف شود که مقدماتش نورانی و پاک بوده و نتیجه ای پاک بر جا می گذارد.

 

2. قطعاً راه ارتباط با موجودات نورانی عالم، از طریق تاریکی مانند: استعمال مواد مخدر، مشروبات الکلی نیست.

 

3. راه های یاد شده، "شیطانی" بوده و علاوه بر این که نیروهای شیطانی به خبرهای مطابق با واقع دسترسی ندارند، موجب نزدیکی به شیطان می گردد.[23]

 

[1] همچنان که  در سوره ی حمد، با تعبیر «رب العالمین» به تعدد عوالم اشاره شده و روایاتی از قبیل آنچه علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار، ج57، ص 319، گرد آورده، بدان دلالت دارد.

 

[2] بحث پیرامون این نوع از ابزارها و این که آیا واقعا آگاهی های حاصله بعد از استعمال مواد مخدر از توهمات است و منشاء خیالی دارد، در فرصت دیگری بدان پرداخته خواهد شد. 

 

[3] - بحار الانوار، ج6، ص254، احوال البرزخ و القبر و العذاب.

 

[4] - بحار الانوار، ج22، ص472، وصیته عند قرب وفاته.

 

[5] -  من لا یحضره الفقیه، ج1، ص179.

 

[6] علامه طباطبائی، المیزان، ترجمه ی فارسی، ج1، ص 366؛ تفسیر نمونه، زیر نظر مکارم شیرازی، ج1، ص382.

 

[7] همان.

 

[8] حضرت آیت الله مکارم شیرازی در این زمینه فرموده اند: ارتباط با ارواح را به عنوان یک واقعیت، می توان پذیرفت، ولی نباید از نظر دور داشت که این مسئله مورد سوء استفاده عده زیادی قرار گرفته است...، مکارم شیرازی، ناصر، عود ارواح، به نقل از احد زمردیان در کتاب حقییقت روح.

 

[9] صراط النجاة، آیة ا... تبریزی، ج6، ص391، م 1405.

 

[10] استفتائات، آیة الله اراکی، ص259، م27.

 

[11] ر.ک.: سینمای معرفت، زندگی نامه ی آیت الله میرزا کاظم تبریزی.

 

[12] رک: ماهنامه ی کیهان فرهنگی، ویژه نامه ی مصاحبه با فرزند آیت الله مرعشی نجفی، سید محمود مرعشی می گوید: پدرم این علوم را می دانست ولی به ما یاد نداد و می فرمودند: از یادگیری آن پشیمانم و اشتباه کرده ام.

 

[13] تحریر الوسیلة، ج1، کتاب المکاسب و المتاجر؛ المکاسب المحرمة، م16، امام خمینی، ارتباط با ارواح و امثال آن را ملحق به سحر و کهانت دانسته و حرام می دانند؛ جامع الاحکام، آیت الله صافی گلپایگانی، ج1، ص287، م985.

 

[14] صراط النجاة، آیت الله خوئی، ج1، ص422، م1222.

 

[15] جامع المسائل، آیت الله فاضل لنکرانی، ج1، ص643، م2220.

 

[16] استفتائات، آیت الله مکارم شیرازی، ج1، ص155، م 559.

 

[17] صراط النجاة، آیت الله تبریزی، ج5، ص343، م1105.

 

[18] «من تعلم شیئاً من السحر قلیلاً او کثیراً فقد کفر و کان اخر عهده بربه ...»؛ وسائل‏الشیعة، ج17، ص 148.

 

[19] استفتائات، آیت اراکی، ص127، م9؛ جامع الاحکام، آیت صافی گلپایگانی، ج1، ص287، م983؛ استفتائات، آیت الله مکارم شیرازی، ج1، ص156، م565-563.

 

[20] صراط النجاة، آیت الله تبریزی، ج5، ص343، م1108.

 

[21] از مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی، وصی و شاگرد مرحوم آیت الله قاضی طباطبائی چنین نقل شده.

 

[22]این نکته بدیهی است که مرتبط شدن در آن واحد با هر دو عالم نور و ظلمت میسر نیست؛ زیرا راه اتصال با عوالم نورانی، اجتناب کامل از راه های ظلمانی است.

 

[23]طبق این آیه ی شریفه که: «و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم»؛ شیطان ها مطالب و نکاتی را از راهی مخفی به دوستان خود القا و انتقال می نمایند، انعام، 6، 121؛ با این حساب، اگر انسان چیزی هم از این طریق به فهمد، معلمش شیطان است و صد البته که شیطان، کاری جز فریب ندارد و برای نیل به این هدف، صد حرف و خبر راست می زند تا در صد و یکمین، کارش را انجام دهد! همچنان که وقتی شیطان به حضرت یحیی عرض کرد: می خواهم به تو پنج نصیحت کنم تا هیچ گاه گمراه نشوی و بعد یکی یکی بیان نمود تا به پنجمی رسید، ایشان به شیطان فرمودند: برو! و نمی خواهم نصیحت پنجم را بگویی چون تو کارت وسوسه است و در پنجمی کارت را انجام می دهی، به نقل از کتاب مواعظ اخلاقی آیت الله بهجت، نوشته ی باقر زاده.

 

منبع: سایت اسلام کوئیست

http://www.hawzah.org/Hawzah/Questions/QuestionView.aspx?QuestionID=62725&LanguageID=1

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

پدرم معتاد و در عقايد دينى سست است شيوه رفتار با او چگونه است؟

علت روي آوردن جوانان به اعتياد را بيان كنيد؟

حكم استعمال موادمخدر (هرويين، ترياك، حشيش و...) چيست؟

چه كنيم تا جوانان را از اعتياد، افسردگى و خودكشى نجات بدهيم؟

علت فرار جوانان جامعه اسلامي از امر ازدواج و روي آوردن به اعتياد و فساد اخلاقي چيست؟

تحت تاثير محيط اطراف خود هستم از خودم اراده ترك اعتياد را ندارم , مرا راهنمايي كنيد؟

نامزد خواهرم به مواد مخدر آلوده است،راهنمايي شما در مورد ازدواج آنها چيست؟

آيا سيگار و ترياك حرام است ؟ چرا؟

چگونه از آلوده شدن فرزندانمان به اعتياد پيشگيري كنيم) معرفی کتاب)؟

با توجه به آيه "أَحْسَن‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلَقَه‌" چراخداوند موادمخدر مانند: حشيش‌، ترياك و... را خلق كرده است‌؟ آيا فوايد ديگري دارند؟

http://noorportal.net/qbank/view-607.aspx

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

اجرای مجازات اشد یا مجازاتهای مقرر در حکم
8 heydar 791
دوشنبه 6 دی 1389 - 03:03
heydar مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردمصوبات مجمع در اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر
0 kermanlaw 443
پنج‌شنبه 17 تیر 1389 - 19:24
kermanlaw مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردتعلیق مجازات مواد روانگردان با داشتن سابقه محکومیت کیفری خرید و فروش مواد مخدر
2 heydar 993
یکشنبه 5 مهر 1388 - 15:07
poorhashmi مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردقوانین وایین نامه های مبارزه با مواد مخدر
2 Tehrani 2072
سه‌شنبه 5 خرداد 1388 - 17:07
Kasra مشاهده آخرین پستپست جدید وجود ندارد«شيشه» و «اكس» تهديدي براي جوامع جوان
1 Hoghoogh 2164
یکشنبه 15 دی 1387 - 04:36
poorhashmi مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردعلایم استعمال مواد مخدر
3 Tehrani 1307
سه‌شنبه 11 بهمن 1384 - 04:09
Tehrani مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردمواد مخدر پرونده قتل تشکيل مي دهد
1 Tehrani 1092
سه‌شنبه 11 بهمن 1384 - 03:41
Tehrani مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردمواد مخدر جدید
0 masoudkazem 2299
یکشنبه 9 بهمن 1384 - 03:23
masoudkazem مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردملاك تعيين مجازات ميزان خالص مواد مخدر است
1 Hosseini 1605
شنبه 24 دی 1384 - 00:17
ar_monti مشاهده آخرین پستپست جدید وجود ندارداستفتائات فقهی راجع به مواد مخدر
0 masoudkazem 1219
پنج‌شنبه 22 دی 1384 - 02:53
masoudkazem مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردفهرست‌هاي چهارگانه اقلام مواد روانگردان
0 Hosseini 1378
جمعه 25 آذر 1384 - 00:09
Hosseini مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردمواد مخدر گروه شیمیایی و طبی
1 Tehrani 1288
جمعه 11 آذر 1384 - 23:29
Tehrani مشاهده آخرین پستپست جدید وجود نداردنظریه علمی وپزشکی درباره قرص های اکس یا شادی/دیدگاه
0 Tehrani 1449
جمعه 11 آذر 1384 - 23:26
Tehrani مشاهده آخرین پستپست جدید وجود ندارد5000000 نفر معتاد در روسیه واستمداد انها از ایران برای این مهم
0 Tehrani 940
جمعه 20 آبان 1384 - 15:04
Tehrani مشاهده آخرین پست

http://www.dadkhahi.net/modules.php?name=Forums&file=viewforum&f=44

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

مصرف‌ مواد مخدر در محيط‌هاي‌ دانشجويي ‌و روش هاي‌ پيشگيري‌ از آن‌

پيشگيری از مصرف مواد مخدر در کودکان و نوجوانان

والدین و راههای مقابله با سوء مصرف مواد

درمان های دارویی سوء مصرف مواد

پيشگيری از مصرف مواد مخدر در کودکان و نوجوانان

سوء مصرف مواد در محیط کار

مهارتهای زندگی (کودکان و نوجوانان)

پیشگیری از عود مصرف مواد افیونی (دارویی و غیر دارویی)

 

http://www.sapto.hbi.ir/Po-%20main.htm

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

طرح سوالات رایج (ایا می دانید...؟)
آشنایی با انواع مواد مخدر
آثار مخرب مواد مخدر بر جامعه
اعتیاد و خانواده
عوامل موثر در گرایش فرد به مواد مخدر
امداد و کمک های اولیه
مواد مخدر و جنبه شرعی آن
آثار مواد مخدر بر بدن انسان
اصول ترک و درمان اعتیاد به مواد مخدر
آشنایی با مضرات انواع مواد مخدر
بخش خبری
تصاویر ویژه
روش های پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر

اداره پيشگيري و سوء مصرف مواد مخدر
انجمن معتادان گمنام ايران
مركز ملي مطالعات اعتياد و مواد مخدر
جمعيت مبارزه با اعتياد
مركز پيشگيري و درمان اعتياد خانه سبز
سايت ستاد مبارزه با مواد مخدر
دست نوشته های یک معتاد

 

دايرﺓ المعارف اعتياد

 

درباره اعتياد

 □  بيان اهميت موضوع اعتياد

 □تاريخچه اعتياد

 تاریخچه اعتیاد در جهان

 تاریخچه اعتیاد در ایران

 □  تعاريف اعتياد

 □  تفاوت عادت و اعتیاد  

 □  وابستگي به مواد (Drug dependence)

 □  عوامل زمينه ساز مستعد کننده اعتياد

 □  علائم تشخيص اعتياد

http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=28

دايرة المعارف اعتياد

 

  درباره اعتياد

 □  مواد اعتياد آور  

 □  اطلس مواد مخدر

 □  عوارض جانبي اعتياد

 □  اعتياد وايدز

 □  قوانين ومقررات

 □  اعتياد از منظر دين

 □  آمار اعتياد در ايران

 □  آمار اعتياد در جهان

 □  پيشگيري از اعتياد  

 □  درمان اعتياد

 □  مراكز درماني

 □  جامعه شناسي اعتياد

 □  آسيب شناسي اجتماعي

 □  روانشناسي اعتياد

http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=30

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

دايرﺓ المعارف اعتياد > مواد اعتياد آور

طبقه بندي مواداعتياد آور

مواد مخدر را به اعتبارات متعددي مي توان طبقه بندي كرد. مثلا اگر آنها را به طبيعي، نيمه مصنوعي و مصنوعي گروه بندي كنيم، يا از نظر تاريخ كشت يا آشنايي بشر با آنها، كشف و ساخت دسته بندي كنيم، يا در دو گروه، يعني گروه مواد مخدري كه مصرف پزشكي دارد. يا گروه مواد مخدري كه مصرف پزشكي ندارد، دسته بندي شوند، همه درست بوده، ولي در عين حال هيچيك طبقه بندي يا تعريفي جامع و مانع نمي باشند. اگر چه متخصصيــن، طبقه بندي هايي از جنبه هاي علمي و تجربي ارائه داده اند ولي بهترين نوع گروه بندي از طرف سازمان بهداشت جهاني به عمل آمده كه طبقه بندي مواد از جهت تاثير آنها بر انسان است . این طبقه بندی به صورت زیر می باشد:

 □  توهم زاها (Hallucinations)

 □  كانابيس يا شيره گياه شاهدانه (CANNABIS)

 □  مواد مخدر

 □  سستي زاها (مسكنها – خواب آورها)

  آرام بخش ها

 □  چسب و مواد فرار (مواد استنشاقي)

 □  محرك ها

 □  الكل ، توتون و قهوه = (Neglected Invisible Drugs)

انواع مواداعتياد آور

 □  ترياک (Opium)

 □  مورفين (Morphine)

 □  هروئين ( Heroin)

 □  متادون (Methadone)

 □  ماري جوانا

 □  حشيش

 □  کوکايين وکراک

 □  توتون و دخانيات (نيکوتين Nicotine)

 □  قهوه (کافئين)

 □  ال.اس.دي (LSD)

 □  4- برومو 5,2 دي متوكسي فنتيلامين

 □  اکستاسي (MDMA)

 □  داروهاي تجويزي (Prescription Drugs)

 □  الکل (Alcohol)

http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=61

 

پیشگیری از اعتیاد
 

□  پیشگیری از اعتیاد به انواع مخدر

 □  استراتژی‌های پیشگیری از اعتیاد

   ●  فعالیت‌های متمرکز برفرد

    فعالیت‌های پیشگیری متمرکز بر آموزش و آگاه سازی والدین

    اجرای فعالیت‌های پیشگیری از طریق مدرسه ومعلمان

    فعالیت‌های پیشگیری با استفاده از رسانه‌ها

     اجرای فعالیت‌های پیشگیری از طریق محل‌های کار و مکان‌های تجمع

   برنامه ریزی پیشگیری از اعتیاد

 http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=31

 تازه‌های اسناد/مقالات/پژوهش‌ها

http://dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=TWMKDocs&file=index

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

   فهرست جديدترين پايان نامه‌ها

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ليست كتاب‌هاي منتشر شده|جستجوي كتاب

 

عنوان

موضوع

پديد آورنده

ناشر

آشنائي با مواد صناعي اعتياد آور

مواد مخدر / مواد مخدر - مبارزه و كنترل / نوجواني / داروها - سوء استفاده /

صفاتيان، سعيد و ... [ديگران]

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

راهنماي والدين براي پيشگيري: گسترش دنياي عاري از مواد مخدر

 

 

دبيرخانه ستاد مبارزه با موادمخدر

استراتژي ملي كنترل مواد مخدرآمريكا: ( كاخ سفيد فوريه 2003 )

 

تهيه و تنظيم : پژوهشكده ملي موادمخدر ايران با همكاري اداره كل روابط بين الملل ستاد

دبيرخانه ستاد مبارزه با موادمخدر

عالم سوم: داستان هاي كوتاه در مورد اعتياد

 

به كوشش: مهرنوش خرسند

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

ارزيابي سوء مصرف مواد مخدر در زندان هاي ايران

 

مجري طرح:مركز آموزش و پرورش سازمان زندان ها، مدير علمي طرح:دكتر جعفر بوالهري، ناظر طرح:دكتر سيد محمود ميرزماني

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

نظر شهروندان تهراني در مورد مبارزه با مواد مخدر و اعتياد 1377

 

تهيه و تدوين: سوده حجتي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

گزيده اي از كتاب جنگ و جهاني شدن ترياك و هرويين: توليد انبوه مرگبارترين سلاح در افغانستان

 

ميشل شوسودفسكي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

بررسي مصرف مواد مخدر در ميان معتادان مرد در ايران

 

عصمت فاضلي، فاطمه مولوي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

رويكردي نو به پيشگيري از اعتياد : مبارزه ملي رسانه اي ضد مواد مخدر براي جوانان ، كمك به جوانان براي جستجو در عصر رسانه ها

 

دفتر سياست ملي كنترل مواد مخدر امريكا

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

پرتوي از افق انديشه امام (ره): (گزيده ديدگاه‌هاي حضرت امام خميني (ره)

 

گردآوري و تنظيم: سعيد محمدي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

جامعه شناسي موادمخدر

 

هووارد ابادينسكي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

تدابيري براي ارتقا و همكاري قضايي كميسيون مواد مخدر سازمان ملل

مواد مخدر /

پژوهشكده ملي مواد مخدر ايران

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

سايت هاي اينترنتي مواد مخدر و اعتياد

مواد مخدر /

پژوهشكده ملي مواد مخدر ايران

جامعه و فرهنگ

ارزيابي وضعيت جهاني اكستاسي و آمفتاين ها،سال 2003

اكستاسي /

دفترمواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد - وين

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

آسيب شناسي رواني سوء مصرف مواد

سوء مصرف مواد مخدر /

مسعود محمدي و محمد دهگانپور

آينه كتاب

قاچاق بين المللي مواد مخدر و حقوق بين الملل

مواد مخدر - قاچاق /

علي مرتضوي قهي

آينه كتاب

مواد مخدر: بحران اجتماعي و تهديد عليه امنيت ملي

مواد مخدر /

دكتر علي هاشمي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

اصول مربوط به كاهش تقاضا (اپيدميولوژي، پيشگيري و درمان)

كاهش تقاضا /

 

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

درآمدي بر استراتژي كاهش تقاضا

كاهش تقاضا /

محمد رضايي

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

اعتياد و زنان ؛ تفاوت‌هاي جنسيتي در زمينه سوء مصرف مواد و درمان آن

اعتياد /

فاطمه صفري

دبيرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر

http://dchq.ir/html/modules.php?op=modload&name=TWMKPubBooks&file=index&func=view_pubbooksList&order=id

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

درباره کتابخانه:

کتابخانه تخصصي ستاد مبارزه با مواد مخدر داراي مجموعه اي غني از منابع مطالعاتي چاپي و الکترونيکي در موضوع اعتياد و مواد مخدر مي  باشد. اين کتابخانه سعي دارد با گردآوري اطلاعات جامعي در زمينه اعتياد و مواد مخدر نياز محققان و پژوهشگران را تا حد زيادي بر آورد. مجموعه اين کتابخانه در برگيرنده کتب لاتين و فارسي، پايان نامه، گزارش، پژوهش ، مجلات و مقالات تخصصي و منابع مرجع تخصصي در زمينه هاي مختلف اعتياد، روانشناسي، آسيب شناسي اجتماعي، آمار، قوانين و مقررات، داروهاي مخدر و مواد روان گردان و بسياری از موضوعات مرتبط با اعتياد ميباشد.

بانکهاي اطلاعاتي:

يکي از ويژگيهاي منحصر به فرد کتابخانه تخصصي ستاد منابع الکترونيکي و پايگاههاي اطلاعاتي تمام متني (full text) آن است که از طريق شبکه اينترنت قابل دسترسي مي باشند. در ضمن فهرست کتابشناختي منابعي که امکان ارائه متن کامل آنها بدليل رعايت کردن حق کپي (Copy Right) امکان پذير نمي باشد قابل جستجو و بازيابي از طريق فهرست پيوسته کتابخانه (Library o­nline Catalogue) مي باشند. اين منابع عمدتا شامل کتب فارسي و لاتين کتابخانه و پايان نامه ها می باشند. در حال حاضر بانکهاي اطلاعاتي کتابخانه شامل موارد زير مي باشند:(فرمت PDF)

1-كتاب هاي فارسي

2-كتاب هاي لاتين

3-گزارش ها

4-سي دي ها

5-طرح ها

6-پايان نامه ها

-پايان نامه هاي حمايت شده توسط ستاد مبارزه با موادمخدر

http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=33

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قوانین و مقررات

۞ قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن مصوب 17/8/76

۞ آئین نامه اجرائی قانون اصلاح مبارزه با موادمخدر و الحاق موادی به آن مصوب 17/8/76

۞ آئین نامه پیشگیری از اعتیاد، درمان معتادان به موادمخدر و حمایت از افراد در معرض خطر اعتیاد

۞ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

۞ اصلاحیه قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب 1376

http://dchq.ir/html/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=79

000000000000000000000000

http://nejat110.blogfa.com/

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مباحثي از سايت روزنيوز افغانستان

 

استعمال مواد نشه آور گناه است

 

دین اسلام پیروان خودرا از استعمال مواد مخدروسایرمسکرات نشه آور منع نموده وکسانیکه از این امر اجتناب نمیکنند، مرتکب گناه می شوند.

 

به باور علمای دین و جامعه شناسان ، کشت ، قاچاق و استعمال مواد مخدر باوجودی که هزاران بدبختی را در جامعه به بارمی آورد ، برای زرع کننده ومصرف کننده آن زیان دنیا وآخرت را در پی دارد.

 

آنان میگویند که شخص معتاد از نظر ذهنی و جسمی ناتوان بوده ،نه تنها در میان خانواده و جامعه به حیث یک موجود علیل وناتوان معرفی شده ، بلکه سر انجام منفور جامعه شمرده میشود.

 

به باور علماء ، هرمسلمانی که مغایر دساتیر و هدایات ارزشمند دین اسلام بخصوص مواد نشه آور که جداٌحرام بوده، عمل نماید، مستوجب مجازات میباشد.

 

دستوردین مقدس اسلام اینست که یک مسلمان ازمواد مخدرومسکرات یعنی هر آنچه عقل انسان را زایل وازحالت عادی برمیگرداند ، اجتناب نماید، در غیر اینصورت گنهکار شمرده شده و به کیفر اعمال خود میرسد.

 

مولوی نذیراحمد حنفی یکتن از علماء درتماس باآژانس خبری روزبا اشاره به اضرار ظاهری مواد مخدر، استعمال آنرا توسط شخص مسلمان ازنظردین مقدس اسلام حرام وگناه خواند.

 

وی که نماینده مردم هرات درولسی جرگه نیز بوده، با استناد به حدیث رسول اکرم"صلی الله علیه وسلم" تصریح کرد "هرآنچه نشه آوراست وعقل انسان را زایل می سازد گناه بزرگ است"

 

این عالم دین میگوید که پیامبر اسلام همچنان فرموده که نه تنها استفاده ازمواد مخدر، بلکه کشت ، خرید وفروش وسایرمعامله کردن آن نیز گناه وحرام میباشد.

 

مولوی عصمت الله ندیم یکتن ازعلمای دینی ولایت غور به این باور است که استعمال مواد مخدر درهرزمان گناه کبیره بوده وعدم اطاعت ازفرمان خدا ورسول وی میباشد.

 

او می افزاید که جزای یک فرد معتاد به مواد مخدر ازنظراسلام، تعزیر ثابت می شود وتعزیرآنگونه تهدیدی است که از نظراحادیث وآیات قرآنی صراحتاً محکوم به حبس ، حد وقتل نیست.

 

مولوی ندیم تصریح کرد، اما زمامدار وقاضی حق دارند به کسانی که معتاد به مواد مخدر هستند، حکم حبس داده و یا حکم دره زدن صادر نمایند.

 

درحالی که مقامات حکومت آمار یک میلیونی معتادان را که هشت در صد کل نفوس کشور را احتواء مینماید و اکثر آنها را جوانان تشکیل میدهند، نگران کننده خوانده اند، کسانی که به مواد مخدر بخصوص تریاک و هیروئین معتاد اند، از اینکار خود ابراز ندامت میکنند.

 

صدیق الله 25 ساله یکتن از آنها با آنکه ازمعتاد شدنش به مواد مخدر اظهارپشیمانی میکرد ، اما استفاده ازمواد مخدر را گناه نمیدانست ومیگفت : (( کسیکه به ای بلا سر دچار شد دگه از دنیا وجهان بی خبر اس . ))

 

این معتاد که لباس فرسوده چرکین به تن داشت، در کنار دوکان خبازی کوچه اندرابی شهر کابل در حالیکه نیم سوخته سگرت را از پیاده رو برداشته و دود میکرد، به مشتریان نانوایی به التماس پول یک قرص نان را استدعا مینمود.

 

صدیق الله که به گفته خودش شش ماه میشود از ایران رد مرز شده ، اما خانواده اش او را در منزل راه نداده و این مرد که حالا توان هیچ کاری را ندارد ناگزیر شده به منزل یکی ار اقاربش پناه برده و با گدایی پول مواد مخدر و خوراک خود را پیدا کند.

 

اما نظرهر بیینده که به چهره سوخته و دود آلود این معتاد که درست در کنار نانوایی لمیده وبا گریه وزاری تمنای کمک میکند ، انسان را وا میدارد که دل به حال وی بسوزاند.

 

این در حالی است چندی قبل، مسوولان مبارزه با مواد مخدر و مقامات حکومت در گرد همایی بزرگ علمای دینی ، نقش آنها را درمبارزه علیه مواد مخدر برجسته ساختند.

 

این گرد همایی سه روزه که با شرکت بیش از 300 عالم دینی در کابل راه اندازی گردید ، راهکار ها به هدف کاهش اعتیاد و منع زرع کوکنار در پرتو ارشادات اسلامی به بحث گرفته شد.

 

مقامات وزارت مبارزه علیه مواد مخدر میگویند ، مبارزه علیه مواد مخدر تاوقتی که ازنظرجامعه علمای دینی صورت نگیرد، به موفقیت نمی انجامد .

 

پوهاند نعمت الله شهرانی مشاور رییس جمهوری که دراین گردهمایی حضورداشت، اضرار مواد مخدر را از نظر اسلام مورد بررسی قرار داده ، گفت که دین مقدس اسلام کشت وزرع ومعامله داری مواد مخدر را منع قرار داده وتازمانیکه علماء برای مردم ازلحاظ ذهنیت آگاه وآماده نشوند درمبارزه علیه این پدیده موفق نخواهند شد.

 

زلمی افضلی سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر که در حاشیۀ گردهمایی در کنفرانس خبری صحبت میکرد، ، راهکار ها و دساتیر علمای دینی رادر امرمبارزه بامواد مخدرارزشمند خوانده ،گفت که در این گرد همایی علمای پوهنتون الازهر مصر نیز شرکت داشتند وانتظار برد که علمای دینی بتوانند بصورت دوامدار در بین مردم در روستا ها تفهیم وتبلغ گردد تا مردم مسلمان ومتدین کشور که به این عمل خانمانسوز مبتلاشده اند نجات یابند.

 

موصوف تصریح کرد ، درپایان این نشست فیصله شد تا درمساجد،مکاتب ومدارس یک مضمون غیررسمی دررابطه به موضوع جلو گیری ازمواد مخدر تدریس شود.

 

آژانس خبری روز

عبالبصیر"تقوا"

کابل -10 میزان

http://www.roznews.com/index.php?page=da_cn5

000000000000000000000000000000000000000000

فقر اقتصادی جوانان را بدام مرگ میکشاند

 

شماری از جوانان که به اتهام قاچاق مواد مخدر محکوم به مجازات شده اند، ادعا دارند که قاچاقبران با استفاده از فقر اقتصادی شان ؛ آنها را نا خود آگاه به قاچاق مواد مخدر وا داشته اند.

 

آنان میگویند که بخاطر فرار از مصیبت های جنگ ، ناامنی ها و نبود فرصت های شغلی بخاطر دستیابی به کار ناگزیر به کشور های همسایه بویژه ایران روی میآورند.

 

اما شماری از خانواده های افغان که فرزندان شان به اعدام محکوم شده اند می گویندکه فرزندان آنها در ایران صرف به خاطر کار رفته بودند و آنها مرتکب کدام جرم بزرگ نشده اند که باید اعدام شوند.

 

به گزارش رسانه های خبری از 5700 جوان افغان که به اتهام جرایم مختلف در زندانهای ایران به سر میبرند 3000 تن آنها به اعدام محکوم شده اند.

 

ازاین میان حدود 45 تن ازجوانان افغان که گویا به جرم قاچاق مواد مخدر در ایران دست داشته اند،به اساس فیصله قطعی محکمه ایران در اواخر اپریل سالروان میلادی به دار آویخته شدند.

 

بدنبال این رویداد هیاتی متشکل از اعضای ولسی جرگه سفری به ایران داشتند ودر گزارشی که به ولسی جرگه ارائیه کردند گفته شده بود که بیش از ۳۰۰۰ افغان در این کشور منتظر اعدام هستند.

 

امان الله پیمان، نائب رئیس شورای ملی، عبدالستار خواصی، منشی و تاج محمد مجاهد، رئیس کمیسیون مبارزه با مواد مخدر در ولسی جرگه شامل این هیأت بودند.

 

آقای مجاهد در گزارشی که به مجلس ارائه کرد، گفته بود که مقامات ایران به آنها گفته اند که ۵۶۳۰ مهاجر افغان در ایران محبوس اند و از میان آنها بیش از ۳۰۰۰ نفر بر اساس فیصله نهایی حکم محکمه محکوم به اعدام هستند.

 

رئیس کمیسیون مبارزه با مواد مخدر در ولسی جرگه تصریح میکند که تعداد زیادی از این افراد با شواهد و مدارک اعتراف کرده اند که افراد عادی و بیچاره هستند و تنها حینیکه میخواستند به ایران بروند درمسیر راه به انتقال مواد مخدر توسط قاچاقبران ناگزیر شده اند.

 

در پیوند به این قضایا ده ها تن مهاجر در ايران اعدام و جسد آنها در مقابل دریافت پول گزاف به خانواده های قربانیان در مرز هرات تسلیم داده شد.

 

خانواده هاي قرباني ها كه جسد فرزندان شان را در مقابل پرداخت چندين مليون تومان ايراني میگرفتند سخت از این برخورد مقامات ایران گله مند بوده و بسی خانواده ها که حتی توان پرداخت پول در برابر جسد فرزند از دست رفته شانرا نداشتند.

 

عبدالسلام قاضي زاده، نماينده مردم هرات در شورای ملی میگوید ، بر بنياد اطلاعاتي كه از اسلام قلعه در مرز افغانستان و ايران به دست آورده، اجساد 45 زنداني افغان در اواخر برج اپریل امسال به خانواده های شان در هرات تسليم داده شده است.

 

به گفته وی زندانيان افغان به منطقه ای موسوم به تايباد آورده شده و درآن جا اعدام می شدند.

 

با آنکه كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان از آمار دقيق افغانهای متهم به اعدام در ایران اطلاعات دقیق نداشته اما در این خصوص ابراز نگرانی شديد نموده اند.

 

نادر نادری سخنگوی كميسيون مستقل حقوق بشر؛ حکم اعدام افغانهای مهاجر در ایران را در مخالفت با موازین حقوق بشر بين المللی دانسته اذعان میدارد که هر نوع حكم غیر شفاف و غيرعادلانه اتباع افغانی قابل بخشش نيست.

 

و اما خانواده های که در مرز هرات اجساد فرزندان از دست رفته شانرا در برابر پرداخت پول از جانب ایرانیان دستیاب نموده از مقامات حکومتی میخواهند که از مجاری دیپلوماسی به این رویه خاتمه بخشند.

 

گل محمد 85 ساله ؛ باشنده ولایت هرات که به گفته خودش یگانه فرزندش را بخاطردریافت کار به ایران فرستاده بود میگوید : (( مه مرد پیرم ، کاری از دست مه بر نمیایه ، قرض کدم و بچم را به ایران فرستادم که کمکم شوه ، حالی جسدشه باید بخرم. ))

 

این مرد کهنسال که اشک در چشمانش حلقه بسته و از بغض گلویش گرفته بود اظهار داشت ؛ کاش پسرش به پیش چشمانش جان میداد تا اینکه به دار آویخته شد.

 

او که توام با گریه زار زار؛ فریاد میکشید پیوسته میگفت که پسرش هیچ تقصیری نداشته و قاچاقبران مواد مخدر او را به این بلا مواجه ساخته اند.

 

سید رشاد جوان 20 ساله باشنده ولسوالی غوریان ولایت هرات ادعا دارد که به دلیل فقر وادار به کار با قاچاقبران مواد مخدر شده بود.

 

او که به گفته خودش توانسته از چنگ قاچاقبران مواد مخدر رهایی یافته ؛ میگوید در هرات کار برایش میسر نبود و ناگزیر راه ایران را در پیش گرفت .

 

این جوان میگوید که برای مخارج رفتن به ایران به پول نیاز داشت که از طرف یک قاچاقبر مواد مخدر برایش وعده پرداخت پول داده شد .

 

او که از ذکر نام شخص مورد نظر خودداری کرد به آژانس خبری روز گفت که این قاچاقبر برایش گفته بود که مبلغی برای خانواده وی پرداخته و مصارف رفتن خودش را نیز مهیا میسازد.

 

سید رشاد علاوه میکند بسیار خرسند بود که پیش از کار کردن به خانواده خود پول آماده ساخته و انتظار داشت با کار کردن در ایران قرض های قاچاقبر مواد مخدر را بپردازد.

 

اما او؛ پس از آنکه دانست در دام قاچاقبران مواد مخدر گیر مانده و شاید مانند سایر محتاجان به دام بلا مبتلا شود پس از یکی دو بار رفت وبرگشت به ایران از این کار صرف نظر میکند.

 

وی می گوید که در ولایت هرات، " نان خشک " فروشی میکرد و چندان درآمدی نداشت که بتواند خانواده خود را تامین کند.

 

به گفته وی یکی از آشایان دور دست برایش توصیه کرده بود که با کار کردن همراه وی خود را از این ماجرا نجات بدهد.

 

اما او حا لا که دو باره به هرات برگشته از بیم آن قاچاقبر مواد مخدر نمیتواند که به گفته خودش در محله خود بود وباش داشته باشد به شهر هرات کوچیده و در گوشه خلوت به کاسبی و دستفروشی اشتغال دارد.

 

تنها سید رشاد نیست به این گونه مصیبت ها سر دچار شده و یا هم شماری دیگر از جوانان که نا خود آگاه به دام قاچاقبران مواد مخدر افتاده و سر انجام به کام مرگ رفته اند.

 

این در حالیست که علیرغم نا هنجاری های که در بسیاری ولایات محسوس است هنوز هم شماری از افغان های که در خارج به سر می بردند به کشور آمده اما زمینه کار برای آنها در کشور مهیا نیست.

 

از سوی دیگر آگاهان به این باور اند که دولتمردان کشور نه تنها در خصوص اعدام افغانهای متهم به قاچاق مواد مخدر در ایران کوتاهی کرده همچنان دولت را به بی توجهی به خاطرکمبود و نبود زمینه های کاری به جوانان متهم میکنند.

 

سلطان محمد اورنگ نماینده مردم بدخشان در ولسی جرگه می گوید که به دلیل افزایش بی کاری در کشور قاچاقبران و مافیای مواد مخدر از جوانان بی کار سوء استفاده می کنند.

 

وی می گوید که اگر دولت به خصوص وزارت کار و امور اجتماعی زمینه کاریابی را برای جوانان فراهم سازد و فابریکات تولیدی در کشور فعال گردد جوانان و سایر افراد شامل کار گردیده زمینه قاچاق، تولید، کشت کوکنار و جرایم اخلاقی در کشور مساعد نمی گردد.

 

به گفته وی اغلب جوانان به خاطر نجات از بی کاری و به خاطر به دست آوردن پول نا گزیر دست به خرید و فروش و حتا به استفاده مواد مخدر متوصل میشوند.

 

دست داشتن قشرجوان کشوربه قاچاق مواد مخدریکی ازمعضلاتی است که به دلیل نبود زمینه های کاری درکشورطی سال های گذشته با افزایش روبروبوده است. رویهمرفته کارشناسان به این باور اند که حکومت ایران از دیر زمانی مهاجرین افغان را بدون موجب دستگیر نموده به آزار و اذیت آنها پرداخته یا آنها را زندانی و یا حلقه آویز کرده است.

 

آگاهان اموربراین باورند که سیاست نادرست حکومت درقبال ایجاد زمینه های کاری وبی توجهی به قشرجوان کشورموجب شده است تا جوانان به قاچاق مواد مخدرروی بیاورند.

 

احمد بهزاد نماینده مردم هرات درولسی جرگه به اژانس خبری روزگفت،معضل بیکاری به دلیل نبود برنامه های فراگیروهمه جانبه روزبه روزبا افزایش روبرومی باشد .

 

وی افزود،نبود زمینه کاربرای جوانان جویای کارونیزنبود برنامه های رشد اقتصادی نیز موجب شده است تا قشرجوان کشوربه کارهای کاذب وجرایم جنایی روی بیاورند.

 

به باور وی ، روی اوردن قشرجوان کشوربه کارهای کاذب آسیب های اجتماعی واقتصادی را در پی داشته وسر انجام بحران های جدی را در قبال دارد.

 

وی تصریح کرد،روی آوردن جوانان به قاچاق موادمخدروپیوستن انان به گروه های مافیای موادمخدر ازآسیب های است که بحران های جدی تری را در پی خواهد داشت.

 

بهزاد علاوه کرد،معضل بیکاری پدیده بحران ساز است که درپشت سر آن قاچاق مواد مخدر،نا امنی و معضلات اقتصادی واجتماعی قراردارد.

 

وی ادعا دارد که ، برنامه های رشد وتوسعه اقتصادی ناکارا بوده و به شکلی طرح ریزی گردیده که منافع ان به باند های مافیای مواد مخدروگروه های مافیای اقتصادی میرسد.

 

اوگفت،حکومت افغانستان با وجود کمک میلیاردها دالرازسوی کشورهای کمک کننده دربخش توسعه اقتصادی دستاورد محسوسی نداشته ونتوانسته است که اوضاع نابسامان اقتصادی را بهبود بخشد.

 

این نماینده مردم هرات درولسی جرگه تصریح کرد،یکی ازآسیب های جدی که امنیت وسلامت جامعه را باتهدید جدی همراه می سازد آلوده شدن جوانان به مواد مخدرودست داشتن آنان درقاچاق مواد مخدرمی باشد.

 

عبدالودود افغان رییس بخش حمایت های حقوقی معینیت امورجوانان درصحبتی با اژانس خبری روزگفت،تنها راه موثری که میتواند ازدست داشتن جوانان درقاچاق مواد مخدر جلوگیری نماید بازسازی فکری درمیان این قشرمی باشد.

 

وی خاطر نشان ساخت ،اگربه جوانان تفهیم شود که دست داشتن درقاچاق مواد مخدرعلیه منافع ملی بوده ومنافع کشوررا باخطرات جدی روبرومی سازد آنان به این عمل روی نمی آورند .

 

رییس بخش حمایت های حقوقی معینیت امورجوانان میگوید که درزمینه بازسازی فکری جوانان در سال های گذشته چندان توجه نشده است.

 

آقای افغان تصریح کرد، به آن عده از جوانانی که بخاطر مشکلات اقتصادی به کار های نامشروع مانند قاچاق مواد مخدر روی میآورند باید تفهیم گردد که میان منافع شخصی وملی و میهنی تفکیک داشته باشند.

 

به باور وی ؛ این تفکیک میتواند با حس وطن دوستی که در نهاد جوانان پیوند دارد ؛ آنان را وادار سازد که منافع ملی را نسبت به منافع شخصی ترجیح داده و به این پدیده منفور روی نیاورند.

 

به گفته وی ؛ بازسازی فکری جوانان در قدم نخست ازخانواده ها آغاز میگردد.

 

وی از بزرگان خانواده ها خواست تا از آسیب های ذهنی و جسمی مواد مخدر ؛ فرزندان شانرا آگاهی بخشیده و نگذارند که فرزندانشان به این پدیده منفور مبتلا شوند.

 

او؛ همچنان فراهم نمودن فرصت های شغلی و زمینه های تحصیلات عالی را ازراه های اساسی برای جلوگیری ازروی اوردن جوانان به قاچاق مواد مخدر برشمرد.

 

وی علاوه کرد،این معینیت درحد صلاحیت وامکانات جوانان کشوررا به کسب تحصیل تشویق نموده وبرای جوانانی که به دلیل مشکلات اقتصادی نتوانسته اند به تحصیلات ادامه بدهند زمینه ادامه تحصیل را فراهم نموده است.

 

او، از ثبت نام بیش از14 هزارجوان درموسسات تحصیلات عالی با تخفیف قابل ملاحظه ،ایجاد مراکزآموزش های فنی وحرفه ای در24 ولایت ،ارتقای ظرفیت جوانان داخل تحصیل ازطریق آموزش زبان انگلیسی وکامپیوتررا ازکار کرد های معینیت امورجوانان نام برد.

 

رییس بخش حمایت های حقوقی معینیت امورجوانان تصریح کرد،درهمین حال این معینیت بخاطر جلوگیری ازمعتاد شدن جوانان برنامه های آگاهی دهی را انجام داده وجوانان معتاد رابه کلینیک های تداوی معتادین معرفی می نماید.

 

اژانس خبری روز

 

راضیه عبداللهی

 

کابل-30عقرب

http://www.roznews.com/index.php?page=da_cn11

000000000000000000000000000000000000000000

کوکنار تهدید بزرگ فرا راه زراعت افغانستان

 

کارشناسان زراعتی به این باور اند که افزایش کشت کوکناردرسطح کشور،سبب شده است که زرع نباتات وغله کاهش یافته ووابستگی به واردات افزایش یابد.

 

به گفته این آگاهان، همزمان با افزایش کشت کوکناردرشماری ازولایات که در گذشته ها منابع سرشار پیداوار زراعتی محسوب میشدند ، به حد اقل رسیده است.

 

بر بنیاد گفته های کارشناسان ؛ محصولات زراعتی زمینی وسر درختی درولایات هلمند ،ننگرهار وکندهار که در گذشته نه تنها نیازمندی های باشندگان آنولایات را تکافو میکرد ؛ بلکه به سایر ولایات از جمله مرکز و حتی به خارج از کشور صادر میگردید.

 

آنها معتقد اند که دو عامل سبب کاهش پیداوار زراعتی در کشور گردیده است.

 

این نظریه پردازان میگویند؛ با آنکه خشکسالی های پی در پی و تبدیل زمین های زراعتی به محلات مسکونی در پیداوار زراعتی بی تاثیر نبوده؛ اما قسمت وسیعی از اراضی زراعتی تبدیل به کشت تریاک شده که این عامل ضربه سنگینی را به اقتصاد کشور وارد کرده است.

 

معلم میرولی نمایندۀ مردم هلمند درولسی جرگه ،به آژانس خبری روزگفت،به دلیل اینکه دهاقین ازحمایت دولت برخوردارنمی باشند، ناگزیر به کشت کوکنارروی می آورند.

 

وی افزود،در حال حاضر بسیاری از مواد خوراکی غله چون آردگندم ،برنج ، لوبیا و نخود از سوی تجار وارد کننده از خارج کشور در بازار های هلمند عرضه میگردد.

 

غلام سخی عمده فروش میوه وترکاری در مارکیت میوه شهرکابل میگوید که روزانه ده ها تن میوه و سبزیجات از بیرون کشور به مارکیت وارد میگردد.

 

این میوه فروش علاوه کرد که پیداوار محصولات داخلی نیازمندیهای شهروندان کابل را تکافو نکرده به همین سبب ؛ میوه تازه و سبزیجات و ترکاری اغلب از خارج وارد میگردد.

 

نامبرده گفت که بر علاوه پیداوار کشور ؛ سیب، امروت،املوک ؛کینو؛مالته؛نارنج، کیله و ناک، به پیمانه زیاد از خارج به مارکیت وارد میگردد.

 

غلام سخی اظهار میدارد که ترکاری باب مانند بادرنگ،لیمو، بادنجان رومی وسیاه، گلپی ،بامیه،فاصلیه، سیر،پیاز ، کچالو و حتی مرچ و شلغم که وارد بازار میگردد از بیرون کشورمیباشد.

 

به گفته او، میوه وترکاری وسبزیجات معمولا از ایران ،پاکستان، چین و تاجکستان وارد مارکیت افغانستان میگردد.

 

حاجی محمد هاشم جلالی یکی دیگر از عمده فروشان مواد خوراکی در مارکیت شهر کابل به خبر نگار روز گفت که به استثنای لوبیا ، ماش ، نخود خام و یکنوع برنج سفید بغلانی آنهم به پیمانه کم ، سایر مواد خوراکی بشمول آرد ، گندم و روغن از خارج وارد میگردد.

 

این مرد که پیشه خوراکه فروشی رااز نیاکان خویش به ارث برده و سابقه طولانی در این زمینه دارد ، میگوید که درگذشته ها هر آنچه از غله و حبوبات عرضه میکرد، جملگی از پیداوار وطن بود .

 

درهمین حال مجیدالله قرارسخنگوی وزارت زراعت ومالداری درصحبتی به آژانس خبری روزگفت : ((عدم حمایت ازدهاقین در سال های گذشته موجب سقوط پیداوار زراعتی گردید که سر انجام متکی به مواد خوراکی وارداتی شدیم . ))

 

وی با بیان اینکه اغلب زمینداران بنابر عواملی از زرع نباتات مفیده دست کشیده و به کشت کوکنار رو آوردند،وزارت زراعت درنظردارد تا با ارائه خدمات ترویجی وارتقای سطح دانش دهاقین،کشت محصولات مفیده را جایگزین کوکنارنماید.

 

سخنگوی وزارت زراعت ومالداری ،از نباتات بدیل کوکنار نظیرانار ، بادام و زعفران یاد آوری نموده گفت که آنوزارت مصمم است تا در مرحله نخست، این نباتات را جایگزین کوکنار بسازد.

 

به گفته وی، از هر هکتارزمین در سال ؛ انار 20 هزاردالر عاید داشته که پنج برابر کشت کوکناربوده وبادام سه برابرکوکنار مفاد میدهدوکشت زعفران با 30 هزاردالرمفاد خالص به تناسب کوکنار مفاد بالایی دارد.

 

قرار علاوه کرد،کشت زعفران که نزدیک به ده برابر کوکنارعواید دارد ؛ عجالتا در15 ولایت با موفقیت زرع میگردد.

 

به گفته سخنگوی وزارت زراعت،کشت این محصول درولایات هرات، ارزگان و پروان بیشتر ترویج شده ودهاقین نیز برای کشت بهتراین محصول آموزش کافی دیده اند.

 

بر بنیاد گفته های وی، وزارت زراعت سیستم قرضه دهی به دهاقین را برای دوسال روی دست گرفته که قرار است برنامه درهفته آینده ازطریق رسانه ها به دهاقین رسانده شود.

 

قرار گفت که امسال 5 هزارتراکتوربه زارعان وباغداران توزیع خواهد شد.

 

سخنگوی وزارت زراعت خاطر نشان ساخت: ایجاد بانک انکشاف زراعتی وفراهم نمودن تخم های اصلاح شده ،توزیع نهال وکودهای کیمیاوی ازدیگر مواردی اند که توسط این وزارت در اختیاردهاقین قرارمی گیرند.

 

آژانس خبری روز

 

راضیه عبداللهی

 

کابل-26میزان

http://www.roznews.com/index.php?page=da_cn10

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

مبارزه با مواد مخدر تشدید یافته است  

سرحدات کشور؛ خط مقدم مبارزه با مواد مخدر 

طالبان؛ دیگر ازعواید کوکنار بهره نمی برند

دو برابر افزایش در فعالیتهای پولیس مبارزه با مواد مخدر 

مبارزه با مواد مخدر درزون شمال باجدیت پیگیری میگردد 

زعفران افغانی به مارکیت های جهان راه یافته 

زارعان کوکنار در هلمند مجازات میشوند 

تلاشها برای کاهش مواد مخدر  

زعفران کاران از پرداخت مالیه در امان هستند 

هزاران زن در هرات به زرع زعفران رو آورده اند 

تلاش برای رشد باغداری در کشور  

تشدید مبارزه با مواد مخدر در پیگیری روش های تازه  

کشت زعفران به 20 ولایت توسعه یافته 

جرگه های قومی نقش موثری درتامین امنیت دارند 

میزان تقاضا در خارج سبب افزایش تولید مواد مخدر در کشور شده است 

نگرانی از وضعیت حقوق زنان در شمال 

http://www.roznews.com/index.php?page=da_Social

فقر اقتصادی جوانان را بدام مرگ میکشاند 

کوکنار تهدید بزرگ فرا راه زراعت افغانستان 

کوکنار بر زمین های زراعتی اثرات ناگوار دارد  

طالبان به مالیه گیری ازکشت کوکنار ادامه میدهند 

کوکناروتاثیرات آن روی کیفیت خاک 

استعمال مواد نشه آور گناه است 

مهاجران برگشته ؛ شمار معتادان را افزایش داده اند 

قاچاقبران بخاطرمنفعت اقتصادی شان مردم را معتاد می سازند 

سرمایه داران مواد مخدر در ناامنی ها دست دارند 

جلوگیری از پول مواد مخدر از طریق میدان هوایی کابل 

 رمضان فرصت مناسب برای ترک اعتیاد

ترکیب خطرناک ترین نوع باکتریا برای ساخت هیروئین 

انتقاد برخی مردم از دستگیر نشدن قاچاقبران بزرگ مواد مخدر

کشت کوکنار در افغانستان افزایش خواهد یافت 

قاچاقبران در بدل مواد مخدر سلاح بدست می آورند 

محکومیت 160 تن به اتهام جرایم سنگین مواد مخدر 

مواد مخدر در کاروان ها به ایران قاچاق میشود 

http://www.roznews.com/index.php?page=da_Criminal

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مباحثي ازسايت افغان تي وي

23 حوت 1389

در برنامه کنوني مثلث سياه علل و عوامليکه با عث معتاد شدن جوانان به چرس ميشود و اينکه چرا افغانستان مقام اول را در توليد و صدور چرس کسب نموده است به بحث ميگيريم

چرس شايد رايج ترين مواده مخدر باشد، اين ماده يک پودر نرم قهوه اي رنک است که معمولا با تنباکو مخلوط شده و به به اشکال مختلف مورد استفاده معتادانش قرار ميگيرد.شواهد موجود نشان مي دهد که مصرف طولاني مدت چرس، اثرات تخريب کننده ماندگاري را بر عملکرد روحي، رواني فرد به جا مي گذارد که از آن ميان مي توان به اختلال در تمرکز يا حافظه، اشاره کرد. چرس سلامت رواني افراد را مختلف کرده و از نظر جسماني اعتياد ايجاد کرده و باعث افزايش اشتها، رخوت و کسالت مي شودعتياد در افغانستان تا حد از ايران مي آيد، به صورت سيستماتيک چند مرحله  را مي پيمايد. بخشي از معتادان در افغانستان ابتدا به چرس رو مي آورند و چون دسترسي به  اين ماده  کشور بسيار سهل وساده است به زودي خوردن ترياک را آغاز مي نمايند و چون بعد از مدتي اين خوردن مؤثريت خود را از دست مي دهد، به دود کردن ترياک شروع مي کنند و بعد تر که ترياک نزد آنان کم اثر شد به استعمـال هيروئين رو مي آورند و بعد تر به زرق آن پناه برده و در آخر به انواع فشرده تر آن که به کريستال، شيشه اي و دکمه اي شهرت دارند، رو مي آورند. درين مرحله اعضاي بدن شان يکي به دنبـال ديگري فلج مي شوند

بر اساس گزارشات ميزان توليد سالانه  چرس يکهزار و 3500 تن . سالانه در افغانستان توليد ميشود بر اساس نتايح اين طرح که براي اولين بار در سال 2009 ميلادي در مورد کشت بوته شاهدانه در يکهزار و 634 روستا در 20 ولايت انجام شد، اين گياه در نيمي از 34 ولايت  افغانستان کشت مي شود. بر پايه اين گزارش 10 تا 24 هزار هکتار زمين در ولايات لوگر، پکتيا، ننگرهار، بدخشان، تخار، بلخ، بغلان، فارياب، جوزجان، هلمند، کندهار، ارزگان، زابل، بادغيس، فراه، هرات و نيمروز زيرکشت بوته شاهدانه قرار دارندکه عمد تا مردم در ولايت شما لي افغانستان دست به کشت اين ماده ميزنند سازمان ملل با ابراز نگراني از توسعه کشت شاهدانه و توليد چرس در افغانستان بر اين عقيده است که هرچند طرح مطالعاتي در مورد اين گياه در کشور نشان مي دهد که کشت چرس در نيمي از افغانستان صورت مي گيرد، ولي آمارها بيش از اين است و بوته چرس تقريبا درهمه ولايات از جمله پايتخت کشت مي شود که بخشي زياد از آن در داخل کشور به مصرف مي رسد

استفان دي ميستورا نماينده دبيرکل سازمان ملل متحد در افغانستان ، تاکيد کردکه  دولت اين کشور و جامعه جهاني 20سال وقت براي نابودي مزارع چرس در افغانستان نياز دارند. به گفته وي در مناطق دور دست اين اين کشور اعضاي هر خانواده به کشت چرس  اشتغال دارند اين امر مايه نگراني براي  برنامه ريزان اجتماعي و اقتصادي نيز شده است. اين مقام سازمان ملل متحد از ادامه جنگ و وجود فساد اداري در نهادهاي دولتي افغانستان به عنوان عوامل عمده توسعه کشت و توليد مواد مخدر در اين کشور ياد کرد و گفت تا زماني که صلح و ثبات در کشور برقرار نشود مبارزه جدي با انواع مواد مخدر، نتايج مطلوبي را در پي نخواهد داشت به گفته وي يک سوم از يک و نيم ميليون معتاد در اين کشور چرس استعمال مي کنند و کشت و مصرف محصول گياه چرس  در ولايت هاي جنوبي به صورت يک فرهنگ درآمده است و آثار زيانبار آن در آينده آشکار خواهد شد .تجارت غيرقانوني چرس در بسياري نقاط افغانستان صورت مي گيرد و حتي مراکزي براي آن در ولايات مختلف وجود دارد. سازمان ملل با اشاره به تعداد زياد مراکز خريد و فروش چرس در اين کشور، اضافه کرد که  ولايت  بغلان جديد       ولايت فارياب    ولايت ننگرهار     ولايت پکتيا      ولايت لوگر   ولايت قندهار     ولايت بدخشان    ولايت تخار          ولايت ارزگان   ولايت فراه        ولايت نيمروز که در مجاورت. در مرز ايران قرار دارند از ديگر مراکز خريد و فروش چرس به شمار مي روندو به باور آگاه هان امور درين ميان دست هاي برخي از مقامات مانند ولايان قمندانان و ديگر افراد وجود دارد که مافيا توانسته اند که اين ولايت ها را به مرکز قاچاق مواد مخدر تبديل کرده اند

در حال حاضر چرس به وسيله دستگاه هاي پيشرفته توليد مي شود که بيشتر در کندهار، ارزگان و بلخو ديگر  در مناطق دوردست و کوهستاني قرار دارند. در گزارش سازمان ملل توليد و حتي مصرف چرس در ميان افغان ها  رو به افزايش خوانده شد و آمده است که اين پديده به يک فرهنگ در ميان مردم به ويژه در مناطق شمالي  تبديل شده است، زيرا چرس در مقايسه با ديگر مواد مخدر از جمله هروئين و ترياک، ارزانتر است و دسترسي به آن در همه جا امکان پذير است.و اين باعث گرديده است که معتادين اين مواد رو به افزايش باشد

کشت چرس نه تنها درآمد بالايي دارد، بلکه جمع آوري محصول و توليد آن ارزانتر از خشخاش است . در اين کشور کشت يک هکتار چرس در مقايسه با کشت خشخاش سه مرتبه ارزانتر است، زيرا درآمد خالص يک هکتار چرس به سه هزار و 341 دالر مي رسد که در سنجش با کشت خشخاش دو هزار و پنج دالر بيشتر است. به اعتقاد دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد مشکل خشخاش در افغانستان پيچيده تر از تجارت چرس است در حال حاضر هم افغانستان وهم  جامعه جهاني يکديگر را به کوتاهي در مبارزه با مواد مخدر در اين کشور متهم مي کنند و انتقاد غرب در اين رابطه متوجه حکومت کابل است که به اعتقاد غربي ها وجود فساد اداري مانع مبارزه جدي با مواد مخدر در اين کشور شده است برخي از آگاهان به اين باوراند که عدم تطبيق قانون عدم تامين انيت و عدم اشتغال با عث گرديده است تا دهقانان در افغانستان در مناطق مختلف دست به کشت اين ماده بزنند

اعلام مقدارتوليد  چرس در افغانستان از سوي دفترسازمان ملل مبارزه با موادمخدر در افغانستان همه را شوکه زده ساخت، چون در اين مورد در طول سال گذشته حتي يکبار هم اشاره نشده بود و سخنگويان وزارت مبارزه با مواد مخدر با احساسات عجيبي از پيشرفت کار اين وزارت و موفقيتهايش مي گفتند که برخي از انسان هاي از دنيا بي خبر را حيران نموده بودند چرس از مواد مخدريست که کشت آن سال ها در افغانستان رايج بوده و بيشتر در ولايات بلخ و قندهار به مصرف مي رسيد.استعمـال چرس بزودي انسان را از نظر جسماني ضعيف نمي سازد و با چند بار استعمـال، شخص به آن معتاد نمي گردد در بازار هاي افغانستان چرس به راحتي قابل دريافت است واين باعث گرديده است تا جوانان افغان اللخصوص کسانيکه در ولايت هاي که در آن جا اين ماده کشت ميشود بيشتر از همه گان معتاد شوند و اين با عث ان گرديده است که مافيا کوشش کرده تا زرع و حاصل برداري آن را در افغانستان بـالا ببرد

اين ديگر براي همه روشن است که از برخي  سرمايه گذاري ها در افغانستان قاچاق چرس به مشام مي رسد و جيب بسياري از قدرتمندان وبرخي از وزيران در کابينه کشور بوي پول چرس مي دهد اما تاکنون ديده ميشود که در افغانستان با اينکه دولت درين زمينه   آگا هي دارد اما اينکه چرا به گرفتاري اين اشخاص که درچهره خدمت گار امادرجه يک قاچاقبر است اقدام نميکند سواليست که اگر از دولت مردان پرسيده شود پاسخخ قانه کننده به دست نميايد.

به باور آگاهان راه حل اين معضل  بهتر ساختن شيوه حکومتداري و توسعه فعاليت هاي عمراني در مناطق کشت چرس است. که در اين صورت مي توانيم، بزرگترين مرکز توليد چرس و خشخاش جهان را شکست داد

11 جدي 1389

بي گمان امروزه فاجعه مواد مخدر و اعتياد به آنکه همين اکنون زندگي يک ميليون تن را  تحت تهديد بي رحمانه قرار داد در ضمن زندگي مادي ومعنوي هموطنان را در  جامعه بسوي فقر و ناکاراي ميکشاند .

جهت تزعيف و فايق آمدن عليه اين پديده ي خانمان سورز ضرورت به آن است که مسوولان پلان ها و برنامهاي استراتيزيک و عملي را طرح و به اجرا بگذارد.

اين پديده از سالهاي متماديست که  در افغانستان وجود دارد ولي پس سال 2003 به شکل گسترده  در جامعه ما اعتياد به مواد مخدر  آفزايش يافت است. دولت افغانستان با گذشت هر سال از کاهش در کشت و توليد مواد مخدر خبر مي ‌دهد،  با اينهم آمار معتادان مواد مخدر در افغانستان  رو به افزايش سرسام اور است.

به اساس سروي سال 2010  وزارت مبارزه با مواد مخدر در افغانستان حدود يک ميليون معتاد وجود  دارد، اما بر اساس گزارشهاي نشر شده از سوي سازمانها و نهاد هاي غير دولتي ارقام معتادان را بيشتر از يک نيم ميليون تن ميدانند. اما اين وزارت مي ‌پذيرد که تنها توانايي تداوي ده درصد اين معتادان را دارد.

محمد ابراهيم ازهر ميگويد که بر اساس ارقاميکه از سوي اين وزارت جمع آوري شده است از جمله يک ميليون تن معتاد در حدود  15 درصد خانمها ،11 درصد کودکان و متباقي آنرا مردان تشگيل ميدهيد.اما اينکه روزانه چي تعداد افراد و اشخاص به اين پديده روي مييارند کدام سروي از سوي ارگانهاي مسوول صورت نگرفته است.

وي مي افزايد که 36 فيصد از اين اشخاص معتاد ترياک و هيروين،25 درصد معتاد به ترياک و 13 در ديگر معتاد به هيروين خالص ميباشد.

شيوه استفاده اين پديده در  اشخاص معتاد به شکل دودي و يا هم به شکل زرقي ميباشد.  چيزيکه باعث نگراني ارگانهاي مسوول در اين زمينه شده است، استفاده  هيروين بصور زرقي آن ميباشد که حتي از يک سرنج چندين تن معتاد  به هيروين استفاده مي نمايد. که باعث انتقال ويروس HIV  و دها امراض ديگر از يک شخص به شخص ديگر مي گردد.

وزارت مواد مخدر و کارشناسان امور فقر، بي ‌کاري، سه ده جنگ هاي داخلي و عدم آگاهي مردم از اضرار مواد مخدر را عامل عمده اعتياد در افغانستان مي ‌دانند، زيرا افراد جامعه پس از آن ‌که موفق به دريافت کار نمي‌ شوند به خارج از کشور سفر ميکنند ودر آنجا معتاد به مواد مخدر به کشور بر ميگردند .

حدود 80 درصد اين معتادان را مهاجرين برگشت شد از کشور ايران تشگيل ميدهد. نظر به گفته هاي وزارت مواد مخدر از هر 6 نفر مهاجر عودت کننده يک تن آنان مصاب به مواد مخدر ميباشد.

اين معتادان که از سوي خانواده‌هاي شان دور رانده شده‌اند در زير پل‌ها، مغاره‌ها و محلات دور افتاده که پوليس کمتر به آن مناطق سر مي ‌زنند مسکين گزين مي ‌شوند و براي استفاده مواد مخدر به زير يک پل در غرب کابل آمده اند. يک ديگر از معتادان در شفاخانه نجات ميگويند، به اثر مشکلات اجتماعي و هم‌راهي با دوستان معتاد سبب شد تا او نيز معتاد شود.

مسوولان وزارت مبارزه با مواد مخدر ميگويند که در نظر دارند در سال هاي آينده رقم تداوي اين معتادين را از 10 در صد تا 40 در صد افزايش دهند. اما کارشناسان ميگويند که پروژه ها و برنامه هاي کوچک که در مبارزه عليه اعتياد تنظيم شده، جوابگوي اين مصيبت بزرگ نيست.

ما بايد برنامهء را از قبل تنظيم کنيم تا هموطنان ما به اعتياد رو نياورند. ما بايد دلايل اعتياد را شناسايي و براي تداوي معتادين اقدام کنيم. معتادين يکه فعلاً وجود دارند بايد تحت تداوي قرار گيرند و به حيث يک انسان سالم به جامعه تقديم شوند.

اينکه نحوي مبارزه با اين پديده از سوي شفاخانه هاي معتادين چگونه ميباشد داکتر محمد طارق رييس شفاخان نجات سنتر  ميگويند.

کارشناسان مي‌گويند که اين معتادان مشکلات اقتصادي و اجتماعي را به خانواده ها و جامعه بوجود مييارند، و هر معتاد با گذشت زمان ميتواند عضو فاميل و همنشينان خود را نيز معتاد به اين پديده مضر مصاب سازد.

اگر اين افراد در روز حداقل يک دالر مصرف داشته باشند روزانه 1 ميليون دالر هزينه اين افراد مي‌شود که خود يک ضربه به اقتصادي به خانواده ها و جامعه مبياشد.

2 جدي 1389

 

انانس  اول         برخي از مسوولان روسيه گفتند برنامه سازمان ملل متحد  جهت مبارزه برضد مواد مخدر در افغانستان «بي?فايده» بوده و هيچ شانسي براي موفقيت نداشته است. آنان گفته است که بيشترين آسيب را از مواد مخدر توليد شده در افغانستان مي?بيند.

اکنون در روسيه حدود سه ميليون از معتاد به  مواد مخدر وجود دارداين در حاليست که  سازمان ملل متحد سه سال قبل استراتژيي را براي مهار توليد و قاچاق مواد مخدر در افغانستان تدوين کرد. افزايش شمار ولايت?هايي که کشت کوکنار در آن?ها صفر شده است، امن ساختن مرزهاي کشورهاي آسياي ميانه و تقويت امنيت اطراف بحيره کاسپين اهداف اصلي اين برنامه بود. ويکتور ايوانوف، رييس اداره مبارزه با مواد مخدر روسيه گفت ثابت شده است که برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد در افغانستان از ابتدا بي?نتيجه بوده است

ايوانوف افزود اين استراتژي ثابت کرده است که «به صورت مطلق غيرقابل دوام» است و تمرکز بايد به «محو کامل توليد مواد مخدر در افغانستان باشد»

انانس 2    براساس اطلاعات سازمان ملل متحد، فقط بيش از يک پنجم مواد مخدر توليد شده در افغانستان از طريق جمهوري?هاي سابق شوروي به روسيه قاچاق مي?شوند. با وجود تلاش?هايي که در امر مبارزه با مواد مخدر در چند سال گذشته صورت گرفته است، افغانستان هنوز مقام اول رادرتوليد  مواد مخدر در جهان داراميباشد

روسيه که از منتقدين برنامه ناتو و ايالات متحده امريکا در مبارزه با مواد مخدر در افغانستان است، در مورد گسترش اعتياد در اين کشور مورد انتقادهاي تند سازمان?هاي صحي جهاني و داخلي قرار گرفته است. اين سازمان?هاي صحي مي?گويند روسيه بايد در درون کشور کارهاي بيشتري براي جلوگيري از اعتياد انجام دهد.به باوربرخي از آگاه هان در روسيه مافياي مواد مخدر بيشتر از افغانستان وجود دارد و اين مافياي روسي است که ج.انان روس را معتاد به مواد مخدر ساخته انداما در مورد اينکه در عقب اين ماجرا چي انگيزه نهفته است تا به هنوز بر ملا نشده است

انانس  3   روسيه مي گويد براي مبارزه با مواد مخدر يک گروه کاري مشترک رابا افغانستان ايجاد کرده است که بتواند اين مبارزه را به شکل موثر ادامه دهد ويکتور ايوانف رئيس اداره کنترل مواد مخدر فدراسيون روسيه که از کابل ديدار مي کرد گفت که روسيه حاضر است در سال جاري ميلادي پليس بيشتري از افغانستان را در مبارزه با مواد مخدر آموزش دهد. او همچنان گفت  مبارزه با تروريسم و شورشيان تاثيرات منفي بر روند مبارزه با مواد مخدر گذاشت و با افزايش درگيري هاي نظامي توليد مواد مخدر بيشتر شد اما برخي از آگاه هان به اين باور است که روسيه در کشور خود در امر مبارزه با مواد مخدر نا کام است و از ينرو چاره ديگري ندارد جز اينکه بار ملامتي را بدوش افغانستان بگذارد

انانس  4   ايوانوف ميگويد در حال حاضر مواد مخدر افغانستان 95 در صد نياز بازار هاي جهاني را تامين مي کند و اين موضوع به عنوان يک تهديد جهاني بايد بررسي شود براي اين که توليد چنين حجمي از مواد مخدر چيزي را به نام قاچاق فرامنطقه يي  بوجود آورده است.

امروز هيروئين و ترياک از راه دهها کشور در اختيار استفاده کنندگان آن در سراسر جهان قرار مي گيرد. اين موضوع سبب بي ثباتي در اين کشورها مي شود و از سوي ديگر جرايم فراملي را زمينه سازي مي کندامابه باور برخي از آگاه هان قاچاق مواد مخدربراي کشورهاي اسياي ميانه مانند يک چشمه ميباشد و اين کشور ها به حرف خودعمل کرده نميتونند و اين موضوع را در بيرون از کشور شان بازتاب ميدهند يعني در حقيقت کور خود بيناي ديگران ميباشند

انانس  5  ويکتور ايوانوف ميگويد  آنچه که به نام مبارزه با مواد مخدر در افغانستان انجام مي شود با موانع جدي رو برو است که آن را در يک سطح وسيعي گسترش بخشيده، از سوي ديگر تغيير در وضعيت فعلي هم کار آساني نيست. به همين دليل ما خواهان همکاري هاي موثر جامعه جهاني در مبارزه با توليد خشخاش در افغانستان هستيم.

اوميگويد  که اين موضوع تنها به دولت افغانستان مربوط نمي شود. اين مشکل درحال حاضر از مرز هاي افغانستان بيرون شده است. اين حالا يک مشکل جهاني است

انانس   6   به باور مقامات دولت روسيه هم اکنون، گسترش قاچاق مواد مخدر، فساد اداري و جنايات سازمان يافته، بشمول  انسان فروشي، قاچاق سلاح، توسط برخي حلقات وابسته به کشور هاي همسايه به  صورت دستوري انجام مييابد  که روسيه  نسبت به  صداقت همسايه گان در راستاي مبارزه با هراس افگني در افغانستان به ديده شک و ترديد مي نگرد. برخي از آگاه هان به اين باوراند که آنچه روس ها را واداشته تا نسبت به افغانستان علاقه مندشوند، اين است که حال روسيه ميخواهد در افغانستان قدرت سياسي خود را به نمايش بکذارد حال رو سيه از هر راه ممکن ميخواهد در  افغانستان قدرت نماي کند و براي جهانيان نشان دهد که هنوز رو سيه داراي قدرت ميباشد ورو سيه ميخوهد از طريق افغانستان در منطقه حکم رواي کند اين آگاه هان همچنان ميگويند که دولت مردان افغانستان نبايد از روس ها هم انتظار دولت سازي را داشته باشند، زيرا هر کشور به خاطر تامين منافع شان با استفاده از شرايط نا بهنجار افغانستان مي خواهند استفاده نمايند

انانس   7     و سرانجام راه مبارزه با با اين پديده چيست به باور آگاهان در گام نخست  بايد برخورد منسجم در مبارزه با مواد مخدر صورت گيرد آنگونه که اجلاس سازمان ملل در سال 2008 تصويب کرد و در سال 2009 بر آن يک بار ديگر مهر تاييد زد. اولين موضوع در اين مصوبه نابود کردن مراکز توليد مواد مخدر است. دوم موضوع کار جمعي براي يافتن کشت جايگزين است که اعتماد مردم را به خود جلب کند و زمينه اي رشد کشاورزي را مساعد کند. سومين موضوع سازماندهي همکاري هاي جهاني در مبارزه اي موثر با مواد مخدر است.

22 قوس 1389

 تحليل وتجزيه مصرف   ترنزيت مواد مخدر در روسيه به بحث مگيريم با ما با شيد ....

طبق آمار رسمي در اين مدت تعداد معتادان افزايش 60 درصدي داشته، به طوري که تعداد معتادان روس در سال 2001 ميلادي حدود 3 تا 3.5 ميليون نفر تخمين زده شده است. البته در آمار رسمي تنها 369 هزار نفر به عنوان معتاد ثبت شده بودند ولي به نظر کارشناسان تعداد واقعي معتادان 10 برابر بيشتر از اين آمار است.حقايقي که باعث شده روسيه از نظر تعداد معتادان در مقام سوم جهان قرار گيرند را مي توان در خلال آمار و ارقام رسمي و غيررسمي مشاهده کرد. گزارش هاي سال 2009 از جمله آمار منتشر شده از سوي وزارت صحت و رشد اجتماعي در ماه سپتامبر سال 2009 نيز حاکي از مراجعه حدود 550 هزار معتاد به بيمارستان ها و مراکز درماني روسيه است. اين افراد که حدود 140 هزار نفر آنها را کودکان تشکيل مي دهند از ترکيب سني جوان معتادان روس خبر مي دهند.

طبق آمار بطور کلي 60 درصد معتادان روس در سنين بين 16 تا 30 سال هستند و 20 درصد آنها را دانشجويان و دانش آموزان تشکيل مي دهند. به عبارت ديگر تنها 20 درصد معتادان روس افراد بالاي 30 به شمار مي روند. به اين ترتيب بايد گفت متوسط سن شروع مصرف مواد مخدر در روسيه بين 15 تا 17 سال است.

دوم ....طي سال‌هاي اخير کشورهاي حاشيه درياي خزر و مناطق  ساحلي به يكي از مهم‌ترين مسيرهاي ترانزيت مواد مخدر افغاني به روسيه و از آنجا به ساير كشورهاي جهان تبديل شده است. هرچند در حال حاضر و با آغاز فعاليت فضاي واحد گمركي ميان روسيه، قزاقستان و بلاروس و تقويت حفاظت از مرزها در آسياي مركزي (به ويژه در قرقيزستان و تاجيكستان) اين محور براي قاچاقچيان مواد مخدر ناامن‌تر از گذشته شده، اما تحقق نهايي اين امر  مستلزم اتخاذ اقدامات وسيع‌تر نظارتي و انتظامي در درياي خزر و در زيرساخت ساحلي آن است. در ‌گزارش ‌اخير ‌سازمان ‌ملل  سهم ‌تاجيكستان 30 درصد اعلام شده ‌است

وم...  ‌ويكتور ‌ايوانوف، ‌مدير ‌سرويس ‌فدرال ‌نظارت ‌بر ‌گردش ‌مواد ‌مخدر ‌روسيه در زمينة مجاري ترانزيت مواد مخدر تأكيد كرد، ‌حال ‌حاضر مسيرهاي جديدي از جمله از ‌طريق ‌تركمنستان، ‌قفقاز، ‌بنادر ‌درياهاي ‌سياه ‌و ‌خزر نيز براي  ‌انتقال ‌مواد ‌مخدر مورد استفاده قاچاقچيان موارد مخدر قرار مي‌گيردبه ‌گفته ‌وي، ‌مافياي ‌مواد ‌مخدر ‌از ‌فروش ‌اين ‌مواد ‌تنها ‌در ‌روسيه ‌هر ‌سال ‌حدود ‌16 ‌ميليارد ‌دلار ‌درآمد ‌دارند. ‌اين ‌درآمدهاي ‌كلان ‌به ‌تأمين ‌مالي ‌سازمان ‌يافته ‌اختصاص ‌مي‌‌يابد ‌و ‌بخشي ‌از ‌آن ‌براي ‌تأمين ‌فعاليت ‌تروريستي ‌و ‌افراطي ‌صرف ‌مي‌شود. ويكتور ‌ايوانوف ‌همچنين با رئيس ‌كميته ‌كنترل ‌مواد ‌مخدر ‌منطقه ‌آستراخان ‌نيز معتقد ‌است ‌كه عدم‌‌شفافيت ‌مرزها بين ‌فدراسيون ‌روسيه ‌و ‌قزاقستان زمينه ‌را ‌براي سهولت ترانزيت ‌مواد ‌مخدر درين مرزها هرچه بيشتر ‌مهيا ‌مي‌‌كند

چهارم   شواهدي وجود دارد که در روسيه نيز کوکنار کشت ميشود رسانه هاي روسيه شبهاو روزها گزارش از محو کوکنار پخش ميکنند اما ديده ميشود که هيچ اثر ندارداما به بيمانه افغانستان نيست روسيه اکنون 16 مليون معتاد به مواد مخدر دارد سالانه تعداد مرگ مير معتادين به 30 هزار تن ميرسد مقامهاي روسيه بار اعلان نموده اند که خسارات راکه اکنون از ناحيه موادمخدر توليد شده ازافغانستان اکنون روسيه متقبل ميشود چند برابرآنست که در زمان اشغال افغانستان متقبل شده بود درين   اواخر روسيه اعلام نمود که براي نجات مردمش ازين افت برمبارزه عليه کشت توليد وترانزيت موادمخدر در افغانستان ادامه ميدهد اما اين تلاش روسيه براي محو  کشت توليد وقاچاق موادمخدر در افغانستان چقدر برمنافع افغانستان مي باشدبا اين حال درين اواخر استناد را که ويکي لکس نشرکرد درآن ويلادي مير پوتين رهبر مافيادر روسيه خوانده شده بود

پينجم    در هفته گذشته افغانستان، پاکستان و تاجکستان با روسيه موافقه کردند که تلاش ها را در زمينهء مبارزه عليهء قاچاق مواد مخدر افغانستان از جمله هرويين را که نظر به تخمين ها سالانه سبب هلاکت 30 هزار تن در روسيه مي شود، گسترش دهند...

رييس ادارهء مبارزه با مواد مخدر روسيه گفت:

«ما همسايه گان توانايي آن را داريم که مبارزه خود را عليهء اين تهديد جهاني تقويه نماييم.»

به گفته ايوانوف هرويين افغانستان که حدود 90 فيصد ترياک دنيا را توليد مي کند، از سرحدات آن کشور به جمهوري تاجکستان، از آن جا به قرغزستان و قزاقستان و در نهايت در بازارهاي روسيه عرضه مي شود.

ايوانوف افزود يک بر چهارم تمام هرويين افغانستان به روسيه مي رود

در همين حال رسانه ها حنجره پاره کرده ميگويندرييس جمهور افغانستان حامد کرزي که تلاش دارد روابط کشورش را با روسيه بهتر سازد، از ميدويديف خواسته است که در زمينهء تامين امنيت و مبارزه با مواد مخدر با افغانستان کمک کندايوانوف از عمليات مشترک غير مترقبه روسيه و امريکا برضد مواد مخدر در افغانستان در ماه اکتوبر استقبال کرد که در جريان آن 4 لابراتوار و تقريباً يک تن هرويين از بين برده شد  ايوانوف ميگويد که آن ها اميدوارند که اين گونه عمليات ها بازهم تکرار شودواما روسيه چگونه ميتواند درکشوريکه اکنون 90فيصد ترياک جهان توليد ميشود مبارزه کنند  باتوجه به اينکه روسيه در افغا نستان تجربه تلخ شکست جنگ را با خود دارد وهمچنان مافياي بزرگ جهان در در توليد وقاچاق مواد مخدردر افغانستان دست باز دارند

تاريخ 10/8/1389   مثلث سياه

ايا فقط اين مواد مخدر افغانستان است که امنيت جهان راتهديد ميکند

مشکل موادمخدر در افغانستان ازچند سال وجود دارد اکنون رسها چرا براي محو ان در افغانستان کمر بستند

چرا در کشور هاي ديگر جلو کشت کوکنار گرفته نميشود

نگاه بر حمله نظامي امريکا وروسهابرمحموله هاي مواد مخدر افغانستان وواکنش ريس جمهور

اول  ااكنون واضح شده است كه مشکل افغانستان تنها جيو پوتيك بودن آن نيست، عوامل ديگري نيز وجود دارد كه اين كشور فقير را درمحور رقابت هاي قدرت هاي بزرگ جهاني قرار ميدهد. يكي از اين عوامل مشكل مواد مخدر است، پديده تحميل شده كه رنج آن را مردم افغانستان ميكشد و منفعت آن را مافياي بين المللي و استخبارات كشور هاي قدرتمند نصيب ميشوند. و بعضي کشور هاي ديگر را بهانه جو و احتياط طلب ساخته است . ‏چنانچه دولتمردان روسي از مدتي به اينطرف در هر جاي مشكل مواد مخدر را كه گويا از افغانستان ريشه گرفته زمزمه مي نمايند و هر باري با يك طرح نو وارد ميدان ميشوند. حتي ويكتور ايوانف رئيس اداره فدرال مبارزه عليه موادمخدر روسيه خواستار بدست گرفتن رهبري جهاني مبارزه عليه مواد مخدر درافغانستان از سوي روسيه شده، امريكا و ساير شركاي غربي آن را متهم ساخته كه نتوانسته اند در جلو گيري از کشت و قاچاق موتد مخدر كاري نمايند. ايوانف به روز نامه " گزيته : روسيه گفته است كه روسيه قرباني اصلي توليد هيروئين افغانستان است و سالانه 30 هزار شهر وند روسي كه نصف آن را جوانان تشكيل ميدهد از اثر استعمال مواد مخدر كه ازافغانستان به روسيه قاچاق ميشود جان شان را ازدست ميدهند. روي اين دليل است كه روسيه بايد رهبري مبارزه جهاني عليه مواد مخدر را درافغانستان به عهده گيرد زيرا مواد مخدر تهديد اساسي در قرن 21 شمرده ميشود و اين تهديد چنان براي روسيه جدي است مانند كه جنگ جهاني دوم . اين مقام بلند پايه روسي ادعا كرده كه گرم بودن بازار مواد مخدر سه و نيم مليون كشاورز افغان را به سوي كشت خشخاش كشانده است . موصوف در حاليكه از گرم شدن بازار مواد مخدر در افغانستان سخن ميگويد، خود اعتراف ميكند كه وضعيت كنوني افغانستان و گسترش نا امني ها از جمله عواملي ازدياد كشت خشخاش دراين كشور ميباشد . سرگي ايوانف معاون نخست وزير روسيه نيز حرف مشابه با ويكتور ايوانف دارد. معاون صدراعظم روسيه درجريان كنفرانس امنيت آسيايي كه هفته قبل در سنگاپور برگزار شد ، قاچاق موادمخدر از افغانستان را تهديد جدي به صلح و امنيت جهاني پنداشته اضافه نمود كه طالبان و ساير گروههاي تندرو ازطريق قاچاق مواد مخدر تمويل ميشوند و پول حاصله از موادمخدر ، منبع بزرگ حمايت مالي گروه هاي شورشي درافغانستان را تشكيل ميدهد  

ميكرد . به اين ترتيب کشاورزان کشته ميشد ند و مواد مخدر به پيمانه امروز کشت نميشد. دوم   سرگي ايوانف از شاملين اين كنفرانس خواست تا توليد و مشكل موادمخدر درافغانستان را به عنوان يك تهديد جهاني به رسميت شناخته، ضمناً او از نيروهاي غربي كه درافغانستان حضور دارند تقاضا نمود كه تعهدات جدي را به منظور مبارزه با اين پديده شوم به عهده گيرند. درگذشته نيز مقامات روسي مشكل مواد مخدر را درافغانستان مطرح كرده حتي اين مقامات بارها تهديد کرده اند، در صورتيكه جامعه جهاني به اين معضل رسيدگي نكند روسيه راههاي ترانزيت زميني و هوايي ناتو و ائتلاف در خاک و هواي روسيه را به جانب افغانستان مي بندد. سوال دراينجاست با وجود آنكه مشكل موادمخدر درافغانستان سابقه چندين دهه دارد ، روس ها چرا در ظرف چندماه در اين ارتباط جدي و فعال شده اند.؟ ، ، سالانه سي هزار شهروند روسيه از اثر استعمال مواد مخدر قاچاق شده از افغانستان تلف ميشوند مبالغه آميز است روسيه كشور پنهاور و بزرگ يست، طيارات سريع السير دوازده ساعت برفراز اين كشور پروازمي نمايند خاك وسيع دارد که نميتوان در موجوديت مافياي بين المللي که در روسيه بشدت فعال است قانون را در انکشور تطبيق کرد بعداز آنكه اتحادشوروي پارچه شد نظم و قانون نه تنها در فدراتيف روسيه برهم خورد بلکه جمهوريت هاي كه اتحاد شوروي سابق را تشكيل ميدادند نيز با چالش هاي زيادي مواجه گرديد. حضور بالقوه مافيا در جامعه روسيه نه تنها بازار قاچاق موادمخدر را در آن كشور گرم ساخت بلكه زمينه آن را مساعدساخت كه كشت مواد مخدر در بخش هاي از روسيه صورت گيرد . اين ديپلومات افغان اضافه ميدارد او بارها درچينل هاي تلويزيوني روسيه ديده كه مزارع خشخاش در بخشهاي از انکشورتخريب ميگردد حتي اين مشكل در حومه شهر مسكو وجود داشته ودارد. نمايش تخريب مزارع خشخاش درشبكه هاي تلويزيوني ، نمايانگراين امر است كه درروسيه خشخاش كشت ميشود و موادمخدر توليد ميگردد شايد اين مشكل به پيمانه افغانستان نباشد مگر حقيقت اين است كه اين مشكل وجود دارد درروسيه و بسياري از كشورهاي ديگر اروپايي اين يك علاقه ورسم است تاباغچه هاي شخصي احداث گردد مردان وزنان پير بيشتر مصروف به احداث باغ هاي شخصي اند شواهد زيادي وجوددارد كه در روسيه دراين گونه باغها چرس و خشخاش كشت ميشود حداقل براي مصرف شخصي ك كشت موادمخدر تنها درروسيه نيست دركشور هاي آسياميانه ،مناطق سرحدي كشور قدرتمند چين نيز كشت موادمخدر وجود دارد مگر برملا نميشودويا درمطبوعات كمتر انعکاس مي يابد. ايران ،پاكستان ، هند در صدد اند تا از بحران موجود درافغانستان نفع ببرندد                                                    

سوم اين کشور که سالهاست غرق در جنگ فساد بي عالتي فقر  طور گوي جنگ داخلي و بي سوادي بود اكنون فرصت يافته تا بارديگر خود را جمع وجور نمايد مشكل مواد مخدر درافغانستان بيشتر يك بازي سياسي است تا يك معضله امنيتي و اجتماعي. اسنادي وجود داردكه به مشكل مواد مخدر درافغانستان بال و پر ميدهند همه مسايل از يك محور رهبري ميشود حتي سازمانهاي بزرگ جهاني دراين محور شامل ساخته شده اند درحاليكه غير از افغانستان ، در برما ،كمبوج ، تايلند ، پاكستان كولمبيا ، مكسيكو و شماري ديگر از كشور ها ي اسيا و امريكاي لاتين موادمخدر كشت ميشود و بازار هاي جهاني مواد مخدر در محدوده جغرافياي ميان مافيا تقسيم شده است با صراحت گفته ميتوانم كه موادمخدر كه درافغانستان و پاكستان توليد ميشودنميتواند بازار امريكا راكه از توليدمواد مخدر كولمبيا تغذيه ميشود بدست بياورد. زلمي افضلي سخنگوي وزارت مبارزه عليه موادمخدر تاكيد ميداردكه نسبت به كشت موادمخدر در افغانستان حرف ها مبالغه آميز است ما هيچگاه توليدكننده نود فيصد هيروئين جهان نيستم زمانيكه 23ولايت را عاري از كشت موادمخدر اعلام مي نمايم و جامعه جهاني آن را تائيد ميكند پس دركشت موادمخدر دركشور  . ما كاهش جدي رونما گرديده است موصوف اين ادعا را رد كردكه گويا ايالات متحده كه در راس ائتلاف جهاني تروريزم درافغانستان قراردارد و در حل مشكل موادمخدر افغانستان راكمك نكرده است بلكه امريكا دراين كار زار با پشتوانه پولي و لوژستيكي دركنار افغانستان بوده در حاليه روسيه خود كمك موثر نكرده است .ضمناً موصوف راه ديگر حل مشكل موادمخدر درافغانستان را ختم تقاضا در بازار هاي كشور هاي مصرف كننده مي خواند 

چهارم آقاي کرزي حمله روسيه و آمريکا به کارگاههاي تهيه مواد مخدر را نقض حاکميت ملي افغانستان دانسته است حمله مشترک ناتو و روسيه به چهار کارگاه توليد مواد مخدر در شرق افغانستان، انتقاد شديد رئيس جمهوري اين کشور را برانگيخته است روز جمعه، ?? اکتبر خبر يورش مشترک ماموران روسي و آمريکايي به اين کارگاه ها منتشر شد و ناظران آن را به دليل اين که آمريکا و روسيه در آن همکاري داشته اند، چشمگير دانسته اند  مواد مخدري که در ولايت ننگرهار ضبط شده شامل   بيش از يک تن هروئين - به ارزش پنجاه ميليون دلار - و مقدار کمتري ترياک است 

اما روز شنبه، ?? اکتبر، حامد کرزي، رئيس جمهوري افغانستان ضمن انتقاد شديد از اين حمله، از فرماندهي نيروهاي ناتو در افغانستان خواستار توضيحات در اين مورد شده است دفتر آقاي کرزي در بيانيه اي گفته است: "جمهوري اسلامي افغانستان با فدراسيون روسيه داراي روابط دوستانه بوده و خواهان گسترش همکاري ميان دو کشور در زمينه هاي گوناگون، از جمله مبارزه مشترک با مواد مخدر مي باشد. افغانستان خواهان آن است تا اين مبارزه مشترک بر پايه توافقات صورت گيرديکي از گزارشگران بي بي سي در مسکو مي گويد اين حمله يورشي حاکي از آن است که همکاري ميان روسيه و آمريکا در مورد افغانستان رو به افزايش است ننگرهار با پاکستان هم مرز استروسيه به نيروهاي ناتو اجازه داده است از اراضي اين کشور براي عبور کاميون هاي تدارکاتي اين سازمان به افغانستان استفاده کنندروسيه در سال هاي اخير از انتقاد کنندگان اصلي ناتو به دليل شکست اين سازمان در کنترل توليد هروئين در افغانستان بوده است اما اکنون روسيه مستقيما وارد معرکه شده و در عمليات مبارزه با مواد مخدر در داخل افغانستان دخيل شده است روسيه کريدور قاچاق مواد مخدر توليد شده در افغانستان به غرب اروپاست و به همين دليل تائيرات بد آن را کاملا از نزديک لمس مي کند آمار مرگ و مير ناشي از مصرف هروئين در روسيه به سي هزار نفر در سال مي رسدجيل مک گيورينگ، گزارشگر بي بي سي در مسکو مي گويد اين آمار باعث شده است که همکاري اين کشور با آمريکايي ها و ناتو در مبارزه با مواد مخدر توليد شده در افغانستان، امري قابل هضم باشدسازمان ملل متحد سال گذشته در يک گزارش خود گفت که فساد، عدم حاکميت قانون و عدم کنترل مرزها، باعث شده است تا تنها دو درصد از مواد مخدر توليد شده در افغانستان، از سوي مسئولان ضبط شود

مثلث سياه       تاريخ 3/8/1389

 به برنامه حاضر مثلث سياه که درابعاد علت افزايش معتادين ، کمبودمراکز درمان ،عدم اگاهي عامه از اضرارمواد مخدر وموجوديت ذخاير مواد مخدردرافغانستان که براي ده سال اينده نياز جهان را تامين ميکند خوش امديد دراين برنامه سعي ميداريم به اين پرسشها پاسخ دريافت بداريم

علت افزايش معتادين  وکم توجه اي  نهادهاي حکومتي وخارجي درمهار اين پديده ناشي از چيست ؟

افزايش معتادين وکمبودمراکز درماني چقدرزيانبار است ؟

چراکودکان به استفاد ازمواد مخدرترغيب ميشود علل واضرار ان درچيست ؟

اگاهي عامه وشامل شدن اضرار مواد مخدر درنصاب درسي مکاتب چقدر ميتواند براي کاهش کشت وعدم استعمال مواد مخدر درکشور موثر واقع شود ؟

اين ادعاي ملل متحد که ميگويد  باقطع کشت ترياک ،  موجوديت ذخاير 12 هزارتن  ترياک و13 هزار تن موادکيمياوي درافغانستان ميتواند مواد مخدرمورد نياز جهان را تا ده سال ديگر تامين کند چقدر واقعي وتکان دهنده است ؟

علت افزايش معتادين  وکم توجه نهادهاي حکومتي وخارجي درمهار اين پديده ناشي از چيست ؟

براورد مشترک اداره مبارزه عليه مواد مخدر ملل متحد و وزارت صحت عامه در اواخر سال 2005 ميلادي نشان ميدهد که در اين سال شمار استفاده كنندهاي مواد مخدر در افغانستان به 920 هزار تن ميرسيد.اما امسال ارقام درشت تر وافزايش سرسام اور شمار معتادان به گوش ميرسد حالا ادعا ميشود که درافغانستان حدود دوميلون معتاد وجود دارد که علت عدم درمان انرا .وزارت صحت کمبود مراکز درمان دانسته مي گويد که تنها حدود 40 تا 45 مركز مداواي معتادين در سرتاسر كشور فعاليت دارند كه با توجه به شمار استفاده كننده هاي مواد مخدر، اين مراكز بسيار اندک ميباشد.اين درحالي است که   9 درصد جمعيت افغانستان معتاد به مواد مخدر هستند که اين رقم نسبت به ?سال گذشته ?? درصد افزايش يافته است. وزارت مبارزه با مواد مخدر در افغانستان تعداد معتادان در افغانستان را رو به رشد و نگران کننده مي داندبه گزارش "وزارت مبارزه با مواد مخدر" افغانستان شمار معتادان به مواد مخدر در اين کشور رو به افزايش است. طبق آمار رسمي بيش از يک ميليون نفر به مواد مخدر معتاد هستندفابل ذکر است که سن اين معتادين از15تا 65 سال ميباشد بااين  وجود در سال جاري شمار مبتلايان به مواد مخدر به شدت افزايش يافته است. وزارت مبارزه با مواد مخدر عامل اساسي افزايش مبتلايان به مواد مخدر را بيکاري ، فشارهاي روحي و مهاجرت به کشورهاي همسايه مي داند.معاون ويژه‌ي سازمان ملل متحد در افغانستان مي گويد يک يافته‌ي جديد نشان مي دهد که شماري از والدين به کودکانشان ترياک مي دهند که اين يک خطر جدي براي  نسل آينده ي کشور است..نمايندگان سازمان ملل متحد در افغانستان در بخش مداواي معتادان نيز از آمار بلند افراد آلوده به مواد مخدر و کمبود جدي مراکز معالجه ي معتادان در افغانستان ابراز نگراني مي‌کنند

افزايش معتادين وکمبودمراکز درماني چقدرزيانبار است ؟

سازمان ملل در کابل ميگويد، افغانستان  از جمله ي بزرگترين کشورهاي  توليد کننده ي مواد مخدر در جهان است .?? درصد ترياک و هروئين مورد استفاده جهان از افغانستان به دست مي آيد که موجوديت کتله وسيع موادمخدر درافغانستان باعث شده تا تعداد معتادين دراين کشور از مرز يکنيم ميلون نفربگذرد                    .به گفته‌ي مسئولان سازمان ملل متحد در افغانستان در حال حاضر تنها ?? درصد از افراد مبتلا به مواد مخدر تحت معالجه قرار دارند  اما ?? درصد ديگر دسترسي به مراکز بهداشتي ندارند.نماينده‌ي سازمان ملل در بخش معالجه ي معتادان مي گويد: خواست جدي ما از جامعه ي جهاني اين است که دولت افغانستان را حمايت کند تا مشکلات معتادان به مواد مخدر حل گردد. وي معتقد است که آنان تلاش خواهند کرد تا توجه سازمان ملل را به ضرورت تلاش بيشتر براي کاهش تعداد افراد معتاد و تأسيس مراکز بهداشتي براي افراد آغشته به مواد مخدر جلب کنند.   به گفته اين مقام ملل متحد درحال حاضر  تنها ده فيصد از معتادين مواد مخدر درافغانستان به مراكز درماني ترك اعتياد در ???ولايت دسترسي دارند كه کمبود مراکز درماني باعث شده تا  افراد براي ترك اعتياد با مشكل رو به رو شوند زيرا به تعداد كافي در سطح كشور مراكز درماني ويژه معتادين وجود ندارد. انان ميگويد زماني اين مسئله ضرب المثل شده بود که افغانستان بزرگترين صادر کننده مواد مخدر جهان است اما معتاد ندارد، ولي امروز وجود بيش از يک ميليون معتاد در کشور وجود دارد که بسيار نگران کننده است.اگاهان بدين باورند که ارائه آمار تکان دهنده افزايش روزافزون معتادين  بايد زنگ بيداري براي مسئولين کشور علي الخصوص وزارت مبارزه با مواد مخدر به رياست محترم ضرار احمد مقبل ووزارت صحت تحت رهبري  ثريادليل باشد چرا که افزايش دو برابر معتادين در دوسال اخير آثار بسيار خطر ناکي بر روي پيشرفت‌ هاي اجتماعي و فرد معتاد در كشور برجاه گذاشته است .

چراکودکان به استفاد ازمواد مخدرترغيب ميشود علل واضرار ان درچيست ؟

اخيراً ملل متحد درگزارشي اعلان کرده که حدود نيمي از افراد مبتلا به مواد مخدر کودکاني مي باشند که از سوي والدين  شان مواد در اختيار آنها قرار مي گيرد. بسياري از خانواده ها در مناطق شمالي و جنوبي کشور به علت عدم دسترسي به خدمات بهداشتي از ترياك براي درمان فرزندان خود استفاده مي‌كنند، و يا به علت فقر، فرزندان خود را براي كار به مزارع خشخاش در جنوب مي‌فرستند. گفته مي‌شود، صاحبان مزارع خشخاش نيز براي استثمار بيشتر بركودكان، آنان را تشويق به استعمال ترياك مي‌كنند.اغلب زنان ولايات شمالي هنگام بافت قالين نه تنها براي تسكين درد از ترياك استفاده مي‌كنند، بلكه براي آرام نگهداشتن  وخواب شدن كودكان بيگناه شان  به آنها نيزترياك مي‌دهند. همچنان بكارگيري و يا وادار كردن کودکان از سوي باندهاي جنايتكار و يا خانواده‌هاي فقير در مزارع خشخاش هنگام برداشت ترياك از ديگر دلايل عمده گسترش اعتياد در ميان کودکان است.اين افزايش تعداد معتادين کشور فقط مربوط به يک قشر خاص از جامعه وکودکان نيست بلکه تقريبا همه گير شده است به نحوي که در آزمايش اعتياد انجام شده از متقاضيان به خدمت در پوليس ملي نيز ??? تا ? ?? فيصد مثبت بوده است و افزايش معتادان در زندانهاي کشور نيز از اين جمله مي باشد.اين بررسي‌ها همچنين نشان مي‌دهد كه تعداد زنان معتاد روز به روز در حال افزايش است و اين روزها مراكز درمان اعتياد مملو از زناني است كه قصد ترك اعتياد را دارند ولي بزرگترين مشكل فعلي موجود در اين زمينه اين است كه زنان از ترس آبروي خود به راحتي راضي نمي‌شوند به اين مراكز مراجعه كنند تا درمان شوند .اما درد اورتر از همه معتاد شدن کودکان است که نه توان ترک اعتياد را دارند ونه توان درد ناشي از عدم دسترسي به ترياک را واين وضعيت زارکودکان هرضمير باوجدان را به تکان واميدارد تا براي نجات نسل فرداي اين کشور چاره جوي شوند درغيران نسل فردا درگودال ترياک غم ودرد غرق خواهندشد وبلاي عظيم بر کشور که همانا منافع پيشرفت وسعادت است هويدا خواهد شد .

اگاهي عامه وشامل شدن اضرار مواد مخدر درنصاب درسي مکاتب چقدر ميتواند براي کاهش کشت وعدم استعمال مواد مخدر درکشور موثر واقع شود ؟

چندي قبل برخي  آگاهان مسائل مدني  ونخبه گان کشور خواهان گنجانيدن مضرات مواد مخدر در كتاب‌هاي درسي و همچنين اطلاع رساني شفاف و دقيق از سوي رسانه هاي صوتي و تصويري داخلي کشور شدند. که تاکنون عملي نشده است.تعداد زياد اگاهان به اين باوراند که کم کاري بعضي وزارت خانه ها اللخصوص  وزارت هاي  معارف ، کار امور اجتماعي، صحت ،مبارزه بامواد مخدر و زراعت  باعث شده است تا سطح اگاهي عامه از اضرار مواد مخدر دربين اقشار جامعه پائين نگهداشته شود زيرا مسولين اين وزارت ها به جاي انکه به مسوليت خطير شان درقبال نسل معتاد متوجه شوند وبه مدارس ، شفاخانه ها ويا مزارع بروند ، مصروف امورات روتين اداري شده بيشتر وقت شانرا پشت درب هاي بسته درجلسات با خارجي ها سپري ميکند ويا در سفرهاي تشريفاتي ريس جمهور را همراي ميکنند يا ريا ست جرگه ها را بر عهده ميگيرند ويا هم به سياحت ميروند ، پس معلوم نيست که چه کسي بايد به اين معضلات بزرگ فرهنگي رسيدگي نمايد.از سوي ديگر معلوم نيست که وزارت مبارزه با مواد مخدر مشغول انجام چه کاري است ايا اين آمار تعجب آور، حاصل عملکرد اين وزارتخانه است ياخير .به هرحال محترم مقبل بايد بدانند که افزايش شمار معتادين نه تنها سلامت اجتماعي را تهديد مي‌كند بلكه به اقتصاد كشور نيز آسيب مي‌رساند.توقع ديگر در اين باره از رسانه هاي تصويري است تا با اطلاع رساني دقيق و شفاف به اگاهي عامه به پردازد ، معضلات و مشکلات آلودگي به مواد مخدر را مکررا اعلام نمايد و تنها به فکر کسب دارآمد نه باشند. افزايش مراکز تداوي معتادين در سراسر کشور، برنامه هاي آگهي دهي به مردم در درمورد اضرارمواد مخدر و جلوگيري از حضور کودکان در مزارع خشخاش از ديگر خواسته هاي ملت افغانستان مي باشد که هرچه زودتر اقدام به رفع اين معضل نمايند.

اين ادعاي ملل متحد ميگويد  باقطع کشت ترياک ،  ذخاير 12 هزارتن  ترياک و13 هزار تن موادکيمياوي موجود درافغانستان ميتواند مواد مورد نياز جهان را تا ده سال ديگر تامين کند چقدر واقعي وتکان دهنده است ؟

با وجود تلاش هاي دولت افغانستان و سازمان ملل متحد براي ريشه کن کردن کشت خشخاش در اين کشور، هنوز هم مناطق وسيعي از زمين هاي کشاروزي، تحت کشت اين گياه قرار دارد.بنا بر اعلام وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان، کشت خشخاش سال گذشته در 20 ولايت از 34 ولايت اين کشور به صفر رسيد و اين رقم در سالجاري به 23 ولايت افزايش يافت.که کمختري کسي به ان قناعت وباور دارد اما  به گفته مسولان وزارت مبارزه بامواد مخدر ، کشت خشخاش بيشتر در ولايت هاي جنوبي افغانستان که تحت حاکميت دولت مرکزي قرار ندارند، صورت مي گيرد و گروه هاي مسلح مخالف دولت نيز از کشت و توليد مواد مخدر حمايت مي کنند. بر اساس گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد، افغانستان با ذخاير بزرگ مواد مخدر در صورت توقف کامل کشت و توليد اين مواد، تا ده سال ديگر مي تواند مواد مخدر مورد نياز بازارهاي جهاني را به تنهايي تامين کند. سال قبل سازمان ملل متحد در گزارشي ميزان ذخيره ترياک در افغانستان را 12هزار تن و مقدار پيش سازهاي صنعتي براي فراوري ترياک به هروئين را هم 13هزار تن تخمين زده بود. همچنين در گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد در کابل گفته شد که ماهانه 114 ميليون دالر صرف خريد مواد مخدر در اين کشور مي شود که دو برابر اين مبلغ صرف درمان افراد معتاد  به مواد مخدر مي شود به هر حال بايد پرسيد ارقام ارائيه شده چقدرواقعي وتکان دهنده است ؟

تاريخ: 5/7/1389

علت افزايش نفوز مافياي مواد مخدر در سالهاي اخير چي بوده

دوم--علت افزايش کشت کوکنار در سالهاي اخير چي بوده عدم کاراي وزارت مبارزه بامواد مخدرعدم کاراي وزارت زراعت يادست داشتن مقامات بلند رتبه نظام

سوم—چي باعث شد که نزديک به دو مليون افغان درکار بارمواد مخدمشغئول شوند

چهارم –کشت حلال يعني زعفران چراجاي گزين کشت کوکنارنگرديد

بينجم –يک مقام ملل متحد علل افزايش کشت خشخاش را عدم کنترول مرزهاي افغا نستان ميداند شما چي فکر ميکنيد/

متن اول کشت خشخاش و توليد ترياک در 3400 سال پيش از ميلاد مسيح در کناره جنوبي منطقه بين النهرين آغاز شده است .در اين زمان سومريان خشخاش را گياه لذت مي شناختند.و مصرف کنندگان آن به سرعت در ميان آسوريان و سپس بابليان رواج يافت و سر انجام به مصر رسيد.1300 سال پيش از ميلاد مسيح جاده تجاري فروش ترياک توسط فراعنه مصربه کناره درياي مديترانه ، يونان و سپس به اروپاي فعلي رسيد. و همين قسم در سال 330 ميلادي در هنگام حمله اسکندر ترياک به ايران و سپس به هندوستان رسيد ابو علي سينا در سال 1020 ميلادي به شاگردان خود مي آموخت که ترياک قويترين ماده بهت آور و مخدر جهان است. کشت مواد مخدر در افغانستان سابقه طولاني دارد .کشت ترياک در زمان سلطان محمود غزنوي هم معمول بوده است و در برخي مناطق بخصوص در شرق افغانستان از آن به شکل دارو براي تسکين درد و براي درمان بيخوابي استفاده ميکردند.در ابتداي دهه 80 ميلادي تخم گياه خشخاش از طرف پاکستان وارد افغانستان شد .و پس از کشت وتوليد ترياک ، شيره  آن به کارخانه هاي توليد هروين در داخل پاکستان برده شد به اين ترتيب افغانستان در سال 2006 توانست با کشت و برداشت 6100 تن ترياک 93 در صد توليد ترياک جهان را به خود اختصاص دهد.با سقوط حکمرواي طالبان در افغانستان جامعه جهاني و دولت جديد در اين کشور به طوري جدي متعهد شدندکه همه تلاش و کوشش خود را براي مباره با مواد مخدر به کار گيرند. در گام نخست کشت خشخاش در اين کشور رسماً غير قانوني اعلام شد. سپس نهادي بنام "اداره مبارزه با مواد مخدر " براي هدايت سيايت هاي دولت در اين زمينه ايجاد گرديد، که هدف آن ريشه کن کردن 70 در صد کشت ترياک تا سال 2008 و صد در صد آن تا سال 2013 عنوان شد. نتايج اوليه اين تلاش ها تا جايي اميد وار کننده بود. کاهشي که دستاورد بزرگ براي کار مبارزه با مواد مخدر پس از آغاز فعاليت در اين مورد بود .اما با تبديل شدن اداره مبارزه با مواد مخدر به " وزارت مبارزه با مواد مخدر جمهوري سلامي افغانستان" اين موفقيت موقتي و شکننده تر گرديد و براي سالهاي بعدي نتيجه معکوسي را در قبال داشت.چرا که افغانستان در 2006 ميلادي با افزايش 60 در صدي کشت مواد مخدر نسبت به سال پيش از آن شاهد رشد سر سام آور اين مواد بود ، در عين حال افزايش توليد هيروين بجاي ترياک در سال 2006  خبري ديگري بود که که حکايت از پيشرفت مافياي مواد مخدر در افغانستان داشت

دوم . بدين ترتيب افزايش کشت مواد مخدر در اين کشور قوس صعودي خود را پيمود ، و افغانستان در سال گذشته 93 در صد از ترياک دنيا را توليد و به بازار هاي جهان عرضه کرده است ، طبق گزارش سازمان ملل متحيد مجموعه ترياک کشت شده در افغانستان  به 8200 تن افزايش داشته است که دو برابر تقاضاي ترياک در جهان ميباشد . اين در حاليست که کشت خشخاش نيروهاي مبارزه با حراس افگني در اين کشور در کنار مزارع مشغول مبارزه اند. نهادي بنام مبارزه با مواد مخدر عملاً مسوول محو اين کشتزار هاست. همچنين درين سال يکصدو نود و سه هزار هکتار زمين دراين کشور تحت کشت مواد مخدر قرار داشته ، که اين ميزان تنها در قرن نزدهم در چين سابقه داشته و از آن زمان تا کنون در هيچ جاي جهان ديده نشده است . افزايش اين مواد در افغانستان نشان از آن  دارد که سياستهاي مبارزه با مواد مخدر و مافياي آن در اين کشور توام با موفقيتي پايدار نبوده است . اين ناکامي راميتوان به عوامل گوناگون مرتبط دانست، که شايد بتوان آنها را در چهارچوپ زير جمع بندي کرد:افزايش کشت خشخاش و مواد مخدر در اين کشور را ميتوان ، عدم کار آيي اين وزارت خانه دانست وجود تشکيلاتي به عنوان وزارت مبارزه با مواد مخدر که تنها مسووليت طرح خط مشي را دارد بيهوده ميکند. اين گفته هاي "آقاي آرين" مشاور ارشد مبارزه با مواد مخدر افغانستان است. در عين حال تا کنون دولت افغانستان ، نيرو هاي غربي و حتي سازمانهاي بين المللي، در مورد جايگاه سياستهاي مربوط به  مبارزه با مواد مخدر در ميان ديگر اولويت هاي سياسي اين کشور تصميم گيري قاطعي نداشته به نظر ميرسد دولت افغانستان و نيرو هاي خارجي مستقر در اين کشور ، مساله امنيت و مبارزه با مواد مخدر را دوروي يک سکه ميدانند . آنها اذغان مي دارند که اگر جامعه جهاني و دولت افغانستان گامهاي جديد در برابر کشت، توليد و قاچاق مواد مخدر درين کشور بردارند، اين اقدام سبب و خامت بيشتر اوضاع امنيتي دراين کشور خواهد شد . اين درحاليست که " جيميز جونز" يکي از فرماندهان ارشد ناتو با اعتراف به اين مساله که مواد مخدر و مساله امنيتي در افغانستان داراي روابط تنگاتنگ هستند، اين مواد براي ثبات اين کشور بزرگترين تهديد و حتي خطري جدي تر از طالبان و القايده مي داند.

سوم سه دهه جنگ هاي داخلي در افغانستان و جو بي امنيتي و بي ثباتي حاصل از آن ، سبب شد تا هيچ گونه مانع جدي در سر راه کشت و قاچاق مواد مخدر وجود نداشته باشد . اين کشت آرام آرام در برخي از نقاط کشور به عنوان بخشي از اقتصاد مردم براي تامين معيشت روز مره مطرح گرديد. در اين بين  خشکسالي هاي متداوم علت شد تا کشت و صدور خشخاش به يکي از ارگان هاي مهيم درامد در افغانستان تبديل شود. به اساس آمارهاي  سازمان ملل متحيد نزديک به دو ميلون تن که تقريباً 9 در صد جمعيت اين کشور را تشکيل ميدهند، به نحوي دست در کار قاجاق، کشت و توليد مواد مخدر دست دارد.

در چنين حالي نفوذ قاچاق بران و فرماندهان محلي که عايدات آنها  از اين بابت در سطوح بالاي سياسي ، به امري کاملاً طبعي تبديل شده است و آرام آرام سياست کشور را نيز به مواد مخدر معتاد و آلوده کرده است.گاه و ناگاه نيز از طرف رسانه هاي غربي مبني بر دست داشتن افراد بلند پايه دولت و اشخاص مهيم سياسي در کار توليد و قاچاق مواد مخدر متهم شده و به نشر ميرسد. وشايد خود ريس جمهور کشور.

ولي ريس جمهوري اسلامي افغانستان حامد کرزي ميگويد" ما مي پذيريم که ترياک در افغانستان کشت مي شود ، ولي قاچاقبران ترياک وهيروين اين کشور به بازار هاي جهاني ، خود همين خارجيان هستند".اما پژوهشگران عرصه مواد مخدر بدين باورند که براي کشت خشخاش و تبديل شدن آن به ترياک و تبديل بيش از نصف آن به هيروين و مورفين ، همچينين ساير فعاليت ها براي حمل و نقل ، فن آوري فروش آن در بازار هاي داخلي و خارجي در بدل هر هکتار چهار نفر در توليد و چهار نفر در فعاليت هاي جانبي مشغول به کار مي شوند.به اين ترتيب براي توليد چهار هزار تن ترياک در زميني به اندازه 90 هزار هکتار ، افرادي در حدود 700 هزار نفر مشغول به کار هستند.

چهارم چامعه جهاني و سازمان ملل متحيد در حالي فعاليت در راستاي مبارزه با مواد مخدر در افغانستان را از اولويت هاي کاري خود مي خوانند، که در عمل نسبت به ارايه يک راهکار مشخص  قابل اجرا و پايدار عقيم مانده اند. البته از جانب دولت افغانستان و کشور هاي همکار در زمينه مبارزه با کشت ، توليد و قاچاق اين مواد، از راهکار هاي متفاوتي همچون کشت جايکزين ، سمپاشي و نابودي مزارع خشخاش و خريد محصولات کشاورزان سخن به ميان آمده است . اما در نهايت در مورد هيچ کدام از اين راه ها ، پيگيري و تداوم عملي و جدي صورت نگرفته است.به عنوان نمونه سياستهاي تشويقي در مورد کشت جايگزين و وعده ها در باره کمک به زمين داران بهبود سيستم آبياري ، برخي کشاورزان را به سوي کشت جايگزيني ترغيب کرد. در ولايات غربي کشور مثل هرات زعفران را جايگزين کشت خشخاش کرد اما بعد از يک سال دهاقين دوباره روي به کشت مواد مخدر آوردند، که دليل آنرا نداشتن بازار و نداشتن خريدار در بازار هاي افغانستان  عنوان کردند.بعد از رو آوردن دهقانان دوباره به مواد مخدر ضعف دولت و جامعه جهاني را در قبال همکاري با دهقانان را نشان ميدهد .همجنان آقاي " آرين " دليل افزايش مواد مخدر در اين کشور را هزينه ناچيز دولت در برابر قاچاقچيان اين مواد خوانده ، و مي آفزايد : " وزارت مبارزه با مواد مخدر براي کار مبارزه با اين مواد در يک سال 68 ميلون افغاني از دولت دريافت مي کند. از مجموع اين درآمد ، تنها سه ميليارد آن به به داخل افغانستان به مصرف ميرسد . از اين مبلغ يک ميليارد براي زارعين و دو ميليارد براي قاچاقبران داخلي است .و بقيه پول بدست آمده از قاجاق مواد مخدر به کشور هاي خارجي سرازير مي شود

بينجم  اما " انتونيا کوستا" ريس بخشي اجرايي " اداره با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد علت اساسي افزايش کشت خشخاش را عدم کنترول و نظارت بين مرزهاي افغانستان با کشور هاي همسايه مي داند. بنا به اظهارات وي مواد مخدر توليد شده در اين کشور با رسيدن به بازار هاي اروپايي قيمت ده برابر پيدا ميکند. در عين حال تنها زمينه رسيدن خشخاش افغانستان  به بازار هاي اروپايي ، مزرهاي اين کشور مي باشند که در آن کنترول مطلوب صورت نمي گيرد. افغانستان با تاريخ درخشاني که در سابق از خود به جا گذاشته است ، که ميتوان از بوداي جاويدان باميان منار هاي زيباي غزني ، هرات ، غور و بخصوص از جاده تاريخي ابريشم و شاهکاريهاي بزرگي در قلمرو سر زمين هاي شرقي و غربي  نام برد، که با گرفتن نام اين شاهکار ها خاطره زيباي از گذشته آريانا به ذهن مخاطب خطور ميكند. اين بار مواد مخدر پيروزمندانه برسکوي جاده ابريشم  وشاهکارهاي آن تکيه زده است واين بار نام افغانستان را از ننگ ترياک در صدر فهرست جدول  قرار داد.

برنامه مثلث سياه               تاريخ: 22 / 6 /89

موضوع: کارتل هاي مواد مخدر در افغانستان   

سودآوري تجارت مواد مخدر و تاثير آن در اقتصاد و سياست اين پديده را به يكي از پرسودترين تجارتهاي بين المللي تبديل كرده است ، باعث تشكيل كارتل ها و باندهاي مخوف مافيايي مواد مخدر درسطح جهان شده است . تفاوت قيمت مواد مخدر از مرحله توليد تا مصرف به 1500% مي رسد و پس از تجارت اسلحه، تجارت مواد مخدر، دومين تجارت پرسود دنيا مي باشد. ورود پديده مواد مخدر به عرصه سياست ، اقتصاد و قدرت نگراني جامعه بين المللي را نيز به دنبال داشته است . دراين برنامه به بررسي نقش كارتل هاي قاچاق مواد مخدر در اين معضل جهاني خواهيم پرداخت.

اهداف كارتل ها و باندهاي مافيايي مواد مخدر درسطح جهان بويژه افغانستان (چيست؟)

ماهيت جرم قاچاق مواد مخدر توسط باندها و كارتل هاي مافيايي مواد مخدردرحقوق بين الملل(چيست؟)

اقدامات و راهكارهاي لازم براي مبارزه ملي هريك از كشورهاي جهان با پديده مواد مخدر(كدام است؟)

ابعاد و گستردگي جرايم باندها و كارتل هاي مافيايي مواد مخدر و لزوم مبارزه جهاني با آن(چيست؟)

اهداف كارتل ها و باندهاي مافيايي مواد مخدر درسطح جهان بويژه افغانستان چيست؟

يكي از اهداف سياسي كارتل ها (اتحاديه) و باندهاي مافياي جهاني موادمخدر در كشورهاي توليدكننده، سلطه بر حكومت و سياست است . تا زماني كه مافياي موادمخدر نفوذ لازم را در دستگاه سياست نداشته باشد به راحتي نمي تواند يك كشور را به مركز توليد موادمخدر درجهان تبديل نمايد .آنچه درمورد افغانستان و اهداف سياسي مافيا در اين كشور متصور است، تلاش دستگاه مخوف مافيا براي ادامه بي ثباتي دراين کشوراست، چنانكه ضعيف ساختن حكومت و نفوذ درعرصه قدرت و سياست در افغانستان ، زمينه را براي ناامني و فعاليت آزاد مافياي موادمخدر فراهم مي سازد خطري كه مسئولين و دولتمردان افغان و جامعه جهاني را به شدت نگران ساخته است .در بعد اقتصادي نيز هرچه اقتصاد افغانستان وابسته به موادمخدر باشد به نفع مافيا است چرا كه اين كشور ازنظر خودكفايي و توليد محصولات زراعتي هيچگاه نخواهد توانست به رشد لازم و رفع نيازمندي هاي داخلي دست يابند. در حال حاضرفعاليت باندهاي تروريستي و تأمين امكانات آنان در افغانستان  از محل خريد و فروش مواد مخدر است كه عمدتاً براي ناامن ساختن افغانستان و حملات انتحاري و همچنين سلب حاكميت دولت افغانستان بکار گرفته مي شود. كارتل ها و باندهاي مافيايي با توسل به انواع شيوه ها از جمله شيوع اعتياد در بين نسل جوان و حتي توسعه فساد اخلاقي درميان زنان و اطفال، به گسترش دامنه فعاليت خويش  مي پردازند. چنانچه در افغانستان؛ كشوري كه 5/1 ميليون شهيد براي آزادي خويش داده است به گفته مسئولين و آگاهان امور، مشاهده گرديده است كه مراكز فحشا  در آن داير شده و حتي زناني از بيرون با همين هدف به داخل  افغانستان وارد و خواسته اند به اين ترتيب از طريق ديگري هم به تقويت مافيا بپردازند و روز به روز اين مسئله تقويت شود. در يک جمع بندي بايد گفت که در بُعد اهداف سياسي مهمترين تلاش مافيا، آلوده ساختن دستگاه قدرت و سياست در افغانستان به فساد ، ناامني وعدم تطبيق قانون وترويج نفاق ملي بين اقوام است تا از طريق نفوذ در حكومت، زمينه لازم را براي فعاليت گسترده وتحقق اهداف خود فراهم نمايد،

  ماهيت جرم قاچاق مواد مخدر توسط باندها و كارتل هاي مافيايي مواد مخدر در حقوق بين الملل چيست؟ باندهاي بين المللي قاچاق موادمخدر بسياري از اصول و مقررات حقوق بين الملل را نقض مي كنند و عبور كاروانهاي قاچاق موادمخدر از كشوري به كشور ديگر و ترانزيت انواع موادمخدر از كشورهاي مبداء و توليد كننده، به كشورهاي مقصد، از مسير تعدادي از كشورها صورت مي گيرد و كارتلها و تاجران موادمخدر، سازمانهاي جنايتكار ، گروههاي سازمان يافته، قاچاقچيان بين المللي ، گروههاي معارض با دولت هاي متبوع، برخي از دولت هاي فقير ، قاچاق بين المللي موادمخدر در صحنه بين الملل را برعهده دارند و در اين رهگذر با نقض قوانين مرزي ، جغرافيايي و حاكميت كشورها، اخلال در نظم داخلي و امنيت ملي كشورها ، جرايم و جنايات ديگري از قبيل سرقت ، گروگانگيري وقتل و ... مرتكب مي شوند. قاچاق بين الملل موادمخدر، نه تنها جامعه جهاني را هدف قرار داده، بلكه نوعي مداخله در امور داخلي كشورها محسوب مي گردد و ناقض اصل صلاحيت سرزميني است . حاكميت كشورها در اثر ترانزيت موادمخدر و عبور باندهاي بين المللي قاچاق از كشوري به كشور ديگر ، تهديد مي شود و جرايم موادمخدر با توجه به مفاد كنوانسيونهاي موادمخدر و اتفاق نظر جهاني ، يك فعاليت مجرمانه بين المللي است. لذا قاچاق بين المللي موادمخدر هم از جنبه قراردادهاي بين المللي يك عمل مجرمانه است و هم واجد يك عنصر خارجي است و با نظم حقوقي يك كشور يا چند كشور ديگر مرتبط است و اين جنبه يعني ارتكاب جرايم موادمخدر با عنصر خارجي روز به روز افزايش يافته و امنيت وحاكميت كشورها را تحت تاثير قرار داده است.

 اقدامات و راهكارهاي لازم براي مبارزه ملي هريك از كشورهاي جهان با پديده مواد مخدر كدام است؟ در سطح ملي و داخلي، كشورها بايد با يافتن راهكارهاي موثر در ارتقاء و گسترش همكاريهاي دو جانبه ، چند جانبه، منطقه اي و بين المللي تلاش نمايند. در كنوانسيونهاي بين المللي موادمخدر و داروهاي روانگردان ، كشورها ترغيب شده اند تا جهت ايجاد كانالهاي ارتباطي ، تشكيل گروههاي مشترك در موارد مقتضي ، تبادل پرسنل ، ارائه برنامه هاي آموزشي و در امور تحقيقاتي و آموزش و ... با يكديگر همكاري نمايند. همچنين هريك از كشورهاي درگير پديده مواد مخدر با اتخاذ راهكارهاي تشريك مساعي بين المللي؛ ازجمله: 1- ايجاد و توسعه برنامه هاي تبادل نيروهاي متخصص نظامي و واكنش سريع 2-ارتقاء همكاريها ميان ارگانهاي دولتي 3- تبادل اطلاعات حاصل از تجزيه و تحليل ها و كشفيات موادمخدر و تركيبات اصلي و بسته بندي مواد. 4- تقويت همكاري ميان سازمانهاي كيفري ، سيستم هاي صحي و اجتماعي، جهت كاهش سوء مصرف موادمخدر 5- ارتقاء همكاري ميان مسئولين قضائي 6- همكاري با كشورهاي همجوار جهت تضمين عدم استفاده از حاكميت كشورها جهت قاچاق موادمخدر تهديد عليه امنيت ملي ديگر كشورها، به انسجام مبارزات مشترك خويش جهت مبارزه موثر با كشت و ترانزيت مواد مخدر بپردازند. از ديگرسو همانگونه كه گفته شد قاچاق بين المللي موادمخدر ، در شرايط فعلي ، مرزهاي بين المللي را در هم نورديده و بصورت امپراطوري تجارت بين المللي، حاكميت كشورها را تهديد مي كند. وعلي رغم تلاش هاي ملي و فراملي عليه موادمخدر كه آغاز آن كميسيون سال 1909 در شانگهاي چين مي باشد و به كنوانسيونهاي بين المللي مصوب 1961 و 1971 و 1988 منتهي گرديده، اين پديده همچنان گسترش يافته است و آمار و اطلاعات منتشر شده حاكي از گسترش روز افزون آن درجهان مي باشد.

 ابعاد و گستردگي جرايم باندها و كارتل هاي مافيايي مواد مخدر و لزوم مبارزه جهاني با آن چيست؟ كارتلهاي موادمخدر، قاچاقچيان بين المللي ، باندها و گروههاي سازمان يافته و ارتباط پيچيده و گسترده جرايم موادمخدر و گروههاي سازمان يافته، با يكديگر بصورت پيوسته و متحد يك مشكل و مسئله جهاني را بوجود آورده است. و مبارزه با آن مستلزم همكاريهاي بين المللي كليه كشورها و سازمانهاي بين المللي است. تجهيز قاچاقچيان بين المللي به انواع پيشرفته وسايل ارتباطي ، انواع سلاحهاي سبك و نيمه سنگين ، هواپيما و سيستم هاي مجهز و قوي راديويي، باندها و كارتلهاي بين المللي قاچاق موادمخدر را به سازمانهاي مخوف و پيشرفته اطلاعاتي تبديل كرده كه با استفاده از ابزار و تجهيزات فني پيشرفته و بكارگيري عوامل داخلي با شيوه هاي اطلاعاتي و پوليسي، حمل و نقل و ترانزيت موادمخدر را انجام مي دهند. با ورود اصول پناهنكاري و حفاظت شديد اطلاعات به پديده قاچاق بين المللي موادمخدر ، شناسائي و انهدام باندهاي قاچاق بوسيله دستگاههاي اطلاعاتي و پوليسي كشورها را با مشكلات بسيار مواجه ساخته است و اين مهم با هزينه هاي زياد و كار پوليسي و اطلاعاتي مستمر و پيچيده و طولاني امكانپذير شده است. اين پديده جهاني اگر با عزم بين المللي درعرصه سياست و حقوق مهار نشود و روند رو به رشد آن كاهش نيابد به يك بحران بين المللي غيرقابل مهار تبديل خواهد شد و در حال حاضر نحوه مقابله با پديده موادمخدر، همه كشورها را با معضل داخلي مواجه كرده و ترانزيت و قاچاق بين المللي آن كشورها را به هم پيوند داده و يك مسئله بين المللي ايجاد كرده است . چرا كه قاچاقچيان موادمخدر براي تجارت پر سود خود معمولاً چند گام از دولت ها پيش تر هستند و 214 ميليون معتاد در جهان گوشه اي از ثمره عملكرد آنهاست. با توجه به مطالب فوق، اگر دولت ها و مجامع بين المللي اقدامي جهت محو پديده موادمخدر در جهان صورت نمي دهند، حداقل مهار معضل موادمخدر در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي يك ضرورت اجتناب ناپذير است. براي تحقق اين مهم همكاري منطقه اي و بين المللي بايد به عنوان يك استراتژي موثر در راس برنامه هاي مبارزه با موادمخدر قرار گيرد.

مثلث سياه        15 سنبله 89

دراين برنامه  با عملکرد دوقاچاقبر عمده مواد مخدر هريک حاجي  جمعه خان بلوچ وحاجي باغچو که توسط امريکا يان دستگير و محمکه شده اند  توجه شما راه معطوف نموده سعي ميداريم به اين پرسشها پاسخ دريافت بداريم .

1-حاجي جمعه خان کيست وداراي چه امکانات بوده ؟

2-روابط حاجي جمعه خان با طالبان ومقامات حکومتي  درافغانستان وپاکستان چگونه بوده وبراي انها چه منفعت ها ميرساند ؟

3-گرفتاري حاجي جمعه خان حاجي بشر وحاجي باغچو توسط امريکا چه تاثيري برروند فعاليت قاچاقبران وحاميان انها داشتند؟

4-اتهامات وارده بر حاجي جمعه خان وحاجي باغچو وحمايت انها از طالبان چقدر واقعي ميباشد ؟

5-تدابير مقامات مبارزه بامواد مخدر وگرفتاري قاچاقبران ميلونر چقدر توانسته درتکتيک هاي قاچاقبران وحاميان انها اخلال ايجاد و مثمر جلوه نمايد ؟

مجله هفته وار گاردين در4 سپتمبر سال 2008 مقاله ي تحت عنوان ايا امريکا وبريتانيا ميتواند درجنگ باهيروئين درافغانستان کامياب شوند نوشتند  : حاجي جمعه  خان يکي از20 مردي بشمار ميرود که تجارت 20 بليون دالري هيروئين درافغانستان را دردست دارد . به نوشته  اين مجله سال گذشته مزارع کوکنار توليدات بيسابقه داشته که براي تمويل طالبان بمصرف رسيده است وافغانستان را دچار بينظمي هاي بيشتر گردانيده است طالبان ازسال 2001 ممانت بر کشت مواد مخدر را برداشته وحالا ازتدرک مواد مخدر سالانه افزودبر يکصد ميلون دالر عايد دارد اضافه نموده  علي الرغم کوشش هاي متخصيصين مبارزه بامواد مخدر که بيشتر از شش سال وقت وسه بليون دالر درجنگ با هيروئين بمصرف  رسانيده اند ، تجارت وترانزيت مواد مخدر همچنان رونق يافته است وحاجي جمعه خان مشهورترين قاچاقبر مواد مخدر هنوز هم يک مرغ آزاد است . به نوشته گاردين امپراتوري جمعه خان دربرامچه موقعيت د اشته که عبارت از يک شهرک واقع درتپه هاي شيگي درسرحد پاکستان وافغانستان ميباشد. جمعه خان ازقوم بلوچ بوده که کنترول ساحه برامچه را دراخرين روزهاي تسلط طالبان درسال 2001 بدست اورده وان ر ا به يک مرکز قاچاق مواد مخدر وسلاح تبديل نموده است . شهرک برمچه يک مرکز تخته خيز براي طالبان نيز بشمار ميرود . شورشيان بعداز فراغت از کمپ هاي تريننگ ازطريق همين شهرک طرف شمال يعني هلمند حرکت ميکند . اين شهرک با داشتن کارخانه هاي هيروئين سازي وپروسس سازي مواد مخدر مشهور است : کارخانه دراينجا عبارت از کلبه هاي ميباشد که دران استادان ايراني وغيره کشورها مردان را اموزش هيروئين سازي ميدهد . انها مواد کيمياوي را با کتله هاي چسپناک ترياک يکجا جوشانده تا  به هيروئين تبديل شود . بعدا هيروئين اماده توسط قطارهاي ازموترهاي لندکروزر مملو از افراد مسلح بطرف سرحد ايران برده ميشود تا درانجا مواد فوق بالاي باندها بفروش رسانيده شده وازانطريق به اروپا وروسيه برده شود . جمعه خان بلوچ مصدرقانون وحاکم برمچه بوده سه سال قبل هنگاميکه حکومت ولايتي قواي پوليس سرحدي را به منطقه اعزام نمود 11 افسر گرفتار وتوسط افراد جمعه خان سرزده شدند . قطعات  کوماندوکه شبه نظاميان افغاني اند وتوسط قواي بريتانياوي اموزش ديده اند طي سالهاي قبل از 2008 / 333 عمليات ناموفق  را بالاي جمعه خان اجراي نموده  است اما دريکي از عملياتهاي سربازان  افغاني که بوسيله هليکوپترها درمنطقه ديسانت شدند پنج تن ترياک بدست اوردند  و13 قاچاقبر بشمول 4 ايراني  رااسير نمودند انها اسنادي نيز بدست اوردند که نشاندهنده  عايد 148 ميلون دالر بابت فروش هيروئين وترياک ظرف هشت ماه اخير بود .  جمعه خان برعلاوه برمچه درشهرهاي بندي امارت متحده عربي چون دوبي ابوضبي وشارجه ازپول سياه مواد مخدر جايداد خريده ويک شرکت کوچک کشتي راني را درشارجه بنياد نهاده که ازان براي قاچاق مواد مخدر استفاده ميکند و دارايي حاجي جمعه خان بالغ بر صدها ميلون دالر است .ايشان بين کويته امارات وکابل درسفراست ومديريت کلان تجارت وترانزيت مواد مخدر درمنطقه را بدوش دارد واز نفوذ وشناخت وسيع دربين مقامات برخوردار است وظاهراً تاجر موفق، سخاوتمند  وصادق است .

درسال 2008 مقامات ضد مواد مخدر شواهدي بدست اوردند که گويا رابطه وتماس حاجي جمعه خان باسران طالبان وحزب اسلامي حکمتيار تنگاتنگ است ايشان از عايد تجارت مواد مخدر طالبان را کمک مالي ميکند ودرعوض ازانها تعهد دارد تا کشتزارها ، فابريکات وقطارهاي محموله هاي مواد مخدر ايشان را حمايت امنيتي کند . ايشان همچنان با مقامات سطوح مختلف درحکومات افغانستان وپاکستان رابطه ها دارد وگاه وبيگاه ازحمايتها ي انها نيز باستفاده از پاشاندن پول مستفيد ميشود .ظاهراً همه تلاشها درمنطقه براي گرفتاري جمعه خان نتيجه معکوس داشته  وبالاخره براي گرفتاري وي ازپوليس بين المللي  انترپل کمک مطالبه گرديد و  مذکور  که به شدت تحت تعقيب (دي. اي. ا ) اداره مبارزه بامواد مخدر امريکا يا سوکا اداره مبارزه باجرايم سنگين بريتانا قرارگرفته بود بالاخره درپرواز دوبي - جاکارتا مرکز اندونيزيا درانکشور توسط پوليس دستگير وبه مقامات امريکايي تحويل داده شد که غرض محکمه به امريکا انتقال گرديد . وروز 24اکتوبر 2008 درنيويارک توسط حارنوال به پيشگاهي محکمه حاضر گردانيده شد . وزارت عدليه امريکا درانزمان اعلان کردکه يک افغان متهم به داشتن شبکه بزرگ مواد مخدر که طالبان وشورشيان را تمويل ميکرد بروزجمعه درنيويارک محکمه ميشود . دراين اعلاميه جمعه خان 54 ساله متهم به توزيع مواد مخدربوده که درنظر داشته است تاازان مدرک شبکه تروريستي را تمويل کند . جمعه خان متهم به رهبري يک تشکيلات است که مواد مورفين را بفروش ميرساند ه است که مواد مذکور ازترياک بدست امده به هيروئين هم تبديل شده اندازه مواد مذکور به چهل تن ميرسده که براي دوسال مارکيت امريکا را کفايت ميکرده است .اين بيانيه فاش کرده است که لابراتوارهاي تحت اداره جمعه خان هيروئين باکيفيت بالا را به مقادير بيشتر از100 گرام ، 220 پوند را تهيه وبفروش ميرسانده است . همچنان تاکيده شده است که جمعه خان متهم به اداره حلقه قاچاقچيان مواد مخدر درولايات هلمند وکندهار درجنوب افغانستان ازسال 1999 بااينطرف ميباشد که براساس اين اتهامات هرگاه جمعه خان مجرم شناخته شودتا 20 سال زندان يا حبس ابد محکوم خواهدشد .

برعلاوه حاجي جمعه خان حاجي بشر نورزي ازقندهار وحاجي باغچو از ننگرها رهبران عمده شبکه قاچاقبران افغانستان طي سالهاي اخير توسط امريکايان دستيگر وبدام افتاده است که برروند موفقيت وارتباط قاچاقبران تاثير بساز نموده وباعث اخلال وايجاد وحشت درارتباطات انها گرديده است . يک ماهي بزرگ به گفته افغانها به تور افتاده است . درسال 2005 کارمندان ضد مواد مخدر امريکا حاجي بشر نورزي ، سرکرده يکي از شبکه هاي مواد مخدر درکندهار را بسوب نيويارک بازي دادند . نورزي بفکر اين بود که براي جلب حمايت امريکايي ها راجع به طالبان اطلاعات بدهد . اما کارمندان وي را دريک هوتل هوشيار درمنهاتن امريکا جاي دادند وبشکل خيلي دوستانه تقريبا براي يکهفته مورد بازپرسي قراردادند . مگر درروز 13 کارمندان اورا درمقابل قاضي اوردند .درضمن امريکايان بتاريخ 29جون 2009 حاجي باغچو را که ظرف هشت ماه بيشتراز 100 ميلون دالر بابت تجارت مواد مخدر مفاد کرده است دستگير وبه ميز محکمه کشانيده است . مذکور بحيث گرداننده يک سلسله کارخانه هاي پيشرفته هيروئين سازي معرفي شده است که مواد مخدر را به چندين کشور غربي ميفرستاده است . وي متهم به واردکردن مواد مخدر به امريکا وداشتن رابطه سمبوليک با طالبان است که دربدل پرداخت پول به طالبان موفق بود تا فابريکات هيروئين سازي پيشرفته خودرا بچلاند .اما به قول اگاهان اين طريقه گرفتاري ها  براي بار دوم کارنميدهد . لهذا ضروراست تا سيستم قضايي افغانستان ازتهداب ساخته شود . زيرا به گفته امريکايبي ها زيربناهاي لازمي خيلي فرسوده است ، پوليس تريننگ درست ندارد وفاسد است وهرزمانيکه قاضي افغان يک قاچاقبر عمده را روانه زندان ميکند درظرف چند هفته به امر يکي از مقامات عاليرتبه افغاني ازاد ميگردد که اداره مبارزه با مواد مخدر اين نوع اجرات را عدالت تليفوني مينامد .

نقطه مهم اينست که اتهامات وارده ازسوي وزارت عدليه امريکا عليه متهامان هريک حاجي جمعه خان بلوچ ، حاجي بشر نورزي وحاجي باغچو چقدر واقعي است . ايا انها واقعاً رهبران گروه توليد وتجارت مواد مخدر درافغانستان بودند وباگرفتاري شان سلسله فعاليت انها اسيب ديدند  . ايا ازمفاد ماهوارانها که ده ها مليون دالر بوده درحمايت مالي طالبان وچرخش ماشين جنگي طالبان استفاده ميشد وايا تنها انها بودند که بايد گرفتار وبه ميزمحکمه کشانيده ميشدند يا ده ها وصدهاقاچاقبر ديگر همچنان هستند که سزاوار چنين پاداش ميباشد . بادرک همه  اين واقعيت ها که مواد مخدر يک ضلع ازمثلث سياه تروريزم وفساد اداري است و درپيوند ومشارکت باهم رشد وامرار حيات مينمايند که رابطه مستقيم بر حيات مردم دارد زيرا دردنياي مدرن امروزي ميلياردها دالر عايد مواد مخدر بشکلي ازاشکال درگردش اند بناً گرفتاري افراد وواردکردن اتهامات عليه انها باوجودانکه نتايج اميدوارکننده براي کاهش وضعيت کنوني دارد نيازمند تدابير وتلاش هاي مخلصانه براي افشاي چهره هاي مخرب مردم هستند زيرا اگرچنين اتهامات که بموجب ان افراد منحيث قاچاقبران عمده گرفتار ميگردد واقعي باشد مبارزه باپديده مواد مخدر ، جلوگيري از گسترش ان وتلاشها براي شکست مقاومت طالبان واقعي وممکن خواهد گرديد . ايا چنين گرفتاري ها ي انگشت شمار ميتواند روحيه ، تلاش وجسارت قاچاقبران را کاهش دهد ومانع افزايش تجارت وفعاليتهاي انها درمنطقه وجهان گردد.

باوجود همه خوش باوري ها ، وضع لوايح ، تريننگ پوليس وقضات ، توظيف واستخدام افراد ماهر وهزينه ميلياردها دالر درامر مبارزه بامواد مخدر جهت کاهش تجارت وترانزيت ان به نظر ميرسد که براي موفقيت هنوزهم راه درازوسالهاي طويل درپيشروست . تدابير اتخاذ شده از سوي نهادهاي مبارزه بامواد مخدر ملي وبين المللي همچنان با چالش ها وخم وپيچ ها مواجه است . وکمترين اثري درانحلال فعاليت قاچاقبران وحاميان انها از خود بجاه نه گذاشته است . قاچاقبران بصورت متواتر روش هاي جديد وتکتيک هاي ناب براي موفقيت شانرا به صحنه وارد ميکند . انها قسمتي ازعايدشانرا وقف سرمايه گزاري بالاي افراد در سطوح تصميم گيري حکومات ، حمايت ازقانون گريزان ، خرابي اوضاع امنيتي وتشويق طالبان به ادامه جنگها مينمايند وبدينوسيله با اتخاد تدابير وتکتيک هاي متعدد مانع صدمه رسانيدن به خود وتجارتهاي شان ميگردد. که اين تلاشهاي انها باعث ميگردذد تا تدابير مقامات مبارزه بامواد مخدر را ناموفق جلوه دهد . روي اين اصل بصورت کل نيازاست تا درمقابل تحرکات نظم وزنجيره يي قاچاقبران که حيات انسانها ، ثروت کشورها وهويت دولتها را خدشه دار ميسازد تدابير واستراتيژي هاي سنجيده شده وکارساز وضع وعملي گردد تا حلقه وصل انها از هم گسيخته شود ، مديريت شان پريشان وناتوان گردد ، سطح اگاهي مصرف کننده ها ومتضررين بالا رود تدابير ومانورهاي تبليغي اوپراتيفي واقدامات جدي کشفي وتجسسي اتخاذ شود تا مانع افزايش تجارت وفعاليتهاي انها درمنطقه وجهان گردد.

بيننده هاي گرامي اين بود داشته هاي اين هفته  مثلث سياه که تقديم تان گرديد اميد استفده لازم نموده باشيد وبا ارسال نامه الکترونيکي نظريات وديدگاه هاي تانرا جهت غنامند شدن برنامه باما شريک سازيد تا برنامه بعدي الله نگهدار .

برنامه مثلث سياه          تاريخ: 8-6-89

موضوع: تفاوت افغانستان باکشور عربستان سعودي درمبارزه با مواد مخدر درچيست؟

بينندگان محترم تلويزيون افغان و همراهان برنامه مثلث سياه! سلام، دراين برنامه به تحليل وضعيت مبارزه با مواد مخدر در دو كشور اسلامي افغانستان و عربستان سعودي پرداخته وبا استفاده از نظريات كارشناسان به ارائه راهكارهاي عملي در سايه استفاده از تجارب موفق اين كشور در مبارزه با پديده قاچاق مواد مخدر خواهيم پرداخت:

وضعيت مواد مخدر درعربستان سعودي

برخورد دستگاه قضايي دولت عربستان سعودي با مجرمين مواد مخدر

تدابير وسياستهاي دولت عربستان سعودي براي پيشگيري از ورود مواد مخدر توسط حجاج ديگر كشورها

مقايسه اعمال مجازاتها و سياستهاي دولت افغانستان و عربستان سعودي در زمينه مبارزه با مواد مخدر

کشور عربستان سعودي يكي از كشورهاي خاورميانه و هم مرز با خليج فارس و درياي سرخ مي باشد. اين کشور، ازجنوب با كشور يمن همرز مي باشد. هم چنين عربستان سعودي با عراق، اردن، کويت، عمان، قطر، امارات متحده? عربي مرز مشترک دارد .  تمام اعتبار و شهرت اين كشور مربوط به سابقه تاريخي آن و ظهور اديان بزرگ آسماني بويژه دين مبين اسلام و قرارگرفتن خانه كعبه، قبله مسلمين عالم، در شهر مكه است. از لحاظ ثروتهاي طبيعي و معادن نظير ذخاير عظيم نفت، عربستان سعودي يكي از غني ترين كشورهاي جهان محسوب مي گردد. قوانين حقوقي عربستان سعودي براساس فقه حنبلي است و دربرخورد با اجراي احكام از قاطعيت و جديت زيادي بهره گرفته است. پديده مواد مخدر كه معضلي جهانيست، در عربستان مانند ساير كشورهاي جهان از معضلات اجتماعي خطرناك محسوب ميگردد. علي رغم قوانين سختگيرانه عربستان سعودي در مبارزه با مواد مخدر، درحال حاضر مقادير هنگفتي از مواد افيوني و روانگردان كمياوي نظير قرصها و تابلت هاي هيجان آور روانگردان و نيز مقادير كمتري، مواد مخدر سنتي و طبيعي در عربستان توليد و به كشورهاي ديگر حاشيه خليج، نظير ايران صادر مي گردد.

براساس مقررات جزايي و كيفري عربستان سعودي  همراه داشتن هرگونه ادويه گياهي، مسكّن و داراي مواد مخدر يا مواد مخدر و تابلت ‌هاي روانگردان، جرم محسوب شده و بر حسب مقدار، مجازات 2 تا 10 سال حبس خواهد داشت . در قوانين عربستان سعودي، اعتياد و سوء مصرف به هر گونه مواد مخدر و روان‌گردان مجازاتي برابر حبس از يک تا 2 سال داشته و بعضا در صورت اثبات جهت فروش،‌ حكم اعدام را براي بازداشت شده در پي خواهد داشت در عربستان سعودي علاوه بر قانون فوق العاده سخت گيرانه اي که براي مبارزه با مواد مخدر وجود دارد، قضات مختار به عمل/ به تشخيص خود در تعيين مجازات فرد مجرم هستند که به طور معمول بسيار شديدتر و خشن تر از احکامي است که در قانون پيش بيني و مقرر شده است. قضات سعودي براين باورند که کشف مواد مخدر در نزد فرد ، خود سند و مدرک کافي دال بر مجرم بودن او مي باشد و از اين رو هيچ استدلال و بهانه اي مسموع نخواهد بود. برحسب قانون مبارزه با مواد مخدر سعودي، زندانهاي طولاني مدت و جريمه بسيار سنگين کمترين مجازات فردي است که مواد مخدر و يا مشتقات آنرا به هر شکل و ميزان همراه داشته باشد و به علاوه قضات مختارند که حتي حکم گردن زدن فرد حامل را صادر کنند .

عربستان سعودي به دليل موقعيت داشتن خانه كعبه قبله مسلمانان عالم از قداست و اهميت فوق العاده بالايي در بين ملتها و سرزمين هاي اسلامي برخوردار است. شهرهاي مكه و مدينه در اين كشور همه ساله پذيراي ميليونها زائر مسجد الحرام و بارگاه و مسجد ملكوتي نبوي ، از سراسر جهان مي باشد. به تناسب آمار بلند حجاج و زائراني كه به عربستان سعودي سفر ميكنند تعداد قاچاقبران و سودا گران مرگ نيز كه در هيئت و لباس حجاج وارد اين كشور مي شوند افزايش مي يابد، بناء دستگاه امنيتي اين كشور دراين مسير با مشكلات و پيچيدگي هاي زيادي مواجه اند. درنتيجه مسئولان سعودي، حساسيت ويژه‌اي نسبت به مواد مخدر دارند. حتي در گذرنامه‌هايي هم که براي حجاج صادر مي‌شود، به ممنوعيت ورود مواد مخدر به کشور عربستان اشاره شده است. آمار کشفيات نيروهاي امنيتي اين كشوردر سال‌هاي اخير، ميزان موادمخدر کشف شده ، تنها از حجاج ايراني دريك سال را حدود 10 کيلوگرم در سال و تعداد حاملان آن را حدود 500 نفر نشان مي‌دهد . دستگاه قضايي عربستان سعودي، برخوردي قاطعانه و غيرقابل اغماض در مقابل قاچاقبران مواد مخدر داشته و با قاطعيت و جديت احكام مربوطه را بر مجرمان تطبيق مي نمايند.

همانگونه كه اشاره گرديد پديده قاچاق مواد مخدريك معضل جهاني بوده و اكثريت كشورهاي جهان به شكلي از اشكال با اين معضل دست به گريبان مي باشد. هدف از اين برنامه مقايسه وضعيت مبارزه با مواد مخدر در كشورهاي افغانستان به عنوان بزرگترين توليد كننده مواد مخدر جهان و كشور عربستان سعودي به عنوان بزرگترين كشور ميزبان حجاج و توريست هاي مسلمان ازسراسر جهان مي باشد. ازسويي نيز ميزان فزاينده قاچاق مواد مخدر و جرايم سازمان يافته مربوط به آن در افغانستان و ناكامي هاي مكرر دولت افغانستان با وجود حمايتهاي جامعه جهاني دراين كشور مي طلبد تا به منظور يافتن راهكارهاي موثر دراين مسير مقايسه اي بين وضعيت كشورهاي مشابه ازلحاظ ديني و فرهنگي انجام و از نقاط قوت و تجربيات مثبت كشورهاي پيشگام در امر مبارزه با مواد مخدر در كشورهاي ديگر استفاده گردد. كشورعربستان سعودي با وجود مرزهاي گسترده و ميزان بالاي مبادلات تجاري و توريستي نسبت به افغانستان با جهان خارج، كارنامه اي موفق در امر مبارزه با مواد مخدر نسبت به افغانستان و بسياري كشورهاي منطقه دارا مي باشد. يكي از مهمترين عوامل كاميابي عربستان دراين راه، همانا قاطعيت، شفافيت، جديت و مصونيت نسبتا بالاي دستگاه قضايي و امنيتي اين كشور در مبارزه با پديده هاي مجرمانه ، ازجمله در برخورد با پديده مواد مخدر مي باشد. بالعكس در افغانستان روند معكوس همين عوامل يعني عدم قاطعيت، شفافيت، جديت و فساد بالاي دستگاه هاي قضايي وامنيتي موجب سير صعودي قاچاق مواد مخدر و افزايش نگران كننده شمار معتادين دراين كشور مي باشد. مجازات اعدام به شيوه هاي مختلف از جمله گردن زدن در ملأ عام يكي از شيوه هاي متداول دولت عربستان در مقابل قاچاقبران مواد مخدر مي باشد. به باور برخي نويسندگان و كارشناسان حقوق، يكي از عوامل موثريت قوانين جزايي، تقويت جنبه ترسانندگي و بازدارندگي آن مي باشد كه مجازات اعدام و قصاص از جمله اين مجازات ها مي باشد كه به وسيله رعب و وحشتي كه در مجرمين ايجاد مي نمايد، به ميزان بسيار بالايي بر كاهش جرم تاثير مي گذارد. نمونه عيني  و موفق اين شيوه كشور عربستان سعودي است كه بدون اغماض و به راحتي مجازات اعدام را درمورد قاچاقبران مواد مخدر اجرا مي نمايد. اما بالعكس در افغانستان هيچ خبري از اجراي احكام و مجازات هاي قانوني در مورد سوداگران مرگ و قاچاقچيان مواد مخدر به چشم نمي خورد و همين امر باعث جسارت آنان و افزايش قاچاق مواد مواد مخدر و متعاقبا افزايش آمار معتادين مي گردد. همه اين مسائل در نهايت، توجه جدي مسئولين مبارزه با مواد مخدر در افغانستان را جهت توجه بيشتر در اين امر مي طلبد.

مثلث سياه                  تاريخ: 2/6/89

موضوع: افغانستان درحال تبديل شدن به اولين کشور مصرف كننده  مواد مخدر درجهان مي باشد.

همراهان صميمي تلويزيون افغان! سلام برشما بايكي ديگر از مجموعه برنامه هاي مثلث سياه درخدمت شما هستيم.

سرنوشت افغانستان که  از اولين کشور توليد کننده به اولين کشور مصرف کننده مبدل ميشود به كدام سو درحركت است؟

افزايش متعادين باعث چه دردسرها به نظام وجامعه ميگردد؟

ازمتعادشدن کتله هاي وسيع مردم چه كساني نفع مي برند ؟

چرا راهکارهاي مبارزه با اعتياد کارسازنيست ؟

سالهاست كه افغانستان بيشترين شهرت خود را دركنار مسائلي چون جنگ و ناامني، مديون توليد بي امان و سرسام آور مواد مخدر و داشتن مقام اول توليد آن درجهان مي باشد. روند توليد مواد مخدر كه در دوران حكومت طالبان شكل قانوني به خود گرفت، سير صعودي يافت و بعد از حوادث 9 سال اخير علي رغم تلاش ها و مبارزات و شعارهاي دهان پركن بسيارو حضور ده ها هزار نيروي اردو و پليس مبارزه با مواد مخدر درسايه همكاري و حمايت نيروهاي ناتو، نسبت به زمان طالبان به ده ها برابر افزايش يافته است. اخيرا سونامي ديگري با حركتي خزنده و خطرناك درحركت است و مي رود تا فاجعه اي ديگر را براي افغانستان شكل دهدم. براساس آمارهاي مسئولين وزارت مبارزه با مواد مخدر و ساير نهادهاي كشوري و بين المللي درحال حاضر بيش از يك ميليون نفر در افغانستان مصاب و معتاد به مواد مخدر مي باشند كه اين رقم، رقمي بسيار چشمگير و نگران كننده است و افغانستان را ازاين حيث دركنار بزرگترين كشورهاي داراي معتادين قرار مي دهد و روند حاضر حاكي ازآن است كه اين كشور درحال مبدل شدن به بزرگترين كشور مصرف كننده مواد مخدر مي باشد. به راستي با اين وضعيت سرنوشت افغانستان به كدام سو درحركت است؟

افزايش شمار معتادين مساوي است با افزايش بيماران صعب العلاجي كه باردوش جامعه مي گردند و هزاران آفت و ناهنجاري اجتماعي را نيز با خود به همراه دارند. يك فرد معتاد علاوه براين كه يك بيمار جسمي، روحي و رواني است.  جرائمي از قبيل؛ دزدي، فحشا و فساد اخلاقي و ده ها حالت رفتاري نابهنجار ديگر را برجامعه تحميل مي كند. در بعد اقتصادي نيز افزايش شمار معتادين صدمات و هزينه هاي سنگين و غيرقابل جبران را برجامعه وارد ميسازد. چرا كه علاوه بر عدم كارآيي و فعاليت مفيد معتادان همه روزه و همه ساله مبالغ هنگفتي صرف درمان و مداواي معتادين درجامعه مي گردد.در بعد ملي؛ باعث ايجاد سازمان ها و تشكيلات متعدد با بودجه هاي بالا و فعاليتهايي كه هيچ گونه جنبه توليدي وانتفاعي نداشته بلكه تنها و تنها موسسات و سازمانها و وزارتخانه هاي غيرانتفاعي نظير وزارت مبارزه با مواد مخدر مي باشند كه خود در افزايش هزينه هاي دولت و كسري هاي مالي كشور نقش به سزايي دارد. اينها همه جزء اندكي،  از معضلات ودردسرهايي است كه افزايش آمار معتادين براي نظام و حاكميت حاكم برجامعه ايجاد مي كند و قطعا عمق فاجعه بيش از اين هاست!

 بدون شك هيچ معلولي بدون علت نمي باشد و وضعيت اسفبار حاكم برجامعه از جمله گراف بالاي توليد و مصرف مواد مخدر در افغانستان يك پديده تصادفي نمي باشد بلكه دلايل متعددي در پشت اين مسئله قرار داد. آنچه مسلم است: از افزايش نابساماني ها و آشوب ها و افزايش آفت ها درهر جامعه اي عده اي خاص منتفع مي گردند و از لحاظ اقتصادي منافعي را صاحب مي شوند. كه همين عنصر نفع و زيان ( چه مالي و اقتصادي و چه سياسي و اجتماعي و فرهنگي) باعث ايجاد موج هاي مثبت يا منفي در جريان اين مسائل در متن جامعه مي گردد. لذا بايد گفت كه با افزايش ميزان توليد مواد مخدر كه حرف و حديثي به درازاي شايد ده ها و صدها سال دارد و نيز افزايش آمار معتادين مواد مخدر؛ عناصر و حلقات خاصي در جامعه، به منافع و عوايد سرشار و سرمايه هاي باد آورده ي فراواني مي گردند. كه مافياي مواد مخدر و قاچاقبران و سوداگران مرگ درصدر اين سودجويان و منتفعين مواد مخدر مي باشند. دركنار اين گروه، انگيزه هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، با دخالت هاي هدف دار دولتها و گروه هاي مخالف و متخاصم نيز در افزايش ميزان توليد و خاصتا مصرف مواد مخدر دخيل مي باشند. و بايد از نظر نداشت كه نفع مادي و معنوي مافياي مواد مخدر بوسيله اشاعه فساد در درون حكومت و تضعيف دولت و نهاد هاي مبارزه با مواد مخدر يكي از دلايل اصلي افزايش شمار معتادان مواد مخدر در هر كشوري مي باشد كه افغانستان يكي از نمونه هاي عيني اين مسئله است.

دليل ناكارايي راهکارهاي مبارزه با اعتيادمواد مخدر چيست ؟ پديده اعتياد به مواد مخدر يك پديده ي جهانيست. درد مشتركي دربين تمام جهان بشريت است كه عزمي جهاني را مي طلبد تا درمقابل اين كابوس وحشتناك و عالمگير بايستد و سايه شوم آن را از زندگاني ميلياردها انسان در سرتاسر جهان كنار زند.  جهان درحال حاضر به خوبي به اين حقيقت پي برده است و تلاشه و همگرايي هاي متعددي دراين زمينه، درمقاطع مختلف و نقاط گوناگون جهان درحال اجراست. اين تلاش ها، علاوه بر تلاش هاي جداگانه از سوي هرحكومت و جامعه درمقابل اعتياد به مواد مخدر مي باشد. اما عليرغم تمام اين راهكارها وتلاش هاي جهاني و منطقه اي، باز هم جهان شاهد گسترش روزافزون آن مي باشد. از يك نكته نبايد غافل گشت كه درهر مبارزه و پيكاري نبايد از عوامل فرهنگي و رسوم منطقه اي و محلي غافل گشت. قاچاقبران و مافياي مواد مخدر با استفاده از فاكتورهاي منفي و ناپسند فرهنگي و اجتماعي از قبيل خرافات، بي سوادي و فقر مادي و فرهنگي به گسترش و اشاعه مصرف مواد مخدر دربين جوانان مبادرت مي ورزند. و هكذا درباره توليد آن./ بنابراين درناكامي و عقيم ماندن طرح ها و برنامه هاي مبارزه با كشت، توليد، قاچاق و مصرف مواد مخدر عوامل مختلفي ، ازجمله فقرمادي و بيكاري، فقرفرهنگي و بي سوادي و عدم آگاهي از مضرات مواد مخدر و ديگر مولفه ها دخيل است كه بايد از سوي مسئولين و اولياي اموربه طور جدي مورد توجه قرار گيرد.

مثلث سياه                            تاريخ: 24/5/89

موضوع: تاثير فروش مواد مخدر دربازار هاي افغانستان وعلل ضعف نهادهاي کشفي دراين خصوص

نحوه دسترسي معتادين به مواد مخدر مورد نياز دركشور (چگونه است؟)

فروشنده ها ازچه ميکانيزمي براي فروش متفرقه مواد مخدر استفاده مينمايند ؟

نقش قاچاقبران دراشاعه و گسترش اعتياد و مصرف مواد مخدر و افزايش شمار معتادين

علت عدم كاميابي ارگانهاي كشفي در گرفتاري قاچاقچيان مواد مخدر(چيست؟)

قاچاقبران توسط چکنه فروشان درداخل افغانستان  هرروز به ارزش دوميلون دالر مواد مخدر توزيع  مينمايند مسوول ادامه اين فعاليت هاي انها واضراراقتصادي واجتماعي ان کيست ؟

براساس قانون اساسي و سايرقوانين نافذه افغانستان؛ كشت، خريد و فروش و مصرف مواد مخدر، غيرقانوني و ممنوع مي باشد. و ارگانهاي كشفي و امنيتي كه قانون به منظور حفظ و حراست حريم جامعه از گزند آفتها و آسيب هاي اجتماعي پيش بيني كرده است موظف هستند تا با توسل به شيوه هاي مفيد و موثر و استفاده از امكانات و راه حل هاي قانوني، به مبارزه جدي با پديده خطرناك مواد مخدر، در همه مراحل، اعم از مرحله ي كشت، ترانزيت و توزيع و حمل ونقل و نيز استعمال مواد مخدر بپردازند. اما آمارهاي اعلام شده از شما معتادين به مواد مخدر حكايت از اين حقيقت تلخ دارد كه دركنار افزايش ميزان كشت و توليد مواد مخدر درافغانستان شمار معتادين و مصرف كنندگان مواد مخدر نيز به نحو خطرناكي افزايش يافته است. اين روند اين سوال را خلق مي نمايد كه معتادين و مصرف كنندگان مواد مخدر از كدام راه ها مواد مورد نيازخويش را تامين مي نمايند. با موجوديت قوانين و مقررات سخت گيرانه و مجازات هاي سنگين براي عوامل توزيع و مصرف مواد مخدر چگونه بازهم اين پروسه ناكام است؟ دركنار زيركي و شيوه هاي ظريف و عجيب قاچاقچيان مواد مخدر، جزاينكه فساد درداخل ارگان هاي كشفي و امنيتي كشور باشد تصور ديگري براي پاسخ به اين سوال مشكل است. يعني تنها يك جواب باقي مي ماند كه قاچاقبران و برخي عناصر فاسد موجود درحكومت دست شان دريك كاسه است و از يك دسترخان مشترك؛ شكم خود و بستگان خود را به قيمت نيستي و بيچارگي و سيه روزي هزارن انسان غافل و دربند ديگر سير مي نمايند.

قاچاقچيان و فروشندگان مواد مخدر به منظور توزيع مواد مخدر و پيشبرد تجارت شوم خويش كه همانا   "تجارت مرگ و نابودي انسان" است؛ از شيوه ها و مكانيزم هاي پيچيده و مختلفي سود جسته اند. به موازات پيشرفت و تحول در امكانات و شيوه هاي پليس و ارگان هاي امنيتي و كشفي براي مقابله با قاچاق مواد مخدر، قاچاقبران و سوداگران مرگ نيز هميشه يك گام از پليس و قانون،پيشتر بوده اند. گاهي اين پيشرفت ها در بكارگيري از امكانات و صنعت و تكنالوژي روز است كه باندهاي مافيايي و قاچاق مواد مخدر مجهز به انواع اسلحه، اسباب و امكانات روز هستند و گاهي نيز از شيوه ها و طرزالعمل هايي استفاده مي كنند كه كمتر كسي متوجه فعاليت آنان گردد. استفاده از اطفال و كودكاني كه گاها در لباس گدايي گران مصروف تكدي گري در جاده ها و سرك هاي شهرهاي كشور مي باشند يكي از اين شيوه هاست. ونيز استفاده از غفلت و بيخبري برخي مسافرين و اشخاص ناآگاه براي جابجايي بسته هاي مواد مخدر تحت عناوين گوناگون و ده ها مورد شگفت انگيز و دور ازذهن ديگر راه هاي رسيدن آنان براي رسيدن به مقاصدشان مي باشد. دركنار تمام اين شيوه ها، درافغانستان؛ كمتر نياز به استفاده از اين ابزار يا شيوه ها احساس مي گردد زيرا شبكه گسترده و زنجيره اي مواد مخدر با استفاده از رخنه و نفوذي كه به پيمانه ي وسيع در درون ارگانها و نهادهاي حكومتي دارند توانسته اند در بهترين شكل به اجراي تجارت مرگبار خويش بپردازند و ضعف و گسترش فساد در دستگاههاي كشفي، امنيتي و استخباراتي حكومت توسط باندهاي توزيع و فروش مواد مخدر، يكي از مهلك ترين و خطرناك ترين شيوه ها و مكانيزم هاي مافياي مواد مخدر مي باشد.

براساس علم اقتصاد بازار تابع دو فاكتور اصلي عرضه و تقاضاست. بازار مواد مخدر نيزازاين قاعده كلي و علمي مستثني نمي باشد. يعني ميزان عرضه و فروش مواد مخدر درتمام نقاط دنيا تابع تقاضاي مصرف آن    مي باشد. قاچاقبران و شبكه گسترده ي مافياي مواد مخدر همانگونه كه اشاره گرديد مجهز به آخرين و مدرن ترين ابزار و راهكارها و شيوه هاي علمي و فني روز مي باشند و با اشراف كامل به اصول علمي تجارت و اقتصاد به رونق روزافزون تجارت و بازار خويش مي پردازند. آنان با استفاده از نقاط ضعف و خلأ هاي فرهنگي و اجتماعي و وقوف كامل به ميزان بي سوادي و عدم آگاهاهي هاي عمومي و انگشت نهادن به آداب، رسوم و عنعنات غلط اجتماعي موفق به گسترش و اشاعه ي مواد مخدر درجامعه گشته اند. فريب، اغواگري و سوء استفاده از انرژي سرشار جوانان و نوجوانان نيز يكي از بهترين عوامل سوق دادن آنان به سوي مواد مخدر مي باشد كه قاچاقبران به بهترين وجه ممكن از اين نكات و خلأ ها استفاده نموده و درضمن گسترش اعتياد درجامعه ، بازار توليد و توزيع مواد مخدر درجامعه را به نحو دلخواه خويش كنترول و به پيش مي برند. نتيجه اين فرايند به اضافه ضعف و فساد درد آور موجود در درون حكومت افغانستان، مرگ، تباهي و بربادي ميليونها جوان وانساني است كه مي توانستند در مسير يك زندگي سالم و سرزنده و ايجاد جامعه اي شاداب و بالنده قرارگيرند.

علت ناكامي دستگاه هاي كشفي و امنيتي كشور در گرفتاري قاچاقبران و عاملان توزيع مواد مخدر چيست؟ اين سوالي است كه درعين سادگي به كَرات از مطبوعات و رسانه ها به گوش رسيده است و به تعدادِ دفعات ِ طرح اين سوال، پاسخ دريافت كرده است. اما پاسخ مشترك همه پاسخ دهندگان به اين سوال، يك چيز است : فساد در ارگانهاي كشفي و امنيتي و پليس كشور! اين فساد منحصر در امور مربوط به مواد مخدر نمي گردد بلكه اين رشته سر دراز دارد و همچون پيله اي كه كرم ابريشم را دراحاطه دارد، تمام ابعاد و شئونات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي افغانستان را محاصره نموده است.  خريد و فروش آسان و آزادانه مواد مخدر در جامعه شاهد زنده اين مثال است. به دفعات متعدد مشاهده شده است كه فروشندگان اصلي و عمده مواد مخدر بدون مزاحمت و درد سر ارگان هاي امنيتي كشور به خريد و فروش و قاچاق مواد مخدر مصروف بوده اند. هكذا درمورد فروشندگان پرچون و جزئي مواد مخدر، يعني همان سلسله مراتب فساد در درون حكومت عينا در بين قاچاقبران مواد مخدر مراعات مي گردد. به اين مفهوم كه زدوبندهاي بين قاچاقچيان پايين رتبه مواد مخدر با مامورين پايين رتبه دولتي و قاچاقبران عمده و سران مافيايي با روسا، مديران و دولتمردان بلند رتبه، دليل اصلي حفظ وضعيت اسفبار موجود مي باشد. و تازماني كه اين ارتباط دوسويه نشكند، روياي ريشه كني پديده مواد مخدر، خايلي باطل است.

فرجام بحث و سخن بدين جا مي رسد كه مسئول اين آشفتگي وضعيت كشور و گرمي بازار سوداگران مرگ و مافياي مواد مخدر كيست؟ براساس برخي آمارها در حال حاضر قاچاقبران توسط چكنه فروشان و ساير عوامل شان در جامعه و بازار، روزانه مواد مخدري به ارزش دوميليون دالر را در جامعه توزيع و مرگ و فنا و تباهي را به خورد جوانان و فرزندان برومند اين سرزمين مي دهند. پيامد مصرف اين ميزان از مواد مخدر تنها نابودي يك ميليون جان شيرين انسان هاي اسير طاعون مواد مخدر نمي باشد بلكه براثر چرخش و دوران اين پديده شوم، تمام اجزا و ابعاد و زواياي مختلف جامعه متحمل ضربات و آسيبهاي مهلك و مرگ آور ميگردند. زيرا نخستين نتيجه و پيامد گسترش قاچاق و اعتياد مواد مخدر دريك جامعه ؛ ضعف و فساد حكومت و نظام حاكم برآن جامعه است. ناگفته پيداست كه نقش حكومت دريك جامعه برابراست با نقش سر در بدن. بنا براين درصورت فساد سر مي توان انتظار وجود بدني سالم و فعال را داشت؟! آشكار است كه سرانجام ادامه وضع موجود فساد و مرگ و نيستي تمام اجتماع است. اينجاست كه به اهميت اين سوال پي مي بريم كه مسئول كيست؟ تنها حكومت و زيرمجموعه هاي آن يا مردم ، رسانه ها، مطبوعات، نهادهاي فرهنگي و اجتماعي و ديني و مدني؟ و يا اينكه في الجمله تماما اجزا و عناصر تشكيل دهنده اجتماع در قبال سرنوشت خويش مسئول است. همانند كشتي طوفان زده اي كه درصورت ايجاد شكاف با تمام اجزا اعم از ناخدا و سكاندار و ملوان و مسافر در قعر دريا غرق خواهند شد؟!

برنامه مثلث سياه               تاريخ: 18/5/89          موضوع: اسلام و مواد مخدر

بينندگان محترم برنامه مثلث سياه! سلام برشما، درادامه سلسله برنامه هاي گذشته مثلث سياه كه به علل و عوامل و صدمات  و اضرار جبران ناپذير مواد مخدر مي پردازد و ازآنجايي كه افغانستان يك كشور اسلامي است و درقانون اساسي نيز كه براساس اسلام تبيين گرديده است كشت و استعمال مواد مخدر جرم محسوب مي گردد، اين هفته با موضوع تحت عنوان اسلام و مواد مخدر درخدمت شما عزيزان هستيم و موضوعات آتي را به بحث خواهيم گرفت:

نگاه كلي اسلام به مواد مخدر

مصرف مواد مخدر از نظر فقه اسلامي

خريد و فروش مواد مخدر ازنظر اسلام

وظيفه و رسالت عالمان دين در مبارزه با پديده مواد مخدر

نگاهي بر گردهمايي سه روزه علماي ديني دركابل با موضوعيت مواد مخدر

بدون شك، مکتب اسلام به عنوان يک دين زنده و پويا در قبال مسائل جاري و مشکلات روز از قبيل مواد مخدر و اعتياد بدون راي و نظر نيست. و عالمان و انديشمندان و مبلغان ديني به عنوان پرچم داران اصيل و تواناي مکتب اسلام، بايد پيام اسلام را به گوش مردم رسانيده و موجب بيداري آنان گردند. از ديد انديشمندان پنهان نيست که از ميان انواع مبارزه، ريشه اي ترين تلاش در راه مقابله با پديده شوم اعتياد به شکلي که بتواند جامعه را در مسير پيش گيري از اين آفت محافظت کند، پرداختن به فعاليت فرهنگي در زمينه هاي گوناگون اعتقادي، فکري، هنري، تبليغي و غيره است. تلاش بي وقفه فرهنگي است که تضمين کننده اثربخشي فعاليت در ساير بخش ها است .  در اين مسئله شكي وجود ندارد كه ديني كه براي جزئي ترين و ساده ترين مسائل و مشكلات انسانها راه حل و حكم خاصي دارد به طريق اولي درقبال پديده شوم و خانمان براندازي نظير مواد مخدر و اعتياد به آن كه روزانه صدمات مادي و معنوي هنگفت و جبران ناپذيري به پيكره ي جوامع بشري وارد مي سازد بي تفاوت نباشد. بناء از بايد ديد كه نگاه كلي اسلام به مواد مخدر چيست؟

در اين که اعتياد به مواد مخدر يکي از مصاديق بارز اسراف و تبذير است، ابهامي وجود ندارد، در آيين نوراني اسلام، در مورد منکر و حرام بودن اسراف، قرآ ن کريم در آيات متعددي بدان پرداخته است و از نگاه احاديث نبوي، چون غالب مواد مخدر در دوره هاي اخير پديد آمده اند و در زمان پيامبر گرامي اسلام (ص) نبوده است، لذا انتظار نمي رود که از آن ها در روايات به طور خاص سخن به بيان آمده باشد گرچه در ميان اخبار و روايات رسيده از طريق شيعه و اهل سنت، رواياتي به چشم مي خورد که از برخي از مواد مخدر ياد شده است .  در ميان آيات و روايات مواردي وجود دارد که حکم در آن ها روي عناوين کلي مثل سِکر، مضر،و ...  مشهود و قابل تطبيق بر انواع مواد مخدر مي باشد . در احاديث و متون اسلامي اعم از شيعه و سني، بيانات روشنگري در باب حرام بودن و نهي مسلمين از مصرف مواد مخدر، از لسان مبارك پيامبر اكرم(ص) آمده است .  به عنوان نمونه حديثي از پيامبر بزرگ اسلام(ص) نقل شده است كه فرمودند: زماني بر امت من خواهد آمد که چيزي بنام "بنگ" استفاده مي کنند. من از آنان بيزارم و آنان نيز از من بيزارند. بدون شك وقتي يك جوان مسلمان ازاين سخن پيامبر خويش آگاهي پيدا كند و بداند كه يك شخص معتاد دشمن خدا و رسول خداست از آن اجتناب خواهد كرد. حال بايد ديد كه مصرف مواد مخدر از نظرفقه اسلام چه حكمي دارد؟

درمورد معامله و خريد و فروش مواد مخدر آشكاراست كه اگر فروشنده ي مواد مخدر مواد را  در دسترس معتادين قرار ندهد آنها به اين  بلا گرفتار نخواهند شد بنابراين عامل اصلي اعتياد، فروشندگان و واردكنندگان مواد مخدر بوده ودر كليه ي گناهان معتادين؛ آنان نيز شريك هستند. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: و به كارهاي  گناه و تعدي همكاري نكنيد و از خدا بترسيد كه همانا خداوند سخت عذاب كننده است (آية 2 سورة مائده).  بيع در لغت مبادلة كالايي با كالاي ديگر است و ازلحاظ شرع وفقه اسلامي؛ تبادله مال مرغوب و داراي ارزش در بدل قيمت است. و ارزش شيء به حفظ و بقاي نظم و حيات جهان است. دراين شكي نمي ماند كه مواد مخدر مخلّ نظم و حيات جهان و انسانهاست. بناء ارزش ماليت نداشته درنتيجه مالك پولي كه از بدل فروش آن به دست مي آيد نمي باشد ونهايتا در خريد و فروش مواد مخدر بيعي انجام نگرفته است. ازجانب ديگر خريد و فروش مالي جايز است كه استفاده آن شرعا جايز باشد. نهايتا اينكه معامله و خريد و فروش مواد مخدر نه تنها از لحاظ قانون جزا و ساير قوانين نافذه افغانستان و اكثريت كشورهاي اسلامي غيرقانوني و جرم است بلكه از لحاظ شرع مقدس اسلام به طور كلي حرام مي باشد. پس ذره اي توجيه براي معامله وخريد و فروش مواد مخدر دريك كشوراسلامي باقي نمي ماند.

شناخت مشكلات، عوامل انحطاط، سقوط جوامع بشري و پاسخ گويي به نيازها و مشکلات آنان، وظيفه قشر متفکر و انديشمند جامعه بوده و بر عالمان ديني است که با توجه به سوابق و تجربيات خود از لا به لاي منابع و متون گوناگون راه حل هاي اساسي و قابل اجرا را يافته، براي جامعه خويش تبيين نمايند و با موشکافي حقايق، راه مبارزه با انحطاط و کج روي را سهل و آسان نمايند .  در جامعه اي که اکثر افراد آن معتقد به احکام نوراني اسلام هستند، بر عهده دست اندرکاران مسائل فرهنگي، عالمان دين و انديشمندان اسلامي است که با تبيين معارف، اخلاقيات، آرمان ها و احکام دين مبين اسلام که ضامن سعادت دنيا و آخرت بشريت است، جامعه و بخصوص جوانان را از ورطه ي مفاسدي چون مواد مخدر و اعتياد به آن بازدارند. وظيفه و تکليف شرعي و الهي هر فرد را در اين باره مشخص نمايند. باشد تا شاهد كاهش و ريشه كني اين پديده مخرب و شوم در سطح جامعه باشيم. درغير اينصورت تنها با اقدامات تأديبي و تنبيهي صرف و سيستم جزا و مكافات اگر چه لازم و ضروري است وليكن نمي تواند به طوركامل موثر و مفيد باشد. چنانچه تجربه نيز ثابت كرده است كه اخلاق، احكام و  منويات صريح اسلام به شكل آشكاري دركاهش جرم و جنايت و اشاعه روح انساندوستي و خيرانديشي موثربوده است. در مرحله عمل و اجرا اين عالمان دين و مبلغان اسلامي هستند كه بايد مردم را با روح و منطق واقعي و صحيح اسلامي در شئونات مختلف زندگي، من جمله در برخورد با پديده مواد مخدر آشنا نمايند.

روز سه شنبه هفته گذشته گردهمايي سه روزه نقش علماي ديني درمبارزه با مواد مخدر با اشتراك بيش از300 عالم ديني از سراسر كشور به همت وزارت مبارزه با مواد مخدر برگزار گرديد. مقامات وزارت مبارزه عليه مواد مخدر براين عقيده اند كه، مبارزه عليه مواد مخدر تا وقتي که از نظر جامعه علماي ديني صورت نگيرد، به موفقيت نمي‌انجامد ضراراحمد مقبل، وزير مبارزه عليه مواد مخدر در اين گردهمايي خاطرنشان ساخت که فعلاً در افغانستان 123 هزار جريب زمين، مواد مخدر کشت مي‌شود در حالي که تا چند سال پيش در 28 ولايت مواد مخدر زرع مي‌گرديد . او علاوه کرد که اکنون در10 ولايت مواد مخدرکشت مي‌شود که در شش ولايت کشت مواد مخدر بسيار زياد مي‌باشد . وزير مبارزه عليه مواد مخدر مي‌گويد 65 ميليارد دالر از پول تجارت مواد مخدر افغانستان در جهان در گردش مي‌باشد که 97 درصد مفاد آن به جيب مافياي بين‌المللي قرار مي‌گيرد، در حالي که 3 درصد اين پول به مردم افغانستان تعلق مي‌گيرد .سخنگوي وزارت مبارزه با مواد مخدر، ضمن مفيد خواندن راهكارها و ارشادات علماي ديني در امرمبارزه با مواد مخدر، اظهاراميدواري كرده است كه در پايان کار سه‌روزه، اعلاميه‌اي از سوي اين علما صادر و براساس آن روي مبارزه عليه مواد مخدر تاًکيد بيش‌تر شود .

درموثريت نقش علماي ديني درمبارزه با مواد مخدر شكي نيست اما آنچه جاي تامل دارد اين است كه اولا چرا دولت علي رغم وقوف كامل به اين نقش، به نحو بسياركمرنگي از آن سودجسته است و ثانياً خلاصه نمودن سمينارهايي از اين قبيل با مصرف هزينه هاي سنگين، به صدور چند توصيه اخلاقي فاقد ضمانت اجرايي لازم، در قالب اعلاميه پاياني چقدر مي تواند در كاهش كشت، زرع و قاچاق مواد مخدر كه در تاروپود جامعه ريشه دوانده است موثرباشد؟

برنامه مثلث سياه                                  تاريخ: 11/5/89      

موضوع: تاثير وعلل گرفتاري مردم عادي به جرم مواد مخدر بجاي قاچاقبران عمده

چرا حکومت بجاي قاچاقبران عمده، افراد عادي را گرفتار، محکمه ومحبوس مينمايد ؟

گرفتاري افرادعادي وبدون واسطه به جرم انتقال يافروش کمتر از چند کيلو گرام مواد مخدر په تاثير بر ادامه مبارزه بامواد مخدر دارد ؟

حکومت مدعي است 2300 محبوس مواد مخدر دارد درحاليکه يک ميلون متعاد واحتمالا 100 هزار فروشنده خورد وبزرگ وجود دارد . ايا اين تفاوت ميتواند مبارزه با مواد مخدر را صادقانه  وموفق نشان دهد .؟

چرا حکومت موفق به گرفتاري قاچاقبران عمده ومانع دهقانان ازادامه کشت شده نميتواند ؟

درجامعه ايکه ارقام وحشت ناک از افزايش معتادين وفروشنده ها وجود دارد گرفتاري ومحبوس شدن  چند فرد عادي براي سلامت جامعه چه منفعت دارد وراه حل واقعي چه است ؟

 افغانستان، قربانگاه قانون و سرزمين فرار از قانون و اِعمال انواع بي مهري ها نسبت به آن است. سال هاست كه آنچه برافغانستان حاكم است، همه گويا و حاكي از زورمداري، ظلم، تبعيض، بي عدالتي، ارجحيت روابط برضوابط در سيرامور و جريان كارهاست و در بندبند و رواق رواق جان و روح اين جامه ريشه دوانده است. سال هاست كه حق كشي و ظلم واژه اي كاملا آشنا درزندگي ساكنان اين سرزمين است، سال هاست كه حرف آخر و تصميم آخر و فيصله نهايي را در بسياري از شئونات زندگي اين مردم را زور، سرنيزه، تفنگ، قوم، نژاد، واسطه، نفوذ قبيلوي و طايفه اي تعيين مي كند. تسلط طالبان در سال 1997 بر افغانستان براي نخستين بار شهرت و آوازه بلندي را براي افغانستان رقم زد و اين شهرت و بلند آوازگي چيزي نبود جز افزايش سرسام آور وقانوني شدن كشت مواد مخدر درافغانستان.  ازاين سال ها به بعد اين معضل همچنان بعنوان يكي از بزرگترين مشكلات و نگراني هاي اصلي دولت و مردم افغانستان وجامعه جهاني  به شمارمي رود. قاچاقبران و مافياي اصلي مواد مخدر، دربسياري موارد ديده شده است كه با آزادي كامل درجامعه به تجارت و فروش مواد مخدر مصروفند. و آمارهاي اعلام شده دولت از دستگيرشدگان مواد مخدر نشان مي دهد كه گرفتارشدگان، اكثرا فروشندگان پرچون وجزئي مي باشند. علت اين امرچيست و چرا حكومت به جاي قاچاقبران عمده، افراد عادي را گرفتار،محكمه و محبوس مي نمايد؟

 يكي از عللي كه قاچاقبران پرچون مواد مخدر را وادار به حمل و نقل مواد مخدر مي نمايد كه دربسياري موارد همين افراد دستگير و گرفتار مي شوند. فقر مطلق و نبود شغل مناسب و بيكاري و درنتيجه نبود ممر درآمد و عايد مكفي براي تامين مخارج زندگي خود و خانواده هايشان مي باشد. لذا اولياي امور و دست اندكاران مبارزه با مواد مخدر براي مبارزه موثر با پديده قاچاق و كشت مواد مخدر بايد روش هاي اصولي و بنيادي براي ريشه كني اين معضل را درنظرگيرند. بديهي است كه با ايجاد زمينه اشتغال و حل معضل بيكاري ، و دركنار آن مبارزه بي امان و قاطع با قاچاقبران مواد مخدر مقدار قابل توجهي از اين معضل حل مي گردد. دركنار اين مسائل و حقايق بايد از جديت و قاطعيت در مبارزه با عوامل اصلي و باندهاي مافيايي كه غالبا با افراد با نفوذ دولتي و محلي درارتباط هستند و با سوء استفاده از نيرو و نفوذ آنان كار قاچاق و ترانزيت مواد مخدر را به پيش مي برند، غافل گشت. درغيرآن با گرفتاري چند انسان بيكار كه از روي ناچاري و فقر و فلاكت به اين عمل شوم روي آورده است نه تنها اين معضل حل نخواهد گشت بلكه درفقدان مردان به عنوان سرپرست و نان آور خانواده ها، ساير اعضاي فاميل آنان دچار مشكلات عديده و فقر مضاعف گشته و مشكلات و معضلات عديده ديگر نظير فحشا و فساد درجامعه گسترش خواهد يافت.

 براساس امارهاي ارائه شده از سوي دولت و مسئولين مبارزه با مواد مخدر درحال حاضر بيش از 2300 نفر زنداني به جرم قاچاق مواد مخدر درزندان هاي كشور به سرمي برد. از سوي ديگر بنا بر اعلام و آمارهاي مقامات سازمان ملل متحد و نيز دولت افغانستان درحال حاضر ازمجموع 16 ميليون معتادِ سراسر جهان، حدود يك ميليون معتاد آن تنها در افغانستان به سرمي برد.  رقمي كه بسيار نگران  كننده و خطرناك است. با اندك دقت و مقايسه آمار معتادين و دستگيرشده گان     مي توان گفت كه دراين ميان بايد حد اقل يكصد هزار قاچاقچي و فروشنده مواد مخدر درسرتاسر افغانستان موجود باشد تا بتواند مواد مصرفي بيش از يك ميليون معتاد را تامين و در دسترس آنان قرار دهد. بناء اين سوال پيش مي آيد كه آيا به تناسب يك ميليون معتاد و حدود يكصد هزار قاچاقچي ، گرفتاري 2300 نفر آنهم فروشندگان بسيار جزئي و پرچون كه از بعلت ناچاري اقدام به اين كار كرده اند؛ رقم بسيار اندكي نيست ؟ و آيا با اين وصف نمي توان به عدم صداقت مسئولين افغان و جامعه جهاني و ساير متوليان امر مبارزه با مواد مخدر شك نمود؟

 بيش از 9 سال است كه بعد از حضور جامعه جهاني و روي كار آمدن دولت جديد و برپايي نظام دموكراتيك درافغانستان، همزمان مبارزه با مواد مخدر در صدر برنامه ها و شعارهاي اين مجموعه قرار گرفته است . اما حقايق و آمارها نشان دهنده ناكامي مطلق دراين باره است چرا كه ميزان توليد مواد مخدر نسبت به زمان طالبان به ده ها برابر افزايش يافته است و ميزان درآمد ناشي از ترانزيت و قاچاق مواد افيوني به بيش از ده ها ميليارد دالر افزايش يافته است. به رغم پاكسازي 22 ولايت كه رئيس جمهور كرزي گفته است كه به طوركامل از مواد مخدر عاري گشته است. هنوز هلمند بيش از 98 فيصد هروئين جهان را توليد و تامين مي نمايد. دركنار همه اين مسائل همه روزه خبرهاي گرفتاري و كشف و ضبط محموله هاي مواد مخدر و قاچاقبران آن از رسانه ها به گوش مي رسد. اما تاكنون بسيار كم و به ندرت اتفاق افتاده است كه يك قاچاقچي اصلي و عمده يا يكي از اعضاي مهم باند هاي قاچاق مواد مخدر گرفتار و مجازات شده باشد. به راستي چرا چنين است؟ و چرا حکومت موفق به گرفتاري قاچاقبران عمده ومانع دهقانان ازادامه کشت شده نميتواند ؟

 معضل كشت و قاچاق مواد مخدر و افزايش روزافزون شمارمعتادين كه بار دوش جامعه بوده و يكي از موانع اصلي رشد و ترقي و بالندگي جامعه مي باشند و صدمات و هزينه هاي بسيار زياد و جبران ناپذيري را ازهرحيث؛ چه ازنگاه روحي و رواني و چه از بابت تحميل مخارج و امكانات مادي و مالي به جامعه تحميل مي نمايد. به طوريكه سالانه ميليون ها دالر جهت تداوي و بازگشت معتادين به جامعه مصرف مي گردد و مقدار قابل توجهي از اين مبالغ نيز به خارج از كشور منتقل مي گردد. ازسوي ديگر تنها 3 فيصد درآمد حاصل از مواد مخدر به جيب كشاورز و زارع افغان مي رود و بيش از 97 درصد آن عايد مافياي مواد مخدر كه غالبا غيرافغان و وابسته به شركت ها و باند هاي فرامليتي و چند مليتي هستند       مي گردد. بناء اين سوال واقعا جاي پرسش دارد  كه درجامعه ايکه ارقام وحشتناک از افزايش معتادين وفروشندگان مواد مخدر وجود دارد؛ گرفتاري ومحبوس شدن  چند فرد عادي براي سلامت جامعه چه منفعتي دارد؟ وراه حل و راهكار واقعي چيست؟

برنامه مثلث سياه              تاريخ: 5/5/89               موضوع: سخنان رئيس جمهور در 26 جون

 

بينندگان عزيز برنامه مثلث سياه ! سلام ، خوشحاليم كه بازهم با ما همراهيد. اين برنامه را به سخنان حامد كرزي رئيس جمهور جمهوري اسلامي افغانستان ، در 5 سرطان مصادف با 26 جون روز جهاني مبارزه با مواد مخدر اختصاص داده ايم. باحضوركارشناسان محترم برنامه و همراهي شما عزيزان زواياي مختلف اظهارات رياست جمهوري را به بحث خواهيم گرفت؛ با ما باشيد.

حامد کرزي رئيس جمهوري اسلامي افغانستان در مراسم تجليل از 26 جون، روزجهاني مبارزه با مواد مخدر، بر همکاري صادقانه جامعه جهاني در راستاي محو مواد مخدر تاکيد کرد.حامد کرزي، کشت کوکنار را يکي از مشکلات عمده اي که حکومت افغانستان با آن مواجه است، دانسته و گفته است: در طي پنج سال گذشته کشت کوکنار در 22 ولايت يا به طور کلي پايان يافته و يا کاهش چشمگيري داشته است. خصوصاً در جايي که حکومت افغانستان کاملاً مسلط است و کار توسط حکومت افغانستان صورت گرفته، کشت کوکنار کاهش يافته است. سوال عمده اي كه متوجه اين فراز از صحبت هاي رئيس جمهور مي گردد اين است كه بنا به استناد برخي اظهارات رسمي يا غيررسمي؛ گروه طالبان در شرايط فعلي قدرتمند تر از سال 2001 است. و روزبه روز درحال تجديد قوا مي باشند و مي توانند دردسرهاي بيشتري را براي حكومت افغانستان خلق نمايند. ازسوي ديگر عوامل متعدد بسياري در ازدياد كشت و قاچاق مواد مخدر دخيل هستند، بناء چقدر مي توان به آمار اعلام شده از سوي رئيس جمهور ولو درصورت صحت آن خوشبين بود؟ چه تضميني وجود دارد كه كشت مواد مخدر همانگونه كه نسبت به زمان حاكميت طالبان چند ده برابرشده است؛ بار ديگر افزايش پيدا نكند؟

رئيس جمهور با تشريح عوامل کشت کوکنار و ازدياد آن در کشور، تصريح کرد که کشت کوکنار با تشويق از بيرون در افغانستان ترويج شد و مافياي بين المللي و دستهاي پنهان ديگر در زمينه توسعه کشت کوکنار تلاش کردند.رئيس جمهور همچنين با بيان اين که سود عايد از فروش مواد مخدر که بيش از 60 ميليارد دالر مي شود به جيب مافياي بين المللي ميريزد و افغانستان از آن مقدار تنها سه در صد منفعت مي برد گفت: من ديگر نمي خواهم که جامعه جهاني، خصوصاً کشورهاي آسياي ميانه در کنفرانس هاي بين المللي انگشت ملامت را به سوي افغانستان دراز کنند. ما تقصير خود را مي پذيريم ، اما وضعيت موجود در افغانستان زاده مداخلات خارجي است؛ و تشويق به کشت کوکنار در افغانستان نيز توسط خارجي ها و مافياي بين المللي صورت ميگيرد. سوال اين است كه مراد رئيس جمهور از مداخلات خارجي ها چه نوع مداخلاتي و توسط كدام خارجي هاست؟ كشورهاي حاضر در افغانستان كه شعار مبارزه با تروريزم و مواد مخدر را سرمي دهند؟ يا كشورهاي آسياي ميانه كه صراحتا از آنها نام برده است يا كشورهاي همسايه نظير پاكستان وايران و چين؟ چه كساني؟

رئيس جمهور كرزي دربخش ديگري از سخنانش با بيان اينکه افغانستان هر روز در مبارزه با مواد مخدر قرباني ميدهد، گفت: جامعه جهاني، کشورهاي آسياي ميانه و کشورهاي همسايه بدانند که افغانستان قرباني کشت کوکنار است. و اگر جامعه جهاني حقيقتاً ميخواهد کشت کوکنار در افغانستان و جهان کاهش بيابد، با ما صادقانه کمک و همکاري کند. دهقان افغانستان را به زراعت تشويق کند و در کشورهاي خود قاچاقبران موادمخدر را دستگير نمايند. رئيس جمهور با اشاره به موجوديت در حدود يک ميليون معتاد در کشور و با تاکيد بر همکاري صادقانه جامعه جهاني در امر مبارزه با مواد مخدر، برادامه مبارزه با كشت و قاچاق مواد مخدر توسط دولت افغانستان، بار ديگر تاكيد و تعهد سپرد. همچنين طبق سخنان ضرار احمد مقبل وزير مبارزه با مواد مخدر، با وجود پيشرفت 50 فيصدي دولت افغانستان در مبارزه با مواد مخدر، افغانستان "يك شانزدهم" يعني يك ميليون از مجموع 16 ميليون معتاد جهان را درخود جاي داده است، واين رقم خطربزرگتر از روند صعودي كشت مواد مخدر را خاطرنشان مي سازد. زنگ خطر جديدي است كه به صدا درآمده است، اما به راستي رقم تكان دهنده يك ميليون معتاد در افغانستان زائيده چه عوامليست و چه راهكارهايي بايد توسط دولت جهت تداوي و وقايه از اين پديده صورت گيرد؟

رئيس جمهوري افغانستان در بخش ديگري از سخنانش، در مورد مبارزه با فساد گفته است كه: افغانستان کشوريست با قانون بازار آزاد، و هرکس آزاد است تا با کار و سرمايه گذاري در افغانستان صاحب سرمايه گردد، از آن جمله اقارب رئيس جمهور، وزرا و کارمندان عالي رتبه دولت افغانستان طبق قانون آزاد اند تا فعاليت اقتصادي در کشور داشته باشند.  ولي چون در کشور ما امکانات سوء استفاده از مقام دولتي زياد است، به اداره عاي نظارت بر تطبيق استراتيژي ملي مبارزه با فساد ادري هدايت داده است تا چگونگي سرمايه و عايد اقارب نزيک مقامات عالي رتبه دولتي را ثبت کنند و ببينند که عايد آنها از کدام منبع است. بنا بر نظركارشناسان وآگاهان درحال حاضر منبع عمده درآمد غيرقانوني افغانستان عبارتند از رشوت ، فساد اداري و قاچاق مواد مخدر، و بسياري از آگاهان بر ارتباط تنگاتنگ افزايش بي رويه ي ثروت دولتمردان و متفذين با پديده قاچاق مواد مخدر اتفاق نظردارند. آيا واقعا ارتباطي ميان اشارات رئيس جمهور كرزي مبني بر سوء استفاده مقامات دولتي از قدرت و امكانات دولتي با روند روزافزون كشت و قاچاق مواد مخدر وجود دارد ياخير؟ اگر بلي؛ چگونه؟

همانگونه كه اشاره شد  آقاي كرزي در صحبتهاي خويش در روزجهاني مبارزه با مواد مخدر، ازكشورهاي همسايه خواهان توجه و تلاش بيشتر درجهت كنترل مرزها و جلوگيري مجدانه از ترانزيت محموله هاي مواد مخدر از خاك اين كشورها كه بيشتر متوجه ايران و پاكستان است، گرديد. اقاي كرزي در بخش هايي از سخنان خود ضمن گله از كشورهاي همسايه، آنان را به برخورد دو گانه دراين روند متهم كرد. اين بار اولي نيست كه رئيس جمهور كرزي ديگر كشورها را با واژه هايي اين چنيني متهم به مداخله يا كمكاري يا كارشكني درمسائل مختلف و رخدادهاي افغانستان مي نمايد. ولي هيچگاه عكس العمل شايسته و اقدام جدي و مصممي از دولت افغانستان به مشاهده نرسيده است و اين مفهوم را بيشتر دراذهان عمومي ايجاد مي كند كه اين موضع گيري هاي مقامات دولت افغانستان و رئيس جمهور كشور بيشتر   "فرا افكني سياسي" و انحراف افكارعمومي كشوراست. بايد ديد كه اگاهان در اين باره چه نظري دارند؟

برنامه مثلث سياه               تاريخ: 28/4/89          موضوع زنان و مواد مخدر

پديده خطرناك مواد مخدر ديگرمعضل يك كشور و يك قشر خاص و يك نسل و يك خانواده نيست بلكه معضلي عام براي تمام اقشارجامعه اعم از زن و مرد و تمام سنين، علي الخصوص جوانان و نوجوانان مي باشد. وسعت تخريب اعتياد مواد مخدر، تمامي مرزهاي جغرافياي طبيعي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي را درنورديده است و بسان كابوسي وحشتناك، خواب آرام را از چشمان جامعه بشري ربوده است. زن منحيث مادر و نيمه متحرك و فعال جامعه بدليل نقش برجسته و ويژه اش در اجتماع درصورت ابتلا به قاچاق مواد مخدر، مي تواند علاوه برخود زيان هاي غيرقابل جبران را به جامعه و نسل جوان كشور بگذارد. دراين برنامه به بررسي معضل اعتياد مواد مخدر دربين زنان و مادران و نقش آنان در جلوگيري و گسترش پديده اعتياد به مواد مرگ آور مخدر خواهيم پرداخت:

علل اعتياد زنان به مواد مخدر (ناشي از چه عواملي ست؟)

نقش زنان درجلوگيري از اعتياد فرزندان شان( به مواد مخدر چيست؟)

طرق اگاهي دهي به زنان درخصوص ترک اعتياد ودوري از مواد مخدر( چيست؟ )

تاثيرات وخطرات گسترش اعتياد بين طبقه اناث خاصتاً متعادشدن مادران که تعداد انها خصوصاً درشمال افغانستان درحال افزايش است ومسوليت نهادهاي حکومتي ومدني دراين راستا (چيست؟)

اعتياد به مواد مخدر يك بيماري اجتماعي است كه تمام عناصراجتماع؛ اعم اززن و مرد، پيروجوان و فقير وغني را گرفتار خويش نموده است. درمورد علل اعتياد به مواد مخدر عوامل مختلف و متنوعي دخيل مي باشد كه بايد درشناسايي و درمان هريك، به تناسب شخصيت، جنسيت، سن و ساير فاكتورهاي اجتماعي توجه نمود. از نگاه جامعه شناسي؛ عواملي چون اختلافات فاميلي، فشارهاي رواني ناشي از آداب، رسوم و عرفيات غلط اجتماعي، سرخوردگي و ناكامي هاي قبل وبعد از ازدواج در اعتياد زنان و دختران به مواد مخدر تاثير چشمگيري دارد و نيز برخي از عوامل روحي- رواني خطر ساز در روي آوردن زنان به اعتياد شامل افسردگي يا اضطراب، ضربه روحي‌، حساسيت بيش از حد ذهني نسبت به ظاهر و وزن خود، اختلالات تغذيه، استرس هاي رواني يا سابقه اعتياد در خانواده مي باشد البته بايد يادآور گرديد كه ميزان تاثيراين عوامل به نوع فرهنگ و سنن ملي و مذهبي دركشور هاي مختلف، متفاوت مي باشد. به گفته دانشمندان: قشر ذكور بيشتر به خاطر ابراز وجود و احساس بزرگ شدن، به سگرت و مواد مخدر روي مي آورند در حالي كه زنان بويژه درسنين جواني؛ به دلايلي چون داشتن استرس و فرار از موانع موجود در اطرافشان معتاد مي شوند. شايد درك اين قضيه خيلي راحت نباشد كه به نوشته پژوهشگران دانشگاه كلمبيا در نيويارك، زنان با مقدار بسيار كمتري از اين مواد و با مدت بسيار كوتاه تري از مصرف آن ها به اين مواد، معتاد مي‌شوند. در اعتياد زنان به مواد مخدر نبايد از عوامل رواني، اجتماعي وفرهنگي غافل ماند؛ چنانچه تجربه ثابت نموده است كه فقر، اختلافات و ناهنجاري هاي فاميلي و خانوادگي، اختلالات و مشكلات روحي- رواني، فراواني و سهولت دستيابي به مواد مخدر و غيره عوامل دراين زمينه سهم و نقش انكارناپذيري دارد. اهميت اين نكته زماني آشكارتر مي شود كه گاهي هريك از اين عوامل نظير اختلافات و خشونت فاميلي، به تنهايي مي تواند زمينه ساز اعتياد زنان و مردان به مواد مخدرگردد.

کارشناسان معتقدند هر چند تاثير خانواده نسبت به گذشته تقليل يافته است اما نظارت و همراهي فرزندان توسط والدين نقش موثري در کاهش گرايش جوانان به انواع ناهنجاري‌ها در جامعه و ديگر موارد منتج از آن دارد.   همانگونه كه اعتياد يك معضل اجتماعيست؛ خانواده نيز يک نهاد اجتماعي است که تاثير مستقيمي در اعتياد افراد دارد.   اعتياد معلولي از علت‌هاي در هم تنيده و زنجيرگونه ي پيوسته به هم است ، و مشکلات موجود در خانواده‌هاي امروزي از جمله مبناهاي غير قابل انکار در اعتياد فرد است. عدم نظارت والدين بر فرزندان، فراهم نبودن آرامش لازم در محيط خانواده و تربيت نشدن فرزندان به طريقه صحيح ، مهم ترين پيا مدهاي اعتياد زن به عنوان مادر يك خانواده مي باشد كه مي تواند به نحو خطرناك و غيرقابل انكاري خانواده ها بويژه فرزندان جوان را مستعد گرايش به سوي اعتياد و مصرف مواد افيوني نمايد، بناء در صورت اعتياد مادر و مشكلات خانوادگي همانگونه كه نمي‌توان از يک درخت کرم خورده انتظار توليد ميوه سالم و کامل را داشت لذا نمي‌توان از خانواده‌اي که خود دچار انبوهي از مشکلات است انتظار تربيت فرزندان سالم و آگاه را داشت. بنا براين روشن است كه محصول يك خانواده سالم، شاداب، باايمان و بدوراز آلودگي هاي اخلاقي و اعتياد به مواد مخدر؛ فرزندان و جوانان فعال، سرزنده ، پويا و موفق در امور تحصيلي و كاري است.

عواقب خطرناک اعتياد ايجاب مي‌کند که والدين از لحظه تولد ، بچه را موجودي بدانند که ياد مي‌گيرد و رشد شخصيت او منوط به برقراري رابطه صحيح بين همه اعضا خانواده است. مراقبت مادري كه خود سالم است و هيچ گونه اعتياد به مواد مخدر نداشته وداراي شخصيتي نرمال است؛ از کودک و ايجاد رابطه عاطفي با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهرباني پدر نه تنها به رشد شخصيت و متعادل شدن کودک کمک مي‌کند، بلکه در صورت اعتياد اتفاقي در دوره بلوغ نيز درمان را آسان مي‌سازد.

همانگونه كه اشاره گرديد اعتياد يك بيماري اجتماعي است و درجهت درمان آن و نيز وقايه و پيشگيري ازآن بايد راه‌حل‌هاي مختلف را جهت كاهش، پيشگيري و درمان معتادان بويژه معتادان طبقه اناث مورد توجه قرار داد كه مختصرا عبارتند از: 1- تحقيقات وسيع علمي به منظور شناسايي دقيق علل روي آوردن افراد به ويژه زنان به اعتياد : بايد زمينه براي تحقيقات مراكز پژوهشي فراهم شود تا زمينه‌ي رشد اين بلاي خانمانسوز از ميان برود. دربسياري از كشورهاي جهان، كارشناسان پس از سال‌ها تجربه به اين نتيجه رسيده‌اند كه اصلي‌ترين راه مبارزه با مواد مخدر و خشكانيدن ريشه‌ي اعتياد، برچيدن زمينه و انگيزه اعتياد در نسل جوان است كه زنان و دختران نيز از اين قاعده مستثنا نمي باشند 2- آموزش عمومي درباره‌ي علل و پيامدهاي اعتياد: آموزش عمومي و پيشگيري از اعتياد بايد به عنوان يك فرهنگ در جامعه همگاني شود 3 - شناخت دقيق نيازهاي زنان علي الخصوص دختران جوانان : اساسي‌ترين نيازهاي جوانان، تحصيل، اشتغال، ازدواج، مسكن، امكانات سالم تفريحي و ورزشي و … مي‌باشد. با شناخت دقيق نيازها و تصميم جدي براي برطرف‌ نمودن اين نيازها در حد توان توسط خانواده‌ها، جوانان، مسؤولين و …، مي‌توان اميد جدي به پيشگيري از اعتياد و درمان معتادان داشت.   4- نقش رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعي: برنامه‌هاي مفيد آموزشي، تربيتي، تفريحي و سرگرمي وسايل ارتباط جمعي و بخصوص راديو و تلويزيون مي‌تواند در اين زمينه، نقش مؤثري داشته باشد .  زيرا برنامه‌هاي تلويزيوني جذاب و آموزنده زمينه‌ساز گرايش جوانان به زندگي سالم و دوري از اعتياد خواهد بود. 5- نقش بهداشت و صحت :در تمام جهان، پيشگيري و وقايه مقدم بر درمان است. در اعتياد نيز پيشگيري از طريق آموزش و تشويق مردم بخصوص نسل جوان بايد در صدر برنامه هاي وزارت مبارزه با مواد مخدر قرار بگيرد. 6- مبارزه قاطع و مستمر با توليد كنندگان و سوادگران مرگ (قاچاقچيان مواد مخدر) كه از راهكارها و فاكتورهاي مذكور فوق نقش مطبوعات و رسانه ها كه همانا اگاهي دهي و اطلاع رساني صحيح و بوقت در تمامي عرصه ها خاصتا در باره اعتياد و مضرات و پيامدهاي شوم و جبران ناپذير اعتياد به مواد مخدر مي تواند نقش كليدي و برجسته اي را در وقايه و پيشگيري از آلوده شدن زنان و جوانان به مواد مخدر ايفا نمايد.

وقتي يک زن گرفتار اعتياد مي شود ، تنها او گرفتار پيامدهاي فردي و اجتماعي سوء مصرف مواد مخدر نشده است ، بلکه مصرف مواد در زنان ، فرزندان و خانواده آنها را نيز تحت تاثير قرار مي دهد براساس ارقام اعلام شده از سوي دولتها و نهادهاي مسئول، چه در افغانستان و چه در ديگرنقاط جهان هر ساله مبالغ هنگفتي ،صرف مبارزه با مواد مخدر مي گردد ولي همچنان رقم باندهاي قاچاق مواد مخدر وتعداد معتادان افزايش مي يابد و سازندگي ها رابه نابودي، توانايي ها را به ناتواني و ثروت ها را به انهدام و نابودي ميکشاند و ميكده خيالي معتاد نيز به ماتمكده اي سرد مبدل مي گردد؛ از اين رو، پي بردن به علل سوء مصرف داروها ومواد، به عنوان اولين قدم پيشگيري مطرح مي شود. درحالي كه شمار معتادان زن در افغانستان خاصتا شمال اين كشور درحال افزايش است؛ اين معضل اجتماعي نيازمند مبارزه اي مستمر وهمه جانبه از ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي،آموزشي و….. را طلب ميكند .آنچه مسلم است علاج واقعه قبل از وقوع بيش از هر راه حل ديگري، عقلاني تر و منطقي تر است. زيان بهداشتي اقتصادي، اخلاقي و اجتماعي اعتياد در بين افراد جامعه بويژه زنان و مادران موضوع مسلمي كه حتي خود معتادين منكر آن نيستند، پس اين وظيفه و رسالت دولت ونهاد هاي مسئول و خدمتگزار است كه با استفاده صحيح و اعظمي از امكانات دست داشته خود به درمان هرچه عاجلتر معتادين و همزمان با آن به وقايه و پيشگيري ازاين بلاي خانمانسوز اقدام نمايد.

برنامه مثلث سياه               تاريخ: 21/4/89          موضوع:دستاوردهاي پوليس مبارزه با مواد مخدر

دربرنامه اين هفته مثلث سياه با استفاده از نظرات كارشناسان، مسئولين و صاحبنظران به بررسي دست آوردهاي پوليس مبارزه با مواد مخدر درعرصه هاي مختلف جنگ با اين پديده شوم خواهيم پرداخت:

وضعيت آكادمي پوليس مبارزه با مواد مخدر

كارنامه پوليس مبارزه با مواد مخدر در نيمه اول سال 1389

كارنامه پوليس مبارزه با مواد مخدر در سال 1388

كارنامه پوليس مواد مخدر در سال 1387

كارنامه اداره عدلي وقضايي مبارزه بامواد مخدر درتعامل با پوليس مبارزه با مواد مخدر

اکادمي پوليس مبارزه با مواد مخدر درتاريخ  15 سنبله سال گذشته درچوكات آكادمي پوليس ملي در کابل ايجاد شد، هدف آن ارتقاي مهارت هاي مسلکي پوليس مبارزه با مواد مخدر مي باشد . به گفته جنرال داود داود معين مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله ، اين اکادمي به حمايهء مالي اداره مبارزه با جرايم و مواد مخدر سازمان ملل يا UNODC  ايجاد شده است و تاکنون در اين اکادمي تعدادي از افراد پوليس در سه رشتهء مبارزه با مواد مخدر، مبارزه بر ضد تروريزم و گمرکات مشخصا آموزش ديده اند .آقاي داود در ادامه گفت : ما به همکاري UNODC  و ديگر شرکاي جامعه جهاني براي اولين بار اکادمي پوليس مبارزه با مواد مخدر را در کابل فعال ساختيم. اين اکادمي ظرفيت جذب 250 شاگرد در يک زمان را دارا مي باشد. در حال حاضر اين اکادمي مسووليت آموزش پوليس مبارزه با مواد مخدر، پوليس گمرکات و پوليس ضد تروريزم را به عهده دارد. به گفته معين مبارزه با مواد مخدر: دربدو تاسيس اين اكادمي 3800 تن پرسونل پوليس مبارزه با مواد مخدر را آموزش داده است. و در سال هاي 2010 و 2011 داوطلبان در اين اکادمي توسط امتحان کانکور جذب خواهند شد . اقدامات اخير به منظور بلند بردن مهارت هاي مسلکي پوليس مبارزه با مواد مخدر در حال صورت گرفته است که به عقيده تحليگران، هم اکنون ده ها تن از مقامات رده هاي بالا که در قاچاق مواد مخدر دست دارند آزادانه اين کار را انجام مي دهند. خودبخود اين سوال پيش مي آيد كه پس كارايي و ثمره آموزش پوليس مبارزه با مواد مخدر چيست؟

دراين اواخر يعني درنيمه اول سال 1389 پوليس مبارزه با مواد مخدر روزهاي پرتلاشي را سپري نموده است؛ دولت افغانستان اعلام كرده است كه در نتيجه يک عمليات سه روزه در جنوب اين کشور، بيش از 60 نفر از شبه نظاميان و قاچاقچيان مواد مخدر کشته شده اند . اين عمليات در ولايت هلمند، از نا امن ترين مناطق افغانستان انجام شده و هدف آن از بين بردن ذخيره هاي مواد مخدر در اين ولايت خوانده شده است . هلمند بزرگترين مرکز توليد کننده مواد مخدر در افغانستان پنداشته مي شود . مقامات گفته اند، در جريان اين عمليات، بيش از 16 تُن مواد مخدر را همراه با اسلحه، مواد انفجاري و واسكتهاي انتحاري، ضبط کرده اند . در اين عمليات، سربازان افغان 2 مرکز توليد مواد مخدر را نيز از بين برده اند . اين بزرگترين عمليات عليه قاچاقچيان مواد مخدر و شبه نظاميان در ولايت هلمند، ظرف ماههاي اخير بوده است. البته بهاي اين مبارزات و اقدامات تاكنون ازدست دادن جان ده ها تن از پرسونل و سربازان دلاور و فداكار پوليس كشور بوده است. به گفته زلمي افضلي، سخنگوي وزارت مبارزه با مواد مخدر با تلاش دولت و غيرت ملت، طي سه سال گذشته ( 2006 تا 2009 ميلادي ) به ترتيب 8 تا 23 ولايت کشورعاري از کشت خشخاش شده است. در سال جاري نيز تعداد ولايات عاري از کشت خشخاش، به 33 ولايت خواهد رسيد. در مجموع 13 درصد در توليد و 19 درصد در کشت مواد مخدر کاهش به عمل آمده است.

 همچنين در ?? ميزان ???? درخصوص بخشي از دستاوردهاي پوليس مبارزه با مواد مخدر اعلام شد كه در عمليات پليس مبارزه با مواد مخدر در ولايات هلمند، ‌بلخ و بدخشان، مقدار زيادي هيروئين، ترياك، ومواد كيميائي كشف گرديده است . به گفته جنرال داود داود معين مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله كشور درآن زمان؛ درنتيجه عمليات گسترده پاك سازي مواد مخدر در ولسوالي كجكي ولايت هلمند پيش از90 تن تخم خشخاش، 35 تن مواد انفجاريه و 1 تن چرس به دست پوليس مبارزه با مواد مخدر افتاده است. وي افزود، همچنين در اين عمليات ها مقداري اسلحه ومهمات به دست آمد و يك كارگاه ساخت بمب هاي كنارجاده اي نيز از بين برده شد .  به گفته موصوف در ولايت بلخ نيز، حدود 10 تن مواد كيميائي كه درساختن هروئين استفاده     مي شود ضبط و از بين برده شد، و يك افسرپوليس در ارتباط با قضيه  بازداشت وبه مرجع عدلي وقضايي سپرده شده است . درعين زمان درولايت بدخشان 2 كارخانه توليد هروئين به كلي تخريب وازبين برده شد، واز آن 306 كيلو گرم ترياك بدست پوليس افتاده است .  بنا بر اظهارات معين مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله: افرادي كه از سوي پليس مبارزه با مواد مخدر به جرم قاچاق ويا حمل مواد مخدر بازداشت مي شوند بدون كدام معطلي به مراجع عدلي وقضايي كشور معرفي مي گردند .  بنا بر نبود اطلاعات و آماردقيق از عملكرد پوليس مبارزه با مواد مخدر كه خود يكي از ضعف هاي اين اداره بشمارمي رود بايد از مسئولين پرسيد كه شرح كامل تر دستاورد اين نهاد در سال 1388 چه بوده است؟

درجريان سال 1387 بر اساس آمارهاي ارايه شده از سوي اداره عدلي وقضايي مبارزه با مواد مخدر، 190 نفر از قاچاقجيان مواد مخدر كه با تلاش و همت نيروهاي پوليس بويژه پوليس مبارزه با مواد مخدر دستگير و گرفتار شده اند، به پاي ميز محاكمه كشانده شده اند . به گفته سخنگوي اين اداره: سال گذشته ميلادي، دولت افغانستان در راستاي مبارزه با مواد مخدر به دستاوردهاي چشمگيري نسبت به سال هاي قبل دست يافته است .  كه براين اساس در سال 2008، دوهزار و 228 كيلوگرم هرويين، 19 هزار و 228 كيلو ترياك، بيش از 30 هزار كيلوگرم چرس، 63 كيلوگرم مورفين و 4 هزار و961 كيلوگرم المونيم كلورايد از سوي مسوولين مبارزه با مواد مخدر از نقاط مختلف كشور ضبط گرديده اند .  باتمام اين تفاسير بنابراعلام مراجع بين المللي افغانستان همچنان درجريان اين سالها روند صعودي كشت و توليد مواد مخدر را داشته است و رتبه اول را درجهان از آن خود ساخته است. پس علي رغم تمام اين اعداد و ارقام كه نشان از كاروتلاش دارد، آيا دستاورد پوليس مبارزه با مواد مخدر و ساير ارگان هاي ذي دخل دراين زمينه قابل قبول بوده است؟

درهمين حال به گفته رئيس مطبوعات وسخنگوي (ارگان عدلي قضايي) مبارزه با مواد مخدر، طي سال 1388، 599 تن ازقاچاق چيان مواد مخدر را  بعد از دستگيري توسط نيروهاي كشفي مركز عدلي وقضايي  به ارتكاب جرايم قاچاق موا د مخدر محكوم  نموده است. وي اضافه كرد، از اين  ميان 50 تن را كارمندان دولتي   و 19 تن  شهروندان كشور هاي خارجي  اند.آقاي متوكل گفت: از وزرا ومعينان دواير دولتي در بين محكوم شدگان كسي حضور ندارد،  اما اشخاص وافرادي  از ارگانهاي  امنيتي كه داراي رتبه هاي بلند نظامي ومديريتي بودند،  محكوم  به جزا شدند  كه قوماندان شاهراه كابل  بگرام ومدير مبارزه عليه مواد مخدر ولايت نيمروز شامل اين افراد مي باشند. به گفته منبع ‌حدود 70 نفر تنها در ماه هاي  اول سال جاري  محكوم به حبس شدند كه دربين اين ها 6 نفر بنا بر عدم  وجود دلائلي كافي، برائت حاصل كردند. درعين حال بر اساس گزارش سازمان ملل متحد؛ فساد، عدم حاکميت قانون و عدم کنترل مرزها، منجر شده است تا تنها 2 درصد از مواد مخدر توليد شده در افغانستان، از سوي مسئولان ضبط شود . بقيه اين مواد، راه خود را به بازارهاي اروپا و جهان باز کرده و به اعتياد ميليونها نفر کمک کرده است .سازمان ملل متحد مي گويد، بازار 65 ميليارد دالري مواد مخدر در سطح جهان، تروريسم را تمويل مي کند و همزمان، 15 ميليون نفر را معتاد کرده و منجر به مرگ 100هزار نفر در هر سال مي شود .

برنامه مثلث سياه   تاريخ: 14/4/89        موضوع: راه پيروزي درجنگ با مواد مخدردرافغانستان

ما درقسمتهاي مختلف برنامه مثلث سياه به نقد و بررسي راهكارها و شيوه هاي عملي مبارزه موثر و غلبه بر معضل مواد مخدر در افغانستان كه به اشكال مختلف به گسترش ناامني و ادامه جنگ در اين كشور دامن مي زند پرداخته ايم. دراين برنامه نيز با ارائه 5 سوال يا راهكار زير به كنكاش و كاوش در يافتن راهكارعملي براي دست يافتن به پيروزي درجنگ با پديده منفور و خطرناك كشت، اعتياد و ترانزيت غيرقانوني مواد مخدر خواهيم پرداخت؛ البته بايد گفت كه هر شيوه و راهكار خود متشكل از زيربرنامه و زيرمجموعه هاي متعدد مي باشد، كه درحد توان به آنها خواهيم پرداخت. با ما باشيد؛

گسترش و امتداد حاكميت ملي بر مناطق و ولاياتي كه مركز عمده كشت و قاچاق مواد مخدر مي باشند.

اتخاذ راه حل هاي جامع و موثر در پرتو همكاري و اجماع شفاف و واقعي كشورهاي همكار در افغانستان

ارائه كشت بديل مناسب بجاي مواد مخدر

كاهش تقاضا درمصرف مواد مخدر در بازارهاي جهاني و پيگيري قاطعانه باندهاي زنجيره اي قاچاق مواد مخدر

ايجاد اصلاحات در راهكارها و دستگاههاي متولي امر مبارزه با كشت و قاچاق مواد مخدر

با ارائه آمارهاي رسمي از ميزان توليد و قاچاق مواد مخدر توليدي در افغانستان ديگر دراين موضوع جاي شكي براي هيچ كس باقي نمانده است كه بيشترين ميزان مواد مخدر مصرفي جهان در افغانستان توليد مي شود و ازاين مقدار بيش از 98 درصد آن تنها در 5 ولايت جنوبي افغانستان توليد مي شود. با اندكي تأمل بر اوضاع امنيتي و حاكميت دولتي در اين ولايات مي توان به رابطه مستقيم بين عدم حاكميت ملي و توليد بالاي مواد مخدر، پي برد. ولايات عاري ازکشت مواد مخدر از شش ولايت درسال 2006 ميلادي به 18 ولايت درسال    2008 ميلادي رسيده است و حالا وزارت مبارزه بامواد مخدر ادعا مي كند که اين رقم را به 23 ولايت رسانيده است و اين به آن معناست که دربيش ازنصفي ازولايت افغانستان کوکنارکشت نشده است . و جالب است بدانيم كه اين پيشرفت درولاياتي به دست آمده است كه تحت حاكميت نسبتا كامل دولت مركزي قرار داشته است ودرانجا به دهقانان کمک ها ي معشيت بديل داده مي شود و قاچاقبران مواد مخدر مورد پيگيرد قرار ميگيرند. و برعكس درمناطقي که حاکميت دولتي درآنجا ضعيف و يا وجود ندارد، کشت کوکنار با وجود حضورنيروهاي بين المللي افزايش دارد . به گفته سازمان مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد، دراين مناطق طالبان و گروه هاي جنايت کار سازمان يافته حضور دايمي و قوي دارند. بنا براين يكي از موثر ترين عوامل مبارزه با مواد مخدر گسترش حاكميت و اقندار دولت مركزي به تمام نقاط افغانستان است.

بدون شك دولت افغانستان به تنهايي نخواهد توانست مبارزه موثر و واقعي با پديده مواد مخدر انجام دهد چون وسعت واقعي اين پديده فراتر و وسيع تر از گستره حاكميت و قلمرو افغانستان مي باشد و چالشي جهاني است. بنابراين هرگونه مفكوره و پاليسي موثر دراين زمينه نيازمند همكاري و اجماع كشورهاي مختلف جهان است زيرا مواد مخدر دشمن مشترك تمام جامعه جهاني است . مواد مخدر پديده اي است که سالانه جان ميليونها جوان را درسرتاسر جهان ميگيرد، باعث شيوع ايدز ، تمويل جنايات و خشونت درشهرها و كشورهاي مختلف و در نتيجه  تقويت هراس افگني جهاني و تمويل فعاليت هراس افگنان و طالبان در افغانستان و پاکستان ميگردد . اين موضوع درسياست گزاري دولت امريكا به عنوان باني اصلي مبارزه با تروريسم در افغانستان كاملا مشهود است و اين كشور حل مشكل را در داشتن يک راه حل جامع ميداند . در اظهارات اوباما درراهبرد جديد براي افغانستان، رئيس جمهور امريکا بر لزوم داشتن شکل کمک هاي غيرنظامي تاکيد کرد .اوباما اين مطلب را بتاريخ 27 مارچ درهنگاميکه وي راهبرد جديد امريکا براي افغانستان را معرفي ميکرد، بيان کرد: "براي پيشرفت امنيت،فرصت ها و عدالت، نه تنها درکابل، بلکه در ولايات دور افتاده درکشورضرورت است، ما به متخصصان کشاورزي، آموزگاران، انجنيران و حقوق دانان ضرورت داريم. اينگونه ما مي توانيم که دولت افغانستان را کمک کنيم تا براي مردمش خدمت کند و اقتصاد کشور را که مبتني بر تجارت نامشروع مواد مخدر نباشد، انکشاف دهد ." در همين حال وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان قرارداد يک ميليون دالري را به منظور مبارزه با توليد مواد مخدر با موسسه موسوم به کلمبو پلان که 25 کشور جهان در آن عضويت دارند، امضا کرده است .قرار است از اين پول براي نابودي کشتزارهاي خشخاش، بلند بردن سطح آگاهي عامه و فراهم کردن کشت جاگزين براي کشاورزان در هفت ولايت افغانستان استفاده شود .اينها همه بيانگر اين مسئله است كه مبارزه با مواد مخدر درافغانستان هم درمرحله اصالت پديده و هم در مرحله مبارزه عملي و واقعي با آن يك موضوع فراكشوري و جهاني است و همكاري هاي مشترك و وسيع  جهاني را براي مبارزه با اين دشمن مشترك ميطلبد.

دهقانان افغان كه مبادرت به كشت خشخاش مي نمايند بايد فرصت ها و منابع ضروري را براي کشت محصولات بديل بدست بياروند . كه زعفران يكي از بهترين گزينه ها بجاي كشت خشخاش پيشنهاد شده است كه تاكنون در بسياري ولايات شمالي و غربي كشور به خوبي نيز جواب داده است. دركنار كشت و زراعت جايگزين مي توان از صنايع مناسب جايگزين مانند صنعت قالين افغانستان كه زماني شهره جهاني داشت نام برد كه احياي آن مي تواند يكي از بديل هاي مناسب بجاي مواد مخدر محسوب شود. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه در ارائه كشت بديل به دهقانان بسياري از دهاقيني كه مصروف كشت خشخاش هستند فاقد زمين بوده و به شكل اجير درمزارع كوكنار مشغول به كار هستند و آزاد سازي دهقانان فاقد زمين از اين چرخ وابستگي به زمينداران مي طلبد كه آنان هم به زمين و هم به منابع مالي و به ويژه به قرضه ها دسترسي داشته باشند .علاوتا در كنار ارائه محصولات جايگزين، ارتقاي سطح معيشت و  سرمايه گذاري دربخش آباداني كشور نيز ضروري است . برعلاوه، دهقانان به تامين آب ، تخم بذري و کود کيمياوي،جاده هاي که مزارع را به بازارها متصل مي کند، به منابع سرد کننده براي حفظ محصولات جهت صدور به بازارهاي جهاني نيز ضروري مي باشد . امروز، درپهلوي جاده حلقوي ناامن کابل- کندهار، افغانستان با کمبود جاده ها روبرو هست و فقط 9 درصد از مردم کشور به برق دسترسي دارند. كه همه اين عوامل اجزايي از زنجيره طولاني قاچاق مواد مخدر محسوب ميگردند و دولت جهت مبارزه موفقيت اميز با آن گزيري جز پرداختن به اين موضوعات ندارد.

كاهش تقاضا يكي از مراحل اصلي استراتژي مبارزه با مواد مخدر است؛ به نحوي كه دولت افغانستان در تدوين اين استراتژي به آن دركنار ساير فكتورها اشاره مشخص دارد. در بخشي از اين راهكار آمده است: اعتياد به مواد مخدر داراي خطرات زيادي ميباشد. جهت جلوگيري ازچنين خطرات دولت افغانستان ابتكارات و طريقه هاي موثر معالجوي و وقايوي در سيستم تعليم و تربيه، صحت عامه و پروگرام هاي تنفيذ قانون را ايجاد خواهد نمود .  تا بتواند به ازدياد مصرف داخلي مواد مخدر جواب بدهد، بناء بايد كوشيد تا با استفاده از شيوه هاي مختلف و امكانات موجود تقاضاي مصرف مواد مخدر را در سطح جهان بويژه در داخل افغانستان كاهش داد؛ ازجمله راهكارهاي كاهش تقاضا نبايد از اطلاع رساني دقيق و به موقع از مضرات و عواقب وحشتناك مواد مخدر براي مصرف كنندگان، توليد كنندگان، قاچاقبران و ساير عوامل دخيل در گسترش كشت و قاچاق مواد مخدر غافل شد. و نيز اين امر مي طلبد تا تمام كشورهاي جهان كه همه روزه با افزايش تعداد معتادين به مواد مخدر و تجارت غيرقانوني آن مواجه هستند دركنار مبارزات ضربتي و كوتاه مدت با پديده مواد مخدر، به طور جدي و مستمر با استفاده از ظرفيت ها و امكانات خود به هرنحو ممكن، درجهت محدود سازي و ريشه كني زمينه تقاضاي مواد مخدر بكوشند. بناء توجه به اين اصل علمي در اقتصاد كه عرضه تابع تقاضاست. با محدود سازي بازار مصرف و تقاضا خود بخود ميزان عرضه كاهش خواهد يافت. البته همانگونه كه اشاره گرديد در همين روند نيز زيرمجموعه ها و زيرساخت هاي مختلفي دخيل است كه كارشناسان و اولياي امور بايد توجه لازم را به آن مبذول نمايند.

براي موثربودن مبارزات با مواد مخدر، تلاش هاي ضد مواد مخدر بايد با وجود تمام حلقات زنجيره تجارت کوکنار صورت گيرد که شامل قاچاقبران، توزيع کننده گان و معامله گران مواد مخدر و کسانيکه هشتاد درصد عوايد صادرات مواد مخدر را بدست مياوريند، مي باشد . واقعيت اين است که پيگرد مهره هاي موادمخدر بخشي از عملکرد دستگاه عدلي و قضايي كشور است، که بايد با هماهنگي و تقويت قانون و فعاليت هاي قضايي صورت بگيرد . پرداخت معاش ناچيز و کمبود امكانات و آموزشها، تهديدي براي توان عملياتي و انگيزه دروني 80 هزار پوليس افغان و 1500 قاضي در مبارزه موثر با مواد مخدر ميباشد . جامعه جهاني کمبود ها درعرصه عدالت و اثرات زيان بار آن بر ماموريت مبارزه با مواد مخدر را در نشست رُم که درباره حاکميت قانون در افغانستان در جون سال 2007 ميلادي برگزار شده بود،مشخص و بر رفع آن تأكيد نمود . با تعهد 360 ميليون دالر و يک جدول زماني براي تطبيق برنامه عدالت، اين نشست اصلاحات زيادي رامشخص کرد . دراين نشست گفته شد که اصلاحات سرتاسري و درازمدت درعرصه عدالت ، بويژه در سطع ولايات حياتي و ضرور ميباشد . مگربا وجود حمايت هاي بين المللي، قاچاق مواد مخدر به علت عدم هماهنگي ها در تعقيب قاچاقبران همچنان به قوت خود باقيست.لذا دولت افغانستان بايد همکاري هاي منطقوي را مطابق به قطعنامه 1818 شوراي امنيت سازمان ملل متحد مورخ جولاي سال 2008 که خواهان منع ورد مواد کيمياوي به افغانستان و صدور مواد مخدر اين كشور به خارج گرديده بود عمل نمايد. و براي تحقق آن از تمامي فاكتورهاي عملياتي، عدلي-قضايي، اطلاع رساني، فتاواي مراجع ديني، عنعنات و فرهنگ ملي و ساير عوامل استفاده نمايد.

سوالات برنامه مثلث سياه       (تاريخ: 7/4/189 )

قاچاقبران زنجيره اي مواد مخدر درافغانستان و ايران 1چه منافع مشترك و همسويي هايي دارند ودرادامه ناامني افغانستان وتقويت ماشين جنگي طالبان سهم انها چقدر برازنده است ؟

عامل ترغيب دهاقين به كشت و برداشت مواد مخدرقاچاقبران محلي است يا بين المللي؟

درتشويق و ترغيب ميلون ها افغاني و ايراني به استعمال مواد مخدر نقش اصلي و كليدي را چه عواملي ايفا مي كند؟قاچاقبران يا ساير عوامل؟

دراعتياد جوانان به مواد مخدر و تشويق كشت و توظيف جوانان به انتقالات مواد مخدر؛ نقش قاچاقبران مواد مخدر ايراني و افغان چيست؟

براي تفكيك شناسايي و گرفتاري و محدود ساختن و مقابله با قاچاقبران ايراني وافغان چه تدابيري بايد اتخاذ وازچه روش ها و ميتود هايي بايد استفاده گردد؟

قاچاقبران مواد مخدر درافغانستان وايران اشخاص عادي وپولداري  اند که براي کسب منافع وسود سرشاربيشتر تلاشهاي هماهنگ براي ترغيب دهقانان جهت ازدياد کشت ،استخدام جوانان براي پروسس و انتقالات مواد کشت شده ، تجارت وترانزيت مواد مخدر ، نفوذ دردستگاه هاي حکومتي جهت کسب حمايت اجرائيوي وغير مستقيم از منافع شان وتلاش ها براي تقويت اتش جنگ درافغانستان انجام داده وهمه توجه وتلاش شان فقط وفقط کسب سود انهم ازطريق خر يد وفروش مواد مخدراست که جهت تحقق اين هدف انها از هيچ وسيله يي کوتاهي نميکند . قاچاقبران زنجيره يي مواد مخدر  براي کسب محصول نهايي مواد مخدر مانند حشيش ، ترياک و هيروئين ، نيازمند  فراهم کردن ناامني وفساد درافغانستان ومنطقه هستند تا  بتوانند زمينه مصرف توسط معتادين و استفاده كنندگان را  درافغانستان ،ايران  ومنطقه تامين نمايد قاچاقبران براي کسب  اين هداف شان  مسيرهاي طولاني وپرسود را پشت سرميگذارد تا بتواند  اين مواد نشه اور را به دست مصرف كننده ها وخريداران برسانند انها  درتمام فرايند مواد مخدر از كاشت- داشت و برداشت گرفته تا ترانزيت و قاچاقمواد مخدر نقش بارز و اصلي  دارند . چون ازبرکت تلاش ها قاچاقبران مواد مخدر ومافياي منطقوي وبين المللي   افغانستان درکشت مواد مخدر دارنده مقام اول  وايران درترانزيت  مواد مخدردارند مقام اول  درسطح جهان گرديده  است. اين امر  باعث شده تا در تجارت واعتياد مواد مخدرچشمگير افزايش بعمل ايد ومرز هماهنگي بين قاچاقبران هردو کشورهمسايه براي تامين منافع مشترک شان بيشتر از پيش تامين گردد.که اين هماهنگي نه تنها باعث افزايش کشت ، تجارت ، ترانزيت واعتياد ميگردد بلکه باعث تقويت طالبان وساير جنگجويان وهواخواهان بي ثباتي افغانستان ميشود که اين منافع مشترك و تجارت سرشار مشترك و هماهنگ محور اتصال و هماهنگي اين باند هاي مخوف و مافيايي متشكل از قاچاقبران ايراني و افغاني مي باشد.

امروزه پديده مواد مخدر نه تنها يك مشكل داخلي و حتي منطقه اي محسوب نمي گردد بلكه يك معضل بزرگ جهاني مي باشد. بناء به تناسب گستره و قلمرو جهاني آن ازحيث بازار مصرف؛ شبكه ترانزيت و انتقال و تمويل تروريزم جهاني ؛ تمام مسير توليد - قاچاق و مصرف آن صبغه وريشه  جهاني دارد. لذا سخني نابجا خواهد بود اگر بگوييم كه اين پديده ساخته و پرداخته دهاقين و قاچاقبران افغانستان است بلكه واقعيت اين است كه اين شبكه هاي مافيايي چندمليتي و فرامنطقه اي درسطح جهان مي باشد كه زمينه مصرف – قاچاق و توليد مواد مخدر را با توسل به انواع و اقسام راهكارها و روش ها ايجاد مي نمايند. لذا تفكيك اين امر كه عامل ترغيب دهاقين افغان؛ قاچاقبران محلي است يا بين المللي بسيار دشوار و حتي اشتباه است چرا كه همانگونه كه اشاره گرديد رشته و زنجيره اي طولاني متولي و مجري اين امراست كه سررشته ي آن به شبكه هاي كلان جهاني در نقاط مختلف دنيا و حتي به دولت مردان و حكومت هاي آغشته به فساد جهان منتهي مي گردد.

قاچاق و اعتياد به مواد مخدر قدمتي چند صد ساله دارد؛ و صدها سال است كه بشريت از ناحيه قاچاق و اعتياد به مواد مخدر صدمات و ضربات مهلك و جبران ناپذيري خورده است. درتمام اين سالها درزمينه علل و عوامل گسترش دامنه ي اين آتش سوزان ازسوي مسئولين- آگاهان و كارشناسان دلسوز و متعهد سخن ها گفته شده است و بسياري حقايق تلخ و شيرين بيان گشته است. يكي ازاين حقايق اين است كه ميزان تقاضا عامل اصلي تعيين ميزان عرضه يك محصول دربازار مي باشد. بناء عامل تعيين كننده ميزان توليد و عرضه مواد مخدر ارتباط مستقيم با ميزان تقاضاي آن درسطح منطقه وجهان دارد. ازديگرسو ميزان تقاضا و بازارمصرف مواد افيوني درجهان را شبكه مافيايي قاچاق و توزيع مواد مخدر تعيين مي نمايد و تازماني كه بازار مصرف مواد مخدر با استفاده از اقدامات وراهكارهاي مبتني بر اصول علمي و عملي محدود نگردد توليد و قاچاق آن امري بسيار مشكل و چه بسا غيرممكن خواهد بود. البته بدون شك شبكه هاي مافيايي بين المللي درطول شبكه هاي داخلي و منطقه اي نقشي بارز و آشكار را دراين زمينه ايفا مي نمايد.

بنا برآمارهاي اعلام شده از سوي مقامات ايراني و افغان امروزه حدود 3ميليون جوان بالقوه فعال و موثر درايران و حدود يک ميلون  نفر نيز درافغانستان دچار اعتياد به مواد مرگ آور مخدر مي باشد. يعني مي توان گفت كه حدود 4ميليون انسان كه مي تواند به عنوان نيروي انساني فعال و كارآمد، درجامعه موثر و مفيد واقع شود صرف نظر از صدمات مالي- جاني و روحي كه شعاع آن به صد ها ميليون  دالر سرمايه ملي و ميليونها نفر از جمعيت و نيروي انساني  مي رسد؛ عملا اين معتادين از چرخه بازار كار و فعاليت مفيد و سازنده خارج و به عنوان باري دوش جامعه  دراين كشورها سنگيني مي كند.درضمن  به موازات پيشرفت علم ، صنعت و تكنولوژي شبكه هاي مافيايي قاچاق مواد مخدر نيز ازاين كاروان جدا نبوده و از مجهزترين و پيچيده ترين ابزار و شيوه ها براي گسترش اعتياد و ترانزيت مواد مخدر بهره مي برند و به ميزان بالايي نيز دركارشان موفق بوده اند كه ارقام نجومي معتادين و گسترش روزافزون آن مويد اين مطلب است. حال بايد ديد كه دراعتياد جوانان به مواد مخدر و تشويق كشت و توظيف جوانان به انتقالات مواد مخدر؛ نقش قاچاقبران مواد مخدر ايراني و افغان چيست؟

همانگونه كه اشاره گرديد مواد مخدر قدامتي طولاني دارد و به موازات سوء مصرف و اعتياد به مواد مخدر به تناسب سياستها و رويكردهاي حكومت ها و دولتهاي جهان سياستهاي مختلفي روي دست گرفته شده است به عنوان مثال گروه طالبان در طول 7 سال حكومت خود درافغانستان عملا از توليد مواد مخدر به عنوان عمده ترين منبع عايداتي خويش بهره برده و بعد از سرنگوني طالبان و تحولات بعدي- دولت افغانستان و جامعه جهاني سياست مبارزه با اين پديده را درپيش گرفته است . درايران وساير کشورهاي منطقه نيز  به دليل مرز مشترك و طولاني با افغانستان همه ساله امار و ارقام كلان و متعددي را درزمينه مبارزه با قاچاق مواد مخدر اعلام مي كند اما علي رغم تمام اين تفاسير ميزان اعتياد جوانان و مردم اين كشورها به مواد مخدر روزبه روز افزايش داشته وقاچاقبران با استفاده از روش هاي متعدد ومفيد به نفع خودشان که هماناً ترغيب کتله هاي وسيع مردم به کشت ، تجارت ومصرف ، تزريق ويروس فساد درادارات حکومتي وتشويق مخربين وباندهاي اخلال گر نظم عامه  استفاده موثر هماهنگ و تقريباً شکست ناپذير نموده است. روي اين اصل  مسلم است كه فعاليت قاچاقبران ومواد مخدر همانگونه كه درد وضرر مشترك است . درمان مشترك ، همسو و هماهنگ منطقوي وجهاني نيزمي طلبد كه با عزم و اراده محكم و جدي از سوي ملتها و حكومتها هردوكشور بايد عملي گردد. لذا مسأله مهم اين است كه براي تفكيك - شناسايي ، گرفتاري ، محدود ساختن و مقابله با قاچاقبران ايراني وافغان چه تدابيري بايد اتخاذ و ازچه روش ها و ميتود هايي بايد استفاده گردد؟

عملکرد وزارت مبارزه با مواد مخدر (31/3/89)

دراين برنامه به دست آوردهاي وزارت مبارزه با موادمخدر درمبارزه با توليد مواد مخدر و نيز تاثير کمک هاي امريکا به دهاقيني که از کشت مواد مخدر پرهيز نمايند. خواهيم پرداخت

دست آوردها و فعاليت هاي وزارت مبارزه با مواد مخدر چگونه بوده است؟

کمک هاي امريکا به ولايات و دهاقيني که توليد مواد مخدر را به صفر رسانيده اند، چه تاثيري بر کاهش مواد مخدر داشته است؟

ارائه کشت جايگزين به جاي خشخاش، شامل چه مواردي بوده و چه تاثيري درکاهش کشت ترياک داشته است؟

آيا زعفران، بهترين جايگزين خشخاش است؟

استراتيژي مبارزه با مواد مخدر و اقدامات وزارت مبارزه با مواد مخدر چقدر کارساز واقع شده است؟

دولت افغانستان به طورعموم و وزارت مبارزه با مواد مخدر به طورخاص درزمينه مبارزه با کشت و قاچاق مواد مخدر بعد از سال 2001 و سقوط طالبان تلاش ها و فعاليت هاي مختلفي را انجام داده است. به گفته وزير و مسئولين وزارت مبارزه با مواد مخدر، برنامه هاي اين وزارتخانه ضمن تخريب مزارع کشت خشخاش و دستگيري قاچاقچيان مواد مخدر،در مناطقي که مواد مخدر کشت نمي شود شامل هزينه هاي کلان در زمينه بذر، کود، تجهيزات کشاورزي، احداث نيروگاه برق و احياي زيرساخت ها مي باشد. دولت افغانستان به همکاري جامعه جهاني علي الخصوص امريکا برنامه هاي مختلفي را دراين زمينه روي دست گرفته است. به گفته ضراراحمد مقبل وزير مبارزه با مواد مخدر، درطرح مقدماتي که ازسوي اين وزارت براي سال 2010 تهيه شده است قراراست تا 25 ولايت از مجموع 34 ولايت افغانستان  از کشت خشخاش پاک شود. ولي تاکنون خبري از پيشرفتهاي اين برنامه در رسانه ها نشرنيافته است. با وجود اينکه افغانستان در صدر کشورهاي توليد کننده مواد مخدر قرار دارد، اما آمارها نشان دهنده ي فعاليت هاي مختلف دولت افغانستان درمبارزه با مواد مخدر است؛ به عنوان نمونه درسال 2005 دولت افغانستان توانست تنها 5 هزار هكتار از مزارع کشت خشخاش را تخريب نمايد، كه فقط 5 درصد كل اراضي تحت كشت خشخاش در سال 2005 بود، براي سال 2006 ارقام حتي شگفت‌انگيزتر هستند، چرا که نخستين مبارزه واقعي ملي نابودسازي ترياک،، با يك افزايش 49 درصدي، در کشت و توليد ترياک، نسبت به سال 2005 روبه‌رو شد که رقمي بالغ بر 6100 تن ترياک را نشان ميدهد که اين رقم بي‌سابقه بوده است. و به ‌رغم نابودسازي (15300 )هكتار در سال 2006، كشت خشخاش 59 درصد افزايش يافت و به رقم (165000) هكتار بالغ شد. اما اگر با ديدي منصفانه به امورنگريسته شود نبايد از اقدامات و تلاشها دراين زمينه چشم پوشي گردد حال بايد ديد که دستاوردهاي وزارت مبارزه با مواد مخدر طي اين سالها چه بوده است؟

دولت امريکا تاکنون مبالغ بلندي را در زمينه مبارزه با مواد مخدر به مصرف رسانيده است، اختصاص 38 ميليون دالر به مبارزه با مواد مخدر دريک مرحله و نيز اعلام مصرف 2 ميليارد دالر درهمين زمينه اگر چه با اعلام تکذيب و بي خبري وزارت مبارزه با مواد مخدر در زمان وزارت جنرال خدايداد روبروگشت اما به هرحال مبالغ هنگفتي ازسوي دولت ايالات متحده دراين زمينه اختصاص يافته است. علاوتا طرح اعطاي مبالغ تشويقي يک ميليون دالري به ولاياتي که توليد مواد مخدر را به صفر رسانده يا کارنامه موفقي را دراين زمينه ارائه نمايد از زمره همين اقدامات است که براساس اين طرح هرولايتي که موفق به محو کشت يا کاهش قابل ملاحظه مواد مخدر گردد. مي تواند اين مبلغ را دريافت و به انتخاب مردم و دهاقين آن ولايت به مصرف مي رسد. اگرچه اعطاي کمک نقدي به دهاقين درکوتاه مدت مي تواند مشوق خوبي براي آنان باشد اما اگر اين مبالغ در امور عام المنفعه و به شکل اصولي و اساسي به مصرف برسد مي تواند درنهايت به عنوان سمبول تلاش و ايثار دهاقين و دولتمردان و کشورهاي کمک کننده، اثرات بعدي مفيد تر و موثرتري داشته باشد.

به دنبال ناکامي ها در مبارزات سنتي با کشت مواد مخدر دولت افغانستان، کشورهاي حامي و برخي سازمان‌هاي بخشنده و اعطاكننده پول رويكرد متفاوتي را نسبت به مسئله ترياك در نظر مي‌گيرند. آنان ذهن خود را روي مسأله اقتصادي اين چالش تمركز مي‌دهند. اتحاديه اروپا اخيرا حدود 376 ميليون يورو وقف ايجاد راه هاي معيشتي جايگزين توليد ترياك بين سال‌هاي 2006 و 2010 نموده است. اداره آمريكايي توسعه بين‌المللي و چندين سازمان غيردولتي در بخش‌هاي جديد كشاورزي و فرآورده‌هاي آن سرمايه‌گذاري كرده‌اند. در برخي موارد دوباره به ميان آوردن محصولاتي بود كه پيش‌تر درآمدهاي ثابت براي بسياري افراد فراهم مي‌ساخت. با ترتيب دادن اعانات و سوباسايد ها و پول‌هاي کمکي، آنان سعي دارند فرآورده‌هايي چون روغن گل سرخ، زعفران، پسته و بادام و امثال آن، كشمش‌ و ميوه‌جات مختلف را به عنوان جايگزين‌هايي براي خشخاش استفاده كنند. يك راهبرد ديگر تجديد حيات صنعت فرش افغان‌هاست، كه سعي دارد افغانستان را دوباره در ميان يكي از بزرگ‌ترين صادركنندگان فرش جهان رقم زند. اين كوشش‌ها بخشي از وظايف صندوق هماهنگ‌‌‌كننده سازمان ملل ضد مواد مخدر است كه مي‌خواهد راه‌هاي معيشتي جايگزين را تأمين مالي كند. در ضمن مي‌خواهد جايگزين‌هايي براي موسسه‌هاي جديد دولتي كه با كنترل موادمخدر درگير هستند، پيدا كند و آنها را تأمين مالي نمايد. تأمين بودجه مبارزه اطلاعاتي بر ضد موادمخدر، واحدهاي پليس موادمخدر محلي و منطقه‌اي، و درمان معتادان به موادمخدر نيز جزو اين برنامه است. اتحاديه اروپا هم اينك 15 ميليون  دالر به اين صندوق تخصيص داده است و دولت‌هاي عضو اتحاديه اروپا هم اين روند را دنبال مي‌كنند. بايد ديدکه اين اقدامات چه تاثيري درکاهش کشت مواد مخدر داشته است؟

به باور برخي کارشناسان،  زعفران که به طلاي سرخ درجهان مشهوراست، نه تنها مي‌تواند جايگزين خوبي به جاي خشخاش باشد و عوايد چندين برابر خشخاش را براي کشاورزان به بار بياورد، بلکه با زحمت کمي که مي‌خواهد سهولت‌هاي زيادي را نيز براي کشاورزان ايجاد مي‌نمايد. يکي ازسهولت‌هاي کشت زعفران در اين است که وقتي کشاورزي براي اولين بار زعفران را کشت مي‌کند مي‌تواند تا ده سال از آن محصول جمع‌آوري نمايد. دهقاني که از هر جريب زمين بيست کيلوگرام ترياک به دست مي‌آورد و با توجه به اينکه هرکيلوگرام ترياک را معادل دو هزار افغاني به فروش مي‌رساند، پول حاصل از آن چهل هزار افغاني مي‌شود در حاليکه اگرکشاورز از يک جريب زمين خود فقط دو کيلوگرام زعفران را حاصل کند قيمت آن شش هزار دالر امريکايي است که چندين برابر درآمد حاصل از ترياک مي‌شود. تاکنون کشت زعفران و نتايج حاصله درولايات هرات و بلخ دراين زمينه قابل ملاحظه و اميد وارکننده بوده است؛ چنانچه زعفران کاران ولايت هرات در مدت زمان کوتاهي موفق به کسب موفقيت ها و جايگاه مناسبي درزمينه اين محصول با ارزش در سطح جهان براي افغانستان کسب نمايد، علاوه برولايت هرات و بلخ در حال حاضر در تمامي ولايات شمال و شمال شرقي کشور از جمله پنجشير، تخار، سمنگان و فارياب نيز فارم‌هاي تحقيقاتي زعفران ايجاد شده است افزود.

 بنا بر عقيده کارشناسان و آگاهان، درزمينه استراتيژي مبارزه با مواد مخدر؛ نابودسازي معمولا محصول خشخاش را به‌طور پايدار كاهش نداده ويک كوشش يك‌باره و كوتاه‌مدت است. همچنين نابودسازي معمولا قيمت‌ها را افزايش مي‌‌دهد و نيز سمپاشي هوايي مي‌تواند به قحطي در افغانستان بينجامد، ازسوي ديگراقدامات نابودسازي اجباري در افغانستان بيشتر جمعيت محلي را بيگانه مي‌سازد؛ بدون آنكه پيشرفتي در جنگ بر ضد توليد مواد مخدر به وجود آورد. ازسوي ديگر ارائه کشت هاي جايگزين نيز به دليل بازدهي آن در درازمدت، تاثير آني و کوتاه مدت کمتري دارد. بناء بايد ديدکه استراتيژي مبارزه با مواد مخدر و اقدامات وزارت مبارزه با مواد مخدر چقدر کارساز واقع شده است؟

http://www.afghantv.af/Afghan%20tv-musalas1.html

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادي به آن

مصوب 17/8/76 با اصلاح 9/5/89

 

ماده يك :

اعمال زير جرم است و مرتكب به مجازاتهاي مقرر در اين قانون محكوم مي‌شود.

1- كشت خشخاش و كوكا مطلقاً و كشت شاهدانه به منظور توليد موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي.

2- وارد كردن، ارسال، صادر كردن، توليد و ساخت انواع موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي.

3- نگهداري، حمل، خريد، توزيع، اخفاء، ترانزيت، عرضه و فروش موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي.

4- داير كردن يا اداره كردن مكان براي استعمال موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي.

5- استعمال موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي به هر شكل و طريق، مگر در مواردي كه قانون مستثني كرده باشد.

6- توليد، ساخت، خريد، فروش، نگهداري آلات و ادوات و ابزار مربوط به ساخت و استعمال موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي.

7- فرار دادن يا پناه دادن متهمين، محكومين موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي كه تحت تعقيب‌اند و يا دستگير شده‌اند.

8- امحاء يا اخفاء ادله جرم مجرمان.

9- قرار دادن موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي يا آلات و ادوات استعمال در محلي به قصد متهم كردن ديگري.

تبصره 1:

منظور از موادمخدر در اين قانون، كليه موادي است كه در تصويب‌نامه راجع به فهرست موادمخدر مصوب 1338 و اصلاحات بعدي آن احصاء يا توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به عنوان مخدر شناخته و اعلام مي‌گردد.

تبصره 2 :

رسيدگي به جرائم مواد روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي تابع مقررات رسيدگي به جرائم مواد مخدر مي‌باشد.

 

ماده دو:

هر كس مبادرت به كشت خشخاش يا كوكا كند و يا براي توليد موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي به كشت شاهدانه بپردازد علاوه بر امحاء كشت برحسب ميزان كشت به شرح زير مجازات خواهد شد:

1- بار اول، ده تا صد ميليون ريال جريمه نقدي.

2- بار دوم، 50 تا 500 ميليون ريال جريمه نقدي و سي تا هفتاد ضربه شلاق.

3- بار سوم، صد ميليون تا يك ميليارد ريال جريمه نقدي و يك تا هفتاد ضربه شلاق و دو تا پنج سال حبس.

4- بار چهارم، اعدام

تبصره: هر گاه ثابت شود كشت خشخاش يا كوكا يا شاهدانه به دستور مالك و يا مستأجر ملك و يا قائم مقام قانوني آنها صورت گرفته است، شخص دستور دهنده كه سبب بوده است به شرط آن كه اقوي از مباشر باشد، به مجازاتهاي مقرر در اين ماده محكوم مي‌شود و مباشر كه متصدي كشت بوده است، به 10 تا 30 ميليون ريال جريمه نقدي و پانزده تا چهل ضربه شلاق محكوم خواهد شد.

 

ماده سه :

هركس بذر يا گرز خشخاش يا بذر يا برگ كوكا و يا بذر شاهدانه را نگهداري، مخفي و يا حمل كند به يك ميليون تا 30 ميليون ريال جريمه نقدي و يك تا هفتاد ضربه شلاق محكوم خواهد شد. در مورد بذر شاهدانه قصد توليد موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي از آنها بايد احراز شود.

 

ماده چهار :

هر كس بنگ، چرس، گراس، ترياك، شيره، سوخته، تفاله ترياك و يا ديگر مواد مخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي كه فهرست آنها به تصويب مجلس شوراي اسلامي مي‌رسد را به هر نحوي به كشور وارد و يا به هر طريقي صادر يا ارسال نمايد يا مبادرت به توليد، ساخت، توزيع يا فروش كند يا در معرض فروش قرار دهد با رعايت تناسب و با توجه به مقدار مواد مذكور به مجازاتهاي زير محكوم مي‌شود:

1- تا پنجاه گرم، تا چهار ميليون ريال جريمه نقدي و تا پنجاه ضربه شلاق.

2- بيش از پنجاه گرم تا پانصدگرم، از چهار ميليون تا پنجاه ميليون ريال جريمه نقدي و بيست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و در صورتي كه دادگاه لازم بدانند تا سه سال حبس.

3- بيش از پانصد گرم تا پنج كيلوگرم، از پنجاه ميليون ريال تا دويست ميليون ريال جريمه نقدي و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و سه تا پانزده سال حبس.

4- بيش از پنج كيلوگرم، اعدام و مصادره اموال ناشي از همان جرم.

تبصره :

هرگاه محرز شود مرتكبين جرائم موضوع بند4 اين ماده براي بار اول مرتكب اين جرم شده و موفق به توزيع يا فروش آنها هم نشده و مواد، بيست كيلو يا كمتر باشد دادگاه با جمع شروط مذكور آنها را به حبس ابد و هفتاد و چهار ضربه شلاق و مصادره اموال ناشي از همان جرم محكوم مي‌نمايد. در اوزان بالاي بيست كيلوگرم مرتكبين تحت هر شرايطي اعدام مي‌شوند.

 

 

 

 

ماده پنج :

هركس ترياك و ديگر موادمخدر مذكور در ماده 4 را خريد، نگهداري، مخفي يا حمل كند با رعايت تناسب و با توجه به مقدار مواد و تبصره ذيل همين ماده به مجازاتهاي زير محكوم مي‌شود:

1- تا پنجاه گرم، تا سه ميليون ريال جريمه نقدي و تا پنجاه ضربه شلاق.

2- بيش از پنجاه گرم تا پانصد گرم، پنج تا پانزده ميليون ريال جريمه نقدي و ده تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.

3- بيش از پانصدگرم تا پنج كيلوگرم، پانزده ميليون تا شصت ميليون ريال جريمه نقدي و چهل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و دو تا پنج سال حبس.

4- بيش از پنج كيلوگرم تا بيست كيلوگرم، شصت تا دويست ميليون ريال جريمه نقدي و پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و پنج تا ده سال حبس و در صورت تكرار براي بار دوم علاوه بر مجازاتهاي مذكور، به جاي جريمه مصادره اموال ناشي از همان جرم، و براي بار سوم اعدام و مصادره اموال به استثناء هزينه تأمين زندگي متعارف براي خانواده محكوم.

5- بيش از بيست كيلوگرم تا يكصدكيلوگرم، علاوه بر مجازات مقرر در بند 4 به ازاء هر كيلوگرم دو ميليون ريال به مجازات جزاي نقدي مرتكب اضافه مي‌گردد و در صورت تكرار اعدام و مصادره اموال ناشي از همان جرم.

6- بيش از يكصد كيلوگرم، علاوه بر مجازات جريمه نقدي و شلاق مقرر در بندهاي 4 و 5 حبس ابد و در صورت تكرار اعدام و مصادره اموال ناشي از همان جرم.

تبصره: «مرتكبين جرائم فوق چنانچه به صورت زنجيره‌اي عمل كرده باشند و مواد براي مصرف داخل باشد مشمول مجازاتهاي ماده 4 خواهند بود. و چنانچه يكي از دو شرط موجود نباشد به مجازاتهاي اين ماده محكوم مي‌گردند

 

ماده شش :

مرتكبين جرائم مذكور در هريك از بندهاي 1، 2 و 3 دو ماده 4 و 5 در صورت تكرار جرم مذكور در همان بند يا هريك از بندهاي ديگر، براي بار دوم به يك برابر و نيم، براي بار سوم به دو برابر و در مرتبه‌هاي بعد به ترتيب دو و نيم، سه، سه و نيم و... برابر مجازات جرم جديد محكوم خواهند شد. مجازات شلاق براي بار دوم به بعد، حداكثر هفتاد و چهار ضربه است.

چنانچه در نتيجه تكرار جرائم موضوع بندهاي مذكور از ماده 4 ميزان موادمخدر به بيش از پنج كيلوگرم برسد مرتكب به مجازات اعدام و مصادره اموال ناشي از همان جرم محکوم مي‌شود و چنانچه در نتيجه تكرار جرائم مذكور از دو ماده 4 و 5 يا بندهاي مذكور در ماده 5 مواد به بيش از پنچ كيلوگرم برسد به دو برابر مجازات بند 4 از ماده 5 محكوم خواهد شد .

 

ماده هـفـت :

در صورتيكه مرتكب جرائم مذكور به موادمخدر 4 و 5 از كاركنان دولت يا شركت‌هاي دولتي و مؤسسات و سازمان‌ها و شركتهاي وابسته به دولت باشد و مطابق قوانين استخدامي مشمول انفصال از خدمات دولتي نگردد علاوه بر مجازاتهاي مذكور در مواد قبل براي بار اول به شش ماه انفصال و براي بار دوم به يكسال انفصال و براي بار سوم به انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم مي‌شود.

 

ماده هـشـت :

هر كس هروئين، مرفين، كوكائين و ديگر مشتقات شيميايي مرفين و كوكائين و يا ليزرژيك اسيد دي ‌اتيل آميد (ال.اس.دي)، متيلن دي اكسي‌ مت ‌آمفتامين (ام.دي.ام.آ. يا آكستاسي)، گاما هيدروكسي بوتيريك اسيد (جي.اچ.بي)، فلونيترازپام، آمفتامين، مت آمفتامين (شيشه) و يا ديگر مواد مخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي كه فهرست آنها به تصويب مجلس شوراي اسلامي مي‌رسد را وارد كشور كند و يا مبادرت به ساخت، توليد، توزيع، صدور، ارسال، خريد يا فروش نمايد و يا در معرض فروش قرار دهد و يا نگهداري، مخفي يا حمل كند با رعايت تناسب و با توجه به ميزان مواد به شرح زير مجازات خواهدشد.

1- تا پنج سانتي‌گرم، از پانصدهزار ريال تا يك ميليون ريال جريمه نقدي و بيست تا پنجاه ضربه شلاق.

2- بيش از پنج سانتي‌گرم تا يك گرم، از دو ميليون تا شش ميليون ريال جريمه نقدي و سي تا هفتاد ضربه شلاق.

3- بيش از يك گرم تا چهار گرم، از هشت ميليون تا بيست ميليون ريال جريمه نقدي و دو تا پنج سال حبس و سي تا هفتاد ضربه شلاق.

4- بيش از چهار گرم تا پانزده گرم، از بيست ميليون تا چهل ميليون ريال جريمه نقدي و پنج تا هشت سال حبس و سي تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.

5- بيش از پانزده گرم تا سي گرم، از چهل ميليون تا شصت ميليون ريال جريمه نقدي و ده تا پانزده سال حبس و سي تا هفتاد و چهار ضربه شلاق.

6- بيش از سي گرم، اعدام و مصادره اموال ناشي از همان جرم.

 

تبصره1 :

هرگاه محرز شود مرتكب جرم موضوع بند (6) اين ماده براي بار اول مرتكب اين جرم شده و موفق به توزيع يا فروش آن هم نشده در صورتيكه ميزان مواد بيش از يكصدگرم نباشد با جمع شروط مذكور يا عدم احراز قصد توزيع يا فروش در داخل كشور با توجه به كيفيت و مسير حمل، دادگاه به حبس ابد و مصادره اموال ناشي از همان جرم ، حكم خواهد داد.

 

تبصره 2 :

در كليه موارد فوق چنانچه متهم از كاركنان دولت يا شركتهاي دولتي و شركتها و يا مؤسسات وابسته به دولت باشد، علاوه بر مجازاتهاي مذكور در اين ماده به انفصال دائم از خدمات دولتي نيز محكوم خواهد شد.

 

 

 

 

ماده نه :

مجازاتهاي مرتكبين جرائم مذكور در بندهاي 1 تا 5 ماده 8 براي بار دوم يك برابر و نيم مجازات مذكور در هر بند و براي بار سوم دو برابر ميزان مقرر در هر بند خواهد بود.

مجازات شلاق براي بار دوم به بعد، حداكثر هفتاد و چهار ضربه مي‌باشد.

چنانچه در مرتبه چهارم مجموع موادمخدر در اثر تكرار به سي گرم برسد مرتكب در حكم مفسدفي‌الارض است و به مجازات اعدام محكوم مي‌شود. حكم اعدام در صورت مصلحت در محل زندگي محكوم و در ملاءعام اجراء خواهد شد. چنانچه مجموع موادمخدر در مرتبه چهارم در اثر تكرار به سي‌گرم نرسد مرتكب به چهل تا شصت ميليون ريال جريمه نقدي ده تا پانزده سال حبس و سي تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محكوم مي‌شود.

 

ماده ده :

حذف شد.

 

ماده يازده :

مجازات اقدام به قاچاق موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي موضوع اين قانون به طور مسلحانه اعدام است و حكم اعدام در صورت مصلحت در محل زندگي مرتكب در ملاء عام اجراء خواهد شد.

 

ماده دوازده :

هر كس موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي را به داخل زندان يا بازداشتگاه يا اردوگاه بازپروري و نگهداري معتادان وارد نمايد، حسب مورد به اشدّ مجازاتهاي مذكور در مواد 4 تا 9 محكوم مي‌گردد و در صورتيكه مرتكب از مأموران دولت باشد به انفصال دائم از مشاغل دولتي نيز محكوم مي‌شود.

هرگاه در اثر سهل‌انگاري و مسامحه مأموران موادمخدر به داخل اين مراكز وارد شود مأموران خاطي به تناسب، به مجازات: الف) تنزل درجه ب) انفصال موقت؛ ج) انفصال دائم محكوم مي‌شوند.

 

ماده سيزده :

هرگاه كسي واحد صنعتي، تجاري، خدماتي و يا محل مسكوني خود را براي انبار كردن، توليد و يا توزيع موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي معد سازد و يا مورد استفاده قرار دهد و يا بدين منظور آنها را در اختيار ديگري بگذارد و نيز هرگاه نماينده مالك با اطلاع يا اجازه وي مرتكب اين امور شود. موافقت اصولي و پروانه بهره‌برداري واحد صنعتي يا جواز كسب واحد تجاري و خدماتي مربوط لغو و واحد يا واحدهاي مذكور در اين ماده به نفع دولت ضبط مي‌گردد.

 

 

ماده چهارده :

هركس به منظور استعمال موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي مكاني را داير و يا اداره كند به پنج ميليون تا ده ميليون ريال جريمه نقدي و بيست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و يك تا دو سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتي محكوم مي‌شود. مجازات تكرار اين جرم، دو تا چهار برابر مجازات بار اول خواهد بود.

تبصره: در صورتي كه مكان مذكور در اين ماده واحد توليدي يا تجاري و يا خدماتي باشد علاوه بر مجازات مفرر در اين ماده، موافقت اصولي و پروانه بهره‌برداري واحد توليدي و نيز پرواونه كسب واحد تجاري و خدماتي مربوط به مدت يك سال از اعتبار مي‌افتد و در صورت تكرار جرم، واحد مذكور به نفع دولت ضبط مي‌شود.

 

ماده پانزده :

معتادان مكلفند با مراجعه به مراكز مجاز دولتي، غيردولتي يا خصوصي و يا سازمان‌هاي مردم‌نهاد درمان و كاهش آسيب، اقدام به ترك اعتياد نمايند. معتادي كه با مراجعه به مراكز مذكور نسبت به درمان خود اقدام و گواهي تحت درمان و كاهش آسيب دريافت نمايد، چنانچه تجاهر به اعتياد ننمايد از تعقيب كيفري معاف مي‌باشد. معتاداني كه مبادرت به درمان يا ترك اعتياد ننمايند، مجرمند.

تبصره 1 :

مراكز مجاز موضوع اين ماده، براساس آيين‌نامه‌اي كه توسط وزارتخانه‌هاي بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و رفاه و تأمين اجتماعي ظرف مدت سه ماه پس از تصويب اين قانون تهيه و به تصويب ستاد مي‌رسد، تعيين مي‌شود.

تبصره2 :

وزارت رفاه و تأمين اجتماعي موظف است ضمن تحت پوشش درمان و كاهش آسيب قراردادن معتادان بي‌بضاعت، تمام هزينه‌هاي ترك اعتياد را مشمول بيمه‌هاي پايه و بستري قرار دهد. دولت مكلف است همه‌ ساله در لوايح بودجه، اعتبارات لازم را پيش‌بيني و تأمين نمايد.

 

ماده شـانزده :

معتادان به مواد مخدر و روان‌گردان مذكور در دو ماده (4) و (8) فاقد گواهي موضوع ماده (15) و متجاهر به اعتياد، با دستور مقام قضايي براي مدت يك تا سه ماه در مراكز دولتي و مجاز درمان و كاهش آسيب نگهداري مي‌شوند. تمديد مهلت براي يك دوره سه‌ماهه ديگر با درخواست مراكز مذكور بلامانع است. با گزارش مراكز مذكور و بنابر نظر مقام قضايي، چنانچه معتاد آماده تداوم درمان طبق ماده (15) اين قانون باشد، تداوم درمان وفق ماده مزبور بلامانع مي‌باشد.

تبصره 1 :

با درخواست مراكز مذكور و طبق دستور مقام قضايي، معتادان موضوع اين ماده مكلف به اجراي تكاليف مراقبت بعد از خروج مي‌باشند كه بنابر پيشنهاد دبيرخانة ستاد با همكاري دستگاه‌هاي ذيربط، تهيه و به تصويب رئيس قوة قضاييه مي‌رسد.

 

تبصره 2 :

مقام قضايي مي‌تواند براي يك بار با اخذ تأمين مناسب و تعهد به ارائه گواهي موضوع ماده (15) اين قانون، نسبت به تلعيق تعقيب به مدت شش ماهه اقدام و معتاد را به يكي از مراكز موضوع ماده مزبور معرفي نمايد. مراكز مذكور موظفند ماهيانه گزارش روند درمان معتاد را به مقام قضايي يا نماينده وي ارائه نمايند. در صورت تأييد درمان و ترك اعتياد با صدور قرار موقوفي تعقيب توسط دادستان، پرونده بايگاني و در غيراين‌صورت طبق مفاد اين ماده اقدام مي‌شود. تمديد مهلت موضوع اين تبصره با درخواست مراكز ذيربط براي يك دوره سه‌ماهه ديگر بلامانع است.

تبصره 3 :

متخلف بدون عذر موجه از تكاليف موضوع تبصره(2) اين ماده به حبس از نود و يك روز تا شش‌ماه محكوم مي‌شود.

 

ماده هـفـده :

چنانچه اتباع جمهوري اسلامي ايران با هر قصدي اقدام به نگهداري، حمل يا قاچاق هر مقدار مواد موضوع اين قانون به داخل يا خارج از كشور نمايند، از زمان قطعي‌شدن حكم به مدت يك تا پنج سال گذرنامه آنان ابطال و ممنوع‌الخروج مي‌شوند و در صورت تكرار، به مدت پنج تا پانزده سال گذرنامه آنان ابطال و ممنوع‌الخروج مي‌شوند. صدور هرگونه گذرنامه براي اتباع ايراني كه در خارج از كشور به سبب جرائم موضوع اين قانون محكوم شده‌اند مشمول ممنوعيت موضوع اين ماده مي‌باشد.

 

ماده هـجـده :

هركـس براي ارتكاب هر يك از جرائم موضوع اين قـانون، اشخاصي را اجير كند يا به خدمت گمارد و يا فعاليت آنها را سازماندهي و يا مديريت كند و از فعاليت‌هاي مذكور پشتيباني مالي يا سرمايه‌گذاري نمايد، در مواردي كه مجازات عمل مجرمانه حبس ابد باشد به اعدام و مـصادره اموال ناشي از ارتكاب اين جرم و در سـاير موارد به حداكثر مجازات عمل مجرمانه، محكوم مي‌شود. مجازات سركرده يا رئيس باند يا شبكه اعدام خواهدبود.

 

ماده نوزده :

افراد غيرمعتادي كه موادمخدر يا روان‌گردان‌هاي صنعتي غيرداروئي استعمال نمايند، برحسب نوع مواد به شرح ذيل مجازات مي‌شوند.

1- استعمال مواد مذكور در ماده (4) به بيست تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و يك ميليون تا پنج ميليون ريال جزاي نقدي.

2- استعمال مواد مذكور در ماده (8) به پنجاه تا هفتاد و